مسافرانی از هرات
دلیل دیدار ما بیماری پسرک ملوس افغانی است؛کودکی لاغرتر از سنش با چشمهایی درشت و موهایی لخت که روی پیشانیش چتری شدهاند.
نامش وزیر است و هفت سال دارد. به خاطر یک مشکل گوارشی تقریبا عمده که ملاحظات جراحی را هم احتمالا میطلبد آمدهاست؛ با مادرش و دو بانوی جوان هموطن دیگر -از مراجعین قبلی مطب- که راهنماییشان کنند، چرا که شناس نیستند و به تازگی سربند وحشیگریها و تهاجم طالبان به خاک خسته از ناامنی افغانستان، به ایران آمدهاند، از هرات!
رد ترس و التهاب گذر از جهنمی از گلوله و آتش همچنان در چهره و کلامشان دیده میشود.
یک نگرانی بزرگ هم در چشمهای همهشان سوسو میزند؛ از دست رفتن افغانستان عزیز، درد وطن.
شایعاتی که برخی رسانهها در ارائهی تصویر متفاوت از طالبان به خورد جامعهی جهانی میدهند سراپا دروغ و ملوث به ناامانتداری رسانهایاست.
طالبان طالبان است با تمام مختصات جهل محور و دگمبودن و ذرهای هم تغییر موضع ندادهاست. بنابراین تفسیرهای سستی که در مورد تغییر ماهیت طالبها دیده میشود مایهی تعجب عمیق است آنهم در حالی که جنایتها و قتلعام بی شفقت آدمها را در پیش چشم تمام جهان و در روز روشن انجام میشود.
سوال این است: دخترانی که طالبها به زور و بدون رضایت به عقدشان در میآورند از تجاوز به عنف چه چیزی کمتر دارد که دولتها مهر سکوت بر لب زدهاند؟ سازمان ملل در کجا ایستاده است که این جنایت علیه بشریت را نمیبیند و چنین حقیر و منفعل با لگدکوبشدن منشور خود تعامل میکند.
اینجا صحبت از یک جنگ معمولی حتی نیست.بحث برسر جنایت علیه بشریت و سوءاستفادهی جنسی وحشتناک از کودکان است. بحث درمورد یک فاجعهی تمام عیار انسانی است . کجای طالبان تغییر کرده است که زنان را تنها در حد کالا میشناسد و برای دستخوش، زنان بیوه را برای تجاوز به اعضایش هبه میکند.
حداقل به عنوان یک شاهد واقعی، مادرِ بیمار من این طالبان را بسیار وحشیتر و لجامگسیخته تر از قبل ارزیابی کرده است.
چه اتفاق ناگوار و اساسا چه نوع جنایت دیگری باید اتفاق بیفتد تا حکومتها واکنش نشان دهند؟
سیاستمدارانی که برای این گروه سرتاپا خشونت زبان نفهم چهرهشویی میکنند وجدانشان را در کدام ایستگاه انسانیت به کناری نهاده، جاگذاشتهاند.
طالبان در آستانهی استیلا بر کل خاک افغانستان است. چهرهی بدون روتوش طالبان مکررا نشان داده و ثابت کرده است که گروهی قائل به مذاکره و قابل مذاکره نیست. گروهی است که جز زبان زور نمیفهمد و توبهاش فقط در صورت ریشهکنی و متلاشی شدن کامل قابل اعتماد است.
حکومتهایی که برای کوچکترین اتفاقات یقه میدرانند، نمایندگان ویژهی سازمان ملل که گاهی از سر سوزن هم خود را رد میکنند، در برابر این دروازهی بزرگ جنایت عریان و جهل مرکب که ازقضا مرتکبینش هم ابایی از رسانهای شدنش ندارند،کجا هستند و از کدام ساحت به ماجرا مینگرند.
حتی تظاهر عمدی به ندیدن اتفاقات هم در عرف دیپلماتیک آدابی دارد و چنین توی ذوق زننده و موهن نیست.
افغانستان دارد از دست میرود، پایتخت سقوط کرده و مردمی که از زندگی تنها قدری آرامش و امنیت میخواهند-از ابتدایی ترین حقوق هر انسان- در آستانهی نابودی و به محاق رفتن هستند. در خطر جدی ارتجاع به دهها سال قبل و قرار گرفتن در وضعیتی که سرنوشت نسل آینده را در خطر تخریب قرار داده است.
در این سکوت خجالت آور در صحنهی جهانی شاید فقط این مردم دنیا باشند که بتوانند مصدر کاری شوند. اعتراضات و واکنش آنها نسبت به جنایت، آخرین تیر ترکش نجات یک کشور شاید باشد تا دولتها را به زور و برای تداوم حضوردر صحنه سیاسی هم که شده، وادار به برداشتن قدمی کنند.
داشتن امید مستحسن است اما گاهی برتر از آن باور به واقعیت و قبول شرایط ناامیدکنندهاست. تا همین، نقطهی شروعی باشد برای اقدامی واقعی. باید این واقعیت تلخ را پذیرفت که امید دلخوشکننده به شیوهی احاله مسائل به آیندهای مجهول، جز دادن فرصت و ابتکار عمل به جنایتکاران هیچ کارکردی ندارد.
جمله آخر مادر وزیر مدام در سرم میپیچد:
«هیچکس برای دادن امید به مردم افغانستان کاری نمیکند»
آیا ما مردم عادی جهان میتوانیم کاری از پیش ببریم؟
آیا وزیر این داستان واقعی میتواند یکی از وزرای افغانستان آینده باشد؟
بابک خطی
طبیب کودکان
۰۰/۰۵/۲۴
🆔@ISPVC_NGO
دلیل دیدار ما بیماری پسرک ملوس افغانی است؛کودکی لاغرتر از سنش با چشمهایی درشت و موهایی لخت که روی پیشانیش چتری شدهاند.
نامش وزیر است و هفت سال دارد. به خاطر یک مشکل گوارشی تقریبا عمده که ملاحظات جراحی را هم احتمالا میطلبد آمدهاست؛ با مادرش و دو بانوی جوان هموطن دیگر -از مراجعین قبلی مطب- که راهنماییشان کنند، چرا که شناس نیستند و به تازگی سربند وحشیگریها و تهاجم طالبان به خاک خسته از ناامنی افغانستان، به ایران آمدهاند، از هرات!
رد ترس و التهاب گذر از جهنمی از گلوله و آتش همچنان در چهره و کلامشان دیده میشود.
یک نگرانی بزرگ هم در چشمهای همهشان سوسو میزند؛ از دست رفتن افغانستان عزیز، درد وطن.
شایعاتی که برخی رسانهها در ارائهی تصویر متفاوت از طالبان به خورد جامعهی جهانی میدهند سراپا دروغ و ملوث به ناامانتداری رسانهایاست.
طالبان طالبان است با تمام مختصات جهل محور و دگمبودن و ذرهای هم تغییر موضع ندادهاست. بنابراین تفسیرهای سستی که در مورد تغییر ماهیت طالبها دیده میشود مایهی تعجب عمیق است آنهم در حالی که جنایتها و قتلعام بی شفقت آدمها را در پیش چشم تمام جهان و در روز روشن انجام میشود.
سوال این است: دخترانی که طالبها به زور و بدون رضایت به عقدشان در میآورند از تجاوز به عنف چه چیزی کمتر دارد که دولتها مهر سکوت بر لب زدهاند؟ سازمان ملل در کجا ایستاده است که این جنایت علیه بشریت را نمیبیند و چنین حقیر و منفعل با لگدکوبشدن منشور خود تعامل میکند.
اینجا صحبت از یک جنگ معمولی حتی نیست.بحث برسر جنایت علیه بشریت و سوءاستفادهی جنسی وحشتناک از کودکان است. بحث درمورد یک فاجعهی تمام عیار انسانی است . کجای طالبان تغییر کرده است که زنان را تنها در حد کالا میشناسد و برای دستخوش، زنان بیوه را برای تجاوز به اعضایش هبه میکند.
حداقل به عنوان یک شاهد واقعی، مادرِ بیمار من این طالبان را بسیار وحشیتر و لجامگسیخته تر از قبل ارزیابی کرده است.
چه اتفاق ناگوار و اساسا چه نوع جنایت دیگری باید اتفاق بیفتد تا حکومتها واکنش نشان دهند؟
سیاستمدارانی که برای این گروه سرتاپا خشونت زبان نفهم چهرهشویی میکنند وجدانشان را در کدام ایستگاه انسانیت به کناری نهاده، جاگذاشتهاند.
طالبان در آستانهی استیلا بر کل خاک افغانستان است. چهرهی بدون روتوش طالبان مکررا نشان داده و ثابت کرده است که گروهی قائل به مذاکره و قابل مذاکره نیست. گروهی است که جز زبان زور نمیفهمد و توبهاش فقط در صورت ریشهکنی و متلاشی شدن کامل قابل اعتماد است.
حکومتهایی که برای کوچکترین اتفاقات یقه میدرانند، نمایندگان ویژهی سازمان ملل که گاهی از سر سوزن هم خود را رد میکنند، در برابر این دروازهی بزرگ جنایت عریان و جهل مرکب که ازقضا مرتکبینش هم ابایی از رسانهای شدنش ندارند،کجا هستند و از کدام ساحت به ماجرا مینگرند.
حتی تظاهر عمدی به ندیدن اتفاقات هم در عرف دیپلماتیک آدابی دارد و چنین توی ذوق زننده و موهن نیست.
افغانستان دارد از دست میرود، پایتخت سقوط کرده و مردمی که از زندگی تنها قدری آرامش و امنیت میخواهند-از ابتدایی ترین حقوق هر انسان- در آستانهی نابودی و به محاق رفتن هستند. در خطر جدی ارتجاع به دهها سال قبل و قرار گرفتن در وضعیتی که سرنوشت نسل آینده را در خطر تخریب قرار داده است.
در این سکوت خجالت آور در صحنهی جهانی شاید فقط این مردم دنیا باشند که بتوانند مصدر کاری شوند. اعتراضات و واکنش آنها نسبت به جنایت، آخرین تیر ترکش نجات یک کشور شاید باشد تا دولتها را به زور و برای تداوم حضوردر صحنه سیاسی هم که شده، وادار به برداشتن قدمی کنند.
داشتن امید مستحسن است اما گاهی برتر از آن باور به واقعیت و قبول شرایط ناامیدکنندهاست. تا همین، نقطهی شروعی باشد برای اقدامی واقعی. باید این واقعیت تلخ را پذیرفت که امید دلخوشکننده به شیوهی احاله مسائل به آیندهای مجهول، جز دادن فرصت و ابتکار عمل به جنایتکاران هیچ کارکردی ندارد.
جمله آخر مادر وزیر مدام در سرم میپیچد:
«هیچکس برای دادن امید به مردم افغانستان کاری نمیکند»
آیا ما مردم عادی جهان میتوانیم کاری از پیش ببریم؟
آیا وزیر این داستان واقعی میتواند یکی از وزرای افغانستان آینده باشد؟
بابک خطی
طبیب کودکان
۰۰/۰۵/۲۴
🆔@ISPVC_NGO
🎗بیانیه اتحاد جهانی علیه کار کودکان درباره مساله افغانستان
🖌درحال حاضر که بحران افغانستان و تبعات آن نیازمند اقدام جدی فعالان حقوق بشر و حقوق کودک است، متاسفانه علیرغم وخامت اوضاع، همانطور که در بیانیه زیر میخوانید، شاهد عدم مسئولیتپذیری جدی و اقدامات موثر توسط نهادهای بینالمللی و سازمانهای مردم نهاد بینالمللی هستیم.
📄متن بیانیه:
◀️ برای بسیاری «روزهای سیاه» برگشتهاند.
◽️وضعیت کنونی افغانستان بار دیگر درد و رنج سیستماتیک مردم افغان، نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی و نقش تصمیمگیریها و اعمال سیاسی بر زندگی کودکان را روشن کرد.
◽️برای بسیاری «روزهای سیاه» دوباره برگشتهاند. بیش از ۲۵۰۰۰۰ افغان خانههایشان را ترک کردهاند، که ۸۰ درصد این جمعیت آواره، زنان و کودکان هستند.
◽️به نظر میرسد پیشرفتهای که در چند دهه گذشته در حیطه آموزش، حمایت از کودکان و حقوق زنان رخ داده است، در جبهههای مختلف در معرض تهدیدهای بیحدی است.
◽️تخمین زده میشود که در حال حاضر در افغانستان جنگ زده ۳/۷میلیون کودک افغان در سن مدرسه از تحصیل بازماندهاند که ۶۰ درصد آنها دختر هستند. با تعطیلی اجباری مدارس، تعداد کودکان بازمانده از تحصیل افزایش چشمگیری خواهد داشت، به ویژه که دختران در معرض خطر بیشتری نسبت به کار کودک قرار دارند. اگر پیامدهای گذشته حکومت طالبان به همین شکل ادامه داشته باشد، علاوه بر افزایش تعداد پیشبینی شده، تهدیدی بیسابقه علیه کودکان رخ خواهد داد.
◽️دختران افغان در معرض افزایش خشونت جنسی، ازدواج اجباری و قتل ناموسی و پسران مجبور به استخدام نظامی و شرکت در درگیری مسلحانه خواهند بود.
در شرایطی که میلیونها کودک افغان با ترس از بازگشت به گذشته هراسناک در آینده نزدیک رو به رو هستند، لازم است تا برای محافظت از آنها واکنش جمعی فوری صورت گیرد.
اکنون بیش از هر زمان دیگری، حفاظت از حقوق افراد آسیبپذیر در افغانستان، درستترین کاری که باید صورت گیرد و مسئولیت جمعی است.
تیمونی رایان
رئیس حرکت جهانی علیه کار کودکان،
وابسته به سازمان بینالمللی کار
📎لینک بیانیه:
https://b2n.ir/r33820
🆔@ISPVC_NGO
🖌درحال حاضر که بحران افغانستان و تبعات آن نیازمند اقدام جدی فعالان حقوق بشر و حقوق کودک است، متاسفانه علیرغم وخامت اوضاع، همانطور که در بیانیه زیر میخوانید، شاهد عدم مسئولیتپذیری جدی و اقدامات موثر توسط نهادهای بینالمللی و سازمانهای مردم نهاد بینالمللی هستیم.
📄متن بیانیه:
◀️ برای بسیاری «روزهای سیاه» برگشتهاند.
◽️وضعیت کنونی افغانستان بار دیگر درد و رنج سیستماتیک مردم افغان، نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی و نقش تصمیمگیریها و اعمال سیاسی بر زندگی کودکان را روشن کرد.
◽️برای بسیاری «روزهای سیاه» دوباره برگشتهاند. بیش از ۲۵۰۰۰۰ افغان خانههایشان را ترک کردهاند، که ۸۰ درصد این جمعیت آواره، زنان و کودکان هستند.
◽️به نظر میرسد پیشرفتهای که در چند دهه گذشته در حیطه آموزش، حمایت از کودکان و حقوق زنان رخ داده است، در جبهههای مختلف در معرض تهدیدهای بیحدی است.
◽️تخمین زده میشود که در حال حاضر در افغانستان جنگ زده ۳/۷میلیون کودک افغان در سن مدرسه از تحصیل بازماندهاند که ۶۰ درصد آنها دختر هستند. با تعطیلی اجباری مدارس، تعداد کودکان بازمانده از تحصیل افزایش چشمگیری خواهد داشت، به ویژه که دختران در معرض خطر بیشتری نسبت به کار کودک قرار دارند. اگر پیامدهای گذشته حکومت طالبان به همین شکل ادامه داشته باشد، علاوه بر افزایش تعداد پیشبینی شده، تهدیدی بیسابقه علیه کودکان رخ خواهد داد.
◽️دختران افغان در معرض افزایش خشونت جنسی، ازدواج اجباری و قتل ناموسی و پسران مجبور به استخدام نظامی و شرکت در درگیری مسلحانه خواهند بود.
در شرایطی که میلیونها کودک افغان با ترس از بازگشت به گذشته هراسناک در آینده نزدیک رو به رو هستند، لازم است تا برای محافظت از آنها واکنش جمعی فوری صورت گیرد.
اکنون بیش از هر زمان دیگری، حفاظت از حقوق افراد آسیبپذیر در افغانستان، درستترین کاری که باید صورت گیرد و مسئولیت جمعی است.
تیمونی رایان
رئیس حرکت جهانی علیه کار کودکان،
وابسته به سازمان بینالمللی کار
📎لینک بیانیه:
https://b2n.ir/r33820
🆔@ISPVC_NGO
کودک همسری صعود کرد
رشد ۱۰.۵ درصدی "ازدواج" دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله
ثبت ۷۲۵ "طلاق" برای دختران این رده سنی
🆔@ISPVC_NGO
رشد ۱۰.۵ درصدی "ازدواج" دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله
ثبت ۷۲۵ "طلاق" برای دختران این رده سنی
🆔@ISPVC_NGO
انجمن یاری کودکان در معرض خطر
Photo
🔺دست روی دست گذاشتهایم
مردم افغانستان پس از سالها عذاب جنگ و تضعیف توسط حکومتهای غرب و شرق، به حال خود رها شدهاند تا طالبان در همدستی با دولتهای شرقی و غربی هرچه میتوانند با این سرزمین و مردمانش بکند. دولتهایی که چون صیادان غاصبی از هرطرف برای بردن و خوردن نقشه کشیدند تا در بیچارگی و آوارگی این ملت شیره جان سرزمینشان را بمکند و چه بهتر برایشان که این سرزمین طالبان پرورش دهد تا غرق در تعصب و تحجر شود و هر شکلی از مقاومت در نطفه خفه گردد.
حال با تصرف تقریبا تمام نقاط این سرزمین توسط طالبان بار دیگر زنان و کودکان افغان، فریادشان نشنیده گرفته میشود. آنها دنبال پناهگاه میگردند تا طعمه طالبان وحشی نشوند. درها و مرزها بسته شدهاند. فریاد دختران در پستوهای تجاوز و نکاح به گوش میرسد. همچنان کودکان وحشت و جنگ را مانند پدران و مادران خویش تجربه میکنند و جهان گویی در خواب است و حقوق بشر فقط به ریش مردم میخندد. جنگ یک شوخی است برای آنان که خود را ابر قدرت میدانند ولی یک تباهی است برای آنان که میخواهند زندگی کنند. جنگ یک فرصت است برای آنان که میخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند ولی پایانی است بر رویای مردمان درگیر جنگ.
ما کجای این معادله هستیم که مرزها را بستهایم و آنهارا در جنگ و خون و تجاوز از خود میرانیم؟
چه پاسخی برای این فاجعه بشری خواهید داشت که دست روی دست گذاشتهاید. مگر ایجاد امکانات برای پناهندگی چقدر هزینه دارد که چشمتان را به روی مردم همسایهای که فریاد میزنند و کمک میخواهند بستهاید. این چه سیاستی است که مرام و عرف پناهندگی را هم زیر پا گذاشته و راه را برای آنان میبندد؟
اکنون همه ما از این تجاوز و قساوت به همسایه رنج میکشیم.
سیاستگذاران کشور باید مرز را به روی پناهندگان باز کنند و به حق مهاجرین افغانستانی برای اعتراض به جنایتی که به کشور و مردمشان شده احترام بگذارند و آنان را حمایت کنند تا صدای خود را به دنیا برسانند. یاران انجمن یاری کودکان در معرض خطر، همچنان که سالهاست در کنار کودکان پناهنده بودند باز هم خواهند بود و در این راه از هیچ کمکی فروگذاری نخواهند کرد.
🆔@ISPVC_NGO
مردم افغانستان پس از سالها عذاب جنگ و تضعیف توسط حکومتهای غرب و شرق، به حال خود رها شدهاند تا طالبان در همدستی با دولتهای شرقی و غربی هرچه میتوانند با این سرزمین و مردمانش بکند. دولتهایی که چون صیادان غاصبی از هرطرف برای بردن و خوردن نقشه کشیدند تا در بیچارگی و آوارگی این ملت شیره جان سرزمینشان را بمکند و چه بهتر برایشان که این سرزمین طالبان پرورش دهد تا غرق در تعصب و تحجر شود و هر شکلی از مقاومت در نطفه خفه گردد.
حال با تصرف تقریبا تمام نقاط این سرزمین توسط طالبان بار دیگر زنان و کودکان افغان، فریادشان نشنیده گرفته میشود. آنها دنبال پناهگاه میگردند تا طعمه طالبان وحشی نشوند. درها و مرزها بسته شدهاند. فریاد دختران در پستوهای تجاوز و نکاح به گوش میرسد. همچنان کودکان وحشت و جنگ را مانند پدران و مادران خویش تجربه میکنند و جهان گویی در خواب است و حقوق بشر فقط به ریش مردم میخندد. جنگ یک شوخی است برای آنان که خود را ابر قدرت میدانند ولی یک تباهی است برای آنان که میخواهند زندگی کنند. جنگ یک فرصت است برای آنان که میخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند ولی پایانی است بر رویای مردمان درگیر جنگ.
ما کجای این معادله هستیم که مرزها را بستهایم و آنهارا در جنگ و خون و تجاوز از خود میرانیم؟
چه پاسخی برای این فاجعه بشری خواهید داشت که دست روی دست گذاشتهاید. مگر ایجاد امکانات برای پناهندگی چقدر هزینه دارد که چشمتان را به روی مردم همسایهای که فریاد میزنند و کمک میخواهند بستهاید. این چه سیاستی است که مرام و عرف پناهندگی را هم زیر پا گذاشته و راه را برای آنان میبندد؟
اکنون همه ما از این تجاوز و قساوت به همسایه رنج میکشیم.
سیاستگذاران کشور باید مرز را به روی پناهندگان باز کنند و به حق مهاجرین افغانستانی برای اعتراض به جنایتی که به کشور و مردمشان شده احترام بگذارند و آنان را حمایت کنند تا صدای خود را به دنیا برسانند. یاران انجمن یاری کودکان در معرض خطر، همچنان که سالهاست در کنار کودکان پناهنده بودند باز هم خواهند بود و در این راه از هیچ کمکی فروگذاری نخواهند کرد.
🆔@ISPVC_NGO
چنگال کرونا بر گلوی کودکان کار
اپیدمی کرونا تاثیری فراگیر بر تمام شئون زندگی مردم داشته است. کشورهای پیشرفته توان حمایتی بیشتری داشتند و کشورهای فقیرتر از عهده حمایت اقتصادی از مردمشان برنیامدند. ایران جزو همین گروه از کشورها بود. این وضعیت، اما سنگینی وزن خود را روی خانوادههای کمدرآمد انداخت و کودکان متعلق به این خانوادهها اولین قربانیان این شرایط بودند. جامعه ۲۴ تاثیر کرونا بر زندگی کودکان کار را مورد بررسی قرار میدهد.
https://jameh24.com/fa/news/8921/
🆔@ISPVC_NGO
اپیدمی کرونا تاثیری فراگیر بر تمام شئون زندگی مردم داشته است. کشورهای پیشرفته توان حمایتی بیشتری داشتند و کشورهای فقیرتر از عهده حمایت اقتصادی از مردمشان برنیامدند. ایران جزو همین گروه از کشورها بود. این وضعیت، اما سنگینی وزن خود را روی خانوادههای کمدرآمد انداخت و کودکان متعلق به این خانوادهها اولین قربانیان این شرایط بودند. جامعه ۲۴ تاثیر کرونا بر زندگی کودکان کار را مورد بررسی قرار میدهد.
https://jameh24.com/fa/news/8921/
🆔@ISPVC_NGO
پایگاه خبری تحلیلی جامعه 24
چنگال کرونا بر گلوی کودکان کار/ روایت کودکی که ۱۳ ساعت در روز با حقوق ۵۰۰ هزار تومان در ماه کار میکند! | جامعه 24
اپیدمی کرونا تاثیری فراگیر بر تمام شئون زندگی مردم داشته است. کشورهای پیشرفته توان حمایتی بیشتری داشتند و کشورهای فقیرتر از عهده حمایت اقتصادی از مردمشان برنیامدند. ایران جزو همین گروه از کشورها بود. این وضعیت، اما سنگینی وزن خود را روی خانوادههای کمدرآمد…
انجمن یاری کودکان در معرض خطر pinned «🔺دست روی دست گذاشتهایم مردم افغانستان پس از سالها عذاب جنگ و تضعیف توسط حکومتهای غرب و شرق، به حال خود رها شدهاند تا طالبان در همدستی با دولتهای شرقی و غربی هرچه میتوانند با این سرزمین و مردمانش بکند. دولتهایی که چون صیادان غاصبی از هرطرف برای بردن…»
🎗درخواست سازمانهای مردم نهاد اروپایی (NGOها) از اتحادیه اروپا مبنی بر توقف اخراج مهاجران افغانستانی.
◽️ این گروهها از مواجهه بازگرداندهشدگان با درگیری، خشونت، و چالشهای مضاعف، اعلام نگرانی میکند.
◽️۳۰ سازمان مردم نهاد اروپایی (NGO) روز چهارشنبه خواستار متوقف کردن اخراج پناهندگان افغان توسط کشورهای اتحادیه اروپا، در شرایط بدتر شدن وضعیت امنیتی در افغانستان شدند.
◽️این تقاضا در شرایط خروج نیروهای خارجی به رهبری آمریکا و کنترل بخشهای زیادی از خاک افغانستان توسط طالبان مطرح شد.
بر اساس بیانیه مشترک سازمانهای مردم نهاد اروپایی، وضعیت امنیتی افغانستان به گونهایست که افراد امکان بازگشت به وطن بدون خطر جانی را ندارند، لذا از اتحادیه اروپا خواسته شده است به کشورهای عضو توصیه کنند که اخراجهای فوری به افغانستان را متوقف کنند.
◽️همچنین سازمانهای مردم نهاد، سازمانهای پناهندگان و مهاجر افغانستانی، از کشورهای عضو اتحادیه اروپا خواستهاند تا تمام تصمیمات منفی برای پناهجویان افغانستانی، که هنوز در کشورهای اروپایی هستند را مورد بازبینی مجدد قراردهند و از آنجایی که دیگر هیچ منطقه یا شهر امنی در افغانستان وجود ندارد از به کارگیری مفهوم «حفاظت داخلی جایگزین» Internal Protection) Alternative (IPA)) خودداری نموده و به کارکنان محلی و خانوده آنها پناهندگی فوری اعطا نمایند و محل اسکان مهاجران افغانستانی در ایران و پاکستان را افزایش دهند.
◽️دولت (سابق) افغانستان از کشورهای میزبان از جمله سوئد، نروژ، فنلاند، فرانسه، دانمارک، انگلستان، سوئیس و هلند خواست که از ۸ ژانویه به مدت حداقل سه ماه تا اکتبر اخراج را متوقف کنند.
◽️در بیانیه وزارت مهاجرین و عودت کنندگان آمده است: به دلیل افزایش خشونت طالبان، موج سوم همهگیری کرونا و ناآرامیهای اقتصادی، اجتماعی، شرایط برای بازگشت اجباری مهاجران افغان مساعد نیست.
در بیانیه آمده است که این وضعیت، «نگرانی آنها در مورد سرنوشت افرادی که بازگردانده میشوند را» بیشتر میکند.
📎لینک خبر به زبان انگلیسی
https://www.aa.com.tr/en/europe/ngos-demand-eu-to-halt-deportations-of-afghan-refugees/2311022
@shabakeyari
🆔@ISPVC_NGO
ترجمه در
#شبکه_یاری_کودکان_کار
◽️ این گروهها از مواجهه بازگرداندهشدگان با درگیری، خشونت، و چالشهای مضاعف، اعلام نگرانی میکند.
◽️۳۰ سازمان مردم نهاد اروپایی (NGO) روز چهارشنبه خواستار متوقف کردن اخراج پناهندگان افغان توسط کشورهای اتحادیه اروپا، در شرایط بدتر شدن وضعیت امنیتی در افغانستان شدند.
◽️این تقاضا در شرایط خروج نیروهای خارجی به رهبری آمریکا و کنترل بخشهای زیادی از خاک افغانستان توسط طالبان مطرح شد.
بر اساس بیانیه مشترک سازمانهای مردم نهاد اروپایی، وضعیت امنیتی افغانستان به گونهایست که افراد امکان بازگشت به وطن بدون خطر جانی را ندارند، لذا از اتحادیه اروپا خواسته شده است به کشورهای عضو توصیه کنند که اخراجهای فوری به افغانستان را متوقف کنند.
◽️همچنین سازمانهای مردم نهاد، سازمانهای پناهندگان و مهاجر افغانستانی، از کشورهای عضو اتحادیه اروپا خواستهاند تا تمام تصمیمات منفی برای پناهجویان افغانستانی، که هنوز در کشورهای اروپایی هستند را مورد بازبینی مجدد قراردهند و از آنجایی که دیگر هیچ منطقه یا شهر امنی در افغانستان وجود ندارد از به کارگیری مفهوم «حفاظت داخلی جایگزین» Internal Protection) Alternative (IPA)) خودداری نموده و به کارکنان محلی و خانوده آنها پناهندگی فوری اعطا نمایند و محل اسکان مهاجران افغانستانی در ایران و پاکستان را افزایش دهند.
◽️دولت (سابق) افغانستان از کشورهای میزبان از جمله سوئد، نروژ، فنلاند، فرانسه، دانمارک، انگلستان، سوئیس و هلند خواست که از ۸ ژانویه به مدت حداقل سه ماه تا اکتبر اخراج را متوقف کنند.
◽️در بیانیه وزارت مهاجرین و عودت کنندگان آمده است: به دلیل افزایش خشونت طالبان، موج سوم همهگیری کرونا و ناآرامیهای اقتصادی، اجتماعی، شرایط برای بازگشت اجباری مهاجران افغان مساعد نیست.
در بیانیه آمده است که این وضعیت، «نگرانی آنها در مورد سرنوشت افرادی که بازگردانده میشوند را» بیشتر میکند.
📎لینک خبر به زبان انگلیسی
https://www.aa.com.tr/en/europe/ngos-demand-eu-to-halt-deportations-of-afghan-refugees/2311022
@shabakeyari
🆔@ISPVC_NGO
ترجمه در
#شبکه_یاری_کودکان_کار
Anadolu Agency
NGOs demand EU to halt deportations of Afghan refugees
Groups concerned about increased conflict, violence, challenges returnees face
تولد کودکان بدون شناسنامه به دنبال ازدواجهای صیغهای/۱۴ هزار کودک مطلقه و بیوه در کشور
#زنان | سمیرا دماوندی، کنشگر حقوق کودکان و حقوقدان:
🔹 معمولاً در روستاها اول کودکان را صیغه میکنند و سپس خانواده دختر با آن صیغه نامه قاضی را تحت فشار قرار میدهد تا مجوز ازدواج رسمی را صادر کند و متأسفانه همین صیغه باعث شده حتی افزایش سن قانونی ازدواج هم مشکل ما را حل نکند.
🔹 ازدواجهای سن پایین دوامی ندارند
🔹 در آذربایجان شرقی که بالاترین آمار کودک مطلقه را شاهد هستیم
@Digari_ir
@imnanews_ir | جزئیات بیشتر
یک کنشگر حقوق کودکان گفت: معمولاً در روستاها اول کودکان را صیغه میکنند و سپس خانواده دختر با آن صیغه نامه قاضی را تحت فشار قرار میدهد تا مجوز ازدواج رسمی را صادر کند و متأسفانه همین صیغه باعث شده حتی افزایش سن قانونی ازدواج هم مشکل ما را حل نکند.
🆔@ISPVC_NGO
#زنان | سمیرا دماوندی، کنشگر حقوق کودکان و حقوقدان:
🔹 معمولاً در روستاها اول کودکان را صیغه میکنند و سپس خانواده دختر با آن صیغه نامه قاضی را تحت فشار قرار میدهد تا مجوز ازدواج رسمی را صادر کند و متأسفانه همین صیغه باعث شده حتی افزایش سن قانونی ازدواج هم مشکل ما را حل نکند.
🔹 ازدواجهای سن پایین دوامی ندارند
🔹 در آذربایجان شرقی که بالاترین آمار کودک مطلقه را شاهد هستیم
@Digari_ir
@imnanews_ir | جزئیات بیشتر
یک کنشگر حقوق کودکان گفت: معمولاً در روستاها اول کودکان را صیغه میکنند و سپس خانواده دختر با آن صیغه نامه قاضی را تحت فشار قرار میدهد تا مجوز ازدواج رسمی را صادر کند و متأسفانه همین صیغه باعث شده حتی افزایش سن قانونی ازدواج هم مشکل ما را حل نکند.
🆔@ISPVC_NGO
بدون بیمه، بدون درمان
بیشناسنامهها دغدغهشان فقط واکسن نیست.
درمانهای سنگین بیماری کرونا هم روی دوششان سنگینی کرده و آزارشان میدهد. شناسنامه که نباشد، بیمه نیست و بیمه که نباشد، هزینههای درمان سر به فلک میگذارد. دکتر کیخواه میگوید: «بعضیها از دفترچه بیمه همسایهها یا سایر اعضای خانواده استفاده میکنند؛ مثلا خانمی 50ساله دفترچه بچه6ساله را آورده بود و من هم نمیتوانستم داروی یک زن 50ساله را در دفترچه کودک بنویسم.» به عقیده او، یکی از علتهای فوت بیماران بیشناسنامه عدم مراجعه به بیمارستان است؛ «بسیاری از این افراد با سطح اکسیژن خون بسیار پایین از رفتن به بیمارستان امتناع میکنند؛ چون مدارک هویتی و بیمه ندارند و همین یک مسئله، حضور آنها در بیمارستان را سخت و طاقتفرسا میکند. این میشود که عطای رفتن به بیمارستان را به لقایش میبخشند، میروند در خانه و بعد هم سرنوشتشان نامعلوم میشود. هیچکس نمیداند آنها میمیرند یا زنده میمانند.» ادامه در لینک زیر👇
https://newspaper.hamshahrionline.ir/id/138429/
🆔@ISPVC_NGO
بیشناسنامهها دغدغهشان فقط واکسن نیست.
درمانهای سنگین بیماری کرونا هم روی دوششان سنگینی کرده و آزارشان میدهد. شناسنامه که نباشد، بیمه نیست و بیمه که نباشد، هزینههای درمان سر به فلک میگذارد. دکتر کیخواه میگوید: «بعضیها از دفترچه بیمه همسایهها یا سایر اعضای خانواده استفاده میکنند؛ مثلا خانمی 50ساله دفترچه بچه6ساله را آورده بود و من هم نمیتوانستم داروی یک زن 50ساله را در دفترچه کودک بنویسم.» به عقیده او، یکی از علتهای فوت بیماران بیشناسنامه عدم مراجعه به بیمارستان است؛ «بسیاری از این افراد با سطح اکسیژن خون بسیار پایین از رفتن به بیمارستان امتناع میکنند؛ چون مدارک هویتی و بیمه ندارند و همین یک مسئله، حضور آنها در بیمارستان را سخت و طاقتفرسا میکند. این میشود که عطای رفتن به بیمارستان را به لقایش میبخشند، میروند در خانه و بعد هم سرنوشتشان نامعلوم میشود. هیچکس نمیداند آنها میمیرند یا زنده میمانند.» ادامه در لینک زیر👇
https://newspaper.hamshahrionline.ir/id/138429/
🆔@ISPVC_NGO
بیشناسنامهها محروم از واکسن
زندگی بیشناسنامهها حالا که بحران کرونا شعله کشیده و آتشش دامن بسیاری از خانوادهها را گرفته، غمبارتر از گذشته هم شده است. ماجرا برای مسئولان استان سیستانوبلوچستان همان ماجرای همیشگی نداشتن هویت رسمی عدهای از شهروندان است، اما برای خودشان یعنی حسرت…
مرزها را بگشایید
کودکان فارغ از رنگ و نژاد و ملیت و مرز باید حمایت شوند .
هنوز صدای ضجههای مردان و زنان عزیز از دست داده، صدای نالههای مجروحین بمبگذاریهای طالبان در کوچه، خیابان و بازار در گوش ماست.
هنوز خون ریختهشدهی دهها کودک، بیمار و کادر درمان که در حملهی طالبان به بیمارستان قلات کشته و مجروح شدند در پیش چشمان ماست.
ما شاهد پایمال شدن حقوق انسانی زنان و دختران، ازدواج اجباری دختر بچهها با مردان طالب بودیم.
دیدیم چگونه حق تحصیل، کار و حتی حق خروج از خانه از زنان گرفته شد.
دیدیم که چگونه دختران و پسران افغان از بدیهیترین حقوق محروم شدند.
اینک بعد از سالها طالبان در سکوت و تایید قدرتهای بزرگ، حمایت کشورهای منطقه و البته با سواستفاده از نارضایتی مردم به دلیل فساد دولتمردان به راحتی بر افغانستان مسلط شده و تلاش میکند تا از خود چهرهی دیگری بسازد، اما مردم رنجدیده و وحشتزده که از دوران حکومت طالبان خاطرات تلخ و هراسناکی دارند، خوب میدانند که این فریبی بیش نیست و برای نجات به سوی مرزها رهسپار شدهاند، اما کشورهای همسایه بجای امداد و یاری مرزها را به رویشان بستهاند.
دولتهای همسایه از جمله ایران باید از این زنان، مردان و کودکان رنجدیده که در سرزمین خود آواره هستند، حمایت کنند؛ مرزها را باز و با اسکان آنها در اردوگاهها و فراهم نمودن شرایط زیست مناسب خصوصا برای کوکان یاریگر آنها باشند.
مطابق مادهی ۲۲ پیماننامهی حقوق کودک کشورهای عضو کنوانسیون از جمله ایران باید اقدامات لازم جهت حمایت کودکانی که خواهان پناهندگی هستند چه همراه خانواده یا همراه شخص دیگری باشند انجام دهند و تمام حقوق کودکان که در پیماننامه آمده است را رعایت کنند.
@parandeyederakhtekoochak
#انجمن_پرنده_درخت_کوچک
#افغانستان #طالبان #افغان #پناهندگی #جنگ #کودکان
🆔@ISPVC_NGO
کودکان فارغ از رنگ و نژاد و ملیت و مرز باید حمایت شوند .
هنوز صدای ضجههای مردان و زنان عزیز از دست داده، صدای نالههای مجروحین بمبگذاریهای طالبان در کوچه، خیابان و بازار در گوش ماست.
هنوز خون ریختهشدهی دهها کودک، بیمار و کادر درمان که در حملهی طالبان به بیمارستان قلات کشته و مجروح شدند در پیش چشمان ماست.
ما شاهد پایمال شدن حقوق انسانی زنان و دختران، ازدواج اجباری دختر بچهها با مردان طالب بودیم.
دیدیم چگونه حق تحصیل، کار و حتی حق خروج از خانه از زنان گرفته شد.
دیدیم که چگونه دختران و پسران افغان از بدیهیترین حقوق محروم شدند.
اینک بعد از سالها طالبان در سکوت و تایید قدرتهای بزرگ، حمایت کشورهای منطقه و البته با سواستفاده از نارضایتی مردم به دلیل فساد دولتمردان به راحتی بر افغانستان مسلط شده و تلاش میکند تا از خود چهرهی دیگری بسازد، اما مردم رنجدیده و وحشتزده که از دوران حکومت طالبان خاطرات تلخ و هراسناکی دارند، خوب میدانند که این فریبی بیش نیست و برای نجات به سوی مرزها رهسپار شدهاند، اما کشورهای همسایه بجای امداد و یاری مرزها را به رویشان بستهاند.
دولتهای همسایه از جمله ایران باید از این زنان، مردان و کودکان رنجدیده که در سرزمین خود آواره هستند، حمایت کنند؛ مرزها را باز و با اسکان آنها در اردوگاهها و فراهم نمودن شرایط زیست مناسب خصوصا برای کوکان یاریگر آنها باشند.
مطابق مادهی ۲۲ پیماننامهی حقوق کودک کشورهای عضو کنوانسیون از جمله ایران باید اقدامات لازم جهت حمایت کودکانی که خواهان پناهندگی هستند چه همراه خانواده یا همراه شخص دیگری باشند انجام دهند و تمام حقوق کودکان که در پیماننامه آمده است را رعایت کنند.
@parandeyederakhtekoochak
#انجمن_پرنده_درخت_کوچک
#افغانستان #طالبان #افغان #پناهندگی #جنگ #کودکان
🆔@ISPVC_NGO
نژادپرستی شاخ و دم ندارد!
در کم و کیف پیگیری انجام عمل جراحی فوری برای یکی از کودکان (از مهمانان اتباع خارجی) تحت پوشش یکی سازمانهای غیردولتی حمایت از کودکان کار بودیم.
حضور دوستان، همکاران و اساتیدی که در قسمت های مختلف بیمارستانها و مراکز درمانی مشغول به کار هستند و برای اینگونه امور پیشقدم، خوشبختانه کم نیست و این شد که پذیرش و برنامهریزی برای انجام عمل به خوبی و بدون هدر رفتن وقت صورت بگیرد.
نکته دردناک قضیه اما اینجااست که اتباعی که در بیمارستان بستری میشوند نه تنها هیچ نوع بیمه و حمایتی ندارند که حتی برای پرداخت هزینهها هم از آنها حداقل دوبرابر مقدار تعرفه آزاد دریافت میشود و این اتفاقی بود که برای این کودک نازنین هم اتفاق افتاد.
صدالبته که برای کادر درمان براساس وجدان و سوگندی که یاد کردهاند بیمار، بیمار است و تفاوت در رنگ و نژاد و زبان و...تاثیری در روند رسیدگی و درمان او ندارد و حتی در میدانهای جنگ نیز با دید فراملیتی مجروحان و آسیبدیدگان از نظر خودی، متفق یا دشمن بودن برای درمان شدن فرقی ندارند بنابراین مشکل درقسمت مدیریت مالی درمان کشور است که اینچنین بیملاحظه و بدون فکر این مساله را اجرایی نموده به آن رسمیت دادهاست و دانسته یا نادانسته، ابتداییترین حقوق بشری را نقض نموده و این مساله مصداق بارز نژادپرستی است.
یک دیدگاه این مساله را اینطور توجیه میکند که درمان افراد خارجی شامل سوبسیدی که دولت برای شهروندان ایرانی پرداخت میکند،نمیشود.
اما اولا آيا برای افراد پناهنده یا موارد خاص نیاز به حمایت نباید استثنایی باشد؟
و ثانیا خبرهای استخراج رمز ارز توسط شرکتهای خارجی که از برق سوبسیدی کشور استفاده میشود و بسیاری از قطعیهای آزاردهنده اخیر برق هم به آن منتسب شدهاست چگونه توجیه میشود؟
پناهندگی و کندن از محل زندگی خصوصا در مواردی که برای حفظ جان باشد ، یکی از دردناکترین اتفاقات زندگی میتواند باشدکه اثرات عمیقی در ساختار ذهنی و جسمی آدمها به جای میگذرد.این افراد یکی از مهمترین گروهها برای دریافت حمایت هستند تا بتوانند به زندگیای برگردند که حق همه است.
حالا در شرایطی که رنج بیماری به استرس مهاجرت یک کودک اضافه شده است، بجای حمایت،هزینهی درمان با آنها دولاپهنا حساب میشود و متاسفانه این اتفاقات نه بار اول که بارها اتفاق افتادن است و اولین بار آن نیست. هرچند تکراری بودنش چیزی از عجیب بودن آن کم نمیکند.
نویسنده این یادداشت نه به عنوان تعریض از سوی کسی که دستی بر آتش دارد بلکه به عنوان کسی که قسمت عمدهای از حیات حرفهای اش در متن زندگی این کودکان و خانوادههایشان است نسبت به این مساله، زشتی بیش از حد و عوارض برگشتناپذیر آن هشدار جدی میدهد.
تنها راهحل به عنوان قدم اول و قبل از ایجاد شرایط با اقدامات حمایتی، حذف سریع همین قانون فعلی آسیبزننده و توهینآمیز است.
وقتی کاری تا این حد ابتدایی به ذهن مسوولین مربوط متبادر نمیشود این وظیفهی اجتماعی همهی ما مردم معمولی است، که با انعکاس این اتفاق غریب و پیگیری آن آبشاری از از تلنگرهای کوچک ایجاد کنیم تا به آن رسیدگی شده، در اولین فرصت حذف و لغو گردد.
نژادپرستی شاخ و دم ندارد و نباید فکر کنیم خیلی از ما دور است. اگر معیار را برابری انسانها قرار دهیم و لختی در کارخود بیندیشیم میبینیم که بسیاری از کلمات،جملات و کردارهای ما که آن را با بهانههایی چون شوخی، جوک، وطن پرستی و... والایش و توجیه میکنیم، مصداق بارزی از نژادپرستی است.
پالایش از نژادپرستی یک
روند و سبک زندگی است و صرفا اتفاقی در یک نقطه زمانی و مکانی نیست.کوششی است که باید در کل زندگی حاکم شود و این تنها با یاداوری مکرر اول به خودمان و بعد بقیه میسور است.
بابک خطی
طبیب کودکان
🆔@ISPVC_NGO
در کم و کیف پیگیری انجام عمل جراحی فوری برای یکی از کودکان (از مهمانان اتباع خارجی) تحت پوشش یکی سازمانهای غیردولتی حمایت از کودکان کار بودیم.
حضور دوستان، همکاران و اساتیدی که در قسمت های مختلف بیمارستانها و مراکز درمانی مشغول به کار هستند و برای اینگونه امور پیشقدم، خوشبختانه کم نیست و این شد که پذیرش و برنامهریزی برای انجام عمل به خوبی و بدون هدر رفتن وقت صورت بگیرد.
نکته دردناک قضیه اما اینجااست که اتباعی که در بیمارستان بستری میشوند نه تنها هیچ نوع بیمه و حمایتی ندارند که حتی برای پرداخت هزینهها هم از آنها حداقل دوبرابر مقدار تعرفه آزاد دریافت میشود و این اتفاقی بود که برای این کودک نازنین هم اتفاق افتاد.
صدالبته که برای کادر درمان براساس وجدان و سوگندی که یاد کردهاند بیمار، بیمار است و تفاوت در رنگ و نژاد و زبان و...تاثیری در روند رسیدگی و درمان او ندارد و حتی در میدانهای جنگ نیز با دید فراملیتی مجروحان و آسیبدیدگان از نظر خودی، متفق یا دشمن بودن برای درمان شدن فرقی ندارند بنابراین مشکل درقسمت مدیریت مالی درمان کشور است که اینچنین بیملاحظه و بدون فکر این مساله را اجرایی نموده به آن رسمیت دادهاست و دانسته یا نادانسته، ابتداییترین حقوق بشری را نقض نموده و این مساله مصداق بارز نژادپرستی است.
یک دیدگاه این مساله را اینطور توجیه میکند که درمان افراد خارجی شامل سوبسیدی که دولت برای شهروندان ایرانی پرداخت میکند،نمیشود.
اما اولا آيا برای افراد پناهنده یا موارد خاص نیاز به حمایت نباید استثنایی باشد؟
و ثانیا خبرهای استخراج رمز ارز توسط شرکتهای خارجی که از برق سوبسیدی کشور استفاده میشود و بسیاری از قطعیهای آزاردهنده اخیر برق هم به آن منتسب شدهاست چگونه توجیه میشود؟
پناهندگی و کندن از محل زندگی خصوصا در مواردی که برای حفظ جان باشد ، یکی از دردناکترین اتفاقات زندگی میتواند باشدکه اثرات عمیقی در ساختار ذهنی و جسمی آدمها به جای میگذرد.این افراد یکی از مهمترین گروهها برای دریافت حمایت هستند تا بتوانند به زندگیای برگردند که حق همه است.
حالا در شرایطی که رنج بیماری به استرس مهاجرت یک کودک اضافه شده است، بجای حمایت،هزینهی درمان با آنها دولاپهنا حساب میشود و متاسفانه این اتفاقات نه بار اول که بارها اتفاق افتادن است و اولین بار آن نیست. هرچند تکراری بودنش چیزی از عجیب بودن آن کم نمیکند.
نویسنده این یادداشت نه به عنوان تعریض از سوی کسی که دستی بر آتش دارد بلکه به عنوان کسی که قسمت عمدهای از حیات حرفهای اش در متن زندگی این کودکان و خانوادههایشان است نسبت به این مساله، زشتی بیش از حد و عوارض برگشتناپذیر آن هشدار جدی میدهد.
تنها راهحل به عنوان قدم اول و قبل از ایجاد شرایط با اقدامات حمایتی، حذف سریع همین قانون فعلی آسیبزننده و توهینآمیز است.
وقتی کاری تا این حد ابتدایی به ذهن مسوولین مربوط متبادر نمیشود این وظیفهی اجتماعی همهی ما مردم معمولی است، که با انعکاس این اتفاق غریب و پیگیری آن آبشاری از از تلنگرهای کوچک ایجاد کنیم تا به آن رسیدگی شده، در اولین فرصت حذف و لغو گردد.
نژادپرستی شاخ و دم ندارد و نباید فکر کنیم خیلی از ما دور است. اگر معیار را برابری انسانها قرار دهیم و لختی در کارخود بیندیشیم میبینیم که بسیاری از کلمات،جملات و کردارهای ما که آن را با بهانههایی چون شوخی، جوک، وطن پرستی و... والایش و توجیه میکنیم، مصداق بارزی از نژادپرستی است.
پالایش از نژادپرستی یک
روند و سبک زندگی است و صرفا اتفاقی در یک نقطه زمانی و مکانی نیست.کوششی است که باید در کل زندگی حاکم شود و این تنها با یاداوری مکرر اول به خودمان و بعد بقیه میسور است.
بابک خطی
طبیب کودکان
🆔@ISPVC_NGO
گزارش روزنامه پیام ما از سرنوشت کودکان افغانستانی در گفتوگو با فعالان حقوق کودک و پدر و مادرها:
جنگ چهره کودکانه ندارد
✍ سوگل دانایی
جاهده میگوید خودش و تمام شاگردان افغانش وقتی کابل سقوط کرد، همان احساسی را داشتند که سالها پیش وقت خروج از کشورشان داشتند: «انگار یکبار دیگر مهاجرت کرده باشیم، همان حال و احوال بود، فرقی نمیکرد». جاهده میگوید وحشت این روزها عضو تازه خانوادههای افغانستانی شده است: «دختر دایی من روز شنبه رفته بود مکتب، گفته بودند که باید برقع بپوشند، میگفت همه دخترا که تا قبل هر لباسی که میخواستند میپوشیدند، حالا چادری سر کرده بودند». زیر برقع کسی، دیگری را نمیشناسند. جاهده معلم انجمن یاری کودکان در معرض خطر، میگوید این روزها دختران و پسران کوچک از خانه خارج نمیشوند، میگوید هروقت که چشمشان به طالبها میافتد، فرار میکنند و داد میزنند، کسی دل و دماغ رفتن به پارک و بازیهای بچهها را ندارد.
این مطلب را در اینجا بخوانید.
🆔@ISPVC_NGO
جنگ چهره کودکانه ندارد
✍ سوگل دانایی
جاهده میگوید خودش و تمام شاگردان افغانش وقتی کابل سقوط کرد، همان احساسی را داشتند که سالها پیش وقت خروج از کشورشان داشتند: «انگار یکبار دیگر مهاجرت کرده باشیم، همان حال و احوال بود، فرقی نمیکرد». جاهده میگوید وحشت این روزها عضو تازه خانوادههای افغانستانی شده است: «دختر دایی من روز شنبه رفته بود مکتب، گفته بودند که باید برقع بپوشند، میگفت همه دخترا که تا قبل هر لباسی که میخواستند میپوشیدند، حالا چادری سر کرده بودند». زیر برقع کسی، دیگری را نمیشناسند. جاهده معلم انجمن یاری کودکان در معرض خطر، میگوید این روزها دختران و پسران کوچک از خانه خارج نمیشوند، میگوید هروقت که چشمشان به طالبها میافتد، فرار میکنند و داد میزنند، کسی دل و دماغ رفتن به پارک و بازیهای بچهها را ندارد.
این مطلب را در اینجا بخوانید.
🆔@ISPVC_NGO
دور زدن قانون برای رسمی کردن ازدواج کودکان
به گزارش ایمنا، دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک و معاون حقوق بشر و امور بینالملل وزیر دادگستری گفت: برخی خانوادهها کودک را پیش از ۱۳ سالگی بدون ثبت رسمی به عقد درمیآورند و پس از آن برای گرفتن اذن ازدواج به دادگاه مراجعه کرده و دادگاه را در مقابل کار انجام شده برای صدور رأی ازدواج قرار میدهند. البته این آمار رسمی بیانگر ازدواجهای به ثبت رسیده است، حال آنکه آنچه در بستر اجتماع اتفاق میافتد بیشتر است.
دو دلیل اصلی ازدواج زود هنگام و کودک همسری به "فقر فرهنگی" و "فقر اقتصادی" معطوف میشود. خانوادهها به علت نگرانی از عواقب کار در خفا این ازدواجها را انجام داده و جایی به ثبت نمیرسانند. همین موجب "بیهویتی" فرزندان احتمالی آنها هم میشود.
او افزود: حتی یک مورد از کودک همسری هم زیاد است. کودک همسری بحثی سلیقهای نیست بلکه امری خلاف قانون است که باید با آن مقابله کرد. راه برون رفت از بحران جمعیت، روی آوردن به کودک همسری نیست.
این در حالی است که بعضاً فعالین حوزه مقابله با کودک همسری متهم به سیاه نمایی میشوند. اما این انگ زدنها مشکلات را حل نمیکند.
عباسی همچنین با اشاره به عدم رعایت شرط مصلحت کودک در صدور رأی ازدواج در برخی دادگاهها و توسط برخی قضات، گفت: باید مصلحت کودک را به عنوان حقوق بنیادین او مورد توجه قرار داد و این مهم بر قضات تکلیف است.
این مطلب را اینجا بخوانید.
🆔@ISPVC_NGO
به گزارش ایمنا، دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک و معاون حقوق بشر و امور بینالملل وزیر دادگستری گفت: برخی خانوادهها کودک را پیش از ۱۳ سالگی بدون ثبت رسمی به عقد درمیآورند و پس از آن برای گرفتن اذن ازدواج به دادگاه مراجعه کرده و دادگاه را در مقابل کار انجام شده برای صدور رأی ازدواج قرار میدهند. البته این آمار رسمی بیانگر ازدواجهای به ثبت رسیده است، حال آنکه آنچه در بستر اجتماع اتفاق میافتد بیشتر است.
دو دلیل اصلی ازدواج زود هنگام و کودک همسری به "فقر فرهنگی" و "فقر اقتصادی" معطوف میشود. خانوادهها به علت نگرانی از عواقب کار در خفا این ازدواجها را انجام داده و جایی به ثبت نمیرسانند. همین موجب "بیهویتی" فرزندان احتمالی آنها هم میشود.
او افزود: حتی یک مورد از کودک همسری هم زیاد است. کودک همسری بحثی سلیقهای نیست بلکه امری خلاف قانون است که باید با آن مقابله کرد. راه برون رفت از بحران جمعیت، روی آوردن به کودک همسری نیست.
این در حالی است که بعضاً فعالین حوزه مقابله با کودک همسری متهم به سیاه نمایی میشوند. اما این انگ زدنها مشکلات را حل نمیکند.
عباسی همچنین با اشاره به عدم رعایت شرط مصلحت کودک در صدور رأی ازدواج در برخی دادگاهها و توسط برخی قضات، گفت: باید مصلحت کودک را به عنوان حقوق بنیادین او مورد توجه قرار داد و این مهم بر قضات تکلیف است.
این مطلب را اینجا بخوانید.
🆔@ISPVC_NGO
ایمنا
دور زدن قانون برای رسمی کردن ازدواج کودکان
دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک گفت: برخی خانوادهها کودک را پیش از ۱۳ سالگی بدون ثبت رسمی به عقد درمیآورند و پس از آن برای گرفتن اذن ازدواج به دادگاه مراجعه کرده و دادگاه را در مقابل کار انجام شده برای صدور رأی ازدواج قرار میدهند، این امر مصداق سوءاستفاده…
☑️
بخاطر امید و ادامه زندگی سفری را آغاز کردم که انجامش نامعلوم است. بخاطر ترس از طالبان به دلیل فعالیت های اجتماعی که داشتم. به امید رسیدن به یک کشور امن راهی را در پیش گرفتم که سرانجام آن چیزی جز تحقیر و دشنام و گلوله نبود. در مرز افغانستان با ایران، سرباز ایرانی از پُشت سر به طرف ما شلیک کرد و گلوله تفنگ شکاری آن شب هنوز در پایم است. دکترها نتوانستند سه تا ساچمه ها را از پایم بیرون بکشند چون خیلی عمیق است. البته دلیل دیگرش هم این است که ممکن است در صورت جراحی رگ اعصابم قطع شود."
من غلامحسین احمدی؛ در خاک افغانستان با گلوله سرباز ایرانی زخمی شدم/ روایتی از ترس و دلهره شهروند افغانستانی از امارت اسلامی طالبان | دیدبان ایران
http://www.didbaniran.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%AB-5/115745-%D9%85%D9%86-%D8%BA%D9
🆔@ISPVC_NGO
بخاطر امید و ادامه زندگی سفری را آغاز کردم که انجامش نامعلوم است. بخاطر ترس از طالبان به دلیل فعالیت های اجتماعی که داشتم. به امید رسیدن به یک کشور امن راهی را در پیش گرفتم که سرانجام آن چیزی جز تحقیر و دشنام و گلوله نبود. در مرز افغانستان با ایران، سرباز ایرانی از پُشت سر به طرف ما شلیک کرد و گلوله تفنگ شکاری آن شب هنوز در پایم است. دکترها نتوانستند سه تا ساچمه ها را از پایم بیرون بکشند چون خیلی عمیق است. البته دلیل دیگرش هم این است که ممکن است در صورت جراحی رگ اعصابم قطع شود."
من غلامحسین احمدی؛ در خاک افغانستان با گلوله سرباز ایرانی زخمی شدم/ روایتی از ترس و دلهره شهروند افغانستانی از امارت اسلامی طالبان | دیدبان ایران
http://www.didbaniran.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%AB-5/115745-%D9%85%D9%86-%D8%BA%D9
🆔@ISPVC_NGO
دیدبان ایران
من غلامحسین احمدی؛ در خاک افغانستان با گلوله سرباز ایرانی زخمی شدم/ روایتی از ترس و دلهره شهروند افغانستانی از امارت اسلامی طالبان
"بخاطر امید و ادامه زندگی سفری را آغاز کردم که انجامش نامعلوم است. بخاطر ترس از طالبان به دلیل فعالیت های اجتماعی که داشتم. به امید رسیدن به یک کشور امن راهی را در پیش گرفتم که سرانجام آن چیزی جز تحقیر و دشنام و گلوله نبود. در مرز افغانستان با ایران، سرباز…
فردا شب ساعت ۸ درباره ارتباط و همدلی میان تشکلهای مردمنهاد ایران و افغانستان صحبت میکنیم. اینکه فعالان حقوق کودکان و زنان در شرایط کنونی چه کارهایی میتوانند انجام دهند یا باید انجام دهند؟ درباره لزوم حمایت از مهاجران حرف میزنیم و تجربه مریم کریمی از سالها فعالیت در افغانستان و ایران را خواهیم شنید.
🎗در اطلاعرسانی این گفتگو همراهیمان کنید. بیایید صدای یکدیگر باشیم.
www.instagram.com/shabakeyari
@shabakeyari
🆔@ISPVC_NGO
🎗در اطلاعرسانی این گفتگو همراهیمان کنید. بیایید صدای یکدیگر باشیم.
www.instagram.com/shabakeyari
@shabakeyari
🆔@ISPVC_NGO
آغاز به کار کمپین #ما_کنار_ما برای افغانستان
ما جمعی از تشکلهای مردمنهاد حامی کودکان، با تاکید بر حق بقا و حق حیات گرد هم آمدیم تا در حمایت از مهاجران افغانستانی صدا، ظرفیت و مطالباتمان را کنار هم بیاوریم و بگوییم:
#ما_کنار_ما
▫️توقف رد مرز
▫️پذیرش پناهجویان
▫️حمایت همهجانبه
نهادهای مدنی را دعوت میکنیم به کمپین #ما_کنار_ما بپیوندند.
ایمیل: info@koodakekar.ir
🎗از تمامی افرادی که معتقدند به جای «ما و دیگران» باید بگوییم «ما کنار ما» میخواهیم در انتشار این کمپین و حمایت از پیام و مطالبات آن همراهی کنند.
#شبکه_یاری_کودکان_کار
@shabakeyari
🆔@ISPVC_NGO
ما جمعی از تشکلهای مردمنهاد حامی کودکان، با تاکید بر حق بقا و حق حیات گرد هم آمدیم تا در حمایت از مهاجران افغانستانی صدا، ظرفیت و مطالباتمان را کنار هم بیاوریم و بگوییم:
#ما_کنار_ما
▫️توقف رد مرز
▫️پذیرش پناهجویان
▫️حمایت همهجانبه
نهادهای مدنی را دعوت میکنیم به کمپین #ما_کنار_ما بپیوندند.
ایمیل: info@koodakekar.ir
🎗از تمامی افرادی که معتقدند به جای «ما و دیگران» باید بگوییم «ما کنار ما» میخواهیم در انتشار این کمپین و حمایت از پیام و مطالبات آن همراهی کنند.
#شبکه_یاری_کودکان_کار
@shabakeyari
🆔@ISPVC_NGO
انجمن یاری کودکان در معرض خطر
Photo
۸ سپتامبر روز جهانی سواد
طبق تعاریف جدید سواد، با سواد کسی است که بتواند از خواندهها و آموختههای خود در جهت تغییر در زندگی خود استفاده کند. چنین تعریفی از فرد با سواد، سواد را نه صرفا دانستن یک موضوع، بلکه عمل به آن تعریف میکند. با گسترش این تعریف جدید چه در حوزه استفاده و عمل به دانش کسب شده، و چه در حوزه به دست آوردن دانش میتوان به تعریفی رادیکالتر از سواد رسید.
از یک سو اگر قرار باشد که دانش منجر به تغییر در زندگی افراد شود، باید در این دانش کسب شده و چگونگی کسب آن بازاندیشی کرد. دانش پیوند ناگسستنی با سلطه دارد. خواندهها و آموختههایی که در حال حاضر در سیستم آموزش رسمی آموزش داده میشود در جهت تثبیت وضع موجود هستند و سعی میکنند امکان تغییر زندگی را از انسانها بگیرند. برای اینکه آموختههای افراد در جهت تغییر باشند باید برگرفته از زیست روزمره افراد باشند و دانش زیسته هر کس به رسمیت شناخته شود. چنین آموزشی نمیتواند بر اساس یک طرح کامل از پیش مشخص و یکسان باشد و باید متناسب با زیست روزمره و تفاوتهای افراد و در یک فرآیند جمعی و مشارکتی تعیین شود. چنین آموختههایی است که در جهت تغییر زندگی افراد حرکت میکند و اساس تفاوت بین دانش و عمل را از بین میبرد.
از سوی دیگر در حوزه استفاده و عمل به دانش کسب شده، از آنجا که انسان اساسا موجودی است اجتماعی، لذا عمل و استفاده از دانش نیز باید به عنوان امری اجتماعی فهم شود. استفاده از دانش به عنوان امری اجتماعی که به جهت تغییر زندگی جمعی به آن نگریسته میشود، بدون برهم زدن ساز و کارهای فرودستساز ناممکن است. زیرا هیچ تغییری در زندگی جمعی بدون تغییر این ساز و کارها به نفع مطرودان جامعه ممکن نیست.
🆔@ISPVC_NGO
طبق تعاریف جدید سواد، با سواد کسی است که بتواند از خواندهها و آموختههای خود در جهت تغییر در زندگی خود استفاده کند. چنین تعریفی از فرد با سواد، سواد را نه صرفا دانستن یک موضوع، بلکه عمل به آن تعریف میکند. با گسترش این تعریف جدید چه در حوزه استفاده و عمل به دانش کسب شده، و چه در حوزه به دست آوردن دانش میتوان به تعریفی رادیکالتر از سواد رسید.
از یک سو اگر قرار باشد که دانش منجر به تغییر در زندگی افراد شود، باید در این دانش کسب شده و چگونگی کسب آن بازاندیشی کرد. دانش پیوند ناگسستنی با سلطه دارد. خواندهها و آموختههایی که در حال حاضر در سیستم آموزش رسمی آموزش داده میشود در جهت تثبیت وضع موجود هستند و سعی میکنند امکان تغییر زندگی را از انسانها بگیرند. برای اینکه آموختههای افراد در جهت تغییر باشند باید برگرفته از زیست روزمره افراد باشند و دانش زیسته هر کس به رسمیت شناخته شود. چنین آموزشی نمیتواند بر اساس یک طرح کامل از پیش مشخص و یکسان باشد و باید متناسب با زیست روزمره و تفاوتهای افراد و در یک فرآیند جمعی و مشارکتی تعیین شود. چنین آموختههایی است که در جهت تغییر زندگی افراد حرکت میکند و اساس تفاوت بین دانش و عمل را از بین میبرد.
از سوی دیگر در حوزه استفاده و عمل به دانش کسب شده، از آنجا که انسان اساسا موجودی است اجتماعی، لذا عمل و استفاده از دانش نیز باید به عنوان امری اجتماعی فهم شود. استفاده از دانش به عنوان امری اجتماعی که به جهت تغییر زندگی جمعی به آن نگریسته میشود، بدون برهم زدن ساز و کارهای فرودستساز ناممکن است. زیرا هیچ تغییری در زندگی جمعی بدون تغییر این ساز و کارها به نفع مطرودان جامعه ممکن نیست.
🆔@ISPVC_NGO
🔹تناقض آشکار بین گزاره ای که بهشت را ارزانی زیر پای مادران می داند اما به او حقوقی مساوی با پدر نمی دهد هر بار به شکلی در زیست روزمره زنان ایرانی بروز پیدا می کند. در آستانه شروع سال تحصیلی جدید مصیبتی نو مادران را روانه دادگاه ها کرده است. مصیبتی که در آن مادر به اندازه ای رسمیت و اعتبار ندارد که پرونده یا کارنامه فرزندش را دریافت کند. مصیبتی که به همین جا محدود نمی شود و زنان را در نقش مادری بارها و بارها تحقیر می کند.
این خلا قانونی نه تنها به زنان بلکه به کودکان هم آسیب می زند
🔹 «مینا جعفری»، وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق کودکان، این خلا قانونی را عاملی برای آسیب رساندن به زنان و همچنین کودکان می داند: «ما وقتی درباره خلا قانونی صحبت می کنیم، یک بخش از ماجرا معطوف حوزه قانون است، اما بخش اصلی بر جامعه ای تمرکز دارد که تحت این خلا باعث ایجاد انوع آسیب های اجتماعی می شود. در این حوزه، آسیب نه تنها برای زنان بلکه برای کودکان هم تبعات خودش را دارد. در نهایت شاید بتوان گفت که زن یک موجود بالغ است که توان بیشتری برای مدیریت بحران دارد، اما این توان برای یک کودک به عنوان یک موجود نابالغ وجود ندارد. مصلحت کودک باید در قانون گذاری ها اولویت نخست باشد، اما متاسفانه در قوانین ایران به همراه تخریب حقوق زنان، حقوق کودکان هم سلب می شود».
ممنوعیت مدارس از دادن پرونده تحصیلی به مادران👇
https://www.magiran.com/article/4217589
🆔@ISPVC_NGO
این خلا قانونی نه تنها به زنان بلکه به کودکان هم آسیب می زند
🔹 «مینا جعفری»، وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق کودکان، این خلا قانونی را عاملی برای آسیب رساندن به زنان و همچنین کودکان می داند: «ما وقتی درباره خلا قانونی صحبت می کنیم، یک بخش از ماجرا معطوف حوزه قانون است، اما بخش اصلی بر جامعه ای تمرکز دارد که تحت این خلا باعث ایجاد انوع آسیب های اجتماعی می شود. در این حوزه، آسیب نه تنها برای زنان بلکه برای کودکان هم تبعات خودش را دارد. در نهایت شاید بتوان گفت که زن یک موجود بالغ است که توان بیشتری برای مدیریت بحران دارد، اما این توان برای یک کودک به عنوان یک موجود نابالغ وجود ندارد. مصلحت کودک باید در قانون گذاری ها اولویت نخست باشد، اما متاسفانه در قوانین ایران به همراه تخریب حقوق زنان، حقوق کودکان هم سلب می شود».
ممنوعیت مدارس از دادن پرونده تحصیلی به مادران👇
https://www.magiran.com/article/4217589
🆔@ISPVC_NGO
ما کنار ما
Voice Recorder
فایل صوتی نشست کلاب هاوس شبکه یاری؛ توضیح و دفاع از مطالبات کمپین ما کنار ما برای افغانستان
22 شهریور ماه
#شبکه_یاری_کودکان_کار
@shabakeyari
🆔@ISPVC_NGO
22 شهریور ماه
#شبکه_یاری_کودکان_کار
@shabakeyari
🆔@ISPVC_NGO