My Heart Is Broken
Evanescence
I can't go on living this way
But I can't go back the way I came
Shamed of this fear that I will never find
A way to heal my soul
.
But I can't go back the way I came
Shamed of this fear that I will never find
A way to heal my soul
.
زمانهایی دچار خلسه عرفانی میشم و به این دانش میرسم که هولی مادر آف ارث، به من زندگی و زمان محدودی در زمین عطا شده که "مال منه"، تا وقتی تاثیر اعمالم محدود به "من" هست، میتونم برینم توش و به هیچکس جواب پس ندم!
این بدن هم مال منه! به اون هم میتونم برینم! هرچی خواستم بپوشم، هرجا خواستم برم، نقاشی بکشم، درس بخونم، گند بزنم، زمین بخورم، دامن بپوشم، کتاب بخونم، پیرسینگ بزنم، برقصم، سفر برم، آرایش کنم، یا نکنم، کج و کوله باشم، یا نباشم!
کلن هر غلطی دلم خواست بکنم.
و بقیه آدمها رو رها کنم تا هرکار دلشون خواست با زندگیشون بکنن.
برای وقتهایی یادم میره چنین حقیقتی هم در جهان وجود داره و اینکه دنیا زیادی بزرگ، ناشناخته و بامزهست برای اینکه زمانم رو به قضاوت خودم یا دیگران بگذرونم و از دستش بدم.
And of course, I'll share my wisdom with u guys!
یکم بیادبانهست ولی نمیتونم قشنگ بنویسمش.
این بدن هم مال منه! به اون هم میتونم برینم! هرچی خواستم بپوشم، هرجا خواستم برم، نقاشی بکشم، درس بخونم، گند بزنم، زمین بخورم، دامن بپوشم، کتاب بخونم، پیرسینگ بزنم، برقصم، سفر برم، آرایش کنم، یا نکنم، کج و کوله باشم، یا نباشم!
کلن هر غلطی دلم خواست بکنم.
و بقیه آدمها رو رها کنم تا هرکار دلشون خواست با زندگیشون بکنن.
برای وقتهایی یادم میره چنین حقیقتی هم در جهان وجود داره و اینکه دنیا زیادی بزرگ، ناشناخته و بامزهست برای اینکه زمانم رو به قضاوت خودم یا دیگران بگذرونم و از دستش بدم.
And of course, I'll share my wisdom with u guys!
یکم بیادبانهست ولی نمیتونم قشنگ بنویسمش.
❤6
Reading In Bed
Emily Haines & The Soft Skeleton
With all the luck you've had
Why are your songs so sad?
Sing from a book
You were reading in bed
And took to heart
All of your lives un-led
Reading in bed
Why are your songs so sad?
Sing from a book
You were reading in bed
And took to heart
All of your lives un-led
Reading in bed
بارون خوشگل، تئاتر شهر ، رعد و برق، کتابها، صدای خنده، تکههای یخ و مالت، کلوچه نارگیلی و بازم بارون.
❤3
آژنا
آقاجونم به بابام میگه این دخترات، گل بی خارن، مودبن، مهربونن :)))) بعد بهم میگه ایشالا میری کالیفرنیا درس میخونی بابا. من هم رویاهای بزرگ دارم برات. نسنسنسننسنس
بمیرم الهی.
جاش خالیه تو خونه. مینشستیم پیشش، ذوق میکرد که همه بچههاش جمع شدن دور هم. دست میگردوند سمتمون، بعد میذاشت روی سرش یا قلبش و قربون صدقهمون میرفت.
وقتی تنها بودیم، یه عالمه خاطرههای خندهدار میگفت برام. خودش ریز ریز میخندید.
جاش خالیه تو خونه. مینشستیم پیشش، ذوق میکرد که همه بچههاش جمع شدن دور هم. دست میگردوند سمتمون، بعد میذاشت روی سرش یا قلبش و قربون صدقهمون میرفت.
وقتی تنها بودیم، یه عالمه خاطرههای خندهدار میگفت برام. خودش ریز ریز میخندید.
❤6💔1
خرت و پرتهای نجات دهنده تنگ هم نشستن تا وقتی که برم تهران، کارت مترو رو بهشون اضافه کنم، کتاب جدیدم رو بزنم زیر بغل و راه بیفتم تو شهر.
اگه بارون بیاد، میشه روز شانسم. اگه نیاد هم، خوش به حال کتابم، صفحههاش کمتر موج برمیدارن.
اگه بارون بیاد، میشه روز شانسم. اگه نیاد هم، خوش به حال کتابم، صفحههاش کمتر موج برمیدارن.
❤2