95 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
از سرنگ و سوزن میترسم 🚶🏻‍♂💔
Forwarded from Sick mind
لیست کتاب های درسی که دارم رو تو برنامه نوشن نوشتم. لیست کتاب هایی که باید بخرم و لوازم و تحریر رو هم تو دفتر برنامه ریزیم نوشتم.
برنامه درسی رو پرینت گرفتم و تاریخ آزمون هارو هم توی تقویم مشخص کردم. درمورد آزمون البته... مدرسه هنوز بهمون اعلام نکرده و داره دیر میشه. احتمالا زنگ بزنم با معاون آموزشی یا مشاور مدرسه صحبت کنم.
الان دیگ فقط باید برای ده روز اول برنامه بریزم. کتاب ها رو جمع کنم. بعضی نقاشی ها که حواسم رو پرت میکنه از دیوار بکنم. و خلاصه اتاق و ذهنم رو یکم خلوت کنم.
از شانس قشنگم، فاینال زبانم دقیقا افتاد برای ۳ مهر و روز اول مدارس :)
کلی لوازم تحریر خریدم، حالا اگه حوصله داشتم عکساشون رو میذارم. ((در کل خوشم نمیاد عکس از خریدهام بذارم تو فضای مجازی))
و بالاخره روز شروع کلاس ها :)
خیلی ذوق و شوق ندارم واسش اما مطمئنا یکم میترسم، چون امسال باید یه فرقی داشته باشم (من دیگه! مدرسه که همونه)
برم صبحانه بخورم تا شروع بشه🌲☁️
آخه کلاس مجازی دیگه صبح گاهش چیه :|
🚶🏻‍♂
دبیر ادبیاتمون اول کلاس گفت
سلام خیلی خوشحالم که امسال هم اسمهاتون رو میبینم، نه خودتون رو😐😂
آآآآقا، تازه روز اول بود، همش ۴ تا کلاس و... این همه کتاااااااب ☁️☁️☁️

بله بافت پوشیدم! احتمال سرماخوردگی با بارش جوراب پشمی🚶🏻‍♂
آژنا
دبیر ادبیاتمون اول کلاس گفت سلام خیلی خوشحالم که امسال هم اسمهاتون رو میبینم، نه خودتون رو😐😂
دبیر زبانمونم میگه براتون آهنگ میذارم تنس های زبان رو تمرین کنید، ولی خونه خودتونه دیگه، پاشید باهاش برقصید یه تکون بدید خودتونو 😂🚶🏻‍♂
سال کنکور بامزه شدنا🚶🏻‍♂🚶🏻‍♂🚶🏻‍♂
فاینال زبان رو دادم. خودم که راضی نیستم. تا نتایج بیاد ببینم چه کردم :)
برم یکم ورزش کنم. یه فیلم هم بذارم دانلود بشه! شیمی هم بایدبخونم.
گروه درسیمون رو بستن، دبیر رو هم ادمین نکردن، نه جواب پیام میدن نه تماس...
این دبیر بدبختم تا میاد تو سامانه درس بده میگن صدات بده، دکستاپ شیر رو نمیشه زوم کرد، صفحه ارائه رو نمیبینیم.
دلم میخواد جیغ بکشم و همشونو خفه کنم :|
قشنگ ترین قسمت دبیرستان برای من کلاسای زیست و شیمی و ادبیاته :)
Forwarded from شاسوسا (Far)
نشسته‌ام سهراب می‌خوانم و لذت میبرم از نوشیدن چای در فنجان یادگاری مادربزرگ
ظاهرا همه چیز آرام است و امن و امان
ولی اینگونه نیست
یک فر خشمگین و خسته از بین میله‌های زندان ذهنش‌ فریاد میکشد
گریه می‌کند
همه جا را به هم میریزد و ظرف‌ها را میشکند
از این نقاب و تظاهر به آرام بودن خسته است
از رفتن و رفتن و رفتن خسته است؛
شعر مسافر را می‌خوانم،فنجان چای را سر میکشم و به رسیدن فکر میکنم
به فر خشمگین درونم فکر میکنم،که سزاوار رسیدن است.
کل امروز رو حالم خوب نبود. الان میخوام برم سر درس نمیدونم میتونم بخونم یا نه. بدن درد و سر درد وحشتناکی دارم. از ظهر تا ساعت ۹ خواب بودم، حالا چجوری شب بخوابم :) خلاصه با خودم درگیرم. اگه نتونستم درس بخونم یکم کتاب میخونم یا یه قسمت فرندز میبینم.
دیگه غر نزنم. بعد از یه سال سرماخوردگی گرفتم, میتونم زود سرحال بشم.
#about_day
جدا حالم خوب نیست. بدن درد وحشتناکیه... سرفه میکنم و سرم درد میکنه. مدام هم چشام سیاهی میره و کلا سرگیجه دارم. دارم استرس درس هام رو میگیرم. باید درس بخونم اما نمیتونم. چرا همه چی انقدر وحشتناکه؟ :)
حتی نمیتونم کتاب بخونم یا فیلم ببینم. بدن درد امونمو بریده.
خیلی سردمه! آب جوش ریختم برای خودم. میخوام تلاشمو بکنم.
فکر کنم کروناعه.
اگرم نتونستم، میرم میخوابم! فاک!