96 subscribers
2.13K photos
32 videos
19 files
100 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
https://t.me/runningwithawolf666/3053
وقتی شروع کنی به تلاش کردن امیدی که به خودت میدی واقعی میشه اونوقت حس نمیکنی داری خودتو گول میزنی
اونوقت اون حسی که از درونت داره بهت میگه اهدافت احمقانه است ساکت میشه
فقط باید یه مدت کوتاه بدون فکر کردن به نتیجه کاری که میدونی در زمان حال درسته رو انجام بدی
خیلی زود میبینی امیدوار میشی
نه خوشبینیه نه حماقت
قرعه کشی نیست
قراره نتیجه تلاش هاتو هر چی که باشه ببینی
یه روز بیشتر، یه صفحه بیشتر یه خط بیشتر هیچ کدوم بی فایده نیستن
اوه، "بدون فکر کردن"، باور کن تمام تلاشم همینه. اما به خودم میام میبینم تو یه ثانیه تا ته ماجرا رو رفتم!
خیلی قشنگ نوشتی، قرعه کشی نیست، قشنگتر نوشتی یه روز بیشتر.
قبول دارم حرفت رو. و من همیشه برمی‌گردم به تلاش کردن! همیشه. آدم رها کردن نیستم.
مرسی برام نوشتی. یه دنیا نور بهت.
یه روز بیشتر. باشه. ادامه میدم. توام قوی بمون.
1
درد داشت😂💔
طرف نه گذاشت نه برداشت گفت بای :)
💔5
از آینده می‌ترسم. می‌ترسم. می‌ترسم. می‌ترسم. می‌ترسم. می‌ترسم. می‌ترسم. می‌ترسم، می‌ترسم، می‌ترسم. می‌ترسم. می‌ترسم. می‌ترسم. می‌ترسم. می‌ترسم.می‌ترسم.
2
دیشب خواب یه خانمی رو دیدم که سرتا پا صورتی پوشیده بود و ازش عاصی بودم.
ولی یه قسمت از خوابم رو یادمه که جلوش ایستادم بهش گفتم: من برای زندگیم برنامه دارم. میتونم چشمام رو ببندم و با تمام جزئیات ببینم ۵ ساله دیگه کجام، چیکار میکنم، چی پوشیدم حتی، میتونم تو یه ثانیه همه این‌ها رو ببینم، چون میدونم که دقیقا چی میخوام.

خوشحالم که این حرف‌ها رو از خودم شنیدم. انگار همه برنامه‌هام یادم رفته بود.
2
چقدر خوشگلن^^
واقعن یه تتو دیگه میخوام. هی اینارو میبینم هوایی میشم :)
🍓3
کاش یک یا چندنفر بودن باهاشون میرفتم یه کافه با پنجره های بزرگ، بارون میومد، قهوه و چیزکیک میخوردیم و درمورد کتاب‌هایی که خوندیم یا نخوندیم، شعر، ادبیات، فلسفه و روانشناسی صحبت می‌کردیم.
4
کتاب خریدم و تا اطلاع ثانوی بسیار خرسند و خوشبخت و اینام.
4
یه پسر بامزه‌ای هم بود که هرچی کتاب خوب میدید اول می‌داد دست من و مامان، بعد اگه ما نمی‌خواستیم خودش برمی‌داشت :) کلی از ترجمه های خوب رو هم میشناخت، دست آخر هم ۲۰‌تا کتاب زد زیر بغل و رفت^^
آدم‌های بی‌شیله پیله>>>
4
با کتاب کودک توهم‌زده شروع میکنم و حس میکنم قراره شیفته‌ش بشم.
3
اگر قسمتی از کتاب رو اینجا گذاشتم، به معنی قبول یا تایید کردنش نیست.
معمولا اون تیکه‌ها باعث شدن چندلحظه برای فکر کردن صبر کنم. یا حس خاصی بهم دادن‌.
دوست دارم بعد برگردم و دوباره بخونمشون یا با کسی به اشتراک بذارمشون^^
5
خداحافظی سخته :(
لعنت به قیمت‌ها.
حالا که اینطوریه خودم بافتنی یاد میگیرم، کلی دوست گوگولی درست میکنم.
🎄3💔1
آژنا
با کتاب کودک توهم‌زده شروع میکنم و حس میکنم قراره شیفته‌ش بشم.
حالا ۹۰ صفحه خوندم و نمیدونم چطور کتاب رو از دست‌هام جدا کنم.
دوباره فکرها و ابرهای سیاه دارن میان. نمیدونم چکار کنم که جلوشون رو بگیرم.
برای الان قهوه و چند صفحه کتاب شاید جواب بده!
کاش ورزش میکردم ولی هیچ وسیله‌ای اینجا ندارم.
3
سعی میکنم به شخصیتم شکل بدم. اشتباه اینجاست که میخوام شبیه یه قالب از پیش تعیین شده بشم، فلانی، فلان سبک، استتیک، core,... آژنا بودن کافیه. باید یاد بگیرم به روش خودم و فقط خودم زندگی کنم.
#من‌اینجام
4
Forwarded from ′مریا
2
امروز صبح داشتم فکر میکردم استرچ‌مارک‌هام چقدر زشتن و تا چندساعت هم حالم گرفته بود :)
همیشه با هویتم و بدنم به مشکل خوردم از بچگی، ولی اینم قسمتی از رشده! پذیرش و تغییر کردن.
جالب اینجاست استرچ‌مارک‌ها روی پوست بقیه برام زیبا به نظر میان، برق میزنن، مثل رعد برق یا آب اقیانوسن!
الان خودم رو از دور میبینم، یه روزی خودم رو تجربه می‌کنم. یه روزی که دور نیست.
6