🔷در هفته ی جهانی نجوم هر شب منتظر یکی از پست های هیجان انگیز کانون کیهانشناسی باشید! 😎
🔶به مناسبت فرا رسیدن هفته ی جهانی نجوم به تمامی علاقه مندان نجوم و کیهانشناسی این نوید رو می دهیم که هر شب قراره با یه پست هیجان انگیز و چالشی همراهتون باشیم... 🌚
⚡به امید آنکه سال آینده بتونیم به صورت حضوری این روزها رو جشن بگیریم. ⚡
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
🔶به مناسبت فرا رسیدن هفته ی جهانی نجوم به تمامی علاقه مندان نجوم و کیهانشناسی این نوید رو می دهیم که هر شب قراره با یه پست هیجان انگیز و چالشی همراهتون باشیم... 🌚
⚡به امید آنکه سال آینده بتونیم به صورت حضوری این روزها رو جشن بگیریم. ⚡
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
انجمن نجوم دانشگاه علم و صنعت
🔷در هفته ی جهانی نجوم هر شب منتظر یکی از پست های هیجان انگیز کانون کیهانشناسی باشید! 😎 🔶به مناسبت فرا رسیدن هفته ی جهانی نجوم به تمامی علاقه مندان نجوم و کیهانشناسی این نوید رو می دهیم که هر شب قراره با یه پست هیجان انگیز و چالشی همراهتون باشیم... 🌚 ⚡به…
ماه چطور ساخته شد؟
سال 2001 ( 1380) ، فرضیه ی برخورد عظیم که در دهه 1970 ( 1350) مطرح شده بود ، محتمل ترین توضیح برای شکل گیری ماه دانسته شد . این فرضیه می گوید کره ای نوزاد به نام «تیا» ، به اندازه ی مریخ ، در مدار پیش زمین ( زمین در حالت پیش سیاره ) شکل گرفت ، اما به خاطر اندازه و جرمش سرانجام حدود 4.5 میلیارد سال پیش با زاویه ای اریب به سیاره ما برخورد کرد . این برخورد نه تنها تیا را به کل نابود کرد ، بلکه بخشی از جُبه سیلیسی زمین را هم جدا می کند . هنگاهی که تکه های جداشده از زمین راهی فضا شدند ، گرانش بر آن ها حاکم شد و آن ها را در مداری دور زمین جمع کرد و بعد توده توده شان کرد . سرانجام از این توده ها جسمی به اندازه ماه شکل گرفت . در سال 2014 ( 1393 ) و در پشتیبانی از همین نظریه ، «دنیل هروارتس» از دانشگاه گوتینگن آلمان به همراه گروهش ، سنگ های ماه که فضانوردان آپولو به زمین آورده بودند را بررسی کرد و دریافت که اختلاف ها در ترکیبات ایزوتوپی زمین و ماه نشان می دهد که 40 درصد ماه از تیا ساخته شده است .
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
سال 2001 ( 1380) ، فرضیه ی برخورد عظیم که در دهه 1970 ( 1350) مطرح شده بود ، محتمل ترین توضیح برای شکل گیری ماه دانسته شد . این فرضیه می گوید کره ای نوزاد به نام «تیا» ، به اندازه ی مریخ ، در مدار پیش زمین ( زمین در حالت پیش سیاره ) شکل گرفت ، اما به خاطر اندازه و جرمش سرانجام حدود 4.5 میلیارد سال پیش با زاویه ای اریب به سیاره ما برخورد کرد . این برخورد نه تنها تیا را به کل نابود کرد ، بلکه بخشی از جُبه سیلیسی زمین را هم جدا می کند . هنگاهی که تکه های جداشده از زمین راهی فضا شدند ، گرانش بر آن ها حاکم شد و آن ها را در مداری دور زمین جمع کرد و بعد توده توده شان کرد . سرانجام از این توده ها جسمی به اندازه ماه شکل گرفت . در سال 2014 ( 1393 ) و در پشتیبانی از همین نظریه ، «دنیل هروارتس» از دانشگاه گوتینگن آلمان به همراه گروهش ، سنگ های ماه که فضانوردان آپولو به زمین آورده بودند را بررسی کرد و دریافت که اختلاف ها در ترکیبات ایزوتوپی زمین و ماه نشان می دهد که 40 درصد ماه از تیا ساخته شده است .
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
یافتن شبیهترین سیاره به زمین
تعداد سیارههای شناخته شده در عالم از مرز سه هزار گذشته است؛ هرچند شیبهسازیهای رایانه ای «اریک زگریسون» از دانشگاه اوپسالا»ی سوئد نشان می دهد که احتمالاً 700 میلیارد میلیارد (1020×7) سیاره در عالم وجود دارند. او میگوید که از آن تعداد، احتمالا هیچ یک دقیقا شبیه زمین نیست، اما اخترشناسان تا امروز چندین سیاره زمین مانند کشف کرده اند.
در سال 2007 (1386)، سیاره ای که به گرد ستاره «گلیس 581» در فاصله 20.4 سال نوری از زمین می گشت، کشف شد و نخستین «ابرزمین» نام گرفت. هر چند این کشف با اندکی شک و شبهه همراه بود، اما هیجان زیادی ایجاد کرد. معلوم شد این سیاره که به نظر می رسید جرمی زمین مانند داشته باشد و به «گلیس d581» معروف شد، جرمی حدود هفت برابر زمین دارد. در منطقه ای سکونت پذیر ستاره اش قرار گرفته است و بنابراین احتمالا دارای جو و شاید اقیانوس مایع باشد.
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
تعداد سیارههای شناخته شده در عالم از مرز سه هزار گذشته است؛ هرچند شیبهسازیهای رایانه ای «اریک زگریسون» از دانشگاه اوپسالا»ی سوئد نشان می دهد که احتمالاً 700 میلیارد میلیارد (1020×7) سیاره در عالم وجود دارند. او میگوید که از آن تعداد، احتمالا هیچ یک دقیقا شبیه زمین نیست، اما اخترشناسان تا امروز چندین سیاره زمین مانند کشف کرده اند.
در سال 2007 (1386)، سیاره ای که به گرد ستاره «گلیس 581» در فاصله 20.4 سال نوری از زمین می گشت، کشف شد و نخستین «ابرزمین» نام گرفت. هر چند این کشف با اندکی شک و شبهه همراه بود، اما هیجان زیادی ایجاد کرد. معلوم شد این سیاره که به نظر می رسید جرمی زمین مانند داشته باشد و به «گلیس d581» معروف شد، جرمی حدود هفت برابر زمین دارد. در منطقه ای سکونت پذیر ستاره اش قرار گرفته است و بنابراین احتمالا دارای جو و شاید اقیانوس مایع باشد.
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
انسلادوس آب فشان دارد
فضاپیمای بی سرنشین «کاسینی» که در سال 1997 (1376) به سفری هفت ساله به زحل فرستاده شد ، نخستین بار در نوامبر سال 2005 (1384) روی «انسلادوس» قمر زحل ، آب فشان کشف کرد . منابع آب مایع در تصاویر دیده می شدند که از چهار عارضه خطی در ناحیه قطر جنوب این کره ، معروف به «خطوط ببری» ، به بیرون فوران می کردند . این جت های یخی ذراتی را با سرعت بالا به فضا پرتاب می کردند و در میان دانشمندان موجب هیجان شده بودند ، چرا که این کشف چه بسا تنوع محیط های احتمالا پشتیبان حیات را در منظومه شمسی گسترده تر می کرد . از زمان آن رصدها ، شواهدی به دست آمده است که نشان می دهد این آب فشان ها به سوی پایین تا اقیانوسی از آب نمک زیر پوسته یخی این قمر امتداد دارند .
فضاپیمای بی سرنشین «کاسینی» که در سال 1997 (1376) به سفری هفت ساله به زحل فرستاده شد ، نخستین بار در نوامبر سال 2005 (1384) روی «انسلادوس» قمر زحل ، آب فشان کشف کرد . منابع آب مایع در تصاویر دیده می شدند که از چهار عارضه خطی در ناحیه قطر جنوب این کره ، معروف به «خطوط ببری» ، به بیرون فوران می کردند . این جت های یخی ذراتی را با سرعت بالا به فضا پرتاب می کردند و در میان دانشمندان موجب هیجان شده بودند ، چرا که این کشف چه بسا تنوع محیط های احتمالا پشتیبان حیات را در منظومه شمسی گسترده تر می کرد . از زمان آن رصدها ، شواهدی به دست آمده است که نشان می دهد این آب فشان ها به سوی پایین تا اقیانوسی از آب نمک زیر پوسته یخی این قمر امتداد دارند .
درواقع ، نتایج بررسی های هفت ساله که در سال 2014 (1393) جمع بندی شد ، تعداد 101 آب فشان مجزا را شناسایی کرد که از شکاف های نوارهای ببری فوران می کردند و از آن جا که آن ها با نقاط داغ کوچکی - با اندازه مناسب که نشان می دهد نتیجه چگالش بخارند - متقارن بودند ، معلوم شد که ریشه های عمیقی دارند . جالب این که معلوم شده است طی 10 سال گذشته خروجی آب فشان ها 50 درصد افت داشته است .
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
انجمن نجوم دانشگاه علم و صنعت
GIF
مثالی که غالبا برای بیان انبساط عالم گفته میشود این است : یک بادکنک را فرض کنید که روی آن خالهایی کشیده شده است . اگر این بادکنک را باد کنید فاصله آن خالها از هم افزایش پیدا خواهد کرد . این مشابه جهان ماست ، کهکشانها همان خالها اند و البته باید ذکر کنیم درست مانند مثال بادکنک، چیزی در مثال بادکنک نیست که کهکشانها نسبت به آن در حال حرکت باشند.
انجمن نجوم دانشگاه علم و صنعت
مثالی که غالبا برای بیان انبساط عالم گفته میشود این است : یک بادکنک را فرض کنید که روی آن خالهایی کشیده شده است . اگر این بادکنک را باد کنید فاصله آن خالها از هم افزایش پیدا خواهد کرد . این مشابه جهان ماست ، کهکشانها همان خالها اند و البته باید ذکر کنیم…
اما برای اینکه بتوانیم این جمله را به زبان بیاوریم راه بسیار پر پیچ و خمی طی شده که مرور آن خالی از لطف نیست. نقطه مقابل این نظریه نظریه عالم پایدار است، یعنی عالمی که در آن همه اجرام ساکناند. هرچند این نظریه اشکالهایی داشت اما افراد بسیار معتبری به این نظریه باور داشتند و از آن دفاع هم میکردند مانند فیزیکدان معروف اینشتین که حتی در تلاش بود تا نظریه نسبیت عام خود را اصلاح کند تا بتواند با آن این مسئله را توجیح کند.
شاید بتوانیم بگوییم دو نام در راه رسیدن به این گزاره از بقیه نام ها بارز تر هستند : جناب آقای فریدمان و جناب آقای ادوین هابل.
فریدمان یک ریاضیدان روس بود که بعد از مطالعه نسبیت عام برای مطالعه عالم دو فرض ساده را پیش روی خود گذاشت : اول اینکه هر بخشی از جهان مشابه دیگر بخشهای آن است و دومین فرقی نمیکند در کجای جهان ایستاده باشیم در هر صورت عبارت اول درست است. بعدا بحث پیرامون درستی این فرض ها گسترش یافت اما نهایتا او موفق شد با همین دو فرض مدل خود را برای گسترش کیهان ارائه دهد.
اما هابل رویکرد دیگری را برای اثبات انبساط کیهان در پیش گرفت. آغاز کار او با مشاهدات جالب کیهانشناسها شکل گرفت.
کیهانشناسها برای مطالعه ستارهها نور رسیده از آنها را مطالعه میکنند. نور رسیده از ستاره اگر به کمک منشور تجزیه شود میتواند اطلاعاتی از جنس مواد موجود در جو منشا خود بدهد.
کیهانشناسها دیده بودند که طیف نور ستارههای دیگر کهکشانها هرچند از لحاظ رنگهایی که موجود نبود مشابه ستارگان کهکشان خودمان (راه شیری) بود اما طیف آنها به طور نسبی به یک اندازه به سمت انتهای سرخ طیف جابجا شده بود.
طبق اثر دوپلر با دور یا نزدیک شدن منبع موج به ناظر تغییراتی در طول موج آن ایجاد میشود و در اینجا ما به جای صوت با نور کار میکنیم. در مورد نور اثر دوپلر به این شکل است : با دور شدن منبع نور از ما طیف آن به سمت قرمز متمایل میشود و با نزدیک شدن منبع نور طیف آن به آبی متمایل میشود.
با توجه به این نکات هابل دریافت که جهان در حال انبساط است. بدین ترتیب نطریه ریمان اثبات شد.
از آن زمان، نظریه های دیگری هم مطرح شده اند. مشاهدات کیهانشناختی به ما نشان داده است عالم نه تنها منبسط می شود، بلکه انبساطش شتاب دار هم هست. باور بر این است که به جای این که گرانش موجب کند شدن انبساط عالم شود، انرژی تاریک موجب شتاب گرفتنش شده است. البته هنوز مانده که کشف کنیم چرا و چطور
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
شاید بتوانیم بگوییم دو نام در راه رسیدن به این گزاره از بقیه نام ها بارز تر هستند : جناب آقای فریدمان و جناب آقای ادوین هابل.
فریدمان یک ریاضیدان روس بود که بعد از مطالعه نسبیت عام برای مطالعه عالم دو فرض ساده را پیش روی خود گذاشت : اول اینکه هر بخشی از جهان مشابه دیگر بخشهای آن است و دومین فرقی نمیکند در کجای جهان ایستاده باشیم در هر صورت عبارت اول درست است. بعدا بحث پیرامون درستی این فرض ها گسترش یافت اما نهایتا او موفق شد با همین دو فرض مدل خود را برای گسترش کیهان ارائه دهد.
اما هابل رویکرد دیگری را برای اثبات انبساط کیهان در پیش گرفت. آغاز کار او با مشاهدات جالب کیهانشناسها شکل گرفت.
کیهانشناسها برای مطالعه ستارهها نور رسیده از آنها را مطالعه میکنند. نور رسیده از ستاره اگر به کمک منشور تجزیه شود میتواند اطلاعاتی از جنس مواد موجود در جو منشا خود بدهد.
کیهانشناسها دیده بودند که طیف نور ستارههای دیگر کهکشانها هرچند از لحاظ رنگهایی که موجود نبود مشابه ستارگان کهکشان خودمان (راه شیری) بود اما طیف آنها به طور نسبی به یک اندازه به سمت انتهای سرخ طیف جابجا شده بود.
طبق اثر دوپلر با دور یا نزدیک شدن منبع موج به ناظر تغییراتی در طول موج آن ایجاد میشود و در اینجا ما به جای صوت با نور کار میکنیم. در مورد نور اثر دوپلر به این شکل است : با دور شدن منبع نور از ما طیف آن به سمت قرمز متمایل میشود و با نزدیک شدن منبع نور طیف آن به آبی متمایل میشود.
با توجه به این نکات هابل دریافت که جهان در حال انبساط است. بدین ترتیب نطریه ریمان اثبات شد.
از آن زمان، نظریه های دیگری هم مطرح شده اند. مشاهدات کیهانشناختی به ما نشان داده است عالم نه تنها منبسط می شود، بلکه انبساطش شتاب دار هم هست. باور بر این است که به جای این که گرانش موجب کند شدن انبساط عالم شود، انرژی تاریک موجب شتاب گرفتنش شده است. البته هنوز مانده که کشف کنیم چرا و چطور
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
اختر شناسی رادیویی
طیف الکترومغناطیسی میتواند اطلاعات زیادی راجع به اخترشناسی را در اختیارمان قرار دهد. در بخشهایی از طیف که فرکانس اندک است، اختر شناسی رادیویی، ساطع شدن امواجی با طول موج های میلیمتری و دکامتری را کشف میکند. گیرندههای رادیو تلسکوپی همانند گیرندههای رادیویی معمولی هستند اما حساسیت بسیار زیادی دارد. مایکرویوها بخش میلیمتری طیف رادیویی را تشکیل میدهند و در مطالعات تشعشعات مایکروویو پس زمینه کیهان کاربرد وسیعی دارند.
طیف الکترومغناطیسی میتواند اطلاعات زیادی راجع به اخترشناسی را در اختیارمان قرار دهد. در بخشهایی از طیف که فرکانس اندک است، اختر شناسی رادیویی، ساطع شدن امواجی با طول موج های میلیمتری و دکامتری را کشف میکند. گیرندههای رادیو تلسکوپی همانند گیرندههای رادیویی معمولی هستند اما حساسیت بسیار زیادی دارد. مایکرویوها بخش میلیمتری طیف رادیویی را تشکیل میدهند و در مطالعات تشعشعات مایکروویو پس زمینه کیهان کاربرد وسیعی دارند.
100 سال پیش، آلبرت انیشتین وجود امواج گرانشی را به مثابه نتیجه نظریه نسبیت عام خود پیش بینی کرد. این فیزیکدان نظری متولد آلمان گفته بود هر جرم شتابداری باید در تار و پود فضازمان امواجی ایجاد کند که با سرعت نور گسترش پیدا می کنند. این حرف در اصل یعنی تغییرات گرانشی به صورت موجی در سراسر فضا پخش می شوند. اما ده ها سال جست و جو نتیجه ای نداشت جز پوچی ناامیدکننده.
اما در 11 فوریه 2016 (22 بهمن 1394) اعلام شد که فیزیکدانان «رصدخانه تداخل سنج لیزری امواج گرانشی» (لایگو) برای نخستین بار موجی را حس کرده اند که حاصل تصادمی به مدت کسری از ثانیه بین دو سیاهچاله در فاصله 1.3 میلیارد سال نوری از ما بوده است. نزدیک شدن این دو توده عظیم جرم- یکی 36 برابر و دیگری 29 برابر جرم خورشید- به یکدیگر اثباتی بر نسبیت عام بود و فرصتی را برای اخترشناسان ایجاد کرد که از این پس عالم را به روشی کاملا جدید نظاره کنند. همچنین نخستین بار بود که یک جفت سیاهچاله در حال برخورد رصد شدند.
امواج گرانشی- که اتفاقا هر چیزی که قادر به تاثیرگذاری بر محیط اطرافش باشد، مثل انفجار یک سیاره، ممکن است آن ها را تولید کند- درواقع نخستین بار در 14 سپتامبر سال 2015 (23 شهریور 1394) توجه دانشمندانی را به خود جلب کردند که از آشکارسازهای لایگو در لیوینگستون لوییزیانا و هنفورد واشنگتن استفاده می کردند.
به گفته دانشمندان، جرمی سه برابر جرم خورشید به امواج گرانشی تبدیل شده بود و اوج بیرون ده انرژی این رویداد حدود 50 برابر کل انرژی تابشی در عالم مرئی در آن بازه زمانی بود. با وجود این حقیقت، اثرات رصد شده بسیار ضعیف بود و به همین علت هم آشکارسازی امواج گرانشی این قدر دشوار است. این گونه است که تداخل سنج های لایگو قادرند تغییراند معادل کسری از قطر یک پروتون را آشکار کنند.
حالا این امیدواری وجود دارد که این کشف به دانشمندان امکان رصد نواحی پنهان فضا را بدهد و پنجره های تازه ای رو به عالم باز کند. با فراهم شدن امکان رصد بخش های تیره کیهان، حالا دیگر باید بتوانیم تا آغاز زمان، حدود 13.82 میلیارد سال پیش، عقب برویم و باید اطلاعات بیشتری درباره سیاهچاله ها به دست آوریم.
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
اما در 11 فوریه 2016 (22 بهمن 1394) اعلام شد که فیزیکدانان «رصدخانه تداخل سنج لیزری امواج گرانشی» (لایگو) برای نخستین بار موجی را حس کرده اند که حاصل تصادمی به مدت کسری از ثانیه بین دو سیاهچاله در فاصله 1.3 میلیارد سال نوری از ما بوده است. نزدیک شدن این دو توده عظیم جرم- یکی 36 برابر و دیگری 29 برابر جرم خورشید- به یکدیگر اثباتی بر نسبیت عام بود و فرصتی را برای اخترشناسان ایجاد کرد که از این پس عالم را به روشی کاملا جدید نظاره کنند. همچنین نخستین بار بود که یک جفت سیاهچاله در حال برخورد رصد شدند.
امواج گرانشی- که اتفاقا هر چیزی که قادر به تاثیرگذاری بر محیط اطرافش باشد، مثل انفجار یک سیاره، ممکن است آن ها را تولید کند- درواقع نخستین بار در 14 سپتامبر سال 2015 (23 شهریور 1394) توجه دانشمندانی را به خود جلب کردند که از آشکارسازهای لایگو در لیوینگستون لوییزیانا و هنفورد واشنگتن استفاده می کردند.
به گفته دانشمندان، جرمی سه برابر جرم خورشید به امواج گرانشی تبدیل شده بود و اوج بیرون ده انرژی این رویداد حدود 50 برابر کل انرژی تابشی در عالم مرئی در آن بازه زمانی بود. با وجود این حقیقت، اثرات رصد شده بسیار ضعیف بود و به همین علت هم آشکارسازی امواج گرانشی این قدر دشوار است. این گونه است که تداخل سنج های لایگو قادرند تغییراند معادل کسری از قطر یک پروتون را آشکار کنند.
حالا این امیدواری وجود دارد که این کشف به دانشمندان امکان رصد نواحی پنهان فضا را بدهد و پنجره های تازه ای رو به عالم باز کند. با فراهم شدن امکان رصد بخش های تیره کیهان، حالا دیگر باید بتوانیم تا آغاز زمان، حدود 13.82 میلیارد سال پیش، عقب برویم و باید اطلاعات بیشتری درباره سیاهچاله ها به دست آوریم.
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
انجمن نجوم دانشگاه علم و صنعت
Photo
در سال ۱۹۲۰ ، آرتور ادینگتون ، برپایه اندازهگیری های دقیق جرم های اتمی توسط فرانسیس ویلیام آستون و پیشنهاد اولیه ای از جانب ژان باتیست پرن ، چنین پیشنهاد نمود که ستارگان انرژی خود را از همجوشی هسته ای هیدروژن برای تشکیل هلیم به دست می آورند و این احتمال را مطرح نمود که عناصر سنگین تر در درون ستاره ها پدید می آیند .
گام مهم بعدی انتشار مقاله ای از هانس بته به نام آن « تولید انرژی در ستارگان » بود .
او این مقاله را در سال ۱۹۳۹ منتشر کرد و در آن واکنش های احتمالی برای فرایند هم جوشی هسته ای را تحلیل کرد .
در این مقاله ستاره ها از لحاظ منبع اصلی انرژی به دو دسته تقسیم شدهاند که دسته اول ستارههایی با حدود جرم خورشید ما هستند .
راه اول برای تبدیل هیدروژن به هلیوم در ستاره هایی هم جرم خورشید ما زنجیره پروتون - پروتون نام دارد و راه دوم برای ستاره های بزرگ تر منبع اصلی انرژی محسوب می شود .
در اثر پیشروی در همجوشی در ستارهها عناصر سنگینتری در کنار همجوشی تولید میشود. وقتی در یک ستاره هیدروژن مصرف شد و هلیوم جای آن را گرفت هسته ستاره باز هم داغتر و فشردهتر میشود. در چنین شرایطی هلیوم آماده فرایند همجوشی میشود که منجر به تولید اتم های سنگینتر میشود.
وقتی دمای هسته ستاره به حدود ۲۰۰ میلیون درجه سلسیوس رسید تولید اتم کربن از همجوشی اتم های هلیوم آغاز می شود . وقتی دما به ۶۰۰ میلیون درجه رسیده باشد اتم های نیتروژن و اکسیژن هم تولید می شوند . سنگین ترین عنصری که می تواند در ستاره تشکیل شود آهن است و با تولید آهن همجوشی متوقف می شود و آهن انرژی را جذب میکند . دما می تواند حتی تا ۱ میلیارد درجه هم بالا رود و ستاره به وضعیت انفجار ابرنواختر نزدیک می شود .
در مورد روش دوم همجوشی فرایند به صورت زیر است :
C12+H=N13, N13=C13+∊+, C13+H=N14, N14+H=O15, O15=N15+∊+, N15+H=C12 +He4
نام این راه زنجیره CNO یا همان کربن - نیتروژن - اکسیژن است و در این روش عناصر کربن ، نیتروژن و اکسیژن به عنوان کاتالیزور وارد واکنش هایی شده و نهایتا موجب تبدیل هیدروژن به هلیوم می شوند .
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
گام مهم بعدی انتشار مقاله ای از هانس بته به نام آن « تولید انرژی در ستارگان » بود .
او این مقاله را در سال ۱۹۳۹ منتشر کرد و در آن واکنش های احتمالی برای فرایند هم جوشی هسته ای را تحلیل کرد .
در این مقاله ستاره ها از لحاظ منبع اصلی انرژی به دو دسته تقسیم شدهاند که دسته اول ستارههایی با حدود جرم خورشید ما هستند .
راه اول برای تبدیل هیدروژن به هلیوم در ستاره هایی هم جرم خورشید ما زنجیره پروتون - پروتون نام دارد و راه دوم برای ستاره های بزرگ تر منبع اصلی انرژی محسوب می شود .
در اثر پیشروی در همجوشی در ستارهها عناصر سنگینتری در کنار همجوشی تولید میشود. وقتی در یک ستاره هیدروژن مصرف شد و هلیوم جای آن را گرفت هسته ستاره باز هم داغتر و فشردهتر میشود. در چنین شرایطی هلیوم آماده فرایند همجوشی میشود که منجر به تولید اتم های سنگینتر میشود.
وقتی دمای هسته ستاره به حدود ۲۰۰ میلیون درجه سلسیوس رسید تولید اتم کربن از همجوشی اتم های هلیوم آغاز می شود . وقتی دما به ۶۰۰ میلیون درجه رسیده باشد اتم های نیتروژن و اکسیژن هم تولید می شوند . سنگین ترین عنصری که می تواند در ستاره تشکیل شود آهن است و با تولید آهن همجوشی متوقف می شود و آهن انرژی را جذب میکند . دما می تواند حتی تا ۱ میلیارد درجه هم بالا رود و ستاره به وضعیت انفجار ابرنواختر نزدیک می شود .
در مورد روش دوم همجوشی فرایند به صورت زیر است :
C12+H=N13, N13=C13+∊+, C13+H=N14, N14+H=O15, O15=N15+∊+, N15+H=C12 +He4
نام این راه زنجیره CNO یا همان کربن - نیتروژن - اکسیژن است و در این روش عناصر کربن ، نیتروژن و اکسیژن به عنوان کاتالیزور وارد واکنش هایی شده و نهایتا موجب تبدیل هیدروژن به هلیوم می شوند .
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
انجمن نجوم دانشگاه علم و صنعت
Photo
چین با موفقیت مریخ نورد خود را روی سطح سیاره سرخ فرود آورد و تبدیل به دومین کشوری شد که چنین کاری انجام داده است .
به گزارش ایسنا و به نقل از space.com ، مامورت تیانون - ۱ اولین ماموریت بین ستاره ای چین بود که در تاریخ ۱۴ مه( ۲۴ اردیبهشت ) در ساعت ۷:۱۱ بعد از ظهر به وقت منطقه زمانی شرقی ( ۰۳:۴۱ به وقت تهران ) با موفقیت انجام شد با این حال مقامات آژانس فضایی چین هنوز مکان و زمان دقیق فرود را اعلام نکرده اند .
تیان ون - 1 در ماه فوریه ۲۰۲۰ بر روی موشک لانگ مارچ بی۵ به مدار مریخ رسید . این فضاپیما که سطحنورد " ژورونگ " به آن متصل است ، پس از گذراندن بیش از سه ماه در مدار از مدارگرد جدا شده و سفرش به سمت سطح مریخ را آغاز کرد . پس از ورود به جو مریخ ، تیانون - ۱ " هفت دقیقه وحشت " که سطح نورد ناسا تجربه کرده بود را گذراند . یک سپر حرارتی از این فضاپیما هنگام ورود به جو محافظت کرد و سپس چتر های آن باز شد و مریخ نورد بر روی منطقهی Utopia Planitia فرود آمد .
انتظار می رود مریخنورد " ژورونگ " حداقل ۹۰ روز را در مریخ بگذراند و ترکیبات این سیاره را مطالعه کند و به دنبال نشانه هایی از آب باشد . تصور می شود در زیر سطح منطقهی Utopia Planitia آب های یخ زده ی زیادی وجود داشته باشد .
این مکان مشابه مکانی است که ناسا طی ماموریت وایکینگ ۲ در سال ۱۹۷۶ در آن فرود آمد .
این مریخنورد با شش چرخ دارای ۲ دوربین پانوراما ، یک رادار نفوذ به زمین و یک ردیاب مغناطیسی است و همچنین یک لیزر برای مطالعه ی سنگ ها و ابزاری برای بررسی آب و هوا دارد .
چین قصد دارد ماموریت بازگشت نمونه از مریخ را در سال ۲۰۲۸ در سالی که ناسا نیز ماموریت مشابهی خواهد داشت ، انجام دهد .
#اخبار_نجومی
@IUST_SSC
به گزارش ایسنا و به نقل از space.com ، مامورت تیانون - ۱ اولین ماموریت بین ستاره ای چین بود که در تاریخ ۱۴ مه( ۲۴ اردیبهشت ) در ساعت ۷:۱۱ بعد از ظهر به وقت منطقه زمانی شرقی ( ۰۳:۴۱ به وقت تهران ) با موفقیت انجام شد با این حال مقامات آژانس فضایی چین هنوز مکان و زمان دقیق فرود را اعلام نکرده اند .
تیان ون - 1 در ماه فوریه ۲۰۲۰ بر روی موشک لانگ مارچ بی۵ به مدار مریخ رسید . این فضاپیما که سطحنورد " ژورونگ " به آن متصل است ، پس از گذراندن بیش از سه ماه در مدار از مدارگرد جدا شده و سفرش به سمت سطح مریخ را آغاز کرد . پس از ورود به جو مریخ ، تیانون - ۱ " هفت دقیقه وحشت " که سطح نورد ناسا تجربه کرده بود را گذراند . یک سپر حرارتی از این فضاپیما هنگام ورود به جو محافظت کرد و سپس چتر های آن باز شد و مریخ نورد بر روی منطقهی Utopia Planitia فرود آمد .
انتظار می رود مریخنورد " ژورونگ " حداقل ۹۰ روز را در مریخ بگذراند و ترکیبات این سیاره را مطالعه کند و به دنبال نشانه هایی از آب باشد . تصور می شود در زیر سطح منطقهی Utopia Planitia آب های یخ زده ی زیادی وجود داشته باشد .
این مکان مشابه مکانی است که ناسا طی ماموریت وایکینگ ۲ در سال ۱۹۷۶ در آن فرود آمد .
این مریخنورد با شش چرخ دارای ۲ دوربین پانوراما ، یک رادار نفوذ به زمین و یک ردیاب مغناطیسی است و همچنین یک لیزر برای مطالعه ی سنگ ها و ابزاری برای بررسی آب و هوا دارد .
چین قصد دارد ماموریت بازگشت نمونه از مریخ را در سال ۲۰۲۸ در سالی که ناسا نیز ماموریت مشابهی خواهد داشت ، انجام دهد .
#اخبار_نجومی
@IUST_SSC
انجمن نجوم دانشگاه علم و صنعت
Photo
کنجکاوی ما در کیهان ، ما را به سوال های جالبی رسانده و یکی از جالب ترین سوال ها ، پرسش در مورد سن جهان است .
پرسیدن درباره سن عالم پیشینه ای جالب دارد . ابتدا که تصور می شد عالم ثابت است و هرازگاهی ستاره ها در آن از بین می روند و یا متولد می شوند سن عالم بدون آغاز تصور می شد . اولین زمزمه های اینکه ممکن است عالم دارای عمری محدود باشد ، با بررسی مفاهیم اساسی علم ترمودینامیک آغاز شد . مفهوم انتروپی به ما می گفت اگر عالم ازلی باشد باید دمای آن تماما یکسان باشد که با واقعیات اصلا جور نبود زیرا برای مثال ستاره ها ( مانند خورشید ) بسیار داغ و جایی مثل زمین سرد تر از آن ها هستند ، ولی در آن موقع هنوز توجیح علمی برای محدود بودن عمر جهان وجود نداشت و این یکی از ابهامات مطرح شده توسط انتروپی بود .
از نظر کیهانشناسی گمان می رود که بیگ بنگ همان شروع عالم باشد .
بر همین مبنا برخی تلاش کرده اند که با نگاه به سرعت انبساط عالم و بر مبنای مدل های ارائه شده برای کیهان سن آن را تخمین بزنند . همانطور که میدانید از آنجایی که عالم بسیار وسیع است ، نگاه کردن به مکان هایی که در فاصله دور مثلا میلیون ها سال نوری از ما دورتر هستند ، عملا نگاه کردن به میلیون ها سال پیش است که همان مدت زمانی است که طول کشیده تا نور از آنجا به ما برسد . در واقع این افراد تلاش کرده اند با نگاه کردن برای مدت طولانی به فواصل بسیار دور ، محاسبه ی سرعت انبساط و دور شدن اجزای عالم و سپس با فهم سرعت و معکوس کردن همین روند روی کاغذ تا رسیدن به بیگبنگ ، سن عالم را تخمین بزنند .
این گروه بر مبنای مطالعات خود سن عالم را 13.772±0.040 میلیارد سال برای مبنای مدل لاندا-CMD تخمین زدهاند .
مدل ΛCDM ( لاندا- CMD ) ، یک مدل پرکاربرد در رشته کیهانشناسی فیزیکی است . این مدل بر مبنای دو تئوری بنا نهاده شده است : مدل استاندارد ذرات بنیادی ( SMPP ) و نسبیت عام اینشتین
در مدل ΛCDM جهان را دارای سه مشخصه بیان می کنند :
۱- ثابت کیهانی یا همان لاندا (Λ) که وجود آن به چیزی به اسم انرژی تاریک نسبت داده میشود که 68 درصد عالم را تشکیل داده است .
۲- ماده تاریک سرد ( Cold Dark Matter ) که 27 درصد عالم را تشکیل داده است .
۳- ماده ( Matter ) که 5 درصد عالم را تشکیل داده است .
همچنین فرض های دیگری هم در این مدل به کار رفته :
1- جهان از بیگبنگ پدید آمده است .
2- عالم در ابعاد کیهانی ، همسانگرد ( ایزوتروپیک ) و همگن است .
غالبا به این مدل ، مدل استاندارد مهبانگ کیهانشناسی هم می گویند و بر مبنای درستی نسبیت عام در ابعاد کیهانی طرحریزی شده است .
اگر بخواهیم با داده های این مدل برون یابی انجام دهیم و به دورترین گذشته برویم ، به تکینکی می رسیم که درست کمی بعد از بیگبنگ است اما مقدار آن در قیاس با عمر کیهان چنان کم است ( در حدود کمتر از یک ثانیه ) که می توان از آن صرف نظر کرد . در این زمان به بعد ، قوانین فیزیکی منطقی به نظر نمی رسند و به قولی ، فیزیکی که ما مطالعه می کنیم در همین زمان و کمی بعد از بیگبنگ متولد شدهاست .
راه دیگری هم برای پیدا کردن سن عالم پیدا شده است . نگاه کردن به کودکی عالم ! در واقع دانشمندان در این روش ، در تلاش بوده اند که بتوانند زمانهای بسیار نزدیک به بیگبنگ را مشاهده کنند و تغییرات آن را ببینند تا با به دست آوردن الگوی گسترش عالم ، مانند روش قبل ، روند را معکوس کرده و به نقطه آغاز جهان برسند و تخمینی از عمر جهان را به دست بیاورند که البته در این روش سن به دست آمده برای عالم جوان تر است ؛ در حدود 13.82 میلیارد سال که با کمک ماهواره پلانک به دست آمده است .
{توجه به برخی نکات هم بسیار حائز اهمیت است . برخی نکات وجود دارد که می تواند راهنمای ما باشد . مثلا عمر پیر ترین اجرام کشف شده ( شهابسنگها ) یا دمای سردترین نقاط یا کم جرم ترین ستارهها}
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
پرسیدن درباره سن عالم پیشینه ای جالب دارد . ابتدا که تصور می شد عالم ثابت است و هرازگاهی ستاره ها در آن از بین می روند و یا متولد می شوند سن عالم بدون آغاز تصور می شد . اولین زمزمه های اینکه ممکن است عالم دارای عمری محدود باشد ، با بررسی مفاهیم اساسی علم ترمودینامیک آغاز شد . مفهوم انتروپی به ما می گفت اگر عالم ازلی باشد باید دمای آن تماما یکسان باشد که با واقعیات اصلا جور نبود زیرا برای مثال ستاره ها ( مانند خورشید ) بسیار داغ و جایی مثل زمین سرد تر از آن ها هستند ، ولی در آن موقع هنوز توجیح علمی برای محدود بودن عمر جهان وجود نداشت و این یکی از ابهامات مطرح شده توسط انتروپی بود .
از نظر کیهانشناسی گمان می رود که بیگ بنگ همان شروع عالم باشد .
بر همین مبنا برخی تلاش کرده اند که با نگاه به سرعت انبساط عالم و بر مبنای مدل های ارائه شده برای کیهان سن آن را تخمین بزنند . همانطور که میدانید از آنجایی که عالم بسیار وسیع است ، نگاه کردن به مکان هایی که در فاصله دور مثلا میلیون ها سال نوری از ما دورتر هستند ، عملا نگاه کردن به میلیون ها سال پیش است که همان مدت زمانی است که طول کشیده تا نور از آنجا به ما برسد . در واقع این افراد تلاش کرده اند با نگاه کردن برای مدت طولانی به فواصل بسیار دور ، محاسبه ی سرعت انبساط و دور شدن اجزای عالم و سپس با فهم سرعت و معکوس کردن همین روند روی کاغذ تا رسیدن به بیگبنگ ، سن عالم را تخمین بزنند .
این گروه بر مبنای مطالعات خود سن عالم را 13.772±0.040 میلیارد سال برای مبنای مدل لاندا-CMD تخمین زدهاند .
مدل ΛCDM ( لاندا- CMD ) ، یک مدل پرکاربرد در رشته کیهانشناسی فیزیکی است . این مدل بر مبنای دو تئوری بنا نهاده شده است : مدل استاندارد ذرات بنیادی ( SMPP ) و نسبیت عام اینشتین
در مدل ΛCDM جهان را دارای سه مشخصه بیان می کنند :
۱- ثابت کیهانی یا همان لاندا (Λ) که وجود آن به چیزی به اسم انرژی تاریک نسبت داده میشود که 68 درصد عالم را تشکیل داده است .
۲- ماده تاریک سرد ( Cold Dark Matter ) که 27 درصد عالم را تشکیل داده است .
۳- ماده ( Matter ) که 5 درصد عالم را تشکیل داده است .
همچنین فرض های دیگری هم در این مدل به کار رفته :
1- جهان از بیگبنگ پدید آمده است .
2- عالم در ابعاد کیهانی ، همسانگرد ( ایزوتروپیک ) و همگن است .
غالبا به این مدل ، مدل استاندارد مهبانگ کیهانشناسی هم می گویند و بر مبنای درستی نسبیت عام در ابعاد کیهانی طرحریزی شده است .
اگر بخواهیم با داده های این مدل برون یابی انجام دهیم و به دورترین گذشته برویم ، به تکینکی می رسیم که درست کمی بعد از بیگبنگ است اما مقدار آن در قیاس با عمر کیهان چنان کم است ( در حدود کمتر از یک ثانیه ) که می توان از آن صرف نظر کرد . در این زمان به بعد ، قوانین فیزیکی منطقی به نظر نمی رسند و به قولی ، فیزیکی که ما مطالعه می کنیم در همین زمان و کمی بعد از بیگبنگ متولد شدهاست .
راه دیگری هم برای پیدا کردن سن عالم پیدا شده است . نگاه کردن به کودکی عالم ! در واقع دانشمندان در این روش ، در تلاش بوده اند که بتوانند زمانهای بسیار نزدیک به بیگبنگ را مشاهده کنند و تغییرات آن را ببینند تا با به دست آوردن الگوی گسترش عالم ، مانند روش قبل ، روند را معکوس کرده و به نقطه آغاز جهان برسند و تخمینی از عمر جهان را به دست بیاورند که البته در این روش سن به دست آمده برای عالم جوان تر است ؛ در حدود 13.82 میلیارد سال که با کمک ماهواره پلانک به دست آمده است .
{توجه به برخی نکات هم بسیار حائز اهمیت است . برخی نکات وجود دارد که می تواند راهنمای ما باشد . مثلا عمر پیر ترین اجرام کشف شده ( شهابسنگها ) یا دمای سردترین نقاط یا کم جرم ترین ستارهها}
#هفته_ی_نجوم
@IUST_SSC
رخدادی که به حلقه آتش معروفی است یکی از زیبا ترین و خاص ترین پدیده های نجومی است که ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ رخ می دهد .
حلقه آتش یا خورشیدگرفتگی حلقوی از آن پدیده های دیدنی است که با یک بار دیدنش ، لذت آن را تا آخر عمر با خود حس می کنیم . این پدیده در خاک ایران قابل رؤیت نیست و فقط در بخش هایی از کانادا ، گرینلند و روسیه دیده می شود .
در لحظات اوج یک گرفتگی حلقوی ، تمام قرص خورشید پوشانده می شود و فقط یک حلقه نورانی نازک از آن دیده خواهد شد . منظره ای که به حلقه آتش معروف است و برای رصد آن در ایران باید صبر کنیم .
#اخبار_نجومی
@IUST_SSC
حلقه آتش یا خورشیدگرفتگی حلقوی از آن پدیده های دیدنی است که با یک بار دیدنش ، لذت آن را تا آخر عمر با خود حس می کنیم . این پدیده در خاک ایران قابل رؤیت نیست و فقط در بخش هایی از کانادا ، گرینلند و روسیه دیده می شود .
در لحظات اوج یک گرفتگی حلقوی ، تمام قرص خورشید پوشانده می شود و فقط یک حلقه نورانی نازک از آن دیده خواهد شد . منظره ای که به حلقه آتش معروف است و برای رصد آن در ایران باید صبر کنیم .
#اخبار_نجومی
@IUST_SSC
در سال 1400 دو ماه گرفتگی و دو خورشید گرفتگی اتفاق می افتد که هیچکدام در ایران دیده نخواهند شد .
اولین ماه گرفتگی چهارشنبه 5 که در استرالیا قابل رویت است ، و ماه گرفتگی بعدی در 28 آبان اتفاق می افتد .
#اخبار_نجومی
@IUST_SSC
اولین ماه گرفتگی چهارشنبه 5 که در استرالیا قابل رویت است ، و ماه گرفتگی بعدی در 28 آبان اتفاق می افتد .
#اخبار_نجومی
@IUST_SSC