من عاشق درست کردن لیست های مختلفام.
لیست فیلم های سیاه و سفیدی که دیدم
لیست کتاب های فرانسوی که خوندم یا میخوام بخونم
لیست نژاد گربه هایی که دوست دارم
لیست خرید لوازم تحریر
لیست درس های آزمون بهمن ماه
لیست تمیزکاری های مخصوص عید
لیست صبحانههایی که دوست دارم
لیست اسم انواع برگ های خوشگل
لیست کانال های مورد علاقه ام
لیست آهنگ هایی که میپرستم
لیست کارهایی که تا قبل از ۲۰ یا ۳۰ سالگی میخوام انجام بدم
لیست کلمه هایی که خوشم میاد ازشون
لیست دانشگاههایی که ترجیح میدم درس بخونم
لیست موضوعات موردعلاقهام تو ژنتیک، فلسفه و فیزیک
لیست فیلم های سیاه و سفیدی که دیدم
لیست کتاب های فرانسوی که خوندم یا میخوام بخونم
لیست نژاد گربه هایی که دوست دارم
لیست خرید لوازم تحریر
لیست درس های آزمون بهمن ماه
لیست تمیزکاری های مخصوص عید
لیست صبحانههایی که دوست دارم
لیست اسم انواع برگ های خوشگل
لیست کانال های مورد علاقه ام
لیست آهنگ هایی که میپرستم
لیست کارهایی که تا قبل از ۲۰ یا ۳۰ سالگی میخوام انجام بدم
لیست کلمه هایی که خوشم میاد ازشون
لیست دانشگاههایی که ترجیح میدم درس بخونم
لیست موضوعات موردعلاقهام تو ژنتیک، فلسفه و فیزیک
اینم یه لیست از لیست هایی که میتونم بسازم.
لیست لیست لیست ليست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست...
معنیش رو از دست داد.
لیست لیست لیست ليست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست لیست...
معنیش رو از دست داد.
دیشب داشتم به حرف های تینا که میگفت بین گربه و سگ نمیتونه پت انتخاب کنه گوش میدادم و با احتیاط دستگاه بخور رو میاوردم تو اتاق. کمی بعد با کلی دردسر وصل کردن سهراه خراب، اتاق داشت پر میشد از حس خوب هوای مرطوب و گرم. برق رو خاموش کردم و یه شمع رو با جاشمعی بزرگش گذاشتم گوشه تخت، کتاب حافظ که هدیه بابا بهم بود رو در آوردم و زیر نور شمع در حالی روی شکم دراز کشیده بودم برای خودم و تینا فال گرفتم. ۴-۵ تا شعر هم خوندم.
تینا گفت شب هایی که میاد تو اتاق میخوابه خیلی بهش خوش میگذره و بعد شب بخیر گفت و خوابید.
من هم تا نزدیکی سحر بیدار بودم و فکر کردم و نوشتم .
با این حال امروز خیلی کار دارم و نمیتونم بی انرژی باشم.
تینا گفت شب هایی که میاد تو اتاق میخوابه خیلی بهش خوش میگذره و بعد شب بخیر گفت و خوابید.
من هم تا نزدیکی سحر بیدار بودم و فکر کردم و نوشتم .
با این حال امروز خیلی کار دارم و نمیتونم بی انرژی باشم.
Forwarded from ·Alaska, Alaska·
باور کنید وقتی بارون میاد خیلی آدم بهتری هستم.یعنی هم مهربون ترم، هم حوصلهی بیشتری دارم هم بی دلیل انرژی خیلی زیادی دارم و آدمای اطرافم هم اینو متوجه میشن. نمیدونم این چند قطرهای که از آسمون به پایین میریزه چه معجزهای با خودش میاره.
Forwarded from rey’s vignette
غیر از اونایی که عکساشو تابستون گذاشتم؟
نه اما یک ناشناس عالی این لیست رو داده بود میتونی استفاده کنی:
میتونی براساس کارگردان ببینی.
جان فورد
آلفرد هیچکاک
هاوارد هاکس
فرانک کاپرا
ویلیام وایلر
بیلی وایلدر
ارنست لوبیچ
جرج کیوکر
لئو مککری
با اینها شروع کن. از هر کدوم ۵-۶ تا از فیلمهای خوبشون رو ببین تا راه بیوفتی و بعد برو سراغ بقیه:)
نه اما یک ناشناس عالی این لیست رو داده بود میتونی استفاده کنی:
میتونی براساس کارگردان ببینی.
جان فورد
آلفرد هیچکاک
هاوارد هاکس
فرانک کاپرا
ویلیام وایلر
بیلی وایلدر
ارنست لوبیچ
جرج کیوکر
لئو مککری
با اینها شروع کن. از هر کدوم ۵-۶ تا از فیلمهای خوبشون رو ببین تا راه بیوفتی و بعد برو سراغ بقیه:)
کلید. پونه. بابونه.تمشک. زیاد. گربه. خرگوش. چرا. دیرباز. آستانه. پنجره چاقو. فراموشی. لا به لا. کروشه. سیمان. دارکوب. بالا. همین. تمام. نایروبی. چاه کن. گوزن. گلابی. دارو. سیمان. لا به لا. نامه خار. تالاب. حرم. دریا. موج. چوپان. نی. لاله. بالانس. دیوانه. خاکی. مهر. گلاب. چرا. مهربان. تمشک. گاندی. برنامه. خاطره. سر و صدا. احمق. دربان سمیرا. نمایاندن. چرا. حمام. بلا. کریستال. سنگ رنگی رنگین کمان. جادو. قوری. جوراب. پشم. قرمز تشت. کشک. پا. پامال. حق. اعدام. چادر. سبزه. سفره. اسب. چوب. نم دار. بو. موریانه. پوسیده. ترسناک. کاهی. خراب. سبک. ترانه خمیازه. خمیازه. هیهات. یا. منادا. مبدا. دیوانه تیمار. تيمارستان. سخیف. کلاف. دید و دل. نمایان. تا به تا. جواد. مجید. جدیت. غرور. تمام.
تمرین نوشتن کلمه، وبینار نویسندگی.
تمرین نوشتن کلمه، وبینار نویسندگی.
🍓1
من گاهی اوقات حتی نمیفهمم چی شد که کتابی رو دست گرفتم. به خودم که میام یا کتاب تموم شده یا روز.
بچه تر که بودم گاهی حواسم پرت قطر کتاب میشد، اول کتاب های قطور و پر ماجرا رو ترجیح میدادم و با این که باید برام عادی میشد از یه جایی به بعد؛ اما من با هر کتابی انگار که دفعه اول باشه ذوق میکردم. خیلی هم با خودم کیف میکردم :)
الان داستان های کوتاه رو دوست دارم. شعر ها و نامه هارو هم. کوتاه و زیبا. درست مثل زندگی.
انگار هرچی آدم بزرگ تر میشه، هم وقت و هم حوصلهش کم تر میشه. الان یه داستان موراکامی و ۲۰ دقیقه وقت تو اتوبوس برام کافیه که با خودم کیف کنم!
بچه تر که بودم گاهی حواسم پرت قطر کتاب میشد، اول کتاب های قطور و پر ماجرا رو ترجیح میدادم و با این که باید برام عادی میشد از یه جایی به بعد؛ اما من با هر کتابی انگار که دفعه اول باشه ذوق میکردم. خیلی هم با خودم کیف میکردم :)
الان داستان های کوتاه رو دوست دارم. شعر ها و نامه هارو هم. کوتاه و زیبا. درست مثل زندگی.
انگار هرچی آدم بزرگ تر میشه، هم وقت و هم حوصلهش کم تر میشه. الان یه داستان موراکامی و ۲۰ دقیقه وقت تو اتوبوس برام کافیه که با خودم کیف کنم!
" ادبيات شايد نتواند جلوى جنگ و خونريزى را بگيرد، شايد نتواند جلوى مرگ كودكى را بگيرد، اما ميتواند كارى كند كه دنيا به آن فكر كنند. "
ژان پل سارتر
ژان پل سارتر
Forwarded from ufo
همهی کارها و ماجراهایی که دوست داریمو میذاریم واسه چند سال بعد. واسه وقتی خونه اوکی شد، سن که زیاد شد، هوا که خوب شد، مقصد که مشخص شد، درس که تموم شد، پول که بیشتر شد؛ اما پوینت قضیه اینجاست که نمیدونیم امشب که بخوابیم فردا بیدار میشیم یا نه. من نمیخوام وقتی مردم روحم بگه کاش فلان کار و میکردم.
هی قهوه ترک ریختم تو دستگاه اسپرسو، بعد شاکی هم شدم که چرا قهوه نمیده!
حس میکنم دارم عین همین کار رو با درس خوندن و زندگی کردن انجام میدم :)
حس میکنم دارم عین همین کار رو با درس خوندن و زندگی کردن انجام میدم :)
جز گریه کردن، غصه خوردن و ناسزا دادن کاری از دستم بر نمیاد.
هرشب آدمایی که سر ندارن میان تو خوابم باهام حرف میزنن.
صبح که بیدار میشم میبینم اعدام کردن.
هرشب آدمایی که سر ندارن میان تو خوابم باهام حرف میزنن.
صبح که بیدار میشم میبینم اعدام کردن.
نمیدونم چه مرگمه، ولی الان به خاطر این که چهارشنبه آخرین جلسه کلاسمه و معلمم داره میره آمریکا بغض دارم.
کانالم، دوستش دارم. و همزمان ندارم. خیلی لوسه. ولی دوست دارم برگردم ببینم پارسال همین تاریخ چکار میکردم و چه حسی داشتم.
ولی... در کل، از کانال روزمره نویسی خوشم نمیاد. کانال روزانه نویسی رو ترجیح میدم. پخته تر و جهت دار تر.
ولی... در کل، از کانال روزمره نویسی خوشم نمیاد. کانال روزانه نویسی رو ترجیح میدم. پخته تر و جهت دار تر.