سلام. من برگشتم خونه.
دلم تنگ شد برای کانالم.
و... این چندوقت، به شدت کمک کننده بود.
فکر کنم ۱۵ روز شد. من ۱۱۱ صفحه ژورنال کردم و از روزی که گذروندم، فکرهام، رویاهام، هدف هام و خلاصه همه چی، نوشتم و نقاشی کشیدم.
الان همه چیز داره خوب پیش میره و من امیدوارم.
حداقل قوی تر از ۱۵ روز پیش!
دلم تنگ شد برای کانالم.
و... این چندوقت، به شدت کمک کننده بود.
فکر کنم ۱۵ روز شد. من ۱۱۱ صفحه ژورنال کردم و از روزی که گذروندم، فکرهام، رویاهام، هدف هام و خلاصه همه چی، نوشتم و نقاشی کشیدم.
الان همه چیز داره خوب پیش میره و من امیدوارم.
حداقل قوی تر از ۱۵ روز پیش!
🍓1🎄1
تصمیم گرفتم گردنبند مرواریدم رو تا مدت طولانی از گردنم باز نکنم.
حتی از زنجیر نقره ای هم بیشتر بهم میاد، نه ظاهری، با شخصیتم خیلی جوره!!
حتی از زنجیر نقره ای هم بیشتر بهم میاد، نه ظاهری، با شخصیتم خیلی جوره!!
🎄1
آژنا
اهداف آبان ماه تا انتهای سال ۱۴۰۱🍁 ۱. زنده موندن☑️ ۲. افسرده نشدن ( خب... یکم شدم! حتی ۱ کیلو وزن اضاف کردم چون دچار پرخوری عصبی شدم، ولی سریع ازش گذشتم و خودم رو نجات داد. به خودم افتخار میکنم)☑️ ۳. *☑️ ۴. خوندن 20 کتاب (فکر میکنم شد)☑️ ۵. افزایش درصد تمام…
خب.
حالا وقت نوشتن اهداف سال جدیده. سالی که باید خوب بگذرونمش، چون بهش نیاز دارم.🍄
حالا وقت نوشتن اهداف سال جدیده. سالی که باید خوب بگذرونمش، چون بهش نیاز دارم.🍄
☃2
بیشتر آدمهایی که با ادبیات سر و کار دارن. واقعا زیبان. اغلب، روح، قلم و زبان زیبایی دارن.
طوری که دیدنشون، خوندنشون و شیندنشون من رو یاد شعر و مربای آلبالو میندازه.
Literature!♡
طوری که دیدنشون، خوندنشون و شیندنشون من رو یاد شعر و مربای آلبالو میندازه.
Literature!♡
❤2
I can write a book about all of the books that I want to read. All of the places I want to be. And about, life i want to live!
تا ۴ صبح تنهایی رقصیدم.
بعد حالم بد شد... و بالاخره خوابم برد.
خونه مامانجونام، صبح با کابوس بیدار شدم، و دیدم بخاری که کنارش خوابیدم خاموش شده!
اینجا هم خیلی سرده.
۱ فروردین.
سلاااااام.
من دلم میخواد باز برقصم. صبح قشنگیه. صدای جوجه ها میاد و هوا خنکه. میخوام برم تو حیاط^^
#about_day
بعد حالم بد شد... و بالاخره خوابم برد.
خونه مامانجونام، صبح با کابوس بیدار شدم، و دیدم بخاری که کنارش خوابیدم خاموش شده!
اینجا هم خیلی سرده.
۱ فروردین.
سلاااااام.
من دلم میخواد باز برقصم. صبح قشنگیه. صدای جوجه ها میاد و هوا خنکه. میخوام برم تو حیاط^^
#about_day
رو تخم مرغهای عید تئو (خرگوش) و توت فرنگی کشیدیم. یهو یادشون افتادم.
اینجا به شدت شلوغه. کتاب جهش اجتماعی که اوردم باعث میشه لبخند تلخ بزنم.
کتاب شیمی و فیزیک البته باعث پوزخندم میشن!
الان خسته ام. تو سرم صدای شلوغی روز اکو میشه. استرس دارم و با این که به بخاری قدیمی گوشه اتاق چسبیدم، میلرزم و باد سرد میاد.
این تعطیلات عید دلخواه و دوست داشتنی من نیست. ولی به درک. از پسش برمیام.
تا پایان ۱۴ فروردین ۶۰ ساعت درس میخونم.
#about_day
اینجا به شدت شلوغه. کتاب جهش اجتماعی که اوردم باعث میشه لبخند تلخ بزنم.
کتاب شیمی و فیزیک البته باعث پوزخندم میشن!
الان خسته ام. تو سرم صدای شلوغی روز اکو میشه. استرس دارم و با این که به بخاری قدیمی گوشه اتاق چسبیدم، میلرزم و باد سرد میاد.
این تعطیلات عید دلخواه و دوست داشتنی من نیست. ولی به درک. از پسش برمیام.
تا پایان ۱۴ فروردین ۶۰ ساعت درس میخونم.
#about_day
🎄2
بارون میاد و من آروم ترم. درد پریودی دیوونم کرده بود.
ولی با فکر به این که وقتی رفتم خونه کیک پرتقالی میپزم خودم رو آروم کردم. کیک پرتقالی و چای با شیر، نور آفتاب که میتابه تو آشپزخونه و من با دامن آبی گل گلیم درحالی که میچرخم، manskin گوش میدم و منتظرم کیک پف کنه. بوی تازگی پرتقال. یه عالمه زیست خوندن، ژنتیک خوندن و نوشتن درمورد تکامل روی کاغذهای کاهی.
خوندن داستان کوتاههای موراکامی بین پارتهای ریاضی خوندن.
ببین، حالا آرومم. همه چیز درست میشه.
ولی با فکر به این که وقتی رفتم خونه کیک پرتقالی میپزم خودم رو آروم کردم. کیک پرتقالی و چای با شیر، نور آفتاب که میتابه تو آشپزخونه و من با دامن آبی گل گلیم درحالی که میچرخم، manskin گوش میدم و منتظرم کیک پف کنه. بوی تازگی پرتقال. یه عالمه زیست خوندن، ژنتیک خوندن و نوشتن درمورد تکامل روی کاغذهای کاهی.
خوندن داستان کوتاههای موراکامی بین پارتهای ریاضی خوندن.
ببین، حالا آرومم. همه چیز درست میشه.
🎄4