97 subscribers
2.13K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
پیش به سوی درس :)
3🍓1
از این که هوا دیر تاریک میشه خیلی راضی‌ام، میتونم راحت توهم بزنم که هنوز دیر نشده و وقت دارم🌨
6
دیگه دیره برای درس خوندن😭
گریه کنید.
😭61
وای انیمه جدید میازاکی، یکی از صداپیشه‌هاش ماساکی سوداعهT-T
ذوق.
🍓2
برای آدم‌های موردعلاقه‌تون نامه بنویسد.
6🕊1
فکر می‌کنم یه مدت کوتاهی اینجا نباشم.
Wish me luck, send your blessing! :>

* امیدوارم کنکور رو اونجوری که از خودتون انتظار دارید و عالی بدید. استرس طبیعیه، سخت نگیرید خوشگلا.
7😭2🍓1
سلام :>
دارم تو حیاط، پیش عنکبوت‌‌ها و پشه‌ها کاگنتیو ساینس میخونم. احساس کردم بسه دیگه؛ وقتشه بیام بنویسم و سخت نگیرم.
6🍓1
لیست کتاب‌ها
از 17 جولای تا تمام شدن تابستان
به ترتیب: اسم کتاب-نویسنده-مترجم-ناشر
*یادداشت کوتاه

1. هزارپیشه-بوکفسکی-علی‌امیر‌ریاحی-نگاه
2. شب‌های روشن-داستایفسکی-آتش‌برآب-کتاب‌پارسه
3. کالیگولا-کامو-پرویزشهدی-مجید
* سه کتاب در دو شب، از چیناسکی که به شکل کلاسیکی از آدم‌ها بدش میاد، تا شخصیت منزوی و خیالباف شب‌های روشن و بعد کالیگولا؟! اوه.
4. سوگ مادر-شاهرخ مسکوب
5. تئاتر و امپراتوری-بنجامین‌پر-فرزام‌کریمی-علم
* نیمه رها کردم، خوشم نیومد، درواقع برای من یادداشت مترجم از کتاب جذاب‌تر بود!
6. یادداشت روزهای مطالعه-مارسل‌ پروست-مرضیه‌ خسروی-روزگار‌نو
* ترجمه خوبی نبود، ولی خود یادداشت به شدت دوست‌داشتنی بود. خاطرات بچه‌ای که ساعت‌ها گوشه‌ای امن نشستن و کتاب خوندن رو به معاشرت به آدم‌ها ترجیح میده، آشنا بود!
7. داستان آخرین فرار پدر-برونو شولتس-احمد اخوت-همشهری داستان شماره ۷۶ (پنج صفحه بیشتر نداشت!)
یک جفت جوراب ابریشمی-کیت‌ شوپن-وحید اکبری- همشهری داستان شماره ۱۲۵ (پنج صفحه!T-T)
8. نیمکت آخر-خوان مایورگا-صنم نادری- آواژ
9. وصیت خیانت‌شده-میلان کوندرا-فروغ پوریاوری- ثالث
* خیلی وقته دستمه و دلم نمیاد تمومش کنم.
10. ریگ روان-استیو تولتز-پیمان خاکسار-.-.
* این یکی قراره طول بکشه.
11. ماجراهای اسپایدر ویک، جلد ۱ و ۲ و۳-هالی بلک و تونی دیترلیزی-.-.
12. How to be an explorer to the world
13. کفشدوزک-دی.اچ.لارنس- یوسف شیروانی- نیماژ
14. پس از کمونیسم-گردآوری و ترجمه فرید قدمی-هیرمند
*کامل نشد. خیلی قشنگه و همیشه تو کیفم هست.

پایان تابستانِ سگی.
دوماه، 14 کتاب یا داستان در برخی موارد. که با توجه به شرایطی که داشتم خوب بود.

#books
2🎄1
آقای کامو، خیلی لعنتی هستید.
3🍓1
😭3
:)))
حیاط رو آب‌پاشی کردم و به گل‌ها آب دادم، بعد هم شلنگ رو گرفتم رو به بالا و انگار که بارون بیاد، زیرش ایستادم. همون‌طوری خیس نشستم لب ایوون، آهنگ گوش دادم، بلند بلند باهاشون خوندم و مطمئن شدم همسایه‌های کناری، کفتر‌ها و ببعی‌شون (که دیگه الان کبابش کردن و خوردنش) از کنسرتم لذت میبرن.
تا این که هوا تاریک شد، اون‌وقت به آسمون سیاه زل زدم، آش‌دوغ خوردم و به تکامل، کانت و ذهن آدم‌ها فکر کردم.
چند وقت بود انقدر زیاد بهم خوش نگذشته بود.
5🍓3
خونه‌ی مادربزرگه هزارتا قصه داره. خونه‌ی مادربزرگه شادی و غصه داره :(
6🍓2
پشت‌بوم، تاریکی، الکل، ستاره‌های لرزون و چشمک زن، دود، تنهایی، صدای شهر، سبکی سرم، بوی شامپو، نصف دوز، چایی، حرکت زمین زیر پاهام، کتاب‌ها و کلمه‌هایی که منتظرن، ارتفاع، تاریکی.
ماه کجاست؟
5
سرم روی کتاب شعر مشیریه، نگاهم رو به بالا و باد رو که دامنم رو تکون میده حس میکنم.
احساس میکنم بین ستاره‌هام و دارم تو یه سیاه‌چاله گم میشم. سنگین میشم، جمع میشم، شعله‌ور و منفجر میشم، چه رنگ‌های قشنگی. اگه بتونم چشم‌هام رو باز نگه دارم، میبینم‌شون.
3🍓1
از خوبی‌های اینجا اومدن، این بود که یه عالمه زمان داشتم که تکست‌بوک‌های لودیش و آلبرتس رو مقایسه کنم، نصف جلد دو کمپبل رو بخونم، دوتا کورس خوب نوروساینس پیدا کنم و یکی رو استارت بزنم و وقت‌هایی هم که اینترنت داشتم، پایتون، فرانسوی و انگلیسی تمرین کنم :)
این که این همه کارهام رو جلو انداختم که میتونم سه ساعت تمام روی پشت‌بوم کتاب بخونم و به هیچی فکر نکنم، حسابی خوشحالم میکنه. امیدوارم کل تابستون انرژیم رو بالا نگه‌دارم :>
🎄3🍓1
Wow...
سه ساعت نیست، چهارساعته این بالام!
🍓2
Déjà Vu | دژاوو
من از بچگی دوست داشتم دانشمند بشم. نصف کودکی‌ام با مستندهای نجوم شبکه‌ی چهار، کتاب‌های علمی نقاشی‌دار، پرسه زدن میان قفسه‌های کتابخانه‌ها و سؤال پرسیدن از آدم‌بزرگ‌ها گذشت. بزرگ‌ترین قهرمان زندگیم بابام بود، و اون موقع فکر می‌کردم همه‌چیز درباره‌ی همه‌چیز رو می‌دونه. منم می‌خواستم بزرگ بشم و مثل بابام بشم: همه‌چیز درباره‌ی همه‌چیز رو بدونم!
خدای من. انگار خاطرات بچگی‌های خودم رو خوندم!
کنجکاوی سیری‌ناپذیر، بزرگ‌ترین نقطه قوت برای بچه‌های رشته‌های علوم‌پایه‌ست. شوق یادگیری، دونستن و درک کردن دنیا، پیدا کردن مرز‌ها و رد شدن ازشون.
اصلن انتخاب بیوتک از هفده‌سالگی از همین نقطه "می‌خوام بیشتر بدونم!" شروع شد. یادمه به مامان می‌گفتم انگار این رشته رو برای من ساختن! :))
کانال آیسو و حرف‌هاش هربار باعث می‌شن شعله امید و کنجکاوی توی سینه‌ام بیشتر شعله‌ور بشه.
چقدر ناشناخته هست برای کشف کردن و این خیلی قشنگه.
🍓3