هیچوقت نمیتونم تصمیم بگیرم که از آدمها متنفرم یا نه.
البته الان هستم. احمقهای از خودراضی.
البته الان هستم. احمقهای از خودراضی.
🍓4
یه بغل پاییز میخوام!
بیا دیگه بابا جان، تو که دل ما رو آب کردی! بیا و خوب هم بیا.
مهربونتر بیا.
*این عکسها برای پاییز پارساله، یادم رفت بگم!
بیا دیگه بابا جان، تو که دل ما رو آب کردی! بیا و خوب هم بیا.
مهربونتر بیا.
*این عکسها برای پاییز پارساله، یادم رفت بگم!
❤4
تا الان توی وویس روم انگلیسی بودم و حرف میزدم.
شجاعت حقیقت بازی کردیم و دو نفر آواز خوندن، البته من رو هم یکم دست انداختن و گفتن خجالتیام :)
ولی گفتن لهجه خوبی دارم و بعد از کلی وقت انگلیسی حرف نزدن، فکر میکنم که خوب بودم! و دوست هم پیدا کردم^^
#about_day
شجاعت حقیقت بازی کردیم و دو نفر آواز خوندن، البته من رو هم یکم دست انداختن و گفتن خجالتیام :)
ولی گفتن لهجه خوبی دارم و بعد از کلی وقت انگلیسی حرف نزدن، فکر میکنم که خوب بودم! و دوست هم پیدا کردم^^
#about_day
🎃4
قسمتی از وجودم روی تخت دراز کشیده و تضاد رنگ سفید سقف و آبی دیوار و تماشا میکنه، اشک میریزه، به دیوار مشت میزنه، میخوابه.
قسمت دیگهش از ساعت پنج صبح بیدار شده، زبان خونده و الان میخواد بره اوتمیل درست کنه و ورزش کنه، بعد کتاب بخونه و خوشحال باشه!
هیچوقت نفهمیدم چطور میتونم هر دو این آدمها باشم.
قسمت دیگهش از ساعت پنج صبح بیدار شده، زبان خونده و الان میخواد بره اوتمیل درست کنه و ورزش کنه، بعد کتاب بخونه و خوشحال باشه!
هیچوقت نفهمیدم چطور میتونم هر دو این آدمها باشم.
❤3