فکر میکنم باید یه کاری کنم که خودم رو خوشحال کنم. یکم منتظر موندم یه نفر این کار رو برام انجام بده و فقط حس کردم احمقم.
پس... چون دیروز روز خیلی بدی بود، امروز مجبوره روز خیلی خوبی باشه!
پس... چون دیروز روز خیلی بدی بود، امروز مجبوره روز خیلی خوبی باشه!
❤4🍓1👾1
وقتی خونه خودم رو داشته باشم توی کشوهای آشپزخونه کتاب شعر میذارم. و همه اتاقها... ستونهای کتاب روی زمین، روی تلوزیون، توی هر کمدی که فکرش رو بکنی و توی جیب پالتوها و کیفها. رو و زیر میز، کنار ماگها، توی کشوی جورابها، زیر بالشت و کنار گلدونها.
میخوام همهجا ببینمشون و هرجا که دلم خواست کتاب دستم باشه.
خونهترین خونهی دنیا رو خواهم داشت.
#Cinnamon
میخوام همهجا ببینمشون و هرجا که دلم خواست کتاب دستم باشه.
خونهترین خونهی دنیا رو خواهم داشت.
#Cinnamon
🎄5🍓1
حالا اجازه بده به این موضوع فکر کنیم:
شکاف بین زندگی داری و زندگی که میخوای با چی پر میشه؟
شکاف بین زندگی داری و زندگی که میخوای با چی پر میشه؟
🍓3
امروز تو جیب کتهام، شکسپیر، نرودا و ریلکه گذاشتم.
احساس میکنم انسانی استتیک هستم :>
احساس میکنم انسانی استتیک هستم :>
❤5
دوست داشتم امروز برم بیرون. برم انقلاب و ولیعصر. شاید دوتا کتاب بخرم، قهوه بگیرم و به صدای شهر گوش بدم. ببینم ویترین مغازهها کریسمسی شده یا نه.
اما... نمیتونم. نه که نخوام. انگار یه وزنه صد کیلویی روی دوشمه، سخت نفس میکشم، سخت تکون میخورم.
به جاش میرم فیلم ژاپنی ببینم و برای دیوار اتاق و جورنالم عکسهای سیاه و سفید چاپ کنم. یه اسپرسو بزنم؟! ابتهاج بخونم.
حالم بهتر میشه.
اما... نمیتونم. نه که نخوام. انگار یه وزنه صد کیلویی روی دوشمه، سخت نفس میکشم، سخت تکون میخورم.
به جاش میرم فیلم ژاپنی ببینم و برای دیوار اتاق و جورنالم عکسهای سیاه و سفید چاپ کنم. یه اسپرسو بزنم؟! ابتهاج بخونم.
حالم بهتر میشه.
❤2☃2