Akwamu, Akan state (c. 1600–1730) of the Gold and Slave coasts of western Africa. At its apogee in the early 18th century, it stretched more than 250 miles (400 km) along the coast from Whydah (now Ouidah, Benin) in the east to beyond Winneba (now in Ghana) in the west.
The Akwamuhene was forced to flee, and by 1731 the state had ceased to exist.
یه ایالت تو آفریقا بوده که سال 1730 از بین میره. مکان الانش هم از بنین تا غنا میشه :)
The Akwamuhene was forced to flee, and by 1731 the state had ceased to exist.
یه ایالت تو آفریقا بوده که سال 1730 از بین میره. مکان الانش هم از بنین تا غنا میشه :)
بابا امروز داشت برامون از آداب قهوه درست کردن و قهوه خوردن میگفت :)
مامان از تلخی قهوه شکوه میکرد. من گفتم آخه قهوه رو به خاطر تلخیش دوست دارن!
بعد باهم درمورد چیز هایی که خونده بودیم حرف زدیم. میدونم یه روزی برای قهوه خوردن و حرف زدن باهاشون دلتنگ میشم. هرچقدر هم که مشتاق به زندگی نکردن! با خانواده باشم.
مامان از تلخی قهوه شکوه میکرد. من گفتم آخه قهوه رو به خاطر تلخیش دوست دارن!
بعد باهم درمورد چیز هایی که خونده بودیم حرف زدیم. میدونم یه روزی برای قهوه خوردن و حرف زدن باهاشون دلتنگ میشم. هرچقدر هم که مشتاق به زندگی نکردن! با خانواده باشم.
هیچی دیگه... زندگی هست، من هستم، فقط زیر این همه کار دارم له میشم.
امروز اتوبوس اشتباه سوار شدم. از یه خانم مسن آدرس پرسیدم که گم نشم و براش توضیح دادم که اتوبوس اشتباه سوار شدم. زیر لب یه فحش به جوونای امروزی داد و با مهربونی! مسیر رو نشونم داد :)
45 دقیقه با ماکسیمم سرعت، زیر آفتاب، داشتم راه میرفتم ولی.
#about_day
امروز اتوبوس اشتباه سوار شدم. از یه خانم مسن آدرس پرسیدم که گم نشم و براش توضیح دادم که اتوبوس اشتباه سوار شدم. زیر لب یه فحش به جوونای امروزی داد و با مهربونی! مسیر رو نشونم داد :)
45 دقیقه با ماکسیمم سرعت، زیر آفتاب، داشتم راه میرفتم ولی.
#about_day
چون همه مُردهاند
اندکی دربارهی
درخت، انسان، پرنده
صحبت میکنم
چندان وقتتان را نخواهم گرفت
من هم فرصت اندکی دارم
قطار در انتظار من است
که حرکت کند.
احمدرضا احمدی
اندکی دربارهی
درخت، انسان، پرنده
صحبت میکنم
چندان وقتتان را نخواهم گرفت
من هم فرصت اندکی دارم
قطار در انتظار من است
که حرکت کند.
احمدرضا احمدی
هیوا دیروز میگفت: فرقی با دو سال پیش نکردم. فقط دیوونه تر شدم :) فهمیدم زندگی ارزش سخت گرفتن نداره. هرچی رها تر بهتر.
هممم فکر کنم راست میگه!
هممم فکر کنم راست میگه!
خیلی به قهوه نیاز دارم. جدیدا از استرس و قهوه تپش قلب گرفتم که ختم میشه به تنگی نفس و خیلی شیک قهوه ام زهرمارم میشه.
خوشی های ریزمون هم دیگه دارن از دست میرن🥲🚶🏻
خوشی های ریزمون هم دیگه دارن از دست میرن🥲🚶🏻