آژنا
سلام راستش الان که با خود فکر میکنم میبینم زندگی آنقدرها هم ارزش ندارد که بتوان از آن نوشت. شاید حتی بتوان تمام آن را در "پرندگان خارزار" جا داد و وقتی دخترک از کشیش آبستن شد فریاد زد: تف تو زندگی! چیز زیادی ندارم برایت بگویم، تنهایی آدمها را ساکت میکند. بگذار…
سلام
نه پرندگان خارزار را خواندم و نه فاصله ها کم شد. چاره ای نیست، من به همان شاملو و نرودا خواندن هم راضیام.
فقط خواستم بگویم، چای بنوش، کتاب بخوان، فیلم های سیاه سفید ببین، عینک گرد بزن و کفش های بند دار و کت سبز بپوش. خواستم بگویم دنیا با همین ها قابل تحمل میشود. با گل یاس، بوی نارگیل و شیرینی دارچینی.
همین، جای هردومان خوش باش.
#نامه شماره 4
نه پرندگان خارزار را خواندم و نه فاصله ها کم شد. چاره ای نیست، من به همان شاملو و نرودا خواندن هم راضیام.
فقط خواستم بگویم، چای بنوش، کتاب بخوان، فیلم های سیاه سفید ببین، عینک گرد بزن و کفش های بند دار و کت سبز بپوش. خواستم بگویم دنیا با همین ها قابل تحمل میشود. با گل یاس، بوی نارگیل و شیرینی دارچینی.
همین، جای هردومان خوش باش.
#نامه شماره 4
چه آزمونی شد این آزمون قلمچی :) به خاطر مشکلات فنی! یک ساعت دیر شروع کردم. الانم صدای شکستن وحشتناک ظرف اومد و وقتی رفتم بیرون دیدم کف آشپزخونه پر از شیشه اس... تخته کابینت شل شده بود همه ریختن پایین :) یه سکته ریز زدم من این بین! تو ذهنم نمیگنجه چقدر ظرف تو یه ثانیه شکسته!!!
نقاشی کردم. اسماج درست کردم. فیلم دیدم.
الان هم دارم میرم خیلی سخت درس بخونم تا 12 شب فردا... بعد میام میگم چکار کردم.
الان هم دارم میرم خیلی سخت درس بخونم تا 12 شب فردا... بعد میام میگم چکار کردم.
آژنا
نقاشی کردم. اسماج درست کردم. فیلم دیدم. الان هم دارم میرم خیلی سخت درس بخونم تا 12 شب فردا... بعد میام میگم چکار کردم.
بد نبود. راضی نیستم. از آدمایی که فقط حرف میزنن خوشم نمیاد...
از نیم ساعت پیش تا الان هنگ هنگم. چون فهمیدم دو روزه تو امریکانو و نسکافه ام به جای شیر، جوش شیرین میریختم و هنوز زنده ام!
آخه جای جوش شیرین تو قوطی شیره؟! من هی میگفتم اینا چرا چند روزه خیلی کف میکنن :)
آخه جای جوش شیرین تو قوطی شیره؟! من هی میگفتم اینا چرا چند روزه خیلی کف میکنن :)