مامان کاغذهای کلاس اولم رو برام از انبار آورده و اجازه بدید یه نمونه از شعرهایی رو که لا به لای کاغذها پیدا کردم رو براتون بگم:
بابا گلی، بابا شلی،
تو هم زن منی
روزت مبارک!
.
اینجا ۵ ساله بودم :) مرزهای ادبیات رو درنوردیدم😔
وقتی با غرور میگم از بچگی شعر مینوشتم😌😂
بابا گلی، بابا شلی،
تو هم زن منی
روزت مبارک!
.
اینجا ۵ ساله بودم :) مرزهای ادبیات رو درنوردیدم😔
وقتی با غرور میگم از بچگی شعر مینوشتم😌😂
🎄3
وقتی همهچیز، و مخصوصا آدمها، گیاهها و کتابها، زیر نور خورشید و شمع انقدر زیبان، اصلا چرا انسان به خودش زحمت اختراع برق رو داد؟!
حالا من رو ببین، باز راحت نیستم. اینجا روی تخت خوابیدم، به جزئیات فکر میکنم.
به خودم میگم: سرت رو نه بنداز پایین، نه بگیر بالا، همون که پیش روته، جلو چشماته، درسته!
ولی هی برمیگردم ببینم فلانی چیکار کرد، چه شکلیه، اسمش، رسمش.
اینجاست که یادم میره خودم کی بودم، گم میشم.
پیدا شدن هم که به این راحتیها نیست.
#مناینجام
به خودم میگم: سرت رو نه بنداز پایین، نه بگیر بالا، همون که پیش روته، جلو چشماته، درسته!
ولی هی برمیگردم ببینم فلانی چیکار کرد، چه شکلیه، اسمش، رسمش.
اینجاست که یادم میره خودم کی بودم، گم میشم.
پیدا شدن هم که به این راحتیها نیست.
#مناینجام
دلتنگ این شهر میشم. بعید میدونم به هیچجای دیگهای اندازه اصفهان و رشت حس خونه داشته باشم.
ولی امیدوارم دیگه برنگردم.
ولی امیدوارم دیگه برنگردم.
❤4
کل امروز تو خونه تنها بودم.
ساعت ۱۱ شب رفتم بیرون. چون باید ماه رو میدیدم. از روی زمین. باید حس میکردم که کنترل کارهام با خودمه.
پس کلید رو برداشتم و زدم بیرون.
حالا با قهوهام نشستهام پشت میز آشپزخونه، به طرز احمقانه ای حس میکنم بالاخره برگشتم.
آژنا رو خودم ساختم، دارم ذره ذره خراب شدنش رو هم میبینم، مثل یه مجسمه سنگی که ترک برمیداره و خرد میشه.
ساعت ۱۱ شب رفتم بیرون. چون باید ماه رو میدیدم. از روی زمین. باید حس میکردم که کنترل کارهام با خودمه.
پس کلید رو برداشتم و زدم بیرون.
حالا با قهوهام نشستهام پشت میز آشپزخونه، به طرز احمقانه ای حس میکنم بالاخره برگشتم.
آژنا رو خودم ساختم، دارم ذره ذره خراب شدنش رو هم میبینم، مثل یه مجسمه سنگی که ترک برمیداره و خرد میشه.
💔4
آژنا
امروز صبح #coffee #books
این کتاب رو برای بار دوم دست گرفتم، چون میخواستم قبل از این که فیلمش رو ببینم، داستانش رو مرور کنم.
۲۸ اپریل ۲۰۲۱ تمومش کرده بودم. خیلی خیلی قشنگه، مخصوصا صحنهها و فضاهایی که نویسنده ساخته، مثل جادوعه.
پنجمین ترجمه ای که از آرتمیس مسعودی خوندم، نا امید کننده بود، اون هم برای نشر خوب آموت، اما متاسفانه هنوز نمیتونم انگلیسیش رو بخونم!
به شما هم پیشنهاد نمیکنم با این ترجمه بخونیدش.
ولی اول کتاب، بعد فیلم :)
#books
۲۸ اپریل ۲۰۲۱ تمومش کرده بودم. خیلی خیلی قشنگه، مخصوصا صحنهها و فضاهایی که نویسنده ساخته، مثل جادوعه.
پنجمین ترجمه ای که از آرتمیس مسعودی خوندم، نا امید کننده بود، اون هم برای نشر خوب آموت، اما متاسفانه هنوز نمیتونم انگلیسیش رو بخونم!
به شما هم پیشنهاد نمیکنم با این ترجمه بخونیدش.
ولی اول کتاب، بعد فیلم :)
#books
❤2