97 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
🍓3
هوا تاریک می‌شه من تازه روشن می‌شم🌨
اشکال نداره اگه بعضی وقت‌‌ها فقط نمی‌خوای نفس بکشی :)
ولی نفس بکش.
نذار هیچ حروم‌زاده‌ای حتی یه لحظه فکر کنه کنترل زندگی و افکارت دستشه.
3🍓1
اگه کسی رو دارید که می‌تونید بی هوا بهش زنگ بزنید و بگید "ببین، من تو اتوبوس نشسته‌ام و ممکنه هرآن قلبم از تپیدن بایسته" و اون شمارو با صداش به زندگی وصل کنه‌.
باور کنید خیلی خوشبخت هستید.
جوری عصبانی‌ام که فقط ست‌های دو سه ساعت ورزش، چیزی نخوردن برای چند هفته متوالی و یه کتاب پونصد صفحه‌ای می‌تونه آرومم کنه.
🍓3
-
* سامپه خوندن، اونم به فرانسوی! بامزه بامزه بامزه.
🍓2
Castle in the Snow
Kadebostany
I'm a zombie
I don't know what to do
I should be hidden in a place
But I gotta stay stay stay, stay stay stay STAY
I'm so lonely
I don't know if I'll get through
I wanna be floating in space
I can see the sky
It's about to cry...
Goodbye
Ramsey
We'd play with shields made of stone
Share our dreams and sit our thrones
Be still, 'cause I see smoke up ahead and I got steel in my hands
We will return like warriors, I swear, that we'll find glory up ahead
Tell me

Where is my home?
I don't recognize the faces anymore, no
Where is my friend?
The one I've known since I was only just a kid

I think it's time to say goodbye
Goodbye, goodbye
🍓2
اگر در شهری زندگی می‌کردم که -تقریبن- هر روز بارون می‌زد، انسان متفاوتی بودم. خوشحال‌ بودم.
هرچی تاریک‌تر، شدید‌تر و طولانی‌تر، بهتر!
شیفته‌ی بازتاب نور قرمز چراغ ماشین‌ها روی خیابون‌های خیس از بارونم. شیفته‌ی رعد و برق.
#Cinnamon
می‌رم کلاس فرانسه و مترجم‌ها رو جاج می‌کنم، درحالی که سرم به خاطر قرص "ضد استرس" سبکه و بدنم کرخت، تو خیابون‌ها می‌چرخم، گوشه ذهنم امتحان فردا صبح سنگینی می‌کنه اما حواسم به سایه درخت‌ها پرت می‌شه. به این فکر می‌کنم که واقعن زنده‌ام یا این یه خیاله. تو اتوبوس سامپه می‌خونم و چرت می‌زنم. تو کوچه‌ی خلوت آواز فالش می‌خونم.
آیا انسان آزادی هستم؟
نه، انسان خسته‌ای‌ام که از وظایف روزمره‌ش دلزده‌ست. از زندگی سگی. مثل پات داستان هدایت. گم شده، رانده شده، ضربه خورده و خیره به کلاغ‌هایی که به انتظار آخرین نفس گرمش نشسته‌اند. آخرین امیدش.
1
به چه درد می‌خورند
دریا ها، رقص ها
وقتی من نباشم.

به چه درد می خورند
کاغذ هاو قلم ها در تاریکی.

به چه درد می‌خورد
من باشم
آزادی ترس خورده نگاهم کند.

به چه درد می‌خورد
انگشت اشاره‌ام
در تفاهم نامهء صلحی که از آن ما نیست

 شمس لنگرودی
رقص با گذرنامه جعلی
😭1
جدی نمی‌تونم درس بخونم دیگه
🍓2