حسابی ریختم بههم. نمیتونم با کسی حرف بزنم. زیادهروی میکنم، یا اصلن هیچکاری نمیکنم. پاهام رو زمین نیستن... معلقام.
انگار تو یه حباب سکوت زندگی میکنم، درحالی که از هیاهوی بیرون هم در امان نیستم.
هیچکاری از دستم برنمیاد. احساس تنهایی وحشتناکی تا توی خوابهام دنبالم میکنه.
انگار تو یه حباب سکوت زندگی میکنم، درحالی که از هیاهوی بیرون هم در امان نیستم.
هیچکاری از دستم برنمیاد. احساس تنهایی وحشتناکی تا توی خوابهام دنبالم میکنه.
💔8
صبح رفتم آرایشگاه و موهام رو مشکی کردم.
بعد نهار درست کردم.
پنجساعت پشت سرهم سر کلاس بودم.
و الان از خستگی نمیدونم چیکار کنم.
شاپرک خودش حشره قشنگیه ولی کلمهش رو دوست ندارم.
کاش برم شعر بخونم ولی نمیرم.
خداحافظ.
بعد نهار درست کردم.
پنجساعت پشت سرهم سر کلاس بودم.
و الان از خستگی نمیدونم چیکار کنم.
شاپرک خودش حشره قشنگیه ولی کلمهش رو دوست ندارم.
کاش برم شعر بخونم ولی نمیرم.
خداحافظ.
🍓3🎄1
You`re My Heart, You`re My Soul
Modern Talking
این آهنگ رو گوش کنید و زیر نور خورشید قهوه درست کنید!🌲
#نور
#نور
🍓2
قشنگای نازی نازی! (مثلن من خیلی مهربونم!)
میخوام از برنامههایی که برای سال جدید دارم بنویسم. چون خستهام، مغزم درست کار نمیکنه و یه مقدار گشنمه اما کاری از دستم برنمیاد و خب... خواب نمیبرد مرا! بهترین زمان برای فکر به آینده الانه!
بله... سه سحر، کمی مانده به نفسهای آخر زمستان و سال غریب و کمی عجیب ۱۴۰۲.
اولین چیز اینه که، دوستان! من خسته شدم بس که از خودم بدم اومد و چسناله کردم. هی تو آیینه نگاه کردم گفتم "خاک تو سر زشت و بدبختت کنن"
درواقع از الان به بعد من خوشگلم. حالا الهه زیبایی و مدل شنل و فلان بازیگر زیبای آمریکایی و دختر همسایه مثل ماهمون نیستم. اما از الان به بعد این موضوع به کونمه. هرکی فکر میکنه من زشتم، خب، بهم نگاه نکنه؛ مجبور که نیست.
دومیش اینه که خوبِ خوب درس بخونم. و هی درس بخونم و حتی بیشتر درس بخونم. چون لذتبخشه برام.
سه... حسابی زبان تمرین کنم. هم فرانسوی و هم انگلیسی. شش ماه دیگه میتونم به جای خوبی رسیده باشم.
و اما چهارمین. نترسم. از نشون دادن خودم به دنیا و آدمها، از خودم بودن نترسم.
پنج. کار پیدا کنم. بعد هم برم دنبال یک دوره اینترنشیپی.
شش. دست از تلاش برندارم.
Hardwork always pays off🥂
هفت. کتاب بخونم و بنویسم. چون دنیا با کتابها جای زیبا و قابلتحملی میشه.
هشت. برم باشگاه و برای بدنم ارزش قائل باشم، چون یه عالمه کار برام انجام میده و نیاز دارم سالم برسونمش به خونه.
نه. برای تینا گل و آبنبات بخرم تا بدونه که دوستش دارم و حواسم بهش هست.
ده. حواسم به مامان و بابا باشه تو این روزای سخت.
یازده...کمتر فکر خیال کنم :> شاید در نهایت بتونم شاد باشم.
#goals 🖤
میخوام از برنامههایی که برای سال جدید دارم بنویسم. چون خستهام، مغزم درست کار نمیکنه و یه مقدار گشنمه اما کاری از دستم برنمیاد و خب... خواب نمیبرد مرا! بهترین زمان برای فکر به آینده الانه!
بله... سه سحر، کمی مانده به نفسهای آخر زمستان و سال غریب و کمی عجیب ۱۴۰۲.
اولین چیز اینه که، دوستان! من خسته شدم بس که از خودم بدم اومد و چسناله کردم. هی تو آیینه نگاه کردم گفتم "خاک تو سر زشت و بدبختت کنن"
درواقع از الان به بعد من خوشگلم. حالا الهه زیبایی و مدل شنل و فلان بازیگر زیبای آمریکایی و دختر همسایه مثل ماهمون نیستم. اما از الان به بعد این موضوع به کونمه. هرکی فکر میکنه من زشتم، خب، بهم نگاه نکنه؛ مجبور که نیست.
دومیش اینه که خوبِ خوب درس بخونم. و هی درس بخونم و حتی بیشتر درس بخونم. چون لذتبخشه برام.
سه... حسابی زبان تمرین کنم. هم فرانسوی و هم انگلیسی. شش ماه دیگه میتونم به جای خوبی رسیده باشم.
و اما چهارمین. نترسم. از نشون دادن خودم به دنیا و آدمها، از خودم بودن نترسم.
پنج. کار پیدا کنم. بعد هم برم دنبال یک دوره اینترنشیپی.
شش. دست از تلاش برندارم.
Hardwork always pays off🥂
هفت. کتاب بخونم و بنویسم. چون دنیا با کتابها جای زیبا و قابلتحملی میشه.
هشت. برم باشگاه و برای بدنم ارزش قائل باشم، چون یه عالمه کار برام انجام میده و نیاز دارم سالم برسونمش به خونه.
نه. برای تینا گل و آبنبات بخرم تا بدونه که دوستش دارم و حواسم بهش هست.
ده. حواسم به مامان و بابا باشه تو این روزای سخت.
یازده...کمتر فکر خیال کنم :> شاید در نهایت بتونم شاد باشم.
#goals 🖤
🍓7☃1🎄1
پنجره بازه و درحالی که روی تشک از سرما مچاله شدم دارم به صدای بارون گوش میدم.
فکر میکنم چقدر قویتر شدم نسبت به پارسال...
حداقل با خودم رو راستم.
فکر میکنم چقدر قویتر شدم نسبت به پارسال...
حداقل با خودم رو راستم.
❤7🎄1
اینجا قهوهساز نیست😭
نشستم تو آشپزخونه ترشی مخلوط و چایی میخورم!
یه عالمه مهمون دارن باز. نمیخوام برم بیرون پیششون.
کتابم هم تو اتاق بالاعه.
گریه کنید برای این یکی😭
نشستم تو آشپزخونه ترشی مخلوط و چایی میخورم!
یه عالمه مهمون دارن باز. نمیخوام برم بیرون پیششون.
کتابم هم تو اتاق بالاعه.
گریه کنید برای این یکی😭
😭7🎄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من و قسمت ادبیات فرانسه.
(درحال تلاش برای ربط دادن جملههای تکهپاره ای که میفهمم به هم و ساختن داستان!)
و البته بوی کتاب♡
(درحال تلاش برای ربط دادن جملههای تکهپاره ای که میفهمم به هم و ساختن داستان!)
و البته بوی کتاب♡
❤7🍓1