«پدر، من دختر بدی نیستم، و هرگز در زندگيم نخواستم باعث سر افکندگی خانوادهام بشوم. و اگر در راهی قدم گذاشتم برای این بود که فامیل من، به وجود من افتخار کنند و هنوز فکرم همین است و مطمئن هستم که یك روز به هدفم خواهم رسید. من صبح تا شب توی اتاقم هستم و کار خودم را میکنم. من علاقهای به اینکه بیرون بروم ندارم. من خودم هستم؛ زنی که دوست دارد کنار میزش بنشیند و کتاب بخواند و شعر بنویسد و فکر کند.»
قسمتی از نامهی فروغ به پدرش
قسمتی از نامهی فروغ به پدرش
❤6
God Is A Weapon
Falling in Reverse
I can't stop from spinning down the rabbit hole
The deeper that you push, the deeper I will go
They said that God's a woman, I'll worship you the same
'Cause all I do is think about saying your name in vain
You might as well marry me
My sinful confession, you're my obsession
If God is a woman, then God is a weapon
I can't stop from sinning, my halo's just a hole
The deeper that I get inside you, the deeper you will fall
They say that God's a weapon, well, I'm a hand grenade
Try to take this ring from me, watch me detonate
You might as well bury me
My sinful confession, you're my obsession
If God is a woman, then God is a weapon.
@BohemianVirago
God Is A Weapon
Falling In Reverse/Marilyn Manson
Instrumental Version
@BohemianVirago
@BohemianVirago
💘3
آن روزها
فروغ فرخزاد
* خیلی دوستش دارم.
[نسخهی کامل]
فروغ فرخزاد
[...]
روزها رفتند
آن روزهای برفی خاموش
کز پشت شیشه، در اتاق گرم،
هر دم به بیرون خیره میگشتم
پاکیزه برف من، چو کرکی نرم
آرام میبارید
بر نردبام کهنهی چوبی
بر رشتهی سست طناب رخت
بر گیسوان کاجهای پیر
و فکر میکردم به فردا ، آه
فردا
حجم سفید لیز
با خش خش چادر مادر بزرگ آغاز می شدی
و با ظهور سایه مغشوش او، در چارچوب در
که ناگهان خود را رها میکرد در احساس سرد نور
وطرح سرگردان پرواز کبوترها
در جام های رنگی شیشه
…فردا
گرمای کرسی خواب آور بود
من تند و بی پروا
دور از نگاه مادرم خط های باطل را
از مشق های کهنهء خود پاک میکردم
چون برف میخوابید
در باغچه میگشتم افسرده
در پای گلدان های خشک یاس
گنجشک های مرده ام را خاک میکردم
[...]
آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید میپوسند
از تابش خورشید، پوسیدند
و گم شدند آن کوچههای گیج از عطر اقاقیها
در ازدحام پرهیاهوی خیابانهای بیبرگشت.
و دختری که گونههایش را
با برگهای شمعدانی رنگ میزد، آه
اکنون زنی تنهاست
اکنون زنی تنهاست
* خیلی دوستش دارم.
[نسخهی کامل]
در حباب کوچک
فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد
در حباب کوچک... وای.
روشنایی خود را میفرسود
ناگهان پنجره پر شد از شب
شب سرشار از انبوه صداهای تهی
شب مسموم از هرم زهرآلود تنفسها
شب…
گوش دادم در خیابان وحشت زدهٔ تاریک
یک نفر گوئی قلبش را
مثل حجمی فاسد
زیر پا له کرد
در خیابان وحشت زدهٔ تاریک
یک ستاره ترکید
گوش دادم…
نبضم از طغیان خون متورم بود
و تنم…
تنم از وسوسهٔ
متلاشی گشتن.
روی خطهای کج و معوج سقف
چشم خود را دیدم
چون رطیلی سنگین
خشک میشد در کف در زردی در خفقان
داشتم با همه جنبشهایم
مثل آبی راکد
تهنشین میشدم آرام آرام
داشتم
لرد میبستم در گودالم
گوش دادم
گوش دادم به همه زندگیم
موش منفوری در حفرهٔ خود
یک سرود زشت مهمل را
با وقاحت میخواند
جیرجیری سمج و نامفهوم
لحظهای فانی را چرخزنان میپیمود
و روان میشد بر سطح فراموشی
آه، من پر بودم از شهوت، شهوت مرگ
هر دو پستانم از احساسی سرسامآور تیر کشید
آه
من بیاد آوردم
اولین روز بلوغم را
که همه اندامم
باز میشد در بهتی معصوم
تا بیامیزد، با آن مبهم، آن گنگ، آن نامعلوم
در حباب کوچک
روشنایی خود را
در خطی لرزان خمیازه کشید.
🌚3
"داشتم با همه جنبشهایم
مثل آبی راکد
تهنشین میشدم آرام آرام
داشتم
لرد میبستم در گودالم"
مثل آبی راکد
تهنشین میشدم آرام آرام
داشتم
لرد میبستم در گودالم"
آژنا
این ماه دیگه فقط درس، شاید یکی دوتا کتاب دیگه. ولی منتظرم سپتامبر بشه و لیست کتاب درست کنم.
Well, well… another TBR list to feed the endless pile!🕯
These months, my main focus is French, bioinformatics, Python, and reviewing some basics in genetics. so obviously, not much time left for books.
The solution? Poetry and short stories. Quick doses!
My September/October TBR so far:
و داستانهای کلاس فریما که برای خوندنشون خیلی ذوق دارم:
These months, my main focus is French, bioinformatics, Python, and reviewing some basics in genetics. so obviously, not much time left for books.
The solution? Poetry and short stories. Quick doses!
My September/October TBR so far:
– Sylvia Plath (poems)🌲
– Marina Tsvetaeva
– Charles Baudelaire
– Octavia E. Butler (short fiction)
– Shirley Jackson
– Anna Akhmatova🌲
– هدایت
– Charles Dickens 🌲
– H. P. Lovecraft🌲
و داستانهای کلاس فریما که برای خوندنشون خیلی ذوق دارم:
هفته اول: ARABY از جیمز جویس🌲#books
هفته دوم: A PAINFUL CASE 🥀
هفته سوم: The devil and Tom Walker 🌲
هفته چهارم: Occurrence از توماس برنهارت🥀
❤4🍓1
Echoes of Eden (Episode 6)
Jasmine
قسمت ششم؛ امروز یک شعر فارسی براتون خوندم: «آنگاه پس از تندر» از اخوان ثالث. جذابیت این شعر برای من وقتی بیشتر شد که فهمیدم شاعر مستقیما از فیلم «مهر هفتم» برگمان الهام گرفته. تو این قسمت خیلی کوتاه به فیلم اشاره میکنم و شعر رو براتون میخونم.
Echoes of Eden
Echoes of Eden
❤4