97 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
گاهی آرزو می‌کنم،
همه‌ی زندگی‌‌ام در نان تازه
و نیمکتی سبز در پارک خلاصه شود‌.

-احمدرضا احمدی
2
از این که بی‌کارم و استرس ندارم خوشحالم؛ پس نشستم تو جورنالم نقاشی‌های کج و کوله کشیدم.
#myart
31🎄1
اینو دوست دارم.
4
امروز بابا بهم گفت " نه به عنوان یک زن، به عنوان یک انسان وارد جامعه بشو"
منظور بابا این بود که، نذار محدودیت‌هایی که نگاه جامعه به زن بودن داره، جلوی تو رو برای تمام خودت بودن و پیشرفت بگیره.
ولی با این جمله بندی عجیب، به فکر فرو رفتم. که چقدر می‌خوام که زن باشم! می‌خوام تمام خودم و یک زن در جامعه ایران باشم.
همه‌مون می‌دونیم، این کار تو کشور ما چقدر شجاعت می‌خواد، و ما هر روز صرفن با بیدار شدن از خواب این شجاعت رو انجام می‌دیم.
و نمی‌خوام اجازه بدم این حقیقت مزخرف، لذت زن، انسان، زنده بودن رو ازم بگیره... هرچند که این جمله خیلی جسورانه و رویایی به نظر میاد.

*حقیقتن منطور بابا بیشتر چنین چیزی بود:
Human after all!

#من‌اینجام
6
در ته خوابم خودم را پيدا كردم
و اين هشيارى، خلوتِ خوابم را آلود.
آيا اين هشيارى خطاى تازه‌ى من بود؟

-سهراب سپهرى
2
نمی‌دونم با چه منطقی سر شبی خوابیدم تا ۱۲، الان انقدر انرژی دارم انگار وید کشیدم. البته بداخلاق هم هستم!🚶🏽‍♂
*دلم لاته می‌خواد ولی اگه درست کنم از خونه پرتم می‌کنن بیرون :')
#about_day
5
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست.

طبق گفته جناب خیام، به جای "رنج بیهوده" یکم هم از لحظه‌ حال استفاده کنیم و لذت ببریم!
البته من دارم از همه طرف جر می‌خورم! به هرحال در رنجم :/
💔3
امروز :)
2🎄2
این چند روز انقدر برای ساعت‌های طولانی تو اتاق میمونم، که وقتی میرم بیرون بقیه بلند صلوات میفرستن!
پاییز رو دیدم :)
3
شکلات درست کردم، بارون میاد و دلم می‌خواد درس بخونم!
تینا می‌گه وقتی صدای رعد و برق میاد قیافم شبیه پیشویی می‌شه که دارن کله‌شو ناز می‌کنن:))))
اینطوری تصور کردن قیافه به شدت جدی همیشگیم جالبه!
#about_day
🍓3
:'))
حالم خوب نیست.
💔5
زندگی زیباست. جدن زیباست. امروز با همه خستگیش قشنگه.
#about_day
6
این قراره طولانی باشه.
باورم نمی‌شه از شنبه هفته دیگه باید برم دانشگاه و وارد یه دنیای جدید، با آدم‌های جدید می‌شم.
راستش امروز خیلی خوب بود، چون همه کارها رو خودم انجام دادم، با آدم‌ها حرف زدم، خندیدم، خودکار قرض دادم و مثل همیشه نرفتم تو لاکم.
متفاوت بودم و ازش لذت بردم.
(الان آدم ببینم جیغ میزنم در می‌رم، ولی خب نکته رو دریافت کنید😂)
هم رشته‌ای‌ها رو دیدم!
دانشگاه هم جو بامزه‌ و خوبی داشت و مسئول‌هاشم خیلی مهربون و صبور بودن. یکیشون کلی درمورد دخترش باهام درد و دل کردم و بعد هم سریع کارم رو راه انداخت :)))
تنها جایی که حضور بابا مفید واقع شد وقتی بود که برای مدت طولانی غیب شده بود و یهو با قهوه برگشت :) داشتم جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کردم اون آخر‌ها.
سال بالایی‌ها عجیب نگاه میکردن و حس جالبی داشت، مهربون بودن. دختر و پسر ماشالا، فتبارک‌الله... به به خلاصه، راضی‌ام.
برای کلاس‌ها و مخصوصن واحدهای عملی آزمایشگاه ذوق دارم. همه‌چیز خیلی گوگولیه در عین حال که می‌دونم قراره پاره بشم و لزومن شبیه تصوراتم نیست.
دیگه... همین خسته شدم، زیاد حرف زدم. روز اول دانشگاه! هورا.
9
Instead of resisting to changes, surrender. Let life be with you, not against you. If you think ‘My life will be upside down’ don’t worry. How do you know down is not better than upside?

- Shams of Tabriz