شبکه توسعه
40.1K subscribers
1.08K photos
117 videos
88 files
329 links
زیرنظر آقایان دکتر: علی سرزعیم (اقتصاددان)، مجتبی لشکربلوکی (استراتژیست)، امیر ناظمی(آینده پژوه) و محمد فاضلی (جامعه‌شناس) و محمدرضا اسلامی(استادپلی تکنیک کالیفرنیا)

نام سابق: شبکه استراتژیست
ادمین
@Mm_135
http://t.me/itdmcbot?start=dr_lashkarbolouki
Download Telegram
🔳⭕️انگ بزن و قلدری کن!

امیر ناظمی



⭕️ انگ‌زنی!
واقعیت دردناکی است اما انسان‌ها به کسانی که مشابه‌شان نیستند، برچسب می‌زنند. آن‌ها وقتی به کسی که مشابه‌شان لباس نمی‌پوشد، انگ یا برچسب می‌زنند: گاه فرد دین‌دار به او می‌گوید «بی‌دین» یا فرد اشراف‌زاده او را «بی‌اصل و نسب» می‌نامد؛ به هر حال هر دو به او برچسب زده‌اند، چرا که پوشش او را مشابه خود نیافته‌اند؛ همان‌طور که برای هیپی‌ها در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ گفته می‌شد.

اغلب بکر (Becker) به عنوان نظریه‌پرداز «برچسب‌زنی» (Labeling Theory) شناخته می‌شود؛ سوسیالیستی که به گروه‌های حاشیه‌ای در جامعه می‌پرداخت. اما این نظریه سریع به سرعت به «جرم‌شناسی» نزدیک شد.

برچسب‌ها گویی نوعی انتقام اجتماعی از کسی است که قواعد جامعه را تغییر می‌دهد. برچسب به بخشی از جامعه این مجوز را می‌دهد تا علیه بخش دیگر اعمال مجازات کنند. انگار وقتی برچسب «بی‌دین» زده می‌شود، حالا آن بخش دین‌دار مجوز می‌یابد تا او را کیفر دهد، همان‌طور که وقتی بخش دیگر جامعه به آن‌ها برچسب «ایدئولوژیک» یا «دین‌دار افراطی» می‌زند، مجوز آن را می‌یابد تا آن‌ها را بی‌منطق و بی‌دانش قلمداد کند. در کل کسی که شبیه ما نیست، کسی که «دیگری» است؛ همان کسی است که برچسب می‌خورد!

برچسب‌زنی به همین دلیل نزدیک به جرم‌شناسی می‌شود؛ چون برچسب نقطه آغازین بسیاری از جرم‌هاست؛ همان جایی که مجرم آسودگی وجدان می‌یابد از خشونت‌ورزی‌اش! همان جایی که «خفاش شب» این اجازه را به خود می‌دهد تا زنانی را به خشن‌ترین وجه به قتل برساند، یا همان جایی که زورگیر خیابانی، طلبه‌ای را به قتل می‌رساند! آن‌ها سرشار از تنفر «دیگری» بودند؛ همان دیگری که حالا یک برچسب داشت تا بتوان او را کشت، چه او را فاحشه بنامند، چه او را افراطی!

⭕️خشونت افسار گسیخته
جامعه امروز به روایت آمار بگیریم یا مشاهده شخصی‌مان، سرشار از خشونت شده است. خشونتی که از همین برچسب‌زنی‌ها آغاز می‌شود. جایی که افراد جامعه‌ای بی‌محابا به خود اجازه می‌دهند تا هر «دیگری» را به هر انگی برنجانند. وقتی برچسب‌ها در تریبون‌های رسمی تولید می‌شوند؛ حتما بخش غیررسمی آمادگی انگ‌های بیشتر و خشونت‌ورزی بالاتر دارد.

این روزها تنها مشاهده شبکه‌های اجتماعی به ما نشان می‌دهد تا چه حد برچسب‌زنی تفریح روزمره شده است. برچسب‌هایی که ابتدا در قالب واژه‌های پاسخ به یک توییت آغاز می‌شود؛ سپس تبدیل به یک برچسب استاندارد می‌شوند؛ از داعشی، افراطی و بازجو گرفته تا غربزده، فتنه‌گر و نفوذی. برچسب ابتدا غیررسمی است، شاید واژه‌ای باشد که از یک سخنرانی وام گرفته شده، اما به مرور و توسط بخشی از جامعه تبدیل به برچسب می‌شود تا از این طریق «دیگری» را از میدان خارج کنند.

برچسب اما نقطه آغازین فرآیندی است که در ادامه مسیر تجسم و تبلور می‌یابد؛ تبدیل به چاقو و گلوله و طناب می‌شود. برچسب‌ها درست مثل شعر اریش فرید می‌شود که:
«بچه‌ها شوخی شوخی
به قورباغه‌ها سنگ می‌زدند
قورباغه‌ها
جدی جدی می‌مردند»

حالا می‌توان گفت:
برچسب‌ها شوخی شوخی تولید می‌شوند
تا «دیگری» جدی جدی قربانی شود!

⭕️برچسب‌زنی تکنیک سیاسی
اما برچسب‌زنی حالا بیش از امری اجتماعی تبدیل به تکنیکی سیاسی شده است. در این تکنیک سیاسی، مخالف یا دیگری را باید برچسب زد. با برچسب می‌توان او را تا هر کجا می‌خواهی ببری. می‌توان به او گفت نفوذی یا بازجو! در هر حال او پس از برچسب دیگر تاثیرگذاری سابق را ندارد!

برچسب هم بر ذهن فرد گیرنده و هم بر ذهن مخاطب او تاثیرگذار است. کافی است اقتصاددانی را برچسب لیبرال بزنید؛ صرف‌نظر از آن‌که او چه عقیده‌ای داشته باشد؛ دو اتفاق می‌افتد:

1️⃣ اقتصاددان برای اثبات آن‌که لیبرال نیست، تمامی حرف‌هایش تبدیل به واکنش می‌شود؛ دیگر حرف‌هایش و ایده‌هایش را از ترس نشانه اثبات آن برچسب فرومی‌خورد. او آزادی عقیده‌اش را به همین سادگی از دست می‌دهد.

2️⃣ اما هم‌زمان مخاطب او نیز فرومی‌ریزد؛ کسانی که لیبرالیسم دوست ندارند، به دلیل این انگ دیگر حرف‌هایش را نخواهند شنید و آنانکه طرفدار لیبرالیسم اقتصادی هستند؛ چون عقاید او را هم‌راستا با اقتصاد لیبرال نمی‌دانند؛ به نقد او برمی‌خیزند!

☑️نتیجه راهبردی
برچسب ساده‌ترین راه بی‌اثر کردن کنش‌گران اجتماعی است. راهی ساده برای حذف رقیب؛ اما پرهزینه برای جامعه! جامعه از طریق برچسب‌ها امکان گفتگو را از دست می‌دهد! آن‌ها دیگر نمی‌توانند آزاداندیشانه سخن بگویند و مخاطب آنان نیز با عینکی پر از سوءتفاهم به شنیدن و نقد آن کنش‌گر می‌پردازد.

برچسب‌زنی نشانه خشونت‌ورزی جامعه‌ای است که برای انتقام به انتظار یک برچسب نشسته است. امید که بر این شعله نفس ما ندمد! برچسب‌ها را از کلام خود پاک کنیم. و یادمان باشد یک برچسب تفاوت‌اش با یک مفهوم جایی است که یک فرد یا گروه مشخص را نشانه می‌گیرد و مجوز اعمال خشونت می‌دهد.

http://vrgl.ir/n851W
👍1
🔳⭕️ ⁠⁣⁠⁠⁠اینک آخرالزمان

⁣⁣دکتر محسن طاهری _ آینده‌پژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان



⭕️ این یک فیلم کوتاه از شهر یازده میلیون نفری ووهان (Wuhan) چین است. یکی از ۱۵ شهر و روستایی که به خاطر شیوع ویروس کرونا قرنطینه شده‌اند. راه‌های ورودی و خروجی به شهر بسته شده و شهروندان حق خروج از شهر را ندارند.

⭕️ مردمی که در خانه‌هایشان حبس شده‌اند شب هنگام روی بالکن می‌آیند و یکدیگر را خطاب قرار می‌دهند: jiayou یعنی روغنش را زیاد کن. در زبان محلی آن‌ها یعنی امید داشته باش، یعنی قوی باش یعنی نوعی دلگرمی دادن. ⁣jiayou ⁣jiayou

⭕️ چند بار این فیلم کوتاه را دیدم. صدایی لرزان از شهری که نمادی از غرور انسان است، حزن آلود همنوعانش را دلگرمی می‌دهد.
با دیدن فیلم چند برداشت کوتاه به ذهنم رسید:

🔹 به حقارت انسان فکر کردم که با آن غرور و سرمستی ابلهانه‌اش چطور در مقابل زندگی کوچک و ناچیز است.

🔹 به آنهایی فکر کردم که می‌خواهند با سرگین خر و تخم کفتر برای ۹ میلیارد آدم نسخه بپیچند و کتاب‌های علمی را آتش می‌زنند تا ما بفهمیم برای تاریک اندیشی‌های انسان حتی در قرن ۲۱، پایانی نیست.

🔹 به مدیریت بحران فکر کردم که چطور می‌شود ۳۰ میلیون جمعیت را قرنطینه کرد، امنیت را برقرار کرد و به جای انکار اطلاع رسانی کرد.

🔹 به تاریخ فکر کردم. در سال ۱۳۵۰ میلادی وقتی طاعون یا مرگ سیاه اروپا را فرا گرفت پادشاه برای پاپ نامه نوشت تا دعا کند، راستی چرا دیگر کسی برای پاپ‌ها نامه نمی‌نویسد؟

🔹 و به امید فکر کردم و جعبه پاندورا. در افسانه‌های یونانی وقتی از سر کنجکاوی جعبه پاندورا باز می‌شود همه شقاوت‌ها و بدبختی‌ها و مریضی‌ها بیرون می‌ریزند و در زمین پراکنده می‌شوند و در ته جعبه تنها یک چیز می‌ماند: امید

اجازه دهید ما هم از اینجا برای همنوعانمان در ووهان پیامی بفرستیم: ⁣jiayou Wuhan


باز نشر از کانال "کافه فناوری"
@IRFuturist

(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network
🔳 خواندن درس این قرن

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی


زمان مطالعه: ۴ دقیقه


یک سال دیگر قرن چهاردهم هجری شمسی که با نوروز ۱۳۰۰ آغاز شد، با ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ پایان می‌یابد. صدای پایان قرن سیزدهم که داشت در گوش تاریخ می‌پیچید، در سوم اسفند ۱۲۹۹، لشکر رضاخان میرپنج برای کودتا راهی تهران بود و به این ترتیب چهار سال از قرن جدید در دوران قاجار، پنجاه‌وسه سال در دوران پهلوی و باقیمانده دوره جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ یک قرن با سه حکومت.

ایران اما در این قرن تحولاتی بسیار افزون‌تر از سه حکومت به خود دیده است و طوفانی از سؤالات ما را در یک درصد پایانی این قرن در بر گرفته‌اند و گویی گذر از دریای مهیب تاریخ، به سوی قرن پانزدهم هجری شمسی، در گرو آن است که از پاسخ این سؤالات انبوه، کشتی بسازیم به سوی آینده. شاید دستور کار سال ۱۳۹۹ خواندن #درس_این_قرن باشد؛ خوانشی در همه زمینه‌ها.

اول این قرن کجای تاریخ ایستاده بودیم؟ جامعه، سیاست، هنر، دولت، پزشکی، صنعت، علوم انسانی، اقتصاد، محیط‌زیست، فقه، قانون، ارتش، شهرها، روستاها، طبیعت و هر آن‌چه آن روز ایران و ایرانی خوانده می‌شد چه وضعی داشت؟

چه بر سر ما در این قرن رفت و ما خود چه کردیم؟ شورش، انقلاب، جنبش، تحصیل، استخراج نفت، مدرن شدن، نوسازی اندیشه‌ها، ضداستعمارگری، جنگ، اشغال‌شدگی، تورم، رکود، افتخار، تباهی و ... یا هر آن‌چه نام رخداد، تحول، تغییر یا کنشگری بر آن می‌نهیم.

ما کجای «هر چه هست» در این جهان ایستاده‌ایم؟ وضع ما، وضع حکومت، صنعت، پزشکی، شهر، پایداری، محیط‌زیست، اندیشه، افتخار، هویت، حاکمیت قانون، عدالت، آزادی و ... هر آن‌چه بودن ما را حالا و این‌جا می‌سازد، اکنون چگونه است؟

ما به کجا می‌رویم؟ وضع زیرساخت‌ها، کیفیت زندگی، اخلاق، روابط انسانی، مناسبات اجتماعی، امنیت ملی، قدرت نسبی ما در برابر دیگر کشورها و صنعت و تجارت‌مان در ادامه مسیری که یک قرن گذشته پیموده‌ایم، به کجا خواهد رسید؟

یک سال پایانی قرن چهاردهم را می‌شود کارزاری برای انجمن‌های علمی همه رشته‌ها؛ سرآمدان هنرها، علوم، صنعت و سیاست؛ اتاق‌های بازرگانی و اصناف؛ و هر دسته و گروهی دانست برای آن‌که یک قرن را در عرصه تخصص و منافع خود بازخوانی کنند.

سال ۱۳۹۹ فرصت کم‌نظیری است برای تعریف صدها رساله درباره «تاریخ هر چه بوده و هست»، هزاران مقاله و کتاب درباره آن‌چه انجام دادیم و بر ما گذشت؛ و ضرورتی است برای درک جایگاه‌مان در تاریخ، فراسوی هر خودکم‌بینی یا توهم خودبزرگ‌بینی؛ برای رسیدن به درکی واقع‌بینانه از آن‌چه هستیم، و سنجیدن کردارهای تاریخی درست و اشتباه‌مان.

سال ۱۳۹۹ فرصتی است تا مجلات این کشور شماره‌های ویژه بازخوانی درس‌های این قرن منتشر کنند. مجلات تخصصی گاوداری تا سیاست، کشاورزی تا علوم فضایی، علوم سیاسی تا معماری؛ در همه این عرصه‌ها می‌تواننند اول و آخر قرن را مقایسه کنند و به سنجش دست‌آوردها و از دست‌رفته‌های آن بپردازند.

سال ۱۳۹۹ مهلتی است برای بازخوانی کتاب‌ها، موسیقی‌ها، ساختمان‌ها، انتخابات‌ها، آدم‌ها، مصنوعات و هر آن‌چه از جنس شاهکارهای به‌یادماندنی است. آن‌ها که استوانه‌های هویت شده‌اند.

آخرین سال قرن چهاردهم هجری شمسی، فرصتی برای بازنگریستن در هویت چهل‌تکّه برآمده از میراث متنوع قومی، مذهبی، زبانی، دینی، مدرن، جنسیتی و ... ماست. مدارا و مهربانی، صلح درونی و گشودگی به جهان، از درون این بازخوانی هویت‌ها فرصتی برای زادن و زیستن پیدا می‌کنند.


🔴 پیشنهاد

🔹 بیایید همه با هم، قرن حاضر را بازخوانی کنیم. ما ایرانیان در یک قرن گذشته آن‌قدر نهادها، سازمان‌ها، نخبگان و منابع خلق کرده‌ایم که قادر به این بازخوانی باشیم. آن قدر ایران برای همه ما عزیز هست که سفید و سیاه تاریخ‌اش را مرور کنیم.

🔹 بیایید قدرت و حکومت را هم به مشارکت در این بازخوانی دعوت کنیم. سازمان‌های حکومت بخش مهمی از این تاریخ را رقم زده‌اند و خود محصول این تاریخ هستند. ایرادی دارد که وزارت علوم دستورکارش در سال ۱۳۹۹ بازخوانی پیدایش و تحول علوم در ایران این قرن باشد؟ یا وزارت نفت و نیرو به تاریخ آب و انرژی مشغول شوند؟ و همین طور الی آخر. شرط این شراکت البته آن است که قدرت میل نکند «تاریخ به‌فرموده» بسازد و به میل، سیاه و سفید کند.

🔹 خوانش درس این قرن تا ابد ادامه خواهد داشت، اما این ماییم که تصمیم می‌گیریم در آخرین سال این قرن، از بازخوانی آن، توشه‌ای روشنی‌بخش برای قرن نو – قرن پانزدهم هجری شمسی – برگیریم، یا به سیاق گذشته، راه بسپریم به امید قضا و قدر.

جهت تاریخ در اسفند ۱۳۹۹ به کدامین سو خواهد بود؟

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network

#دغدغه_ایران
@fazeli_mohammad

http://vrgl.ir/Bj2Mf
👍1
🔳⭕️ چگونه امیرکبیر بودن

امیر ناظمی

زمان مطالعه: ۳ دقیقه


⭕️ رویای امیرکبیر بودن
رویای امیرکبیر بودن، رویای سیاستمدار ایرانی در دهه‌های اخیر بوده است. بسیاری از سیاستمداران وسوسه امیرکبیر شدن را در ذهن داشته‌اند؛ تا حدی که فردی مثل هاشمی رفسنجانی در این الگوی ذهنی‌اش کتابی در خصوص امیرکبیر نوشت. اما پرسش آن است چرا هیچ‌کدام امیرکبیر نشدند؟

شخصیت‌های تاریخی مدام نیاز به بازخوانی دارند؛ چرا که در هر بازخوانی ویژگی یا برداشتی از آن‌ها ارائه می‌شود که بی‌ارتباط به وضعیت موجود برداشت‌کننده نیست. نمی‌توان تاریخ را خواند و به پیوندهایش با وضعیت فعلی فکر نکرد؛ امیرکبیر نیز از حیث مستثنی نیست.

امیرکبیر تا سال‌ها پس از صدارتش برای ایرانیان شناخته‌شده نبود؛ او در دوران پهلوی بود که به مرور شناخته شد. آشپززاده‌ای که ابتدا در نامه‌های قائم‌مقام فراهانی نام‌اش مشاهده می‌شود؛ وقتی از هوش و ذکاوت‌اش می‌نویسد، وقتی در طعنه به برادرش، از میرزاتقی (که هنوز نه امیر شده بود و نه کبیر) مثال می‌زند و وقتی در نامه‌ای پیش‌بینی می‌کند که «صبح دولت‌اش» خواهد دمید و او قانون‌گذار خواهد شد!


⭕️ ویژگی‌های ۳گانه
«فریدون‌ آدمیت» در کتاب «امیرکبیر و ایران» به ۳گانه‌ای از ویژگی‌های امیر اشاره دارد، که ترکیب این ۳ نقطه تمایز او از دیگر سیاستمداران ایرانی است. به زعم آدمیت، امیرکبیر برای نوسازی‌ ایران‌ ۳ نسخه تجویز می‌کند و این ۳ باید با هم حضور داشته باشند؛ و در مورد امیرکبیر این موارد وجود داشتند (متن‌ها از فریدون آدمیت است):

1️⃣ نوآوری: «نوآوری‌ در راه‌ نشر فرهنگ‌ و صنعت‌ جدید»

2️⃣ ملی‌گرایی: «پاسداری‌ هویت‌ ملی‌ و استقلال‌ سیاسی‌ ایران در مقابله‌ با تعرض‌ غربی»

3️⃣ اخلاق‌گرایی و بهبود حکمرانی: «اصلاحات سیاسی‌ مملکتی‌ و مبارزه‌ با فساد اخلاق‌ مدنی»

تقریبا در هر سیاستمدار ایرانی، یکی از پایه‌های این ۳گانه مفقود بوده است. امیرکبیر یگانه سیاستمداری بود که توانست هر ۳ را با هم پیش ببرد.


⭕️ نمادهای ۳گانه
امیرکبیر در مدت کوتاه صدارتش روزنامه‌ای را پایه‌گذاری کرد که شماره ۴۹ آن خبررسان مرگ امیر بود! روزنامه وقایع‌ اتفاقیه روزنامه‌ای بود که نه تنها عموم مردم می‌خواندند؛ بلکه برای هر کارمند دولتی که درآمد بیش از ۲۰۰ تومان داشت، اشتراک آن اجباری بود. همان‌طور که افتتاحیه مدرسه دارالفنون تقریبا هم‌زمان شد با مرگ او، هرچند نسل سیاستمداران و روشنفکران ایرانی را شکل داد، همان‌هایی که مشروطه‌خواهی ایران را ساختند!

هم مدرسه و هم روزنامه برآمده از همان ۳ ویژگی امیر کبیر بود: هر دو نوآوری‌هایی ویژه در ایران آن روز بودند؛ و به دلیل همین نوآور بودن مورد طعن و لعن محافظه‌کاران قرار داشت.

هر دو ابزارهای بهبود حکمرانی و ارتقاء اخلاق مدنی بودند. اصلی‌ترین هدف مدرسه و روزنامه ارتقاء نظام حکمرانان و چارچوب فکری ایرانیان بود.

و البته هر دو ابزارهایی ملی‌گرایانه که نه تنها پیش‌نیاز استقلال (و به دور از شعارزدگی) بود؛ بلکه ابزار هویت‌سازی ملی نیز بود. هویتی که ابزارهای خود را نیاز داشت.

و البته هر دو همان بهانه‌هایی بودند که برای قتل امیر به دست دشمنان محافظه‌کار، وابسته و فاسد کافی بود.


☑️ نتیجه راهبردی
اما ویژگی‌های متعدد او باعث شده که کمتر دیده شود. این‌که سیاست را پله پله آموخت، این‌که چگونه جهان خارج از کشور بر ذهن‌اش تاثیرات جدی گذاشت؛ و توسعه تبدیل به دغدغه‌اش شد. این که چطور مذاکرات بلندمدت کشور را برای ۴ سال راهبری کرد، علی‌رغم همه کارشکنی‌های داخلی و خارجی. این که چطور او در مدت تنها ۳ سال صدارت این همه تغییر را برای کشور رقم زد!

هر ۳ ویژگی نوع خاصی از دشمنان امیر را شکل می‌داد:
1⃣ محافظه‌کاران و سنت‌گرایانی که با نوآوری مخالف بودند.
2⃣ وابستگان به کشورهای قدرتمند آن زمان
3⃣ گروه‌های فاسدی که نظام حکمرانی را ناکارآمد کرده بودند.

امیرکبیر هنوز می‌تواند نماد سیاستمدار ایرانی باشد؛ سیاستمداری که باید برخوردار از ۳ ویژگی نوآوری، ملی‌گرایی و اصلاح‌گر نظام حکمرانی باشد.

پ.ن.: یادداشتی به مناسبت ۱۸بهمن۱۲۲۹ سالروز انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#آینده_مشترک
@sharenovate

http://vrgl.ir/STHAO
🔳⭕️ وقتی پای منافع وسط باشد!
علی سرزعیم-تحلیل‏گر اقتصاد


زمان مطالعه: ۴ دقیقه


⭕️ داستانی از بریتانیای قرن نوزدهم
(دیوید تامسن، «تاریخ اروپا از دوران ناپلئون»، ص ۲۴۹)

«کشتی‌های بخار ... به طور روزافزون در کشتیرانی اقیانوسی به‌کار گرفته می‌شدند. ... تجارت ماورای بحار برای برخی از صنایع بزرگ بریتانیا آنقدر اهمیت یافته بود که تغییری بزرگ در سیاست تجاری بریتانیا را ایجاب کند. بحث‌ها و جدل‌ها همه در مورد دو مسئله بود: قوانین غله، که کارخانه‌داران و بازرگانان مخالفش بودند چون مانع صادرات آزاد بود. ... در ۱۸۳۶ زمانی که قیمت غلات بالا رفته بود، رادیکال‌های لندن نخستین انجمن ضد قوانین غلات را به وجود آوردند؛ اما لنکشر با آن کارخانه‌های نخ‌ریسی‌اش زادگاه طبیعی جنبش تجارت آزاد بود. پنبه خام از کالاهای وارداتی بود و منسوجات نخی سهم بزرگی از صادرات را تشکیل می‌داد. رونق اقتصادی لنکشر بستگی مستقیم به تجارت خارجی داشت و مانع اصلی بر سر راه تجارت خارجی، قوانین غله بود که برای حمایت از تولید داخلی غله و حفظ قیمت بالای آن، وضع شده بود. شعار غذای ارزان، شعاری ساده و همگانی بود. ...
بر سر همین مسئله بود که کشمکش میان محافظه کاران ذینفع در کشاورزی و لیبرال‌های ذینفع در تولید و تجارت به اوج رسید. اتحادیه ضد قانون غله تشکیل شد که ستاد آن در منچستر بود. شیوه تبلیغاتی این اتحادیه با استفاده از جزوه‌ها، مطبوعات، اجتماعات توده‌ای و نطق‌ها و فشارهای پارلمانی، الگوی تازه‌ای برای تحریک و ایجاد هیجان نیرومند، شدید و ساده و عمومی به وجود آورد. ... این جنبش در مقاطعی مثلا در ۱۸۴۲ خصلتی تقریباً انقلابی پیدا می‌کرد. همزمان با گسترش فعالیت نهضت به روستاها، آتش زدن مزارع غلات و ناآرامی‌های روستایی نیز شیوع پیدا کرد. در ۱۸۴۵ محصول اندک بود و آفت ویرانگری تقریباً همه محصول سیب‌زمینی را از میان برد. چون غذای اصلی مردم در ایرلند سیب‌زمینی بود، این ناحیه دچار قحطی و گرسنگی شدیدی شد. اتحادیه خواستار لغو سریع و کامل قوانینی شد که در شرایطی که مردم گرسنگی می‌کشیدند مانع وارد کردن مواد غذایی بود.
هر دو حزب سیاسی انگلستان دچار آشفتگی و پریشانی شدند. نخست‌وزیر از مقام خود استعفا کرد اما حزب رقیب نیز نتوانست دولت اقلیتی تشکیل دهد. نهایتاً کابینه جدیدی تشکیل شد که توانست تجدیدنظر کاملی در نظام مالی به عمل آورد. دولت وی با حذف عوارض گمرکی ذرت، کاهش اساسی عوارض گمرکی سایر غلات از جمله گندم، و صدور مجوز واردات آزاد اکثر مواد غذایی، این روند را کامل کرد».


⭕️ چه شد که آن سیاست تغییر کرد؟
این حکایت درباره تاریخ «تغییر سیاستی» در یک کشور پیشرو توسعه است. برخی فکر می‌کنند عرصه سیاست‌گذاری، فقط عرصه استدلال‌های منطقی باریک‌بینانه است، اما این حکایت نشان می‌دهد حتی در بریتانیای پیشرو صنعتی‌شدن هم، تعارض منافع زمین‌دارانی که منافع‌شان در حفظ انحصار غلات و منع واردات غله بود با صنعتگران، مانع تغییر سیاست بود.
تامسن توضیح می‌دهد که «از زمان تشکیل نخستین «انجمن ضد قانون غله» ده سال طول کشید تا قوانین غلّه لغو شد، ده سالی که مملو از هیجان و بی‌قراری عمومی بود و سرانجام نیز فقط به یاری قحطی بود که دولت توانست بر پارلمانی که تازه معتدل‌تر شده بود چیره شود. اما صاحبان منافع تولیدی و تجاری سرانجام با پشتیبانی گسترده مردم توانستند به پیروزی کامل دست یابند».


☑️ تجویز راهبردی:
🔹 این داستان نشان می‌دهد که هر سیاست اقتصادی، برنده و بازنده و به عبارت دیگر ذینفعانی ایجاد می‏‌کند. ذینفعان سیاست فعلی، اینرسی لازم برای حفظ وضع موجود و تداوم سیاست‌ها را فراهم می‏‌کنند.

🔹 این داستان نشان می‏‌دهد که اصولا تغییر سیاست‌ها در اتاق‌های دربسته سیاستگذاران و بر اساس استدلال‌های عمیق و ظریف کارشناسی و محاسبه هزینه-فایده اقتصادی برای کل جامعه صورت نمی‏‌گیرد بلکه هزینه-فایده سیاسی نقش مهمی ایفا می‌کند. فشارهای اجتماعی که از جوانب مختلف وارد می‏‌شود برآیند نیروها را ایجاد کرده و این برآیند نیروها نهایتا جهت بعدی یک سیاست (حفظ یا تغییر) را مشخص می‏‌کند.

🔹 بزنگاه‌ها و فرصت‌هایی که اتفاقات محیطی فراهم می‏‌کند در غلبه بر قدرت فائقه نیروهای حفظ وضع موجود مهم هستند و باید از آن‌ها حداکثر استفاده را نمود.

ادامه مطلب در لینک ویرگول شبکه توسعه👇
http://vrgl.ir/VKvhP

(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network

#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
👍1
🔳⭕️ هسته سخت توسعه

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي


زمان مطالعه: ۳ دقیقه


⭕️ راحت‌ترين بخش تلاش براي نوازنده موسيقي شدن، خريدن ساز است. شما سازهاي زيادي ديده‌ايد که گوشه خانه اين و آن افتاده‌اند، اما خريدار هيچ وقت نوازنده نشده است. راحت‌ترين بخش ورزشکار شدن هم خريدن لوازم ورزشی است.

⭕️ داستان را مي‌شود در چهار کلمه خلاصه کرد:
«سخت و سهل؛ نرم و سخت»

🔹 ساز که مي‌خريد، سخت‌افزاري است که براي خريد بهترين نوع آن فقط پول خيلي بيشتري احتياج داريد، اما اگر پول داشته باشيد، سهل است. نوازنده شدن اما نيازمند کار نرم‌افزاري است. نرم نرم بايد بدن و ذهن را با ريتم هماهنگ کنيد، تئوري موسيقي بياموزيد و زحمت بکشيد. همين بخش نرم خيلي سخت است.

🔹 پول که داشته باشيد، مي‌توانيد کارخانه وارد کنيد، جاده بکشيد، هواپيما و کشتي بخريد، وزارتخانه تأسيس کنيد و مدرسه‌هاي زياد بسازيد. اين‌ها همه لُجستيک يا پشتيباني و تمهيد کردن وسيله است. اين‌ها کار سخت‌افزاري اما راحت توسعه يا همان بخش «سخت و سهل» و البته گران توسعه است.

🔹 مسأله از وقتي آغاز مي‌شود که قرار است صدها هزار معلم به ميليون‌ها دانش‌آموز درس بدهند. مدرسه (ساز) هست، روش مناسب آموزش، در نظر گرفتن ويژگي‌هاي يادگيرنده، خلاقيت نوآموز و ... همه نرم‌افزاري هستند و فناوري مشخصي هم ندارد. ساخت مدرسه فناوري مشخص ساخت‌وساز دارد، اما فناوري آموزش مشخص نيست.

🔹 ساخت هواپيما فناوري مشخصي دارد اما رساندن شرکت هواپيمايي به نقطه‌اي که هواپيماهاي چندده يا چندصد ميليون دلاري‌اش بيشترين ساعات پرواز با نرخ اشغال صندلي بالا داشته باشند و به سوددهي برسد، فناوري مشخصي ندارد. يادگيري در دانشگاه، سياست‌گذاري در وزارتخانه، اصلاح رانندگي مردم و خلاقانه کار کردن در کارخانه نيز همگي «نرمِ سخت» هستند.

🔹 خريد هواپيما (سخت و سهلِ گران) نيازمند مذاکره وزارتخانه يا شرکت هواپيمايي با شرکت هواپيماسازي و تأمين مالي يک بانک است؛ اما بالا بردن ساعات پرواز و کيفيت خدمات هواپيمايي، نيازمند ارتباط‌گيري با هزاران کارمند، ميليون‌ها مسافر، يادگيري مهارت‌هاي بسيار از خلباني تا ميهمانداري توسط هزاران نفر، و تصميم‌هاي متعدد است. کار انساني، نيازمند هماهنگي، خلاقيت و توأم با عدم قطعيت‌هاي متعدد است.

🔹 دانشگاه ساختن سخت و سهلِ گران، اما توسعه علمي نيازمند کار نرم‌افزاري صدها عضو هيئت علمي، انگيزه دادن به آن‌ها، انگيزه‌دار ساختن هزاران دانشجو، هماهنگ کردن دانشگاه، صنعت، مراکز تحقيقاتي خصوصي، تأمين مالي، تضمين آزادي علمي و استقلال دانشگاه است. اين‌ها با پول تنها حاصل نمي‌شوند و فناوري هماهنگ کردن دانشگاه با صنعت هم ثابت شناخته‌شده‌اي نيست و در هر محيط اجتماعي، سياسي و اقتصادي تغيير مي‌کند.


☑️ نتيجه‌گيري

⭕️ ما در سال‌هايي که پول نفت زياد داشتيم و با بهره‌کشي مخرب از طبيعت ايران، هزينه کار «سخت و سهلِ گران» ايجاد خيلي زيرساخت‌هاي سخت را فراهم کرديم. اين سخت‌افزارها به ما توهم توسعه داده‌اند.

⭕️ همه ابزارهاي زندگي ما - خودرو، گوشي، وسايل خانگي، وسايل حمل‌ونقل، مواد ساختمان‌ها، جاده‌ها، شبکه اينترنت، ساختمان دانشگاه‌ها و مدارس و ... - به‌طور ميانگين نه در همه کشور، بهتر از آن چيزهايي هستند که در دهه‌هاي گذشته داشتيم، اما احساس مي‌کنيم کاري پيش نمي‌رود و ظرفيت حل مسأله زياد نيست. انگار به جاي سفت خورده‌ايم.

⭕️ ما «ساز خريده‌ايم» اما نوازنده شدن دانش، رويکرد، مهارت و جهت‌گيري ديگري مي‌خواهد. يک پله بالاتر مي‌روم. ساختن ساز نجاري مي‌طلبد، اما نوازندگي و توليد موسيقي خوب از جنس ساخت‌وساز نيست؛ نظريه، ريتم‌خواني، هماهنگي بدن و ذهن، پرورش احساس، غليان عواطف؛ و هماهنگي بسيار زياد بين چندين نوازنده در قالب يک گروه موسيقي را مي‌طلبد.

⭕️ کلنگ‌ به دست‌ها و دست به آچارهايي که جاده و هواپيما مي‌سازند، استاتيک و مقاومت مصالح که به‌کار ساختن ساختمان و سازه مي‌آيند، و پول و جرثقيل که براي تهيه سخت‌افزارها ضروري‌اند؛ همه لازم‌اند اما نه براي مرحله «نرمِ سخت» توسعه.

ما به جاي سفت توسعه رسيده‌ايم؛ مرحله‌اي که بايد کار «نرم سخت» کرد. انديشه‌هاي نو (عمدتاً از جنس فلسفه، سياست، علوم اجتماعي، مديريت و ...)، مهارت‌هاي جديد (از جنس گفت‌وگو، مذاکره و هماهنگي و قابليت‌سازي)، جلب مشارکت و ... مي‌خواهيم.

ادامه اين مسير #کلنگ_انديشي، #بتن_محوري و #آچار_‌به_دستي، يعني ماشين‌ها، موبايل‌ها و وسايل زندگي بهتر مي‌شوند اما ناراضي‌تر شده و احساس مي‌کنيم سخت گير افتاده‌ايم، کاري پيش نمي‌رود.

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دغدغه_ایران
 @fazeli_mohammad

http://vrgl.ir/kXdh4
🔳⭕️ ما همه باهم باشیم!
سهند ایرانمهر


زمان مطالعه: ۳ دقیقه


⭕️ می‌خواهم از خودمان به عنوان مردم و وظایف‌مان بگویم. اینکه به عنوان ملتی که انواع بحران‌ها و مصایب را تجربه کرده‌ایم و زخم‌های ناسوری هم بر روح و جان داریم که به نظر من بدترینش از بین رفتن اعتماد بوده است، حالا میان خودمان به عنوان مردم که آسیب‌پذیرترین بخش بحرانیم، چه تعاملات و رفتارهایی باید داشته باشیم.


اگر نتوانم که فرا دستان را خم بیاورم، جهان زیرین را به جان (حرکت) خواهم آورد.
- آنئید ویرژیل، کتاب هفتم، ۳۱۲


⭕️ انسان در موارد بسیاری قادر به تغییر یا بهبود دادن اوضاعی فراتر از توان خود نیست. این وضعیت گاهی برای یک اجتماع نیز رخ می‌دهد. این خوب است که فرد یا اجتماع در چنین مواردی آرمان خود را در وجدان فردی یا جمعی خود مرور یا بازآفرینی کند اما اگر این مساله به شکل وسواس‌گونه و در پی موانع و دشواری‌های متعدد همچنان ادامه یابد و تنها راه ممکن همان راهی تلقی شود که پیش‌تر با هزینه بسیار به ناکامی رسیده است و حاصلی جز افسردگی نخواهد داشت.

⭕️ هرکدام از ما می‌توانیم آن همدلی، انسجام، برنامه‌ریزی، شفقت، شفافیت و اعتمادی که فقدان آن در سطح مدیریت، سبب هراس کنونی ما در مواجهه با بحران کرونا شده است را بین خودمان و در واحد ملت ایجاد کنیم.

⭕️ چگونه؟
🔹 قرار نیست ما به هم دروغ بگوییم یا واقعیت بحرانی که با آن مواجهیم را کتمان کنیم اما در عین حال نباید در صحبت‌های خود در بین خویشاوندان یا کسانی که با آن‌ها هم صحبت می‌شویم دنیایی را تصویر کنیم که جز مرگ فرجامی ندارد. بحران کنونی پایان دنیا یا ما نیست بلکه بحرانی است مثل مابقی بحران‌هایی که بشر و حتی ملت ما درگذشته نیز تجربه کرده است با این تفاوت که دسترسی به اخبار حضور آن را سنگین‌تر کرده است اما به همان میزان امکان رفع آن نیز هست در عین حال حتی اگر با سوء مدیریت و پنهانکاری مواجهیم اما هنوز از نقش خود ما برای سرنوشتمان کم نشده است.

🔹 این دست ماست که وقتی صحبت از رعایت بهداشت فردی می‌شود، مسئولانه آن را رعایت کنیم. این ما هستیم که می‌توانیم به جای حرکت به سمت جاده‌های شمال یا جنوب و تسری بحران به دیگر نقاط در خانه‌های خود بمانیم و از سفر غیر ضروری اجتناب کنیم.

🔹 این ما هستیم که می‌توانیم به بیماران پیام رسای "قوی باش" بدهیم و بجای احتکار ماسک و مواد ضد عفونی کننده، امکان تهیه را برای دیگران هم فراهم کنیم. این ما هستیم که می‌توانیم از هراس‌هایی که سبب استرس بالاخص در کودکان می‌شود، بکاهیم. دروازه بانی خبر داشته باشیم. به کادر پزشکی، رانندگان آمبولانس و دیگر بخش‌های مرتبط که جان خود را در دست گرفته‌اند،خسته نباشید، بگوییم. این ما هستیم که می‌توانیم به هم یادآوری کنیم که "نترسید ما همه باهم هستیم "و ...


⭕️ یادداشتم را با داستانی واقعی به پایان می‌برم.

داستان "فاویو چاوز" (ویدیوی پیوست) اهل پاراگوئه که وقتی به محل دپوی زباله‌ها در حاشیه پایتخت رفت، کودکانی را دید که حکومت و جامعه آنان را فراموش کرده است و جز رایحه عفن زباله هیچ نصیبی نبرده‌اند. فاویو موزیسین بود او نمیتوانست جهان بالا را تغییر بدهد اما جهان زیرین او بچه‌های فقیر و محیط عفن و هنر موسیقی‌اش بود. راهکار او برای بچه‌هایی که حتی اگر امکان خرید ساز هم بود نمی‌توانستند از ترس سارقان آن را به دست بگیرند، ساخت آلات موسیقی از همان مواد دورریختنی و آموزش آن در محیط خودش بود. او جهان پیرامون خود را تغییر و گروهی هنری را تشکیل داد که اکنون در سراسر جهان برنامه اجرا می‌کند و نه فقط بهبود وضعیت دیگر کودکان آن سامان را با درآمدی خوب فراهم که جوانه‌های بهبود را هم در دل آنان شکوفا کرده است.

ما هم می‌توانیم مثل فاویو چاور باشیم. همیشه برای یاس و خشم ارتش مجهزی وجود دارد، شما نگران کمبود شمار آنان نباشید به سهم خود به اطرافیانتان در بحران کمک کنید تا دستپاچگی و نگرانی و بختک ترسی که دامانشان را گرفته است بیش از این وسعت پیدا نکند و دستکم به اندازه نگرانی کرونا، دلگرمی همراهی و محبت شما در روحشان اثر کند. ما خودمان باید به داد هم برسیم.

باز نشر از کانال "سهند ایرانمهر"
@sahandiranmehr

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network
🔳⭕️ جلوتر از کوئید ۱۹ حرکت کنیم


این پست موقتی و باتوجه به شرایط موجود و ضرورت اطلاع‌رسانی در رابطه با دستورالعمل عمومی پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا جدید و مسئولیت‌ شهروندی است.



⭕️ دستورالعمل عمومی پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا جدید (فایل PDF پیوست) در سه بخش تنظیم شده است:

1️⃣ آشنایی با التهاب ریوی ناشی از ابتلا به کوئید ۱۹
🔹 راه‌های انتقال
🔹 افراد مستعد
🔹 دوره نهفتگی
🔹 علائم

2️⃣ نکات کلیدی در پیشگیری فردی
🔹 کارهایی که باید انجام دهیم
🔹 چگونگی استفاده از لوازم و ابزارهای پیشگیری از انتقال بیماری
🔹 چگونگی میکروب‌زدایی
🔹 چگونگی نظافت شخصی

3️⃣ شیوه‌های پیشگیری از ابتلا به کوئید ۱۹ در شرایط مختلف
🔹 آنچه در خانه و بیرون از خانه باید انجام داد
🔹 کارهایی که باید پس از برگشت به خانه انجام داد
🔹 با مشاهده بیمار/بیماران چه باید کرد؟
🔹 آنچه پس از مشاهده علائم باید انجام دهیم



⭕️ کرونا مسأله همه ماست، توطئه‌اي هم در کار نيست، همه کشورها درگير هستند و توان و قابليت همه حکومت‌ها براي مواجهه با اين مسأله به نوعي کم است؛ و قابليت ما هم کمتر از کشورهاي توسعه يافته است؛ و بايد #همه_با_هم عمل کنيم تا کمتر خسارت ببينيم، مي‌شود چند نکته زير را نتيجه گرفت.

🔹 هر شهروند ضمن مطالبه‌گري از دولت و حکومت براي کارآمدتر بودن، بايد خودش مسئوليت مراقبت پيشگيرانه را بپذيرد. اگر حکومت و دولت را پاسخ‌گو و قابل اعتماد مي‌دانيد، شما هم براي بهتر عمل کردنش همراهي کنيد؛ و اگر آن‌ها را پاسخ‌گو و غيرقابل اعتماد نمي‌دانيد، بيشتر مراقب باشيد زيرا در صورت ابتلا و حتي مرگ بر اثر کرونا، اين ناپاسخ‌گوي غيرقابل اعتماد، کاري براي شما و بازماندگان نخواهد کرد. شما در هر دو صورت، بيشتر با اصول پيشگيري همراهي کنيد.

🔹 ايام سال نو نزديک است. جمعيت در بازارها خريد مي‌کنند. توده جمعيت براي انتقال اين ويروس بستر مساعدي است. يک راه پيشگيري، خريدهاي اينترنتي است (مثل حضوري نيست، ولي از ابتلا به کرونا بهتر است.)

🔹 مدارس و هر تجمعي را تعطيل مي‌کنند که تحرک و هم‌جواري آدم‌ها کمتر شود. اگر قرار باشد با تعطيلي‌ها همه راهي مسافرت شوند، بمب متحرک جمعيت فقط به ابزار توسعه انتقال و جابه‌جايي ويروس بدل مي‌شود. مسافرت‌هاي نوروز هر سال کشته‌هاي فراوان تصادفات به بار مي‌آورند. امسال ممکن است کرونا هم اضافه شود.


برگرفته از کانال رسمی سایت "مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری"
@css_web
و

کانال "دغدغه ایران"
@fazeli_mohammad

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network
🔳⭕️ هنر مواجهه با نکبت از کرونا تا خیانت همسر

دکتر مجتبی لشکربلوکی



روانپزشکی آمریکایی–سوئیسی به نام الیزابت کوبلرراس تحقیقی بسیار عجیب انجام داد: آدم‌ها چگونه با مرگ روبرو می‌شوند؟ این تحقیق گسترده‌تر شد و از روانشناسی مرگ تا سوگواری عشق را در بر گرفت. آنقدر این تحقیق معروف شد که از آن به بعد او را صدا می‌زدند: مرگ‌شناس!
در گذشته برخی پژوهشگران از افراد می‌پرسیدند: «اگر به شما بگویند فقط یک روز دیگر زنده‌اید، چه می‌کنید؟» این سؤال را می‌شد با تخیل یا تظاهر جواب داد. اما او مستقیم زد به قلب واقعیت و با کسانی زندگی کرد که همسایه دیوار به دیوار مرگ بودند.
او فهمید معمولا آدم‌ها در مواجهه با مرگ یا فقدان، ۵ مرحله را طی می‌کنند. بعدها نظریه او کاربرد بسیار بیشتری پیدا کرد و ما متوجه شدیم که این مدل در موقعیت‌های متعددی کاربرد دارد.
وقتی می‌فهمیم که سرمایه‌گذاری مان یک شبه نیست و نابود شده است.
وقتی می‌فهمیم که شریک کاری یا زندگی مان خیانت کرده است.
وقتی خبر می‌دهند که طلای المپیک را می‌خواهند از ما پس بگیرند به این خاطر که متهم به دوپینگ شده‌ایم.
وقتی می‌فهمیم ویروسی کشنده پشت درهای خانه ماست.
وقتی می‌فهمیم که تز دکترایمان بعد از سه سال کار شبانه روزی پذیرفته نشده.

⭕️ فازهای مواجهه با این بحران‌ها چیستند؟
فاز شوک و انکار:
خبر را که می‌شنویم شوکه و مبهوت می‌شویم. سکوت همه جا را فرا می‌گیرد. سعی می‌کنیم خبر را نادیده بگیریم. سعی می‌کنیم صورت مساله اضطراب آور را پاک کنیم: حتما اشتباه می‌کنی! دروغ است! شوخی می‌کنی؟ دکترها اشتباه کرده‌اند. حتما داوران شوخی کرده‌اند. نه بابا! رسانه‌ها شلوغش کرده‌اند!

فاز خشم:
در این مرحله معمولاً از انکار دست برمی‌داریم اما نمی‌خواهیم موضوع را به راحتی بپذیریم؛ عصبانی می‌شویم و مدام می‌پرسیم: چرا من؟ حتما این جمله کلیشه‌ای در فیلم‌ها را شنیدهاید که آدم‌ها رو به آسمان فریاد می‌زنند خدا آخه من چه گناهی کرده بودم؟ این همان فاز خشم است. در همین فاز است که خواستگاران ناکام، اسیدپاشی می‌کنند و خیانت دیدگان، رفتارهای جنون آمیز و برخی نیز خودکشی!

فاز دست و پا زدن:
در این مرحله ما دیگر خشمگین نیستیم اما هنوز دلمان می‌خواهد به موقعیت قبل بازگردیم. سعی می‌کنیم سلامت، شریک زندگی یا کاری مان یا سرمایه از دست رفته مان را به نوعی بازگردانیم. از موضع انفعال تلاش می‌کنیم. چانه می‌زنیم. خواهش می‌کنیم. می‌خواهیم با همه چیز در ازای کمی بیشتر زنده ماندن معامله کنیم؛ با خداوند، با پزشک، با دوستان و...

فاز افسردگی:
موقعیت را می‌پذیریم. برای خودمان عزا می‌گیریم. به خاطر برنامه‌هایی که هرگز فرصت انجامش را پیدا نکردیم و به خاطر رؤیاهایی که هرگز به آن‌ها دست پیدا نمی‌کنیم و... از دیگران کناره می‌گیریم؛ ریتم زندگی مان کُند می‌شود؛ خواب و اشتهایمان به هم می‌ریزد؛ کارهای معمولی مان نیز تحت الشعاع قرار می‌گیرد. دنیا برای ما به پایان می‌رسد.

فاز تست و پذیرش:
خود را برای موقعیت جدید آماده می‌کنیم و شروع می‌کنیم به پیدا کردن راه حل‌های عملی و تست کردن آن‌ها و فهمیدن اینکه کدام یک کار می‌کند و کدام یک نه.
در این حالت ممکن است بهبودی نسبی شروع شود و احساس امیدواری مجدد شکل بگیرد. کمااینکه بسیاری از کام مرگ دوباره به زندگی برگشتند یا دوباره کسب و کارشان را شروع کردند، دوباره ازدواج کردند خیلی بهتر از قبلی. یا سرمایه، اعتبار و کسب وکارشان را احیا کردند. یا ممکن است اصلا دریچه‌های جدید گشوده شود.
اینک دوباره زندگی!

☑️ تحلیل و تجویز راهبردی:
۱-این پنج فاز لزوما به ترتیب نیستند. الزاما همه از تمام این مراحل عبور نمی‌کنند. برخی ممکن است بین این مراحل رفت و برگشت کنند؛ بعضی‌ها ممکن است اصلا به مراحل نهایی راه پیدا نکنند.

۲-تنها فازی که ارزش‌افزوده دارد همان فاز آخر است. با انکار، خشم، فحش دادن به این و آن چیزی درست نمی‌شود.

۳-مهم‌ترین گام برای آغاز فاز پنجم یعنی تست و پذیرش، آگاهی عمیق از بحران است. یعنی اینکه باید به خوبی مساله و ابعاد آن را بفهمیم. بدانیم واقعا چه چیزی کار می‌کند و چه چیزی فقط یک توهم است.

۴-تلنگری به مسوولین: گذار از بحران با الف) راه حل‌های فانتزی، ب) راه حل‌های مناسب برای شرایط عادی و ج) تکرار انکار و بی‌تاثیر بودن بحران‌ها امکان پذیر نیست. (به نظر می‌رسد برخی مسوولین یا در فاز یک هستند یا استراتژی انکاردرمانی را انتخاب کرده‌اند). مدیریت بحران، راه‌حل‌هایِ عملیِ غیرمتعارفِ تکنیکالِ جزییِ مورد به مورد می‌خواهد.

۵-در بحران‌ها بازار سه چیز داغ می‌شود: شایعه، شیادی (کسانی از آب گل آلود ماهی می‌گیرند) و راه حل‌های آبکی. گاهی اوقات این‌ها از خود بحران کشنده‌ترند!
به خداوند پناه ببریم از همه چیزها و همه کسانی که از کرونا (شوک و انکار و شیادی و بی‌تدبیری) بدترند!

#شبکه_توسعه
@I_D_Network
🔳⭕️ حمله محلی به کرونا

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی


زمان مطالعه: ۳ دقیقه

یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که در جریان #گزارش_ملی_سیلاب‌ها از بررسی عملکرد سمن‌ها (سازمان‌های مردم‌نهاد) و داوطلبان مردمی در کمک به سیل‌زدگان آموختم، کاملاً به‌کار مقابله با ویروس کرونا می‌آید. امیدوارم ستاد ملی مقابله با کرونا به این نکات توجه کند.

⭕️ یک. کرونا عین آب سیلاب، متر به متر جلو می‌رود و خانه به خانه را تهدید می‌کند.

⭕️ دو. سمن‌ها و داوطلبان وقتی وارد کمک به سیل‌زدگان برای امداد و نجات شدند، چند مشکل داشتند:
🔹 اطلاعاتی درباره خانواده‌های درگیر سیلاب نداشتند. معلوم نبود هر خانواده چند نفر است، چند زن و کودک یا فرد آسیب‌پذیر در هر خانه هست و باید چه کمک‌هایی (شیرخشک، پوشک، نوار بهداشتی و ...) در بسته‌ها به سیل‌زدگان توزیع کرد.

🔹 مناطق تحت تأثیر سیلاب به دقت بین سمن‌ها تقسیم نشده بود و گاه چند سمن به یک منطقه می‌رسیدند و گاه منطقه‌ای بدون امداد باقی می‌ماند.

🔹 سمن‌ها مجبور شدند ابتدا آمارگیری و شناخت نیازمندی‌های مناطق تحت تأثیر سیلاب انجام دهند و بعد کمک‌رسانی و امداد را شروع کنند.

🔹 مردم سیل‌زده چون اعتماد نداشتند که به آن‌ها مداوم رسیدگی می‌شود، اقلام امداد (آب معدنی، غذا، پتو و ...) را زیادتر از نیازشان دریافت می‌کردند. آن‌ها زیاده‌خواه نبودند فقط اعتماد نداشتند.

⭕️ سه. اگر روند افزایش ابتلا به کرونا ادامه یابد، محلات حاشیه‌ای و کانون اقشار ضعیف‌تر اقتصادی شهرها (به دلیل بهداشت کمتر، نیاز بیشتر به کار در بیرون و عدم امکان ماندن در منزل، دسترسی نداشتن به خودرو شخصی و ...) بیشتر در معرض ابتلا قرار می‌گیرند.

⭕️ چهار. ضروری است هر چه زودتر اطلاعات لازم درباره این مناطق جمع‌آوری شود. اطلاعاتی نظیر هر خانه چند فرد آسیب‌پذیر بالای شصت سال دارد؟ چه کسانی بیشترین رفت و آمد به مناطق آلوده دارند؟ و سایر اطلاعات که حتماً پزشکان و متخصصان اپیدمی‌ها بهتر می‌دانند.

⭕️ پنج. دولت قادر نیست همه این اطلاعات را جمع کند و کار وزارت بهداشت به تنهایی هم نیست. شهرداری‌ها، نیرو‌های سمن‌ها، واحدهای بسیج، و ... باید کمک کنند. روزهای اول نوشتم که با سمن‌ها هماهنگی کنید. پروتکل هماهنگی با سمن‌ها، بسیج و داوطلبان باید هر چه سریع‌تر تدوین شود.

⭕️ شش. احتمالاً زمان توزیع بسته‌های امداد کرونا و پیشگیری به زودی فرا می‌رسد (درست عین امداد سیل). اعتماد لازم به تداوم کمک‌رسانی و اطلاعات لازم از هر خانواده را باید فراهم کرد تا کمک‌رسانی هدفمند باشد.

⭕️ هفت. خانواده‌های فقیرتر بیشتر آسیب‌پذیر هستند. آن‌ها به تغذیه مناسب بیشتر و حمایت مالی برای حفاظت از بیماران‌شان نیاز دارند. اوضاع اقتصادی خوب نیست، اما حمایت هدفمند از فقرای شهری به کمک اطلاعاتی که سمن‌ها جمع می‌کنند، هزینه‌ای بسیار کمتر از شیوع فراگیر کرونا و مرگ و میر احتمالی دارد.

⭕️ هشت. سمن‌ها، نیروهای بسیج و هر داوطلب سازمانیافته‌ای را باید برای توسعه آموزش در مناطق حاشیه شهری و هر ناحیه نیازمند کمک به‌کار گرفت. اغلب برنامه‌ریزان و مجریان مقابله با کرونا از طبقه متوسط هستند و ممکن است گول بخورند و فکر کنند همه جامعه مثل خودشان هستند و از تلگرام آموزش می‌بینند. نه، باید آموزش محلی را تدارک دید.

⭕️ نه. طراحی بسته‌های آموزشی قابل ارائه به خانوارها در محل‌هایی که اپیدمی اوج می‌گیرد ضروری است. (عین آموزش به سیل‌زدگان در مناطق بحرانی)

⭕️ ده. امیدوارم هر چه زودتر متخصصان فناوری اطلاعات امکاناتی فراهم کنند (اگر تاکنون نکرده‌اند) که مردم بتوانند نشانه‌های ابتلای احتمالی خود را به مرکزی ارسال کنند و بر اساس تجمیع اطلاعات دریافتی از مردم بتوان نقاط کانونی و بحرانی تجمیع مبتلایان احتمالی را شناسایی کرد و از گروه‌های سمن و داوطلب (مجهز به لباس‌ها و تجهیزات پیشگیری) برای امداد به آن مناطق کمک گرفت.

⭕️ یازده. اطلاعاتی که در جریان بررسی‌های هیأت ویژه گزارش ملی سیلاب‌ها جمع‌آوری کردیم نشان می‌داد مردم با فاصله فاحش، به سمن‌ها و نیروهای داوطلب و بسیج، بسیار بیشتر از سازمان‌های رسمی از دولتی تا عمومی غیردولتی، اعتماد دارند. لطفاً زمینه‌سازی برای مداخله مؤثر و توأم با کمترین خطر ابتلا برای خود داوطلبان را جدی بگیرید.

⭕️ دوازده. نگاه امنیتی به سمن‌ها را هم برای همیشه یا حداقل تا پایان بحران کرونا متوقف کنید.

آن‌چه نوشتم، زمینه «#حمله_محلی_به_کرونا» متناسب با شرایط هر محل و منطقه را فراهم می‌کند.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

http://vrgl.ir/lbzhR

#گزارش_ملی_سیلاب‌ها

#سمن‌ها_و_کرونا

شبکه توسعه:
@I_D_Network

دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad
🔳⭕️ ادراک صد سال پیش و چالش صد سال بعد

امیر ناظمی


زمان مطالعه: ۳ دقیقه


⭕️ دنیای آشوبناک
وقتی لورنتس در آزمایشگاهش متوجه شد که پیش‌بینی آب‌وهوا به طرز عجیبی وابسته به موضوعات کوچک و حتی قابل صرف‌نظر است، بشر دریافت که دنیا از آنچه فکر می‌کرده است، پیچیده‌تر است، به حدی که باید این دنیا را آشوبناک (Chaotic) بنامد. همان جا بود که سیاستگذاران و دانشمندان از خودشان پرسیدند «آیا بال زدن پروانه‌ای در برزیل می‌تواند تندبادی در مکزیک ایجاد کند؟» (نام مقاله لورنتس که در سال ۱۹۷۲ منتشر کرد)

اما حالا دیگر تنها سیاستگذاران و دانشمندان نیستند، بلکه کل بشر از خودش می‌پرسد: «آیا خوردن سوپ خفاش یک انسان در چین می‌تواند یک بحران جهانی بزرگ‌تر از جنگ جهانی ایجاد کند؟ آیا می‌تواند میلیون‌ها انسان را در معرض خطر قرار دهد؟ آیا می‌تواند اقتصاد جهانی را به رکود بکشد؟»

ویروس کرونا این آشوبناکی را به خوبی برای بشر نشان داده است. مواجهه با چنین چالشی اما نیاز دارد به ذهن یا سیستمی که بتواند این چالش‌ها را ببیند و مهارت حل مساله در دنیای آشوبناک را داشته باشد.

⭕️ مسايل آشوبناک، راه‌حل‌های چندگانه
حالا ویروس کرونا آزمون دیگری برای شناسایی مدل‌های ذهنی سیاست‌گذار و تصمیم‌گیری شده است. اگرچه چالش کرونا موضوعی کاملا بهداشتی و سلامتی است، اما ریشه‌های راه‌حل‌هایش در حوزه‌های دیگر است. تمامی اشتباه از جایی آغاز می‌شود که سیاست‌گذار هنوز بر رویه آموخته‌شده و پیشین خود، تلاش دارد تا راه‌حل را در تنها حوزه بهداشت و درمان بیابد.

اپیدمی اما پر است از جنبه‌های اجتماعی، فناورانه و اقتصادی. همان جنبه‌هایی که باعث می‌شود از یک بیماری مسری تبدیل به یک اپیدمی شود. جلوگیری از گسترش این اپیدمی در دنیای امروز و مروری بر تجربیات سایر کشورها به خوبی نشان می‌دهد که راه‌حل‌هایی که در سایر حوزه‌ها تولید می‌شوند، حتی بیش از حوزه بهداشت کارآمدی و اثرگذاری داشته است. ممنوعیت پروازها و ورود افراد از چین، رابطه مستقیمی با میزان گسترش اپیدمی در سایر کشورها داشته است. همین یک نشانه، به خوبی نشان می‌دهد که تاثیرگذارترین ابزارها در حوزه‌ای غیر از بهداشت و درمان حضور دارد.

⭕️ راه‌های سخت، تصمیمات سخت
فناوری اطلاعات به دلیل گستردگی مخاطب و داده‌هایی که تولید می‌کند، آن‌گونه که تجربیات کشورهایی مانند کره‌جنوبی و سنگاپور نشان می‌دهد، بیش از هر عامل دیگری می‌تواند در بحران کرونا کارآمد باشد؛ نمونه‌های آن عبارتند از:

1️⃣ اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی (میزان شیوع و داده‌های مربوط به مبتلایان، بیمارستان‌های تخصصی،‌ آیین‌نامه‌های دورکاری یا معافیت‌های بیمه‌ای یا …

2️⃣ تعامل دوسویه با شهروندان: پاسخ به پرسش‌های شهروندان، اپ‌ها و سایت‌های تست کرونا، سامانه‌های خوداظهاری شهروندان در خصوص وضعیت سلامت‌شان یا مکان‌های جغرافیایی

3️⃣ تراکنش داده: تراکنش به معنای دریافت خدمات از دولت یا مراجع مسوول از طریق فضای مجازی است: نوبت‌گیری در مراکز درمانی، دریافت مشاوره‌های درمانی از پزشک به صورت ویدئویی،‌ درخواست دریافت خدمات مراقبت در خانه (Home-Care)

4️⃣ یکپارچگی داده: شناسایی ارتباط نزدیک (Close Contact Detector)،‌ نقشه ریسک بیماری، نقشه‌های ردیابی بیمار

5️⃣ مشارکت عمومی: استفاده از پزشکان داوطلب و نیاز به احراز هویت آن‌ها، توزیع کالاها برای بیماران دارای اولویت از طریق فروشگاه‌هایی الکترونیکی

⭕️ چرا ما نابالغ‌ایم؟
نظام بهداشت ایران همچنان تلاش دارد تا پاسخ مشکلات بخش بهداشت و درمان را در همان بخش بهداشت و درمان بیابد. در تمامی سال‌های گذشته این بخش مانند سایر بخش‌ها البته، دیوار بلندی میان خود و سایر زیرنظام‌های حکمرانی کشیده است. پایین بودن میزان‌های به‌اشتراک‌گذاری داده میان بخش‌های مختلف نشانه‌ای از این نگاه است؛ یا فقدان سازوکاری برای رشد شرکت‌های استارت آپی؛ چرا که رشد بالای استارت‌آپ‌ها اساسا پیوندخورده با آزادسازی داده و آمادگی نظام اداری برای مشارکت خصوصی-عمومی است.

هنوز نگاه سنتی سیاست‌گذار در ایران انحصار و محرمانه‌سازی داده است و برای ویروسی که جهانی رشد می‌کند، این نگاه‌ها بسیار آسیب‌پذیر است. شاید کرونا هشداری برای کل نظام اداری باشد تا زودتر برای الکترونیکی‌شدن آماده شود، نه بهداشت که کل بخش‌های حکمرانی.

نه تنها نظام سلامت و بهداشت، بلکه کل ساختار اداری، هنوز به فناوری اطلاعات باور ندارد و بدتر از آن هنوز به آشوبناکی جهان و راه‌حل‌های چندلایه باور ندارد!

شاید مهم‌ترین درس سیاست‌گذارانه‌ای که ما فراموش می‌کنیم یک جمله است:‌ راه‌حل‌های مشکلات یک بخش اغلب در خارج از آن بخش است!


(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#آینده_مشترک
@sharenovate

http://vrgl.ir/Z306t
🔳⭕️ کرونا مسأله بدخیم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی



⭕️ شناختن کرونا و راه‌حل مقابله با آن، تابع درک ماهیت و جنس مسأله کرونا در دنیای مسائل است.

#کرونا_مسأله‌ای_بدخیم (Wicked) است. سیاست‌گذار در درجه اول و مردم با درک ماهیت بدخیمی کرونا، بهتر می‌توانند اقدامات خود در برابر کرونا را سامان و سازمان دهند.

⭕️ من در یک فایل صوتی حدود چهل دقیقه‌ای، مسائل بدخیم را توضیح داده‌ام و نسبت کرونا با مسائل بدخیم را بررسی کرده‌ام.

امیدوارم به کار سیاست‌گذاران و مردم بیاید.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network

این فایل از کانال "دغدغه ایران" باز نشر شده است.
#دغدغه_ایران
 @fazeli_mohammad


⭕️ پی‌نوشت: بسیاری از مسائل جامعه ایران و مسائل جهان، بدخیم هستند. شناخت بدخیمی کرونا و نوع رویکرد لازم برای مقابله با آن، تجربه‌ای برای سایر مسائل ما در سطح حکمرانی نیز هست.
👍1
🔳⭕️ از خانه‌نشینی اجباری تا توسعه شخصی

علی سرزعیم


زمان مطالعه: ۵ دقیقه


دکتر عبدالکریم سروش زمانی برای یکی از دوستانش که بچه‌دار شده بوده کتاب کیمیای سعادت را هدیه می‌برد. خود آن شخص نقل کرده که پس از چندی همسرش به او گفته که تو را چه می‌شود که قدری عوض شده‌ای؟ او متوجه شد که از وقتی شروع به خواندن کتاب کیمیای سعادت کرده آرام آرام رفتار و منشش تغییر کرده و این تغییرات تدریجی از یک جایی به بعد برای همسرش محسوس شده است.

⭕️ این روزها که بخشی از جامعه ما به ناگزیر خانه‌نشین شده‌اند و اخبار منفی ناشی از مرگ‌ومیر و بیماری پیوسته از رسانه‌های رسمی و غیررسمی پخش می‌شود، روح آدمی در معرض فشار قرار می‌گیرد. بمباران تبلیغاتی در این زمینه در کنار ترس طبیعی از دشمن نادیده‌ای چون یک ویروس، آدمیان را به مرز جنون، هراس، افسردگی و احیانا عجز می‌کشاند. در برابر چنین وضعیتی، چه باید کرد؟
می‌توان خود را تسلیم محیط تنش‌زا نمود و آثار منفی آن را بر روح و جان خریدار شد. در مقابل می‌توان به جای انفعال، رویکرد فعالی پیشه کرد و برنامه‌ای برای این روزهای خود تدارک دید و تهدید موجود را به فرصتی برای توسعه شخصی تبدیل کرد.
تردیدی نیست که توسعه، نیازمند شخصیت‌های توسعه‌یافته است و کتاب خواندن راهی برای توسعه شخصی است.

⭕️ بسیاری از ما به طور روزمره چنان درگیر امور اجرایی هر روزه هستیم که هیچ وقت فراغت مطلوب برای برخی کارها مهم اما غیرفوری را نداشته‌ایم. این ایام فرصتی است تا همه این کارها مهم اما غیرفوری که همواره فدای کارهای فوری اما غیرمهم شده است را در دستور کار خود قرار دهیم و به قدر مقدور به تحقق آن‌ها بپردازیم. معمولاً بخشی از این کارهایی که همیشه به تعویق افتاده‌اند ناظر به امور مربوط به توسعه شخصی و خودشکوفایی است.
همه ما اذعان داریم که بسیاری از اموری که برای شهروندی در جهان پیچیده امروز لازم است را در نظام آموزشی نیاموخته‌ایم. مثلا
🔹 روانشناسی رشد را که برای شناخت اقتضائات سنی فرزندان‌مان، پدران و مادران پیرمان و خودمان لازم است هیچ گاه به طور جدی نخوانده‌ایم و جایی نیز به ما آن‌ها را آموزش نداده‌اند. کتاب‌های کنترل خشم و روانشناسی شخصیت را که همیشه کنار گذاشته بودیم تا در یک وقت مناسب بخوانیم. یادمان باشد که الان آن وقت مناسب شده است!
🔹 فنون مدیریت (مذاکره، مهارت ارتباطات و اقناع، رهبری و هنر اداره نیروی انسانی و ...) را که برای مدیریت بهتر سازمانی که در آن کار می‌کنیم و مجموعه‌ای که بر آن نظارت داریم را فرصت نکرده‌ایم کسب کنیم. الان که کسب‌وکارها خوابیده فرصتش را داریم.
🔹 کتاب‌های تاریخ برای فهم آنچه در تاریخ کشور خودمان و جهان گذشته است. شاید همیشه از کنار کتاب‌های تاریخ تمدن ویل دورانت گذشته باشیم و در عین حسرت‌خوردن به نخواندن آن، نداشتن وقت مناسب را علت آن دانسته‌ایم و این‌گونه خود را تسلی داده باشیم. شاید خیلی وقت‌ها اسم ناپلئون، مائو، بیسمارک، شاه عباس صفوی و ... را شنیده باشیم اما هنوز ندانیم که واقعا این‌ها که بودند و چه کردند.
🔹 به عنوان یک شهروند جهانی اسامی تولستوی، داستایوفسکی، ویکتور هوگو، ... را شنیده‌ایم اما هیچ وقت امور جاری و مسئولیت‌های تمام‌نشدنی نگذاشته تا واقعا بفهمیم که این‌ها چه کردند که تا این حد نامشان پرآوازه شده است. خوشبختانه یا بدبختانه آن فوریت‌های بیرونی فعلا متوقف شده و دیگر عذری برای این ندانستن نداریم. می‌توانیم خود را به جاذبه بی‌مانند داستان‌های بزرگ تاریخ بسپاریم.
🔹 به عنوان یک ایرانی همیشه شنیده‌ایم که پنج شاعر بزرگ ایران حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی و نظامی هستند اما کتاب‌های آن‌ها را جز معدود اشعاری هیچ وقت نخوانده و نشینده‌ایم. اینک فرصت مغتنمی است که یکی از کتاب‌های آن‌ها را برگیریم و از ابتدا تا انتها بخوانیم.

پیشنهاد و توصیه مشفقانه من آنست که در مصاحبت با یکی از بزرگان تاریخ بشر قرار گیریم. کتاب‌های بزرگانی چون مولوی، غزالی، نیچه، امیرالمومنین حضرت علی و بودا مانند کتاب‌های تاریخ یا داستان نیست که یک بار دستمان بگیریم و از اول تا به آخر بخوانیم. فهم این کتاب‌ها و لذت بردن از آن‌ها نیازمند چیزی بیش از خواندن است یعنی نیازمند نوعی همدلی، صبوری و خضوع برای پذیرش کلام هستند. این کتاب‌ها و مولفانشان آنقدر بزرگ هستند که آدمی را به کام خود می‌کشند و وقتی آدمی با آن‌ها همنشین می‌شود چه بخواهد و چه نخواهد قدری آرام می‌شود، در درون خود فرو می‌رود، از جهان بیرون منعزل می‌شود (و چه بهتر در این ایام!) و به تدریج شخصیتش دستخوش تغییراتی مطلوب می‌گردد. اگر دوست دارید روحتان ارتقا یابد و شخصیت‌تان ارتقا پیدا کند چنین فرصت همنشینی را از دست ندهید. شاید دیگر در بقیه عمر چنین فرصتی را نیابید.

ادامه مطلب در لینک ویرگول👇

http://vrgl.ir/axTNk
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
🔳نوگرایی در یاریگری

امیر ناظمی


⭕️مفهوم جمع‌سپاری
با آمدن ماشین لباس‌شویی سبک زندگی زنان در قرن۲۰م تغییر کرد، چرا که بخش عمده‌ای از وقت آنان که پیش‌تر صرف شستشو می‌شد، آزاد شد، تا زنان خانه‌دار فرصت حضور در جامعه یابند. به این ترتیب ماشین لباس‌شویی تبدیل به یکی از بازیگران افزایش مشارکت اقتصادی-اجتماعی زنان شد. شاید می‌توان گفت با هر تغییری که در دنیا می‌آید، شیوه‌های پیشین ما نیز تغییر می‌کنند!

توسعه فناوری اطلاعات نیز شیوه‌های «کار خیر» را به شدت تغییر داده است؛ و یکی از مهم‌ترین تغییرات به دلیل جمع‌سپاری (Crowdfunding/Crowdsourcing) است. جمع‌سپاری یعنی جمع کردن پول برای کاری که دیگرانی حاضر هستند به شما آن پول را بدهند؛ و با شما به گونه‌ای در آن کار مشارکت می‌ورزید.

مثلا ممکن است کارآفرینی ایده‌اش را اعلام کند و برای اجرای آن پول جمع کند و دیگرانی هم به او پول دهند و به ازاء آن در شرکتی که بعد از اجرای ایده (و در صورت موفقیت آن) تشکیل می‌شود، سهام بگیرند. سایتی مانند Kickstarter یکی از بزرگترین سایت‌هایی است که این پول‌ها را جمع‌سپاری می‌کند. یا شاید هنرمندی برای تولید فیلم‌اش بخواهد پول جمع کند و برخی به او کمک کنند تنها به ازاء آن که در انتهای آن فیلم از آن‌ها تشکر کند؛ سایتی مانند Indiego یکی از معروف‌ترین سایت‌های جمع‌سپاری در دنیا برای کارهای هنری است.

⭕️کار خیر و جمع‌سپاری
اما پول برای موضوعات خیریه اغلب در دنیا به صورت «هدیه» است، یعنی در ازاء پول، فرد یا معامله‌اش را با خدایش کرده است یا به دلیل مسوولیت اجتماعی از خیر پول‌اش برای یاریگری دیگری گذشته است. اما مدل‌های جدیدتر و پیچیده‌تری هم هست که با مثال کرونا ادامه‌اش می‌دهیم:

شیوع کرونا باعث شده است بسیاری از افراد درآمد روزانه‌شان را از دست بدهند؛ مثلا راننده اسنپ/تپ‌سی را در نظر بگیرید که این روزها درآمدش قطع شده است. شاید یک وام کوتاه‌مدت برای او کارساز باشد، اما پیدا کردن بانک و ضامن در این روزهای پایان سال امری نزدیک به محال است.
حالا سایتی جمع‌سپاری را درنظر بگیرید که به این صورت کمک مالی جمع می‌کند:

1️⃣فرد خیر مثلا ۴ میلیون تومان در صندوق طرح می‌ریزد. اسم و میزان کمک او شفاف اعلام می‌شود.

2️⃣پول‌های جمع‌آوری شده به همان رانندگان (که اسامی‌شان و سوابق‌شان مثلا توسط اسنپ/تپ‌سی قابل شناسایی و معرفی است) هر فرد ۲ میلیون تومان وام (و نه کمک) داده می‌شود.

3️⃣فرد پس از کرونا وقتی در اسنپ/تپ‌سی مشغول به کار شد، پول از حساب‌اش کسر می‌شود و به حساب فرد خیر (بدون سود) بازگرادنده می‌شود.

4️⃣اسامی افراد گیرنده وام بر اساس سوابق قبلی آنان (مثل میزان درآمد ماهیانه متوسط آنان از رانندگی در اسنپ/تپ‌سی) مشخص و شفاف است و فرد غیرمخاطب این کمک را دریافت نخواهد کرد. حتی فرد خیر می‌تواند در انتخاب فرد گیرنده (بدون نام و بر اساس ویژگی‌ها) نظر دهد!

(مثال راننده فرضی است برای آنکه قریب به ذهن باشد، او می‌تواند برق‌کار ماهری باشد یا آشپزی در خانه یا ...)

در این فرآیند البته اگر بانکی تضمین کند، بازگشت پول و کاهش ریسک را، بسیار جذاب‌تر خواهد شد. به این ترتیب بانکی (در این طرح فعلا پست و بانک رسالت پیش‌قدم‌شده‌اند) به اندازه پول جمع‌آوری شده وام می‌دهد و با دریافت چک یا سفته از فرآیند بانکی به صورت داوطلبانه به این طرح کمک می‌کند.

البته اگر کمک‌ها نیز در جایی ذخیره شود تا در زمان بازگشت مشخص شود، چند تومان به هر فردی باید داده شود، این طرح قوی‌تر خواهد شد؛ که البته در این طرح بانک سامان نیز همراهی کرده است تا جدول واریز هر فرد را از درگان پرداخت اینترنتی مشخص کند.

⭕️کمپین #کنارهمیم
جمع‌سپاری الکترونیکی از صدقه‌های متداول بسیار متفاوت است، به این دلایل:

1️⃣پول جمع‌شده صدقه نیست، بلکه وام است. هم خیرین بیشتربرایش پیدا می‌شود و هم گیرنده همان فرد کوشایی است که بنا به بحرانی امکان کار نیافته و بعد می‌تواند بدهی‌اش را بازگرداند.

2️⃣شفافیت همراهان(از کسی که اهداکننده پول است و چه کسی که گیرنده است) لیست مشخص دارند و احتمال فساد نزدیک به صفر است.

3️⃣نظام بانکی در خدمت طرح است و وام به صورت قرض‌الحسنه داده می‌شود. نظام بانکی تجربه وام‌دهی و سازوکار آن را به‌اشتراک گذاشته است.

4️⃣شاید برای کسانی که چه به دلایل مذهبی و چه دلایل اخلاقی از دریافت سود ناراضی هستند، این پلتفرم فرصتی برای وام‌دهی به انسان شریفی است که محتاج نیست، اما امری خارج از اراده او این روزها او را به سختی کشانده است.

برای آنکه نشان دهیم #کنارهمیم شما هم به این کمپین بپیوندید:
mehrabane.ir/view/656

پ.ن: دکتر مرتضی فرهادی عزیز با کتاب «یاری‌گری» ریشه‌های این رفتار را در تاریخ ایران، با نگاهی جامعه‌شناسانه گردآوری کرده‌اند؛ شیوه‌هایی که پدران و مادران ما به کمک آن از سختی‌های تاریخ جان سالم به در بردند!
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو فقط یک دقیقه وقت شما را می‌گیرد و در عوض کمک می‌کند که کرونا جانتان را نگیرد.
#در_خانه_بمانیم
🔳⭕️ دوربین مخفی ما!

امیر ناظمی



لطفا پیش از مطالعه این ویدئوی ۳ دقیقه‌ای را مشاهده کنید!


⭕️ویدئوی سالی که گذشت
سایت آپارات به سیاق هر ساله‌اش ویدئویی منتشر کرده است از پربازدیدترین ویدئوهایی که در سال ۹۸ مورد بازدید قرار گرفتند؛ یعنی همان موضوع‌هایی که مورد توجه جامعه ایرانی قرار گرفته است و نظر یک شخص خاص نیست، بلکه برآیند نظرات همه ماهایی است که ایرانی هستیم!

دیدن‌اش شاید مروری کوتاه و سریعی باشد بر سالی که از سر گذراندیم. سال ۹۸ که آغاز شد علی ربیعی در عنوان یادداشتی در روزنامه ایران چنین نوشت: سال ۹۸ بیش از یک سال است!

او درست پیش‌بینی کرده بود، سالی که گذشت به اندازه چند سال هرکدام از ما را پیر کرد، اندازه چند سال خاطره و کابوس تولید کرد و نهایت در این روزهای آخر هم ما را با بیم مرگ ویروسی رها کرد!

ویدئوهای منتشر شده تنها نوک کوه یخی از پدیده‌هایی است که تاریخچه‌ای پشت سر خود دارند، و همین پدیده‌هاست که هر کدام قطعه‌ای از یک پازل می‌شوند تا تصویری بزرگ از سالی که گذشت برایمان بسازند. تصویری بزرگ که تجربه مشترک و جمعی ما ایرانیان است. این قطعات به خوبی روندی را نشان می‌دهد که وجه مشترک اغلب این تصاویر است. این روندها را از دید من عبارتند از:

1️⃣ شکاف ملت-دولت
تقریبا در اغلب آن‌ها شکاف ملت-دولت پررنگ است! موضوعات متنوعی که هر یک نشانه‌ای از این شکاف است.
تنها حوادث آبان‌ماه برای بنزین نیست، بلکه در بسیاری از این تصاویر به دلیل وجه اعتراضی‌شان به شیوه مدیریت کشور بوده است که پربازدید شده است.
حتی تصویر سخنرانی روحانی معروف در تقابل با دولت جزو پربازدیدها می‌شود.

2️⃣ دوگانه‌سازی‌ها
در بیشتر تصاویر دوگانه‌سازیی‌هایی در میان جامعه شکل گرفته است. دوگانه‌هایی مانند «هرکس نمی‌خواهد برود» و «رفتن را به کسی خطاب می‌کنند که آمده باشد»!
دوگانه‌های مختلفی که در فیلم پر شده است.

3️⃣ جای خالی افتخارات ملی
شاید امسال یکی از معدود سال‌هایی است که تقریبا هیچ تصویری مانند گل فوتبال در جام جهانی یا کسب جایزه معتبر سینمایی یا علمی در تصاویر پیدا نمی‌شود. شاید تنها استثناء دریافت مدال شوالیه توسط شهاب حسینی است.

4️⃣ مردم در جایگاه معترض
در این تصاویر مردم اغلب در تصاویر تنها در جایگاه معترض نمود و بروز می‌یابند. در میان ویدئوهای پربازدید مردم شاد، مردم جشن‌گرفته، مردم خندان نیست؛ تنها مردم معترض هستند در حال اعتراض به یک چالش!

5️⃣ سیاست پررنگ
ویدئوهای پربازدید در سال‌های پیش یا سایر جوامع اغلب سویه‌های ورزشی، هنری و فرهنگی دارند؛ اما سال ۹۸ به صورت پررنگی سیاست‌زده است!
اگر هنرمند هم هست، هنرمند عصبانی است که در چالشی سیاسی در جشنواره فیلم، از بی‌انصافی فریاد می‌زند!
جای خالی سکانس‌هایی از فیلم‌ها یا کلیپ‌های موسیقی بدجور می‌زند توی ذوق مخاطب!

6️⃣ کم‌رنگی جهان بین‌الملل
جامعه ایران به حدی به خودش مغول شده است، که هیچ موضوع بین‌المللی مورد توجه‌اش قرار نمی‌گیرد. تنها یک تصویر در میان تصاویر مربوط به خارج از مسائل ایران است: اعتراضات لبنان؛ که شاید حتی آن هم چندان نمی‌توان بین‌المللی حساب کرد.

⭕️ نتیجه راهبردی
سال ۹۸ خوب نبود، اما مهم‌تر از آن روندهای ۶گانه‌ای است که خبرهای بدتری برایمان دارد!
خبرهایی از فقدان سرمایه اجتماعی، خبرهایی از جامعه‌ای مصیبت‌زده که تصاویر پربازدیدش بیشتر مصیبت دارد تا شادی!
جامعه‌ای که شادی ندارد و مردم‌اش شاد نیستند!
این‌ها برداشت من نویسنده نیست، این‌ها بازتاب یک سال رفتار مردم یک سرزمین است!
نمی‌دانم حتی مخاطب این نوشته کیست؟ چون هرکسی مخاطب آن است!
مخاطب این هشدارها هم حکمرانان هستند و هم مردم؛ هم آنان‌که امیدوارند و هم آنان که ناامیدند!
این تصویر هولناک است؛ اگر ما تغییر منش ندهیم، اگر نپذیریم یک نوسازی در ساختارها، روش‌ها و شیوه زیست خود را!

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#آینده_مشترک
@sharenovate
🔳⭕️ سال آزمون‌هاي سخت: تلخی نقد و شیرینی نسیه

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي


زمان مطالعه: ۳ دقیقه


⭕️ سال ۱۳۹۸ هر وصفي که داشته باشد، سال آزمون‌هاي سخت حکمراني و جامعه ايراني هم هست.

🔹 سيلاب‌هاي ابتداي سال رخدادي طبيعي را پيش روي ما قرار دادند که مديريت آن به شدت فرابخشي و مستلزم يک حکمراني منسجم با انواعي از رويه‌هاي هماهنگ‌سازي ميان فعاليت‌هاي بخش دولتي و غيردولتي است.

🔹 دو بار تا مرز جنگ با آمريکا پيش رفتيم. ساقط شدن پهپاد آمريکايي و موشک‌باران عين‌الاسد بعد از شهادت سردار قاسم سليماني هر دو بسته به انتخاب‌هاي سياست‌مداران مي‌توانست به جنگ ختم شود.

🔹 ثمره چندين دهه حکمراني سياسي و اقتصادي کشور به يکباره در ماجراي گران شدن قيمت بنزين، شورش‌هاي شهري و کشته شدن صدها تن بروز و تجلي يافت.

🔹 ترکيب وضعيت تنش‌آميز سياست خارجي و اشتباه‌هاي سيستمي و انساني به ساقط شدن هواپيماي اوکرايني و جان باختن ۱۷۶ نفر انجاميد.

🔹 شهيد سردار قاسم سليماني ترور شد و علي‌رغم نمايش انسجامي که تشييع جنازه‌ ايشان برانگيخت، کشته شدن ده‌ها نفر در مراسم خاکسپاري پيکرش در کرمان، درد بزرگي بود.

🔹 انتخابات با انواع نارضايتي اجتماعي و سياسي و با يکي از پايين‌ترين نرخ‌هاي مشارکت در تاريخ جمهوري اسلامي ايران برگزار شد.

🔹 در نهايت ويروس کرونا آمد تا همه کاستي‌هاي نظام حکمراني و جامعه‌اي که در يکصد سال گذشته ساخته شده است، به يکباره بيرون بريزد. حکمراني جزيره‌اي، بدون تجهيز کافي به نظام‌هاي مدرن مديريت مسائل پيچيده، کم‌اعتمادي اجتماعي، ضعف شديد نظام رسانه‌اي و چندين متغير کليدي حکمراني که در مقابل کرونا با چالش جدي مواجه شدند. 

⭕️ رخدادهاي مثبت نيز بودند. مشارکت ملي عظيم و فعاليت زياد سمن‌ها در مديريت سيلاب، حضور ميليون‌ها نفر در تشييع جنازه يک سردار ايراني، همدلي يکپارچه و صميمانه ايرانيان با خانواده‌هاي قربانيان سقوط هواپيماي اوکرايني و تکريم کادر درماني بيمارستان‌ها و بالاخص تقديس پرستاران و احياي جايگاه و منزلت پزشکي و پرستاري در نگاه ايرانيان، همگي رخدادهاي مثبتي هستند، هر چند همه آن‌ها پس از بروز رخدادهاي تلخ تجربه شدند. 

⭕️ سال آزمون‌هاي سخت، تلخي‌هاي نقد داشت و بسته به اين‌که نظام سياسي چگونه اين رخدادها را بازخواني کرده و نوع واکنش خود به آن‌ها را تعيين کند، مي‌توان شيريني‌هايي نيز داشته باشد که البته نسيه‌اند.

اميدوار بودن به کاسته شدن از تنش‌ها در سياست خارجي به نحوي که تحريم‌ها رفع شده و شرايط کم‌تنش پايداري بر سياست خارجي حاکم شود و رفع تحريم‌ها

بازسازي نهاد دولت به نحوي که احساس بي‌دولتي در جامعه از ميان برود و هم‌زمان حکمراني مبتني بر قانون ايجاد شود.

و اميد به اين‌که نظام سياسي درس‌هاي برآمده از مواجهه با بحران کرونا را درک کرده و براي واکنش مناسب به آن‌ها چاره‌انديشي کند، شيريني‌هايي هستند که هنوز نقد نشده‌اند و فقط اميد به آن‌ها وجود دارد. 

⭕️ واقعيت اين است که همه رخدادهاي سال ۱۳۹۸ که در ابتدا به آن‌ها اشاره کردم، تلخ بوده و هنوز تلخي‌شان باقيست؛ اما تلخ‌تر اين است که جامعه احساس کند آن اميدهايي که شيريني‌هاي نسيه خواندم، هيچ‌گاه به واقعيت تبديل نشوند.

⭕️ سال ۱۳۹۸ از اين جهت، نقطه عطف و حساسي در تاريخ ايران خواهد شد. اگر حکمراني درس‌هاي ۱۳۹۸ درباره ضرورت اصلاح رويه‌ها را درک کرده و عزمي براي اعمال اصلاحات منجر به بهبود کيفيت حکومت داشته باشد، مردمان آينده ايران از سال ۱۳۹۸ هم‌چون بزنگاهي انباشته از تلخي‌ها ولي منجر به شيريني بهبود و اصلاح ياد خواهند کرد.

🌿 آرزو مي‌کنم احساسي شبيه به آن‌چه در دل عباس‌ميرزا بعد از شکست از سپاه روسيه پديد آمد در دل ما و حکمرانان هم پديد آيد. عباس ميرزا از سفير وقت فرانسه درباره چرايي پيشرفت غرب و عقب‌ماندگي ايرانيان پرسيد.

من اما آرزو مي‌کنم آن احساس به گونه‌اي پديد آيد که نظام حکمراني جدي از خودش بپرسد: «چرا ظرفيت حل مسأله‌مان اندک است؟» اگر در فرداي اين پرسش بي‌رحم، ميداني براي طرح پاسخ‌هاي بي‌پرده باز شده و شنيده شوند، ايران در جريان تاريخ از آزمون‌هاي سخت سال ۱۳۹۸ سربلند بيرون مي‌آيد. 

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network

این متن از کانال "دغدغه ایران" باز نشر شده است.

#دغدغه_ایران
 @fazeli_mohammad

http://vrgl.ir/FvJbj
👍1
🔳⭕️ ارتباط متقابل منابع آب و تغییر اقلیم

حسین سجادی فر - پژوهشگر اقتصاد آب و محیط زیست


زمان مطالعه: ۳ دقیقه


شعار جهانی امسال روز جهانی آب که مصادف با ۲۲ مارس و سوم فروردین است، "آب و تغییر اقلیم" نام‌گذاری شده است.


تغییرات اقلیمی باعث تغییر در الگوی بارندگی و بالا آمدن سطح آب دریاها شده است و مي‌تواند بر منابع آب تاثیرات جدی داشته باشد. تغییرات اقلیمی را مي‌توان به عنوان تغییر در الگوهای آب و هوایی در طول زمان و مکان درنظر گرفت که در مناطق بزرگی از جهان دیده می‌شوند. انتشار دی اکسید کربن، نیتروژن و دیگر گازهای حاصل از احتراق سوخت‌های فسیلی باعث افزايش دمای زمین شده و تغییرات شدیدي در میزان بارندگی به همراه داشته است.

این شرایط مي تواند بر ساير منابع اکوسیستمی از جمله تغییر در تغذیه آب‌های زیرزمینی اثر بگذارد. هیئت بین‌المللي تغییرات آب و هوایی از سال ۱۹۸۸ تغییرات آب و هوایی را مورد بررسی قرار داده است و یک سری گزارش از یافته‌های خود ارائه نموده است.

این هيئت تعدادي سناريو را برای بررسي تغییرات حاصل در الگوهای آب و هوایی جهان مورد ارزیابی قرار داده است. در مجموع، بهترین برآوردها از شش سناریو این است که دمای زمین در قرن بیست و یکم ۱.۸ تا ۴ درجه افزایش خواهد داشت و سطح آب دریاها در اثر ذوب شدن یخ‌های قطبي و و يخ‌هاي گرینلند ۱۸ تا ۵۹ سانتی متر افزايش مي‌يابد. اگر ذوب شدن یخ‌های قطبی ادامه داشته باشد، افزایش سطح دریاها بیشتر از این نیز خواهد بود.

آب‌های زیرزمینی عاملی برای افزایش سطح آب دریاها می‌باشند. برداشت آب‌هاي زيرزميني براي مقاصد كشاورزي سالانه ۱۰۰۰ تا ۱۳۰۰ کیلومتر مکعب از ذخاير آب‌هاي زيرزميني را از بين مي‌برند كه این برداشت، افزایش ۰.۲ تا ۱ میلی متری سطح آب درياها را به دنبال خواهد داشت (گوديه،۲۰۰۶،ص۲۴۴).

⭕️ شناسایی اثرات احتمالی
اثرات تغییرات اقلیمی بر آب‌های زیرزمینی متعدد و متنوع می‌باشند.

🔹 در نواحی ساحلی
• زير آب رفتن زمین‌های پست ساحلی
• زيرآب رفتن تالاب‌ها
• افزایش سیل در نواحی ساحلی که بر كيفيت آب تاثیر می‌گذارد.
• افزایش نفوذ آب شور با بالا آمدن آب
• افزایش تخلیه آب‌های زیرزمینی به جریان‌ها در نواحی نزدیک به امواج جذر و مدی

🔹 در سراسر قاره‌ها
• خشک‌تر شدن نواحی خشک
• مرطوب‌تر شدن نواحی مرطوب
• افزایش نواحی تحت تاثیر خشکسالی
• افزایش بارندگی‌های سنگین

🔹 نتایج برای کشورها و نواحی محلي
• مردم از نواحی سیل‌زده نقل مکان می‌کنند که این مساله مهاجرت‌های بسيار زيادی از نواحی ساحلی پست پرجمعيت را به همراه دارد.
• افزایش تقاضاي آب در نواحی گرم‌تر كه کاهش سطح ايستابي آب‌هاي زیرزمینی و در نتيجه، از دست رفتن سرمایه‌هاي طبیعی را به دنبال دارد.
• در نواحی با افزایش بارندگی، بالاتر آمدن سطح ايستابي آب باعث مي‌شود كه فشار وارده به خطوط انتقال آب و فاضلاب افزايش يافته و مشكلاتي براي مديريت شبكه‌ها ايجاد شود.
• افزایش شوری آب‌های زیرزمینی که مستلزم تصفیه و صرف هزینه بيشتر براي عرضه آب در نواحی ساحلی می‌باشد.
• از بین رفتن چاه‌های کم عمق به دلیل نفوذ آب شور به نواحی ساحلی.
• در نواحی با خشکی بیشتر و کاهش آب‌های زیرزمینی، احتمال اتکا به آب‌های لب شور برای تامین آب از طریق تصفیه به منظور کاهش غلظت مواد معدنی افزایش خواهد يافت.
• براي مديريت عرضه آب‌هاي شيرين و شور و همچنين جلوگيري از نفوذ بيشتر آب‌هاي شور، چاه‌ها و لوله‌های بیشتر در نواحي ساحلي مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
• خاک‌های اشباع شده از آب در نواحی مرطوبی که بارندگی بیشتری دارند، بهره‌وري توليد محصولات كشاورزي را كاهش مي‌دهد.
• از بین رفتن زیستگاه‌های حیات وحش در تالاب‌ها و در نتیجه، از بین رفتن زمین‌های مورد نياز براي تخم‌ريزي گونه‌های خشکی و آبزي.

🔹 اثرات ذخیره زیرزمینی دی اکسید کربن
روش دفن دی اکسید کربن موجود در جو در زیر زمین تحت عنوان ترسيب کربن شناخته می‌شود و یکی از راهکارهای جدید کاهش گازهای گلخانه‌ای محسوب می‌شود. در حالی که ذخیره زیرسطحی این گاز واکنشی سودمند به مشکل تغییرات اقلیمی است اما اين روش می‌تواند هزینه‌ها و مشکلات فرامرزی نیز داشته باشد. اثرات شامل اسیدی شدن آب‌های زیرزمینی، شور شدن آب‌هاي قابل شرب، اثرات بالقوه بر زیستگاه‌های آبی مي‌باشد. دی اکسید کربن مي‌تواند از ناحیه تزریق به ساير مكان‌ها حركت كرده و در صورت انفجار، حیات انسانی و جانوری در نواحي مجاور نابود خواهد شد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network


این متن از کانال "دورنمای اقتصاد" باز نشر شده است.

@econviews
🔳⭕️ نماینده کدام مردم؟
(تصمیم‌اندیشی ۵)

امیر ناظمی


⭕️مردم می‌گویند ...
سیاستمدار ایرانی به شدت دوست دارد از جمله‌هایی استفاده کند که منتسب به مردم است؛ مثلا بگوید: «مردم می‌گویند ...» یا «مردم از ما می‌خواهند که ...»؛ از آن عجیب‌تر آن است که منتقدان آن‌ها هم از همین جملات به صورت وارون استفاده می‌کنند.

اساسا فهم سیاستمدار ایرانی (چه درون حاکمیت و چه بیرون آن) از دموکراسی یا مردم‌سالاری نشان‌دهنده پیش‌فرض‌هایی است که لازم است این پیش‌فرض‌ها را مرور کرد.

⭕️پیش‌فرض اشتباه۱: مردم دارای خواسته مشخص هستند!
اولین مشکل از جایی آغاز می‌شود که سیاستمدار این فرض را داشته باشد که «مردم یک گروه مشخص دارای خواسته‌های مشخص هستند». اما واقعیت آن است که مردم متنوع و با خواسته‌هایی متنوع هستند که اغلب در تعارض با یکدیگر هستند.

برخی از مردم رابطه با آمریکا را درست می‌دانند و برخی نه! درست همان‌طور که برخی از مردم ورود زنان به استادیوم را و برخی نه! مردم یک گروه هم‌شکل و هم‌نظر نیستند! به همین دلیل هم «هیچ‌کس نماینده همه مردم نیست»! هیچ‌کس هم نمی‌تواند نماینده همه مردم باشد!

تا زمانی که این واقعیت را سیاستمدار و سیاست‌گذار ایرانی نفهمد، در دام اشتباه بزرگ تصمیم‌گیری می‌افتد: او می‌خواهد مردم را راضی کند، می‌خواهد مجری خواسته آنان باشد و می‌خواهد محبوب آن‌ها باشد؛ در حالی که در عالم واقعیت هر سیاستمدار در بهترین حالت نماینده بخشی از مردم است و نهایتا نماینده خواسته‌های همان بخش از مردم هم هست!

همان سیاستمداری که دوست دارد نماینده همه نظرها باشد، آن قدری دچار تعارض می‌شود که دیگر نماینده هیچ‌کس نیست.

برای قرنطینه کردن یا برای گران کردن بنزین یا برای یک اعتراف سخت، نمی‌شود تصمیمی گرفت که همه مردم از آن راضی باشند؛ حتما هر گزینه‌ای مخالفان اصلی خود را دارد؛ رویای محبوب همه مردم بودن، همان رویای دائم سیاستمداری ایرانی است، که آنان را به سمت غیرمحبوب بودن سوق می‌دهد.

⭕️پیش‌فرض اشتباه۲: سیاستمدار مجری خواسته مردم است!
سیاستمدار ایرانی فکر می‌کند نماینده مردم برای اجرای خواسته‌های آن‌ها است!
به این ترتیب وقتی در برابر هر مساله‌ای گزینه‌های الف تا ی وجود دارد که هر کدام بخشی از مردم آن را می‌پسندند، و نه همه مردم!

حالا فرض کنید سیاستمدار متوجه شود که اغلب مردم نظرشان آن است که با روغن بنفشه می‌توان کرونا را مداوا کرد! آیا او باید مجری خواسته آنان باشد؟

وقتی در انگلستان مردم به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (Brexit) رای دادند؛ سیاستمدارانی که مخالف این ایده بودند، نه در برابر خواسته مردم مقاومت کردند و نه مجری این ایده اشتباه شدند؛ آن‌ها استعفا دادند تا انتخابات مجددی برگزار شود و آن سیاستمدارانی که به این خروج باور دارند به قدرت بیایند!

به عبارتی دیگر: سیاستمدار مجری خواسته مردم نیست؛ سیاستمدار خوب کسی است که برای هر چالشی می‌تواند گزینه خودش را ارائه دهد و اگر مردم خواستند و به او رای دادند مجری آن گزینه پیشنهادی‌اش می‌شود.

در یک کلام: سیاستمدار مجری گزینه‌ها نیست؛ او باید طراح گزینه باشد!

⭕️ترکیب این دو اشتباه: پوپولیسم یا اقتدارگرایی!
ترکیب این دو پیش‌فرض ما را به پوپولیسم یا اقتدارگرایی می‌کشاند.
وقتی سیاستمدار ایرانی می‌خواهد نماینده مردم یا حداقل اکثریت مردم باشد، تلاش می‌کند تا کشف کند که هر گزینه چه اندازه محبوبیت بین مردم دارد.

او می‌خواهد در هر مساله‌ای به سراغ پرطرفدارترین گزینه برود؛ به این ترتیب او می‌شود ملغمه‌ای از انتخاب‌های ناهم‌خوان!

سیاستمدار پوپولیست همان سیاستمداری که دوست دارد همیشه پرطرفدارترین گزینه را انتخاب کند و پر می‌شود از انتخاب‌های ناهمسازگار با همدیگر، تصویری از انتخاب‌های متناقض!

یا در سوی دیگر تلاش می‌کند تا به اتکاء اقتدار گزینه‌هایی که درست می‌داند را به هر قیمتی پیش ببرد.

⭕️توصیه راهبردی
هر سیاستمدار توسط بخش نسبتا بزرگی از مردم انتخاب می‌شود و برای همان‌ها هم محبوب هست؛ و نهایتا با بهترین عملکرد می‌تواند اندکی از افراد نهایتا بی‌رای را به سمت خود جلب می‌کند. وفاداری به همان‌هایی که انتخابش کرده‌اند، به خاطر مجموعه رفتارها و منش‌های آن سیاستمدار (یا در فقدان احزاب، به واسطه برنامه‌ها و شعارهایشان) است.

سیاستمداری موفق است که گزینه‌ای را انتخاب کند که با سایر سیاست‌ها یا همان شعارها و برنامه‌ها، هم‌خوان باشد! این هم‌خوانی یعنی یافتن چیزی که پیونددهنده میان رفتارهای مختلف باشد؛ همان چیزی که دیدگاه یا بینش خاص او بوده است؛ همان چیزی که بخش عمده (حدود ۳۰٪ مردم در زمان انتخابات) آن را گزیده‌اند.

تا زمانی که از جمله‌هایمان «مردم ... را می‌خواهند» را حذف نکنیم؛ یعنی هنوز دموکراسی را نفهمیده‌ایم.

یادداشت‌هایی ذیل عنوان «تصمیم‌اندیشی» هر روز در کانال @sharenovate منتشر می‌شود.

http://vrgl.ir/oWNJT
👍2
🔳⭕️من نقی معمولی‌ام تو چطور؟

دکتر مجتبی لشکربلوکی




سریال پایتخت در حال پخش شدن از تلویزیون است و من به «نقی» فکر می‌کنم. چقدر این نقی آشناست و چقدر فامیلی هوشمندانه‌ای دارد: «معمولی». او یک کاراکتر خاص نیست. معدل و میانگین جامعه ماست. نقی معمولی یعنی من و یعنی تو. چرا چنین چیزی می‌گویم؟ به نقاط شباهت نقی معمولی به میانگین جامعه ایرانی دقت کنید:

نقی معمولی راجع به همه چیز اظهار نظر می‌کند. تا حالا چنین دیالوگی از او نشنیده‌‌ایم: من نمی‌دانم باید فکر کنم. نقی معمولی جهان کوچکی دارد یعنی وقتی راننده نماینده مجلس می‌شود طوری رفتار می‌کند که نماینده مازندران در پارلمان است و نماینده پارلمان در مازندران! روی ماشینش پرچم ایران می‌گذارد مانند ماشین روسای جمهور و کلت و هفت تیر به کمر می‌بنندد.
نقی معمولی اعتماد بنفس دارد در سطح لالیگا. نقی پارتی بازی می‌کند؛ از همسرش می‌خواهد که خبر بازگشت وی را از حج در اخبار استانی بگوید! حالا اگر نمی‌تواند در مشروح اخبار دست کم در خلاصه اخبار!
نقی معمولی می‌خواهد همیشه بالا باشد: از اصرار بر هِد فامیل بودن تا سرگروه شدن در تمرین قبل از رفتن به حج.
نقی معمولی راحت دروغ می‌گوید! حتی برای رفتن به خانه خدا هم دروغ می‌گوید آن هم دقیقا شب قبل از رفتن! نقی معمولی کتاب نمی‌خواند! همین! خیلی ساده!
و از همه مهم‌تر؛ نقی معمولی خود تعمیم یافته ندارد. راجع به این بیشتر صحبت می‌کنم.

البته نقی معمولی ويژگی‌های مثبت نیز دارد:
🔹 خانواده دوست است.
🔹 به بزرگ‌ترها احترام می‌گذارد.
🔹 گاهی اوقات رفتار اخلاقی و جوانمردانه دارد.
🔹 زحمت‌کش و جنگنده است برای خانواده‌اش می‌جنگد.
🔹 روی خانواده اش تعصب خاصی دارد.

دیدید؟ نقی معمولی نماد جامعه ایرانی است. معدل و میانگین جامعه ماست. بسیار شبیه به من و تو.

☑️تجویز راهبردی:
از میان همه مختصات نقی معمولی، یا به عبارت بهتر از میان همه مختصات خودم و شما می‌خواهم به مساله عدم شکل‌گیری «خود تعمیم یافته» اشاره کنم.
مقصود فراستخواه، جامعه پژوه معاصر ما معتقد است: توسعه یافتگی محصول نوعی آگاهی میان فردی و فرافردی است. یا به تعبیر من توسعه حاصل وجود «خودِ تعمیم یافته» است. بگذارید مثالی بزنم: وقتی درک می‌کنم علاوه بر من و خانواده من، افراد دیگری نیز در این مجتمع آپارتمانی زندگی می‌کنند. از آن لحظه به بعد همانطور که حواسم به خودم و خانواده‌ام است، ملاحظه همه ساکنان آپارتمان را می‌کنم. اینجاست که به خود تعمیم یافته رسیده‌ام. نحوه رفت‌و‌آمد و صدا و استفاده از فضای مجتمع مسکونی، به نحوی خواهد بود که دیگران را هر لحظه در کنار خودم می‌بینیم.
در خود محدود، من به عنوان پدر فقط فرزندم را به خاطر نسبت خونی، مورد توجه قرار می‌دهم ولی در خود تعمیم یافته، همسایه و همشهری را صاحب حق وحقوق می‌دانم و دستیابی به خود تعمیم یافته حاصل تامل، تمرین و تجربه است.

پس سه پیشنهاد دارم:
برای تامل: کتاب خودمداری ایرانیان را بخوانیم.

برای تمرین: یک ماه تمرین کنیم که خانواده دیگران را خانواده خود بپنداریم. آنگاه آیا همان رفتاری را می‌کنیم که با وی می‌کنیم؟

برای تجربه: به گونه‌ای رفتار کنیم که برای نسل بعدی یک الگوی متفاوت رفتاری باشیم. آدم‌ها بر اساس تجربه زیسته‌شان می‌آموزند که چه کاری خوب است و چه کاری بد. بحران کرونا زمان بسیار مناسبی است برای تجربه خود تعمیم یافته. یعنی درک کنم که هر رفتار ساده می‌تواند باعث مرگ دیگری شود.


فقط همین را بگویم که این خود تعمیم یافته بسیار مهم است: ما همیشه از خویشاوندگرایی و پارتی‌بازی می‌نالیم. همیشه می‌شنویم که در کشور امکان اجماع نظر وجود ندارد. از قبیله سالاری و قوم‌گرایی گله می‌کنیم. از اینکه دموکراسی در ایران شکل نمی‌گیرد ناراحتیم. یکی از مهم‌ترین بلوک‌های سازنده فرآیند توسعه یافتگی (اجماع نظر، دموکراسی، شایسته سالاری) دستیابی به این خود تعمیم یافته است. تا من تو را درک نکنم و تا تو من را نفهمی و تا به من تعمیم یافته نرسیم توسعه دشوار خواهد بود. البته توسعه یافتگی شروط دیگری نیز دارد و من منکر نقش نظام کشورداری و ... نیستم.

در سریال پایتخت همای سعادت همنشین نقی معمولی است اما در دنیای واقعی همای سعادت (توسعه یافتگی) روی دوش نقی معمولی (من و تو) نخواهد نشست. باید از خودمداری به دیگرفهمی و دگرپذیری مهاجرت کنیم. همه ما یک خانواده بزرگ داریم به نام ایران و خانواده‌ای بزرگ‌تر به گستردگی جهان‌.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network
👍1
🔳⭕️ بررسی ابعاد اقتصادی شیوع کرونا
دکتر حامد قدوسی


زمان مطالعه: ۳ دقیقه

قطعا جهان پس از کرونا مانند گذشته نخواهد بود. شوک منفی این ویروس برای ما و جهان سرنوشت متفاوتی رقم خواهد زد. اول ويژگی‌های این بحران را با هم مرور کنیم و سپس چند پیشنهاد مشخص ارایه خواهد شد. باید با آگاهی به جنگ کرونا رفت.

🔹ویژگی اول:
برخلاف تجربیات قبلی، این اولین بار است که یک اپیدمی اقتصادهای توسعه‌یافته را درگیر می‌کند. اقتصادهای توسعه‌یافته موتورمحرکه اقتصاد جهان هستند، طبعا با فرونشستن این اقتصادها احتمال ورود به رکودی جهانی وجود دارد. مگر این که به زودی راهی برای کنترل شیوع و اثرگذاری کرونا یافت شود.

🔹ویژگی دوم:
این بحران هم سمت عرضه در اقتصاد را تحت تأثیر قرار داده و هم سمت تقاضا را و این به معنی عمق زیاد رکود حاصل از این بحران است.

🔹ویژگی سوم:
بحران کرونا یک بحران فراگیر است که همه دنیا و همه اقشار را درگیر خود کرده، این بحران مساله «همه» است نه فقط مساله مبتلایان یا مساله مردمی در منطقه‌ای خاص.

🔹ویژگی چهارم:
به دلیل جهانی‌شدن اقتصاد و وابستگی متقابل کشورهای مختلف به یکدیگر امکان قرنطینه یک کشور وجود ندارد. حتی اگر کشوری در شرایطی آرمانی خود را از دنیا ایزوله کند، با اولین اتصال ناگزیر به زنجیره جهانی راه را برای ورود ویروس باز کرده است.


⭕️ اقتصاد ایران:
این بحران در یکی بدترین دوران تاریخی برای اقتصاد ایران اتفاق افتاد. از سال ۸۷ شاهد عملکرد ضعیف اقتصاد ایران هستیم و بعید نیست یکی از دلایل تعلل و بی‌عملی یا واکنش کند دولت در عکس‌العمل به این بحران، همین موضوع باشد.
🔹مردم در مشکلات پیشین پس‌اندازهای احتیاطی خود را مصرف کرده‌اند و حالا توان اندکی برای مقابله با این شرایط ویژه دارند.
🔹 بنگاه‌ها با بحران نقدینگی و سرمایه در گردش روبرو هستند.
🔹 منابع بودجه‌ای دولت بسیار محدود است.
🔹اقتصاد ایران با چالش‌های چندگانه ساختاری مواجه است: بحران بانکی، بحران صندوق‌های بازنشستگی، بودجه وابسته به نفت، تورم، تحریم و ...
🔹 حاکمیت از سرمایه اجتماعی پایینی برخوردار است.


⭕️ مکانیزم‌های اثرگذاری بحران کرونا بر اقتصاد ایران:
🔹سطح خانوار:
دو عکس‌العمل خانوار در مقابله با شیوع کرونا جدی است: (۱) کاهش مصرف کل و تغییر سبد مصرف؛ (۲) کاهش عرضه نیروی کار

🔹سطح بنگاه‌ها:
- بخش خدمات در وهله‌ی اول و پس از آن صنایع محصولات بادوام و غیرضروری از این بحران بیشترین ضربه را می‌خورند. هرچند صنایع تولیدکننده محصولات بهداشتی با شوک مثبت روبرو هستند.
- اغلب بنگاه‌ها با کمبود تقاضا برای محصولاتشان مواجه می‌شوند.
- رکود به وجود آمده مسائل مربوط به نقدینگی و سرمایه‌ در گردش بنگاه‌ها را عمیق‌تر می‌کند و مسائل جدیدی نظیر عدم توانایی برای بازپرداخت وام‌های پیشین، پرداخت مالیات و بیمه به وجود می‌آورد.

🔹سطح کلان (دولت)
- این بحران بر تعاملات تجاری اثر جدی دارد، در کاهش قیمت نفت خام موثر بوده و به صنعت گردشگری ما ضربه جدی زده است.
- کاهش گردشگری خروجی، کاهش قیمت محصولات خام وارداتی و کمک‌های بین‌المللی می‌توانند تا حدی در کاهش عمق این بحران موثر باشند.
- تحریم‌ها با محدود کردن تنوع زنجیره تامین آسیب‌پذیری اقتصاد و آسیب‌رسانی بحران کرونا را تشدید می‌کند.
- بودجه دولت نیز به دلیل کاهش قیمت نفت، کاهش صادرات محصولات پتروشیمی، افزایش هزینه‌های بهداشت و سلامت و سیاست‌های مقابله با بحران کرونا، کاهش گردشگر ورودی و صادرات غیرنفتی با بحران کرونا تحت فشار دوچندان قرار خواهد گرفت.


☑️ پیشنهادات سیاست‌گذاری
🔹سیاست پولی:
تا حد ممکن می‌بایست با یک سیاست پولی انبساطی کاهش تقاضا جلوگیری کرد. هرچند این سیاست در آینده با تورم همراه خواهد بود ولی در شرایط فعلی ناگزیر از پذیرش این تورم هستیم.

🔹سیاست مالی (بودجه‌ای):
دولت برای جلوگیری از ورشستگی بنگاه‌ها و حفظ زنجیره تامین می‌بایست با مسامحه بیشتر با صنایع برخود کند. به عنوان مثال با به تعویق انداختن مالیات یا کاهش سهم تامین اجتماعی به بنگاه‌های امکان و انگیزه لازم برای تدام فعالیت را بدهد. سیاست‌های حمایتی-معیشتی برای کمک به خانوارها و کسب‌وکارهایی که تاب تحمل این شرایط دشوار را ندارند از سیاست‌های ضروری است که لازم است دولت به سرعت و با توجه ویژه نسبت به آن اقدام نماید.

🔹سیاست تجاری:
با توجه به این که بحران کرونا مستقیما به تعاملات تجاری آسیب زده است،‌ دولت می‌بایست قیود و اصطکاکات موجود در این عرصه را کاهش دهد تا انگیزه لازم برای این تعاملات به وجود آید.


این متن توسط هیات تحریریه #شبکه_توسعه بر اساس اپیزود بیستم پادکست سکه برای بازنشر انتخاب شده است. اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.
می‌توانید متن کامل را در صفحه ویرگول پادکست سکه مطالعه کنید.
@I_D_Network [شبکه توسعه]
@Sekke_Podcast [پادکست سکه]