97 subscribers
2.13K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختر‌شیرازی میگه من احساساتم رو عجیب غریب نشون می‌دم. این رو هم میگه که باید کتاب کم‌تر بخرم و قبلی هارو تموم کنم!
البته این حرف‌ها رو وقتی بهم زد که قبلش سر هیچ و پوچ عصبانی شد، یه عالمه دعوام کرد و بعد توضیح داد از جای دیگه ناراحت بوده! راوی غیرقابل اعتماد.
به هرحال داشتیم تو کریم‌خانِ حسابی شلوغ تند تند راه می‌رفتیم و تمرکز روی حرف‌هاش سخت بود، شاید منظورش چیز دیگه‌ای بود.
وقتی رفتیم کتاب‌فروشی‌ دی، شیرکاکائویی که براش درست کرده بودم رو دادم بهش، برای خودم قهوه برده بودم(خانم به قهوه حساسیت دارن یا یه همچین چیزی، چطور ممکنه؟!) حالمون بهتر شد.
کتاب خریدم، تو بالکن کتاب‌فروشی زیر بارون سیگار کشیدم، تو مترو یه عالمه صحبت کردیم، بساط غیبتِ این و اون و دوست و آشنا!
میخواستم گل بگیرم که دیگه شبم کامل بشه ولی به چشمم نخورد. تازه وقتی اومدم خونه دیدم کتاب شعرهایی که برده بودم براش رو یادم رفته بدم بهش و یکم حالم گرفت. آدم با کتاب شعر کم‌تر احساس تنهایی میکنه.
بحث این بود که احساساتم رو عجیب غریب نشون می‌دم. احساسات، نمی‌دونم. ولی صد در صد توجه‌ام رو به آدمایی که دوستشون دارم رو عجیب نشون می‌دم. مهم اینه که الان اون حالش بهتره، منم حالم بهتره‌. عالی‌ام درواقع.
مامان هم یه کتاب جدید داره که بخونه! من؟ شاید کم‌تر برم بیرون و بیشتر کتاب و درس بخونم.
7🍓1
I'm done with trying to be perfect...
4🍓3
25 June
4🍓2🎄1
26 June
🍓7
از این که رو عکس‌ها خط خطی کنم خوشم اومده 🚶🏽‍♂
🍓42
آدم های عجیب غریب مترو خیلی بامزه‌ن، اینطور نیست که یه ‌سری "معمولی" باشن، باقی عجیب! هرکی به روش خودش عجیب ظاهر می‌شه.
هر روز غصه می‌خورم که کاش تواناییش رو داشتم، این‌ آدم‌ها رو تبدیل می‌کردم به داستان، نقاشی، اصلن چندتا جمله تو دفتر جلد آبی.
ولی نمی‌تونم.
آدم‌ها میشن، فکر، رنگ، غم، موسیقی، شلوغی و هیاهویی که شب‌ها تو خواب‌ می‌بینم.
چه داستان‌ها که می‌تونی تو مترو و کوچه و خیابون پیدا کنی. نمیخواد داستان بسازی! خودش اونجا منتظر نشسته که بری و روایتش کنی.
نه که شاد و رنگی باشن، نه که خاکستری و گرد خاکستر گرفته باشن، ترکیبی‌ از درد و جادو تو شهر می‌بینم. انسانیت؟! شاید. دنیای عجیبیه.
5
🍓2🎄2
Pain
Blackfield
While I'm melting in the rain
Deep in pain, she is so far
Will we ever meet again
As friends, after so long?

To my nightmare with the devil
I'll get strong, I'll get strong
All my friends now try to save me
What a joke, what a joke
🕊2
خوندن شعرهای فرانسوی و تحلیل‌هاشون، سرگرمی جدیدم.
* واقعن میشه یاد گرفت اینطوری! مثلن اینجا تفاوت pleure با pleut به بهترین شکل مشخصه و خیلی هم خوشگله! گرامر یکم خشکه ولی اینطوری خیلی قشنگه یاد گرفتنش.
#books
2
I'm sure that no one can love you the way I used to.
💔2
درس امشب:
If you ever felt like something is missing in your life, don't punch the wall, that's not the one thing.
1💔1
من فقط دوست‌دختر می‌خوام.
popular monster
Falling In Reverse
Yeah, I struggle with this bullshit every day
And it's probably 'cause my demons simultaneously rage
Motherfucker, now you got my attention
I need to change a couple things 'cause something is missing
And what if I were to lie? Tell you everything is fine
Every single fucking day I get closer to the grave, I am terrified
آژنا
June
July🪺

1. بیشتر فلسفه بخونم🍦
2. ارتباطم با غذا و خواب رو درست کنم تا نمیرم🥂
3. گل آبی و زرد بخرم🍦
4. نقاشی کنم 🍦
5. ثبت‌نام باشگاه🍦
6. به مامان‌جون سر بزنم 🍦
7. زنده بمونم و زندگی کنم 🥂 تقریبن.
8. نوروساینس بخونم 🍦
9. نانوبیوتک🥀
10. کارآموزی بیمارستان 🥀
11. دوره مربوط به سینما 🥀
12. فایل هنر در فرانسه 🍦
13. کتاب نخرم، کتاب بخونم 🍦
14. دفتر و کاغذ و مداد بخرم🍦
15. عروسک نمدی درست کنم🍦
16. ادامه پایتون🍦
17. یه ورزش جدید امتحان کنم 🍦
18. پایان‌ترم فرانسوی🍦

#goals🪷
🍓4
Forwarded from شهرزاد
گذشته غنی می‌کرد و تجربه‌؛ به یکی دونفری علاقه‌مند بودن و در نتیجه کسب قدرتی که جوانان ندارند؛ قدرت نیمه‌کاره رها کردن، کردن کاری که آدم دوست دارد، سر سوزنی اهمیت ندادن به حرف مردم و آمدن و رفتن بدون هیچ‌گونه انتظارات بزرگی.

[خانم دلوی، ویرجینیا وولف]
Forwarded from شهرزاد
این دهشت، این عجز مقهورکننده که پدر و مادر در دستان آدم می‌گذارند، این زندگی که باید تا انتها آن را زیست، باید با طمأنینه آن را راه برد؛ در اعماق قلبش ترسی هول‌ناک بود.

[خانم دلوی، ویرجینیا وولف]