95 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
Forwarded from [بلوط] (Rahil)
زیبای من!
از بیروت برایت مینویسم!
باران چون معشوقه یی قدیمی
از سفری دور باز آمده است!
از قهوه خانه ی کنار دریا برای تو مینویسم!
پاییز دل گیر،
روزنامه ها را خیس کرده است

و تو هر دم
از فنجان قهوه و
سطرهای خبر روزنامه بیرون می آیی!
پنج ماه گذشته است...
چه گونه یی؟ عزیز!
این جا خبر تازه یی نیست!
بیروت مشغول آرایش است
همانند تمام زنان
در آغاز زمستان!

#نزارقبانی
بعضی وقت ها از این که چقدر میتونم آدم عوضی باشم شوکه میشم.
کنکور هنر ثبت نام کردم! ژنتیک کم بود باید مبانی موسیقی هم بذارم تو برنامه ام. کاملا یهویی و بی برنامه! ولی راستش رو بخواید خوشحالم.
بعد از مدت ها #اندر_احوالات صبح 4 فوریه، رفتم کوه :)
از ساعت 3 بیدارم و حالا که نیم ساعت دیگه باید سر کلاس باشم خوابم گرفته. برم قهوه درست کنم و سر کلاس مزخرف زیست اتاق رو مرتب کنم. شاید هم تو یوتیوب ویدیو ببینم و اصلا هیچ کار نکنم. برشتوک میخوام :) و شیرکاکائو... با کروسان و یه فیلم خوب.
#about_day
دیگه عقلم قد نمیده، یه چیزی تو سرم درست نیست، الان یک ساله جای یه چیزی خالیه...
پارسال همین موقع ها تا اواسط فروردین، سیاه ترین روزهای زندگیم بودن. اگر نخوام از احساساتی که دارم فرار کنم، میترسم دوباره برگردم به اون روزها.
نمیخوام اون آدم برگرده به زندگیم، اون آدمی که بودم. جون کندم که الان اینجام.
و یک هفته اس... که دوباره دارم سقوط میکنم...
نجات دهنده.
#coffee
چند روز پیش رکورد خودمو شکوندم و یادم رفت اینجا بگم... 2100 صفحه کتاب تو یک روز، البته پیشنهاد نمیکنم همچین کار مریض گونه ای رو کسی انجام بده.
#books
قبلا بیشترش رو هم خوندم ولی... یادمه تابستون امسال وقتی بعد از 3-4 ماه کتاب گرفته بودم دستم، کلی طول کشید تا به 500 صفحه رسیدم. اما این... این که اینجوری کتاب میخونم یعنی دارم فرار میکنم و هیچ چیز دیگه ای رو نمیرسونه. یعنی حتی شب نخوابیدم، و بعد ساعت ها وقتی به صورت خودم تو آیینه نگاه کردم خودم رو نمیشناختم. و این دقیقا چیزی بود که میخواستم.
دومین کاپ قهوه ام رو زدم، اولیش ریخت ناکام شد بیچاره... باید درس بخونم اما از طرفی دوست دارم اتاق رو تمیز کنم که عصر، پرده هارو بزنم کنار و غروب خورشید رو ببینم. تا اتاق تمیز نباشه هم کیف نمیده! اول درس، بعد اتاق... الان که فکر میکنم شاید امروز بنویسم یکم.
#about_day
هوا عالیه، نهار پاستا درست کردم. نوری که میتابه داخل اتاق خیلی قشنگه چون هوا نیمه ابریه... میخوام اسموتی درست کنم و ادامه زیست رو بخونم. کاش الان یه گزینه سیو داشتم که بعدا دوباره بیام این لحظه رو زندگی کنم.
#about_day
به روایت تصویر