من موندم خونه درس بخونم.
درس نخوندم. ولی نمیدونم هم چیکار کردم!
میرم "مثل تموم دنیا، حال منم خرابه" گوش بدم و گریه کنم :)
شاید هم درس خوندم بالاخره.
یا از استرس میمیرم.
درس نخوندم. ولی نمیدونم هم چیکار کردم!
میرم "مثل تموم دنیا، حال منم خرابه" گوش بدم و گریه کنم :)
شاید هم درس خوندم بالاخره.
یا از استرس میمیرم.
واقعیت اینه که من تو وجودم برای همه چیز عشق دارم. برای سیاهترین کابوسها تا شیرینترین رویاها. برای تمام واقعیتهای ساده زندگی.
برای زخمها، ترکهای پوستی، کک و مک ها و تمام زیبایی های که چارچوبها رو رد میکنن.
برای فکرها، نوشته ها و نقاشی های عجیب. شکستهها و خرده شدهها، قدیمیهای از یاد رفته، تازههای هنوز نیومده.
برای صدای فالش، برای تکرار روزها و روزها... برای بودن و دیدن و شنیدن.
ولی گاهی دنیا باهام خوب تا نمیکنه.
شنیدید میگن مرز بین تنفر و عشق فقط یه خطه، آره، گاهی اینطوری میشم. خسته میشم از خوشبین بودن.
برای زخمها، ترکهای پوستی، کک و مک ها و تمام زیبایی های که چارچوبها رو رد میکنن.
برای فکرها، نوشته ها و نقاشی های عجیب. شکستهها و خرده شدهها، قدیمیهای از یاد رفته، تازههای هنوز نیومده.
برای صدای فالش، برای تکرار روزها و روزها... برای بودن و دیدن و شنیدن.
ولی گاهی دنیا باهام خوب تا نمیکنه.
شنیدید میگن مرز بین تنفر و عشق فقط یه خطه، آره، گاهی اینطوری میشم. خسته میشم از خوشبین بودن.
🍓2
«من یکبار متولد شدهام؛
لیکن هزارها بار مردهام.
شعر به من یاری داد تا عذابهای این مرگ را کمتر حس کنم.
شعر تخفیف مرگهای من است.»
احمد شاملو
لیکن هزارها بار مردهام.
شعر به من یاری داد تا عذابهای این مرگ را کمتر حس کنم.
شعر تخفیف مرگهای من است.»
احمد شاملو
🍓1
ابیانه به شدت زیبا^^
یه مامانبزرگ قشنگی بود، روسری سفید با گل های صورتی سر کرده بود، داشت پیاده روی میکرد *-*
یه مامانبزرگ قشنگی بود، روسری سفید با گل های صورتی سر کرده بود، داشت پیاده روی میکرد *-*
🍓1