97 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
heart beats slow
but you feel every single throb ripple through your whole body.
Like your heart isn’t in your chest anymore, it’s in your fingertips. In your lips.
As if your whole body has become one quiet, pulsing heart.
A wild, living thing.
Beating slow.
Beating hard.
🎄2
Your chest rises like it’s lifting centuries of grief,
and falls like surrender.
Every inhale stretches too long,
you can kiss a memory
and still make it to the next second.
People talk like they’re underwater.
You hear music where there’s silence.
You feel love in someone’s blink.
You touch lust in the wind.
🎄2
You’re heavy,
Like your body is a cathedral filled with incense and ghosts.
You’re present but far.
Here, and so deeply not!
🎄1
The euphoria:
the quiet before God speaks,
and you’re too gone to listen.
Too gone to care.
(God?!)
🎄1
the blur between “I’m alive” and “I can’t do this anymore.”
💘1
The weight of a soul too tired to carry its body.
💘1
Some feelings devour you from within and leave you with an empty body...
کاش الان تعطیلات کریسمس بود، تو یه کشوری مثل مجارستان، اسکاتلند، انگلیس یا فرانسه بودم، برف میومد، شهر پر از ریسه‌های برق برقی و درخت‌های کاج تزئین شده بود، شب‌ها کافه‌ها شلوغ می‌شدن و نوشیدنی‌های مخصوص این موقع سال به منوها اضافه شده بودن، هر از چندگاهی یه گروه از جوون‌های مست در حال خوندن آواز از کوچه‌ها می‌گذشتن.
من هم تو خونه جلوی لپتاپم نشسته بودم در حالی که خودم رو توی پتو پیچیدم و جوراب‌های پشمی پامه، یه فیلم سیاه و سفید در حال پخشه اما حواسم پرت اینه که فردا که می‌خوام برم بیرون لباس چی بپوشم.
🎄2
ساختن این تصویر ذهنی با در نظر گرفتن شرایط الان زندگیم، شبیه خط و خش انداختن رو روح و روانمه.
هوا هم که گرم...
💔1
اصلن من تصمیم گرفتم عاشق بشم.
🍓1
-
🎄2
The Fucking Ritual
🍓1
Let Me Heal
Seether
And with my demise I'll get release
So please just let me heal
💘1
دلم برای بابا تنگ شد یهو.
یه روزه ندیدم‌ش و وضعیت اینه.
بعد می‌خوام از ایران برم... از دلتنگی می‌میرم که.
با تشکر از این کیری‌ها، روزم کامل شد.
🎃1
حقیقتن روی مود خوب نبودنم داره تکراری می‌شه ولی کل فصل امتحانا و دور و بر تولدم همینه که هست :/
تقصیر آخونده.
فصل امتحان؟
فصل؟
آژنا
با تشکر از این کیری‌ها، روزم کامل شد.
یکی از دخترها تو دشوری وایساده بود خیلی عصبانی داشت به حراست فحش می‌داد و غر می‌زد، گفت:
من بخوام یکی رو تحریک کنم می‌کنم، چه مانتوم بلند باشه چه کوتاه."
راستش با این حرفش یکم تحریک شدم-
🍓5❤‍🔥2