96 subscribers
2.13K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
سعی میکنم به شخصیتم شکل بدم. اشتباه اینجاست که میخوام شبیه یه قالب از پیش تعیین شده بشم، فلانی، فلان سبک، استتیک، core,... آژنا بودن کافیه. باید یاد بگیرم به روش خودم و فقط خودم زندگی کنم.
#من‌اینجام
4
Forwarded from ′مریا
2
امروز صبح داشتم فکر میکردم استرچ‌مارک‌هام چقدر زشتن و تا چندساعت هم حالم گرفته بود :)
همیشه با هویتم و بدنم به مشکل خوردم از بچگی، ولی اینم قسمتی از رشده! پذیرش و تغییر کردن.
جالب اینجاست استرچ‌مارک‌ها روی پوست بقیه برام زیبا به نظر میان، برق میزنن، مثل رعد برق یا آب اقیانوسن!
الان خودم رو از دور میبینم، یه روزی خودم رو تجربه می‌کنم. یه روزی که دور نیست.
6
′مریا
Photo
این رو هم خیلی دوست داشتم :) زنبور‌هارو!
🍓1
آخ آخ چه جمله‌ای.
ویدیوی نقد کتاب سمفونی مردگان رو میدیدم، گفت:
شاید آیدین هم در جست‌ و جوی خود، خویش رو گم کرده!
پاز کردم بیام اینجا بنویسمش!
#books
1
عجب روز بی محتوا و مزخرفیست. برم بخوام.
از سه صبح بیدارم، حس میکنم زیادی زندگی کردم.
1
●ناشناس:
https://t.me/harfmanbot?start=1717285058
زیادی رفته بود بالا :)
حرفی، غری، درد و دلی، عکسی، آهنگی، فحشی، قربون‌صدقه‌ای، هرچی خلاصه! من اینجام^^
*لینک جدید.
شهربازی قشنگ تخلیه روانی میکنه آدم رو.
جیغ و رها کردن دست‌هات تو ارتفاع، باد که موهات رو عین پشم ببعی میکنه!
فقط این وسط من با عینک و گوشیم ماجراها داشتم :)
4
هنوز نمیدونم کنکور به چه سرانجامی می‌رسه. امسال تلاش کردم. از شهریور تا دی، از نیمه های فروردین تا الان، حداقل از این قسمت‌ها مطمئنم. حقم نیست که دوباره از خودم نا‌امید بشم.
ولی الان یه قول ناشکستنی میدم:
به خاطر خوب یا بد شدن کنکور خودم رو محدود نکنم، سرزنش نکنم . می‌تونم هر حسی داشته باشم اما اجازه ندم لیاقت خوشی و خوشحالی‌م با کنکور هم‌تراز بشه.
به اندازه کافی سختی کشیدم. الان تلاش می‌کنم و تصمیم آینده رو می‌سپرم به آژنای آینده.
2
من نمیخوام برگردم خونه. از اتاقم، تختم، می‌ترسم.
اگه یه‌وقت غرق شدم چی؟
💔2
نمیدونستم مردان بدون زنان اسم کتاب هاروکی موراکامی و ارنست همینگوی هست.
واقعن. جالب بود. چرا حالا؟ چرا موراکامی یه کتاب هم اسم کتاب همینگوی نوشته؟
برم ببینم مصاحبه‌ای نوشته‌ای چیزی هست.
البته، بعد از درس.
3
ولی کتاب موراکامی رو خوندم، اکتبر بود فکر کنم، یادمه تو اتوبوس، تو راه کلاس میخوندمش، اینجا هم ازش نوشتم. دوست‌ داشتنی بود.
قراره یه بار دیگه بدون ترجمه و سانسور بخونمش، جاهایی که مترجم می‌خواد به سکس "اشاره" کنه واقعن خنده‌داره :)
#books
2
داشتم برای مامان میگفتم بریم نجاری بگیم دو تا چوب ابری بسازن رنگشون کنم بزنم به دیوار اتاق که آبیه، اینجوری هر روز ابر گوله گوله دارم.
بعد با لحن مسخره گفت: میخوای رنگین کمون هم بزن.
و اینجا بود که متوجه شدم چقدر احمقم. چطور رنگین کمون یادم رفتا بووود.
دوباره مامان با لحن مسخره گفت: میخوای یه روتختی با طرح...
و من داد زدم: قورباغه و رنگین کموووون.
تو قفسه‌های کمد دیواری رو هم گل و کتاب بذارم.
وای.
می‌تونم تو اتاقه تا ابد خوشحال باشم.
پارسال میخواستم دیوار اتاق رو سبز تیره کنم. حیف شد.
دو سال پیش پیش میخواستم دیوار اتاق رو مشکی کنم. بازم حیف شد.
خب. دیگه زیادی دارم حرف می‌زنم. قهوه‌ام سرد شد.
3
میتونم ساعت‌ها به "عطار نیشابوری" گفتن یه انگلیسی زبان بخندم.
امشب به بابا گفتم بلندپرواز بودن تو این کشور خیلی سخته.
گفت آدمی که بخواد بلندپرواز باشه دیدش از این کشور هم فراتر میره، بالاتر برو، بیشتر بخواه.
حرف‌هاش رو می‌بوسم، حک می‌کنم رو قلب احمق و بلندپروازم تا همیشه بیشتر بخواد، بیشتر تلاش کنه.
4
Dancing stars by plantbasedsav!^^☆
#art
2
مامان یکی از تی‌شرت ‌هام رو انداخت تو سطل آشغال و من دارم براش گریه میکنم.
پریود سگی.
💔2🎃1
Life after all...
🍓3