Forwarded from ufo
همهی کارها و ماجراهایی که دوست داریمو میذاریم واسه چند سال بعد. واسه وقتی خونه اوکی شد، سن که زیاد شد، هوا که خوب شد، مقصد که مشخص شد، درس که تموم شد، پول که بیشتر شد؛ اما پوینت قضیه اینجاست که نمیدونیم امشب که بخوابیم فردا بیدار میشیم یا نه. من نمیخوام وقتی مردم روحم بگه کاش فلان کار و میکردم.
هی قهوه ترک ریختم تو دستگاه اسپرسو، بعد شاکی هم شدم که چرا قهوه نمیده!
حس میکنم دارم عین همین کار رو با درس خوندن و زندگی کردن انجام میدم :)
حس میکنم دارم عین همین کار رو با درس خوندن و زندگی کردن انجام میدم :)
جز گریه کردن، غصه خوردن و ناسزا دادن کاری از دستم بر نمیاد.
هرشب آدمایی که سر ندارن میان تو خوابم باهام حرف میزنن.
صبح که بیدار میشم میبینم اعدام کردن.
هرشب آدمایی که سر ندارن میان تو خوابم باهام حرف میزنن.
صبح که بیدار میشم میبینم اعدام کردن.
نمیدونم چه مرگمه، ولی الان به خاطر این که چهارشنبه آخرین جلسه کلاسمه و معلمم داره میره آمریکا بغض دارم.
کانالم، دوستش دارم. و همزمان ندارم. خیلی لوسه. ولی دوست دارم برگردم ببینم پارسال همین تاریخ چکار میکردم و چه حسی داشتم.
ولی... در کل، از کانال روزمره نویسی خوشم نمیاد. کانال روزانه نویسی رو ترجیح میدم. پخته تر و جهت دار تر.
ولی... در کل، از کانال روزمره نویسی خوشم نمیاد. کانال روزانه نویسی رو ترجیح میدم. پخته تر و جهت دار تر.
حالا که گل خریدم، پشیمونم که همه رو از اینجا ریموو کردم. حیفه کسی گل هام رو نبینه، قشنگن.