دیشب نقاشی کشیدم. کج و کوله شد ولی خودم دوستش دارم.
امروز هم باید اتاق رو مرتب کنم و خواهر کوچیکه بنده رو برای درست کردن شیک توت فرنگی کچل کرده!
باقیش هم درس بوده و خواهد بود.
#about_day
امروز هم باید اتاق رو مرتب کنم و خواهر کوچیکه بنده رو برای درست کردن شیک توت فرنگی کچل کرده!
باقیش هم درس بوده و خواهد بود.
#about_day
دختری که امروز تو واحد جلوم ایستاده بود دست های فوق العاده زیبایی داشت. جدیدا ناخودآگاه توجه ام به دست های بقیه جلب میشه.
از صبح معده درد داشتم. سر امتحان حس کردم کمر درد هم گرفتم، محلش ندادم گفتم حتما دوباره استرس عه.
تا این که انقدر حالم بد شد و درد داشتم که مجبور شدم دوبار برم دکتر. دردی که برای دشمنم هم نمیخوام!
خلاصه سِرم و ۴ تا سوزن!
تزریقاتی عه دستم رو سوراخ سوراخ کرد تهشم گفت خیلی بد رگی و دستت رگ نداره.
بله، بله... هم از نظر زیبایی شناختی و هم تزریقات این موضوع اذیت کننده اس!
#about_day
تا این که انقدر حالم بد شد و درد داشتم که مجبور شدم دوبار برم دکتر. دردی که برای دشمنم هم نمیخوام!
خلاصه سِرم و ۴ تا سوزن!
تزریقاتی عه دستم رو سوراخ سوراخ کرد تهشم گفت خیلی بد رگی و دستت رگ نداره.
بله، بله... هم از نظر زیبایی شناختی و هم تزریقات این موضوع اذیت کننده اس!
#about_day
داشتم تو دلم میگفتم حالا که من به خاطر معده ام نمیتونم قهوه و نودل و سالاد و شکلات بخورم همه از خوراکی های خوشمزشون عکس میزارن.
که بابا با یه قهوه رقیق دم کرده و نون شیرین اومد تو اتاق...
به به. بوی خوش قهوه و گلاب نون.
خوشحالی عظیم :)
#about_day
که بابا با یه قهوه رقیق دم کرده و نون شیرین اومد تو اتاق...
به به. بوی خوش قهوه و گلاب نون.
خوشحالی عظیم :)
#about_day
آژنا
Photo
از کتاب های نسبتا قدیمی کتابخونه...
تصمیم گرفتم از این به بعد اول بعضی کتابهایی که میخونم شعر بنویسم. که ۲۰سال دیگه یکی بخوندشون و لبخند بزنه :)
#books
تصمیم گرفتم از این به بعد اول بعضی کتابهایی که میخونم شعر بنویسم. که ۲۰سال دیگه یکی بخوندشون و لبخند بزنه :)
#books