97 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
دوست دارم بعضی قسمت های کتاب هیچ دوستی به جز کوهستان رو اینجا تایپ کنم. ولی برای این کار خسته و بی حوصله ام.
درواقع انقدر خواب‌م به هم ریخته بوده این یک ماه اخیر که کنترل همه چیز از دستم در رفته. همین باعث خستگی های طولانی و پرخوری های من برای داشتن انرژی و دست آخر هم همیشه خسته بودن و افزایش وزن شده :)
حالا هی میگم من. تا ببینم کی درستش میکنم. بنده بیل‌زن خوبی هستم فقط.
میثم نماد کسانی بود که لازم نمی‌دیدند در برابر رنج و وحشت تنهایی، تغییر هویت بدهند. او درست نقطه مقابل سیستمی بود که می‌خواست همه را به گوسفندانی پروار تبدیل کند. او، در یک کلام، بوی زندگی می‌داد.
#هیچ‌دوستی‌به‌جز‌کوهستان
#books
حس میکردم ناراحتم و هرچی فکر کردم براش دلیلی پیدا نکردم پس یه فنجون نسکافه (هرچند دوست ندارم خیلی) خوردم و یه نودل گذاشتم رو گاز.
بعد هی میگم چرا چاق میشم.
دقیقا به این دلیل.
و تمام قهوه های با شیر پرچرب. و آیس کافی های با شکر.
تیرماه هم تمام شد.
کتاب های مردادماه
۱.درمان شوپنهاور
۲.هیچ دوستی به جز کوهستان

#books
دقت کردید امروز هم شنبه‌اس هم روز اول ماه؟! تمام بهونه هام برای شروع نکردن کلی کار از بین رفت :|
وقتی تو اتاقم و مامانم رو صدا میکنم :)
آژنا
وقتی تو اتاقم و مامانم رو صدا میکنم :)
اینجا به مامان گفتم حالم خوب نیست.
تا ساعت ۳ونیم نیم شب درد کشنده ای داشتم و رفتم درمونگاه، دوتا سوزن زدم که کفاف نداد و درد قطع نشد. ساعت ۵ونیم باز رفتم بیمارستان و سرم زدم که تا ساعت ۹ آروم بودم.
بعد هم دوباره معده درد داشتم تا خوابم برد تا ساعت ۷ عصر.
روز وحشتناک به این میگن :) همه برنامه هامون ریخت به هم. مامان اصلا نخوابید و من یا داشتم گلاب به روتون! بالا میوردم یا از درد به خودم میپیچیدم.
#about_day
داشتم برای خواهر کوچیکه کتاب میخوندم که شاید حواسم از درد و گرفتگی شکمم پرت بشه! :)
و فردا داریم میریم خونه مادربزرگم اینا! هرچند خیلی خسته و داغونم ولی چون از قبل گفته بودیم و تولد هم دعوتیم دلم نمیاد نه بگم.
بنده خداها از الان برنامه ریختن چی‌کار کنن که من حالم خوب بشه و خب این خیلی شیرینه. چون حس تنهایی وحشتناکی داشتم این چندوقت.
سردمه :)
کاین عطش جز با تلاشِ بوسه‌یِ خونین او درمان نمی‌گیرد.
🥀🌑
دکتر بهم گفت بجای این که بیای اینجا برو پیش مشاور! سبک زندگیت رو درست کن. تو پر از استرسی.