97 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
استرسم این چند روز بیشتر شده. ولی از طرف دیگه، بیشتر کتاب میخونم، بیشتر درس میخونم، فیلم میبینم و آهنگ گوش میدم. به هرحال معده درد امونم رو بریده... فردا میرم بیرون، قلمچی کچلم کرد، برم ببینم پشتیبان میخواد چه گلی بزنه به سر من :)
برای اولین بار کلاس خصوصی گرفتم، برای فیزیک، حقیقتا ترسیدم بیوفتم امتحانشو :|
برم اتاقمو مرتب کنم. فعلا همه چیز به درک، بس که سعی کردم باب میل بقیه رفتار کنم خودمو به این روز کشوندم. اصلا کی به من اهمیت میده تو این دنیا به این گندگی؟!
#about_day
2 ساعت درس خوندم، رفتم سر کلاس. صبحانه درست کردم و برنامه ریختم. معدم رو با بالزامیک داغون کردم :|
حالم داره از درس خوندن بهم میخوره🚶🏻
#about_day
کتاب های دی ماه , بهمن

1. جا به جا کردن صندلی ها
2.مردی که میخندد
3. شعر زن
4. شبح تاریکی
5. پسر خاله وودرو
6. طولانی ترین آواز نهنگ
7. تعلیمات غیر اجتماعی!
8. شروع خوندن جلد ۲ هزار و یک شب
9. معجزه وجود دارد
10. نارسیس و گلدموند
11. جز عشق راهی نیست
برای ماه امتحانات ترم اول بد نبود :)
12. ماریوس
13.14. نمیخوام اسم هاشون رو بگم
15. دلاویزترین
16.17. که بازم نمیخوام اسم هاشون رو بگم :)


#books :)
از بس ریاضی خوندم قیافم شبیه تابع هموگرافیک شده. لعنتی درس دوست داشتنی هم هست، انقدر چیزای جدید داره که خسته کننده و حوصله سر بر نشه.
امروز یکم دیرتر بیدار شدم. احتمالا نهار رو هم من درست کنم و یکم استراحت کنم.
اتاقم رو مرتب کردم دیشب، ادامه اش رو برم الان :)
الانم برم پنکیک بخورم زندگی زیبا بشه🚶🏻🌲
#about_day
Hiiiii
Happy 2022
این چند روز که نبودم تلگرامم یه مرگیش شده بود که نمیدونم چه مرگی بود. برای همین کلا مجبورم شدم سیستم و اینا همه رو آپدیت کنم تا کار کنه.
امتحان ریاضیمم دادم :)
فکر کنم ۴،۵ تایی فیلم هم دیدم.
همین دیگه، کلا اتفاق خاصی نیوفتاد!
آها چرا.. پرده اتاقم رو انداختم رو سرم، با میله هاش.
اومدم پرده رو جمع کنم، فکر کنم یکم خشن برخورد کردم... کند :)
#about_day
Forwarded from paperback
“Say what you are. Not what you would like to be. Not what you have to be. Just say what you are. And what you are is good enough.”
— John Cassavetes
🌈🍃🌻
امروز ۱ ساعت تمام منتظر اتوبوس بودم. و دو ساعت بعد از این که امتحانم تموم شد رسیدم خونه. میخواستم برم پیاده روی، اما خیلی خسته بودم. اومدم خونه و کلی خوابیدم.
فردا هم امتحان دارم.
اتاقم بهم ریخته اس.
بالا روی تختم، نزدیک ۱۰ تا کتابه...
یکی از پنجره های اتاقم پرده نداره.
کیک پرتقال خونگی خوردم. با قهوه.
باید بنویسم. شاید شعر...
امروز به دوستی که دوماهه باهاش صحبت نکردم, بی حواس گفتم جانم.
تعجب کرده بود. میدونم. هنوز دوستش دارم.
دمنوش میخوام.
#about_day
Forwarded from [بلوط] (𝑅𝐴𝐻𝐼𝐿)
امروز نم نم بارون اومد.
پیاده روی کردم، پفک خریدم.
امتحان دادم. دیر رفتم خونه و فهمیدم گوشیم رو نبرده بودم.
بهم کتاب و شکلات هدیه دادن.
قهوه خوردم و میخوام برم درس بخونم.
#about_day
Forwarded from Flaubert.
-اون ترجیح می‌ده در اتاقش بشینه و کتاب بخونه.
-درست شبیه من. چه چیزی بهتر از اینکه غروب کنار شومینه بشینی و کتاب بخونی، در حالی که باد به پنجره می‌کوبد و شمع‌ها می‌سوزند؟
-مادام بوواری
-فلوبر
دو روز پیش پاستا درست کردم.
مهمون داشتیم. درس نخوندم.
دیروز خوب بود. صبح خیلی زود بیدار شدم. شب زیر نور شمع برای مامان فروغ خوندم.
امروز خیلی گریه کردم. ناراحت و عصبانی بودم، معده درد شدیدی داشتم. با همه اینا درس خوندم. یه کتاب رو هم تموم کردم.
#about_day