🔳⭕️ درس بزرگ وقایع آبان ماه
علی سرزعیم-تحلیلگر اقتصاد
⏰زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ اتفاقات آبان ماه که پس از افزایش قیمت بنزین رخ داد، هزینههای بالایی برای کشور به همراه داشت. این اتفاقات تردیدهایی در مورد ضرورت افزایش قیمت بنزین ایجاد کرد اما میتوان مسئله را جور دیگر دید! میتوان گفت وقایع آبان ماه چرایی افزایش قیمت بنزین را زیر سوال نبرد بلکه چگونگی انجام این کار را زیر سوال برد. توده مردم کمابیش پذیرفتهاند در اقتصادی که تورم بالا دارد نمیشود قیمت یک کالا را پیوسته ثابت نگه داشت اما سوالی که برای مردم وجود دارد آنست که چرا این اصلاح قیمت به این شکل و در این زمان انجام شد.
⭕️ واقعیت آنست همه کشورهای موجود در جمهوریهای سابق شوروی و بلوک شرق که قصد گذار از نظامهای برنامهریزی مرکزی به نظامهای اقتصاد بازار را داشتند فرجامهای یکسانی نداشتند. در برخی از آنها مثل چکسلواکی این فرآیند گذار موفقیتآمیز بود و نه تنها وضعیت اقتصادی را بهبود بخشید بلکه به تحکیم دمکراسی کمک کرد؛ اما در روسیه این گذار ناموفق بود و نه تنها رفاه مردم افزایش نیافت بلکه به یک عقبنشینی از دمکراسی منتهی شد.
⭕️ تنوع تجارب گذار از نظام متمرکز مبتنی بر مداخلات دولت به یک نظام مبتنی بر سازوکار بازار در این کشورها یک درس بزرگ به همراه داشت که برای امروز ما نیز آموزنده و حیاتی است:
شیوه گذار تاثیر قاطعی در توفیق یا شکست پروژه گذار دارد!
⭕️ نتیجهای که از آن تجارب گرفته شد آن بود که انجام اصلاحات اقتصادی نیازمند طراحی و برنامهریزی است. از رایجترین موضوعات در برنامهریزی و طراحی سیاستهای اصلاحی، زمانبندی، تعیین توالی سیاستها، تنظیم سرعت اجرا و تفکیک بخشهای مختلف جامعه از حیث اثرگذاری، جبران زیان و اموری از این دست است.
⭕️ یافتههایی که از دل تجربیات کشورهای مختلف برای طراحی اصلاحات اقتصادی به دست آمده تحت عنوان «اقتصاد سیاسی اصلاحات اقتصادی» شناخته میشود. این امر با شهود روزمره خودمان نیز سازگار است. به عنوان مثال، اگرچه ورزش برای تندرستی لازم است اما هر ورزشی برای هر سنی مناسب نیست و ای بسا برخی ورزشها برای برخی سنین مضر باشد و انتخابهای غلط به سلامت آسیب رساند.
⭕️ بگذارید همین افزایش قیمت بنزین در ایران را از همین زاویه نگاه کنیم. همه میدانیم که در ابتدای امسال سیل استانهای مختلفی را فراگرفت و خسارتی حداقل به اندازه 35 هزار میلیارد تومان بر جای گذاشت. در شرایطی که کشور دچار تحریم است و فروش نفت به شدت کاهش یافته، اگر در همان مقطع دولت قیمت بنزین را به 1500 افزایش میداد حدود 45 هزار میلیارد تومان به دست میآورد که میتوانست آن را خرج بازسازی مناطق سیل زده کند و مابقی را برای حوادث احتمالی بعدی ذخیره کند یا کسری بودجه را کم کند. به نظر میرسید که در سایه آن واقعه طبیعی، افزایش قیمت بنزین به 1500 تومان هیچ واکنش منفی ایجاد نمیکرد و جهش بزرگی قلمداد نمیشد. اگر وقتی قیمت روی 1500 تومان تثبیت میشد و اقتصاد با آن سازگار میشد سهمیهبندی صورت میگرفت مردم احساس جهش شدید نمیکردند زیرا سهمیهها به قیمت «قبل» پرداخت میشد. در این حالت شاید بازپرداخت نقدی به جامعه دیگر لازم نمیشد و چنین اعتراضاتی به وجود نمیآمد.
⭕️ میتوان وقایع رخ داده را بهانهای کرد تا اصل افزایش قیمت بنزین یا اصلاح قیمتها را زیر سوال برد و یا سیاستگذار را از ادامه اصلاحات اقتصادی ترساند تا اقتصاد با همین شیب به قهقرا برود. اما میتوان درس بزرگتری گرفت و آن این است که صرف درست بودن یک سیاست، موفقیتآمیز بودن اجرای آن را تضمین نمیکند. سیاست درست را باید به شکل درستی اجرا کرد و اجرای درست نیازمند طراحی و برنامهریزی درست است.
✅ اگر از این واقعه چنین درسی بگیریم در این صورت لزومی ندارد که از تداوم اصلاحات اقتصادی در کشور ناامید باشیم و با چشمان نگران و اندوهناک به شکلی منفعل، شاهد پسرفت اقتصادمان باشیم. آن وقت میتوان از تجربیات کشورهای دیگر برای انجام موفق اصلاحات اقتصادی استفاده کرد و با هزینه کمتر به دستاوردهای بزرگتری رسید. باشد که چنین شود!
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
http://vrgl.ir/YCCty
علی سرزعیم-تحلیلگر اقتصاد
⏰زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ اتفاقات آبان ماه که پس از افزایش قیمت بنزین رخ داد، هزینههای بالایی برای کشور به همراه داشت. این اتفاقات تردیدهایی در مورد ضرورت افزایش قیمت بنزین ایجاد کرد اما میتوان مسئله را جور دیگر دید! میتوان گفت وقایع آبان ماه چرایی افزایش قیمت بنزین را زیر سوال نبرد بلکه چگونگی انجام این کار را زیر سوال برد. توده مردم کمابیش پذیرفتهاند در اقتصادی که تورم بالا دارد نمیشود قیمت یک کالا را پیوسته ثابت نگه داشت اما سوالی که برای مردم وجود دارد آنست که چرا این اصلاح قیمت به این شکل و در این زمان انجام شد.
⭕️ واقعیت آنست همه کشورهای موجود در جمهوریهای سابق شوروی و بلوک شرق که قصد گذار از نظامهای برنامهریزی مرکزی به نظامهای اقتصاد بازار را داشتند فرجامهای یکسانی نداشتند. در برخی از آنها مثل چکسلواکی این فرآیند گذار موفقیتآمیز بود و نه تنها وضعیت اقتصادی را بهبود بخشید بلکه به تحکیم دمکراسی کمک کرد؛ اما در روسیه این گذار ناموفق بود و نه تنها رفاه مردم افزایش نیافت بلکه به یک عقبنشینی از دمکراسی منتهی شد.
⭕️ تنوع تجارب گذار از نظام متمرکز مبتنی بر مداخلات دولت به یک نظام مبتنی بر سازوکار بازار در این کشورها یک درس بزرگ به همراه داشت که برای امروز ما نیز آموزنده و حیاتی است:
شیوه گذار تاثیر قاطعی در توفیق یا شکست پروژه گذار دارد!
⭕️ نتیجهای که از آن تجارب گرفته شد آن بود که انجام اصلاحات اقتصادی نیازمند طراحی و برنامهریزی است. از رایجترین موضوعات در برنامهریزی و طراحی سیاستهای اصلاحی، زمانبندی، تعیین توالی سیاستها، تنظیم سرعت اجرا و تفکیک بخشهای مختلف جامعه از حیث اثرگذاری، جبران زیان و اموری از این دست است.
⭕️ یافتههایی که از دل تجربیات کشورهای مختلف برای طراحی اصلاحات اقتصادی به دست آمده تحت عنوان «اقتصاد سیاسی اصلاحات اقتصادی» شناخته میشود. این امر با شهود روزمره خودمان نیز سازگار است. به عنوان مثال، اگرچه ورزش برای تندرستی لازم است اما هر ورزشی برای هر سنی مناسب نیست و ای بسا برخی ورزشها برای برخی سنین مضر باشد و انتخابهای غلط به سلامت آسیب رساند.
⭕️ بگذارید همین افزایش قیمت بنزین در ایران را از همین زاویه نگاه کنیم. همه میدانیم که در ابتدای امسال سیل استانهای مختلفی را فراگرفت و خسارتی حداقل به اندازه 35 هزار میلیارد تومان بر جای گذاشت. در شرایطی که کشور دچار تحریم است و فروش نفت به شدت کاهش یافته، اگر در همان مقطع دولت قیمت بنزین را به 1500 افزایش میداد حدود 45 هزار میلیارد تومان به دست میآورد که میتوانست آن را خرج بازسازی مناطق سیل زده کند و مابقی را برای حوادث احتمالی بعدی ذخیره کند یا کسری بودجه را کم کند. به نظر میرسید که در سایه آن واقعه طبیعی، افزایش قیمت بنزین به 1500 تومان هیچ واکنش منفی ایجاد نمیکرد و جهش بزرگی قلمداد نمیشد. اگر وقتی قیمت روی 1500 تومان تثبیت میشد و اقتصاد با آن سازگار میشد سهمیهبندی صورت میگرفت مردم احساس جهش شدید نمیکردند زیرا سهمیهها به قیمت «قبل» پرداخت میشد. در این حالت شاید بازپرداخت نقدی به جامعه دیگر لازم نمیشد و چنین اعتراضاتی به وجود نمیآمد.
⭕️ میتوان وقایع رخ داده را بهانهای کرد تا اصل افزایش قیمت بنزین یا اصلاح قیمتها را زیر سوال برد و یا سیاستگذار را از ادامه اصلاحات اقتصادی ترساند تا اقتصاد با همین شیب به قهقرا برود. اما میتوان درس بزرگتری گرفت و آن این است که صرف درست بودن یک سیاست، موفقیتآمیز بودن اجرای آن را تضمین نمیکند. سیاست درست را باید به شکل درستی اجرا کرد و اجرای درست نیازمند طراحی و برنامهریزی درست است.
✅ اگر از این واقعه چنین درسی بگیریم در این صورت لزومی ندارد که از تداوم اصلاحات اقتصادی در کشور ناامید باشیم و با چشمان نگران و اندوهناک به شکلی منفعل، شاهد پسرفت اقتصادمان باشیم. آن وقت میتوان از تجربیات کشورهای دیگر برای انجام موفق اصلاحات اقتصادی استفاده کرد و با هزینه کمتر به دستاوردهای بزرگتری رسید. باشد که چنین شود!
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
http://vrgl.ir/YCCty
ویرگول
درس بزرگ وقایع آبان ماه
علی سرزعیمتحلیلگر اقتصاد اتفاقات آبان ماه که پس از افزایش قیمت بنزین رخ داد، هزینههای بالایی برای کشور به همراه داشت این اتفاقات تردیده…
🔳⭕️ شرکتهای مسئول، جامعه پایدار
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ شرکت کاریبوکافی بعد از استارباکس، بزرگترین قهوهفروشی در آمریکاست. چَد ترویک مدیر منابعیابی قهوه در این شرکت، کاری کرده است که صد درصد قهوه مصرفی این شرکت از مزارع مورد تأیید رِینفارِست اَلاینس (اتحادی برای حفظ جنگلهای بارانی) تهیه میشود. کاریبوکافی خود را در قبال وضع محیطزیستی تولید قهوه و شرایط کاری کارگران تولیدکننده قهوه مسئول میداند.
⭕️ رِینفارِست اَلاینس با دادن مجوز برچسب «مورد تأیید رِینفارِست اَلاینس» و مهر «قورباغه سبز» روی محصولات و ترکیباتی که در مزارع تأییدشده تولید میشوند، به مصرفکنندگان کمک میکند تا محصولات پایدار را شناسایی کنند و تولیدکنندگان نیز در مسیر پایداری حرکت کنند.
⭕️ آنچه شرکت کاریبوکافی انجام میدهد، بخشی از آن چیزی است که در جهان امروز با عنوان «مسئولیت اجتماعی شرکتی» (Corporate Social Responsibility - CSR) خوانده میشود و عبارت خلاصهشده برای آن در فارسی هم میتواند «ماش» باشد.
⭕️ «مسئولیت اجتماعی شرکتی» (ماش) خیلی خلاصه عبارت است از: مسئولیتپذیری شرکتها در قبال تأثیرات محیطزیستی و اجتماعی که بر جهان باقی میگذارند. شرکتی مثل مکدونالد غذای میلیونها انسان را هر روز تأمین میکند. هر تصمیم این شرکت درباره ترکیب غذاییاش بر سلامت انسانها مؤثر است. هر تصمیم شرکتها درباره مواد اولیه محصولاتشان یا شیوه تأمین آنها بر محیطزیست نیز اثرگذار است.
⭕️ تقاضا برای مسئولیتپذیر شدن شرکتها در قبال تولیداتشان – برای مثال، پاسخگو شدن ایرانخودرو و سایپا در قبال خودروهایی که به ملت ایران تحویل میدهند – در دو سه دهه گذشته بسیار زیاد شده است. شرکتها به دلایل مختلف از جمله نگرانی برای شهرت برندشان، ملاحظات اخلاقی یا فشار گروههای ذینفع تمایل دارند «مسئولیت اجتماعی شرکتی» را در کارشان جدی بگیرند.
⭕️ کتاب «مسئولیت اجتماعی شرکتی» نوشته اسبن رابک پدروسن که فاطمه دانشور، تایماز سیدمصطفایی و مریم رفیعی آنرا به فارسی ترجمه کردهاند و در سال 1396 نشر ایرانبان آنرا منتشر کرده است، در میان همه آثاری که من درباره «مسئولیت اجتماعی شرکتی» دیدهام، بهترین اثر برای تشریح ابعاد مختلف «ماش» است.
⭕️ کتاب در ده فصل، چرایی ظهور ماش در دنیای امروز، رابطه آن با رهبری (Leadership) و مدیریت (Management)، مدیریت منابع انسانی شرکت و ماش، و نسبتهای بین ماش با نوآوری، فعالیتهای خیریهای شرکتها، زنجیره تأمین، تقاضاهای اجتماعی برای ماش، و رابطه اخلاق و ماش را تشریح میکند. کتاب مملو از مثالهایی درباره «مسئولیت اجتماعی شرکتی» است.
⭕️ مسئولیت اجتماعی شرکتی در جهان امروز هر چه بیشتر ضروری میشود و روندها نشان میدهد، استانداردهای جهانی برای آن نیز تدوین شده و بیشتر نیز خواهد شد. شرکتها در ایران نیز مجبور خواهند شد مسئولیتپذیری بیشتری داشته باشند. این کتاب برای علاقمندان به این مبحث بسیار مفید است. متن را با دو نکته مهم که در این کتاب خیلی خوب تشریح شده است پایان میدهم.
🔹 تفاوت مدیریت و رهبری چیست؟ مدیریت، بسیج منابع، هماهنگسازی، نظارت کردن و پیش بردن انجام کاری است که «راهحل انجام آن شناختهشده و موجود است.» اما رهبری، پرسیدن سؤالات مهم برای ساختن و رسیدن به راهحل مسألهای است که «راهحل شناختهشدهای برای آن وجود ندارد.» اهمیت رهبری در همین تمایز مهم اما ظریف نهفته است.
🔹 پذیرش مسئولیت اجتماعی شرکتی به معنای کار خیریه کردن یا کمکهای هزینهبردار به ذینفعان یا جامعه میزبان کردن نیست. پذیرش مسئولیت اجتماعی گاه به معنای نوآوری برای ارائه محصولاتی است که اگرچه تأثیرات مخرب کمتری بر محیطزیست باقی میگذارند و فواید اجتماعیشان بیشتر است، اما برای شرکت نیز سودآور هستند. اگر شرکتها محصولاتی با مصرف کمتر مواد اولیه ارائه کنند، در قبال محیطزیست مسئول بودهاند اما همزمان هزینه تولید را کاهش داده و سودشان را افزودهاند. بنابراین، مسئولیت اجتماعی شرکتی، تأسیس خیریه نیست.
✅ فعالان اقتصادی و استراتژیستهایی با قدرت رهبری قادرند مسئولیت اجتماعی شرکتی را به اقدامی راهبردی برای بهتر کردن وضعیت شرکتها، بهبود برند، زندگی شرکتی اخلاقیتر و ساختن دنیای اجتماعی و محیطزیستی بهتر تبدیل کنند.
⭕️ خواندن این کتاب به همه فعالان اقتصادی کسبوکارها، صاحبان شرکتها، مدیران برنامهریزی راهبردی شرکتها و فعالانی که مایلاند سهمی در ساختن دنیایی اخلاقیتر و پایدارتر داشته باشند توصیه میشود.
⭕️ ما نیز در ایران به فشار اجتماعی برای مسئول ساختن شرکتها در قبال تأثیراتشان بر جامعه ایرانی، سخت نیازمندیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
http://vrgl.ir/TW2MY
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ شرکت کاریبوکافی بعد از استارباکس، بزرگترین قهوهفروشی در آمریکاست. چَد ترویک مدیر منابعیابی قهوه در این شرکت، کاری کرده است که صد درصد قهوه مصرفی این شرکت از مزارع مورد تأیید رِینفارِست اَلاینس (اتحادی برای حفظ جنگلهای بارانی) تهیه میشود. کاریبوکافی خود را در قبال وضع محیطزیستی تولید قهوه و شرایط کاری کارگران تولیدکننده قهوه مسئول میداند.
⭕️ رِینفارِست اَلاینس با دادن مجوز برچسب «مورد تأیید رِینفارِست اَلاینس» و مهر «قورباغه سبز» روی محصولات و ترکیباتی که در مزارع تأییدشده تولید میشوند، به مصرفکنندگان کمک میکند تا محصولات پایدار را شناسایی کنند و تولیدکنندگان نیز در مسیر پایداری حرکت کنند.
⭕️ آنچه شرکت کاریبوکافی انجام میدهد، بخشی از آن چیزی است که در جهان امروز با عنوان «مسئولیت اجتماعی شرکتی» (Corporate Social Responsibility - CSR) خوانده میشود و عبارت خلاصهشده برای آن در فارسی هم میتواند «ماش» باشد.
⭕️ «مسئولیت اجتماعی شرکتی» (ماش) خیلی خلاصه عبارت است از: مسئولیتپذیری شرکتها در قبال تأثیرات محیطزیستی و اجتماعی که بر جهان باقی میگذارند. شرکتی مثل مکدونالد غذای میلیونها انسان را هر روز تأمین میکند. هر تصمیم این شرکت درباره ترکیب غذاییاش بر سلامت انسانها مؤثر است. هر تصمیم شرکتها درباره مواد اولیه محصولاتشان یا شیوه تأمین آنها بر محیطزیست نیز اثرگذار است.
⭕️ تقاضا برای مسئولیتپذیر شدن شرکتها در قبال تولیداتشان – برای مثال، پاسخگو شدن ایرانخودرو و سایپا در قبال خودروهایی که به ملت ایران تحویل میدهند – در دو سه دهه گذشته بسیار زیاد شده است. شرکتها به دلایل مختلف از جمله نگرانی برای شهرت برندشان، ملاحظات اخلاقی یا فشار گروههای ذینفع تمایل دارند «مسئولیت اجتماعی شرکتی» را در کارشان جدی بگیرند.
⭕️ کتاب «مسئولیت اجتماعی شرکتی» نوشته اسبن رابک پدروسن که فاطمه دانشور، تایماز سیدمصطفایی و مریم رفیعی آنرا به فارسی ترجمه کردهاند و در سال 1396 نشر ایرانبان آنرا منتشر کرده است، در میان همه آثاری که من درباره «مسئولیت اجتماعی شرکتی» دیدهام، بهترین اثر برای تشریح ابعاد مختلف «ماش» است.
⭕️ کتاب در ده فصل، چرایی ظهور ماش در دنیای امروز، رابطه آن با رهبری (Leadership) و مدیریت (Management)، مدیریت منابع انسانی شرکت و ماش، و نسبتهای بین ماش با نوآوری، فعالیتهای خیریهای شرکتها، زنجیره تأمین، تقاضاهای اجتماعی برای ماش، و رابطه اخلاق و ماش را تشریح میکند. کتاب مملو از مثالهایی درباره «مسئولیت اجتماعی شرکتی» است.
⭕️ مسئولیت اجتماعی شرکتی در جهان امروز هر چه بیشتر ضروری میشود و روندها نشان میدهد، استانداردهای جهانی برای آن نیز تدوین شده و بیشتر نیز خواهد شد. شرکتها در ایران نیز مجبور خواهند شد مسئولیتپذیری بیشتری داشته باشند. این کتاب برای علاقمندان به این مبحث بسیار مفید است. متن را با دو نکته مهم که در این کتاب خیلی خوب تشریح شده است پایان میدهم.
🔹 تفاوت مدیریت و رهبری چیست؟ مدیریت، بسیج منابع، هماهنگسازی، نظارت کردن و پیش بردن انجام کاری است که «راهحل انجام آن شناختهشده و موجود است.» اما رهبری، پرسیدن سؤالات مهم برای ساختن و رسیدن به راهحل مسألهای است که «راهحل شناختهشدهای برای آن وجود ندارد.» اهمیت رهبری در همین تمایز مهم اما ظریف نهفته است.
🔹 پذیرش مسئولیت اجتماعی شرکتی به معنای کار خیریه کردن یا کمکهای هزینهبردار به ذینفعان یا جامعه میزبان کردن نیست. پذیرش مسئولیت اجتماعی گاه به معنای نوآوری برای ارائه محصولاتی است که اگرچه تأثیرات مخرب کمتری بر محیطزیست باقی میگذارند و فواید اجتماعیشان بیشتر است، اما برای شرکت نیز سودآور هستند. اگر شرکتها محصولاتی با مصرف کمتر مواد اولیه ارائه کنند، در قبال محیطزیست مسئول بودهاند اما همزمان هزینه تولید را کاهش داده و سودشان را افزودهاند. بنابراین، مسئولیت اجتماعی شرکتی، تأسیس خیریه نیست.
✅ فعالان اقتصادی و استراتژیستهایی با قدرت رهبری قادرند مسئولیت اجتماعی شرکتی را به اقدامی راهبردی برای بهتر کردن وضعیت شرکتها، بهبود برند، زندگی شرکتی اخلاقیتر و ساختن دنیای اجتماعی و محیطزیستی بهتر تبدیل کنند.
⭕️ خواندن این کتاب به همه فعالان اقتصادی کسبوکارها، صاحبان شرکتها، مدیران برنامهریزی راهبردی شرکتها و فعالانی که مایلاند سهمی در ساختن دنیایی اخلاقیتر و پایدارتر داشته باشند توصیه میشود.
⭕️ ما نیز در ایران به فشار اجتماعی برای مسئول ساختن شرکتها در قبال تأثیراتشان بر جامعه ایرانی، سخت نیازمندیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
http://vrgl.ir/TW2MY
ویرگول
شرکتهای مسئول، جامعه پایدار
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتیشرکت کاریبوکافی بعد از استارباکس، بزرگترین قهوهفروشی در آمریکاست چَد ترویک مدیر منابعیابی…
👍1
🔳⭕️ ایران: امید توسعه
⏰زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
✅ این متن، خلاصهای از پانزده هزار کلمه گفتوگوی دکتر محسن رنانی با دکتر محمدرضا اسلامی است که روز دهم دیماه هزار و سیصد و نود و هشت در کانال هر دو نفر منتشر شد.
✅ این گفتوگو با عنوان «من بسیار امیدوارم: آینده ایران تماشایی است»، حاصل یک گفتوگو در مرداد و گفتوگویی دیگر بعد از وقایع آبان 1398 است.
✅ این اولین متن منتشرشده از محسن رنانی بعد از یک سال سکوت است. «شبکه توسعه» خلاصه و برگزیدهای از این گفتوگو را منتشر میکند و علاقمندان میتوانند برای مطالعه متن مفصل، به کانال محسن رنانی (@renani_mohsen) یا محمدرضا اسلامی (@solseghalam) مراجعه کنند.
توضیح: تیترها، ترتیب و ترکیب متن توسط «شبکه توسعه» (@I_D_Network) تدوین شدهاند، اما عبارات عیناً از متن منتشرشده گفتوگو استخراج شدهاند.
⭕️آینده چگونه است؟
🔹 آینده قرار نیست که چنین بماند. به گمان من بیست-سی سال آینده ایران بسیار تماشایی است. برای کسی که یا اهل رشد وجودی یا اهل رشد فکری یا حتی اهل تماشا و لذت بردن از تحولات کشور باشد سالهای دیدنیای در پیش است. سالهایی که کاملاً با گذشته متفاوت است.
⭕️ نسل جدید در راه است
🔹 اگر در چند سال آینده، مدیران کنونی کشور، با تصمیمهای نادرست، ما را وارد جنگ، بحرانهای ویرانگر یا تجربههای برگشتناپذیر نکنند، ممکن است ما پنج شش سال آینده را هم با همین وضعی که امروز داریم سپری کنیم اما واقعیت این است که پس از آن، عملاً نسل کاملاً جدیدی در جایگاه مدیریت و هدایت امور کشور مستقر میشود، نسلی که زاده و پرورده پس از انقلاب است و پیامد تمام خطاهای سیاستی چهار دهه گذشته را با پوست و گوشت خود حس کرده است.
🔹 این نسل، زمینی و عقلانی میاندیشد؛ جهان مدرن را بهتر میفهمد؛ بسیار آگاه است؛ به خاطر گسترش ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی، قدرت اثرگذاری و کنترلش بر سیاستهای نظام تدبیر و بر خطاهای آن شدیداً بالا رفته است؛ ابزار کاملاً عملی برای نافرمانی از قوانینی که با طبیعت او نمیخواند را دارد؛ و در یک کلام، زندگی را عمیقتر درک میکند و زندگی را عمیقاً دوست دارد. چنین نسلی همه تلاشش این خواهد بود که فضا را برای زندگی بهتر، مهیا کند و چنین خواهد کرد.
🔹 نسل جدید بنبست نمیشناسد؛ نه بنبست فکری و نه بنبست عملی. نسل ما نسل بنبست بود، نسلی که چشمش به بزرگان بود تا به پنجه تدبیر، بنبستها و گرهها را بگشایند. اما این نسل بنبست نمیشناسد بنابراین نیازی به «بزرگان» ندارد و همین وجه امتیاز این نسل نسبت به نسل ماست.
🔹 سلاح دوم این نسل، «رواداری» است. نسل جدید مانند نسل ما نیست که انتظار داشتیم دوست یا همسفر یا فرد همراهمان الزاما مثل خودمان باشد، یعنی همچون ما مذهبی باشد یا چپگرا باشد یا نوگرا باشد. این نسل میتواند با هر کس با هر عقیدهای کار کند و کنار بیاید به شرط آنکه حقوق یکدیگر و قواعد بازی را رعایت کنند.
⭕️ ناکارآمدی و آمادگی برای افقگشایی
🔹 این سیستم از نقطه سربه سر انرژی عبور کرده است. یعنی تراز ورودی و خروجی انرژی در آن منفی شده است. معنی سادهاش این است که مجموعه تولید و خلق ارزشی که در این سیستم میشود از مجموع منابعی مالی و مادی که مصرف می کند کمتر شده است. یعنی این سیستم دارد از مواهب خدادای یا از ذخایر و انباشتهای گذشته میخورد. چنین سیستمی خیلی نمیتواند به این روش ادامه بدهد و یک جایی کم میآورد و باید در خودش تغییرات اساسی بدهد.
🔹 بوروکراسی به دو علت ناکارآمد و ناتوان شده است: یکی فساد فراگیر و دیگری تخلیه آن از نیروهای اندیشمند و متخصص. برخی از نیروهای متخصص و توانمند را حکومت به دلایل ایدئولوژیک راه نداد یا اخراج کرد، برخی دیگر هم خودشان تحمل نکردند و خارج شدند. یعنی علیرغم این همه پیشرفت در فناوریهای اداری و نظارتی، اما آنقدر نظام بوروکراسی ناتوان شده است که آن فناوریها هم کمکی به کارآمدی بوروکراسی نمیکنند.
🔹 همه چیز مهیای یک افقگشایی است و من علائم هوشیاری سیستم را میبینم. به نظرم آنها در آینده نزدیک مترصد فرصت خواهند بود که راهی برای انجام این افقگشایی پیدا کنند. بهترین و کمهزینهترین راه این است که این افقگشایی زیر نظر رهبری و با دستور رهبر و با اِعمال اقتدار رهبری رخ بدهد. شخص دیگری این توان را ندارد که کشور را بدون تنش و هزینه به سوی افقگشایی و اصلاحات ساختاری ببرد.
🔹 اگر ما بخواهیم به عقلانیت برگردیم و با آرامش و بدون خشونت یک افقگشایی و تغییر ساختار جدی در کشور ایجاد کنیم بدون حضور رهبری تقریباً امیدی به انجام این کار نیست. به عبارت دقیقتر این امر یا ممکن نیست یا پرهزینه است و میتواند به کشمکشهای درونی بینجامد.
ادامه مطلب در لینک ویرگول شبکه توسعه 👇👇
http://vrgl.ir/M8R6u
⏰زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
✅ این متن، خلاصهای از پانزده هزار کلمه گفتوگوی دکتر محسن رنانی با دکتر محمدرضا اسلامی است که روز دهم دیماه هزار و سیصد و نود و هشت در کانال هر دو نفر منتشر شد.
✅ این گفتوگو با عنوان «من بسیار امیدوارم: آینده ایران تماشایی است»، حاصل یک گفتوگو در مرداد و گفتوگویی دیگر بعد از وقایع آبان 1398 است.
✅ این اولین متن منتشرشده از محسن رنانی بعد از یک سال سکوت است. «شبکه توسعه» خلاصه و برگزیدهای از این گفتوگو را منتشر میکند و علاقمندان میتوانند برای مطالعه متن مفصل، به کانال محسن رنانی (@renani_mohsen) یا محمدرضا اسلامی (@solseghalam) مراجعه کنند.
توضیح: تیترها، ترتیب و ترکیب متن توسط «شبکه توسعه» (@I_D_Network) تدوین شدهاند، اما عبارات عیناً از متن منتشرشده گفتوگو استخراج شدهاند.
⭕️آینده چگونه است؟
🔹 آینده قرار نیست که چنین بماند. به گمان من بیست-سی سال آینده ایران بسیار تماشایی است. برای کسی که یا اهل رشد وجودی یا اهل رشد فکری یا حتی اهل تماشا و لذت بردن از تحولات کشور باشد سالهای دیدنیای در پیش است. سالهایی که کاملاً با گذشته متفاوت است.
⭕️ نسل جدید در راه است
🔹 اگر در چند سال آینده، مدیران کنونی کشور، با تصمیمهای نادرست، ما را وارد جنگ، بحرانهای ویرانگر یا تجربههای برگشتناپذیر نکنند، ممکن است ما پنج شش سال آینده را هم با همین وضعی که امروز داریم سپری کنیم اما واقعیت این است که پس از آن، عملاً نسل کاملاً جدیدی در جایگاه مدیریت و هدایت امور کشور مستقر میشود، نسلی که زاده و پرورده پس از انقلاب است و پیامد تمام خطاهای سیاستی چهار دهه گذشته را با پوست و گوشت خود حس کرده است.
🔹 این نسل، زمینی و عقلانی میاندیشد؛ جهان مدرن را بهتر میفهمد؛ بسیار آگاه است؛ به خاطر گسترش ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی، قدرت اثرگذاری و کنترلش بر سیاستهای نظام تدبیر و بر خطاهای آن شدیداً بالا رفته است؛ ابزار کاملاً عملی برای نافرمانی از قوانینی که با طبیعت او نمیخواند را دارد؛ و در یک کلام، زندگی را عمیقتر درک میکند و زندگی را عمیقاً دوست دارد. چنین نسلی همه تلاشش این خواهد بود که فضا را برای زندگی بهتر، مهیا کند و چنین خواهد کرد.
🔹 نسل جدید بنبست نمیشناسد؛ نه بنبست فکری و نه بنبست عملی. نسل ما نسل بنبست بود، نسلی که چشمش به بزرگان بود تا به پنجه تدبیر، بنبستها و گرهها را بگشایند. اما این نسل بنبست نمیشناسد بنابراین نیازی به «بزرگان» ندارد و همین وجه امتیاز این نسل نسبت به نسل ماست.
🔹 سلاح دوم این نسل، «رواداری» است. نسل جدید مانند نسل ما نیست که انتظار داشتیم دوست یا همسفر یا فرد همراهمان الزاما مثل خودمان باشد، یعنی همچون ما مذهبی باشد یا چپگرا باشد یا نوگرا باشد. این نسل میتواند با هر کس با هر عقیدهای کار کند و کنار بیاید به شرط آنکه حقوق یکدیگر و قواعد بازی را رعایت کنند.
⭕️ ناکارآمدی و آمادگی برای افقگشایی
🔹 این سیستم از نقطه سربه سر انرژی عبور کرده است. یعنی تراز ورودی و خروجی انرژی در آن منفی شده است. معنی سادهاش این است که مجموعه تولید و خلق ارزشی که در این سیستم میشود از مجموع منابعی مالی و مادی که مصرف می کند کمتر شده است. یعنی این سیستم دارد از مواهب خدادای یا از ذخایر و انباشتهای گذشته میخورد. چنین سیستمی خیلی نمیتواند به این روش ادامه بدهد و یک جایی کم میآورد و باید در خودش تغییرات اساسی بدهد.
🔹 بوروکراسی به دو علت ناکارآمد و ناتوان شده است: یکی فساد فراگیر و دیگری تخلیه آن از نیروهای اندیشمند و متخصص. برخی از نیروهای متخصص و توانمند را حکومت به دلایل ایدئولوژیک راه نداد یا اخراج کرد، برخی دیگر هم خودشان تحمل نکردند و خارج شدند. یعنی علیرغم این همه پیشرفت در فناوریهای اداری و نظارتی، اما آنقدر نظام بوروکراسی ناتوان شده است که آن فناوریها هم کمکی به کارآمدی بوروکراسی نمیکنند.
🔹 همه چیز مهیای یک افقگشایی است و من علائم هوشیاری سیستم را میبینم. به نظرم آنها در آینده نزدیک مترصد فرصت خواهند بود که راهی برای انجام این افقگشایی پیدا کنند. بهترین و کمهزینهترین راه این است که این افقگشایی زیر نظر رهبری و با دستور رهبر و با اِعمال اقتدار رهبری رخ بدهد. شخص دیگری این توان را ندارد که کشور را بدون تنش و هزینه به سوی افقگشایی و اصلاحات ساختاری ببرد.
🔹 اگر ما بخواهیم به عقلانیت برگردیم و با آرامش و بدون خشونت یک افقگشایی و تغییر ساختار جدی در کشور ایجاد کنیم بدون حضور رهبری تقریباً امیدی به انجام این کار نیست. به عبارت دقیقتر این امر یا ممکن نیست یا پرهزینه است و میتواند به کشمکشهای درونی بینجامد.
ادامه مطلب در لینک ویرگول شبکه توسعه 👇👇
http://vrgl.ir/M8R6u
ویرگول
ایران: امید توسعه
این متن، خلاصهای از پانزده هزار کلمه گفتوگوی دکتر محسن رنانی با محمدرضا اسلامی است که روز دهم دیماه هزار و سیصد و نود و هشت در کانال هر…
🔳⭕️ جمهوری توسعه نامتوازن
محمد فاضلی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ مرور رخدادهای دو سه روز گذشته نکته بسیار مهمی را آشکار میسازد:
🔹 واقعه اول، ایران به نوعی از بازدارندگی (نظامی – سیاسی) در مقابل بزرگترین قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی جهان میرسد و به هر دلیل، آمریکا از تداوم حمله به ایران خودداری میکند.
🔹 واقعه دوم، پنجاه و نه نفر در مراسم خاکسپاری سردار شهید قاسم سلیمانی به علت ازدحام جمعیت خود را از دست میدهند.
🔹 واقعه سوم، هواپیمای اوکراینی سقوط میکند و دهها ایرانی در آن کشته میشوند و تأسفبارتر آنکه مشخص میشود شمار زیادی از آنها دانشجویان نخبه ایرانی شاغل به تحصیل در دانشگاههای کانادا بودهاند.
⭕️ هر قدر واقعه اول میتواند موفقیت حکمرانی نظامی، امنیتی و سیاسی در بعد خارجی و مقابله با یک کشور خارجی را به جهاتی نشان دهد و موفقیت به حساب آید، دو واقعه دیگر وجوهی تلخ از حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران را نشان میدهد. سؤالات مهمی مطرح است:
🔹 آیا ما سازمان اداری و عقلانیت بوروکراتیکی داریم که پس از مشاهده تجمعات میلیونی در اهواز، مشهد و تهران برای تشییع سردار سلیمانی، قادر نیست ازدحام جمعیت در زادگاهش را پیشبینی کرده و مانع بروز فاجعه شود؟
🔹 آیا نظام اداری ما هنوز به «سندروم برگزاری مراسم» مبتلاست و از برگزاری مراسم جشن قهرمانی تیمهای ورزشی تا بزرگترین تشییع جنازه یک نظامی در ایران برایش فرقی نمیکند و همه را به نحوی به یک فاجعه اداری، رسانهای و انسانی تبدیل میکند؟
🔹 آیا همه پروازهایی که به مقصد کانادا، آمریکا یا اروپا میروند، این تعداد فارغالتحصیل دانشگاههای برتر را در خود جای میدهند؟ این جوانان عزیز برای چه میروند؟ آیا ناخرسندیها و ناامیدیهای جامعه ایرانی، منبع تأمین نیروی انسانی کارآمد برای غرب نشده است؟
⭕️ این سه رخداد در کنار یکدیگر، خصیصه بسیار مهمی از جمهوری اسلامی ایران را آشکار میسازند: عدم توازن توسعه؛ جمهوری توسعه نامتوازن.
⭕️ کشوری شدهایم که مردماش با غرور و سوگوارانه سردارشان را به خاک میسپارند و اکثریتشان از بازدارندگی نظامی-امنیتی و کارآمدی دیپلماتیک برای ممانعت از جنگی ویرانگر خوشحال هستند.
⭕️ این مردم اما زیر دست و پای یکدیگر در مراسمی که میتوانست فاجعه به بار نیاورد، میمیرند و کسی مسئولیت نمیپذیرد. این مردم هر روز دهها نفر از یکدیگر را در جادهها با تصادفات میکشند. شمار زیادی از این مردم به بالندگی فرزندانشان در جغرافیای ایران ناامید شدهاند و با یک چشم اشک و یک چشم خون، خوشبختی فرزندانشان را در سرزمینهایی میجویند که با وطنشان سر جنگ دارند.
⭕️ شماری از مردمان جمهوری توسعه نامتوازن، در حالی خرسند و سرشار از غرور بازدارندگی نظامی و امنیتی سر بر بالین میگذارند که بیکارند، گاه نان شب ندارند و برای هزینه درمان درماندهاند.
⭕️ قصدم برشمردن عدم توازنهای توسعه در ایران امروز نیست والا بسیار میتوان برشمرد از ناخرسندیهای مردمان مغرور از بازدارندگی نظامی و امنیتی. قصدم فقط طرح این پرسش است که «حکمرانان جمهوری توسعه نامتوازن، چه زمانی و در فردای کدام رخدادی، تصمیم میگیرند در فرایندهای منجر به این عدم توازن خسارتبار و فرساینده بازنگری کنند؟»
⭕️ سؤال دیگر آن است که «آیا میشود در حالی که روندهای اقتصادی، محیطزیستی، اجتماعی و فرهنگی هر روز بر عدم توازنها میافزایند، تا ابد بازدارندگی نظامی-امنیتی را ادامه داد؟» سرداران شهید تا چه زمانی مثل فرشته نجات باید از راه برسند و زخمهای وارد آمده بر انسجام اجتماعی ناشی از ناکارآمدی و کمخردی را مرهم بنهند؟
⭕️ ذخیره سرمایه اجتماعی ناشی از شهادت «سردار شهید، سرباز وطن، قاسم سلیمانی» برای مدارا و مهربانی با تشییعکنندگان متکثر و پرشمارش برای زمینهسازی توسعه متوازن بهکار گرفته میشود یا برای بازسازی تراژیک-کمیکی از دهه شصت، برای نمکپاشیدن بر زخمها و افزودن بر عدم توازنها، تا مسافران پروازهای تهران-کیف پرشمارتر شوند؟
⭕️ آمریکا و بالاخص آمریکای دونالد ترامپ همواره سرشار از خطر تمدنی برای ایران ماست و من یک سخنرانی او را پایان خطر نمیبینم، اما مهمتر این است که در سایه همین مقدار بازدارندگی سیاسی، نظامی و امنیتی، برای بهبود حکمرانی و برقراری توازن توسعه چه کاری میشود.
⭕️ امام علی (ع) فرمودهاند «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (فرصت مانند ابر از افق زندگی میگذرد، مواقعی که فرصتهای خیری پیش میآید غنیمت بشمارید و از آنها استفاده کنید.) فرصت را برای بهبود حکمرانی در جمهوری توسعه نامتوازن غنیمت بشمارید.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
http://vrgl.ir/sa3ju
محمد فاضلی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ مرور رخدادهای دو سه روز گذشته نکته بسیار مهمی را آشکار میسازد:
🔹 واقعه اول، ایران به نوعی از بازدارندگی (نظامی – سیاسی) در مقابل بزرگترین قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی جهان میرسد و به هر دلیل، آمریکا از تداوم حمله به ایران خودداری میکند.
🔹 واقعه دوم، پنجاه و نه نفر در مراسم خاکسپاری سردار شهید قاسم سلیمانی به علت ازدحام جمعیت خود را از دست میدهند.
🔹 واقعه سوم، هواپیمای اوکراینی سقوط میکند و دهها ایرانی در آن کشته میشوند و تأسفبارتر آنکه مشخص میشود شمار زیادی از آنها دانشجویان نخبه ایرانی شاغل به تحصیل در دانشگاههای کانادا بودهاند.
⭕️ هر قدر واقعه اول میتواند موفقیت حکمرانی نظامی، امنیتی و سیاسی در بعد خارجی و مقابله با یک کشور خارجی را به جهاتی نشان دهد و موفقیت به حساب آید، دو واقعه دیگر وجوهی تلخ از حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران را نشان میدهد. سؤالات مهمی مطرح است:
🔹 آیا ما سازمان اداری و عقلانیت بوروکراتیکی داریم که پس از مشاهده تجمعات میلیونی در اهواز، مشهد و تهران برای تشییع سردار سلیمانی، قادر نیست ازدحام جمعیت در زادگاهش را پیشبینی کرده و مانع بروز فاجعه شود؟
🔹 آیا نظام اداری ما هنوز به «سندروم برگزاری مراسم» مبتلاست و از برگزاری مراسم جشن قهرمانی تیمهای ورزشی تا بزرگترین تشییع جنازه یک نظامی در ایران برایش فرقی نمیکند و همه را به نحوی به یک فاجعه اداری، رسانهای و انسانی تبدیل میکند؟
🔹 آیا همه پروازهایی که به مقصد کانادا، آمریکا یا اروپا میروند، این تعداد فارغالتحصیل دانشگاههای برتر را در خود جای میدهند؟ این جوانان عزیز برای چه میروند؟ آیا ناخرسندیها و ناامیدیهای جامعه ایرانی، منبع تأمین نیروی انسانی کارآمد برای غرب نشده است؟
⭕️ این سه رخداد در کنار یکدیگر، خصیصه بسیار مهمی از جمهوری اسلامی ایران را آشکار میسازند: عدم توازن توسعه؛ جمهوری توسعه نامتوازن.
⭕️ کشوری شدهایم که مردماش با غرور و سوگوارانه سردارشان را به خاک میسپارند و اکثریتشان از بازدارندگی نظامی-امنیتی و کارآمدی دیپلماتیک برای ممانعت از جنگی ویرانگر خوشحال هستند.
⭕️ این مردم اما زیر دست و پای یکدیگر در مراسمی که میتوانست فاجعه به بار نیاورد، میمیرند و کسی مسئولیت نمیپذیرد. این مردم هر روز دهها نفر از یکدیگر را در جادهها با تصادفات میکشند. شمار زیادی از این مردم به بالندگی فرزندانشان در جغرافیای ایران ناامید شدهاند و با یک چشم اشک و یک چشم خون، خوشبختی فرزندانشان را در سرزمینهایی میجویند که با وطنشان سر جنگ دارند.
⭕️ شماری از مردمان جمهوری توسعه نامتوازن، در حالی خرسند و سرشار از غرور بازدارندگی نظامی و امنیتی سر بر بالین میگذارند که بیکارند، گاه نان شب ندارند و برای هزینه درمان درماندهاند.
⭕️ قصدم برشمردن عدم توازنهای توسعه در ایران امروز نیست والا بسیار میتوان برشمرد از ناخرسندیهای مردمان مغرور از بازدارندگی نظامی و امنیتی. قصدم فقط طرح این پرسش است که «حکمرانان جمهوری توسعه نامتوازن، چه زمانی و در فردای کدام رخدادی، تصمیم میگیرند در فرایندهای منجر به این عدم توازن خسارتبار و فرساینده بازنگری کنند؟»
⭕️ سؤال دیگر آن است که «آیا میشود در حالی که روندهای اقتصادی، محیطزیستی، اجتماعی و فرهنگی هر روز بر عدم توازنها میافزایند، تا ابد بازدارندگی نظامی-امنیتی را ادامه داد؟» سرداران شهید تا چه زمانی مثل فرشته نجات باید از راه برسند و زخمهای وارد آمده بر انسجام اجتماعی ناشی از ناکارآمدی و کمخردی را مرهم بنهند؟
⭕️ ذخیره سرمایه اجتماعی ناشی از شهادت «سردار شهید، سرباز وطن، قاسم سلیمانی» برای مدارا و مهربانی با تشییعکنندگان متکثر و پرشمارش برای زمینهسازی توسعه متوازن بهکار گرفته میشود یا برای بازسازی تراژیک-کمیکی از دهه شصت، برای نمکپاشیدن بر زخمها و افزودن بر عدم توازنها، تا مسافران پروازهای تهران-کیف پرشمارتر شوند؟
⭕️ آمریکا و بالاخص آمریکای دونالد ترامپ همواره سرشار از خطر تمدنی برای ایران ماست و من یک سخنرانی او را پایان خطر نمیبینم، اما مهمتر این است که در سایه همین مقدار بازدارندگی سیاسی، نظامی و امنیتی، برای بهبود حکمرانی و برقراری توازن توسعه چه کاری میشود.
⭕️ امام علی (ع) فرمودهاند «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (فرصت مانند ابر از افق زندگی میگذرد، مواقعی که فرصتهای خیری پیش میآید غنیمت بشمارید و از آنها استفاده کنید.) فرصت را برای بهبود حکمرانی در جمهوری توسعه نامتوازن غنیمت بشمارید.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
http://vrgl.ir/sa3ju
ویرگول
جمهوری توسعه نامتوازن
محمد فاضلی مرور رخدادهای دو سه روز گذشته نکته بسیار مهمی را آشکار میسازد واقعه اول، ایران به نوعی از بازدارندگی نظامی – سیاسی در مقابل…
👍1
🔳⭕️ سلاخی اعتماد عمومی!
امیر ناظمی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ بازخوانی یک روایت
🔹 جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ با دو بمبی اتمی بر فراز دو شهر ژاپن پایان یافت؛ تا گزاره عجیب «بمبی برای صلح» برای مدتی کوتاه، برای جنگ طلبان دلخوشی به همراه بیاورد. اما در کمتر از ۴ سال یعنی در ۱۹۴۹ شوروی توانست انحصار آمریکاییان در داشتن بمب اتمی را بشکند و البته با این کارش زمینهساز آغاز دوران «جنگ سرد» میان دو ابرقدرت شود.
🔹 وقتی بمب اتمی روسها آزمایش شد، آمریکاییان در شوک، بهت و حیرت بودند. آنها از طریق آزمایشهای خود پیش از اعلام رسمی روسها متوجه شدند که آزمایش روسها موفقیتآمیز بوده است! این خبر برای آنان که در سر لاف حکمرانی جهان را میپروراندند؛ هولناک بود و همین کافی بود تا همان روز شورای راهبرد هستهای آمریکا تشکیل جلسه دهد.
🔹 پرسشهایی که باید مورد بررسی قرار میگرفتند، زیاد بودند؛ اما یک پرسش، عملیاتی و فوری بود: «موضع رسمی آمریکا در برابر این خبر چه باشد؟»
این پرسش کلیدی یعنی پاسخگویی به پرسشهایی کوچکتر مانند این:
واکنش آمریکا در برابر اعلام خبر رسمی توسط روسها چه باشد؟ چگونه در برابر شعارهایی که تا کنون در کشورشان داده بودند، پاسخ بگویند؟ چگونه وقتی قدرت را برابر با بمب اتمی تعریف کردهاند، حالا در برابر یک بمب اتمی دیگر پاسخ دهند؟
🔹 میتوان از روی خاطرات و گزارشها حدس زد که آن روز اعضاء شورا تا چه حد در شوک و بهت بودهاند و چقدر تصمیمگیری برایشان سخت بوده است. اما آنان «تصمیم سخت» را گرفتند: آنها ترجیح دادند خبر آزمایش موفقیتآمیز را پیش از روسها و توسط خود آمریکاییها منتشر شود!
🔹 در حالی که برخی از اعضاء استدلال داشتند که این خبر موجی از ناامیدی را در میان مردم و نظامیان خواهد پراکند، اما ترجیح دادند این سختی را پیشدستانه تحمل کنند!
⭕️ چرا این تصمیم گرفته شد؟
حتی در کتاب «معمای زندانی» (به قلم پاندستون و ترجمهشده به فارسی) که روایتی ساده و روزنامهنگارانه از نظریههای بازیها و کاربردهای آن در جنگ سرد است، در کنار بازی «معمای زندانی» به روایت فوننویمان (مبدع نظریه بازیها) از آن تصمیمگیری میپردازد. موضوعی که شاید ربطی به نظریه بازیها ندارد؛ اما قابل توجه است.
چند گزاره میتواند نگاه واقعگرایانه را به این مساله بازآرایی کند:
1️⃣ پذیرش واقعیت تلخ: آنها میدانستند که در واقعیت رخ داده، هرچند تلخ باشد، هیچگونه تغییری نمیتوانند بدهند. باید واقعیت را پذیرفت و دانست که این واقعیت دیر یا زود آشکار خواهد شد.
2️⃣ اهمیت زمان: آنها خوب میدانستند که انکار آن واقعیت تلخ و از دست دادن زمان تنها اوضاع را پیچیدهتر و تلختر میکند. تصمیم سخت را باید در زمان کوتاه گرفت. از دست رفتن زمان یعنی دادن زمین بازی به دیگران!
3️⃣ اعتماد عمومی اصلیترین دارایی ملی: شنیدن این خبر تلخ از زبان روسها که دشمنان اصلی آنان بودند، نه تنها بر وحشت عمومی از مساله میافزود، بلکه واقعیت تلختر آن بود که اعتماد عمومی به دولت به دلیل پنهانکاریاش نیز از دست میرفت. آنها در همان لحظه به این مساله اشاره کردند که «در زمان سخت نبرد، اصلیترین دارایی ملیشان اعتماد عمومی است»؛ یا به زبان دیگر «هر چیزی را میتوان از دست داد غیر از اعتماد عمومی»!
4️⃣ نمایش قدرت: وقتی «تصمیم سخت» را میتوانی به خوبی اجرا کنی، نمایشی از قدرت خود ارائه خواهی داد. نمایشی که در آن میتوانی به مردم خودت و به دنیای بیرون از مرزهایت نشان دهی که تصمیمهای سخت را میگیری، و خبرهای ناگوار را خودت پیش از دیگری و پیش از دشمنات اعلام رسمی میکنی!
☑️ تجویز راهبردی
تمامی دولتها و ملتها لحظات سخت داشتهاند، لحظاتی که بین دو راهی تصمیم سخت و بیتصمیمی یکی را انتخاب میکردهاند. برخی تصمیم سخت گرفتهاند و برخی در دیگر بیتصمیمی را؛ یعنی نادیدهانگاری، پنهانکاری و تعلل!
اما برای برنده شدن و برنده ماندن باید تصمیم سخت را گرفت. باید تصمیمات سخت را فهرست کرد، و سود و زیان هر کدام را ازنگاه طرفداران و منتقدانتان ارزیابی کنید. دقیق مشخص کنید مسئولیت هر تصمیم را چه کسی می پذیرد. تصمیم سخت یعنی تصمیم هزینهدار، یعنی تصمیمی که حتما هزینههای مشهود، قطعی و بزرگی در کوتاهمدت دارد؛ اما در بلندمدت سودهای نامشهود، غیرقطعی و البته بزرگتری دارد.
سود اعتماد اجتماعی، حتما بلندمدت، غیرمشهود و البته غیرقطعی است؛ اما هزینههای کوتاهمدت اعلام یک اشتباه، عذرخواهی و کنارهگیری قطعی و مشهود است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
http://vrgl.ir/sxB0q
امیر ناظمی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ بازخوانی یک روایت
🔹 جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ با دو بمبی اتمی بر فراز دو شهر ژاپن پایان یافت؛ تا گزاره عجیب «بمبی برای صلح» برای مدتی کوتاه، برای جنگ طلبان دلخوشی به همراه بیاورد. اما در کمتر از ۴ سال یعنی در ۱۹۴۹ شوروی توانست انحصار آمریکاییان در داشتن بمب اتمی را بشکند و البته با این کارش زمینهساز آغاز دوران «جنگ سرد» میان دو ابرقدرت شود.
🔹 وقتی بمب اتمی روسها آزمایش شد، آمریکاییان در شوک، بهت و حیرت بودند. آنها از طریق آزمایشهای خود پیش از اعلام رسمی روسها متوجه شدند که آزمایش روسها موفقیتآمیز بوده است! این خبر برای آنان که در سر لاف حکمرانی جهان را میپروراندند؛ هولناک بود و همین کافی بود تا همان روز شورای راهبرد هستهای آمریکا تشکیل جلسه دهد.
🔹 پرسشهایی که باید مورد بررسی قرار میگرفتند، زیاد بودند؛ اما یک پرسش، عملیاتی و فوری بود: «موضع رسمی آمریکا در برابر این خبر چه باشد؟»
این پرسش کلیدی یعنی پاسخگویی به پرسشهایی کوچکتر مانند این:
واکنش آمریکا در برابر اعلام خبر رسمی توسط روسها چه باشد؟ چگونه در برابر شعارهایی که تا کنون در کشورشان داده بودند، پاسخ بگویند؟ چگونه وقتی قدرت را برابر با بمب اتمی تعریف کردهاند، حالا در برابر یک بمب اتمی دیگر پاسخ دهند؟
🔹 میتوان از روی خاطرات و گزارشها حدس زد که آن روز اعضاء شورا تا چه حد در شوک و بهت بودهاند و چقدر تصمیمگیری برایشان سخت بوده است. اما آنان «تصمیم سخت» را گرفتند: آنها ترجیح دادند خبر آزمایش موفقیتآمیز را پیش از روسها و توسط خود آمریکاییها منتشر شود!
🔹 در حالی که برخی از اعضاء استدلال داشتند که این خبر موجی از ناامیدی را در میان مردم و نظامیان خواهد پراکند، اما ترجیح دادند این سختی را پیشدستانه تحمل کنند!
⭕️ چرا این تصمیم گرفته شد؟
حتی در کتاب «معمای زندانی» (به قلم پاندستون و ترجمهشده به فارسی) که روایتی ساده و روزنامهنگارانه از نظریههای بازیها و کاربردهای آن در جنگ سرد است، در کنار بازی «معمای زندانی» به روایت فوننویمان (مبدع نظریه بازیها) از آن تصمیمگیری میپردازد. موضوعی که شاید ربطی به نظریه بازیها ندارد؛ اما قابل توجه است.
چند گزاره میتواند نگاه واقعگرایانه را به این مساله بازآرایی کند:
1️⃣ پذیرش واقعیت تلخ: آنها میدانستند که در واقعیت رخ داده، هرچند تلخ باشد، هیچگونه تغییری نمیتوانند بدهند. باید واقعیت را پذیرفت و دانست که این واقعیت دیر یا زود آشکار خواهد شد.
2️⃣ اهمیت زمان: آنها خوب میدانستند که انکار آن واقعیت تلخ و از دست دادن زمان تنها اوضاع را پیچیدهتر و تلختر میکند. تصمیم سخت را باید در زمان کوتاه گرفت. از دست رفتن زمان یعنی دادن زمین بازی به دیگران!
3️⃣ اعتماد عمومی اصلیترین دارایی ملی: شنیدن این خبر تلخ از زبان روسها که دشمنان اصلی آنان بودند، نه تنها بر وحشت عمومی از مساله میافزود، بلکه واقعیت تلختر آن بود که اعتماد عمومی به دولت به دلیل پنهانکاریاش نیز از دست میرفت. آنها در همان لحظه به این مساله اشاره کردند که «در زمان سخت نبرد، اصلیترین دارایی ملیشان اعتماد عمومی است»؛ یا به زبان دیگر «هر چیزی را میتوان از دست داد غیر از اعتماد عمومی»!
4️⃣ نمایش قدرت: وقتی «تصمیم سخت» را میتوانی به خوبی اجرا کنی، نمایشی از قدرت خود ارائه خواهی داد. نمایشی که در آن میتوانی به مردم خودت و به دنیای بیرون از مرزهایت نشان دهی که تصمیمهای سخت را میگیری، و خبرهای ناگوار را خودت پیش از دیگری و پیش از دشمنات اعلام رسمی میکنی!
☑️ تجویز راهبردی
تمامی دولتها و ملتها لحظات سخت داشتهاند، لحظاتی که بین دو راهی تصمیم سخت و بیتصمیمی یکی را انتخاب میکردهاند. برخی تصمیم سخت گرفتهاند و برخی در دیگر بیتصمیمی را؛ یعنی نادیدهانگاری، پنهانکاری و تعلل!
اما برای برنده شدن و برنده ماندن باید تصمیم سخت را گرفت. باید تصمیمات سخت را فهرست کرد، و سود و زیان هر کدام را ازنگاه طرفداران و منتقدانتان ارزیابی کنید. دقیق مشخص کنید مسئولیت هر تصمیم را چه کسی می پذیرد. تصمیم سخت یعنی تصمیم هزینهدار، یعنی تصمیمی که حتما هزینههای مشهود، قطعی و بزرگی در کوتاهمدت دارد؛ اما در بلندمدت سودهای نامشهود، غیرقطعی و البته بزرگتری دارد.
سود اعتماد اجتماعی، حتما بلندمدت، غیرمشهود و البته غیرقطعی است؛ اما هزینههای کوتاهمدت اعلام یک اشتباه، عذرخواهی و کنارهگیری قطعی و مشهود است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
http://vrgl.ir/sxB0q
ویرگول
سلاخی اعتماد عمومی!
امیر ناظمیبازخوانی یک روایتجنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ با دو بمبی اتمی بر فراز دو شهر ژاپن پایان یافت؛ تا گزاره عجیب «بمبی برای صلح» برای مدت…
👍1
🔳⭕️ پرایدی شدن و توسعه
محمد فاضلی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ پرده اول؛ پراید فقط ماشین نیست، پراید مدل و شیوهای از تفکر و نگرش به جهان است.
🔹پراید محصول و البته نماد تفکر انحصارگرا، و عدم پذیرش رقابت است. رقابت ماشینهای خارجی که نباشد، میشود تا ابد پراید را با همین کیفیت فروخت.
🔹سازنده پراید هیچ وقت ضرورتی برای رقابت احساس نکرده است و در نتیجه همواره محصولی قدیمی، کمکیفیت، دارای ایمنی نامناسب با زمانه، و مسبب نارضایتی مشتری را فروخته است.
🔹سازنده پراید هیچ وقت تحولی اساسی در محصولش ایجاد نمیکند اما چندین مدل از آنرا که به معنای واقعی همگی پراید هستند، به بازار عرضه کرده است. تفاوتهایشان جزئی – در حد تغییرات ساده و کمفروغ در بدنه - و نامؤثر است و عملاً هیچ تفاوتی در رضایت مشتری ایجاد نمیکنند.
🔹پراید در یک بازار بیرقابت باقی میماند اما درست به ضد معنای اسمش بدل میشود. واژه پراید (Pride) در زبان انگلیسی به معنای غرور، افتخار و احساس خوش ناشی از دستآوردی فوقالعاده است. اما پرایدی که امروز ایرانیان از آن سواری میگیرند، بیشتر نشانه استیصال در صنعت و توسعه است تا علامت غرور، افتخار یا دستآوردی فوقالعاده که شایسته ستایش باشد.
🔹 تناقضی که در واقعیت و اسم پراید نهفته است، تا اندازه زیادی محصول انحصار، بازار بدون رقابت، بیانگیزگیهای ناشی از انحصار، ناهماهنگی با اوضاع جهان و واقعیتگریزی است.
⭕️ پرده دوم؛ تفکر پرایدی میتواند پا را از عرصه صنعت و اقتصاد بیرون بگذارد و به عرصه سیاست، رسانه، فرهنگ و جامعه نیز تسری پیدا کند. خروجی سیاست، رسانه، فرهنگ و جامعه انحصارگرا هم پرایدی شدن محصولات همه این عرصههاست.
🔹محصولات رسانه برآمده از انحصار، پرایدی است؛ یعنی مخاطب را جذب نمیکند حتی وقتی مخاطب بالاجبار آنرا مصرف میکند. میلیونها نفر ممکن است با پراید معاش زندگیشان را تأمین کنند اما به معنای رضایت از آن نیست.
🔹رسانه پرایدی، عین خود ماشین پراید نیازمند یارانه است. تداوم اقتصاد پرایدی به دوام یارانه سوخت بستگی دارد، و به همان نسبت رسانه پرایدی نیز قادر نیست روی پای خودش بایستد و باید یارانه بگیرد.
🔹نهادهای برآمده از انحصار هم عین پراید، کمکیفیت، ناراضیکننده مشتری و در طول زمان ثابت و کمتغییرند و به تدریج با روح زمانه در تضاد قرار میگیرند؛ درست همان گونه که طراحی و ریخت و قیافه پراید با ماشینهای امروز ناسازگار و وصله ناجور است.
🔹پرایدی شدن هر عرصهای، درست عین خود ماشین پراید، واقعیت و معنای کلمات را رو در روی هم قرار میدهد. آنچه بر افتخارآمیز بودنش تأکید میشود درست عین پراید، واقعیتی نازل پیدا میکند. ممکن است کثیری برای آن سر و دست هم بشکنند، اما نتیجه رضایت و کیفیت نیست، گویی چارهای ندارند. آنها که چاره دارند، پراید سوار نمیشوند.
☑️ پرده سوم؛ نتیجه راهبردی
⭕️ آنچه توسعه ایران ما را تهدید میکند، قفس انحصارهای مختلف است که از سیاست تا فرهنگ و رسانه، اقتصاد و صنعت را از آن خود کردهاند.
⭕️ نتیجه انحصار #پرایدی_شدن محصولات تا سیاستها، نهادها، سخنها و ایدههاست. همان گونه که نمیتوان پراید را ابزار و بازوی قدرت ملی، رضایت عمومی و توسعه صنعتی قرار داد، و به معنای واقعی افتخارآمیز نیست، سایر محصولات ناشی از انحصار نیز چنین سرنوشتی دارند.
⭕️ آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، گشودن همه بندهای انحصار است، هر نوع انحصاری که جامعه و محصولاتش را در کلیت به سمت پرایدی_شدن پیش میبرد.
⭕️ پراید فقط ماشین نیست، پراید مدل و شیوهای از تفکر و نگرش به جهان است. فراتر رفتن از پراید، مستلزم تغییر نگرش به انحصار و گام برداشتن به سوی دنیایی فراتر از #انحصارهای_چندگانه است.
⭕️ فهرست کردن مصادیق #انحصارهای_چندگانه و عزم جمعی برای فراتر رفتن از آنها، راهی به سوی گریز از #پرایدی_شدن جامعه، سیاست، فرهنگ و اقتصاد در ایران امروز است. این به نفع همه ایرانیان است.
#انحصارهای_چندگانه
#پرایدی_شدن
#شبکه_توسعه
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
http://vrgl.ir/VyvtT
محمد فاضلی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ پرده اول؛ پراید فقط ماشین نیست، پراید مدل و شیوهای از تفکر و نگرش به جهان است.
🔹پراید محصول و البته نماد تفکر انحصارگرا، و عدم پذیرش رقابت است. رقابت ماشینهای خارجی که نباشد، میشود تا ابد پراید را با همین کیفیت فروخت.
🔹سازنده پراید هیچ وقت ضرورتی برای رقابت احساس نکرده است و در نتیجه همواره محصولی قدیمی، کمکیفیت، دارای ایمنی نامناسب با زمانه، و مسبب نارضایتی مشتری را فروخته است.
🔹سازنده پراید هیچ وقت تحولی اساسی در محصولش ایجاد نمیکند اما چندین مدل از آنرا که به معنای واقعی همگی پراید هستند، به بازار عرضه کرده است. تفاوتهایشان جزئی – در حد تغییرات ساده و کمفروغ در بدنه - و نامؤثر است و عملاً هیچ تفاوتی در رضایت مشتری ایجاد نمیکنند.
🔹پراید در یک بازار بیرقابت باقی میماند اما درست به ضد معنای اسمش بدل میشود. واژه پراید (Pride) در زبان انگلیسی به معنای غرور، افتخار و احساس خوش ناشی از دستآوردی فوقالعاده است. اما پرایدی که امروز ایرانیان از آن سواری میگیرند، بیشتر نشانه استیصال در صنعت و توسعه است تا علامت غرور، افتخار یا دستآوردی فوقالعاده که شایسته ستایش باشد.
🔹 تناقضی که در واقعیت و اسم پراید نهفته است، تا اندازه زیادی محصول انحصار، بازار بدون رقابت، بیانگیزگیهای ناشی از انحصار، ناهماهنگی با اوضاع جهان و واقعیتگریزی است.
⭕️ پرده دوم؛ تفکر پرایدی میتواند پا را از عرصه صنعت و اقتصاد بیرون بگذارد و به عرصه سیاست، رسانه، فرهنگ و جامعه نیز تسری پیدا کند. خروجی سیاست، رسانه، فرهنگ و جامعه انحصارگرا هم پرایدی شدن محصولات همه این عرصههاست.
🔹محصولات رسانه برآمده از انحصار، پرایدی است؛ یعنی مخاطب را جذب نمیکند حتی وقتی مخاطب بالاجبار آنرا مصرف میکند. میلیونها نفر ممکن است با پراید معاش زندگیشان را تأمین کنند اما به معنای رضایت از آن نیست.
🔹رسانه پرایدی، عین خود ماشین پراید نیازمند یارانه است. تداوم اقتصاد پرایدی به دوام یارانه سوخت بستگی دارد، و به همان نسبت رسانه پرایدی نیز قادر نیست روی پای خودش بایستد و باید یارانه بگیرد.
🔹نهادهای برآمده از انحصار هم عین پراید، کمکیفیت، ناراضیکننده مشتری و در طول زمان ثابت و کمتغییرند و به تدریج با روح زمانه در تضاد قرار میگیرند؛ درست همان گونه که طراحی و ریخت و قیافه پراید با ماشینهای امروز ناسازگار و وصله ناجور است.
🔹پرایدی شدن هر عرصهای، درست عین خود ماشین پراید، واقعیت و معنای کلمات را رو در روی هم قرار میدهد. آنچه بر افتخارآمیز بودنش تأکید میشود درست عین پراید، واقعیتی نازل پیدا میکند. ممکن است کثیری برای آن سر و دست هم بشکنند، اما نتیجه رضایت و کیفیت نیست، گویی چارهای ندارند. آنها که چاره دارند، پراید سوار نمیشوند.
☑️ پرده سوم؛ نتیجه راهبردی
⭕️ آنچه توسعه ایران ما را تهدید میکند، قفس انحصارهای مختلف است که از سیاست تا فرهنگ و رسانه، اقتصاد و صنعت را از آن خود کردهاند.
⭕️ نتیجه انحصار #پرایدی_شدن محصولات تا سیاستها، نهادها، سخنها و ایدههاست. همان گونه که نمیتوان پراید را ابزار و بازوی قدرت ملی، رضایت عمومی و توسعه صنعتی قرار داد، و به معنای واقعی افتخارآمیز نیست، سایر محصولات ناشی از انحصار نیز چنین سرنوشتی دارند.
⭕️ آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، گشودن همه بندهای انحصار است، هر نوع انحصاری که جامعه و محصولاتش را در کلیت به سمت پرایدی_شدن پیش میبرد.
⭕️ پراید فقط ماشین نیست، پراید مدل و شیوهای از تفکر و نگرش به جهان است. فراتر رفتن از پراید، مستلزم تغییر نگرش به انحصار و گام برداشتن به سوی دنیایی فراتر از #انحصارهای_چندگانه است.
⭕️ فهرست کردن مصادیق #انحصارهای_چندگانه و عزم جمعی برای فراتر رفتن از آنها، راهی به سوی گریز از #پرایدی_شدن جامعه، سیاست، فرهنگ و اقتصاد در ایران امروز است. این به نفع همه ایرانیان است.
#انحصارهای_چندگانه
#پرایدی_شدن
#شبکه_توسعه
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
http://vrgl.ir/VyvtT
ویرگول
پرایدی شدن و توسعه
محمد فاضلی پرده اول؛ پراید فقط ماشین نیست، پراید مدل و شیوهای از تفکر و نگرش به جهان استپراید محصول و البته نماد تفکر انحصارگرا، و عدم…
👍1
🔳⭕️ چرا کولرگازی، گاز مصرف میکند؟!
محمد فاضلی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ زیر ویدئویی از وزیر نیرو نوشتهاند «یکی به وزیر نیرو بگه کولر گازی اسمش گازی است، اما با گاز کار نمیکنه با برق کار میکنه.»
⭕️ اما دو دقیقه به این آمار که از دو کارشناس باسابقه و معتبر صنعت برق گرفتهام، دقت کنیم:
🔹 نیروگاههای کشور در زمستان، روزانه برای تولید برق، حدود ۱۷۰ میلیونمترمکعب «معادل گاز طبیعی» میسوزانند.
🔹چرا میگوییم «معادل گاز طبیعی»؟ چون هر متر مکعب گاز طبیعی معادل یک لیتر گازوئیل یا یک لیتر مازوت، انرژی تولید میکند.
🔹آلودگی حاصل از سوخت گاز بسیار کمتر و قیمت آن در سطح ملی و جهانی تقریباً نصف قیمت گازوئیل و مازوت است؛ و مصرف گاز برای نیروگاهها از هر جهت، بهتر است. سیاست نیروگاهها، کاهش هر چه بیشتر مصرف مازوت و گازوئیل است.
🔹همه نیروگاهها میتوانند گاز بسوزانند، و چون مصرف گاز طبیعی خانوارهای کشور در تابستان کم است، بنابراین بیش از ۹۰ درصد برق در تابستان با گاز تولید میشود.
🔹مصرف گاز خانوارها در زمستان به شدت افزایش مییابد و با اولویت تحویل گاز به خانوادهها، تحویل گاز به نیروگاهها کم میشود. نیروگاهها نیز به دلایل محیطزیستی، تا حد ممکن از گازوئیل و در صورت ضرورت از مازوت استفاده میکنند تا برق خانوارها تأمین شود.
🔹مصرف معادل ۱۷۰ میلیون متر مکعب گاز (در زمستان) و مقدار بیشتر مصرف گاز در تابستان، یعنی در هر سال معادل ۸۵ تا ۹۰ میلیارد مترمکعب معادل گاز در نیروگاهها مصرف میشود؛ و هر ایرانی معادل ۱۰۷۱ مترمکعب گاز طبیعی در سال، در قالب برق، مصرف میکند.
🔹این مقدار سوخت (گاز، گازوئیل و مازوت) ۳۳۰ میلیارد کیلوواتساعت برق در سال تولید میکند؛ یعنی مقدار تولید برق به ازای هر ایرانی (۸۴ میلیون نفر) معادل ۳۹۲۸ کیلوواتساعت است.
🔹پس هر یک متر مکعب گاز (یا معادل آن، یک لیتر گازوئیل یا یک لیتر مازوت) برابر با ۳.۶۷ کیلوواتساعت برق تولید میکند.
🔹سوختن هر متر مکعب گاز، ۲.۵ کیلوگرم دیاکسید کربن تولید میکند. ما ایرانیها – اگر فقط گاز در نیروگاهها بسوزانیم - هر سال ۲۲۵ میلیون تن دیاکسید کربن وارد جو زمین میکنیم. این مقدار برابر ۲۶۷۰ کیلوگرم دیاکسید کربن به ازای هر ایرانی است.
☑️ نتیجه اول
🔴 هر ایرانی سالی ۱۰۷۱ مترمکعب گاز از طریق مصرف ۳۹۲۸ کیلوواتساعت برق، مصرف میکند؛ و با این کار ۲۶۷۰ کیلوگرم دیاکسید کربن بر آلودگی هوا میافزاید. بخشی از این آلودگی را در شهرهای خودمان تنفس میکنیم. کاهش مصرف برق و گاز به نفع همه ماست.
☑️ یک راهکار
⭕️ اگر یک میلیون کولر گازی غیراستاندارد، اصلاح و به کولرهای گازی استاندارد تبدیل شوند، چه تحولی رخ میدهد؟
⭕️ هر کولر گازی غیراستاندارد در هر ساعت ۲.۵ تا ۳ کیلوواتساعت برق مصرف میکند. (معادل حدود یک متر مکعب سوخت گاز طبیعی)
⭕️ اگر یک میلیون دستگاه کولر گازی متعلق به یک میلیون خانواده اصلاح شوند، نتایج زیر به دست میآید:
🔹 معادل ۸ میلیارد کیلوواتساعت از مصرف برق کشور کم میشود. این معادل کاسته شدن بیش از ۲ میلیارد مترمکعب گاز در سال است.
🔹 میانگین قیمت جهانی گاز، حدود ۲۳ سنت است و کاهش ۲ میلیارد مترمکعبی گاز مصرفی، ارزشی معادل ۴۶۰ میلیون دلار (۶۲۱۰ میلیارد تومان) دارد.
🔹 این اصلاح باعث ۳۰ درصد کاهش هزینه برق مصرفی یک میلیون خانوار میشود.
🔹 کاهش ۲ میلیارد متر مکعب مصرف گاز، سبب کاهش ۵ میلیون تن تولید گاز دیاکسید کربن نیز میشود.
🔹 این اصلاح سبب میشود ساخت ۲۰۰۰ مگاوات نیروگاه جدید لازم نباشد. ساخت هر ۱۰۰۰ مگاوات نیروگاه جدید تقریبا ۶۰۰ میلیون یورو (معادل حداقل ۹ هزار میلیارد تومان) هزینه دارد. پس این اصلاح، ۱۸ هزار میلیارد تومان هزینه سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
🔹 اگر یک میلیون کولر گازی اصلاح شود، راه برای اصلاح کولرهای بیشتری باز میشود و مشاغل بیشتری در مدیریت مصرف ایجاد خواهد شد.
☑️ نتیجهگیری
⭕️ گاز کولر گازی با گازی که در نیروگاه میسوزد فرق دارد، اما اصلاح کولرهای گازی به مصرف گاز طبیعی کشور ربط دارد. وزیر نیرو درست گفته است.
⭕️ مدیریت مصرف راه بسیار پایدارتر و عاقلانهتری برای اداره کشور است.
⭕️ صرفهجویی در مصرف برق و گاز به نفع محیطزیست و اقتصاد همه ماست.
⭕️ انتقاد و مطالبهگری حق ماست، اما از ایدهها و اقدامات درست میتوانیم حمایت کنیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
📡 شبکه توسعه: @I_D_Network
http://vrgl.ir/CIK4u
محمد فاضلی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ زیر ویدئویی از وزیر نیرو نوشتهاند «یکی به وزیر نیرو بگه کولر گازی اسمش گازی است، اما با گاز کار نمیکنه با برق کار میکنه.»
⭕️ اما دو دقیقه به این آمار که از دو کارشناس باسابقه و معتبر صنعت برق گرفتهام، دقت کنیم:
🔹 نیروگاههای کشور در زمستان، روزانه برای تولید برق، حدود ۱۷۰ میلیونمترمکعب «معادل گاز طبیعی» میسوزانند.
🔹چرا میگوییم «معادل گاز طبیعی»؟ چون هر متر مکعب گاز طبیعی معادل یک لیتر گازوئیل یا یک لیتر مازوت، انرژی تولید میکند.
🔹آلودگی حاصل از سوخت گاز بسیار کمتر و قیمت آن در سطح ملی و جهانی تقریباً نصف قیمت گازوئیل و مازوت است؛ و مصرف گاز برای نیروگاهها از هر جهت، بهتر است. سیاست نیروگاهها، کاهش هر چه بیشتر مصرف مازوت و گازوئیل است.
🔹همه نیروگاهها میتوانند گاز بسوزانند، و چون مصرف گاز طبیعی خانوارهای کشور در تابستان کم است، بنابراین بیش از ۹۰ درصد برق در تابستان با گاز تولید میشود.
🔹مصرف گاز خانوارها در زمستان به شدت افزایش مییابد و با اولویت تحویل گاز به خانوادهها، تحویل گاز به نیروگاهها کم میشود. نیروگاهها نیز به دلایل محیطزیستی، تا حد ممکن از گازوئیل و در صورت ضرورت از مازوت استفاده میکنند تا برق خانوارها تأمین شود.
🔹مصرف معادل ۱۷۰ میلیون متر مکعب گاز (در زمستان) و مقدار بیشتر مصرف گاز در تابستان، یعنی در هر سال معادل ۸۵ تا ۹۰ میلیارد مترمکعب معادل گاز در نیروگاهها مصرف میشود؛ و هر ایرانی معادل ۱۰۷۱ مترمکعب گاز طبیعی در سال، در قالب برق، مصرف میکند.
🔹این مقدار سوخت (گاز، گازوئیل و مازوت) ۳۳۰ میلیارد کیلوواتساعت برق در سال تولید میکند؛ یعنی مقدار تولید برق به ازای هر ایرانی (۸۴ میلیون نفر) معادل ۳۹۲۸ کیلوواتساعت است.
🔹پس هر یک متر مکعب گاز (یا معادل آن، یک لیتر گازوئیل یا یک لیتر مازوت) برابر با ۳.۶۷ کیلوواتساعت برق تولید میکند.
🔹سوختن هر متر مکعب گاز، ۲.۵ کیلوگرم دیاکسید کربن تولید میکند. ما ایرانیها – اگر فقط گاز در نیروگاهها بسوزانیم - هر سال ۲۲۵ میلیون تن دیاکسید کربن وارد جو زمین میکنیم. این مقدار برابر ۲۶۷۰ کیلوگرم دیاکسید کربن به ازای هر ایرانی است.
☑️ نتیجه اول
🔴 هر ایرانی سالی ۱۰۷۱ مترمکعب گاز از طریق مصرف ۳۹۲۸ کیلوواتساعت برق، مصرف میکند؛ و با این کار ۲۶۷۰ کیلوگرم دیاکسید کربن بر آلودگی هوا میافزاید. بخشی از این آلودگی را در شهرهای خودمان تنفس میکنیم. کاهش مصرف برق و گاز به نفع همه ماست.
☑️ یک راهکار
⭕️ اگر یک میلیون کولر گازی غیراستاندارد، اصلاح و به کولرهای گازی استاندارد تبدیل شوند، چه تحولی رخ میدهد؟
⭕️ هر کولر گازی غیراستاندارد در هر ساعت ۲.۵ تا ۳ کیلوواتساعت برق مصرف میکند. (معادل حدود یک متر مکعب سوخت گاز طبیعی)
⭕️ اگر یک میلیون دستگاه کولر گازی متعلق به یک میلیون خانواده اصلاح شوند، نتایج زیر به دست میآید:
🔹 معادل ۸ میلیارد کیلوواتساعت از مصرف برق کشور کم میشود. این معادل کاسته شدن بیش از ۲ میلیارد مترمکعب گاز در سال است.
🔹 میانگین قیمت جهانی گاز، حدود ۲۳ سنت است و کاهش ۲ میلیارد مترمکعبی گاز مصرفی، ارزشی معادل ۴۶۰ میلیون دلار (۶۲۱۰ میلیارد تومان) دارد.
🔹 این اصلاح باعث ۳۰ درصد کاهش هزینه برق مصرفی یک میلیون خانوار میشود.
🔹 کاهش ۲ میلیارد متر مکعب مصرف گاز، سبب کاهش ۵ میلیون تن تولید گاز دیاکسید کربن نیز میشود.
🔹 این اصلاح سبب میشود ساخت ۲۰۰۰ مگاوات نیروگاه جدید لازم نباشد. ساخت هر ۱۰۰۰ مگاوات نیروگاه جدید تقریبا ۶۰۰ میلیون یورو (معادل حداقل ۹ هزار میلیارد تومان) هزینه دارد. پس این اصلاح، ۱۸ هزار میلیارد تومان هزینه سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
🔹 اگر یک میلیون کولر گازی اصلاح شود، راه برای اصلاح کولرهای بیشتری باز میشود و مشاغل بیشتری در مدیریت مصرف ایجاد خواهد شد.
☑️ نتیجهگیری
⭕️ گاز کولر گازی با گازی که در نیروگاه میسوزد فرق دارد، اما اصلاح کولرهای گازی به مصرف گاز طبیعی کشور ربط دارد. وزیر نیرو درست گفته است.
⭕️ مدیریت مصرف راه بسیار پایدارتر و عاقلانهتری برای اداره کشور است.
⭕️ صرفهجویی در مصرف برق و گاز به نفع محیطزیست و اقتصاد همه ماست.
⭕️ انتقاد و مطالبهگری حق ماست، اما از ایدهها و اقدامات درست میتوانیم حمایت کنیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
📡 شبکه توسعه: @I_D_Network
http://vrgl.ir/CIK4u
ویرگول
چرا کولرگازی، گاز مصرف میکند؟!
محمد فاضلی زیر ویدئویی از وزیر نیرو نوشتهاند «یکی به وزیر نیرو بگه کولر گازی اسمش گازی است، اما با گاز کار نمیکنه با برق کار میکنه»اما دو…
👍1
🔳⭕️ چرا با حمله نامشروط به خودروسازها همنوا نیستم؟
علی سرزعیم - تحلیلگر اقتصاد
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ مبانی اقتصاد خرد نشان میدهد انحصار، قیمت را به زیان مصرفکننده بالا میبرد، رفاه را کاهش و سود انحصارگر را افزایش میدهد. مبانی تجارت بینالملل هم نشان میدهد ممنوعیت واردات و افزایش تعرفه به زیان مصرفکننده و به نفع تولیدکننده است و انگیزه خلاقیت، نوآوری و بهبود کیفیت را از بین میبرد لذا روی هم رفته به زیان کشور است. به همین دلیل اقتصاددانان رفع موانع غیرتعرفهای و کاهش تعرفه و حذف انحصار را توصیه میکنند. طبیعتا انحصار خودروسازها و حمایت تجاری از طریق ایجاد تعرفه بالا را نباید تایید کرد و من نیز آن را فینفسه تایید نمیکنم؛ اما وجه دیگری از واقعیت هم وجود دارد که کمتر دیده میشود.
⭕️ تثبیت قیمت دلار در شرایط تورمی در سالهای طولانی موجب شده قیمت خودروی خارجی برای مصرفکننده داخلی پایین جلوه کند. مصرفکنندگان قیمت قبل از اعمال تعرفه خودروهای خارجی را با قیمت محصولات خودروسازان داخلی مقایسه کرده و طبعاً ناراضی میشوند. واقعیت این است که تثبیت قیمت دلار سیاست غلطی بوده که تنها به مدد رانت نفت ممکن شده است. اگر دولت به اشتباه نرخ ارز را در طی سالیانی که درآمد ارزی خوبی داشته تثبیت کرده است، طبیعتا جامعه به اشتباه قیمت واقعی خودرو (قبل از تعرفه) را پایین قلمداد میکنند و در نتیجه مقایسه نادرستی صورت میدهند.
⭕️ تثبیت نرخ ارز در شرایط تورمی به معنی یارانه به محصول خارجی و تنبیه تولیدکننده داخلی است زیرا قطعاتی که در داخل تولید میشوند کمابیش از تورم داخل تأثیر میپذیرند و حداقل دستمزد کارگران با افزایش تورم کمابیش بیشتر شده و هزینه ساخت داخل دائما افزایش مییابد؛ اما قیمت خودرو داخلی معمولا تثبیت میشود که معنای آن کاهش حاشیه سود خودروسازهاست. سیاست تثبیت نرخ ارز و تثبیت قیمت خودروهای تولید داخل در واقع در جهت منافع خودروسازان خارجی و مصرفکنندگان آن در داخل و در جهت زیان به تولیدکنندگان داخلی است.
⭕️ وضع تعرفه در شرایط عادی – نظیر شناور بودن نرخ ارز - به لحاظ اقتصادی امر قابل توصیهای نیست، اما وقتی نرخ ارز سرکوب شده است اعمال تعرفه میتواند تا حدی جبران کننده آن یارانه باشد. به عبارت دیگر اگر نرخ ارز سرکوب نمیشد شاید قیمت آن دو برابر قیمت قبل میشد حال که این امر رخ نداده تعرفه 100 درصد روی خودرو میتواند اثر آن را جبران کند.
⭕️ نکته دیگر در مورد کیفیت خودروهاست. درست است که انحصار و حمایتهای تعرفهای با کاهش رقابت، انگیزه نوآوری و بهبود کیفیت را کم میکند اما باید به رابطه قیمت خودرو و قدرت خرید مصرفکننده داخلی نیز توجه کرد. درآمد سرانه مردم ایران تا وقتی پایین باشد، عموم مردم امکان خرید خودروی بهتر را نخواهند داشت. خودروی بهتر گرانتر است و نمیشود آن را به قیمت پایینتر خرید. به یاد آوریم وقتی که به مدیر پژو گفته شد که آیا خودروی بهتری از 407 در ایران تولید نخواهید کرد؟ در پاسخ گفت اگر درآمد سرانه شما بالاتر برود میتوان خودروهای بهتری در ایران تولید کرد! به یاد داشته باشیم که اگر واردات خودرو آزاد شود، همه مردم سراتو و کَمِری سوار نخواهند شد! بلکه خودروهای هندی و چینی که رقیب پراید هستند به بازار داخل سرازیر میشوند.
⭕️ رقابتی عملکردن خودروسازها الزاماتی دارد که یکی از آنها، کاهش هزینههای ناشی از نیروی انسانی مازاد است که در خودروسازهای داخلی معضلی جدی است. آیا جامعه حاضر است به این الزام تن دهد؟ آیا در شرایط فعلی بسته سیاستی و برنامه مشخصی برای جلوگیری از خسارات اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی تعدیل نیروهای مازاد در صنایع خودروسازی وجود دارد؟
☑️ تجویز راهبردی
⭕️ رفاه بلندمدت ما ایرانیان در گرو حذف انحصارات، سوبسیدهای غیرمولد و ایجادکننده رانت و فساد، و کاستن از حمایتهای تعرفهای و غیرتعرفهای غیرمولد، و سوق دادن بخشهای مختلف اقتصاد به سمت رقابت است. اما نباید فراموش کرد که این کار باید در پرتو سیاستهای اقتصاد کلان مناسب (سرکوب نکردن قیمتها و نرخها از جمله نرخ ارز، نرخ بهره و ...) صورت گیرد.
⭕️ همه ما از ایجاد فشار رقابتی بر صنایع از جمله خودروسازها برای بهبود کیفیت محصول حمایت میکنیم و بر کاهش انحصارات و تعرفهها اصرار داریم اما این انتظارات خود از خودروسازان را با اصلاح متغیرهای اقتصاد کلان توامان میخواهیم و معتقدیم منطقی نیست که یکی را بدون دیگری طلب کنیم. بهبود سیاستهای اقتصادی در سطح کلان امکان بهبود عملکرد در سطح خُرد و سطح صنعت را ممکن میسازد در غیر این صورت تمنای بهبود صرفا یک آرزوی محال و دستنیافتنی است.
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
http://vrgl.ir/luJSO
علی سرزعیم - تحلیلگر اقتصاد
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ مبانی اقتصاد خرد نشان میدهد انحصار، قیمت را به زیان مصرفکننده بالا میبرد، رفاه را کاهش و سود انحصارگر را افزایش میدهد. مبانی تجارت بینالملل هم نشان میدهد ممنوعیت واردات و افزایش تعرفه به زیان مصرفکننده و به نفع تولیدکننده است و انگیزه خلاقیت، نوآوری و بهبود کیفیت را از بین میبرد لذا روی هم رفته به زیان کشور است. به همین دلیل اقتصاددانان رفع موانع غیرتعرفهای و کاهش تعرفه و حذف انحصار را توصیه میکنند. طبیعتا انحصار خودروسازها و حمایت تجاری از طریق ایجاد تعرفه بالا را نباید تایید کرد و من نیز آن را فینفسه تایید نمیکنم؛ اما وجه دیگری از واقعیت هم وجود دارد که کمتر دیده میشود.
⭕️ تثبیت قیمت دلار در شرایط تورمی در سالهای طولانی موجب شده قیمت خودروی خارجی برای مصرفکننده داخلی پایین جلوه کند. مصرفکنندگان قیمت قبل از اعمال تعرفه خودروهای خارجی را با قیمت محصولات خودروسازان داخلی مقایسه کرده و طبعاً ناراضی میشوند. واقعیت این است که تثبیت قیمت دلار سیاست غلطی بوده که تنها به مدد رانت نفت ممکن شده است. اگر دولت به اشتباه نرخ ارز را در طی سالیانی که درآمد ارزی خوبی داشته تثبیت کرده است، طبیعتا جامعه به اشتباه قیمت واقعی خودرو (قبل از تعرفه) را پایین قلمداد میکنند و در نتیجه مقایسه نادرستی صورت میدهند.
⭕️ تثبیت نرخ ارز در شرایط تورمی به معنی یارانه به محصول خارجی و تنبیه تولیدکننده داخلی است زیرا قطعاتی که در داخل تولید میشوند کمابیش از تورم داخل تأثیر میپذیرند و حداقل دستمزد کارگران با افزایش تورم کمابیش بیشتر شده و هزینه ساخت داخل دائما افزایش مییابد؛ اما قیمت خودرو داخلی معمولا تثبیت میشود که معنای آن کاهش حاشیه سود خودروسازهاست. سیاست تثبیت نرخ ارز و تثبیت قیمت خودروهای تولید داخل در واقع در جهت منافع خودروسازان خارجی و مصرفکنندگان آن در داخل و در جهت زیان به تولیدکنندگان داخلی است.
⭕️ وضع تعرفه در شرایط عادی – نظیر شناور بودن نرخ ارز - به لحاظ اقتصادی امر قابل توصیهای نیست، اما وقتی نرخ ارز سرکوب شده است اعمال تعرفه میتواند تا حدی جبران کننده آن یارانه باشد. به عبارت دیگر اگر نرخ ارز سرکوب نمیشد شاید قیمت آن دو برابر قیمت قبل میشد حال که این امر رخ نداده تعرفه 100 درصد روی خودرو میتواند اثر آن را جبران کند.
⭕️ نکته دیگر در مورد کیفیت خودروهاست. درست است که انحصار و حمایتهای تعرفهای با کاهش رقابت، انگیزه نوآوری و بهبود کیفیت را کم میکند اما باید به رابطه قیمت خودرو و قدرت خرید مصرفکننده داخلی نیز توجه کرد. درآمد سرانه مردم ایران تا وقتی پایین باشد، عموم مردم امکان خرید خودروی بهتر را نخواهند داشت. خودروی بهتر گرانتر است و نمیشود آن را به قیمت پایینتر خرید. به یاد آوریم وقتی که به مدیر پژو گفته شد که آیا خودروی بهتری از 407 در ایران تولید نخواهید کرد؟ در پاسخ گفت اگر درآمد سرانه شما بالاتر برود میتوان خودروهای بهتری در ایران تولید کرد! به یاد داشته باشیم که اگر واردات خودرو آزاد شود، همه مردم سراتو و کَمِری سوار نخواهند شد! بلکه خودروهای هندی و چینی که رقیب پراید هستند به بازار داخل سرازیر میشوند.
⭕️ رقابتی عملکردن خودروسازها الزاماتی دارد که یکی از آنها، کاهش هزینههای ناشی از نیروی انسانی مازاد است که در خودروسازهای داخلی معضلی جدی است. آیا جامعه حاضر است به این الزام تن دهد؟ آیا در شرایط فعلی بسته سیاستی و برنامه مشخصی برای جلوگیری از خسارات اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی تعدیل نیروهای مازاد در صنایع خودروسازی وجود دارد؟
☑️ تجویز راهبردی
⭕️ رفاه بلندمدت ما ایرانیان در گرو حذف انحصارات، سوبسیدهای غیرمولد و ایجادکننده رانت و فساد، و کاستن از حمایتهای تعرفهای و غیرتعرفهای غیرمولد، و سوق دادن بخشهای مختلف اقتصاد به سمت رقابت است. اما نباید فراموش کرد که این کار باید در پرتو سیاستهای اقتصاد کلان مناسب (سرکوب نکردن قیمتها و نرخها از جمله نرخ ارز، نرخ بهره و ...) صورت گیرد.
⭕️ همه ما از ایجاد فشار رقابتی بر صنایع از جمله خودروسازها برای بهبود کیفیت محصول حمایت میکنیم و بر کاهش انحصارات و تعرفهها اصرار داریم اما این انتظارات خود از خودروسازان را با اصلاح متغیرهای اقتصاد کلان توامان میخواهیم و معتقدیم منطقی نیست که یکی را بدون دیگری طلب کنیم. بهبود سیاستهای اقتصادی در سطح کلان امکان بهبود عملکرد در سطح خُرد و سطح صنعت را ممکن میسازد در غیر این صورت تمنای بهبود صرفا یک آرزوی محال و دستنیافتنی است.
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
http://vrgl.ir/luJSO
ویرگول
چرا با حمله نامشروط به خودروسازها همنوا نیستم؟
علی سرزعیم - تحلیلگر اقتصاد مبانی اقتصاد خرد نشان میدهد انحصار، قیمت را به زیان مصرفکننده بالا میبرد، رفاه را کاهش و سود انحصارگر را اف…
🔳⭕️انگ بزن و قلدری کن!
امیر ناظمی
⭕️ انگزنی!
واقعیت دردناکی است اما انسانها به کسانی که مشابهشان نیستند، برچسب میزنند. آنها وقتی به کسی که مشابهشان لباس نمیپوشد، انگ یا برچسب میزنند: گاه فرد دیندار به او میگوید «بیدین» یا فرد اشرافزاده او را «بیاصل و نسب» مینامد؛ به هر حال هر دو به او برچسب زدهاند، چرا که پوشش او را مشابه خود نیافتهاند؛ همانطور که برای هیپیها در دهههای ۶۰ و ۷۰ گفته میشد.
اغلب بکر (Becker) به عنوان نظریهپرداز «برچسبزنی» (Labeling Theory) شناخته میشود؛ سوسیالیستی که به گروههای حاشیهای در جامعه میپرداخت. اما این نظریه سریع به سرعت به «جرمشناسی» نزدیک شد.
برچسبها گویی نوعی انتقام اجتماعی از کسی است که قواعد جامعه را تغییر میدهد. برچسب به بخشی از جامعه این مجوز را میدهد تا علیه بخش دیگر اعمال مجازات کنند. انگار وقتی برچسب «بیدین» زده میشود، حالا آن بخش دیندار مجوز مییابد تا او را کیفر دهد، همانطور که وقتی بخش دیگر جامعه به آنها برچسب «ایدئولوژیک» یا «دیندار افراطی» میزند، مجوز آن را مییابد تا آنها را بیمنطق و بیدانش قلمداد کند. در کل کسی که شبیه ما نیست، کسی که «دیگری» است؛ همان کسی است که برچسب میخورد!
برچسبزنی به همین دلیل نزدیک به جرمشناسی میشود؛ چون برچسب نقطه آغازین بسیاری از جرمهاست؛ همان جایی که مجرم آسودگی وجدان مییابد از خشونتورزیاش! همان جایی که «خفاش شب» این اجازه را به خود میدهد تا زنانی را به خشنترین وجه به قتل برساند، یا همان جایی که زورگیر خیابانی، طلبهای را به قتل میرساند! آنها سرشار از تنفر «دیگری» بودند؛ همان دیگری که حالا یک برچسب داشت تا بتوان او را کشت، چه او را فاحشه بنامند، چه او را افراطی!
⭕️خشونت افسار گسیخته
جامعه امروز به روایت آمار بگیریم یا مشاهده شخصیمان، سرشار از خشونت شده است. خشونتی که از همین برچسبزنیها آغاز میشود. جایی که افراد جامعهای بیمحابا به خود اجازه میدهند تا هر «دیگری» را به هر انگی برنجانند. وقتی برچسبها در تریبونهای رسمی تولید میشوند؛ حتما بخش غیررسمی آمادگی انگهای بیشتر و خشونتورزی بالاتر دارد.
این روزها تنها مشاهده شبکههای اجتماعی به ما نشان میدهد تا چه حد برچسبزنی تفریح روزمره شده است. برچسبهایی که ابتدا در قالب واژههای پاسخ به یک توییت آغاز میشود؛ سپس تبدیل به یک برچسب استاندارد میشوند؛ از داعشی، افراطی و بازجو گرفته تا غربزده، فتنهگر و نفوذی. برچسب ابتدا غیررسمی است، شاید واژهای باشد که از یک سخنرانی وام گرفته شده، اما به مرور و توسط بخشی از جامعه تبدیل به برچسب میشود تا از این طریق «دیگری» را از میدان خارج کنند.
برچسب اما نقطه آغازین فرآیندی است که در ادامه مسیر تجسم و تبلور مییابد؛ تبدیل به چاقو و گلوله و طناب میشود. برچسبها درست مثل شعر اریش فرید میشود که:
«بچهها شوخی شوخی
به قورباغهها سنگ میزدند
قورباغهها
جدی جدی میمردند»
حالا میتوان گفت:
برچسبها شوخی شوخی تولید میشوند
تا «دیگری» جدی جدی قربانی شود!
⭕️برچسبزنی تکنیک سیاسی
اما برچسبزنی حالا بیش از امری اجتماعی تبدیل به تکنیکی سیاسی شده است. در این تکنیک سیاسی، مخالف یا دیگری را باید برچسب زد. با برچسب میتوان او را تا هر کجا میخواهی ببری. میتوان به او گفت نفوذی یا بازجو! در هر حال او پس از برچسب دیگر تاثیرگذاری سابق را ندارد!
برچسب هم بر ذهن فرد گیرنده و هم بر ذهن مخاطب او تاثیرگذار است. کافی است اقتصاددانی را برچسب لیبرال بزنید؛ صرفنظر از آنکه او چه عقیدهای داشته باشد؛ دو اتفاق میافتد:
1️⃣ اقتصاددان برای اثبات آنکه لیبرال نیست، تمامی حرفهایش تبدیل به واکنش میشود؛ دیگر حرفهایش و ایدههایش را از ترس نشانه اثبات آن برچسب فرومیخورد. او آزادی عقیدهاش را به همین سادگی از دست میدهد.
2️⃣ اما همزمان مخاطب او نیز فرومیریزد؛ کسانی که لیبرالیسم دوست ندارند، به دلیل این انگ دیگر حرفهایش را نخواهند شنید و آنانکه طرفدار لیبرالیسم اقتصادی هستند؛ چون عقاید او را همراستا با اقتصاد لیبرال نمیدانند؛ به نقد او برمیخیزند!
☑️نتیجه راهبردی
برچسب سادهترین راه بیاثر کردن کنشگران اجتماعی است. راهی ساده برای حذف رقیب؛ اما پرهزینه برای جامعه! جامعه از طریق برچسبها امکان گفتگو را از دست میدهد! آنها دیگر نمیتوانند آزاداندیشانه سخن بگویند و مخاطب آنان نیز با عینکی پر از سوءتفاهم به شنیدن و نقد آن کنشگر میپردازد.
برچسبزنی نشانه خشونتورزی جامعهای است که برای انتقام به انتظار یک برچسب نشسته است. امید که بر این شعله نفس ما ندمد! برچسبها را از کلام خود پاک کنیم. و یادمان باشد یک برچسب تفاوتاش با یک مفهوم جایی است که یک فرد یا گروه مشخص را نشانه میگیرد و مجوز اعمال خشونت میدهد.
http://vrgl.ir/n851W
امیر ناظمی
⭕️ انگزنی!
واقعیت دردناکی است اما انسانها به کسانی که مشابهشان نیستند، برچسب میزنند. آنها وقتی به کسی که مشابهشان لباس نمیپوشد، انگ یا برچسب میزنند: گاه فرد دیندار به او میگوید «بیدین» یا فرد اشرافزاده او را «بیاصل و نسب» مینامد؛ به هر حال هر دو به او برچسب زدهاند، چرا که پوشش او را مشابه خود نیافتهاند؛ همانطور که برای هیپیها در دهههای ۶۰ و ۷۰ گفته میشد.
اغلب بکر (Becker) به عنوان نظریهپرداز «برچسبزنی» (Labeling Theory) شناخته میشود؛ سوسیالیستی که به گروههای حاشیهای در جامعه میپرداخت. اما این نظریه سریع به سرعت به «جرمشناسی» نزدیک شد.
برچسبها گویی نوعی انتقام اجتماعی از کسی است که قواعد جامعه را تغییر میدهد. برچسب به بخشی از جامعه این مجوز را میدهد تا علیه بخش دیگر اعمال مجازات کنند. انگار وقتی برچسب «بیدین» زده میشود، حالا آن بخش دیندار مجوز مییابد تا او را کیفر دهد، همانطور که وقتی بخش دیگر جامعه به آنها برچسب «ایدئولوژیک» یا «دیندار افراطی» میزند، مجوز آن را مییابد تا آنها را بیمنطق و بیدانش قلمداد کند. در کل کسی که شبیه ما نیست، کسی که «دیگری» است؛ همان کسی است که برچسب میخورد!
برچسبزنی به همین دلیل نزدیک به جرمشناسی میشود؛ چون برچسب نقطه آغازین بسیاری از جرمهاست؛ همان جایی که مجرم آسودگی وجدان مییابد از خشونتورزیاش! همان جایی که «خفاش شب» این اجازه را به خود میدهد تا زنانی را به خشنترین وجه به قتل برساند، یا همان جایی که زورگیر خیابانی، طلبهای را به قتل میرساند! آنها سرشار از تنفر «دیگری» بودند؛ همان دیگری که حالا یک برچسب داشت تا بتوان او را کشت، چه او را فاحشه بنامند، چه او را افراطی!
⭕️خشونت افسار گسیخته
جامعه امروز به روایت آمار بگیریم یا مشاهده شخصیمان، سرشار از خشونت شده است. خشونتی که از همین برچسبزنیها آغاز میشود. جایی که افراد جامعهای بیمحابا به خود اجازه میدهند تا هر «دیگری» را به هر انگی برنجانند. وقتی برچسبها در تریبونهای رسمی تولید میشوند؛ حتما بخش غیررسمی آمادگی انگهای بیشتر و خشونتورزی بالاتر دارد.
این روزها تنها مشاهده شبکههای اجتماعی به ما نشان میدهد تا چه حد برچسبزنی تفریح روزمره شده است. برچسبهایی که ابتدا در قالب واژههای پاسخ به یک توییت آغاز میشود؛ سپس تبدیل به یک برچسب استاندارد میشوند؛ از داعشی، افراطی و بازجو گرفته تا غربزده، فتنهگر و نفوذی. برچسب ابتدا غیررسمی است، شاید واژهای باشد که از یک سخنرانی وام گرفته شده، اما به مرور و توسط بخشی از جامعه تبدیل به برچسب میشود تا از این طریق «دیگری» را از میدان خارج کنند.
برچسب اما نقطه آغازین فرآیندی است که در ادامه مسیر تجسم و تبلور مییابد؛ تبدیل به چاقو و گلوله و طناب میشود. برچسبها درست مثل شعر اریش فرید میشود که:
«بچهها شوخی شوخی
به قورباغهها سنگ میزدند
قورباغهها
جدی جدی میمردند»
حالا میتوان گفت:
برچسبها شوخی شوخی تولید میشوند
تا «دیگری» جدی جدی قربانی شود!
⭕️برچسبزنی تکنیک سیاسی
اما برچسبزنی حالا بیش از امری اجتماعی تبدیل به تکنیکی سیاسی شده است. در این تکنیک سیاسی، مخالف یا دیگری را باید برچسب زد. با برچسب میتوان او را تا هر کجا میخواهی ببری. میتوان به او گفت نفوذی یا بازجو! در هر حال او پس از برچسب دیگر تاثیرگذاری سابق را ندارد!
برچسب هم بر ذهن فرد گیرنده و هم بر ذهن مخاطب او تاثیرگذار است. کافی است اقتصاددانی را برچسب لیبرال بزنید؛ صرفنظر از آنکه او چه عقیدهای داشته باشد؛ دو اتفاق میافتد:
1️⃣ اقتصاددان برای اثبات آنکه لیبرال نیست، تمامی حرفهایش تبدیل به واکنش میشود؛ دیگر حرفهایش و ایدههایش را از ترس نشانه اثبات آن برچسب فرومیخورد. او آزادی عقیدهاش را به همین سادگی از دست میدهد.
2️⃣ اما همزمان مخاطب او نیز فرومیریزد؛ کسانی که لیبرالیسم دوست ندارند، به دلیل این انگ دیگر حرفهایش را نخواهند شنید و آنانکه طرفدار لیبرالیسم اقتصادی هستند؛ چون عقاید او را همراستا با اقتصاد لیبرال نمیدانند؛ به نقد او برمیخیزند!
☑️نتیجه راهبردی
برچسب سادهترین راه بیاثر کردن کنشگران اجتماعی است. راهی ساده برای حذف رقیب؛ اما پرهزینه برای جامعه! جامعه از طریق برچسبها امکان گفتگو را از دست میدهد! آنها دیگر نمیتوانند آزاداندیشانه سخن بگویند و مخاطب آنان نیز با عینکی پر از سوءتفاهم به شنیدن و نقد آن کنشگر میپردازد.
برچسبزنی نشانه خشونتورزی جامعهای است که برای انتقام به انتظار یک برچسب نشسته است. امید که بر این شعله نفس ما ندمد! برچسبها را از کلام خود پاک کنیم. و یادمان باشد یک برچسب تفاوتاش با یک مفهوم جایی است که یک فرد یا گروه مشخص را نشانه میگیرد و مجوز اعمال خشونت میدهد.
http://vrgl.ir/n851W
ویرگول
انگ بزن و قلدری کن!
امیر ناظمی انگزنی!واقعیت دردناکی است اما انسانها به کسانی که مشابهشان نیستند، برچسب میزنند آنها وقتی به کسی که مشابهشان لباس نمیپو…
👍1
🔳⭕️ اینک آخرالزمان
دکتر محسن طاهری _ آیندهپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان
⭕️ این یک فیلم کوتاه از شهر یازده میلیون نفری ووهان (Wuhan) چین است. یکی از ۱۵ شهر و روستایی که به خاطر شیوع ویروس کرونا قرنطینه شدهاند. راههای ورودی و خروجی به شهر بسته شده و شهروندان حق خروج از شهر را ندارند.
⭕️ مردمی که در خانههایشان حبس شدهاند شب هنگام روی بالکن میآیند و یکدیگر را خطاب قرار میدهند: jiayou یعنی روغنش را زیاد کن. در زبان محلی آنها یعنی امید داشته باش، یعنی قوی باش یعنی نوعی دلگرمی دادن. jiayou jiayou
⭕️ چند بار این فیلم کوتاه را دیدم. صدایی لرزان از شهری که نمادی از غرور انسان است، حزن آلود همنوعانش را دلگرمی میدهد.
با دیدن فیلم چند برداشت کوتاه به ذهنم رسید:
🔹 به حقارت انسان فکر کردم که با آن غرور و سرمستی ابلهانهاش چطور در مقابل زندگی کوچک و ناچیز است.
🔹 به آنهایی فکر کردم که میخواهند با سرگین خر و تخم کفتر برای ۹ میلیارد آدم نسخه بپیچند و کتابهای علمی را آتش میزنند تا ما بفهمیم برای تاریک اندیشیهای انسان حتی در قرن ۲۱، پایانی نیست.
🔹 به مدیریت بحران فکر کردم که چطور میشود ۳۰ میلیون جمعیت را قرنطینه کرد، امنیت را برقرار کرد و به جای انکار اطلاع رسانی کرد.
🔹 به تاریخ فکر کردم. در سال ۱۳۵۰ میلادی وقتی طاعون یا مرگ سیاه اروپا را فرا گرفت پادشاه برای پاپ نامه نوشت تا دعا کند، راستی چرا دیگر کسی برای پاپها نامه نمینویسد؟
🔹 و به امید فکر کردم و جعبه پاندورا. در افسانههای یونانی وقتی از سر کنجکاوی جعبه پاندورا باز میشود همه شقاوتها و بدبختیها و مریضیها بیرون میریزند و در زمین پراکنده میشوند و در ته جعبه تنها یک چیز میماند: امید
اجازه دهید ما هم از اینجا برای همنوعانمان در ووهان پیامی بفرستیم: jiayou Wuhan
باز نشر از کانال "کافه فناوری"
@IRFuturist
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
دکتر محسن طاهری _ آیندهپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان
⭕️ این یک فیلم کوتاه از شهر یازده میلیون نفری ووهان (Wuhan) چین است. یکی از ۱۵ شهر و روستایی که به خاطر شیوع ویروس کرونا قرنطینه شدهاند. راههای ورودی و خروجی به شهر بسته شده و شهروندان حق خروج از شهر را ندارند.
⭕️ مردمی که در خانههایشان حبس شدهاند شب هنگام روی بالکن میآیند و یکدیگر را خطاب قرار میدهند: jiayou یعنی روغنش را زیاد کن. در زبان محلی آنها یعنی امید داشته باش، یعنی قوی باش یعنی نوعی دلگرمی دادن. jiayou jiayou
⭕️ چند بار این فیلم کوتاه را دیدم. صدایی لرزان از شهری که نمادی از غرور انسان است، حزن آلود همنوعانش را دلگرمی میدهد.
با دیدن فیلم چند برداشت کوتاه به ذهنم رسید:
🔹 به حقارت انسان فکر کردم که با آن غرور و سرمستی ابلهانهاش چطور در مقابل زندگی کوچک و ناچیز است.
🔹 به آنهایی فکر کردم که میخواهند با سرگین خر و تخم کفتر برای ۹ میلیارد آدم نسخه بپیچند و کتابهای علمی را آتش میزنند تا ما بفهمیم برای تاریک اندیشیهای انسان حتی در قرن ۲۱، پایانی نیست.
🔹 به مدیریت بحران فکر کردم که چطور میشود ۳۰ میلیون جمعیت را قرنطینه کرد، امنیت را برقرار کرد و به جای انکار اطلاع رسانی کرد.
🔹 به تاریخ فکر کردم. در سال ۱۳۵۰ میلادی وقتی طاعون یا مرگ سیاه اروپا را فرا گرفت پادشاه برای پاپ نامه نوشت تا دعا کند، راستی چرا دیگر کسی برای پاپها نامه نمینویسد؟
🔹 و به امید فکر کردم و جعبه پاندورا. در افسانههای یونانی وقتی از سر کنجکاوی جعبه پاندورا باز میشود همه شقاوتها و بدبختیها و مریضیها بیرون میریزند و در زمین پراکنده میشوند و در ته جعبه تنها یک چیز میماند: امید
اجازه دهید ما هم از اینجا برای همنوعانمان در ووهان پیامی بفرستیم: jiayou Wuhan
باز نشر از کانال "کافه فناوری"
@IRFuturist
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
Telegram
attach 📎
🔳⭕ خواندن درس این قرن
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
⭕ یک سال دیگر قرن چهاردهم هجری شمسی که با نوروز ۱۳۰۰ آغاز شد، با ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ پایان مییابد. صدای پایان قرن سیزدهم که داشت در گوش تاریخ میپیچید، در سوم اسفند ۱۲۹۹، لشکر رضاخان میرپنج برای کودتا راهی تهران بود و به این ترتیب چهار سال از قرن جدید در دوران قاجار، پنجاهوسه سال در دوران پهلوی و باقیمانده دوره جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ یک قرن با سه حکومت.
⭕ ایران اما در این قرن تحولاتی بسیار افزونتر از سه حکومت به خود دیده است و طوفانی از سؤالات ما را در یک درصد پایانی این قرن در بر گرفتهاند و گویی گذر از دریای مهیب تاریخ، به سوی قرن پانزدهم هجری شمسی، در گرو آن است که از پاسخ این سؤالات انبوه، کشتی بسازیم به سوی آینده. شاید دستور کار سال ۱۳۹۹ خواندن #درس_این_قرن باشد؛ خوانشی در همه زمینهها.
⭕ اول این قرن کجای تاریخ ایستاده بودیم؟ جامعه، سیاست، هنر، دولت، پزشکی، صنعت، علوم انسانی، اقتصاد، محیطزیست، فقه، قانون، ارتش، شهرها، روستاها، طبیعت و هر آنچه آن روز ایران و ایرانی خوانده میشد چه وضعی داشت؟
⭕ چه بر سر ما در این قرن رفت و ما خود چه کردیم؟ شورش، انقلاب، جنبش، تحصیل، استخراج نفت، مدرن شدن، نوسازی اندیشهها، ضداستعمارگری، جنگ، اشغالشدگی، تورم، رکود، افتخار، تباهی و ... یا هر آنچه نام رخداد، تحول، تغییر یا کنشگری بر آن مینهیم.
⭕ ما کجای «هر چه هست» در این جهان ایستادهایم؟ وضع ما، وضع حکومت، صنعت، پزشکی، شهر، پایداری، محیطزیست، اندیشه، افتخار، هویت، حاکمیت قانون، عدالت، آزادی و ... هر آنچه بودن ما را حالا و اینجا میسازد، اکنون چگونه است؟
⭕ ما به کجا میرویم؟ وضع زیرساختها، کیفیت زندگی، اخلاق، روابط انسانی، مناسبات اجتماعی، امنیت ملی، قدرت نسبی ما در برابر دیگر کشورها و صنعت و تجارتمان در ادامه مسیری که یک قرن گذشته پیمودهایم، به کجا خواهد رسید؟
⭕ یک سال پایانی قرن چهاردهم را میشود کارزاری برای انجمنهای علمی همه رشتهها؛ سرآمدان هنرها، علوم، صنعت و سیاست؛ اتاقهای بازرگانی و اصناف؛ و هر دسته و گروهی دانست برای آنکه یک قرن را در عرصه تخصص و منافع خود بازخوانی کنند.
⭕ سال ۱۳۹۹ فرصت کمنظیری است برای تعریف صدها رساله درباره «تاریخ هر چه بوده و هست»، هزاران مقاله و کتاب درباره آنچه انجام دادیم و بر ما گذشت؛ و ضرورتی است برای درک جایگاهمان در تاریخ، فراسوی هر خودکمبینی یا توهم خودبزرگبینی؛ برای رسیدن به درکی واقعبینانه از آنچه هستیم، و سنجیدن کردارهای تاریخی درست و اشتباهمان.
⭕ سال ۱۳۹۹ فرصتی است تا مجلات این کشور شمارههای ویژه بازخوانی درسهای این قرن منتشر کنند. مجلات تخصصی گاوداری تا سیاست، کشاورزی تا علوم فضایی، علوم سیاسی تا معماری؛ در همه این عرصهها میتواننند اول و آخر قرن را مقایسه کنند و به سنجش دستآوردها و از دسترفتههای آن بپردازند.
⭕ سال ۱۳۹۹ مهلتی است برای بازخوانی کتابها، موسیقیها، ساختمانها، انتخاباتها، آدمها، مصنوعات و هر آنچه از جنس شاهکارهای بهیادماندنی است. آنها که استوانههای هویت شدهاند.
⭕ آخرین سال قرن چهاردهم هجری شمسی، فرصتی برای بازنگریستن در هویت چهلتکّه برآمده از میراث متنوع قومی، مذهبی، زبانی، دینی، مدرن، جنسیتی و ... ماست. مدارا و مهربانی، صلح درونی و گشودگی به جهان، از درون این بازخوانی هویتها فرصتی برای زادن و زیستن پیدا میکنند.
🔴 پیشنهاد
🔹 بیایید همه با هم، قرن حاضر را بازخوانی کنیم. ما ایرانیان در یک قرن گذشته آنقدر نهادها، سازمانها، نخبگان و منابع خلق کردهایم که قادر به این بازخوانی باشیم. آن قدر ایران برای همه ما عزیز هست که سفید و سیاه تاریخاش را مرور کنیم.
🔹 بیایید قدرت و حکومت را هم به مشارکت در این بازخوانی دعوت کنیم. سازمانهای حکومت بخش مهمی از این تاریخ را رقم زدهاند و خود محصول این تاریخ هستند. ایرادی دارد که وزارت علوم دستورکارش در سال ۱۳۹۹ بازخوانی پیدایش و تحول علوم در ایران این قرن باشد؟ یا وزارت نفت و نیرو به تاریخ آب و انرژی مشغول شوند؟ و همین طور الی آخر. شرط این شراکت البته آن است که قدرت میل نکند «تاریخ بهفرموده» بسازد و به میل، سیاه و سفید کند.
🔹 خوانش درس این قرن تا ابد ادامه خواهد داشت، اما این ماییم که تصمیم میگیریم در آخرین سال این قرن، از بازخوانی آن، توشهای روشنیبخش برای قرن نو – قرن پانزدهم هجری شمسی – برگیریم، یا به سیاق گذشته، راه بسپریم به امید قضا و قدر.
جهت تاریخ در اسفند ۱۳۹۹ به کدامین سو خواهد بود؟
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دغدغه_ایران
@fazeli_mohammad
http://vrgl.ir/Bj2Mf
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
⭕ یک سال دیگر قرن چهاردهم هجری شمسی که با نوروز ۱۳۰۰ آغاز شد، با ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ پایان مییابد. صدای پایان قرن سیزدهم که داشت در گوش تاریخ میپیچید، در سوم اسفند ۱۲۹۹، لشکر رضاخان میرپنج برای کودتا راهی تهران بود و به این ترتیب چهار سال از قرن جدید در دوران قاجار، پنجاهوسه سال در دوران پهلوی و باقیمانده دوره جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ یک قرن با سه حکومت.
⭕ ایران اما در این قرن تحولاتی بسیار افزونتر از سه حکومت به خود دیده است و طوفانی از سؤالات ما را در یک درصد پایانی این قرن در بر گرفتهاند و گویی گذر از دریای مهیب تاریخ، به سوی قرن پانزدهم هجری شمسی، در گرو آن است که از پاسخ این سؤالات انبوه، کشتی بسازیم به سوی آینده. شاید دستور کار سال ۱۳۹۹ خواندن #درس_این_قرن باشد؛ خوانشی در همه زمینهها.
⭕ اول این قرن کجای تاریخ ایستاده بودیم؟ جامعه، سیاست، هنر، دولت، پزشکی، صنعت، علوم انسانی، اقتصاد، محیطزیست، فقه، قانون، ارتش، شهرها، روستاها، طبیعت و هر آنچه آن روز ایران و ایرانی خوانده میشد چه وضعی داشت؟
⭕ چه بر سر ما در این قرن رفت و ما خود چه کردیم؟ شورش، انقلاب، جنبش، تحصیل، استخراج نفت، مدرن شدن، نوسازی اندیشهها، ضداستعمارگری، جنگ، اشغالشدگی، تورم، رکود، افتخار، تباهی و ... یا هر آنچه نام رخداد، تحول، تغییر یا کنشگری بر آن مینهیم.
⭕ ما کجای «هر چه هست» در این جهان ایستادهایم؟ وضع ما، وضع حکومت، صنعت، پزشکی، شهر، پایداری، محیطزیست، اندیشه، افتخار، هویت، حاکمیت قانون، عدالت، آزادی و ... هر آنچه بودن ما را حالا و اینجا میسازد، اکنون چگونه است؟
⭕ ما به کجا میرویم؟ وضع زیرساختها، کیفیت زندگی، اخلاق، روابط انسانی، مناسبات اجتماعی، امنیت ملی، قدرت نسبی ما در برابر دیگر کشورها و صنعت و تجارتمان در ادامه مسیری که یک قرن گذشته پیمودهایم، به کجا خواهد رسید؟
⭕ یک سال پایانی قرن چهاردهم را میشود کارزاری برای انجمنهای علمی همه رشتهها؛ سرآمدان هنرها، علوم، صنعت و سیاست؛ اتاقهای بازرگانی و اصناف؛ و هر دسته و گروهی دانست برای آنکه یک قرن را در عرصه تخصص و منافع خود بازخوانی کنند.
⭕ سال ۱۳۹۹ فرصت کمنظیری است برای تعریف صدها رساله درباره «تاریخ هر چه بوده و هست»، هزاران مقاله و کتاب درباره آنچه انجام دادیم و بر ما گذشت؛ و ضرورتی است برای درک جایگاهمان در تاریخ، فراسوی هر خودکمبینی یا توهم خودبزرگبینی؛ برای رسیدن به درکی واقعبینانه از آنچه هستیم، و سنجیدن کردارهای تاریخی درست و اشتباهمان.
⭕ سال ۱۳۹۹ فرصتی است تا مجلات این کشور شمارههای ویژه بازخوانی درسهای این قرن منتشر کنند. مجلات تخصصی گاوداری تا سیاست، کشاورزی تا علوم فضایی، علوم سیاسی تا معماری؛ در همه این عرصهها میتواننند اول و آخر قرن را مقایسه کنند و به سنجش دستآوردها و از دسترفتههای آن بپردازند.
⭕ سال ۱۳۹۹ مهلتی است برای بازخوانی کتابها، موسیقیها، ساختمانها، انتخاباتها، آدمها، مصنوعات و هر آنچه از جنس شاهکارهای بهیادماندنی است. آنها که استوانههای هویت شدهاند.
⭕ آخرین سال قرن چهاردهم هجری شمسی، فرصتی برای بازنگریستن در هویت چهلتکّه برآمده از میراث متنوع قومی، مذهبی، زبانی، دینی، مدرن، جنسیتی و ... ماست. مدارا و مهربانی، صلح درونی و گشودگی به جهان، از درون این بازخوانی هویتها فرصتی برای زادن و زیستن پیدا میکنند.
🔴 پیشنهاد
🔹 بیایید همه با هم، قرن حاضر را بازخوانی کنیم. ما ایرانیان در یک قرن گذشته آنقدر نهادها، سازمانها، نخبگان و منابع خلق کردهایم که قادر به این بازخوانی باشیم. آن قدر ایران برای همه ما عزیز هست که سفید و سیاه تاریخاش را مرور کنیم.
🔹 بیایید قدرت و حکومت را هم به مشارکت در این بازخوانی دعوت کنیم. سازمانهای حکومت بخش مهمی از این تاریخ را رقم زدهاند و خود محصول این تاریخ هستند. ایرادی دارد که وزارت علوم دستورکارش در سال ۱۳۹۹ بازخوانی پیدایش و تحول علوم در ایران این قرن باشد؟ یا وزارت نفت و نیرو به تاریخ آب و انرژی مشغول شوند؟ و همین طور الی آخر. شرط این شراکت البته آن است که قدرت میل نکند «تاریخ بهفرموده» بسازد و به میل، سیاه و سفید کند.
🔹 خوانش درس این قرن تا ابد ادامه خواهد داشت، اما این ماییم که تصمیم میگیریم در آخرین سال این قرن، از بازخوانی آن، توشهای روشنیبخش برای قرن نو – قرن پانزدهم هجری شمسی – برگیریم، یا به سیاق گذشته، راه بسپریم به امید قضا و قدر.
جهت تاریخ در اسفند ۱۳۹۹ به کدامین سو خواهد بود؟
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دغدغه_ایران
@fazeli_mohammad
http://vrgl.ir/Bj2Mf
ویرگول
خواندن درس این قرن
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی یک سال دیگر قرن چهاردهم هجری شمسی که با نوروز ۱۳۰۰ آغاز شد، با ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ پایان مییابد…
👍1
🔳⭕️ چگونه امیرکبیر بودن
امیر ناظمی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ رویای امیرکبیر بودن
رویای امیرکبیر بودن، رویای سیاستمدار ایرانی در دهههای اخیر بوده است. بسیاری از سیاستمداران وسوسه امیرکبیر شدن را در ذهن داشتهاند؛ تا حدی که فردی مثل هاشمی رفسنجانی در این الگوی ذهنیاش کتابی در خصوص امیرکبیر نوشت. اما پرسش آن است چرا هیچکدام امیرکبیر نشدند؟
شخصیتهای تاریخی مدام نیاز به بازخوانی دارند؛ چرا که در هر بازخوانی ویژگی یا برداشتی از آنها ارائه میشود که بیارتباط به وضعیت موجود برداشتکننده نیست. نمیتوان تاریخ را خواند و به پیوندهایش با وضعیت فعلی فکر نکرد؛ امیرکبیر نیز از حیث مستثنی نیست.
امیرکبیر تا سالها پس از صدارتش برای ایرانیان شناختهشده نبود؛ او در دوران پهلوی بود که به مرور شناخته شد. آشپززادهای که ابتدا در نامههای قائممقام فراهانی ناماش مشاهده میشود؛ وقتی از هوش و ذکاوتاش مینویسد، وقتی در طعنه به برادرش، از میرزاتقی (که هنوز نه امیر شده بود و نه کبیر) مثال میزند و وقتی در نامهای پیشبینی میکند که «صبح دولتاش» خواهد دمید و او قانونگذار خواهد شد!
⭕️ ویژگیهای ۳گانه
«فریدون آدمیت» در کتاب «امیرکبیر و ایران» به ۳گانهای از ویژگیهای امیر اشاره دارد، که ترکیب این ۳ نقطه تمایز او از دیگر سیاستمداران ایرانی است. به زعم آدمیت، امیرکبیر برای نوسازی ایران ۳ نسخه تجویز میکند و این ۳ باید با هم حضور داشته باشند؛ و در مورد امیرکبیر این موارد وجود داشتند (متنها از فریدون آدمیت است):
1️⃣ نوآوری: «نوآوری در راه نشر فرهنگ و صنعت جدید»
2️⃣ ملیگرایی: «پاسداری هویت ملی و استقلال سیاسی ایران در مقابله با تعرض غربی»
3️⃣ اخلاقگرایی و بهبود حکمرانی: «اصلاحات سیاسی مملکتی و مبارزه با فساد اخلاق مدنی»
تقریبا در هر سیاستمدار ایرانی، یکی از پایههای این ۳گانه مفقود بوده است. امیرکبیر یگانه سیاستمداری بود که توانست هر ۳ را با هم پیش ببرد.
⭕️ نمادهای ۳گانه
امیرکبیر در مدت کوتاه صدارتش روزنامهای را پایهگذاری کرد که شماره ۴۹ آن خبررسان مرگ امیر بود! روزنامه وقایع اتفاقیه روزنامهای بود که نه تنها عموم مردم میخواندند؛ بلکه برای هر کارمند دولتی که درآمد بیش از ۲۰۰ تومان داشت، اشتراک آن اجباری بود. همانطور که افتتاحیه مدرسه دارالفنون تقریبا همزمان شد با مرگ او، هرچند نسل سیاستمداران و روشنفکران ایرانی را شکل داد، همانهایی که مشروطهخواهی ایران را ساختند!
هم مدرسه و هم روزنامه برآمده از همان ۳ ویژگی امیر کبیر بود: هر دو نوآوریهایی ویژه در ایران آن روز بودند؛ و به دلیل همین نوآور بودن مورد طعن و لعن محافظهکاران قرار داشت.
هر دو ابزارهای بهبود حکمرانی و ارتقاء اخلاق مدنی بودند. اصلیترین هدف مدرسه و روزنامه ارتقاء نظام حکمرانان و چارچوب فکری ایرانیان بود.
و البته هر دو ابزارهایی ملیگرایانه که نه تنها پیشنیاز استقلال (و به دور از شعارزدگی) بود؛ بلکه ابزار هویتسازی ملی نیز بود. هویتی که ابزارهای خود را نیاز داشت.
و البته هر دو همان بهانههایی بودند که برای قتل امیر به دست دشمنان محافظهکار، وابسته و فاسد کافی بود.
☑️ نتیجه راهبردی
اما ویژگیهای متعدد او باعث شده که کمتر دیده شود. اینکه سیاست را پله پله آموخت، اینکه چگونه جهان خارج از کشور بر ذهناش تاثیرات جدی گذاشت؛ و توسعه تبدیل به دغدغهاش شد. این که چطور مذاکرات بلندمدت کشور را برای ۴ سال راهبری کرد، علیرغم همه کارشکنیهای داخلی و خارجی. این که چطور او در مدت تنها ۳ سال صدارت این همه تغییر را برای کشور رقم زد!
هر ۳ ویژگی نوع خاصی از دشمنان امیر را شکل میداد:
1⃣ محافظهکاران و سنتگرایانی که با نوآوری مخالف بودند.
2⃣ وابستگان به کشورهای قدرتمند آن زمان
3⃣ گروههای فاسدی که نظام حکمرانی را ناکارآمد کرده بودند.
امیرکبیر هنوز میتواند نماد سیاستمدار ایرانی باشد؛ سیاستمداری که باید برخوردار از ۳ ویژگی نوآوری، ملیگرایی و اصلاحگر نظام حکمرانی باشد.
پ.ن.: یادداشتی به مناسبت ۱۸بهمن۱۲۲۹ سالروز انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#آینده_مشترک
@sharenovate
http://vrgl.ir/STHAO
امیر ناظمی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ رویای امیرکبیر بودن
رویای امیرکبیر بودن، رویای سیاستمدار ایرانی در دهههای اخیر بوده است. بسیاری از سیاستمداران وسوسه امیرکبیر شدن را در ذهن داشتهاند؛ تا حدی که فردی مثل هاشمی رفسنجانی در این الگوی ذهنیاش کتابی در خصوص امیرکبیر نوشت. اما پرسش آن است چرا هیچکدام امیرکبیر نشدند؟
شخصیتهای تاریخی مدام نیاز به بازخوانی دارند؛ چرا که در هر بازخوانی ویژگی یا برداشتی از آنها ارائه میشود که بیارتباط به وضعیت موجود برداشتکننده نیست. نمیتوان تاریخ را خواند و به پیوندهایش با وضعیت فعلی فکر نکرد؛ امیرکبیر نیز از حیث مستثنی نیست.
امیرکبیر تا سالها پس از صدارتش برای ایرانیان شناختهشده نبود؛ او در دوران پهلوی بود که به مرور شناخته شد. آشپززادهای که ابتدا در نامههای قائممقام فراهانی ناماش مشاهده میشود؛ وقتی از هوش و ذکاوتاش مینویسد، وقتی در طعنه به برادرش، از میرزاتقی (که هنوز نه امیر شده بود و نه کبیر) مثال میزند و وقتی در نامهای پیشبینی میکند که «صبح دولتاش» خواهد دمید و او قانونگذار خواهد شد!
⭕️ ویژگیهای ۳گانه
«فریدون آدمیت» در کتاب «امیرکبیر و ایران» به ۳گانهای از ویژگیهای امیر اشاره دارد، که ترکیب این ۳ نقطه تمایز او از دیگر سیاستمداران ایرانی است. به زعم آدمیت، امیرکبیر برای نوسازی ایران ۳ نسخه تجویز میکند و این ۳ باید با هم حضور داشته باشند؛ و در مورد امیرکبیر این موارد وجود داشتند (متنها از فریدون آدمیت است):
1️⃣ نوآوری: «نوآوری در راه نشر فرهنگ و صنعت جدید»
2️⃣ ملیگرایی: «پاسداری هویت ملی و استقلال سیاسی ایران در مقابله با تعرض غربی»
3️⃣ اخلاقگرایی و بهبود حکمرانی: «اصلاحات سیاسی مملکتی و مبارزه با فساد اخلاق مدنی»
تقریبا در هر سیاستمدار ایرانی، یکی از پایههای این ۳گانه مفقود بوده است. امیرکبیر یگانه سیاستمداری بود که توانست هر ۳ را با هم پیش ببرد.
⭕️ نمادهای ۳گانه
امیرکبیر در مدت کوتاه صدارتش روزنامهای را پایهگذاری کرد که شماره ۴۹ آن خبررسان مرگ امیر بود! روزنامه وقایع اتفاقیه روزنامهای بود که نه تنها عموم مردم میخواندند؛ بلکه برای هر کارمند دولتی که درآمد بیش از ۲۰۰ تومان داشت، اشتراک آن اجباری بود. همانطور که افتتاحیه مدرسه دارالفنون تقریبا همزمان شد با مرگ او، هرچند نسل سیاستمداران و روشنفکران ایرانی را شکل داد، همانهایی که مشروطهخواهی ایران را ساختند!
هم مدرسه و هم روزنامه برآمده از همان ۳ ویژگی امیر کبیر بود: هر دو نوآوریهایی ویژه در ایران آن روز بودند؛ و به دلیل همین نوآور بودن مورد طعن و لعن محافظهکاران قرار داشت.
هر دو ابزارهای بهبود حکمرانی و ارتقاء اخلاق مدنی بودند. اصلیترین هدف مدرسه و روزنامه ارتقاء نظام حکمرانان و چارچوب فکری ایرانیان بود.
و البته هر دو ابزارهایی ملیگرایانه که نه تنها پیشنیاز استقلال (و به دور از شعارزدگی) بود؛ بلکه ابزار هویتسازی ملی نیز بود. هویتی که ابزارهای خود را نیاز داشت.
و البته هر دو همان بهانههایی بودند که برای قتل امیر به دست دشمنان محافظهکار، وابسته و فاسد کافی بود.
☑️ نتیجه راهبردی
اما ویژگیهای متعدد او باعث شده که کمتر دیده شود. اینکه سیاست را پله پله آموخت، اینکه چگونه جهان خارج از کشور بر ذهناش تاثیرات جدی گذاشت؛ و توسعه تبدیل به دغدغهاش شد. این که چطور مذاکرات بلندمدت کشور را برای ۴ سال راهبری کرد، علیرغم همه کارشکنیهای داخلی و خارجی. این که چطور او در مدت تنها ۳ سال صدارت این همه تغییر را برای کشور رقم زد!
هر ۳ ویژگی نوع خاصی از دشمنان امیر را شکل میداد:
1⃣ محافظهکاران و سنتگرایانی که با نوآوری مخالف بودند.
2⃣ وابستگان به کشورهای قدرتمند آن زمان
3⃣ گروههای فاسدی که نظام حکمرانی را ناکارآمد کرده بودند.
امیرکبیر هنوز میتواند نماد سیاستمدار ایرانی باشد؛ سیاستمداری که باید برخوردار از ۳ ویژگی نوآوری، ملیگرایی و اصلاحگر نظام حکمرانی باشد.
پ.ن.: یادداشتی به مناسبت ۱۸بهمن۱۲۲۹ سالروز انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#آینده_مشترک
@sharenovate
http://vrgl.ir/STHAO
ویرگول
چگونه امیرکبیر بودن
امیر ناظمی رویای امیرکبیر بودن رویای امیرکبیر بودن، رویای سیاستمدار ایرانی در دهههای اخیر بوده است بسیاری از سیاستمداران وسوسه امیرکبیر…
🔳⭕️ وقتی پای منافع وسط باشد!
علی سرزعیم-تحلیلگر اقتصاد
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
⭕️ داستانی از بریتانیای قرن نوزدهم
(دیوید تامسن، «تاریخ اروپا از دوران ناپلئون»، ص ۲۴۹)
«کشتیهای بخار ... به طور روزافزون در کشتیرانی اقیانوسی بهکار گرفته میشدند. ... تجارت ماورای بحار برای برخی از صنایع بزرگ بریتانیا آنقدر اهمیت یافته بود که تغییری بزرگ در سیاست تجاری بریتانیا را ایجاب کند. بحثها و جدلها همه در مورد دو مسئله بود: قوانین غله، که کارخانهداران و بازرگانان مخالفش بودند چون مانع صادرات آزاد بود. ... در ۱۸۳۶ زمانی که قیمت غلات بالا رفته بود، رادیکالهای لندن نخستین انجمن ضد قوانین غلات را به وجود آوردند؛ اما لنکشر با آن کارخانههای نخریسیاش زادگاه طبیعی جنبش تجارت آزاد بود. پنبه خام از کالاهای وارداتی بود و منسوجات نخی سهم بزرگی از صادرات را تشکیل میداد. رونق اقتصادی لنکشر بستگی مستقیم به تجارت خارجی داشت و مانع اصلی بر سر راه تجارت خارجی، قوانین غله بود که برای حمایت از تولید داخلی غله و حفظ قیمت بالای آن، وضع شده بود. شعار غذای ارزان، شعاری ساده و همگانی بود. ...
بر سر همین مسئله بود که کشمکش میان محافظه کاران ذینفع در کشاورزی و لیبرالهای ذینفع در تولید و تجارت به اوج رسید. اتحادیه ضد قانون غله تشکیل شد که ستاد آن در منچستر بود. شیوه تبلیغاتی این اتحادیه با استفاده از جزوهها، مطبوعات، اجتماعات تودهای و نطقها و فشارهای پارلمانی، الگوی تازهای برای تحریک و ایجاد هیجان نیرومند، شدید و ساده و عمومی به وجود آورد. ... این جنبش در مقاطعی مثلا در ۱۸۴۲ خصلتی تقریباً انقلابی پیدا میکرد. همزمان با گسترش فعالیت نهضت به روستاها، آتش زدن مزارع غلات و ناآرامیهای روستایی نیز شیوع پیدا کرد. در ۱۸۴۵ محصول اندک بود و آفت ویرانگری تقریباً همه محصول سیبزمینی را از میان برد. چون غذای اصلی مردم در ایرلند سیبزمینی بود، این ناحیه دچار قحطی و گرسنگی شدیدی شد. اتحادیه خواستار لغو سریع و کامل قوانینی شد که در شرایطی که مردم گرسنگی میکشیدند مانع وارد کردن مواد غذایی بود.
هر دو حزب سیاسی انگلستان دچار آشفتگی و پریشانی شدند. نخستوزیر از مقام خود استعفا کرد اما حزب رقیب نیز نتوانست دولت اقلیتی تشکیل دهد. نهایتاً کابینه جدیدی تشکیل شد که توانست تجدیدنظر کاملی در نظام مالی به عمل آورد. دولت وی با حذف عوارض گمرکی ذرت، کاهش اساسی عوارض گمرکی سایر غلات از جمله گندم، و صدور مجوز واردات آزاد اکثر مواد غذایی، این روند را کامل کرد».
⭕️ چه شد که آن سیاست تغییر کرد؟
این حکایت درباره تاریخ «تغییر سیاستی» در یک کشور پیشرو توسعه است. برخی فکر میکنند عرصه سیاستگذاری، فقط عرصه استدلالهای منطقی باریکبینانه است، اما این حکایت نشان میدهد حتی در بریتانیای پیشرو صنعتیشدن هم، تعارض منافع زمیندارانی که منافعشان در حفظ انحصار غلات و منع واردات غله بود با صنعتگران، مانع تغییر سیاست بود.
تامسن توضیح میدهد که «از زمان تشکیل نخستین «انجمن ضد قانون غله» ده سال طول کشید تا قوانین غلّه لغو شد، ده سالی که مملو از هیجان و بیقراری عمومی بود و سرانجام نیز فقط به یاری قحطی بود که دولت توانست بر پارلمانی که تازه معتدلتر شده بود چیره شود. اما صاحبان منافع تولیدی و تجاری سرانجام با پشتیبانی گسترده مردم توانستند به پیروزی کامل دست یابند».
☑️ تجویز راهبردی:
🔹 این داستان نشان میدهد که هر سیاست اقتصادی، برنده و بازنده و به عبارت دیگر ذینفعانی ایجاد میکند. ذینفعان سیاست فعلی، اینرسی لازم برای حفظ وضع موجود و تداوم سیاستها را فراهم میکنند.
🔹 این داستان نشان میدهد که اصولا تغییر سیاستها در اتاقهای دربسته سیاستگذاران و بر اساس استدلالهای عمیق و ظریف کارشناسی و محاسبه هزینه-فایده اقتصادی برای کل جامعه صورت نمیگیرد بلکه هزینه-فایده سیاسی نقش مهمی ایفا میکند. فشارهای اجتماعی که از جوانب مختلف وارد میشود برآیند نیروها را ایجاد کرده و این برآیند نیروها نهایتا جهت بعدی یک سیاست (حفظ یا تغییر) را مشخص میکند.
🔹 بزنگاهها و فرصتهایی که اتفاقات محیطی فراهم میکند در غلبه بر قدرت فائقه نیروهای حفظ وضع موجود مهم هستند و باید از آنها حداکثر استفاده را نمود.
ادامه مطلب در لینک ویرگول شبکه توسعه👇
http://vrgl.ir/VKvhP
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
علی سرزعیم-تحلیلگر اقتصاد
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
⭕️ داستانی از بریتانیای قرن نوزدهم
(دیوید تامسن، «تاریخ اروپا از دوران ناپلئون»، ص ۲۴۹)
«کشتیهای بخار ... به طور روزافزون در کشتیرانی اقیانوسی بهکار گرفته میشدند. ... تجارت ماورای بحار برای برخی از صنایع بزرگ بریتانیا آنقدر اهمیت یافته بود که تغییری بزرگ در سیاست تجاری بریتانیا را ایجاب کند. بحثها و جدلها همه در مورد دو مسئله بود: قوانین غله، که کارخانهداران و بازرگانان مخالفش بودند چون مانع صادرات آزاد بود. ... در ۱۸۳۶ زمانی که قیمت غلات بالا رفته بود، رادیکالهای لندن نخستین انجمن ضد قوانین غلات را به وجود آوردند؛ اما لنکشر با آن کارخانههای نخریسیاش زادگاه طبیعی جنبش تجارت آزاد بود. پنبه خام از کالاهای وارداتی بود و منسوجات نخی سهم بزرگی از صادرات را تشکیل میداد. رونق اقتصادی لنکشر بستگی مستقیم به تجارت خارجی داشت و مانع اصلی بر سر راه تجارت خارجی، قوانین غله بود که برای حمایت از تولید داخلی غله و حفظ قیمت بالای آن، وضع شده بود. شعار غذای ارزان، شعاری ساده و همگانی بود. ...
بر سر همین مسئله بود که کشمکش میان محافظه کاران ذینفع در کشاورزی و لیبرالهای ذینفع در تولید و تجارت به اوج رسید. اتحادیه ضد قانون غله تشکیل شد که ستاد آن در منچستر بود. شیوه تبلیغاتی این اتحادیه با استفاده از جزوهها، مطبوعات، اجتماعات تودهای و نطقها و فشارهای پارلمانی، الگوی تازهای برای تحریک و ایجاد هیجان نیرومند، شدید و ساده و عمومی به وجود آورد. ... این جنبش در مقاطعی مثلا در ۱۸۴۲ خصلتی تقریباً انقلابی پیدا میکرد. همزمان با گسترش فعالیت نهضت به روستاها، آتش زدن مزارع غلات و ناآرامیهای روستایی نیز شیوع پیدا کرد. در ۱۸۴۵ محصول اندک بود و آفت ویرانگری تقریباً همه محصول سیبزمینی را از میان برد. چون غذای اصلی مردم در ایرلند سیبزمینی بود، این ناحیه دچار قحطی و گرسنگی شدیدی شد. اتحادیه خواستار لغو سریع و کامل قوانینی شد که در شرایطی که مردم گرسنگی میکشیدند مانع وارد کردن مواد غذایی بود.
هر دو حزب سیاسی انگلستان دچار آشفتگی و پریشانی شدند. نخستوزیر از مقام خود استعفا کرد اما حزب رقیب نیز نتوانست دولت اقلیتی تشکیل دهد. نهایتاً کابینه جدیدی تشکیل شد که توانست تجدیدنظر کاملی در نظام مالی به عمل آورد. دولت وی با حذف عوارض گمرکی ذرت، کاهش اساسی عوارض گمرکی سایر غلات از جمله گندم، و صدور مجوز واردات آزاد اکثر مواد غذایی، این روند را کامل کرد».
⭕️ چه شد که آن سیاست تغییر کرد؟
این حکایت درباره تاریخ «تغییر سیاستی» در یک کشور پیشرو توسعه است. برخی فکر میکنند عرصه سیاستگذاری، فقط عرصه استدلالهای منطقی باریکبینانه است، اما این حکایت نشان میدهد حتی در بریتانیای پیشرو صنعتیشدن هم، تعارض منافع زمیندارانی که منافعشان در حفظ انحصار غلات و منع واردات غله بود با صنعتگران، مانع تغییر سیاست بود.
تامسن توضیح میدهد که «از زمان تشکیل نخستین «انجمن ضد قانون غله» ده سال طول کشید تا قوانین غلّه لغو شد، ده سالی که مملو از هیجان و بیقراری عمومی بود و سرانجام نیز فقط به یاری قحطی بود که دولت توانست بر پارلمانی که تازه معتدلتر شده بود چیره شود. اما صاحبان منافع تولیدی و تجاری سرانجام با پشتیبانی گسترده مردم توانستند به پیروزی کامل دست یابند».
☑️ تجویز راهبردی:
🔹 این داستان نشان میدهد که هر سیاست اقتصادی، برنده و بازنده و به عبارت دیگر ذینفعانی ایجاد میکند. ذینفعان سیاست فعلی، اینرسی لازم برای حفظ وضع موجود و تداوم سیاستها را فراهم میکنند.
🔹 این داستان نشان میدهد که اصولا تغییر سیاستها در اتاقهای دربسته سیاستگذاران و بر اساس استدلالهای عمیق و ظریف کارشناسی و محاسبه هزینه-فایده اقتصادی برای کل جامعه صورت نمیگیرد بلکه هزینه-فایده سیاسی نقش مهمی ایفا میکند. فشارهای اجتماعی که از جوانب مختلف وارد میشود برآیند نیروها را ایجاد کرده و این برآیند نیروها نهایتا جهت بعدی یک سیاست (حفظ یا تغییر) را مشخص میکند.
🔹 بزنگاهها و فرصتهایی که اتفاقات محیطی فراهم میکند در غلبه بر قدرت فائقه نیروهای حفظ وضع موجود مهم هستند و باید از آنها حداکثر استفاده را نمود.
ادامه مطلب در لینک ویرگول شبکه توسعه👇
http://vrgl.ir/VKvhP
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
ویرگول
وقتی پای منافع وسط باشد!
علی سرزعیم تحلیلگر اقتصاد داستانی از بریتانیای قرن نوزدهم دیوید تامسن، «تاریخ اروپا از دوران ناپلئون»، ص «کشتیهای بخار به طو…
👍1
🔳⭕️ هسته سخت توسعه
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ راحتترين بخش تلاش براي نوازنده موسيقي شدن، خريدن ساز است. شما سازهاي زيادي ديدهايد که گوشه خانه اين و آن افتادهاند، اما خريدار هيچ وقت نوازنده نشده است. راحتترين بخش ورزشکار شدن هم خريدن لوازم ورزشی است.
⭕️ داستان را ميشود در چهار کلمه خلاصه کرد:
«سخت و سهل؛ نرم و سخت»
🔹 ساز که ميخريد، سختافزاري است که براي خريد بهترين نوع آن فقط پول خيلي بيشتري احتياج داريد، اما اگر پول داشته باشيد، سهل است. نوازنده شدن اما نيازمند کار نرمافزاري است. نرم نرم بايد بدن و ذهن را با ريتم هماهنگ کنيد، تئوري موسيقي بياموزيد و زحمت بکشيد. همين بخش نرم خيلي سخت است.
🔹 پول که داشته باشيد، ميتوانيد کارخانه وارد کنيد، جاده بکشيد، هواپيما و کشتي بخريد، وزارتخانه تأسيس کنيد و مدرسههاي زياد بسازيد. اينها همه لُجستيک يا پشتيباني و تمهيد کردن وسيله است. اينها کار سختافزاري اما راحت توسعه يا همان بخش «سخت و سهل» و البته گران توسعه است.
🔹 مسأله از وقتي آغاز ميشود که قرار است صدها هزار معلم به ميليونها دانشآموز درس بدهند. مدرسه (ساز) هست، روش مناسب آموزش، در نظر گرفتن ويژگيهاي يادگيرنده، خلاقيت نوآموز و ... همه نرمافزاري هستند و فناوري مشخصي هم ندارد. ساخت مدرسه فناوري مشخص ساختوساز دارد، اما فناوري آموزش مشخص نيست.
🔹 ساخت هواپيما فناوري مشخصي دارد اما رساندن شرکت هواپيمايي به نقطهاي که هواپيماهاي چندده يا چندصد ميليون دلارياش بيشترين ساعات پرواز با نرخ اشغال صندلي بالا داشته باشند و به سوددهي برسد، فناوري مشخصي ندارد. يادگيري در دانشگاه، سياستگذاري در وزارتخانه، اصلاح رانندگي مردم و خلاقانه کار کردن در کارخانه نيز همگي «نرمِ سخت» هستند.
🔹 خريد هواپيما (سخت و سهلِ گران) نيازمند مذاکره وزارتخانه يا شرکت هواپيمايي با شرکت هواپيماسازي و تأمين مالي يک بانک است؛ اما بالا بردن ساعات پرواز و کيفيت خدمات هواپيمايي، نيازمند ارتباطگيري با هزاران کارمند، ميليونها مسافر، يادگيري مهارتهاي بسيار از خلباني تا ميهمانداري توسط هزاران نفر، و تصميمهاي متعدد است. کار انساني، نيازمند هماهنگي، خلاقيت و توأم با عدم قطعيتهاي متعدد است.
🔹 دانشگاه ساختن سخت و سهلِ گران، اما توسعه علمي نيازمند کار نرمافزاري صدها عضو هيئت علمي، انگيزه دادن به آنها، انگيزهدار ساختن هزاران دانشجو، هماهنگ کردن دانشگاه، صنعت، مراکز تحقيقاتي خصوصي، تأمين مالي، تضمين آزادي علمي و استقلال دانشگاه است. اينها با پول تنها حاصل نميشوند و فناوري هماهنگ کردن دانشگاه با صنعت هم ثابت شناختهشدهاي نيست و در هر محيط اجتماعي، سياسي و اقتصادي تغيير ميکند.
☑️ نتيجهگيري
⭕️ ما در سالهايي که پول نفت زياد داشتيم و با بهرهکشي مخرب از طبيعت ايران، هزينه کار «سخت و سهلِ گران» ايجاد خيلي زيرساختهاي سخت را فراهم کرديم. اين سختافزارها به ما توهم توسعه دادهاند.
⭕️ همه ابزارهاي زندگي ما - خودرو، گوشي، وسايل خانگي، وسايل حملونقل، مواد ساختمانها، جادهها، شبکه اينترنت، ساختمان دانشگاهها و مدارس و ... - بهطور ميانگين نه در همه کشور، بهتر از آن چيزهايي هستند که در دهههاي گذشته داشتيم، اما احساس ميکنيم کاري پيش نميرود و ظرفيت حل مسأله زياد نيست. انگار به جاي سفت خوردهايم.
⭕️ ما «ساز خريدهايم» اما نوازنده شدن دانش، رويکرد، مهارت و جهتگيري ديگري ميخواهد. يک پله بالاتر ميروم. ساختن ساز نجاري ميطلبد، اما نوازندگي و توليد موسيقي خوب از جنس ساختوساز نيست؛ نظريه، ريتمخواني، هماهنگي بدن و ذهن، پرورش احساس، غليان عواطف؛ و هماهنگي بسيار زياد بين چندين نوازنده در قالب يک گروه موسيقي را ميطلبد.
⭕️ کلنگ به دستها و دست به آچارهايي که جاده و هواپيما ميسازند، استاتيک و مقاومت مصالح که بهکار ساختن ساختمان و سازه ميآيند، و پول و جرثقيل که براي تهيه سختافزارها ضرورياند؛ همه لازماند اما نه براي مرحله «نرمِ سخت» توسعه.
⭕ ما به جاي سفت توسعه رسيدهايم؛ مرحلهاي که بايد کار «نرم سخت» کرد. انديشههاي نو (عمدتاً از جنس فلسفه، سياست، علوم اجتماعي، مديريت و ...)، مهارتهاي جديد (از جنس گفتوگو، مذاکره و هماهنگي و قابليتسازي)، جلب مشارکت و ... ميخواهيم.
⭕ ادامه اين مسير #کلنگ_انديشي، #بتن_محوري و #آچار_به_دستي، يعني ماشينها، موبايلها و وسايل زندگي بهتر ميشوند اما ناراضيتر شده و احساس ميکنيم سخت گير افتادهايم، کاري پيش نميرود.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دغدغه_ایران
@fazeli_mohammad
http://vrgl.ir/kXdh4
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ راحتترين بخش تلاش براي نوازنده موسيقي شدن، خريدن ساز است. شما سازهاي زيادي ديدهايد که گوشه خانه اين و آن افتادهاند، اما خريدار هيچ وقت نوازنده نشده است. راحتترين بخش ورزشکار شدن هم خريدن لوازم ورزشی است.
⭕️ داستان را ميشود در چهار کلمه خلاصه کرد:
«سخت و سهل؛ نرم و سخت»
🔹 ساز که ميخريد، سختافزاري است که براي خريد بهترين نوع آن فقط پول خيلي بيشتري احتياج داريد، اما اگر پول داشته باشيد، سهل است. نوازنده شدن اما نيازمند کار نرمافزاري است. نرم نرم بايد بدن و ذهن را با ريتم هماهنگ کنيد، تئوري موسيقي بياموزيد و زحمت بکشيد. همين بخش نرم خيلي سخت است.
🔹 پول که داشته باشيد، ميتوانيد کارخانه وارد کنيد، جاده بکشيد، هواپيما و کشتي بخريد، وزارتخانه تأسيس کنيد و مدرسههاي زياد بسازيد. اينها همه لُجستيک يا پشتيباني و تمهيد کردن وسيله است. اينها کار سختافزاري اما راحت توسعه يا همان بخش «سخت و سهل» و البته گران توسعه است.
🔹 مسأله از وقتي آغاز ميشود که قرار است صدها هزار معلم به ميليونها دانشآموز درس بدهند. مدرسه (ساز) هست، روش مناسب آموزش، در نظر گرفتن ويژگيهاي يادگيرنده، خلاقيت نوآموز و ... همه نرمافزاري هستند و فناوري مشخصي هم ندارد. ساخت مدرسه فناوري مشخص ساختوساز دارد، اما فناوري آموزش مشخص نيست.
🔹 ساخت هواپيما فناوري مشخصي دارد اما رساندن شرکت هواپيمايي به نقطهاي که هواپيماهاي چندده يا چندصد ميليون دلارياش بيشترين ساعات پرواز با نرخ اشغال صندلي بالا داشته باشند و به سوددهي برسد، فناوري مشخصي ندارد. يادگيري در دانشگاه، سياستگذاري در وزارتخانه، اصلاح رانندگي مردم و خلاقانه کار کردن در کارخانه نيز همگي «نرمِ سخت» هستند.
🔹 خريد هواپيما (سخت و سهلِ گران) نيازمند مذاکره وزارتخانه يا شرکت هواپيمايي با شرکت هواپيماسازي و تأمين مالي يک بانک است؛ اما بالا بردن ساعات پرواز و کيفيت خدمات هواپيمايي، نيازمند ارتباطگيري با هزاران کارمند، ميليونها مسافر، يادگيري مهارتهاي بسيار از خلباني تا ميهمانداري توسط هزاران نفر، و تصميمهاي متعدد است. کار انساني، نيازمند هماهنگي، خلاقيت و توأم با عدم قطعيتهاي متعدد است.
🔹 دانشگاه ساختن سخت و سهلِ گران، اما توسعه علمي نيازمند کار نرمافزاري صدها عضو هيئت علمي، انگيزه دادن به آنها، انگيزهدار ساختن هزاران دانشجو، هماهنگ کردن دانشگاه، صنعت، مراکز تحقيقاتي خصوصي، تأمين مالي، تضمين آزادي علمي و استقلال دانشگاه است. اينها با پول تنها حاصل نميشوند و فناوري هماهنگ کردن دانشگاه با صنعت هم ثابت شناختهشدهاي نيست و در هر محيط اجتماعي، سياسي و اقتصادي تغيير ميکند.
☑️ نتيجهگيري
⭕️ ما در سالهايي که پول نفت زياد داشتيم و با بهرهکشي مخرب از طبيعت ايران، هزينه کار «سخت و سهلِ گران» ايجاد خيلي زيرساختهاي سخت را فراهم کرديم. اين سختافزارها به ما توهم توسعه دادهاند.
⭕️ همه ابزارهاي زندگي ما - خودرو، گوشي، وسايل خانگي، وسايل حملونقل، مواد ساختمانها، جادهها، شبکه اينترنت، ساختمان دانشگاهها و مدارس و ... - بهطور ميانگين نه در همه کشور، بهتر از آن چيزهايي هستند که در دهههاي گذشته داشتيم، اما احساس ميکنيم کاري پيش نميرود و ظرفيت حل مسأله زياد نيست. انگار به جاي سفت خوردهايم.
⭕️ ما «ساز خريدهايم» اما نوازنده شدن دانش، رويکرد، مهارت و جهتگيري ديگري ميخواهد. يک پله بالاتر ميروم. ساختن ساز نجاري ميطلبد، اما نوازندگي و توليد موسيقي خوب از جنس ساختوساز نيست؛ نظريه، ريتمخواني، هماهنگي بدن و ذهن، پرورش احساس، غليان عواطف؛ و هماهنگي بسيار زياد بين چندين نوازنده در قالب يک گروه موسيقي را ميطلبد.
⭕️ کلنگ به دستها و دست به آچارهايي که جاده و هواپيما ميسازند، استاتيک و مقاومت مصالح که بهکار ساختن ساختمان و سازه ميآيند، و پول و جرثقيل که براي تهيه سختافزارها ضرورياند؛ همه لازماند اما نه براي مرحله «نرمِ سخت» توسعه.
⭕ ما به جاي سفت توسعه رسيدهايم؛ مرحلهاي که بايد کار «نرم سخت» کرد. انديشههاي نو (عمدتاً از جنس فلسفه، سياست، علوم اجتماعي، مديريت و ...)، مهارتهاي جديد (از جنس گفتوگو، مذاکره و هماهنگي و قابليتسازي)، جلب مشارکت و ... ميخواهيم.
⭕ ادامه اين مسير #کلنگ_انديشي، #بتن_محوري و #آچار_به_دستي، يعني ماشينها، موبايلها و وسايل زندگي بهتر ميشوند اما ناراضيتر شده و احساس ميکنيم سخت گير افتادهايم، کاري پيش نميرود.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دغدغه_ایران
@fazeli_mohammad
http://vrgl.ir/kXdh4
ویرگول
هسته سخت توسعه
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي راحتترين بخش تلاش براي نوازنده موسيقي شدن، خريدن ساز است شما سازهاي زيادي ديدهايد که…
🔳⭕️ ما همه باهم باشیم!
سهند ایرانمهر
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ میخواهم از خودمان به عنوان مردم و وظایفمان بگویم. اینکه به عنوان ملتی که انواع بحرانها و مصایب را تجربه کردهایم و زخمهای ناسوری هم بر روح و جان داریم که به نظر من بدترینش از بین رفتن اعتماد بوده است، حالا میان خودمان به عنوان مردم که آسیبپذیرترین بخش بحرانیم، چه تعاملات و رفتارهایی باید داشته باشیم.
اگر نتوانم که فرا دستان را خم بیاورم، جهان زیرین را به جان (حرکت) خواهم آورد.
- آنئید ویرژیل، کتاب هفتم، ۳۱۲
⭕️ انسان در موارد بسیاری قادر به تغییر یا بهبود دادن اوضاعی فراتر از توان خود نیست. این وضعیت گاهی برای یک اجتماع نیز رخ میدهد. این خوب است که فرد یا اجتماع در چنین مواردی آرمان خود را در وجدان فردی یا جمعی خود مرور یا بازآفرینی کند اما اگر این مساله به شکل وسواسگونه و در پی موانع و دشواریهای متعدد همچنان ادامه یابد و تنها راه ممکن همان راهی تلقی شود که پیشتر با هزینه بسیار به ناکامی رسیده است و حاصلی جز افسردگی نخواهد داشت.
⭕️ هرکدام از ما میتوانیم آن همدلی، انسجام، برنامهریزی، شفقت، شفافیت و اعتمادی که فقدان آن در سطح مدیریت، سبب هراس کنونی ما در مواجهه با بحران کرونا شده است را بین خودمان و در واحد ملت ایجاد کنیم.
⭕️ چگونه؟
🔹 قرار نیست ما به هم دروغ بگوییم یا واقعیت بحرانی که با آن مواجهیم را کتمان کنیم اما در عین حال نباید در صحبتهای خود در بین خویشاوندان یا کسانی که با آنها هم صحبت میشویم دنیایی را تصویر کنیم که جز مرگ فرجامی ندارد. بحران کنونی پایان دنیا یا ما نیست بلکه بحرانی است مثل مابقی بحرانهایی که بشر و حتی ملت ما درگذشته نیز تجربه کرده است با این تفاوت که دسترسی به اخبار حضور آن را سنگینتر کرده است اما به همان میزان امکان رفع آن نیز هست در عین حال حتی اگر با سوء مدیریت و پنهانکاری مواجهیم اما هنوز از نقش خود ما برای سرنوشتمان کم نشده است.
🔹 این دست ماست که وقتی صحبت از رعایت بهداشت فردی میشود، مسئولانه آن را رعایت کنیم. این ما هستیم که میتوانیم به جای حرکت به سمت جادههای شمال یا جنوب و تسری بحران به دیگر نقاط در خانههای خود بمانیم و از سفر غیر ضروری اجتناب کنیم.
🔹 این ما هستیم که میتوانیم به بیماران پیام رسای "قوی باش" بدهیم و بجای احتکار ماسک و مواد ضد عفونی کننده، امکان تهیه را برای دیگران هم فراهم کنیم. این ما هستیم که میتوانیم از هراسهایی که سبب استرس بالاخص در کودکان میشود، بکاهیم. دروازه بانی خبر داشته باشیم. به کادر پزشکی، رانندگان آمبولانس و دیگر بخشهای مرتبط که جان خود را در دست گرفتهاند،خسته نباشید، بگوییم. این ما هستیم که میتوانیم به هم یادآوری کنیم که "نترسید ما همه باهم هستیم "و ...
⭕️ یادداشتم را با داستانی واقعی به پایان میبرم.
داستان "فاویو چاوز" (ویدیوی پیوست) اهل پاراگوئه که وقتی به محل دپوی زبالهها در حاشیه پایتخت رفت، کودکانی را دید که حکومت و جامعه آنان را فراموش کرده است و جز رایحه عفن زباله هیچ نصیبی نبردهاند. فاویو موزیسین بود او نمیتوانست جهان بالا را تغییر بدهد اما جهان زیرین او بچههای فقیر و محیط عفن و هنر موسیقیاش بود. راهکار او برای بچههایی که حتی اگر امکان خرید ساز هم بود نمیتوانستند از ترس سارقان آن را به دست بگیرند، ساخت آلات موسیقی از همان مواد دورریختنی و آموزش آن در محیط خودش بود. او جهان پیرامون خود را تغییر و گروهی هنری را تشکیل داد که اکنون در سراسر جهان برنامه اجرا میکند و نه فقط بهبود وضعیت دیگر کودکان آن سامان را با درآمدی خوب فراهم که جوانههای بهبود را هم در دل آنان شکوفا کرده است.
ما هم میتوانیم مثل فاویو چاور باشیم. همیشه برای یاس و خشم ارتش مجهزی وجود دارد، شما نگران کمبود شمار آنان نباشید به سهم خود به اطرافیانتان در بحران کمک کنید تا دستپاچگی و نگرانی و بختک ترسی که دامانشان را گرفته است بیش از این وسعت پیدا نکند و دستکم به اندازه نگرانی کرونا، دلگرمی همراهی و محبت شما در روحشان اثر کند. ما خودمان باید به داد هم برسیم.
باز نشر از کانال "سهند ایرانمهر"
@sahandiranmehr
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
سهند ایرانمهر
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ میخواهم از خودمان به عنوان مردم و وظایفمان بگویم. اینکه به عنوان ملتی که انواع بحرانها و مصایب را تجربه کردهایم و زخمهای ناسوری هم بر روح و جان داریم که به نظر من بدترینش از بین رفتن اعتماد بوده است، حالا میان خودمان به عنوان مردم که آسیبپذیرترین بخش بحرانیم، چه تعاملات و رفتارهایی باید داشته باشیم.
اگر نتوانم که فرا دستان را خم بیاورم، جهان زیرین را به جان (حرکت) خواهم آورد.
- آنئید ویرژیل، کتاب هفتم، ۳۱۲
⭕️ انسان در موارد بسیاری قادر به تغییر یا بهبود دادن اوضاعی فراتر از توان خود نیست. این وضعیت گاهی برای یک اجتماع نیز رخ میدهد. این خوب است که فرد یا اجتماع در چنین مواردی آرمان خود را در وجدان فردی یا جمعی خود مرور یا بازآفرینی کند اما اگر این مساله به شکل وسواسگونه و در پی موانع و دشواریهای متعدد همچنان ادامه یابد و تنها راه ممکن همان راهی تلقی شود که پیشتر با هزینه بسیار به ناکامی رسیده است و حاصلی جز افسردگی نخواهد داشت.
⭕️ هرکدام از ما میتوانیم آن همدلی، انسجام، برنامهریزی، شفقت، شفافیت و اعتمادی که فقدان آن در سطح مدیریت، سبب هراس کنونی ما در مواجهه با بحران کرونا شده است را بین خودمان و در واحد ملت ایجاد کنیم.
⭕️ چگونه؟
🔹 قرار نیست ما به هم دروغ بگوییم یا واقعیت بحرانی که با آن مواجهیم را کتمان کنیم اما در عین حال نباید در صحبتهای خود در بین خویشاوندان یا کسانی که با آنها هم صحبت میشویم دنیایی را تصویر کنیم که جز مرگ فرجامی ندارد. بحران کنونی پایان دنیا یا ما نیست بلکه بحرانی است مثل مابقی بحرانهایی که بشر و حتی ملت ما درگذشته نیز تجربه کرده است با این تفاوت که دسترسی به اخبار حضور آن را سنگینتر کرده است اما به همان میزان امکان رفع آن نیز هست در عین حال حتی اگر با سوء مدیریت و پنهانکاری مواجهیم اما هنوز از نقش خود ما برای سرنوشتمان کم نشده است.
🔹 این دست ماست که وقتی صحبت از رعایت بهداشت فردی میشود، مسئولانه آن را رعایت کنیم. این ما هستیم که میتوانیم به جای حرکت به سمت جادههای شمال یا جنوب و تسری بحران به دیگر نقاط در خانههای خود بمانیم و از سفر غیر ضروری اجتناب کنیم.
🔹 این ما هستیم که میتوانیم به بیماران پیام رسای "قوی باش" بدهیم و بجای احتکار ماسک و مواد ضد عفونی کننده، امکان تهیه را برای دیگران هم فراهم کنیم. این ما هستیم که میتوانیم از هراسهایی که سبب استرس بالاخص در کودکان میشود، بکاهیم. دروازه بانی خبر داشته باشیم. به کادر پزشکی، رانندگان آمبولانس و دیگر بخشهای مرتبط که جان خود را در دست گرفتهاند،خسته نباشید، بگوییم. این ما هستیم که میتوانیم به هم یادآوری کنیم که "نترسید ما همه باهم هستیم "و ...
⭕️ یادداشتم را با داستانی واقعی به پایان میبرم.
داستان "فاویو چاوز" (ویدیوی پیوست) اهل پاراگوئه که وقتی به محل دپوی زبالهها در حاشیه پایتخت رفت، کودکانی را دید که حکومت و جامعه آنان را فراموش کرده است و جز رایحه عفن زباله هیچ نصیبی نبردهاند. فاویو موزیسین بود او نمیتوانست جهان بالا را تغییر بدهد اما جهان زیرین او بچههای فقیر و محیط عفن و هنر موسیقیاش بود. راهکار او برای بچههایی که حتی اگر امکان خرید ساز هم بود نمیتوانستند از ترس سارقان آن را به دست بگیرند، ساخت آلات موسیقی از همان مواد دورریختنی و آموزش آن در محیط خودش بود. او جهان پیرامون خود را تغییر و گروهی هنری را تشکیل داد که اکنون در سراسر جهان برنامه اجرا میکند و نه فقط بهبود وضعیت دیگر کودکان آن سامان را با درآمدی خوب فراهم که جوانههای بهبود را هم در دل آنان شکوفا کرده است.
ما هم میتوانیم مثل فاویو چاور باشیم. همیشه برای یاس و خشم ارتش مجهزی وجود دارد، شما نگران کمبود شمار آنان نباشید به سهم خود به اطرافیانتان در بحران کمک کنید تا دستپاچگی و نگرانی و بختک ترسی که دامانشان را گرفته است بیش از این وسعت پیدا نکند و دستکم به اندازه نگرانی کرونا، دلگرمی همراهی و محبت شما در روحشان اثر کند. ما خودمان باید به داد هم برسیم.
باز نشر از کانال "سهند ایرانمهر"
@sahandiranmehr
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
Telegram
attach 📎
🔳⭕️ جلوتر از کوئید ۱۹ حرکت کنیم
این پست موقتی و باتوجه به شرایط موجود و ضرورت اطلاعرسانی در رابطه با دستورالعمل عمومی پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا جدید و مسئولیت شهروندی است.
⭕️ دستورالعمل عمومی پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا جدید (فایل PDF پیوست) در سه بخش تنظیم شده است:
1️⃣ آشنایی با التهاب ریوی ناشی از ابتلا به کوئید ۱۹
🔹 راههای انتقال
🔹 افراد مستعد
🔹 دوره نهفتگی
🔹 علائم
2️⃣ نکات کلیدی در پیشگیری فردی
🔹 کارهایی که باید انجام دهیم
🔹 چگونگی استفاده از لوازم و ابزارهای پیشگیری از انتقال بیماری
🔹 چگونگی میکروبزدایی
🔹 چگونگی نظافت شخصی
3️⃣ شیوههای پیشگیری از ابتلا به کوئید ۱۹ در شرایط مختلف
🔹 آنچه در خانه و بیرون از خانه باید انجام داد
🔹 کارهایی که باید پس از برگشت به خانه انجام داد
🔹 با مشاهده بیمار/بیماران چه باید کرد؟
🔹 آنچه پس از مشاهده علائم باید انجام دهیم
⭕️ کرونا مسأله همه ماست، توطئهاي هم در کار نيست، همه کشورها درگير هستند و توان و قابليت همه حکومتها براي مواجهه با اين مسأله به نوعي کم است؛ و قابليت ما هم کمتر از کشورهاي توسعه يافته است؛ و بايد #همه_با_هم عمل کنيم تا کمتر خسارت ببينيم، ميشود چند نکته زير را نتيجه گرفت.
🔹 هر شهروند ضمن مطالبهگري از دولت و حکومت براي کارآمدتر بودن، بايد خودش مسئوليت مراقبت پيشگيرانه را بپذيرد. اگر حکومت و دولت را پاسخگو و قابل اعتماد ميدانيد، شما هم براي بهتر عمل کردنش همراهي کنيد؛ و اگر آنها را پاسخگو و غيرقابل اعتماد نميدانيد، بيشتر مراقب باشيد زيرا در صورت ابتلا و حتي مرگ بر اثر کرونا، اين ناپاسخگوي غيرقابل اعتماد، کاري براي شما و بازماندگان نخواهد کرد. شما در هر دو صورت، بيشتر با اصول پيشگيري همراهي کنيد.
🔹 ايام سال نو نزديک است. جمعيت در بازارها خريد ميکنند. توده جمعيت براي انتقال اين ويروس بستر مساعدي است. يک راه پيشگيري، خريدهاي اينترنتي است (مثل حضوري نيست، ولي از ابتلا به کرونا بهتر است.)
🔹 مدارس و هر تجمعي را تعطيل ميکنند که تحرک و همجواري آدمها کمتر شود. اگر قرار باشد با تعطيليها همه راهي مسافرت شوند، بمب متحرک جمعيت فقط به ابزار توسعه انتقال و جابهجايي ويروس بدل ميشود. مسافرتهاي نوروز هر سال کشتههاي فراوان تصادفات به بار ميآورند. امسال ممکن است کرونا هم اضافه شود.
برگرفته از کانال رسمی سایت "مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری"
@css_web
و
کانال "دغدغه ایران"
@fazeli_mohammad
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
این پست موقتی و باتوجه به شرایط موجود و ضرورت اطلاعرسانی در رابطه با دستورالعمل عمومی پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا جدید و مسئولیت شهروندی است.
⭕️ دستورالعمل عمومی پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا جدید (فایل PDF پیوست) در سه بخش تنظیم شده است:
1️⃣ آشنایی با التهاب ریوی ناشی از ابتلا به کوئید ۱۹
🔹 راههای انتقال
🔹 افراد مستعد
🔹 دوره نهفتگی
🔹 علائم
2️⃣ نکات کلیدی در پیشگیری فردی
🔹 کارهایی که باید انجام دهیم
🔹 چگونگی استفاده از لوازم و ابزارهای پیشگیری از انتقال بیماری
🔹 چگونگی میکروبزدایی
🔹 چگونگی نظافت شخصی
3️⃣ شیوههای پیشگیری از ابتلا به کوئید ۱۹ در شرایط مختلف
🔹 آنچه در خانه و بیرون از خانه باید انجام داد
🔹 کارهایی که باید پس از برگشت به خانه انجام داد
🔹 با مشاهده بیمار/بیماران چه باید کرد؟
🔹 آنچه پس از مشاهده علائم باید انجام دهیم
⭕️ کرونا مسأله همه ماست، توطئهاي هم در کار نيست، همه کشورها درگير هستند و توان و قابليت همه حکومتها براي مواجهه با اين مسأله به نوعي کم است؛ و قابليت ما هم کمتر از کشورهاي توسعه يافته است؛ و بايد #همه_با_هم عمل کنيم تا کمتر خسارت ببينيم، ميشود چند نکته زير را نتيجه گرفت.
🔹 هر شهروند ضمن مطالبهگري از دولت و حکومت براي کارآمدتر بودن، بايد خودش مسئوليت مراقبت پيشگيرانه را بپذيرد. اگر حکومت و دولت را پاسخگو و قابل اعتماد ميدانيد، شما هم براي بهتر عمل کردنش همراهي کنيد؛ و اگر آنها را پاسخگو و غيرقابل اعتماد نميدانيد، بيشتر مراقب باشيد زيرا در صورت ابتلا و حتي مرگ بر اثر کرونا، اين ناپاسخگوي غيرقابل اعتماد، کاري براي شما و بازماندگان نخواهد کرد. شما در هر دو صورت، بيشتر با اصول پيشگيري همراهي کنيد.
🔹 ايام سال نو نزديک است. جمعيت در بازارها خريد ميکنند. توده جمعيت براي انتقال اين ويروس بستر مساعدي است. يک راه پيشگيري، خريدهاي اينترنتي است (مثل حضوري نيست، ولي از ابتلا به کرونا بهتر است.)
🔹 مدارس و هر تجمعي را تعطيل ميکنند که تحرک و همجواري آدمها کمتر شود. اگر قرار باشد با تعطيليها همه راهي مسافرت شوند، بمب متحرک جمعيت فقط به ابزار توسعه انتقال و جابهجايي ويروس بدل ميشود. مسافرتهاي نوروز هر سال کشتههاي فراوان تصادفات به بار ميآورند. امسال ممکن است کرونا هم اضافه شود.
برگرفته از کانال رسمی سایت "مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری"
@css_web
و
کانال "دغدغه ایران"
@fazeli_mohammad
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
Telegram
attach 📎
🔳⭕️ هنر مواجهه با نکبت از کرونا تا خیانت همسر
دکتر مجتبی لشکربلوکی
روانپزشکی آمریکایی–سوئیسی به نام الیزابت کوبلرراس تحقیقی بسیار عجیب انجام داد: آدمها چگونه با مرگ روبرو میشوند؟ این تحقیق گستردهتر شد و از روانشناسی مرگ تا سوگواری عشق را در بر گرفت. آنقدر این تحقیق معروف شد که از آن به بعد او را صدا میزدند: مرگشناس!
در گذشته برخی پژوهشگران از افراد میپرسیدند: «اگر به شما بگویند فقط یک روز دیگر زندهاید، چه میکنید؟» این سؤال را میشد با تخیل یا تظاهر جواب داد. اما او مستقیم زد به قلب واقعیت و با کسانی زندگی کرد که همسایه دیوار به دیوار مرگ بودند.
او فهمید معمولا آدمها در مواجهه با مرگ یا فقدان، ۵ مرحله را طی میکنند. بعدها نظریه او کاربرد بسیار بیشتری پیدا کرد و ما متوجه شدیم که این مدل در موقعیتهای متعددی کاربرد دارد.
وقتی میفهمیم که سرمایهگذاری مان یک شبه نیست و نابود شده است.
وقتی میفهمیم که شریک کاری یا زندگی مان خیانت کرده است.
وقتی خبر میدهند که طلای المپیک را میخواهند از ما پس بگیرند به این خاطر که متهم به دوپینگ شدهایم.
وقتی میفهمیم ویروسی کشنده پشت درهای خانه ماست.
وقتی میفهمیم که تز دکترایمان بعد از سه سال کار شبانه روزی پذیرفته نشده.
⭕️ فازهای مواجهه با این بحرانها چیستند؟
فاز شوک و انکار:
خبر را که میشنویم شوکه و مبهوت میشویم. سکوت همه جا را فرا میگیرد. سعی میکنیم خبر را نادیده بگیریم. سعی میکنیم صورت مساله اضطراب آور را پاک کنیم: حتما اشتباه میکنی! دروغ است! شوخی میکنی؟ دکترها اشتباه کردهاند. حتما داوران شوخی کردهاند. نه بابا! رسانهها شلوغش کردهاند!
فاز خشم:
در این مرحله معمولاً از انکار دست برمیداریم اما نمیخواهیم موضوع را به راحتی بپذیریم؛ عصبانی میشویم و مدام میپرسیم: چرا من؟ حتما این جمله کلیشهای در فیلمها را شنیدهاید که آدمها رو به آسمان فریاد میزنند خدا آخه من چه گناهی کرده بودم؟ این همان فاز خشم است. در همین فاز است که خواستگاران ناکام، اسیدپاشی میکنند و خیانت دیدگان، رفتارهای جنون آمیز و برخی نیز خودکشی!
فاز دست و پا زدن:
در این مرحله ما دیگر خشمگین نیستیم اما هنوز دلمان میخواهد به موقعیت قبل بازگردیم. سعی میکنیم سلامت، شریک زندگی یا کاری مان یا سرمایه از دست رفته مان را به نوعی بازگردانیم. از موضع انفعال تلاش میکنیم. چانه میزنیم. خواهش میکنیم. میخواهیم با همه چیز در ازای کمی بیشتر زنده ماندن معامله کنیم؛ با خداوند، با پزشک، با دوستان و...
فاز افسردگی:
موقعیت را میپذیریم. برای خودمان عزا میگیریم. به خاطر برنامههایی که هرگز فرصت انجامش را پیدا نکردیم و به خاطر رؤیاهایی که هرگز به آنها دست پیدا نمیکنیم و... از دیگران کناره میگیریم؛ ریتم زندگی مان کُند میشود؛ خواب و اشتهایمان به هم میریزد؛ کارهای معمولی مان نیز تحت الشعاع قرار میگیرد. دنیا برای ما به پایان میرسد.
فاز تست و پذیرش:
خود را برای موقعیت جدید آماده میکنیم و شروع میکنیم به پیدا کردن راه حلهای عملی و تست کردن آنها و فهمیدن اینکه کدام یک کار میکند و کدام یک نه.
در این حالت ممکن است بهبودی نسبی شروع شود و احساس امیدواری مجدد شکل بگیرد. کمااینکه بسیاری از کام مرگ دوباره به زندگی برگشتند یا دوباره کسب و کارشان را شروع کردند، دوباره ازدواج کردند خیلی بهتر از قبلی. یا سرمایه، اعتبار و کسب وکارشان را احیا کردند. یا ممکن است اصلا دریچههای جدید گشوده شود.
اینک دوباره زندگی!
☑️ تحلیل و تجویز راهبردی:
۱-این پنج فاز لزوما به ترتیب نیستند. الزاما همه از تمام این مراحل عبور نمیکنند. برخی ممکن است بین این مراحل رفت و برگشت کنند؛ بعضیها ممکن است اصلا به مراحل نهایی راه پیدا نکنند.
۲-تنها فازی که ارزشافزوده دارد همان فاز آخر است. با انکار، خشم، فحش دادن به این و آن چیزی درست نمیشود.
۳-مهمترین گام برای آغاز فاز پنجم یعنی تست و پذیرش، آگاهی عمیق از بحران است. یعنی اینکه باید به خوبی مساله و ابعاد آن را بفهمیم. بدانیم واقعا چه چیزی کار میکند و چه چیزی فقط یک توهم است.
۴-تلنگری به مسوولین: گذار از بحران با الف) راه حلهای فانتزی، ب) راه حلهای مناسب برای شرایط عادی و ج) تکرار انکار و بیتاثیر بودن بحرانها امکان پذیر نیست. (به نظر میرسد برخی مسوولین یا در فاز یک هستند یا استراتژی انکاردرمانی را انتخاب کردهاند). مدیریت بحران، راهحلهایِ عملیِ غیرمتعارفِ تکنیکالِ جزییِ مورد به مورد میخواهد.
۵-در بحرانها بازار سه چیز داغ میشود: شایعه، شیادی (کسانی از آب گل آلود ماهی میگیرند) و راه حلهای آبکی. گاهی اوقات اینها از خود بحران کشندهترند!
به خداوند پناه ببریم از همه چیزها و همه کسانی که از کرونا (شوک و انکار و شیادی و بیتدبیری) بدترند!
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
دکتر مجتبی لشکربلوکی
روانپزشکی آمریکایی–سوئیسی به نام الیزابت کوبلرراس تحقیقی بسیار عجیب انجام داد: آدمها چگونه با مرگ روبرو میشوند؟ این تحقیق گستردهتر شد و از روانشناسی مرگ تا سوگواری عشق را در بر گرفت. آنقدر این تحقیق معروف شد که از آن به بعد او را صدا میزدند: مرگشناس!
در گذشته برخی پژوهشگران از افراد میپرسیدند: «اگر به شما بگویند فقط یک روز دیگر زندهاید، چه میکنید؟» این سؤال را میشد با تخیل یا تظاهر جواب داد. اما او مستقیم زد به قلب واقعیت و با کسانی زندگی کرد که همسایه دیوار به دیوار مرگ بودند.
او فهمید معمولا آدمها در مواجهه با مرگ یا فقدان، ۵ مرحله را طی میکنند. بعدها نظریه او کاربرد بسیار بیشتری پیدا کرد و ما متوجه شدیم که این مدل در موقعیتهای متعددی کاربرد دارد.
وقتی میفهمیم که سرمایهگذاری مان یک شبه نیست و نابود شده است.
وقتی میفهمیم که شریک کاری یا زندگی مان خیانت کرده است.
وقتی خبر میدهند که طلای المپیک را میخواهند از ما پس بگیرند به این خاطر که متهم به دوپینگ شدهایم.
وقتی میفهمیم ویروسی کشنده پشت درهای خانه ماست.
وقتی میفهمیم که تز دکترایمان بعد از سه سال کار شبانه روزی پذیرفته نشده.
⭕️ فازهای مواجهه با این بحرانها چیستند؟
فاز شوک و انکار:
خبر را که میشنویم شوکه و مبهوت میشویم. سکوت همه جا را فرا میگیرد. سعی میکنیم خبر را نادیده بگیریم. سعی میکنیم صورت مساله اضطراب آور را پاک کنیم: حتما اشتباه میکنی! دروغ است! شوخی میکنی؟ دکترها اشتباه کردهاند. حتما داوران شوخی کردهاند. نه بابا! رسانهها شلوغش کردهاند!
فاز خشم:
در این مرحله معمولاً از انکار دست برمیداریم اما نمیخواهیم موضوع را به راحتی بپذیریم؛ عصبانی میشویم و مدام میپرسیم: چرا من؟ حتما این جمله کلیشهای در فیلمها را شنیدهاید که آدمها رو به آسمان فریاد میزنند خدا آخه من چه گناهی کرده بودم؟ این همان فاز خشم است. در همین فاز است که خواستگاران ناکام، اسیدپاشی میکنند و خیانت دیدگان، رفتارهای جنون آمیز و برخی نیز خودکشی!
فاز دست و پا زدن:
در این مرحله ما دیگر خشمگین نیستیم اما هنوز دلمان میخواهد به موقعیت قبل بازگردیم. سعی میکنیم سلامت، شریک زندگی یا کاری مان یا سرمایه از دست رفته مان را به نوعی بازگردانیم. از موضع انفعال تلاش میکنیم. چانه میزنیم. خواهش میکنیم. میخواهیم با همه چیز در ازای کمی بیشتر زنده ماندن معامله کنیم؛ با خداوند، با پزشک، با دوستان و...
فاز افسردگی:
موقعیت را میپذیریم. برای خودمان عزا میگیریم. به خاطر برنامههایی که هرگز فرصت انجامش را پیدا نکردیم و به خاطر رؤیاهایی که هرگز به آنها دست پیدا نمیکنیم و... از دیگران کناره میگیریم؛ ریتم زندگی مان کُند میشود؛ خواب و اشتهایمان به هم میریزد؛ کارهای معمولی مان نیز تحت الشعاع قرار میگیرد. دنیا برای ما به پایان میرسد.
فاز تست و پذیرش:
خود را برای موقعیت جدید آماده میکنیم و شروع میکنیم به پیدا کردن راه حلهای عملی و تست کردن آنها و فهمیدن اینکه کدام یک کار میکند و کدام یک نه.
در این حالت ممکن است بهبودی نسبی شروع شود و احساس امیدواری مجدد شکل بگیرد. کمااینکه بسیاری از کام مرگ دوباره به زندگی برگشتند یا دوباره کسب و کارشان را شروع کردند، دوباره ازدواج کردند خیلی بهتر از قبلی. یا سرمایه، اعتبار و کسب وکارشان را احیا کردند. یا ممکن است اصلا دریچههای جدید گشوده شود.
اینک دوباره زندگی!
☑️ تحلیل و تجویز راهبردی:
۱-این پنج فاز لزوما به ترتیب نیستند. الزاما همه از تمام این مراحل عبور نمیکنند. برخی ممکن است بین این مراحل رفت و برگشت کنند؛ بعضیها ممکن است اصلا به مراحل نهایی راه پیدا نکنند.
۲-تنها فازی که ارزشافزوده دارد همان فاز آخر است. با انکار، خشم، فحش دادن به این و آن چیزی درست نمیشود.
۳-مهمترین گام برای آغاز فاز پنجم یعنی تست و پذیرش، آگاهی عمیق از بحران است. یعنی اینکه باید به خوبی مساله و ابعاد آن را بفهمیم. بدانیم واقعا چه چیزی کار میکند و چه چیزی فقط یک توهم است.
۴-تلنگری به مسوولین: گذار از بحران با الف) راه حلهای فانتزی، ب) راه حلهای مناسب برای شرایط عادی و ج) تکرار انکار و بیتاثیر بودن بحرانها امکان پذیر نیست. (به نظر میرسد برخی مسوولین یا در فاز یک هستند یا استراتژی انکاردرمانی را انتخاب کردهاند). مدیریت بحران، راهحلهایِ عملیِ غیرمتعارفِ تکنیکالِ جزییِ مورد به مورد میخواهد.
۵-در بحرانها بازار سه چیز داغ میشود: شایعه، شیادی (کسانی از آب گل آلود ماهی میگیرند) و راه حلهای آبکی. گاهی اوقات اینها از خود بحران کشندهترند!
به خداوند پناه ببریم از همه چیزها و همه کسانی که از کرونا (شوک و انکار و شیادی و بیتدبیری) بدترند!
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
🔳⭕️ حمله محلی به کرونا
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
یکی از مهمترین درسهایی که در جریان #گزارش_ملی_سیلابها از بررسی عملکرد سمنها (سازمانهای مردمنهاد) و داوطلبان مردمی در کمک به سیلزدگان آموختم، کاملاً بهکار مقابله با ویروس کرونا میآید. امیدوارم ستاد ملی مقابله با کرونا به این نکات توجه کند.
⭕️ یک. کرونا عین آب سیلاب، متر به متر جلو میرود و خانه به خانه را تهدید میکند.
⭕️ دو. سمنها و داوطلبان وقتی وارد کمک به سیلزدگان برای امداد و نجات شدند، چند مشکل داشتند:
🔹 اطلاعاتی درباره خانوادههای درگیر سیلاب نداشتند. معلوم نبود هر خانواده چند نفر است، چند زن و کودک یا فرد آسیبپذیر در هر خانه هست و باید چه کمکهایی (شیرخشک، پوشک، نوار بهداشتی و ...) در بستهها به سیلزدگان توزیع کرد.
🔹 مناطق تحت تأثیر سیلاب به دقت بین سمنها تقسیم نشده بود و گاه چند سمن به یک منطقه میرسیدند و گاه منطقهای بدون امداد باقی میماند.
🔹 سمنها مجبور شدند ابتدا آمارگیری و شناخت نیازمندیهای مناطق تحت تأثیر سیلاب انجام دهند و بعد کمکرسانی و امداد را شروع کنند.
🔹 مردم سیلزده چون اعتماد نداشتند که به آنها مداوم رسیدگی میشود، اقلام امداد (آب معدنی، غذا، پتو و ...) را زیادتر از نیازشان دریافت میکردند. آنها زیادهخواه نبودند فقط اعتماد نداشتند.
⭕️ سه. اگر روند افزایش ابتلا به کرونا ادامه یابد، محلات حاشیهای و کانون اقشار ضعیفتر اقتصادی شهرها (به دلیل بهداشت کمتر، نیاز بیشتر به کار در بیرون و عدم امکان ماندن در منزل، دسترسی نداشتن به خودرو شخصی و ...) بیشتر در معرض ابتلا قرار میگیرند.
⭕️ چهار. ضروری است هر چه زودتر اطلاعات لازم درباره این مناطق جمعآوری شود. اطلاعاتی نظیر هر خانه چند فرد آسیبپذیر بالای شصت سال دارد؟ چه کسانی بیشترین رفت و آمد به مناطق آلوده دارند؟ و سایر اطلاعات که حتماً پزشکان و متخصصان اپیدمیها بهتر میدانند.
⭕️ پنج. دولت قادر نیست همه این اطلاعات را جمع کند و کار وزارت بهداشت به تنهایی هم نیست. شهرداریها، نیروهای سمنها، واحدهای بسیج، و ... باید کمک کنند. روزهای اول نوشتم که با سمنها هماهنگی کنید. پروتکل هماهنگی با سمنها، بسیج و داوطلبان باید هر چه سریعتر تدوین شود.
⭕️ شش. احتمالاً زمان توزیع بستههای امداد کرونا و پیشگیری به زودی فرا میرسد (درست عین امداد سیل). اعتماد لازم به تداوم کمکرسانی و اطلاعات لازم از هر خانواده را باید فراهم کرد تا کمکرسانی هدفمند باشد.
⭕️ هفت. خانوادههای فقیرتر بیشتر آسیبپذیر هستند. آنها به تغذیه مناسب بیشتر و حمایت مالی برای حفاظت از بیمارانشان نیاز دارند. اوضاع اقتصادی خوب نیست، اما حمایت هدفمند از فقرای شهری به کمک اطلاعاتی که سمنها جمع میکنند، هزینهای بسیار کمتر از شیوع فراگیر کرونا و مرگ و میر احتمالی دارد.
⭕️ هشت. سمنها، نیروهای بسیج و هر داوطلب سازمانیافتهای را باید برای توسعه آموزش در مناطق حاشیه شهری و هر ناحیه نیازمند کمک بهکار گرفت. اغلب برنامهریزان و مجریان مقابله با کرونا از طبقه متوسط هستند و ممکن است گول بخورند و فکر کنند همه جامعه مثل خودشان هستند و از تلگرام آموزش میبینند. نه، باید آموزش محلی را تدارک دید.
⭕️ نه. طراحی بستههای آموزشی قابل ارائه به خانوارها در محلهایی که اپیدمی اوج میگیرد ضروری است. (عین آموزش به سیلزدگان در مناطق بحرانی)
⭕️ ده. امیدوارم هر چه زودتر متخصصان فناوری اطلاعات امکاناتی فراهم کنند (اگر تاکنون نکردهاند) که مردم بتوانند نشانههای ابتلای احتمالی خود را به مرکزی ارسال کنند و بر اساس تجمیع اطلاعات دریافتی از مردم بتوان نقاط کانونی و بحرانی تجمیع مبتلایان احتمالی را شناسایی کرد و از گروههای سمن و داوطلب (مجهز به لباسها و تجهیزات پیشگیری) برای امداد به آن مناطق کمک گرفت.
⭕️ یازده. اطلاعاتی که در جریان بررسیهای هیأت ویژه گزارش ملی سیلابها جمعآوری کردیم نشان میداد مردم با فاصله فاحش، به سمنها و نیروهای داوطلب و بسیج، بسیار بیشتر از سازمانهای رسمی از دولتی تا عمومی غیردولتی، اعتماد دارند. لطفاً زمینهسازی برای مداخله مؤثر و توأم با کمترین خطر ابتلا برای خود داوطلبان را جدی بگیرید.
⭕️ دوازده. نگاه امنیتی به سمنها را هم برای همیشه یا حداقل تا پایان بحران کرونا متوقف کنید.
✅ آنچه نوشتم، زمینه «#حمله_محلی_به_کرونا» متناسب با شرایط هر محل و منطقه را فراهم میکند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
http://vrgl.ir/lbzhR
#گزارش_ملی_سیلابها
#سمنها_و_کرونا
شبکه توسعه:
@I_D_Network
دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
یکی از مهمترین درسهایی که در جریان #گزارش_ملی_سیلابها از بررسی عملکرد سمنها (سازمانهای مردمنهاد) و داوطلبان مردمی در کمک به سیلزدگان آموختم، کاملاً بهکار مقابله با ویروس کرونا میآید. امیدوارم ستاد ملی مقابله با کرونا به این نکات توجه کند.
⭕️ یک. کرونا عین آب سیلاب، متر به متر جلو میرود و خانه به خانه را تهدید میکند.
⭕️ دو. سمنها و داوطلبان وقتی وارد کمک به سیلزدگان برای امداد و نجات شدند، چند مشکل داشتند:
🔹 اطلاعاتی درباره خانوادههای درگیر سیلاب نداشتند. معلوم نبود هر خانواده چند نفر است، چند زن و کودک یا فرد آسیبپذیر در هر خانه هست و باید چه کمکهایی (شیرخشک، پوشک، نوار بهداشتی و ...) در بستهها به سیلزدگان توزیع کرد.
🔹 مناطق تحت تأثیر سیلاب به دقت بین سمنها تقسیم نشده بود و گاه چند سمن به یک منطقه میرسیدند و گاه منطقهای بدون امداد باقی میماند.
🔹 سمنها مجبور شدند ابتدا آمارگیری و شناخت نیازمندیهای مناطق تحت تأثیر سیلاب انجام دهند و بعد کمکرسانی و امداد را شروع کنند.
🔹 مردم سیلزده چون اعتماد نداشتند که به آنها مداوم رسیدگی میشود، اقلام امداد (آب معدنی، غذا، پتو و ...) را زیادتر از نیازشان دریافت میکردند. آنها زیادهخواه نبودند فقط اعتماد نداشتند.
⭕️ سه. اگر روند افزایش ابتلا به کرونا ادامه یابد، محلات حاشیهای و کانون اقشار ضعیفتر اقتصادی شهرها (به دلیل بهداشت کمتر، نیاز بیشتر به کار در بیرون و عدم امکان ماندن در منزل، دسترسی نداشتن به خودرو شخصی و ...) بیشتر در معرض ابتلا قرار میگیرند.
⭕️ چهار. ضروری است هر چه زودتر اطلاعات لازم درباره این مناطق جمعآوری شود. اطلاعاتی نظیر هر خانه چند فرد آسیبپذیر بالای شصت سال دارد؟ چه کسانی بیشترین رفت و آمد به مناطق آلوده دارند؟ و سایر اطلاعات که حتماً پزشکان و متخصصان اپیدمیها بهتر میدانند.
⭕️ پنج. دولت قادر نیست همه این اطلاعات را جمع کند و کار وزارت بهداشت به تنهایی هم نیست. شهرداریها، نیروهای سمنها، واحدهای بسیج، و ... باید کمک کنند. روزهای اول نوشتم که با سمنها هماهنگی کنید. پروتکل هماهنگی با سمنها، بسیج و داوطلبان باید هر چه سریعتر تدوین شود.
⭕️ شش. احتمالاً زمان توزیع بستههای امداد کرونا و پیشگیری به زودی فرا میرسد (درست عین امداد سیل). اعتماد لازم به تداوم کمکرسانی و اطلاعات لازم از هر خانواده را باید فراهم کرد تا کمکرسانی هدفمند باشد.
⭕️ هفت. خانوادههای فقیرتر بیشتر آسیبپذیر هستند. آنها به تغذیه مناسب بیشتر و حمایت مالی برای حفاظت از بیمارانشان نیاز دارند. اوضاع اقتصادی خوب نیست، اما حمایت هدفمند از فقرای شهری به کمک اطلاعاتی که سمنها جمع میکنند، هزینهای بسیار کمتر از شیوع فراگیر کرونا و مرگ و میر احتمالی دارد.
⭕️ هشت. سمنها، نیروهای بسیج و هر داوطلب سازمانیافتهای را باید برای توسعه آموزش در مناطق حاشیه شهری و هر ناحیه نیازمند کمک بهکار گرفت. اغلب برنامهریزان و مجریان مقابله با کرونا از طبقه متوسط هستند و ممکن است گول بخورند و فکر کنند همه جامعه مثل خودشان هستند و از تلگرام آموزش میبینند. نه، باید آموزش محلی را تدارک دید.
⭕️ نه. طراحی بستههای آموزشی قابل ارائه به خانوارها در محلهایی که اپیدمی اوج میگیرد ضروری است. (عین آموزش به سیلزدگان در مناطق بحرانی)
⭕️ ده. امیدوارم هر چه زودتر متخصصان فناوری اطلاعات امکاناتی فراهم کنند (اگر تاکنون نکردهاند) که مردم بتوانند نشانههای ابتلای احتمالی خود را به مرکزی ارسال کنند و بر اساس تجمیع اطلاعات دریافتی از مردم بتوان نقاط کانونی و بحرانی تجمیع مبتلایان احتمالی را شناسایی کرد و از گروههای سمن و داوطلب (مجهز به لباسها و تجهیزات پیشگیری) برای امداد به آن مناطق کمک گرفت.
⭕️ یازده. اطلاعاتی که در جریان بررسیهای هیأت ویژه گزارش ملی سیلابها جمعآوری کردیم نشان میداد مردم با فاصله فاحش، به سمنها و نیروهای داوطلب و بسیج، بسیار بیشتر از سازمانهای رسمی از دولتی تا عمومی غیردولتی، اعتماد دارند. لطفاً زمینهسازی برای مداخله مؤثر و توأم با کمترین خطر ابتلا برای خود داوطلبان را جدی بگیرید.
⭕️ دوازده. نگاه امنیتی به سمنها را هم برای همیشه یا حداقل تا پایان بحران کرونا متوقف کنید.
✅ آنچه نوشتم، زمینه «#حمله_محلی_به_کرونا» متناسب با شرایط هر محل و منطقه را فراهم میکند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
http://vrgl.ir/lbzhR
#گزارش_ملی_سیلابها
#سمنها_و_کرونا
شبکه توسعه:
@I_D_Network
دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad
ویرگول
حمله محلی به کرونا - ویرگول
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی یکی از مهمترین درسهایی که در جریان #گزارش_ملی_سیلابها از بررسی عملکرد سمنها (سازمان…
🔳⭕️ ادراک صد سال پیش و چالش صد سال بعد
امیر ناظمی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ دنیای آشوبناک
وقتی لورنتس در آزمایشگاهش متوجه شد که پیشبینی آبوهوا به طرز عجیبی وابسته به موضوعات کوچک و حتی قابل صرفنظر است، بشر دریافت که دنیا از آنچه فکر میکرده است، پیچیدهتر است، به حدی که باید این دنیا را آشوبناک (Chaotic) بنامد. همان جا بود که سیاستگذاران و دانشمندان از خودشان پرسیدند «آیا بال زدن پروانهای در برزیل میتواند تندبادی در مکزیک ایجاد کند؟» (نام مقاله لورنتس که در سال ۱۹۷۲ منتشر کرد)
اما حالا دیگر تنها سیاستگذاران و دانشمندان نیستند، بلکه کل بشر از خودش میپرسد: «آیا خوردن سوپ خفاش یک انسان در چین میتواند یک بحران جهانی بزرگتر از جنگ جهانی ایجاد کند؟ آیا میتواند میلیونها انسان را در معرض خطر قرار دهد؟ آیا میتواند اقتصاد جهانی را به رکود بکشد؟»
ویروس کرونا این آشوبناکی را به خوبی برای بشر نشان داده است. مواجهه با چنین چالشی اما نیاز دارد به ذهن یا سیستمی که بتواند این چالشها را ببیند و مهارت حل مساله در دنیای آشوبناک را داشته باشد.
⭕️ مسايل آشوبناک، راهحلهای چندگانه
حالا ویروس کرونا آزمون دیگری برای شناسایی مدلهای ذهنی سیاستگذار و تصمیمگیری شده است. اگرچه چالش کرونا موضوعی کاملا بهداشتی و سلامتی است، اما ریشههای راهحلهایش در حوزههای دیگر است. تمامی اشتباه از جایی آغاز میشود که سیاستگذار هنوز بر رویه آموختهشده و پیشین خود، تلاش دارد تا راهحل را در تنها حوزه بهداشت و درمان بیابد.
اپیدمی اما پر است از جنبههای اجتماعی، فناورانه و اقتصادی. همان جنبههایی که باعث میشود از یک بیماری مسری تبدیل به یک اپیدمی شود. جلوگیری از گسترش این اپیدمی در دنیای امروز و مروری بر تجربیات سایر کشورها به خوبی نشان میدهد که راهحلهایی که در سایر حوزهها تولید میشوند، حتی بیش از حوزه بهداشت کارآمدی و اثرگذاری داشته است. ممنوعیت پروازها و ورود افراد از چین، رابطه مستقیمی با میزان گسترش اپیدمی در سایر کشورها داشته است. همین یک نشانه، به خوبی نشان میدهد که تاثیرگذارترین ابزارها در حوزهای غیر از بهداشت و درمان حضور دارد.
⭕️ راههای سخت، تصمیمات سخت
فناوری اطلاعات به دلیل گستردگی مخاطب و دادههایی که تولید میکند، آنگونه که تجربیات کشورهایی مانند کرهجنوبی و سنگاپور نشان میدهد، بیش از هر عامل دیگری میتواند در بحران کرونا کارآمد باشد؛ نمونههای آن عبارتند از:
1️⃣ اطلاعرسانی و آگاهیبخشی (میزان شیوع و دادههای مربوط به مبتلایان، بیمارستانهای تخصصی، آییننامههای دورکاری یا معافیتهای بیمهای یا …
2️⃣ تعامل دوسویه با شهروندان: پاسخ به پرسشهای شهروندان، اپها و سایتهای تست کرونا، سامانههای خوداظهاری شهروندان در خصوص وضعیت سلامتشان یا مکانهای جغرافیایی
3️⃣ تراکنش داده: تراکنش به معنای دریافت خدمات از دولت یا مراجع مسوول از طریق فضای مجازی است: نوبتگیری در مراکز درمانی، دریافت مشاورههای درمانی از پزشک به صورت ویدئویی، درخواست دریافت خدمات مراقبت در خانه (Home-Care)
4️⃣ یکپارچگی داده: شناسایی ارتباط نزدیک (Close Contact Detector)، نقشه ریسک بیماری، نقشههای ردیابی بیمار
5️⃣ مشارکت عمومی: استفاده از پزشکان داوطلب و نیاز به احراز هویت آنها، توزیع کالاها برای بیماران دارای اولویت از طریق فروشگاههایی الکترونیکی
⭕️ چرا ما نابالغایم؟
نظام بهداشت ایران همچنان تلاش دارد تا پاسخ مشکلات بخش بهداشت و درمان را در همان بخش بهداشت و درمان بیابد. در تمامی سالهای گذشته این بخش مانند سایر بخشها البته، دیوار بلندی میان خود و سایر زیرنظامهای حکمرانی کشیده است. پایین بودن میزانهای بهاشتراکگذاری داده میان بخشهای مختلف نشانهای از این نگاه است؛ یا فقدان سازوکاری برای رشد شرکتهای استارت آپی؛ چرا که رشد بالای استارتآپها اساسا پیوندخورده با آزادسازی داده و آمادگی نظام اداری برای مشارکت خصوصی-عمومی است.
هنوز نگاه سنتی سیاستگذار در ایران انحصار و محرمانهسازی داده است و برای ویروسی که جهانی رشد میکند، این نگاهها بسیار آسیبپذیر است. شاید کرونا هشداری برای کل نظام اداری باشد تا زودتر برای الکترونیکیشدن آماده شود، نه بهداشت که کل بخشهای حکمرانی.
نه تنها نظام سلامت و بهداشت، بلکه کل ساختار اداری، هنوز به فناوری اطلاعات باور ندارد و بدتر از آن هنوز به آشوبناکی جهان و راهحلهای چندلایه باور ندارد!
شاید مهمترین درس سیاستگذارانهای که ما فراموش میکنیم یک جمله است: راهحلهای مشکلات یک بخش اغلب در خارج از آن بخش است!
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#آینده_مشترک
@sharenovate
http://vrgl.ir/Z306t
امیر ناظمی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ دنیای آشوبناک
وقتی لورنتس در آزمایشگاهش متوجه شد که پیشبینی آبوهوا به طرز عجیبی وابسته به موضوعات کوچک و حتی قابل صرفنظر است، بشر دریافت که دنیا از آنچه فکر میکرده است، پیچیدهتر است، به حدی که باید این دنیا را آشوبناک (Chaotic) بنامد. همان جا بود که سیاستگذاران و دانشمندان از خودشان پرسیدند «آیا بال زدن پروانهای در برزیل میتواند تندبادی در مکزیک ایجاد کند؟» (نام مقاله لورنتس که در سال ۱۹۷۲ منتشر کرد)
اما حالا دیگر تنها سیاستگذاران و دانشمندان نیستند، بلکه کل بشر از خودش میپرسد: «آیا خوردن سوپ خفاش یک انسان در چین میتواند یک بحران جهانی بزرگتر از جنگ جهانی ایجاد کند؟ آیا میتواند میلیونها انسان را در معرض خطر قرار دهد؟ آیا میتواند اقتصاد جهانی را به رکود بکشد؟»
ویروس کرونا این آشوبناکی را به خوبی برای بشر نشان داده است. مواجهه با چنین چالشی اما نیاز دارد به ذهن یا سیستمی که بتواند این چالشها را ببیند و مهارت حل مساله در دنیای آشوبناک را داشته باشد.
⭕️ مسايل آشوبناک، راهحلهای چندگانه
حالا ویروس کرونا آزمون دیگری برای شناسایی مدلهای ذهنی سیاستگذار و تصمیمگیری شده است. اگرچه چالش کرونا موضوعی کاملا بهداشتی و سلامتی است، اما ریشههای راهحلهایش در حوزههای دیگر است. تمامی اشتباه از جایی آغاز میشود که سیاستگذار هنوز بر رویه آموختهشده و پیشین خود، تلاش دارد تا راهحل را در تنها حوزه بهداشت و درمان بیابد.
اپیدمی اما پر است از جنبههای اجتماعی، فناورانه و اقتصادی. همان جنبههایی که باعث میشود از یک بیماری مسری تبدیل به یک اپیدمی شود. جلوگیری از گسترش این اپیدمی در دنیای امروز و مروری بر تجربیات سایر کشورها به خوبی نشان میدهد که راهحلهایی که در سایر حوزهها تولید میشوند، حتی بیش از حوزه بهداشت کارآمدی و اثرگذاری داشته است. ممنوعیت پروازها و ورود افراد از چین، رابطه مستقیمی با میزان گسترش اپیدمی در سایر کشورها داشته است. همین یک نشانه، به خوبی نشان میدهد که تاثیرگذارترین ابزارها در حوزهای غیر از بهداشت و درمان حضور دارد.
⭕️ راههای سخت، تصمیمات سخت
فناوری اطلاعات به دلیل گستردگی مخاطب و دادههایی که تولید میکند، آنگونه که تجربیات کشورهایی مانند کرهجنوبی و سنگاپور نشان میدهد، بیش از هر عامل دیگری میتواند در بحران کرونا کارآمد باشد؛ نمونههای آن عبارتند از:
1️⃣ اطلاعرسانی و آگاهیبخشی (میزان شیوع و دادههای مربوط به مبتلایان، بیمارستانهای تخصصی، آییننامههای دورکاری یا معافیتهای بیمهای یا …
2️⃣ تعامل دوسویه با شهروندان: پاسخ به پرسشهای شهروندان، اپها و سایتهای تست کرونا، سامانههای خوداظهاری شهروندان در خصوص وضعیت سلامتشان یا مکانهای جغرافیایی
3️⃣ تراکنش داده: تراکنش به معنای دریافت خدمات از دولت یا مراجع مسوول از طریق فضای مجازی است: نوبتگیری در مراکز درمانی، دریافت مشاورههای درمانی از پزشک به صورت ویدئویی، درخواست دریافت خدمات مراقبت در خانه (Home-Care)
4️⃣ یکپارچگی داده: شناسایی ارتباط نزدیک (Close Contact Detector)، نقشه ریسک بیماری، نقشههای ردیابی بیمار
5️⃣ مشارکت عمومی: استفاده از پزشکان داوطلب و نیاز به احراز هویت آنها، توزیع کالاها برای بیماران دارای اولویت از طریق فروشگاههایی الکترونیکی
⭕️ چرا ما نابالغایم؟
نظام بهداشت ایران همچنان تلاش دارد تا پاسخ مشکلات بخش بهداشت و درمان را در همان بخش بهداشت و درمان بیابد. در تمامی سالهای گذشته این بخش مانند سایر بخشها البته، دیوار بلندی میان خود و سایر زیرنظامهای حکمرانی کشیده است. پایین بودن میزانهای بهاشتراکگذاری داده میان بخشهای مختلف نشانهای از این نگاه است؛ یا فقدان سازوکاری برای رشد شرکتهای استارت آپی؛ چرا که رشد بالای استارتآپها اساسا پیوندخورده با آزادسازی داده و آمادگی نظام اداری برای مشارکت خصوصی-عمومی است.
هنوز نگاه سنتی سیاستگذار در ایران انحصار و محرمانهسازی داده است و برای ویروسی که جهانی رشد میکند، این نگاهها بسیار آسیبپذیر است. شاید کرونا هشداری برای کل نظام اداری باشد تا زودتر برای الکترونیکیشدن آماده شود، نه بهداشت که کل بخشهای حکمرانی.
نه تنها نظام سلامت و بهداشت، بلکه کل ساختار اداری، هنوز به فناوری اطلاعات باور ندارد و بدتر از آن هنوز به آشوبناکی جهان و راهحلهای چندلایه باور ندارد!
شاید مهمترین درس سیاستگذارانهای که ما فراموش میکنیم یک جمله است: راهحلهای مشکلات یک بخش اغلب در خارج از آن بخش است!
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#آینده_مشترک
@sharenovate
http://vrgl.ir/Z306t
ویرگول
ادراک صد سال پیش و چالش صد سال بعد
امیر ناظمی دنیای آشوبناک وقتی لورنتس در آزمایشگاهش متوجه شد که پیشبینی آبوهوا به طرز عجیبی وابسته به موضوعات کوچک و حتی قابل صرفن…
🔳⭕️ کرونا مسأله بدخیم
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⭕️ شناختن کرونا و راهحل مقابله با آن، تابع درک ماهیت و جنس مسأله کرونا در دنیای مسائل است.
#کرونا_مسألهای_بدخیم (Wicked) است. سیاستگذار در درجه اول و مردم با درک ماهیت بدخیمی کرونا، بهتر میتوانند اقدامات خود در برابر کرونا را سامان و سازمان دهند.
⭕️ من در یک فایل صوتی حدود چهل دقیقهای، مسائل بدخیم را توضیح دادهام و نسبت کرونا با مسائل بدخیم را بررسی کردهام.
✅ امیدوارم به کار سیاستگذاران و مردم بیاید.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
این فایل از کانال "دغدغه ایران" باز نشر شده است.
#دغدغه_ایران
@fazeli_mohammad
⭕️ پینوشت: بسیاری از مسائل جامعه ایران و مسائل جهان، بدخیم هستند. شناخت بدخیمی کرونا و نوع رویکرد لازم برای مقابله با آن، تجربهای برای سایر مسائل ما در سطح حکمرانی نیز هست.
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⭕️ شناختن کرونا و راهحل مقابله با آن، تابع درک ماهیت و جنس مسأله کرونا در دنیای مسائل است.
#کرونا_مسألهای_بدخیم (Wicked) است. سیاستگذار در درجه اول و مردم با درک ماهیت بدخیمی کرونا، بهتر میتوانند اقدامات خود در برابر کرونا را سامان و سازمان دهند.
⭕️ من در یک فایل صوتی حدود چهل دقیقهای، مسائل بدخیم را توضیح دادهام و نسبت کرونا با مسائل بدخیم را بررسی کردهام.
✅ امیدوارم به کار سیاستگذاران و مردم بیاید.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
این فایل از کانال "دغدغه ایران" باز نشر شده است.
#دغدغه_ایران
@fazeli_mohammad
⭕️ پینوشت: بسیاری از مسائل جامعه ایران و مسائل جهان، بدخیم هستند. شناخت بدخیمی کرونا و نوع رویکرد لازم برای مقابله با آن، تجربهای برای سایر مسائل ما در سطح حکمرانی نیز هست.
Telegram
attach 📎
👍1
🔳⭕️ از خانهنشینی اجباری تا توسعه شخصی
علی سرزعیم
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
دکتر عبدالکریم سروش زمانی برای یکی از دوستانش که بچهدار شده بوده کتاب کیمیای سعادت را هدیه میبرد. خود آن شخص نقل کرده که پس از چندی همسرش به او گفته که تو را چه میشود که قدری عوض شدهای؟ او متوجه شد که از وقتی شروع به خواندن کتاب کیمیای سعادت کرده آرام آرام رفتار و منشش تغییر کرده و این تغییرات تدریجی از یک جایی به بعد برای همسرش محسوس شده است.
⭕️ این روزها که بخشی از جامعه ما به ناگزیر خانهنشین شدهاند و اخبار منفی ناشی از مرگومیر و بیماری پیوسته از رسانههای رسمی و غیررسمی پخش میشود، روح آدمی در معرض فشار قرار میگیرد. بمباران تبلیغاتی در این زمینه در کنار ترس طبیعی از دشمن نادیدهای چون یک ویروس، آدمیان را به مرز جنون، هراس، افسردگی و احیانا عجز میکشاند. در برابر چنین وضعیتی، چه باید کرد؟
میتوان خود را تسلیم محیط تنشزا نمود و آثار منفی آن را بر روح و جان خریدار شد. در مقابل میتوان به جای انفعال، رویکرد فعالی پیشه کرد و برنامهای برای این روزهای خود تدارک دید و تهدید موجود را به فرصتی برای توسعه شخصی تبدیل کرد.
تردیدی نیست که توسعه، نیازمند شخصیتهای توسعهیافته است و کتاب خواندن راهی برای توسعه شخصی است.
⭕️ بسیاری از ما به طور روزمره چنان درگیر امور اجرایی هر روزه هستیم که هیچ وقت فراغت مطلوب برای برخی کارها مهم اما غیرفوری را نداشتهایم. این ایام فرصتی است تا همه این کارها مهم اما غیرفوری که همواره فدای کارهای فوری اما غیرمهم شده است را در دستور کار خود قرار دهیم و به قدر مقدور به تحقق آنها بپردازیم. معمولاً بخشی از این کارهایی که همیشه به تعویق افتادهاند ناظر به امور مربوط به توسعه شخصی و خودشکوفایی است.
همه ما اذعان داریم که بسیاری از اموری که برای شهروندی در جهان پیچیده امروز لازم است را در نظام آموزشی نیاموختهایم. مثلا
🔹 روانشناسی رشد را که برای شناخت اقتضائات سنی فرزندانمان، پدران و مادران پیرمان و خودمان لازم است هیچ گاه به طور جدی نخواندهایم و جایی نیز به ما آنها را آموزش ندادهاند. کتابهای کنترل خشم و روانشناسی شخصیت را که همیشه کنار گذاشته بودیم تا در یک وقت مناسب بخوانیم. یادمان باشد که الان آن وقت مناسب شده است!
🔹 فنون مدیریت (مذاکره، مهارت ارتباطات و اقناع، رهبری و هنر اداره نیروی انسانی و ...) را که برای مدیریت بهتر سازمانی که در آن کار میکنیم و مجموعهای که بر آن نظارت داریم را فرصت نکردهایم کسب کنیم. الان که کسبوکارها خوابیده فرصتش را داریم.
🔹 کتابهای تاریخ برای فهم آنچه در تاریخ کشور خودمان و جهان گذشته است. شاید همیشه از کنار کتابهای تاریخ تمدن ویل دورانت گذشته باشیم و در عین حسرتخوردن به نخواندن آن، نداشتن وقت مناسب را علت آن دانستهایم و اینگونه خود را تسلی داده باشیم. شاید خیلی وقتها اسم ناپلئون، مائو، بیسمارک، شاه عباس صفوی و ... را شنیده باشیم اما هنوز ندانیم که واقعا اینها که بودند و چه کردند.
🔹 به عنوان یک شهروند جهانی اسامی تولستوی، داستایوفسکی، ویکتور هوگو، ... را شنیدهایم اما هیچ وقت امور جاری و مسئولیتهای تمامنشدنی نگذاشته تا واقعا بفهمیم که اینها چه کردند که تا این حد نامشان پرآوازه شده است. خوشبختانه یا بدبختانه آن فوریتهای بیرونی فعلا متوقف شده و دیگر عذری برای این ندانستن نداریم. میتوانیم خود را به جاذبه بیمانند داستانهای بزرگ تاریخ بسپاریم.
🔹 به عنوان یک ایرانی همیشه شنیدهایم که پنج شاعر بزرگ ایران حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی و نظامی هستند اما کتابهای آنها را جز معدود اشعاری هیچ وقت نخوانده و نشیندهایم. اینک فرصت مغتنمی است که یکی از کتابهای آنها را برگیریم و از ابتدا تا انتها بخوانیم.
✅ پیشنهاد و توصیه مشفقانه من آنست که در مصاحبت با یکی از بزرگان تاریخ بشر قرار گیریم. کتابهای بزرگانی چون مولوی، غزالی، نیچه، امیرالمومنین حضرت علی و بودا مانند کتابهای تاریخ یا داستان نیست که یک بار دستمان بگیریم و از اول تا به آخر بخوانیم. فهم این کتابها و لذت بردن از آنها نیازمند چیزی بیش از خواندن است یعنی نیازمند نوعی همدلی، صبوری و خضوع برای پذیرش کلام هستند. این کتابها و مولفانشان آنقدر بزرگ هستند که آدمی را به کام خود میکشند و وقتی آدمی با آنها همنشین میشود چه بخواهد و چه نخواهد قدری آرام میشود، در درون خود فرو میرود، از جهان بیرون منعزل میشود (و چه بهتر در این ایام!) و به تدریج شخصیتش دستخوش تغییراتی مطلوب میگردد. اگر دوست دارید روحتان ارتقا یابد و شخصیتتان ارتقا پیدا کند چنین فرصت همنشینی را از دست ندهید. شاید دیگر در بقیه عمر چنین فرصتی را نیابید.
ادامه مطلب در لینک ویرگول👇
http://vrgl.ir/axTNk
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
علی سرزعیم
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
دکتر عبدالکریم سروش زمانی برای یکی از دوستانش که بچهدار شده بوده کتاب کیمیای سعادت را هدیه میبرد. خود آن شخص نقل کرده که پس از چندی همسرش به او گفته که تو را چه میشود که قدری عوض شدهای؟ او متوجه شد که از وقتی شروع به خواندن کتاب کیمیای سعادت کرده آرام آرام رفتار و منشش تغییر کرده و این تغییرات تدریجی از یک جایی به بعد برای همسرش محسوس شده است.
⭕️ این روزها که بخشی از جامعه ما به ناگزیر خانهنشین شدهاند و اخبار منفی ناشی از مرگومیر و بیماری پیوسته از رسانههای رسمی و غیررسمی پخش میشود، روح آدمی در معرض فشار قرار میگیرد. بمباران تبلیغاتی در این زمینه در کنار ترس طبیعی از دشمن نادیدهای چون یک ویروس، آدمیان را به مرز جنون، هراس، افسردگی و احیانا عجز میکشاند. در برابر چنین وضعیتی، چه باید کرد؟
میتوان خود را تسلیم محیط تنشزا نمود و آثار منفی آن را بر روح و جان خریدار شد. در مقابل میتوان به جای انفعال، رویکرد فعالی پیشه کرد و برنامهای برای این روزهای خود تدارک دید و تهدید موجود را به فرصتی برای توسعه شخصی تبدیل کرد.
تردیدی نیست که توسعه، نیازمند شخصیتهای توسعهیافته است و کتاب خواندن راهی برای توسعه شخصی است.
⭕️ بسیاری از ما به طور روزمره چنان درگیر امور اجرایی هر روزه هستیم که هیچ وقت فراغت مطلوب برای برخی کارها مهم اما غیرفوری را نداشتهایم. این ایام فرصتی است تا همه این کارها مهم اما غیرفوری که همواره فدای کارهای فوری اما غیرمهم شده است را در دستور کار خود قرار دهیم و به قدر مقدور به تحقق آنها بپردازیم. معمولاً بخشی از این کارهایی که همیشه به تعویق افتادهاند ناظر به امور مربوط به توسعه شخصی و خودشکوفایی است.
همه ما اذعان داریم که بسیاری از اموری که برای شهروندی در جهان پیچیده امروز لازم است را در نظام آموزشی نیاموختهایم. مثلا
🔹 روانشناسی رشد را که برای شناخت اقتضائات سنی فرزندانمان، پدران و مادران پیرمان و خودمان لازم است هیچ گاه به طور جدی نخواندهایم و جایی نیز به ما آنها را آموزش ندادهاند. کتابهای کنترل خشم و روانشناسی شخصیت را که همیشه کنار گذاشته بودیم تا در یک وقت مناسب بخوانیم. یادمان باشد که الان آن وقت مناسب شده است!
🔹 فنون مدیریت (مذاکره، مهارت ارتباطات و اقناع، رهبری و هنر اداره نیروی انسانی و ...) را که برای مدیریت بهتر سازمانی که در آن کار میکنیم و مجموعهای که بر آن نظارت داریم را فرصت نکردهایم کسب کنیم. الان که کسبوکارها خوابیده فرصتش را داریم.
🔹 کتابهای تاریخ برای فهم آنچه در تاریخ کشور خودمان و جهان گذشته است. شاید همیشه از کنار کتابهای تاریخ تمدن ویل دورانت گذشته باشیم و در عین حسرتخوردن به نخواندن آن، نداشتن وقت مناسب را علت آن دانستهایم و اینگونه خود را تسلی داده باشیم. شاید خیلی وقتها اسم ناپلئون، مائو، بیسمارک، شاه عباس صفوی و ... را شنیده باشیم اما هنوز ندانیم که واقعا اینها که بودند و چه کردند.
🔹 به عنوان یک شهروند جهانی اسامی تولستوی، داستایوفسکی، ویکتور هوگو، ... را شنیدهایم اما هیچ وقت امور جاری و مسئولیتهای تمامنشدنی نگذاشته تا واقعا بفهمیم که اینها چه کردند که تا این حد نامشان پرآوازه شده است. خوشبختانه یا بدبختانه آن فوریتهای بیرونی فعلا متوقف شده و دیگر عذری برای این ندانستن نداریم. میتوانیم خود را به جاذبه بیمانند داستانهای بزرگ تاریخ بسپاریم.
🔹 به عنوان یک ایرانی همیشه شنیدهایم که پنج شاعر بزرگ ایران حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی و نظامی هستند اما کتابهای آنها را جز معدود اشعاری هیچ وقت نخوانده و نشیندهایم. اینک فرصت مغتنمی است که یکی از کتابهای آنها را برگیریم و از ابتدا تا انتها بخوانیم.
✅ پیشنهاد و توصیه مشفقانه من آنست که در مصاحبت با یکی از بزرگان تاریخ بشر قرار گیریم. کتابهای بزرگانی چون مولوی، غزالی، نیچه، امیرالمومنین حضرت علی و بودا مانند کتابهای تاریخ یا داستان نیست که یک بار دستمان بگیریم و از اول تا به آخر بخوانیم. فهم این کتابها و لذت بردن از آنها نیازمند چیزی بیش از خواندن است یعنی نیازمند نوعی همدلی، صبوری و خضوع برای پذیرش کلام هستند. این کتابها و مولفانشان آنقدر بزرگ هستند که آدمی را به کام خود میکشند و وقتی آدمی با آنها همنشین میشود چه بخواهد و چه نخواهد قدری آرام میشود، در درون خود فرو میرود، از جهان بیرون منعزل میشود (و چه بهتر در این ایام!) و به تدریج شخصیتش دستخوش تغییراتی مطلوب میگردد. اگر دوست دارید روحتان ارتقا یابد و شخصیتتان ارتقا پیدا کند چنین فرصت همنشینی را از دست ندهید. شاید دیگر در بقیه عمر چنین فرصتی را نیابید.
ادامه مطلب در لینک ویرگول👇
http://vrgl.ir/axTNk
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
ویرگول
از خانهنشینی اجباری تا توسعه شخصی
علی سرزعیم دکتر عبدالکریم سروش زمانی برای یکی از دوستانش که بچهدار شده بوده کتاب کیمیای سعادت را هدیه میبرد خود آن شخص نقل کرده…