بیایید در گوشتون یهچیزی بگم:
راز این که فیله مرغ خشک نشه موقع پخت:
۱. ضخامت فیله مهمه، ضخامت زیاد باشه اوکیه ولی حتما با گوشتکوب یکم له و لوردهش کنید که پهن بشه.( برای این که داخلش مغز پخت بشه قبل از این که بیرون جزغاله بشه!)
2. حرارت مهمه! روی حرارت ملایم بپزید.
3. روغن زیتون به اندازه کافی و گاهی حتی بیشتر از کافی بریزید تا بافت فیله نرم بمونه :)
درس زندگیه بچهها. به نظرم حتی این مهارت ارزش نوشته شدن تو رزومه رو هم داره.
۱. ضخامت فیله مهمه، ضخامت زیاد باشه اوکیه ولی حتما با گوشتکوب یکم له و لوردهش کنید که پهن بشه.( برای این که داخلش مغز پخت بشه قبل از این که بیرون جزغاله بشه!)
2. حرارت مهمه! روی حرارت ملایم بپزید.
3. روغن زیتون به اندازه کافی و گاهی حتی بیشتر از کافی بریزید تا بافت فیله نرم بمونه :)
درس زندگیه بچهها. به نظرم حتی این مهارت ارزش نوشته شدن تو رزومه رو هم داره.
🎃4
دلم میخواد روی بدنه فلزی بطری قهوهام شعر بنویسم ولی چه فایده که پاک میشه.
شاید، یه شعر رو انتخاب کنم و با ماژیک پاکنشو(!) روش بنویسم که تا ابد بمونه.
از فروغ شاید. فاضل نظری؟ اتوود؟ احمدرضا احمدی؟ از ترانههای آزناووار؟ پل والری؟ آلن پو؟ ویتمن؟
کمک.
شاید، یه شعر رو انتخاب کنم و با ماژیک پاکنشو(!) روش بنویسم که تا ابد بمونه.
از فروغ شاید. فاضل نظری؟ اتوود؟ احمدرضا احمدی؟ از ترانههای آزناووار؟ پل والری؟ آلن پو؟ ویتمن؟
کمک.
بعد مامان خودم و بطریام رو از خونه پرت میکنه بیرون، ولی اشکال نداره، اینطوری زندگیم از دیروز رمانتیکتر و سانتیمانتالتره. میارزه.
O me! O life! of the questions of these recurring,
Of the endless trains of the faithless, of cities fill’d with the foolish,
Of myself forever reproaching myself, (for who more foolish than I, and who more faithless?)
Of eyes that vainly crave the light, of the objects mean, of the struggle ever renew’d,
Of the poor results of all, of the plodding and sordid crowds I see around me,
Of the empty and useless years of the rest, with the rest me intertwined,
The question, O me! so sad, recurring—What good amid these, O me, O life?
Answer.
That you are here—that life exists and identity,
That the powerful play goes on, and you may contribute a verse.
- Walt Whitman
Of the endless trains of the faithless, of cities fill’d with the foolish,
Of myself forever reproaching myself, (for who more foolish than I, and who more faithless?)
Of eyes that vainly crave the light, of the objects mean, of the struggle ever renew’d,
Of the poor results of all, of the plodding and sordid crowds I see around me,
Of the empty and useless years of the rest, with the rest me intertwined,
The question, O me! so sad, recurring—What good amid these, O me, O life?
Answer.
That you are here—that life exists and identity,
That the powerful play goes on, and you may contribute a verse.
- Walt Whitman
❤2🕊1
صبح midnight in paris رو دیدم. تناقض داره :)
دیدنش جالب بود. رد پایی که وودی آلن از خودش توی فیلم جا گذاشته محشر بود. صحنههای زیبا از پاریس. نور شبهای پاریس، زیر بارون، زیر خورشید و تصویر اول فیلم که درمورد مونه حرف میزنن!
آدمها، نویسندهها و صدالبته نقاشها، تقریبن با دیدن دالی و لوترک داشتم از تخت پرت میشدم پایین!
اون صحبت کوتاه بامزه درمورد جیمز جویس و قسمتی که کتابفروشی شکسپیر و شرکا رو نشون داد هم حسابی چسبید.
الان خیلی خستهام ولی فردا درمورد اینه که چطور دیدن نیمهشب در پاریس و مخصوصن آهنگهای فلیم روزم رو عجیبغریب کردن توی دفترم مینویسم.
#Movies
دیدنش جالب بود. رد پایی که وودی آلن از خودش توی فیلم جا گذاشته محشر بود. صحنههای زیبا از پاریس. نور شبهای پاریس، زیر بارون، زیر خورشید و تصویر اول فیلم که درمورد مونه حرف میزنن!
آدمها، نویسندهها و صدالبته نقاشها، تقریبن با دیدن دالی و لوترک داشتم از تخت پرت میشدم پایین!
اون صحبت کوتاه بامزه درمورد جیمز جویس و قسمتی که کتابفروشی شکسپیر و شرکا رو نشون داد هم حسابی چسبید.
الان خیلی خستهام ولی فردا درمورد اینه که چطور دیدن نیمهشب در پاریس و مخصوصن آهنگهای فلیم روزم رو عجیبغریب کردن توی دفترم مینویسم.
#Movies
❤2🍓2