آژنا
Photo
میان این همه آدمهای جورواجور آنقدر احساس تنهایی میکنم که گاهی گلویم میخواهد از بغض پاره شود. حس خارج از جریان بودن دارد خفهام میکند. کاش در جای دیگری به دنیا آمده بودم، جایی نزدیك به مرکز حرکات و جنبشهای زنده، افسوس که همه عمرم و همه تواناییهایم را باید فقط و فقط به علت عشق به خاك و دلبستگی به خاطرهها در بیغولهای که پر از مرگ و حقارت و بیهودگی است تلف کنم. همچنان که تا به حال کردهام.
- فروغ فرخزاد
- فروغ فرخزاد
گاهی وقتها، عذرخواهی میکنم که عذرخواهی بشنوم.
هرگز نمیگم دوستت دارم که دوستت دارم بشنوم، هرگز تعریف نمیکنم که تعریف بشنوم.
اما میخوام بخشیده بشم، برای این که من هم ببخشم و فراموش کنم.
هرگز نمیگم دوستت دارم که دوستت دارم بشنوم، هرگز تعریف نمیکنم که تعریف بشنوم.
اما میخوام بخشیده بشم، برای این که من هم ببخشم و فراموش کنم.
💘4
باید یه کتاب ثابت بذارم برای مترو. تو خونه ممنوع، بشینه تو کیفم، فقط برای مشغول بودن دستها و چشمها در مترو...
🎄4
میام خونه، پنجره رو باز میکنم، پرده رو حدود پنجسانت کنار میزنم، بالشت رو به دیوار زیر پنجره تکیه میدم و روی تخت دراز میکشم.
باد خنکی بهم میخوره و فضای اتاق ترکیبی از نور نارنجی عصر و رنگ قرمز پرده شده. کتاب میخونم، فیلم میبینم و به موسیقی گوش میدم.
فکر کنم، تابستون باید این شکلی باشه.
باد خنکی بهم میخوره و فضای اتاق ترکیبی از نور نارنجی عصر و رنگ قرمز پرده شده. کتاب میخونم، فیلم میبینم و به موسیقی گوش میدم.
فکر کنم، تابستون باید این شکلی باشه.
❤4🎄1
A Scenery of Loss
Draconian
Devour my soul as I enter the dark and cold
Fallen from heaven's domains - god's vengeance unfolds
This scenery of loss, a ruined empire of dismay;
A pathway of decay leading afar and always astray.
Fallen from heaven's domains - god's vengeance unfolds
This scenery of loss, a ruined empire of dismay;
A pathway of decay leading afar and always astray.
💘3