I can write a book about all of the books that I want to read. All of the places I want to be. And about, life i want to live!
تا ۴ صبح تنهایی رقصیدم.
بعد حالم بد شد... و بالاخره خوابم برد.
خونه مامانجونام، صبح با کابوس بیدار شدم، و دیدم بخاری که کنارش خوابیدم خاموش شده!
اینجا هم خیلی سرده.
۱ فروردین.
سلاااااام.
من دلم میخواد باز برقصم. صبح قشنگیه. صدای جوجه ها میاد و هوا خنکه. میخوام برم تو حیاط^^
#about_day
بعد حالم بد شد... و بالاخره خوابم برد.
خونه مامانجونام، صبح با کابوس بیدار شدم، و دیدم بخاری که کنارش خوابیدم خاموش شده!
اینجا هم خیلی سرده.
۱ فروردین.
سلاااااام.
من دلم میخواد باز برقصم. صبح قشنگیه. صدای جوجه ها میاد و هوا خنکه. میخوام برم تو حیاط^^
#about_day
رو تخم مرغهای عید تئو (خرگوش) و توت فرنگی کشیدیم. یهو یادشون افتادم.
اینجا به شدت شلوغه. کتاب جهش اجتماعی که اوردم باعث میشه لبخند تلخ بزنم.
کتاب شیمی و فیزیک البته باعث پوزخندم میشن!
الان خسته ام. تو سرم صدای شلوغی روز اکو میشه. استرس دارم و با این که به بخاری قدیمی گوشه اتاق چسبیدم، میلرزم و باد سرد میاد.
این تعطیلات عید دلخواه و دوست داشتنی من نیست. ولی به درک. از پسش برمیام.
تا پایان ۱۴ فروردین ۶۰ ساعت درس میخونم.
#about_day
اینجا به شدت شلوغه. کتاب جهش اجتماعی که اوردم باعث میشه لبخند تلخ بزنم.
کتاب شیمی و فیزیک البته باعث پوزخندم میشن!
الان خسته ام. تو سرم صدای شلوغی روز اکو میشه. استرس دارم و با این که به بخاری قدیمی گوشه اتاق چسبیدم، میلرزم و باد سرد میاد.
این تعطیلات عید دلخواه و دوست داشتنی من نیست. ولی به درک. از پسش برمیام.
تا پایان ۱۴ فروردین ۶۰ ساعت درس میخونم.
#about_day
🎄2
بارون میاد و من آروم ترم. درد پریودی دیوونم کرده بود.
ولی با فکر به این که وقتی رفتم خونه کیک پرتقالی میپزم خودم رو آروم کردم. کیک پرتقالی و چای با شیر، نور آفتاب که میتابه تو آشپزخونه و من با دامن آبی گل گلیم درحالی که میچرخم، manskin گوش میدم و منتظرم کیک پف کنه. بوی تازگی پرتقال. یه عالمه زیست خوندن، ژنتیک خوندن و نوشتن درمورد تکامل روی کاغذهای کاهی.
خوندن داستان کوتاههای موراکامی بین پارتهای ریاضی خوندن.
ببین، حالا آرومم. همه چیز درست میشه.
ولی با فکر به این که وقتی رفتم خونه کیک پرتقالی میپزم خودم رو آروم کردم. کیک پرتقالی و چای با شیر، نور آفتاب که میتابه تو آشپزخونه و من با دامن آبی گل گلیم درحالی که میچرخم، manskin گوش میدم و منتظرم کیک پف کنه. بوی تازگی پرتقال. یه عالمه زیست خوندن، ژنتیک خوندن و نوشتن درمورد تکامل روی کاغذهای کاهی.
خوندن داستان کوتاههای موراکامی بین پارتهای ریاضی خوندن.
ببین، حالا آرومم. همه چیز درست میشه.
🎄4
I feel lonely. Although my parents are supportive, I think I have no one to stand by my side till the end of something (like world? My life? Sth). They have their own problems btw.
But still it's make me feel I'm too much. I think and dream bigger than my abilities. And it seems world wants to show me that consistently!
That's not gonna stop me trying tho, just wanted to share my feelings.
But still it's make me feel I'm too much. I think and dream bigger than my abilities. And it seems world wants to show me that consistently!
That's not gonna stop me trying tho, just wanted to share my feelings.
“And once the storm is over, you won’t remember how you made it through, how you managed to survive. You won’t even be sure, whether the storm is really over. But one thing is certain. When you come out of the storm, you won’t be the same person who walked in. That’s what this storm’s all about.“
—Haruki Murakami
—Haruki Murakami
🎄2
«گاهی که صبح از رختخواب بیرون می آیی،
با خود می اندیشی که دیگر طاقتش را نداری.
اما از درون خنده ات میگیرد
زیرا تمام دفعات دیگری که
این حس را داشته ای به یاد می آوری.»
چارلز بوکوفسکی
با خود می اندیشی که دیگر طاقتش را نداری.
اما از درون خنده ات میگیرد
زیرا تمام دفعات دیگری که
این حس را داشته ای به یاد می آوری.»
چارلز بوکوفسکی
☃1🍓1
خونه بودن خوبه. پاستا خوردم. قهوه درست کردم. یوتیوب نگاه کردم. درس خوندم. حمام رفتم. به موهای بنفشم تو آیینه لبخند زدم. خودم رو برای نوشتن یه داستان کوتاه جدید آماده کردم.
کلی عکس دارم، ولی نت بده و نمیتونم هیچکدوم رو بفرستم.
الان هم رفتم نقش جهان، پیاده روی کردم. هوا خوبه. خوشحالم.
#about_day
کلی عکس دارم، ولی نت بده و نمیتونم هیچکدوم رو بفرستم.
الان هم رفتم نقش جهان، پیاده روی کردم. هوا خوبه. خوشحالم.
#about_day
🎄2🍓1
Forwarded from | After Flashpoint |
یه جایی توی اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر، سارتر میگه "برای دست به کار شدن نیازی به امید نیست." و منظورش اینه که اگه هدف و آرزویی داری که میخوای محقق بشه، لازم نیست بدونی شدنی هست یا نه، نباید درگیر توهم بشی، فقط باید اونچه که از دستت برمیاد رو انجام بدی.
فردا صبح میریم تهران. همه کتابهام رو برداشتم. نمیتونم درس نخونم. فقط کتاب درسی و جورنالم رو میبرم.
احساس فرسودگی میکنم. دیروز داشتم یه سری ویدئوهای قدیمی دانلود شده یوتیوب رو میدیدم و همزمان تو صفحه وورد مینوشتم. از این که چقدر امسال متفاوت شروع شد و من حس میکنم آدم دیگهای شدم.
از این که نمیدونم قراره چی پیش بیاد ولی امسال دیگه فرار نمیکنم، میدوم سمت اتفاقات و تجربهشون میکنم. هرچقدر هم همه چیز گیج کننده و سریع پیش بره، میخوام این اطمینان رو داشته باشم، جایی تو عمق قلبم، یه گوشه تاریک، خودم رو دارم، قوی و ساکت اونجا ایستاده و هرچی پیش بیاد ازم نا امید نمیشه.
#about_day
احساس فرسودگی میکنم. دیروز داشتم یه سری ویدئوهای قدیمی دانلود شده یوتیوب رو میدیدم و همزمان تو صفحه وورد مینوشتم. از این که چقدر امسال متفاوت شروع شد و من حس میکنم آدم دیگهای شدم.
از این که نمیدونم قراره چی پیش بیاد ولی امسال دیگه فرار نمیکنم، میدوم سمت اتفاقات و تجربهشون میکنم. هرچقدر هم همه چیز گیج کننده و سریع پیش بره، میخوام این اطمینان رو داشته باشم، جایی تو عمق قلبم، یه گوشه تاریک، خودم رو دارم، قوی و ساکت اونجا ایستاده و هرچی پیش بیاد ازم نا امید نمیشه.
#about_day
🎄2
اون شعره بود، یه زن هندی بسون، اسمشو بذار خالقزی. آره، خلاصه، قراره یه گل بخرم اسمشو بذارم خالقزی :)
تهران بارونیه. عاشق بارونم و از تهران بدم میاد. ترکیب عجیبیه. فردا میرن تجریش، من میمونم خونه، درس میخونم و euphoria میبینم...
میدونم دارم تلاش میکنم برای دانشگاه های تهران، ولی عجیب از این شهر بدم میاد، عجیب.
ازم دوره و بهش نزدیکم. دوستش دارم... ندارم.
به هرحال. از صدای بارون لذت میبرم و ای کاش دوستی رو داشتم که امشب میتونستم ساعتها باهاش حرف بزنم، چون خیلی حس تنهایی دارم.
#about_day
تهران بارونیه. عاشق بارونم و از تهران بدم میاد. ترکیب عجیبیه. فردا میرن تجریش، من میمونم خونه، درس میخونم و euphoria میبینم...
میدونم دارم تلاش میکنم برای دانشگاه های تهران، ولی عجیب از این شهر بدم میاد، عجیب.
ازم دوره و بهش نزدیکم. دوستش دارم... ندارم.
به هرحال. از صدای بارون لذت میبرم و ای کاش دوستی رو داشتم که امشب میتونستم ساعتها باهاش حرف بزنم، چون خیلی حس تنهایی دارم.
#about_day
🎄1