96 subscribers
2.14K photos
33 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
احساس میکنم روز خوبیه :) 🪴
دیروز بالاخره رفتم واکسن زدم. کاش به عنوان اشانتیون رو کارت واکسن اونی که واکسن میزنه هم میدادن ببریم، خیلی بامزه بود😐😁
نشنیده بگیرید شما :)
چرا انقدر ژنتیک سختهههه... خیلی دوست دارم خوندنش رو ولی در عین حال خیلی هم زمان میبره. مثل چیپسه، خوشمزه اس ولی مفید نیست. ژنتیک هم قشنگه ولی سخته :/
Forwarded from ʜ₂ᴏ | Water (Hydrogen)
تیخیتیخیی
ʜ₂ᴏ | Water
تیخیتیخیی
بیخیال! دیگه بدتر از این؟😂
یادآوری روزانه: با موضوعات حساس شوخی نکنید، اولا که اصلا بامزه نیستن شوخی‌هاتون و دوما که شوخی کردن باهاشون ارزش و اهمیت موضوع رو از بین می‌بره. رئیسی گفته پزشکان زن شیفت شب کار نکنن و راجع بهش جوک می‌سازید؟ اگر این نظرش اجرایی بشه بعید نیست مرحله‌ی بعدی این باشه که پزشکان زن حق نداشته باشن تخصص‌های خاصی رو بخونن. بعدی هم زنان اصلا نرن رشته‌ی پزشکی. بعد شما به ایگنورنت‌ترین حالت ممکن می‌آیید و می‌گید وای این باعث شد خوشم بیاد از رئیسی؟ شیفت‌ شب همه‌ش مال مردها؟ سطح طنزتون یه کوچولو حال‌بهم‌زنه راستش رو بخواهید.
بذاریدبگم نتیجه 8 روز نخوابیدن، پریودی بی موقع از استرس، زخم های پشت دستم از فشار اتود برای پروندن خوابم و تمام قهوه ها چی شد.
نمره 10 از 20 ...
خانه از پایبست ویران است؟
این اولین و آخرین نمره 10 من در طول 12 سال تحصیل، قراره اینجا ثبت بشه. قراره مایه ننگ من باشه.
رفتم سر کلاس زبان روحم شاد شد اصلا :) انقدر که استاد خوب و بی شیله پیله اس! و زبان هم خودش شیرینه.
آخرین امتحانم رو که دادم امروز از 12 تا 4 گرفتم خوابیدم :) انقدر شیرین بود، انقدر چسبید! اصلا ذهنم ریکاوری شد.
ولی دیشب، خیلی خوب بود... داشتم تابع میخوندم، بارون میومد و چای و آهنگ و سکوت عجیب شب با صدای بارون :) خیلی درس خوندن کیف داد!
Forwarded from ناتیلوس
امروز یه نوجوان ۱۲ ساله توی کتاب‌فروشی اومده بود و می‌گفت شکسپیر زنده است *:)))
خیییلی هم جدی بود، پیرمرد طلوع سرش رو تکون داد و طوری که معلوم نباشه خندید و رو به من کرد و گفت: می‌تونم توی حرفاش تو رو ببینم.
بعد که یکم گذشت با این پسر مشغول صحبت شدم و گفتم چرا این طور فکر می‌کنی؟
گفت: شکسپیر دیشب توی اتاقم بود و نمایشنامه‌ی اتللو رو برام می‌خوند.
گفتم: اِ دیشب که پیش من بود، چه ساعتی برات کتاب خوند؟
گفت: هنوز مهتاب رو می‌شد دید.
گفتم: پس انگار ما یک نفریم، یا اینکه شکسپیر خداست.
دیوار اتاقم...
دیروز عکس های کوچولوگیام(!) رو پیدا کردم و اونارو هم قراره بزنم به دیوار :) انقدر حس خوب دارن!
ساعت 12 بیدار شدم، کله پاچه خوردم :|
نمونه کامل یک روز تعطیل... دیگه نوبت درس عه، اول کتاب خونه رو مرتب میکنم و بعد از 2 ساعت درس هم قراره برم شعر بخونم :)
#about_day
از وقتی که شروع کردم دارم ژنتیک میخونم. میتونم این روال رو تو 24 ساعت آینده ادامه بدم چون خیلی لذت بخشه :)
اما متاسفانه باید شیمی و زبان هم بخونم :|
Forwarded from That's all folks! (AMIN)
خانم فرن لیبوویتز می‌گه آدمای خیلی کمی هستند که صاحب توانایی‌های هنری هستند. اگر در خودتون میلی سوزان و بی‌قرار به نوشتن یا نقاشی کردن احساس کردید خیلی ساده یه چیز شیرین بخورین و میل‌ئه از بین می‌ره!

قربون دهنت فرن! قربون دهنت!
کاش برام نامه میفرستادن. بارها دلم خواست برای دوستانم نامه بفرستم اما میدونستم که هیچکدوم مثل من علاقه ای به این موضوعات نوستالژی طور! و کلاسیک ندارن. هیچکدوم از دوستانم نتونستن 5 دقیقه به صدای پیانو بی کلام گوش بدن و حرفی نزن و فقط لذت ببرن. هیچکدوم دوست نداشتن باهم آشپزی کنیم. هیچکدوم از دوستانم فیلم سیاه و سفید نمیدیدن. هیچوقت نشد در سکوت کنار هم راه بریم و بهم نگن چرا حرف نمیزنی، هیچکدوم از باهم بودن و سکوت کردن چیزی نمیفهمیدن.
الان که با خودم فکر میکنم، شاید خیلی هم عجیب نباشه که هیچ دوستی ندارم.
دو تا قهوه و یه قاشق کره بادام زمینی خوردم، کاملا مسلح برای 2 ساعت امتحان زبان :)
هیچ ایده ای ندارم که قراره خوب پیش بره یا نه!