Forwarded from پلاکارد کم آوردیم.
یادآوری روزانه: با موضوعات حساس شوخی نکنید، اولا که اصلا بامزه نیستن شوخیهاتون و دوما که شوخی کردن باهاشون ارزش و اهمیت موضوع رو از بین میبره. رئیسی گفته پزشکان زن شیفت شب کار نکنن و راجع بهش جوک میسازید؟ اگر این نظرش اجرایی بشه بعید نیست مرحلهی بعدی این باشه که پزشکان زن حق نداشته باشن تخصصهای خاصی رو بخونن. بعدی هم زنان اصلا نرن رشتهی پزشکی. بعد شما به ایگنورنتترین حالت ممکن میآیید و میگید وای این باعث شد خوشم بیاد از رئیسی؟ شیفت شب همهش مال مردها؟ سطح طنزتون یه کوچولو حالبهمزنه راستش رو بخواهید.
بذاریدبگم نتیجه 8 روز نخوابیدن، پریودی بی موقع از استرس، زخم های پشت دستم از فشار اتود برای پروندن خوابم و تمام قهوه ها چی شد.
نمره 10 از 20 ...
خانه از پایبست ویران است؟
این اولین و آخرین نمره 10 من در طول 12 سال تحصیل، قراره اینجا ثبت بشه. قراره مایه ننگ من باشه.
نمره 10 از 20 ...
خانه از پایبست ویران است؟
این اولین و آخرین نمره 10 من در طول 12 سال تحصیل، قراره اینجا ثبت بشه. قراره مایه ننگ من باشه.
رفتم سر کلاس زبان روحم شاد شد اصلا :) انقدر که استاد خوب و بی شیله پیله اس! و زبان هم خودش شیرینه.
آخرین امتحانم رو که دادم امروز از 12 تا 4 گرفتم خوابیدم :) انقدر شیرین بود، انقدر چسبید! اصلا ذهنم ریکاوری شد.
ولی دیشب، خیلی خوب بود... داشتم تابع میخوندم، بارون میومد و چای و آهنگ و سکوت عجیب شب با صدای بارون :) خیلی درس خوندن کیف داد!
ولی دیشب، خیلی خوب بود... داشتم تابع میخوندم، بارون میومد و چای و آهنگ و سکوت عجیب شب با صدای بارون :) خیلی درس خوندن کیف داد!
آژنا
بذاریدبگم نتیجه 8 روز نخوابیدن، پریودی بی موقع از استرس، زخم های پشت دستم از فشار اتود برای پروندن خوابم و تمام قهوه ها چی شد. نمره 10 از 20 ... خانه از پایبست ویران است؟ این اولین و آخرین نمره 10 من در طول 12 سال تحصیل، قراره اینجا ثبت بشه. قراره مایه…
عه راستی برای اینم جبرانی امتحان دادم و 18 شدم :) نمیدونم اون روز چی شده بود که اینطور گند زدم.
Forwarded from ناتیلوس
امروز یه نوجوان ۱۲ ساله توی کتابفروشی اومده بود و میگفت شکسپیر زنده است *:)))
خیییلی هم جدی بود، پیرمرد طلوع سرش رو تکون داد و طوری که معلوم نباشه خندید و رو به من کرد و گفت: میتونم توی حرفاش تو رو ببینم.
بعد که یکم گذشت با این پسر مشغول صحبت شدم و گفتم چرا این طور فکر میکنی؟
گفت: شکسپیر دیشب توی اتاقم بود و نمایشنامهی اتللو رو برام میخوند.
گفتم: اِ دیشب که پیش من بود، چه ساعتی برات کتاب خوند؟
گفت: هنوز مهتاب رو میشد دید.
گفتم: پس انگار ما یک نفریم، یا اینکه شکسپیر خداست.
خیییلی هم جدی بود، پیرمرد طلوع سرش رو تکون داد و طوری که معلوم نباشه خندید و رو به من کرد و گفت: میتونم توی حرفاش تو رو ببینم.
بعد که یکم گذشت با این پسر مشغول صحبت شدم و گفتم چرا این طور فکر میکنی؟
گفت: شکسپیر دیشب توی اتاقم بود و نمایشنامهی اتللو رو برام میخوند.
گفتم: اِ دیشب که پیش من بود، چه ساعتی برات کتاب خوند؟
گفت: هنوز مهتاب رو میشد دید.
گفتم: پس انگار ما یک نفریم، یا اینکه شکسپیر خداست.
ساعت 12 بیدار شدم، کله پاچه خوردم :|
نمونه کامل یک روز تعطیل... دیگه نوبت درس عه، اول کتاب خونه رو مرتب میکنم و بعد از 2 ساعت درس هم قراره برم شعر بخونم :)
#about_day
نمونه کامل یک روز تعطیل... دیگه نوبت درس عه، اول کتاب خونه رو مرتب میکنم و بعد از 2 ساعت درس هم قراره برم شعر بخونم :)
#about_day
از وقتی که شروع کردم دارم ژنتیک میخونم. میتونم این روال رو تو 24 ساعت آینده ادامه بدم چون خیلی لذت بخشه :)
اما متاسفانه باید شیمی و زبان هم بخونم :|
اما متاسفانه باید شیمی و زبان هم بخونم :|
Forwarded from That's all folks! (AMIN)
خانم فرن لیبوویتز میگه آدمای خیلی کمی هستند که صاحب تواناییهای هنری هستند. اگر در خودتون میلی سوزان و بیقرار به نوشتن یا نقاشی کردن احساس کردید خیلی ساده یه چیز شیرین بخورین و میلئه از بین میره!
قربون دهنت فرن! قربون دهنت!
قربون دهنت فرن! قربون دهنت!
کاش برام نامه میفرستادن. بارها دلم خواست برای دوستانم نامه بفرستم اما میدونستم که هیچکدوم مثل من علاقه ای به این موضوعات نوستالژی طور! و کلاسیک ندارن. هیچکدوم از دوستانم نتونستن 5 دقیقه به صدای پیانو بی کلام گوش بدن و حرفی نزن و فقط لذت ببرن. هیچکدوم دوست نداشتن باهم آشپزی کنیم. هیچکدوم از دوستانم فیلم سیاه و سفید نمیدیدن. هیچوقت نشد در سکوت کنار هم راه بریم و بهم نگن چرا حرف نمیزنی، هیچکدوم از باهم بودن و سکوت کردن چیزی نمیفهمیدن.
الان که با خودم فکر میکنم، شاید خیلی هم عجیب نباشه که هیچ دوستی ندارم.
الان که با خودم فکر میکنم، شاید خیلی هم عجیب نباشه که هیچ دوستی ندارم.
دو تا قهوه و یه قاشق کره بادام زمینی خوردم، کاملا مسلح برای 2 ساعت امتحان زبان :)
هیچ ایده ای ندارم که قراره خوب پیش بره یا نه!
هیچ ایده ای ندارم که قراره خوب پیش بره یا نه!
امروز بالاخره ساعت 5 صبح بیدار شدم :) بعد از دوماه تونستم صبح زود بیدار شم. حس خوبی داشت.
شیر کاکائو خوردم و ادبیات خوندم. ادبیات امسال نسبت سال های پیش قشنگ تر هست، با این که خیلی از شعر ها و متن ها رو قبلا خوندم اما الان هم خیلی لذت بخشه برام.
امروز دوباره امتحان زبان دارم.
حالا بیخیال امتحان ها، از چند روز پیش دارم کتاب بریت ماری اینجا بود رو برای بار دوم (مطمئن نیستم، شاید هم سوم) میخونم.
هنوز دست آویز هایی برای زندگی کردن هست :)
#about_day
شیر کاکائو خوردم و ادبیات خوندم. ادبیات امسال نسبت سال های پیش قشنگ تر هست، با این که خیلی از شعر ها و متن ها رو قبلا خوندم اما الان هم خیلی لذت بخشه برام.
امروز دوباره امتحان زبان دارم.
حالا بیخیال امتحان ها، از چند روز پیش دارم کتاب بریت ماری اینجا بود رو برای بار دوم (مطمئن نیستم، شاید هم سوم) میخونم.
هنوز دست آویز هایی برای زندگی کردن هست :)
#about_day
البته اجازه بدید روراست باشم. دیروز 5 بار گریه کردم.
نا امید شدم و خسته. نه که الان نباشم، نه! فقط این که صرفا خسته بودن هیچ سودی نداره.
نا امید شدم و خسته. نه که الان نباشم، نه! فقط این که صرفا خسته بودن هیچ سودی نداره.
Forwarded from گلبو
مدتها پیش یه کلیپی میدیدم یوتیوب، که یه چترباز از بالاترین ارتفاع ممکن میپرید پایین و بعد چترش باز میشد. رکورد زده بود. ضربان قلبش به ۱۶۰ رسید. ولی رسید زمین. وقتی اون بالا بود، از توی گوشی بهش میگفتن چیکارکن. انگار که یه برجمراقبت مانندی اون پایین بود که این آقا، این رکورد رو بزنه. وقتی توی اوج آسمون بود، دوستش گفت: !Stable as a rock
این جمله از اون روز شده بیوی تلگرام من. دلم میخواد همیشه مثل سنگ، پایدار باشم. پایداری قدرته. سنگ قدرتمنده، تجربهم به این اندازه رسیده که با بحثای احساسی قاطیش نکنم و اونهارو بذارم یه گوشه، جدای همهچیز، سنگ بودن قدرته.
این جمله از اون روز شده بیوی تلگرام من. دلم میخواد همیشه مثل سنگ، پایدار باشم. پایداری قدرته. سنگ قدرتمنده، تجربهم به این اندازه رسیده که با بحثای احساسی قاطیش نکنم و اونهارو بذارم یه گوشه، جدای همهچیز، سنگ بودن قدرته.
دیروز رفتم دکتر و دستم رو بخیه زدم. حالا دوتا بیشتر نیست ولی خب تجربه جدیدیه :)
امروز خیلی درس دارم چون دیروز هیچی نخوندم و امتحانمم بد دادم چون حوصله شو نداشتم! به درک! دوباره میخونم🚶🏻
کارنامه مهر و آبان رو هم دادن، بد نبود ولی دبیر عوضی ریاضی یه نمره کم کرده بود ازم.
صبحونه خوردم و سر یه کلاس هم رفتم اما همچنان خوابم میاد :)
#about_day
امروز خیلی درس دارم چون دیروز هیچی نخوندم و امتحانمم بد دادم چون حوصله شو نداشتم! به درک! دوباره میخونم🚶🏻
کارنامه مهر و آبان رو هم دادن، بد نبود ولی دبیر عوضی ریاضی یه نمره کم کرده بود ازم.
صبحونه خوردم و سر یه کلاس هم رفتم اما همچنان خوابم میاد :)
#about_day