این کانال به من دوستهای خوبی داده. آدم های قشنگی که شاید کم باهم ارتباط داشته باشیم اما خوشحالی که با هر پیام به قلب من میدن تا مدتهای طولانی همراهم میمونه.
این یکی از مهم ترین دلایل اینه که کانال رو نگه داشتم و خیلی دوستش دارم.
این یکی از مهم ترین دلایل اینه که کانال رو نگه داشتم و خیلی دوستش دارم.
🍓5
امروز همه چیزم رو جا گذاشتم خونه.
همشون به درک ولی آژنا بدون قهوه نمیتونه :)
مامانم میگه تا عصر که بیای خونه از بی قهوه بودن میمیری :))
کتاب بابا لنگ دراز هم یادم رفت بیارم. کرنومتر هم نیوردم باید با گوشی درس بخونم.
فقط خودمو جا نذاشتم الحمدلله! اونم اگه نبود پکیج کامل میشد.
#about_day
همشون به درک ولی آژنا بدون قهوه نمیتونه :)
مامانم میگه تا عصر که بیای خونه از بی قهوه بودن میمیری :))
کتاب بابا لنگ دراز هم یادم رفت بیارم. کرنومتر هم نیوردم باید با گوشی درس بخونم.
فقط خودمو جا نذاشتم الحمدلله! اونم اگه نبود پکیج کامل میشد.
#about_day
هرکی قبلا پشت این میز نشسته خیلی رویاپرداز بوده چون کل میز رو از رفتن به آلمان، خوندن مامایی، بودن با آرین، کافه زدن یا آرایشگاه باز کردن و یه سری نوشته های آلمانی پر کرده.
کنجکاوم بدونم رفت آلمان یا نه :)
* یه نفر رو آرین فلش زده نوشته رسیدی بهش؟ :))
کنجکاوم بدونم رفت آلمان یا نه :)
* یه نفر رو آرین فلش زده نوشته رسیدی بهش؟ :))
🍓2
برنامه برای بعد از کنکور اینه که تتو بزنن، مو رنگ کنن، مسافرت برن، فلان سریال رو ببینن، باشگاه برن و...
من در کنار اینها دلم میخواد شعر بنویسم و از شب تا سپیده سحر اونقدر کتاب جنایی بخونم که یادم بره کلمه خواب هم وجود داره، میخوام کیک توتفرنگی و نودل سیبزمینی درست کنم و مثل بچگی هام، زیر باد کولر، روی مبل گوله بشم و کتابهایی درمورد جادو بخونم.
من در کنار اینها دلم میخواد شعر بنویسم و از شب تا سپیده سحر اونقدر کتاب جنایی بخونم که یادم بره کلمه خواب هم وجود داره، میخوام کیک توتفرنگی و نودل سیبزمینی درست کنم و مثل بچگی هام، زیر باد کولر، روی مبل گوله بشم و کتابهایی درمورد جادو بخونم.
🍓2
تراپیستم اونموقع میگفت همین که میدونی از زندگی چی میخوای از خیلیها جلویی، لیلا جان، دیگه نیستم. دیگه اون برتری هم ندارم.
من باز استرس سگی دارم.
اصلا نمیدونم چمه. فقط میدونم گیج شدم، انگار یه مورچهام که تو کلاف کاموا گیر کرده. نمیدونم کار درست چیه، تصمیم درست چیه و این اولین باره چنین حس قوی دارم.
گم شدم.
اصلا نمیدونم چمه. فقط میدونم گیج شدم، انگار یه مورچهام که تو کلاف کاموا گیر کرده. نمیدونم کار درست چیه، تصمیم درست چیه و این اولین باره چنین حس قوی دارم.
گم شدم.
حوصله ام کوتاه شده. قد نمیده به تموم کردن کارهام.
فیلمها و کتابها نصفه میمونن، حرفهام نصفه میمونن. همه چیز رو وسطش ول میکنم.
اولین قدم، هیچوقت دومی رو از پی نداره.
مامان دیروز بغلم کرد. بهم گفت "انقدر زندگی رو به خودت سخت نگیر دختر"
شاید برای یه بار هم شده به حرفش گوش کنم و واقعا زندگی کنم.
#برای_رشد
فیلمها و کتابها نصفه میمونن، حرفهام نصفه میمونن. همه چیز رو وسطش ول میکنم.
اولین قدم، هیچوقت دومی رو از پی نداره.
مامان دیروز بغلم کرد. بهم گفت "انقدر زندگی رو به خودت سخت نگیر دختر"
شاید برای یه بار هم شده به حرفش گوش کنم و واقعا زندگی کنم.
#برای_رشد
لطفا دست و پاهاتون رو شیو نکنید دوستان، هم خیلی سکسیه، هم من دیگه واقعا خسته شدم! بیاید نرمالش کنیم :)
☃5