بهترین روش پایان نامه نویسی برای آنها که پایان نامه را دوست ندارند – قسمت اول
برای دانشجویانی که نوشتن پایان نامه را دوست ندارند! (قسمت اول)
بهترین راه نوشتن یک پایان نامه چیست؟ این سوال را وقتی می شود پاسخ داد که بدانیم هدف و مقصدمان از نوشتن پایان نامه چیست؟ معمولا دانشجویانی که صرفا به دنبال نوشتن پایان نامه برای فارغ التحصیلی و اخذ مدرک اند (و علاقه ای به فرایند تحقیق و پژوهش ندارند و موضوع یا مساله ای هم که متناسب با پروپوزال باشند در اختیار ندارند)، نگاه و برخوردشان با ماجرای نگارش پایان نامه، کاملا متفاوت از دانشجویانی است که به این جریان علاقه دارند و دوست دارند در چارچوب رشته شان بر روی یک موضوع خاص که ذهن و فکرشان را مشغول کرده کار کنند.
بنابراین می توانیم بگوییم ما دو دسته کلی از دانشجویان داریم: آنهایی که به پایان نامه، صرفا به عنوان یک تکلیف خسته کننده و غیرقابل تحمل نگاه می کنند که «مجبورند» برای فارغ التحصیلی شان با آن سروکله بزنند، و آنهایی که به فرایند نگارش و آماده سازی پروپوزال و پایان نامه علاقه دارند و می خواهند یک کار تحقیقاتی جدی را در پایان تحصیل شان انجام دهند.
بسیار خب! اولین نکته ای که باید در نظر داشته باشیم این است که روش های این دو دسته قطعا یکی و واحد نیست. درست است که در نهایت هر دوی این دانشجویان باید یک تحقیق آکادمیک را زیر نظر یک استاد انجام داده و نهایتا هم از آن دفاع کنند، اما شکی نیست که برای هر کدام از این دانشجویان، پایان نامه و پایان نامه نویسی چیزی متفاوت است. پس طبیعتا بهترین راه پایان نامه نویسی هم برای آنها فرق خواهد داشت.
از قضا دانشجویان دسته اول، یعنی آنها که با علاقه و پشتکار، کار پایان نامه شان را از همان ترم های اول پیگیری کرده و در زمان تعیین شده هم کارشان را به سرانجام رسانده اند، مشکل چندانی ندارند؛ هرچند که بی شک راه ها و روش های بسیاری وجود دارد که دانشجویان علاقه مند می توانند از آنها استفاده کنند تا کار تحقیق شان به بهترین شکل ممکن و در سریع ترین زمان انجام شود.
اما دانشجویی که به هر دلیل، به نوشتن پایان نامه علاقه ندارد و اساسا با اینکه مجبور شده تحصیل کند، اما به کارهای پژوهشی و تحقیقاتی توجهی نداشته است، چه کار باید بکند؟ برای چنین دانشجویی بهترین راه نگارش و آماده سازی پروپوزال و بهترین روش پایان نامه نویسی چیست؟
بدترین کار نادیده گرفتن و بی توجهی به این دانشجویان است؛ و متاسفانه شاهدیم در فضای دانشگاهی اساسا هیچ توجهی به مشکلات آنها نمی شود. باید بپذیریم که شرایط جامعه ما امروزه به نحوی است که بسیاری از جوانان مجبور می شوند برای تامین و تضمین زندگی آینده شان، اقدام به تحصیل و اخذ مدرک کنند؛ پس طبیعی است اگر با دانشجویی برخورد کنیم که نه به خاطر خود علم و عشق و علاقه به دانش و رشته تحصیلی، بلکه به خاطر مسائل مبتلابه جامعه و نیازهایی غیر از طلب علم پا به دانشگاه بگذارد. واقعیت این است که در دانشگاه های ما همه دانشجویان، با هر سلیقه و گرایش و هدفی که دارند، در نهایت مجبورند از یک درب مشترک خارج شوند؛ یعنی با ارائه یک کار پژوهشی استاندارد که معمولا هم ساختار و چارچوب آن ضروری است دقیق و حرفه ای باشد.
بهترین راه پایان نامه نویسی برای این دسته از دانشجویان چیست؟
دانشجوی عزیز؛
درست است که به هر دلیل مجبور شده اید به دانشگاه بیایید و واحدهایی را پاس کنید تا مدرک فارغ التحصیلی بگیرید، اما به هر حال چه خوب و چه بد، مرحله نگارش پروپوزال و پایان نامه هم یک قسمت بسیار مهم از جریان تحصیل شماست که اگر انجام نشود عملا همه زحماتی که در طول تحصیل گرفته اید، به هدر می رود. پس پیشنهاد می کنم به جای لعنت فرستادن به تاریکی و ابهام و این همه مشکلات که احیانا در جریان انجام پایان نامه دارید، شمعی روشن کنید؛ یعنی دست به کار شوید و اولین گام را برای اتمام آخرین مرحله تحصیل تان بردارید. فقط با یک تصمیم جدی و یک اراده قوی و یک برنامه ریزی اصولی است که می شود این مانع بزرگ را از میان برداشت. تصمیم گیری و اراده جدی برای انجام کار پایان نامه، همان شمعی است که شما روشن می کنید تا از تاریکی بیرون بیایید.
به موارد زیر توجه کنید:
در گام اول باید گفت نیازی نیست برای انجام پایان نامه تان، حتما با همه زیر و بم ها و ریزه کاری ها و اصول نگارش تحقیقات آکادمیک آشنا شوید. به عنوان مثال لازم نیست تعاریف گوناگون مفاهیم روش تحقیق یا انواع متفاوت روش های تحقیق یا اصول ویراستاری علمی را بدانید، همچنین مهم نیست حتما تحقیقات و مطالعات گسترده ای را انجام دهید، یا مهم نیست برای اینکه روی موضوع پایان نامه تان کار کنید حتما به همه کتابخانه ها سر بزنید و فیش های متعدد و فراوان بردارید و کارهای آماری پیچیده و با حجم نمونه بالا انجام دهید، نه! هیچ کدام از اینها مهم نیست (البته در این شرایط و در مورد شمایی که نمی
برای دانشجویانی که نوشتن پایان نامه را دوست ندارند! (قسمت اول)
بهترین راه نوشتن یک پایان نامه چیست؟ این سوال را وقتی می شود پاسخ داد که بدانیم هدف و مقصدمان از نوشتن پایان نامه چیست؟ معمولا دانشجویانی که صرفا به دنبال نوشتن پایان نامه برای فارغ التحصیلی و اخذ مدرک اند (و علاقه ای به فرایند تحقیق و پژوهش ندارند و موضوع یا مساله ای هم که متناسب با پروپوزال باشند در اختیار ندارند)، نگاه و برخوردشان با ماجرای نگارش پایان نامه، کاملا متفاوت از دانشجویانی است که به این جریان علاقه دارند و دوست دارند در چارچوب رشته شان بر روی یک موضوع خاص که ذهن و فکرشان را مشغول کرده کار کنند.
بنابراین می توانیم بگوییم ما دو دسته کلی از دانشجویان داریم: آنهایی که به پایان نامه، صرفا به عنوان یک تکلیف خسته کننده و غیرقابل تحمل نگاه می کنند که «مجبورند» برای فارغ التحصیلی شان با آن سروکله بزنند، و آنهایی که به فرایند نگارش و آماده سازی پروپوزال و پایان نامه علاقه دارند و می خواهند یک کار تحقیقاتی جدی را در پایان تحصیل شان انجام دهند.
بسیار خب! اولین نکته ای که باید در نظر داشته باشیم این است که روش های این دو دسته قطعا یکی و واحد نیست. درست است که در نهایت هر دوی این دانشجویان باید یک تحقیق آکادمیک را زیر نظر یک استاد انجام داده و نهایتا هم از آن دفاع کنند، اما شکی نیست که برای هر کدام از این دانشجویان، پایان نامه و پایان نامه نویسی چیزی متفاوت است. پس طبیعتا بهترین راه پایان نامه نویسی هم برای آنها فرق خواهد داشت.
از قضا دانشجویان دسته اول، یعنی آنها که با علاقه و پشتکار، کار پایان نامه شان را از همان ترم های اول پیگیری کرده و در زمان تعیین شده هم کارشان را به سرانجام رسانده اند، مشکل چندانی ندارند؛ هرچند که بی شک راه ها و روش های بسیاری وجود دارد که دانشجویان علاقه مند می توانند از آنها استفاده کنند تا کار تحقیق شان به بهترین شکل ممکن و در سریع ترین زمان انجام شود.
اما دانشجویی که به هر دلیل، به نوشتن پایان نامه علاقه ندارد و اساسا با اینکه مجبور شده تحصیل کند، اما به کارهای پژوهشی و تحقیقاتی توجهی نداشته است، چه کار باید بکند؟ برای چنین دانشجویی بهترین راه نگارش و آماده سازی پروپوزال و بهترین روش پایان نامه نویسی چیست؟
بدترین کار نادیده گرفتن و بی توجهی به این دانشجویان است؛ و متاسفانه شاهدیم در فضای دانشگاهی اساسا هیچ توجهی به مشکلات آنها نمی شود. باید بپذیریم که شرایط جامعه ما امروزه به نحوی است که بسیاری از جوانان مجبور می شوند برای تامین و تضمین زندگی آینده شان، اقدام به تحصیل و اخذ مدرک کنند؛ پس طبیعی است اگر با دانشجویی برخورد کنیم که نه به خاطر خود علم و عشق و علاقه به دانش و رشته تحصیلی، بلکه به خاطر مسائل مبتلابه جامعه و نیازهایی غیر از طلب علم پا به دانشگاه بگذارد. واقعیت این است که در دانشگاه های ما همه دانشجویان، با هر سلیقه و گرایش و هدفی که دارند، در نهایت مجبورند از یک درب مشترک خارج شوند؛ یعنی با ارائه یک کار پژوهشی استاندارد که معمولا هم ساختار و چارچوب آن ضروری است دقیق و حرفه ای باشد.
بهترین راه پایان نامه نویسی برای این دسته از دانشجویان چیست؟
دانشجوی عزیز؛
درست است که به هر دلیل مجبور شده اید به دانشگاه بیایید و واحدهایی را پاس کنید تا مدرک فارغ التحصیلی بگیرید، اما به هر حال چه خوب و چه بد، مرحله نگارش پروپوزال و پایان نامه هم یک قسمت بسیار مهم از جریان تحصیل شماست که اگر انجام نشود عملا همه زحماتی که در طول تحصیل گرفته اید، به هدر می رود. پس پیشنهاد می کنم به جای لعنت فرستادن به تاریکی و ابهام و این همه مشکلات که احیانا در جریان انجام پایان نامه دارید، شمعی روشن کنید؛ یعنی دست به کار شوید و اولین گام را برای اتمام آخرین مرحله تحصیل تان بردارید. فقط با یک تصمیم جدی و یک اراده قوی و یک برنامه ریزی اصولی است که می شود این مانع بزرگ را از میان برداشت. تصمیم گیری و اراده جدی برای انجام کار پایان نامه، همان شمعی است که شما روشن می کنید تا از تاریکی بیرون بیایید.
به موارد زیر توجه کنید:
در گام اول باید گفت نیازی نیست برای انجام پایان نامه تان، حتما با همه زیر و بم ها و ریزه کاری ها و اصول نگارش تحقیقات آکادمیک آشنا شوید. به عنوان مثال لازم نیست تعاریف گوناگون مفاهیم روش تحقیق یا انواع متفاوت روش های تحقیق یا اصول ویراستاری علمی را بدانید، همچنین مهم نیست حتما تحقیقات و مطالعات گسترده ای را انجام دهید، یا مهم نیست برای اینکه روی موضوع پایان نامه تان کار کنید حتما به همه کتابخانه ها سر بزنید و فیش های متعدد و فراوان بردارید و کارهای آماری پیچیده و با حجم نمونه بالا انجام دهید، نه! هیچ کدام از اینها مهم نیست (البته در این شرایط و در مورد شمایی که نمی
خواهید در نهایت یک فرد آکادمیک یا پژوهشگر شوید مهم نیست؛ وگرنه شکی نیست که همه اینها برای انجام یک کار پژوهشی قوی و مستند و قابل ارجاع ضروری است). پس دست کم می توان گفت شما لازم نیست مثل یک محقق حرفه ای، علم و دانش و فعالیت تحقیقاتی وسیعی داشته باشید. یادتان باشد، شما می خواهید یک پایان نامه بنویسید و تمام! نه چیزی بیشتر، و پایان نامه نوشتن هم چند گام عملی مشخص دارد و اتفاقا اگر این گام ها را یاد بگیرید خیلی آسان و سریع قابل انجام است.
اولین قدم در پایان نامه نویسی داشتن موضوع است. دانشجویانی که دغدغه و علاقه به تحقیق دارند معمولا خودشان موضوع را انتخاب می کنند، اما دانشجویان دیگر منتظر می مانند دست آخر یک نفر (معمولا استاد راهنما) یک موضوع در اختیارشان بگذارد. شما هم می توانید منتظر کسی باشید تا یک موضوع به شما بدهد، اما خیلی بهتر است به جای این کار، اول کمی فکر کنید. مثلا ببینید از بین مطالبی که در طول تحصیل خواندید و از میان هزاران مساله و ایده و موضوع که در طول سال های تحصیل (در ارتباط با مسائل رشته تحصیلی تان) با آنها برخورد داشته اید، کدام یک توجه شما را به خودش جلب کرد؟ آیا در طول این سال ها حتی یک موضوع یا یک نکته هم نبود که لحظه ای فکر شما را به خودش مشغول کند؟ آیا در زمان حضور در کلاس ها، گفتگو و بحث با همکلاسی ها و استادها، یا زمان مطالعه کتاب های درسی در شب های امتحان، یا بهتر از همه، زمان ارائه یک تحقیق یا سمینار در سر کلاس (به عنوان موضوع تحقیق یا مقاله کلاسی تان) مساله ای که واقعا به عنوان یک «موضوع»، یک «دغدغه»، یک «پرسش» یا «چالش»، ذهن تان را درگیر کند و شما با «علاقه» و «جدیت» به آن توجه نشان داده باشید، وجود داشت؟ باز هم بیشتر فکر کنید! اگر وجود داشت همین حالا آن را روی کاغذ یادداشت کنید چون می تواند یک کاندید خوب برای موضوع پایان نامه تان باشد. فراموش نکنید که یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در انجام پایان نامه، علاقه و تسلط محقق نسبت به موضوع تحقیق است. شما باید نسبت به موضوع پایان نامه نوعی توجه و تمایل داشته باشید، باید با مساله ای که با آن سروکار دارید عملا درگیر شوید و نتیجه پرسش و تحقیق تان واقعا برای خودتان مهم باشد. به همین دلیل است که فکر می کنم خیلی بهتر است شما بر اساس تجربه و دانش و علایق خودتان موضوع را تعیین کنید. نگران جزئیات هم نباشید؛ شما کافی است صرفا حوزه کلی موضوع پایان نامه را تعیین کنید، بعد از آن با مشورت با اساتید و دوستان با تجربه می توانید آن را دقیق تر و جزئی تر و کامل تر کرده و به صورت یک موضوع استاندارد و حرفه ای برای پایان نامه دربیاورید.
اولین قدم در پایان نامه نویسی داشتن موضوع است. دانشجویانی که دغدغه و علاقه به تحقیق دارند معمولا خودشان موضوع را انتخاب می کنند، اما دانشجویان دیگر منتظر می مانند دست آخر یک نفر (معمولا استاد راهنما) یک موضوع در اختیارشان بگذارد. شما هم می توانید منتظر کسی باشید تا یک موضوع به شما بدهد، اما خیلی بهتر است به جای این کار، اول کمی فکر کنید. مثلا ببینید از بین مطالبی که در طول تحصیل خواندید و از میان هزاران مساله و ایده و موضوع که در طول سال های تحصیل (در ارتباط با مسائل رشته تحصیلی تان) با آنها برخورد داشته اید، کدام یک توجه شما را به خودش جلب کرد؟ آیا در طول این سال ها حتی یک موضوع یا یک نکته هم نبود که لحظه ای فکر شما را به خودش مشغول کند؟ آیا در زمان حضور در کلاس ها، گفتگو و بحث با همکلاسی ها و استادها، یا زمان مطالعه کتاب های درسی در شب های امتحان، یا بهتر از همه، زمان ارائه یک تحقیق یا سمینار در سر کلاس (به عنوان موضوع تحقیق یا مقاله کلاسی تان) مساله ای که واقعا به عنوان یک «موضوع»، یک «دغدغه»، یک «پرسش» یا «چالش»، ذهن تان را درگیر کند و شما با «علاقه» و «جدیت» به آن توجه نشان داده باشید، وجود داشت؟ باز هم بیشتر فکر کنید! اگر وجود داشت همین حالا آن را روی کاغذ یادداشت کنید چون می تواند یک کاندید خوب برای موضوع پایان نامه تان باشد. فراموش نکنید که یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در انجام پایان نامه، علاقه و تسلط محقق نسبت به موضوع تحقیق است. شما باید نسبت به موضوع پایان نامه نوعی توجه و تمایل داشته باشید، باید با مساله ای که با آن سروکار دارید عملا درگیر شوید و نتیجه پرسش و تحقیق تان واقعا برای خودتان مهم باشد. به همین دلیل است که فکر می کنم خیلی بهتر است شما بر اساس تجربه و دانش و علایق خودتان موضوع را تعیین کنید. نگران جزئیات هم نباشید؛ شما کافی است صرفا حوزه کلی موضوع پایان نامه را تعیین کنید، بعد از آن با مشورت با اساتید و دوستان با تجربه می توانید آن را دقیق تر و جزئی تر و کامل تر کرده و به صورت یک موضوع استاندارد و حرفه ای برای پایان نامه دربیاورید.
همان طور که میدونید تنها کانالی هستیم که هیچ گونه تبلیغاتی نداریم و تنها با کمک شما عزیزان هست که میتونیم مطالبمون رو به دست دوستان بیشتری برسونیم ، پس از تک تک شما خواهشمندیم که این کانال رو به دوستانتون معرفی کنیم . لینک عضویت در کانال ما @isiwebofknowledge روی این عبارت کلیک کنید و سپس گزینه ی join را انتخاب کنید،
چطور با افسردگی تحصیل در خارج از کشور کنار بیاییم؟
زمانی که تحصیل در خارج از کشور را انتخاب میکنید، یکی از مشکلاتی که ممکن است گریبانگیرتان شود، افسردگی، افت تحصیلی و شوک فرهنگی است که باید با آن مقابله کنید.
زمانی که تحصیل در خارج از کشور را انتخاب میکنید، یکی از مشکلاتی که ممکن است گریبانگیرتان شود، افسردگی، افت تحصیلی و شوک فرهنگی است که باید با آن مقابله کنید. ممکن است در طول اقامت در خارج از کشور و تحصیل با مشکلاتی رو به رو شوید که پیش از سفر حتی به آن فکر هم نمیکردید.
دوری از دوستان و خانواده، عدم تسلط به زبان و مشکل در برقراری ارتباط، اختلافات فرهنگی و مشکلات مالی، همه و همه دست به دست هم میدهند تا مشکل بزرگتری مانند افسردگی را برایتان به وجود بیاورند. اما چطور میتوانیم با این افسردگی که افت تحصیلی و ناکامی در ادامهی تحصیل را در پی خواهد داشت، مقابله کنیم؟
اجازه ندهید که افسردگی، مانع موفقیت شما شود
در حال تحصیل در خارج از کشور هستید، همان رویایی که همیشه در سر میپروراندید. اما به زودی متوجه میشوید که هیچ چیز آن قدر که شما پیش از سفر فکر میکردید هیجانانگیز و جالبتوجه نیست. از دیدن جاذبههای گردشگری کشور مقصد که پیش از این با دیدن عکس آنها در بروشورهای تبلیغاتی ذوقزده میشدید، هیچ لذتی نمیبرید. حتی دیدن یکی از عجایب هفتگانه نیز شما را خوشحال و هیجانزده نمیکند. زندگی کردن در کنار برج کج پیزا و خوردن پاستا، دیگر برایتان لذتی ندارد.
تحصیل در خارج از کشور، مسافرت طولانیمدت، دوری از خانه و دوستان و اعضای خانواده و به طور کلی خارج شدن از منطقهی راحتی یا Comfort zone، میتواند ما را منزوی و گوشهگیر کند.
گاهی این افسردگی و دلتنگی ما، معمولا بیشتر از آنچه که تصورش را میکنیم، طول میکشد و حتی دلداری و همدردی دوستان و نزدیکان نیز نمیتواند این مشکل را برطرف کند. کنار آمدن با چنین سختیهایی آن هم به تنهایی، کاری دشوار است.
سفر به خارج از کشور، تک تک ابعاد زندگی و عادات روزمرهی ما را تحتتاثیر قرار میدهد. پیدا کردن محلی برای اقامت، تهیهی غذا، برقراری ارتباط با دیگران و حفظ و نگهداری از وسایل و مبارزه برای یادگرفتن یک زبان جدید، همهی این مشکلات گاهی باعث میشوند که یک جهنم واقعی را تجربه کنیم.
همهی این دغدغهها و مشکلات و وظایفی که در طول روز به عهده داریم، دست به دست هم میدهند تا با ایجاد افسردگی، زندگی را فلج کرده و ما را از سفر به خارج از کشور برای ادامهی تحصیل، پشیمان و حتی بیزار کنند.
متاسفانه افسردگی در میان جوانان حدود بیست سال در حال افزایش است. National Survey of College Counseling در سال ۲۰۱۲ اعلام کردهاست که ۸۸ درصد مراکز مشاورهی دانشگاهی نسبت به تامین خدمات روانشناسی برای دانشجویان، اعلام نیاز کردهاند.
این یک مسئله ی جدی برای دانشگاههای بینالمللی که دانشجویانشان در خارج از کشور تحصیل می کنند نیز هست.
پس اگر قبلا افسردگی را تجربه کردهاید، در میان اعضای خانوادهی خود سابقهی افسردگی دارید و یا مسالهای در زندگی شما را برای رفتن مردد میکند، دربارهی سفر به خارج از کشور برای ادامهی تحصیل، سهلانگاری نکنید و زود تصمیم نگیرید. چرا که ممکن است عواقب جبرانناپذیری برای شما به همراه داشته باشد.
اگر خارج از کشور تحصیل میکنید و در حال حاضر با این مشکل رو به رو هستید، در ادامهی این مقاله با چند نکته برای تسلط بر اوضاع و بهبود آن آشنا میشوید. این نکات به شما کمک میکنند که بر مشکل خود غلبه کنید و اجازه ندهید که افسردگی بر شما چیره شود و شما را از موفقیت باز دارد.
اگر پیش از این افسردگی داشتهاید:
زمان مناسب را برای سفر به خارج از کشور، مشخص کنید
قبل از رفتن، اطمینان حاصل کنید که کاملاً برای این سفر آمادگی دارید. شاید زمان مناسب، ترم بعد یا حتی سال بعد باشد. سفر به خارج از کشور ممکن است مشکلات شما را تشدید کند. پس بهتر است که قبل از شروع یک تجربهی جدید، آن را از تمامی جهات و بادقت مورد بررسی قرار دهید.
لازم به توضیح نیست که بسیاری از دانشگاهها قبل از اینکه به خارج سفر کنید، برای صحبت دربارهی وضعیت سلامت روانی و رفتار و نگرش شما، توصیه نامههایی از اساتید در خواست میکنند چرا که این موارد، کاملا بر وضعیت تحصیلی شما تاثیرگذار هستند. آنها این کار را برای این انجام نمیدهند که مانع سفر شما شوند بلکه دربارهی وضعیت سلامتی شما نگران هستند.
هر مرحله از فرایند درخواست، برای موفقیت شما در ادامهی تحصیل در خارج از کشور، کاملا ضروری و حیاتی است. پس با پدر و مادر، اساتیدی که شما را به خوبی میشناسند و مشاوران تحصیلی خود صحبت کنید تا زمان مناسب را با توجه به وضعیت سلامت روانی خود، تعیین کنید.
شاید بد نباشد که پیش از سفر برای تحصیل، یک سفر کوتاهمدت به کشور مقصد داشته باشید تا متوجه شو
زمانی که تحصیل در خارج از کشور را انتخاب میکنید، یکی از مشکلاتی که ممکن است گریبانگیرتان شود، افسردگی، افت تحصیلی و شوک فرهنگی است که باید با آن مقابله کنید.
زمانی که تحصیل در خارج از کشور را انتخاب میکنید، یکی از مشکلاتی که ممکن است گریبانگیرتان شود، افسردگی، افت تحصیلی و شوک فرهنگی است که باید با آن مقابله کنید. ممکن است در طول اقامت در خارج از کشور و تحصیل با مشکلاتی رو به رو شوید که پیش از سفر حتی به آن فکر هم نمیکردید.
دوری از دوستان و خانواده، عدم تسلط به زبان و مشکل در برقراری ارتباط، اختلافات فرهنگی و مشکلات مالی، همه و همه دست به دست هم میدهند تا مشکل بزرگتری مانند افسردگی را برایتان به وجود بیاورند. اما چطور میتوانیم با این افسردگی که افت تحصیلی و ناکامی در ادامهی تحصیل را در پی خواهد داشت، مقابله کنیم؟
اجازه ندهید که افسردگی، مانع موفقیت شما شود
در حال تحصیل در خارج از کشور هستید، همان رویایی که همیشه در سر میپروراندید. اما به زودی متوجه میشوید که هیچ چیز آن قدر که شما پیش از سفر فکر میکردید هیجانانگیز و جالبتوجه نیست. از دیدن جاذبههای گردشگری کشور مقصد که پیش از این با دیدن عکس آنها در بروشورهای تبلیغاتی ذوقزده میشدید، هیچ لذتی نمیبرید. حتی دیدن یکی از عجایب هفتگانه نیز شما را خوشحال و هیجانزده نمیکند. زندگی کردن در کنار برج کج پیزا و خوردن پاستا، دیگر برایتان لذتی ندارد.
تحصیل در خارج از کشور، مسافرت طولانیمدت، دوری از خانه و دوستان و اعضای خانواده و به طور کلی خارج شدن از منطقهی راحتی یا Comfort zone، میتواند ما را منزوی و گوشهگیر کند.
گاهی این افسردگی و دلتنگی ما، معمولا بیشتر از آنچه که تصورش را میکنیم، طول میکشد و حتی دلداری و همدردی دوستان و نزدیکان نیز نمیتواند این مشکل را برطرف کند. کنار آمدن با چنین سختیهایی آن هم به تنهایی، کاری دشوار است.
سفر به خارج از کشور، تک تک ابعاد زندگی و عادات روزمرهی ما را تحتتاثیر قرار میدهد. پیدا کردن محلی برای اقامت، تهیهی غذا، برقراری ارتباط با دیگران و حفظ و نگهداری از وسایل و مبارزه برای یادگرفتن یک زبان جدید، همهی این مشکلات گاهی باعث میشوند که یک جهنم واقعی را تجربه کنیم.
همهی این دغدغهها و مشکلات و وظایفی که در طول روز به عهده داریم، دست به دست هم میدهند تا با ایجاد افسردگی، زندگی را فلج کرده و ما را از سفر به خارج از کشور برای ادامهی تحصیل، پشیمان و حتی بیزار کنند.
متاسفانه افسردگی در میان جوانان حدود بیست سال در حال افزایش است. National Survey of College Counseling در سال ۲۰۱۲ اعلام کردهاست که ۸۸ درصد مراکز مشاورهی دانشگاهی نسبت به تامین خدمات روانشناسی برای دانشجویان، اعلام نیاز کردهاند.
این یک مسئله ی جدی برای دانشگاههای بینالمللی که دانشجویانشان در خارج از کشور تحصیل می کنند نیز هست.
پس اگر قبلا افسردگی را تجربه کردهاید، در میان اعضای خانوادهی خود سابقهی افسردگی دارید و یا مسالهای در زندگی شما را برای رفتن مردد میکند، دربارهی سفر به خارج از کشور برای ادامهی تحصیل، سهلانگاری نکنید و زود تصمیم نگیرید. چرا که ممکن است عواقب جبرانناپذیری برای شما به همراه داشته باشد.
اگر خارج از کشور تحصیل میکنید و در حال حاضر با این مشکل رو به رو هستید، در ادامهی این مقاله با چند نکته برای تسلط بر اوضاع و بهبود آن آشنا میشوید. این نکات به شما کمک میکنند که بر مشکل خود غلبه کنید و اجازه ندهید که افسردگی بر شما چیره شود و شما را از موفقیت باز دارد.
اگر پیش از این افسردگی داشتهاید:
زمان مناسب را برای سفر به خارج از کشور، مشخص کنید
قبل از رفتن، اطمینان حاصل کنید که کاملاً برای این سفر آمادگی دارید. شاید زمان مناسب، ترم بعد یا حتی سال بعد باشد. سفر به خارج از کشور ممکن است مشکلات شما را تشدید کند. پس بهتر است که قبل از شروع یک تجربهی جدید، آن را از تمامی جهات و بادقت مورد بررسی قرار دهید.
لازم به توضیح نیست که بسیاری از دانشگاهها قبل از اینکه به خارج سفر کنید، برای صحبت دربارهی وضعیت سلامت روانی و رفتار و نگرش شما، توصیه نامههایی از اساتید در خواست میکنند چرا که این موارد، کاملا بر وضعیت تحصیلی شما تاثیرگذار هستند. آنها این کار را برای این انجام نمیدهند که مانع سفر شما شوند بلکه دربارهی وضعیت سلامتی شما نگران هستند.
هر مرحله از فرایند درخواست، برای موفقیت شما در ادامهی تحصیل در خارج از کشور، کاملا ضروری و حیاتی است. پس با پدر و مادر، اساتیدی که شما را به خوبی میشناسند و مشاوران تحصیلی خود صحبت کنید تا زمان مناسب را با توجه به وضعیت سلامت روانی خود، تعیین کنید.
شاید بد نباشد که پیش از سفر برای تحصیل، یک سفر کوتاهمدت به کشور مقصد داشته باشید تا متوجه شو
ید که آیا توانایی کنار آمدن با فضای موجود را دارید یا خیر.
فرقی نمیکند که چه تصمیمی بگیرید، همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که شما هیچگاه مجبور به رفتن نخواهید بود!
مشکلات و نگرانی های خود را با مشاوران تحصیلی در میان بگذارید
برای احترام به مقررات حفظ حریم خصوصی، مشاوران تحصیلی شما، تا زمانی که دربارهی نگرانیها و مشکلات خود با آنها صحبت نکنید، از آن اطلاع پیدا نخواهند کرد. مشاوران، گنجینهی ارزشمندی از آگاهی هستند که حتی اگر جواب سوالات شما را ندانند، افراد مطلع را به شما معرفی خواهند کرد و حتما کسی را میشناسند که بتواند به شما کمک کند.
پس قرار ملاقاتی با مشاور خود بگذارید و دربارهی تصمیم خود برای ادامهی تحصیل در خارج از کشور و نگرانیها و مشکلاتی که در اینباره و در خصوص افسردگی خود دارید، با او صحبت کنید.
علاوه بر پزشک شخصی خود، معمولا پردیسهای دانشگاهی دارای امکانات پزشکی و سلامتی هستند که شامل خدمات سلامت روانی نیز میشود. سری به این مراکز بزنید و با مشاوران صحبت کنید. آنها میدانند که چطور مشکلات شما را حل کنند و شما را به سوی مسیر درست در جهت موفقیت در تحصیل و رسیدن به آرزوها، راهنمایی خواهند کرد.
با دکتر روانشناس خود یک برنامهی مراقبتی را تنظیم کنید
علاوه بر برنامهی درمانی همیشگی که با روانشناس خود دارید، از او درخواست کنید که برنامهای برای شرایط فعلی شما و تغییر وضعیتتان در اختیار شما بگذارد تا زمانی که مشغول تحصیل در خارج از کشور هستید، برای درمان خود از آن بهره بگیرید.
دربارهی محرکهایتان و نحوهی برخورد با آنها صحبت کنید و بررسی کنید که این شرایط در کشورهای دیگر چطور پیش خواهد رفت؟
اگر از درمان دارویی استفاده میکنید، دربارهی روشهای تهیه و ارسال آنها با پزشک خود مشورت کنید. فراموش نکنید که نسخهی پزشکتان را همیشه به همراه داشته باشید.
سفر خود به خارج از کشور برای ادامهی تحصیل را از تمامی جهات، بررسی کنید. در شرایط جدید، چه وضعیتی خواهید داشت؟ چطور میتوانید تجربهی درس خواندن در یک دانشگاه جدید، زندگی با یک خانوادهی بومی و برقراری ارتباط از طریق یک زبان جدید را مدیریت کنید؟ دربارهی همهی مسائلی که ممکن است در زندگی روزمرهتان در خارج از کشور برای شما پیش یباید با پزشکتان صحبت کنید.
دربارهی امکانات درمانی کشور مقصد، اطلاعات کسب کنید
آیا مدرسهی شما با یک روانشناس انگلیسی زبان توافقنامهای برای دریافت خدمات مشاورهای دارد؟ آیا بیمهی شما، خدمات مشاورهای را پوشش میدهد؟ در غیر این صورت، آیا یک بیمهی مسافرتی وجود دارد که این امکانات را پوشش بدهد؟ زمانی که در خارج از کشور به سر میبرید، آیا این امکان را دارید که گهگاه از طریق اسکایپ با پزشک خود در تماس باشید؟ آیا به مراکز درمانی دانشگاه خود به راحتی دسترسی دارید؟
یکی از مهمترین کارهایی که موفقیت شما به آن وابسته است، آمادهسازیهایی است که پیش از سفر انجام میدهید. قبل از شروع این تجربهی جدید و تاثیرگذار، سوالات خود را از افراد مطلع بپرسید و دربارهی نیازهایتان مشورت کنید. سفر به خارج از کشور، تمرینی برای استقلال در زندگی است. پیش از سفر، از تمامی نیازهای خود مطلع شوید و تدابیر لازم را بیاندیشید تا از این تجربهی منحصربهفرد، نهایت استفاده را ببرید.
با دلتنگی مقابله کنید
با وجود همهی کارهایی که پیش از سفر به خارج و اقامت در مقصد جدید، انجام میدهید، باز هم ممکن است که دلتنگی برای خانه و ناراحتی دور شدن از نزدیکان، گریبان شما را بگیرد. دلتنگی برای جشنها، تولدها ، مراسم عروسی و دورهمیهای خانوادگی (اختلال ترس از دست دادن یا FoMo) ، باعث میشود که احساس پشیمانی کنید. اما این نکته را فراموش نکنید که اقامت در یک کشور خارجی میتواند موقعیت بسیار مناسبی برای کسب تجربههای منحصربهفرد، ثبت خاطرات بهیادماندنی و پیدا کردن دوستان جدید باشد.
با این وجود، این تجربهی شگفتانگیز، قطعا به راحتی زندگی در خانه و وطنتان نخواهد بود. با استفاده از این چند نکته میتوانید با دلتنگی دوری از وطن، کنار آمده و به زندگی عادی برگردید و تجربهای فراموشنشدنی از تحصیل در خارج از کشور در دفتر خاطرات زندگیتان ثبت کنید.
تاثیر موسیقیهای مورد علاقهی خود را فراموش نکنید
زمانی که سفر میکنید، هیچ چیز بهتر از موسیقی نمیتواند روحتان را تسکین ببخشد، به خصوص آهنگهایی که خاطرات شیرین را به یاد شما میآورند. از دوستانتان بخواهید که آهنگهای موردعلاقه شان را معرفی کنند و از آنها بپرسید که چرا این آهنگ را دوست دارند. زمانی که احساس دلتنگی میکنید به موسیقی مورد علاقهتان گوش دهید تا بتوانید بر احساس دلتنگی غلبه کنید و برای ادامهی مسیر، روحیه بگیرید.
با وجود تمام زرق و برقها و جذابیتهایی که تحصیل در خارج از کشور دارد، اما گذشتن از شناختهها و پذیرقتن
فرقی نمیکند که چه تصمیمی بگیرید، همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که شما هیچگاه مجبور به رفتن نخواهید بود!
مشکلات و نگرانی های خود را با مشاوران تحصیلی در میان بگذارید
برای احترام به مقررات حفظ حریم خصوصی، مشاوران تحصیلی شما، تا زمانی که دربارهی نگرانیها و مشکلات خود با آنها صحبت نکنید، از آن اطلاع پیدا نخواهند کرد. مشاوران، گنجینهی ارزشمندی از آگاهی هستند که حتی اگر جواب سوالات شما را ندانند، افراد مطلع را به شما معرفی خواهند کرد و حتما کسی را میشناسند که بتواند به شما کمک کند.
پس قرار ملاقاتی با مشاور خود بگذارید و دربارهی تصمیم خود برای ادامهی تحصیل در خارج از کشور و نگرانیها و مشکلاتی که در اینباره و در خصوص افسردگی خود دارید، با او صحبت کنید.
علاوه بر پزشک شخصی خود، معمولا پردیسهای دانشگاهی دارای امکانات پزشکی و سلامتی هستند که شامل خدمات سلامت روانی نیز میشود. سری به این مراکز بزنید و با مشاوران صحبت کنید. آنها میدانند که چطور مشکلات شما را حل کنند و شما را به سوی مسیر درست در جهت موفقیت در تحصیل و رسیدن به آرزوها، راهنمایی خواهند کرد.
با دکتر روانشناس خود یک برنامهی مراقبتی را تنظیم کنید
علاوه بر برنامهی درمانی همیشگی که با روانشناس خود دارید، از او درخواست کنید که برنامهای برای شرایط فعلی شما و تغییر وضعیتتان در اختیار شما بگذارد تا زمانی که مشغول تحصیل در خارج از کشور هستید، برای درمان خود از آن بهره بگیرید.
دربارهی محرکهایتان و نحوهی برخورد با آنها صحبت کنید و بررسی کنید که این شرایط در کشورهای دیگر چطور پیش خواهد رفت؟
اگر از درمان دارویی استفاده میکنید، دربارهی روشهای تهیه و ارسال آنها با پزشک خود مشورت کنید. فراموش نکنید که نسخهی پزشکتان را همیشه به همراه داشته باشید.
سفر خود به خارج از کشور برای ادامهی تحصیل را از تمامی جهات، بررسی کنید. در شرایط جدید، چه وضعیتی خواهید داشت؟ چطور میتوانید تجربهی درس خواندن در یک دانشگاه جدید، زندگی با یک خانوادهی بومی و برقراری ارتباط از طریق یک زبان جدید را مدیریت کنید؟ دربارهی همهی مسائلی که ممکن است در زندگی روزمرهتان در خارج از کشور برای شما پیش یباید با پزشکتان صحبت کنید.
دربارهی امکانات درمانی کشور مقصد، اطلاعات کسب کنید
آیا مدرسهی شما با یک روانشناس انگلیسی زبان توافقنامهای برای دریافت خدمات مشاورهای دارد؟ آیا بیمهی شما، خدمات مشاورهای را پوشش میدهد؟ در غیر این صورت، آیا یک بیمهی مسافرتی وجود دارد که این امکانات را پوشش بدهد؟ زمانی که در خارج از کشور به سر میبرید، آیا این امکان را دارید که گهگاه از طریق اسکایپ با پزشک خود در تماس باشید؟ آیا به مراکز درمانی دانشگاه خود به راحتی دسترسی دارید؟
یکی از مهمترین کارهایی که موفقیت شما به آن وابسته است، آمادهسازیهایی است که پیش از سفر انجام میدهید. قبل از شروع این تجربهی جدید و تاثیرگذار، سوالات خود را از افراد مطلع بپرسید و دربارهی نیازهایتان مشورت کنید. سفر به خارج از کشور، تمرینی برای استقلال در زندگی است. پیش از سفر، از تمامی نیازهای خود مطلع شوید و تدابیر لازم را بیاندیشید تا از این تجربهی منحصربهفرد، نهایت استفاده را ببرید.
با دلتنگی مقابله کنید
با وجود همهی کارهایی که پیش از سفر به خارج و اقامت در مقصد جدید، انجام میدهید، باز هم ممکن است که دلتنگی برای خانه و ناراحتی دور شدن از نزدیکان، گریبان شما را بگیرد. دلتنگی برای جشنها، تولدها ، مراسم عروسی و دورهمیهای خانوادگی (اختلال ترس از دست دادن یا FoMo) ، باعث میشود که احساس پشیمانی کنید. اما این نکته را فراموش نکنید که اقامت در یک کشور خارجی میتواند موقعیت بسیار مناسبی برای کسب تجربههای منحصربهفرد، ثبت خاطرات بهیادماندنی و پیدا کردن دوستان جدید باشد.
با این وجود، این تجربهی شگفتانگیز، قطعا به راحتی زندگی در خانه و وطنتان نخواهد بود. با استفاده از این چند نکته میتوانید با دلتنگی دوری از وطن، کنار آمده و به زندگی عادی برگردید و تجربهای فراموشنشدنی از تحصیل در خارج از کشور در دفتر خاطرات زندگیتان ثبت کنید.
تاثیر موسیقیهای مورد علاقهی خود را فراموش نکنید
زمانی که سفر میکنید، هیچ چیز بهتر از موسیقی نمیتواند روحتان را تسکین ببخشد، به خصوص آهنگهایی که خاطرات شیرین را به یاد شما میآورند. از دوستانتان بخواهید که آهنگهای موردعلاقه شان را معرفی کنند و از آنها بپرسید که چرا این آهنگ را دوست دارند. زمانی که احساس دلتنگی میکنید به موسیقی مورد علاقهتان گوش دهید تا بتوانید بر احساس دلتنگی غلبه کنید و برای ادامهی مسیر، روحیه بگیرید.
با وجود تمام زرق و برقها و جذابیتهایی که تحصیل در خارج از کشور دارد، اما گذشتن از شناختهها و پذیرقتن
تجربیات جدید کار سختی است.
به خودتان زمان بدهید تا افکارتان را سامان داده و خود را با شرایط جدید وفق بدهید. گوش دادن به موسیقی میتواند شما را در این راه یاری کند.
ارتباط خود را با دوستانتان حفظ کنید
دوستان خوب، باید در چنین شرایطی به داد هم برسند. پس ارتباط خود را با آنها حفظ کنید و دربارهی نگرانیها و مشکلاتتان با آنها درد و دل کنید. بعضی از آنها شما را درک میکنند و با شما همدردی خواهند کرد اما بعضی از آنها ممکن است که شرایط شما را درک نکنند. میتوانید از مشاوران تحصیلی خود بخواهید تا کسانی را که شرایط مشابهی داشتهاند و بر مشکلات غلبه کردهاند به شما معرفی کند. آنها به خوبی، حال و روزتان را درک میکنند و میدانند که چطور میتوانید ازاین شرایط رهایی پیدا کنید. گر چه این تجربهای سخت در زندگی شما است اما درسهای زیادی از آن خواهید گرفت. دوستان واقعی خود را میشناسید و پی خواهید برد که کدامشان ارزش دوستی را درک میکنند.
شما قویتر از آن چیزی هستید که فکر میکنید، تحصیل در خارج از کشور نیز یکی از امتحانهای زندگی شما است که باید با موفقیت آن را پشت سر بگذارید.
جملات الهامبخش بنویسید و باورشان داشته باشید
حتما تا کنون دربارهی مانتراها، مجموعهای از کلمات و آواهایی که با آهنگ خاصی به دفعات تکرار میشوند، چیزهایی شنیدهاید و حتما قدرت تفکر مثبت را میشناسید و شاید پیش از این تاثیر آن را تجربه کرده باشید. بد نیست بدانید که ترس، تنها یک تفکر است که گاهی به مغز شما خطور میکند.
پس دست به کار شوید و برای خودتان پوسترهایی از جملات الهامبخش و مثبت درست کنید و در معرض دیدتان قرار دهید؛ نقلقولهای دلگرمکنندهای مانند: ” تو میتونی از پسش بر بیای!” ، ” یک سفر هزار مایلی با برداشتن اولین قدم آغاز میشود.” و یا سایر جملات الهامبخشی که امید را در دلتان زنده میکند و شما را به ادامهی این مسیر پرپیچوخم، دلگرم میکند.
شاید برای بعضی از شما این کار عجیب به نظر برسد و فکر کنید که نمیتوانید با این راهحلهای پیشپاافتاده، چنین مشکل بزرگی را حل کنید. اما معجزهی تفکر مثبت را باور کنید.
با صدای بلند و در جلوی آینه این جملات را برای خود تکرار کنید. فرض کنید که دوست شما در وضعیت مشابهی قرار دارد. برای دلگرمی دادن به او چه میگویید؟
ورزش کنید و به خورد و خوراکتان اهمیت بدهید
یکی از بهترین راهحلها برای غلبه بر مشکل افسردگی، ورزش کردن و حفظ تناسب اندام است. پس به ورزش روزانهی خود اهمیت بدهید و از وسایل در دسترستان برای این کار نهایت استفاده را ببرید. مثل راهپلهها؛ حتی اگر همسایهها با تعجب نگاهتان میکنند. میتوانید از تمام کارهای روزانهتان یک تمرین ورزشی بسازید. مثلا، راه دورتری را برای رفتن به سوپرمارکت انتخاب کنید. با این روش، هم پیادهروی کردهاید و هم در هزینههای رفت و آمد با تاکسی و اتوبوس، صرفهجویی کردهاید.
در یک باشگاه ورزشی ثبتنام کنید و به یک تیم ورزشی ملحق شوید. یک ورزش جدید مثل جودو یا جوجیتسو را امتحان کنید یا تمرینات ورزشی روزانه ی خود را دنبال کنید.
همیشه راهی برای اضافه کردن تمرینات ورزشی تناسب اندام به زندگی روزانه وجود دارد. با این کار نه تنها قلب شما، بلکه فکر و ذهنتان نیز قدردان شما خواهند بود.
اگر خانوادهای میزبان شما هستند به آنها بگویید که چه غذاهایی را بیشتر دوست دارید و یا از آنها بخواهید که برای خرید، شما را هم به همراه ببرند. اگر به تنهایی زندگی میکنید، توجه کنید که غذایی که میخورید تمام ویتامینها و مواد موردنیاز بدنتان را تامین میکند. رعایت این نکته، برای سلامتی جسمی و روانی شما، بسیار ضروری است.
قدردان موفقیتهای کوچک خود باشید
موفقیتهای کوچکی که به دست میآورید را دست کم نگیرید؛ موفقیتهایی مانند باز کردن یک حساب بانکی، سوار اتوبوس شدن و پیاده شدن در ایستگاه درست، راهنمایی کردن یک نفر در اتوبوس برای پیدا کردن مسیر.
این اتفاقات کوچک، اعتماد به نفس شما را افزایش میدهند و احساس قدرتمند بودن و شکستناپذیری را در شما زنده میکنند. تحقیقات نشان میدهد که هر چه بیشتر بر نقاط مثبت شرایط فعلیتان تمرکز کنید، از نظر فیزیکی و روحی شرایط بهتری خواهید داشت. به علاوه، اگر در طول مدت اقامتتان، ناامیدی به سراغ شما آمد با یادآوری این مطلب که شما راهی طولانی برای رسیدن به این نقطه طی کردهاید و سختیهای زیادی کشیدهاید، میتوانید افکار منفی را از خود دور کنید.
در نهایت اگر هیچکدام از اینها به بهبود وضعیت شما کمکی نکرد، به این فکر کنید که شرایط فعلی شما، موقتی است. بسیاری از افراد هستند که هیچگاه جرئت رها کردن زندگی در وطن و کسب چنین تجربهای را ندارند. پس از اینکه شما این قدرت و جرئت را داشتهاید، لذت ببرید.
از هر روشی که میتوانید برای بهبود شرایط روحیتان کمک بگیرید. برنامهها و آ
به خودتان زمان بدهید تا افکارتان را سامان داده و خود را با شرایط جدید وفق بدهید. گوش دادن به موسیقی میتواند شما را در این راه یاری کند.
ارتباط خود را با دوستانتان حفظ کنید
دوستان خوب، باید در چنین شرایطی به داد هم برسند. پس ارتباط خود را با آنها حفظ کنید و دربارهی نگرانیها و مشکلاتتان با آنها درد و دل کنید. بعضی از آنها شما را درک میکنند و با شما همدردی خواهند کرد اما بعضی از آنها ممکن است که شرایط شما را درک نکنند. میتوانید از مشاوران تحصیلی خود بخواهید تا کسانی را که شرایط مشابهی داشتهاند و بر مشکلات غلبه کردهاند به شما معرفی کند. آنها به خوبی، حال و روزتان را درک میکنند و میدانند که چطور میتوانید ازاین شرایط رهایی پیدا کنید. گر چه این تجربهای سخت در زندگی شما است اما درسهای زیادی از آن خواهید گرفت. دوستان واقعی خود را میشناسید و پی خواهید برد که کدامشان ارزش دوستی را درک میکنند.
شما قویتر از آن چیزی هستید که فکر میکنید، تحصیل در خارج از کشور نیز یکی از امتحانهای زندگی شما است که باید با موفقیت آن را پشت سر بگذارید.
جملات الهامبخش بنویسید و باورشان داشته باشید
حتما تا کنون دربارهی مانتراها، مجموعهای از کلمات و آواهایی که با آهنگ خاصی به دفعات تکرار میشوند، چیزهایی شنیدهاید و حتما قدرت تفکر مثبت را میشناسید و شاید پیش از این تاثیر آن را تجربه کرده باشید. بد نیست بدانید که ترس، تنها یک تفکر است که گاهی به مغز شما خطور میکند.
پس دست به کار شوید و برای خودتان پوسترهایی از جملات الهامبخش و مثبت درست کنید و در معرض دیدتان قرار دهید؛ نقلقولهای دلگرمکنندهای مانند: ” تو میتونی از پسش بر بیای!” ، ” یک سفر هزار مایلی با برداشتن اولین قدم آغاز میشود.” و یا سایر جملات الهامبخشی که امید را در دلتان زنده میکند و شما را به ادامهی این مسیر پرپیچوخم، دلگرم میکند.
شاید برای بعضی از شما این کار عجیب به نظر برسد و فکر کنید که نمیتوانید با این راهحلهای پیشپاافتاده، چنین مشکل بزرگی را حل کنید. اما معجزهی تفکر مثبت را باور کنید.
با صدای بلند و در جلوی آینه این جملات را برای خود تکرار کنید. فرض کنید که دوست شما در وضعیت مشابهی قرار دارد. برای دلگرمی دادن به او چه میگویید؟
ورزش کنید و به خورد و خوراکتان اهمیت بدهید
یکی از بهترین راهحلها برای غلبه بر مشکل افسردگی، ورزش کردن و حفظ تناسب اندام است. پس به ورزش روزانهی خود اهمیت بدهید و از وسایل در دسترستان برای این کار نهایت استفاده را ببرید. مثل راهپلهها؛ حتی اگر همسایهها با تعجب نگاهتان میکنند. میتوانید از تمام کارهای روزانهتان یک تمرین ورزشی بسازید. مثلا، راه دورتری را برای رفتن به سوپرمارکت انتخاب کنید. با این روش، هم پیادهروی کردهاید و هم در هزینههای رفت و آمد با تاکسی و اتوبوس، صرفهجویی کردهاید.
در یک باشگاه ورزشی ثبتنام کنید و به یک تیم ورزشی ملحق شوید. یک ورزش جدید مثل جودو یا جوجیتسو را امتحان کنید یا تمرینات ورزشی روزانه ی خود را دنبال کنید.
همیشه راهی برای اضافه کردن تمرینات ورزشی تناسب اندام به زندگی روزانه وجود دارد. با این کار نه تنها قلب شما، بلکه فکر و ذهنتان نیز قدردان شما خواهند بود.
اگر خانوادهای میزبان شما هستند به آنها بگویید که چه غذاهایی را بیشتر دوست دارید و یا از آنها بخواهید که برای خرید، شما را هم به همراه ببرند. اگر به تنهایی زندگی میکنید، توجه کنید که غذایی که میخورید تمام ویتامینها و مواد موردنیاز بدنتان را تامین میکند. رعایت این نکته، برای سلامتی جسمی و روانی شما، بسیار ضروری است.
قدردان موفقیتهای کوچک خود باشید
موفقیتهای کوچکی که به دست میآورید را دست کم نگیرید؛ موفقیتهایی مانند باز کردن یک حساب بانکی، سوار اتوبوس شدن و پیاده شدن در ایستگاه درست، راهنمایی کردن یک نفر در اتوبوس برای پیدا کردن مسیر.
این اتفاقات کوچک، اعتماد به نفس شما را افزایش میدهند و احساس قدرتمند بودن و شکستناپذیری را در شما زنده میکنند. تحقیقات نشان میدهد که هر چه بیشتر بر نقاط مثبت شرایط فعلیتان تمرکز کنید، از نظر فیزیکی و روحی شرایط بهتری خواهید داشت. به علاوه، اگر در طول مدت اقامتتان، ناامیدی به سراغ شما آمد با یادآوری این مطلب که شما راهی طولانی برای رسیدن به این نقطه طی کردهاید و سختیهای زیادی کشیدهاید، میتوانید افکار منفی را از خود دور کنید.
در نهایت اگر هیچکدام از اینها به بهبود وضعیت شما کمکی نکرد، به این فکر کنید که شرایط فعلی شما، موقتی است. بسیاری از افراد هستند که هیچگاه جرئت رها کردن زندگی در وطن و کسب چنین تجربهای را ندارند. پس از اینکه شما این قدرت و جرئت را داشتهاید، لذت ببرید.
از هر روشی که میتوانید برای بهبود شرایط روحیتان کمک بگیرید. برنامهها و آ
رزوهایی که برای تحصیلتان داشتید را مرور کنید. با دوستانتان ارتباط برقرار کنید، با مشاورتان صحبت کنید و با پزشکتان در تماس باشید. آنها به شما کمک میکنند که مشکلات را راحتتر تحمل کنید.
گرچه مشکل افسردگی میتواند زندگیتان را فلج کند و افت تحصیلی را به دنبال داشتهباشد، اما این نکته را فراموش نکنید که با آمادهسازیهای قبل از سفر، مقابله با این مشکل، غیرممکن نخواهد بود.
شما برای غلبه بر افسردگی و دلتنگیتان چه روشهایی را به کار بردید؟ قبل از سفر چه تمهیداتی اندیشیدهبودید؟ شما هم اگر تجربهی تحصیل در خارج از کشور را دارید، تجربیات خود را با ما در میان بگذارید…
گرچه مشکل افسردگی میتواند زندگیتان را فلج کند و افت تحصیلی را به دنبال داشتهباشد، اما این نکته را فراموش نکنید که با آمادهسازیهای قبل از سفر، مقابله با این مشکل، غیرممکن نخواهد بود.
شما برای غلبه بر افسردگی و دلتنگیتان چه روشهایی را به کار بردید؟ قبل از سفر چه تمهیداتی اندیشیدهبودید؟ شما هم اگر تجربهی تحصیل در خارج از کشور را دارید، تجربیات خود را با ما در میان بگذارید…
نابغه ایرانی بر کرسی انیشتن تکیه زد
چین در نظر دارد شتاب دهنده ذراتی به بزرگی دو برابر LHC سرن اروپا احداث کند و پروفسور نیما ارکانی حامد، فیزیکدان ایرانی الاصل انستیتو مطالعات پیشرفته آمریکا به عنوان مغز متفکر پروژه حضور خواهد داشت.
وی سی و دومین نفر در لیست صد نابغه زنده دنیا است و از ۱۴ سالگی در نظریه و قوانین نیوتون تحقیق کرده است. نیما ارکانی حامد در حال حاضر استاد دانشگاه هاروارد و دارای کرسی استادی در دانشگاه پرینستون است.
این کرسی از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۵۵ در انحصار آلبرت انیشتن بوده است و پس از اعلام نظریه عملکرد جهان ارکانی، از او دعوت شده که در طرح تونل شتاب دهنده سوئیس (LHC) که با هزینه بالغ بر ۵ میلیارد دلار ساخته شده، رهبری آزمایشها را بر عهده داشته باشد. او دکترای خود را در سال ۱۹۹۷ دریافت کرد و به بخش SLAC در دانشگاه استانفورد به منظور ادامه تحصیل در پست دکتری رفت.
در حال حاضر چین از این نابغه ایرانی برای پیشبرد پروژه شتابدهنده خود دعوت به عمل آورده است. چین به طور رسمی اعلام کرده که فاز نخست ساخت این پروژه عظیم را در سال ۲۰۲۰ آغاز خواهد کرد. آنچه که در چین ساخته خواهد شد دو برابر شتاب دهنده LHC اروپا و ۷ برابر قدرتمندتر از آن خواهد بود.
هم اکنون شتاب دهنده LHC سرن در اروپا بزرگترین ماشین واحد در دنیا محسوب می شود که شامل تونل بزرگی به در ازای ۲۷ کیلومتر می شود. اما تونل برخورد دهنده پوزیترون الکترون چرخشی مدور (CEPC) چین بین ۵۰ تا ۱۰۰ کیلومتر درازا خواهد داشت و این یعنی مساحتی به بزرگی منطقه ای که منهتن آمریکا را شامل خواهد شد.
گفته می شود شهر Qinhuangdao در شمال چین و در ابتدای دیوار بزرگ این کشور مکان احتمالی ساخت این پروژه عظیم زیرزمینی خواهد بود.
این مجموعه عظیم در دو بخش ساخته می شود. بخش نخست شامل مطالعه ذره بوزون هیگز و سرنوشت آن در نتیجه یک برخورد می شود. بخش دوم نیز که قرار است کار ساخت آن در سال ۲۰۴۰ شروع شود برخورد دهنده عظیم پروتون – پروتون (SPPC)نام دارد. از حیث فنی می توان این بخش را نسخه به روز شده LHC به شمار آورد.
دانشمندان در بخش دوم این پروژه برخوردهای فوق سرعتی پرتونها را مورد مطالعه قرار می دهند. آنها امیدوارند که در خلال بررسی های این بخش از پروژه برخورد دهنده ذرات چین، احتمال کشف ذرات جدید را مورد بررسی قرار دهند.
همچنین این امیدواری وجود دارد که پاسخهایی برای معماهایی نظیر ماده تاریک، انفجار بزرگ (Big Bang) و سیاه چاله ها ارایه شود.
پروفسور ارکانی حامد درخصوص این پروژه می گوید: بدون شک چین در آینده پیشگام تمام کشورهای جهان در این عرصه خواهد بود.
حضور این فیزیکدان ایرانی الاصل در چنین پروژه عظیمی برای چین یک اعتبار بزرگ محسوب می شود و درحالی که مقامات عالی رتبه این کشور از فیزیکدانان و دانشمندان شناخته شده جهان در حوزه فیزیک دعوت به همکاری در این پروژه کرده اند اما همکاری ارکانی حامد ارزشی متفاوت برای آنها دارد.
وی درخصوص ویژگیهای این پروژه می گوید: یک شهر دایره ای شکل منحصربفرد را تصور کنید که در این پروژه شکل می گیرد و پیشگامان فیزیک ذرات از سراسر جهان در آن حضور پیدا می کنند. در این شهر شرکتهای فعال در زمینه فناوریهای نوین فرصتی ایده آل برای توسعه تحقیقات خود خواهند داشت.
بسیاری بر این باورند که پروفسور نیما ارکانی حامد که به عنوان سی و دومین نفر در فهرست ۱۰۰ نابغه زنده دنیا نیز شناخته می شود انیشتن زمان است.
چین در نظر دارد شتاب دهنده ذراتی به بزرگی دو برابر LHC سرن اروپا احداث کند و پروفسور نیما ارکانی حامد، فیزیکدان ایرانی الاصل انستیتو مطالعات پیشرفته آمریکا به عنوان مغز متفکر پروژه حضور خواهد داشت.
وی سی و دومین نفر در لیست صد نابغه زنده دنیا است و از ۱۴ سالگی در نظریه و قوانین نیوتون تحقیق کرده است. نیما ارکانی حامد در حال حاضر استاد دانشگاه هاروارد و دارای کرسی استادی در دانشگاه پرینستون است.
این کرسی از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۵۵ در انحصار آلبرت انیشتن بوده است و پس از اعلام نظریه عملکرد جهان ارکانی، از او دعوت شده که در طرح تونل شتاب دهنده سوئیس (LHC) که با هزینه بالغ بر ۵ میلیارد دلار ساخته شده، رهبری آزمایشها را بر عهده داشته باشد. او دکترای خود را در سال ۱۹۹۷ دریافت کرد و به بخش SLAC در دانشگاه استانفورد به منظور ادامه تحصیل در پست دکتری رفت.
در حال حاضر چین از این نابغه ایرانی برای پیشبرد پروژه شتابدهنده خود دعوت به عمل آورده است. چین به طور رسمی اعلام کرده که فاز نخست ساخت این پروژه عظیم را در سال ۲۰۲۰ آغاز خواهد کرد. آنچه که در چین ساخته خواهد شد دو برابر شتاب دهنده LHC اروپا و ۷ برابر قدرتمندتر از آن خواهد بود.
هم اکنون شتاب دهنده LHC سرن در اروپا بزرگترین ماشین واحد در دنیا محسوب می شود که شامل تونل بزرگی به در ازای ۲۷ کیلومتر می شود. اما تونل برخورد دهنده پوزیترون الکترون چرخشی مدور (CEPC) چین بین ۵۰ تا ۱۰۰ کیلومتر درازا خواهد داشت و این یعنی مساحتی به بزرگی منطقه ای که منهتن آمریکا را شامل خواهد شد.
گفته می شود شهر Qinhuangdao در شمال چین و در ابتدای دیوار بزرگ این کشور مکان احتمالی ساخت این پروژه عظیم زیرزمینی خواهد بود.
این مجموعه عظیم در دو بخش ساخته می شود. بخش نخست شامل مطالعه ذره بوزون هیگز و سرنوشت آن در نتیجه یک برخورد می شود. بخش دوم نیز که قرار است کار ساخت آن در سال ۲۰۴۰ شروع شود برخورد دهنده عظیم پروتون – پروتون (SPPC)نام دارد. از حیث فنی می توان این بخش را نسخه به روز شده LHC به شمار آورد.
دانشمندان در بخش دوم این پروژه برخوردهای فوق سرعتی پرتونها را مورد مطالعه قرار می دهند. آنها امیدوارند که در خلال بررسی های این بخش از پروژه برخورد دهنده ذرات چین، احتمال کشف ذرات جدید را مورد بررسی قرار دهند.
همچنین این امیدواری وجود دارد که پاسخهایی برای معماهایی نظیر ماده تاریک، انفجار بزرگ (Big Bang) و سیاه چاله ها ارایه شود.
پروفسور ارکانی حامد درخصوص این پروژه می گوید: بدون شک چین در آینده پیشگام تمام کشورهای جهان در این عرصه خواهد بود.
حضور این فیزیکدان ایرانی الاصل در چنین پروژه عظیمی برای چین یک اعتبار بزرگ محسوب می شود و درحالی که مقامات عالی رتبه این کشور از فیزیکدانان و دانشمندان شناخته شده جهان در حوزه فیزیک دعوت به همکاری در این پروژه کرده اند اما همکاری ارکانی حامد ارزشی متفاوت برای آنها دارد.
وی درخصوص ویژگیهای این پروژه می گوید: یک شهر دایره ای شکل منحصربفرد را تصور کنید که در این پروژه شکل می گیرد و پیشگامان فیزیک ذرات از سراسر جهان در آن حضور پیدا می کنند. در این شهر شرکتهای فعال در زمینه فناوریهای نوین فرصتی ایده آل برای توسعه تحقیقات خود خواهند داشت.
بسیاری بر این باورند که پروفسور نیما ارکانی حامد که به عنوان سی و دومین نفر در فهرست ۱۰۰ نابغه زنده دنیا نیز شناخته می شود انیشتن زمان است.
۵ دلیل برای یاد گرفتن HTML
HTML سنگ بنای وب است.
فناوری پایهٔ پشت هر چیزی که در مرورگر وب میبینیم، و از آن (در کنار فناوریهای دیگری مثل JavaScript و CSS) برای ساخت هر چیزی از صفحات وب ساده تا سرویسها و برنامههای پیچیدهٔ وب استفاده میشود، اچتیامال است.
اما به غیر از دنبال کردن پیشهٔ طراحی وبسایت، دلایل زیادی برای یادگرفتن اچتیامال وجود دارد.
و این هم پنج دلیلی که هر کسی باید کمی اچتیامال بداند.
۱. ارتباطات کاری بهتر
کسبوکارهای امروزی هر چه بیشتر دارند کارشان را آنلاین انجام میدهند، و برای هرچیزی از ایمیل و تقویم گرفته تا نگهداری پروژهها و یادداشتهای تیمی از سایتهای اینترنتی استفاده میکنند.
بیشتر فریمورکها یا چارچوبهای ویکی مورد استفاده برای محتوای کسبوکار یک زبان مارکآپ تغییریافته و سادهشده دارند که پیشفرض آن است. اما بیشترشان قالب HTML که به درستی شکلیافته باشد هم قبول میکنند، که گزینههای خیلی بیشتری برای انتشار در اختیار ما میگذارد. چرا به حداقل راضی شویم؟
۲. خودت آپدیت کن
اگر نیاز است که بخشهایی از وبسایت شرکتتان بهطور مرتب بهروز شود و هنوز کمی برای یاد گرفتن اچتیامال وقت نگذاشتهای، واقعا بهتر است این کار را بکنی. بیشتر بهروزرسانیهای کوچک با داشتن دانش فنی پایه از HTML و استانداردهای وب قابل انجام است. نیازی نیست که به طراح پول بدهید تا کاری را بکند که خودت هم به سادگیِ عوض کردن محتوای یک فایل ورد میتوانی انجام بدهی.
۳. ابزارهای بصری وب کار را پیچیده میکنند
ابزارهای بصری ساخت اچتیامال مثل Dreamweaver، Muse، Hype، و غیره میتوانند کار طراحی را سادهتر کنند. اما در بیشتر مواقع کدهایی تولید میکنند که خودت هم میتوانی در HTML خام به راحتی بنویسی.
و همینطور اگر زمانی کار نامتعارفی لازم داشته باشی و نرمافزارت از آن پشتیبانی نکند، دیگر خودتی و خودت. جذابیت ابزارهای وب ویژوال ممکن است تو را از یادگیری اچتیامال پایه دور کند؛ و ممکن است چیزی که لازم داری خیلی سادهتر از آن باشد که فکر میکنی.
۴. وبلاگنویسی بهتر
آیا مرتب وبلاگ مینویسی؟ پس به خاطر خودت هم که شده باید اچتیامال یاد بگیری. بله، در بیشتر برنامههای وبلاگنویسی امروزی، دکمهها و تولبارهای مختلفی برای فرمت کردن متنات هست اما یادگرفتن کمی کدنویسی HTML – و شاید کمی CSS و JavaScript – دستت را خیلی توانمندتر از آن میکند که با نرمافزار وبلاگنویسی ممکن است.
با یک خط کد اچتیامال میشود با خیال راحت فیلم و مدیا وارد پستها کرد، و حتی چینش یا لیآوت دلخواه و عناصر متحرک یا انیمیشین، و خیلی چیزهای دیگر.
دستکاری کردن ویجتها و افزونههای وبلاگ هم با داشتن درک خوبی از اچتیامل و سیاساس خیلی راحت میشود.
۵. زندگیات را کدنویسی کن
دانستن کمی HTML حتی در زندگی روزمره هم به تو کمک میکند.
مثلا خیلیها این را متوجه شدهاند که در حراجی آنلاین eBay حراجهایی که فرمت اچتیامال بصری خوبی برایشان ساخته شده باشد معمولا بهتر و سریعتر از مشابههای سادهتر میفروشند، پس نباید جا ماند. شیک کردن دعوتنامه دیجیتال، طراحی ایمیل زیبا، یا رنگ بخشیدن به اخبار روی وبسایت همه چیزهایی است که فقط به کمی دانش HTML نیاز دارد.
یاد گرفتن اچتیامال بیاندازه ساده است (فقط کافی است مرورگر اینترنت داشته باشید و یک ویرایشگر متنی)، و وقتی که با عناصر پایهٔ HTML در پشت صفحات وب آشنا شدی، هر صفحهای که به آن سر بزنی خودش یک منبع آموزشی زنده محسوب میشود.
یک افکت خیلی جالب دیدهای که میخواهی خودت هم امتحان کنی؟ فقط کافی است گزینهٔ View Source را در منوی مرورگرت پیدا کنی تا با آن ببینی چطور انجام شده. (فقط یادت نرود به منبعات هم اشاره کن؛ آن بیچارهها هم برای کدشان زحمت کشیدهاند!)
و بهترین دلیل:
نه فقط میتوانی اصول وب را از پشت کامپیوترت یاد بگیری، بلکه میتوانی در کنار آموختن HTML در جا کدنویسی را هم تمرین بکنی – بدون نیاز به نصب یا پیکربندی هیچ چیزی.
HTML سنگ بنای وب است.
فناوری پایهٔ پشت هر چیزی که در مرورگر وب میبینیم، و از آن (در کنار فناوریهای دیگری مثل JavaScript و CSS) برای ساخت هر چیزی از صفحات وب ساده تا سرویسها و برنامههای پیچیدهٔ وب استفاده میشود، اچتیامال است.
اما به غیر از دنبال کردن پیشهٔ طراحی وبسایت، دلایل زیادی برای یادگرفتن اچتیامال وجود دارد.
و این هم پنج دلیلی که هر کسی باید کمی اچتیامال بداند.
۱. ارتباطات کاری بهتر
کسبوکارهای امروزی هر چه بیشتر دارند کارشان را آنلاین انجام میدهند، و برای هرچیزی از ایمیل و تقویم گرفته تا نگهداری پروژهها و یادداشتهای تیمی از سایتهای اینترنتی استفاده میکنند.
بیشتر فریمورکها یا چارچوبهای ویکی مورد استفاده برای محتوای کسبوکار یک زبان مارکآپ تغییریافته و سادهشده دارند که پیشفرض آن است. اما بیشترشان قالب HTML که به درستی شکلیافته باشد هم قبول میکنند، که گزینههای خیلی بیشتری برای انتشار در اختیار ما میگذارد. چرا به حداقل راضی شویم؟
۲. خودت آپدیت کن
اگر نیاز است که بخشهایی از وبسایت شرکتتان بهطور مرتب بهروز شود و هنوز کمی برای یاد گرفتن اچتیامال وقت نگذاشتهای، واقعا بهتر است این کار را بکنی. بیشتر بهروزرسانیهای کوچک با داشتن دانش فنی پایه از HTML و استانداردهای وب قابل انجام است. نیازی نیست که به طراح پول بدهید تا کاری را بکند که خودت هم به سادگیِ عوض کردن محتوای یک فایل ورد میتوانی انجام بدهی.
۳. ابزارهای بصری وب کار را پیچیده میکنند
ابزارهای بصری ساخت اچتیامال مثل Dreamweaver، Muse، Hype، و غیره میتوانند کار طراحی را سادهتر کنند. اما در بیشتر مواقع کدهایی تولید میکنند که خودت هم میتوانی در HTML خام به راحتی بنویسی.
و همینطور اگر زمانی کار نامتعارفی لازم داشته باشی و نرمافزارت از آن پشتیبانی نکند، دیگر خودتی و خودت. جذابیت ابزارهای وب ویژوال ممکن است تو را از یادگیری اچتیامال پایه دور کند؛ و ممکن است چیزی که لازم داری خیلی سادهتر از آن باشد که فکر میکنی.
۴. وبلاگنویسی بهتر
آیا مرتب وبلاگ مینویسی؟ پس به خاطر خودت هم که شده باید اچتیامال یاد بگیری. بله، در بیشتر برنامههای وبلاگنویسی امروزی، دکمهها و تولبارهای مختلفی برای فرمت کردن متنات هست اما یادگرفتن کمی کدنویسی HTML – و شاید کمی CSS و JavaScript – دستت را خیلی توانمندتر از آن میکند که با نرمافزار وبلاگنویسی ممکن است.
با یک خط کد اچتیامال میشود با خیال راحت فیلم و مدیا وارد پستها کرد، و حتی چینش یا لیآوت دلخواه و عناصر متحرک یا انیمیشین، و خیلی چیزهای دیگر.
دستکاری کردن ویجتها و افزونههای وبلاگ هم با داشتن درک خوبی از اچتیامل و سیاساس خیلی راحت میشود.
۵. زندگیات را کدنویسی کن
دانستن کمی HTML حتی در زندگی روزمره هم به تو کمک میکند.
مثلا خیلیها این را متوجه شدهاند که در حراجی آنلاین eBay حراجهایی که فرمت اچتیامال بصری خوبی برایشان ساخته شده باشد معمولا بهتر و سریعتر از مشابههای سادهتر میفروشند، پس نباید جا ماند. شیک کردن دعوتنامه دیجیتال، طراحی ایمیل زیبا، یا رنگ بخشیدن به اخبار روی وبسایت همه چیزهایی است که فقط به کمی دانش HTML نیاز دارد.
یاد گرفتن اچتیامال بیاندازه ساده است (فقط کافی است مرورگر اینترنت داشته باشید و یک ویرایشگر متنی)، و وقتی که با عناصر پایهٔ HTML در پشت صفحات وب آشنا شدی، هر صفحهای که به آن سر بزنی خودش یک منبع آموزشی زنده محسوب میشود.
یک افکت خیلی جالب دیدهای که میخواهی خودت هم امتحان کنی؟ فقط کافی است گزینهٔ View Source را در منوی مرورگرت پیدا کنی تا با آن ببینی چطور انجام شده. (فقط یادت نرود به منبعات هم اشاره کن؛ آن بیچارهها هم برای کدشان زحمت کشیدهاند!)
و بهترین دلیل:
نه فقط میتوانی اصول وب را از پشت کامپیوترت یاد بگیری، بلکه میتوانی در کنار آموختن HTML در جا کدنویسی را هم تمرین بکنی – بدون نیاز به نصب یا پیکربندی هیچ چیزی.
بخش های اصلی یک مقاله علمی پژوهشی
بسیاری از ما با مقالات علمی پژوهشی آشنا هستیم و بارها در شرایط مختلف با یک نمونه از این مقالات برخورد کرده ایم. مقالات پژوهشی یکی از اشکال ارائه مباحث علمی هستند که امروزه کاربرد بسیار وسیعی پیدا کرده و در اغلب موارد، بهترین و شناخته شده ترین و استانداردترین الگو برای طرح یک ایده علمی به حساب می آیند. مقاله، به عنوان گونه ای نوشتار علمی – فنی، در محافل دانشگاهی و پژوهشی بسیار رایج است و اغلب دانشمندان و پژوهشگران و اصحاب تحقیق و دانشگاه، از این روش برای ارائه یافته های علمی شان استفاده می کنند. دانشجویان هم برای اتمام کار دانشگاهی یا برای ارتقاء به مقاطع بالاتر تحصیلی مجبورند دست کم یک مقاله با قالب و استاندارد پژوهشی آماده کنند و در یک ژورنال معتبر علمی به چاپ برسانند.
اما مقاله پژوهشی از چه اجزای اصلی تشکیل شده است؟ وقتی صحبت از یک مقاله علمی پژوهشی می کنیم، در واقع این مقاله چیست و چه اجزایی دارد و کارکردهای مختلف این اجزا چیست؟ اگر درک درستی از بخش های اصلی هر مقاله پژوهشی پیدا کنیم، قطعا مهارت هایی که برای انجام و نگارش یک مقاله پژوهشی لازم است را بهتر درک کرده و می توانیم آنها را پیاده سازی کنیم. اگر شما هم درگیر نگارش مقاله پژوهشی هستید، این مطلب را از دست ندهید.
البته لازم است تاکید کنم که مقالات پژوهشی در رشته و شاخه های مختلف علمی، ساختار و قالب خاص خودشان را دارند. مثلا یک مقاله پژوهشی در رشته های علوم پایه یا مهندسی قالبی دارد که ممکن است در برخی جزئیات با یک مقاله پژوهشی تاریخ یا جامعه شناسی فرق داشته باشد. اما با این وجود، می شود یک سری آیتم های مشترک و یک الگوی واحد را در همه این نوع مقالات جستجو کرد. اجازه دهید بیشتر درباره این الگو صحبت کنیم.
کلیات تحقیق
اولین جز هر مقاله پژوهشی، مبحث کلیات آن است یا همان مباحث مقدماتی پژوهش. در هر مقاله پژوهشی معمولاً شروع مقاله، اگر عنوان یا چکیده را کنار بگذاریم، با مقدمه است. مقدمه همان بخشی است که ما، به عنوان محقق، مساله و موضوع تحقیق مان را مطرح می کنیم و با اشاره به اهمیت و ضرورت مباحث و مسائل خاص موضوع مان، با طرح یک پرسش یا فرضیه، زمینه را برای آزمایش و تحلیل و مطالعه موضوع مان در بخش های بعدی فراهم می سازیم. بنابراین می توان گفت مقدمه، ورودی هر مقاله است و به همین دلیل هم باید بسیار موثر و دقیق و علمی نوشته شود تا مخاطب علاقه مند شود با پیگیری مساله مطرح شده در مقاله، نتیجه کار را ببیند.
ادبیات و پیشینه نظری
جزء دوم هر مقاله که تقریباً در اکثر مقالات می بینیم و بهتر است هر محققی هم حتماً به این جزء که یکی از مهم ترین اجزا است توجه ویژه داشته باشد، بحث ادبیات و پیشینه پژوهش است. یعنی این بحث که قبل از ما چه نظراتی در حوزه آن موضوعی که ما روی کار میکنیم مطرح شده است؟ چه دیدگاه هایی، چه ایده هایی، چه رویکردهای نظری در ارتباط با آن موضوع مطرح شده است؟ ما باید بتوانیم ابتدا مبحثی که روی آن کار می کنیم را تعریف کنیم و بگوییم که این مبحث در چه حوزه ای قرار می گیرد و چه مباحثی در آن مطرح شده است، تا بعد از آن بتوانیم حرف خود را بزنیم. به این مبحث، ادبیات نظری و پیشینیه پژوهش می گوییم.
روش شناسی
جزء دیگری از هر مقاله پژوهشی بحث روش شناسی است. یعنی بعد از اینکه موضوع مشخص شد و دیدگاه های مختلف در رابطه با آن موضوع مطرح شد، حال ما باید به مخاطب خود نشان دهیم از چه روش یا الگو یا ابزاری می خواهیم برای تحلیل موضوع مان استفاده کنیم؟ ما برای اینکه یافته جدیدمان را در مقاله مان مطرح کنیم، باید ابتدا معلوم کنیم که از چه روشی می خواهیم برای پژوهش استفاده کنیم. چون برای تحلیل هر مسئله ای روش های گوناگونی وجود دارد. محققان برای مطالعه هر مسأله ای از شیوه ها، ابزارها و راهکارهای مختلفی استفاده می کنند. ما هم ابتدا باید چگونگی مطالعه موضوع مورد تحقیق خود را به مخاطبین اعلام کنیم. این چیزی است که در روش شناسی تحقیق به آن پرداخته می شود.
تحلیل داده ها و یافته ها
اما بخش مهم بعدی در هر مطالعه پژوهشی، بحث تحلیل داده ها و یافته هاست. ما که قبل از این، روش کارمان را مشخص کردیم، حالا وقت آن است که به سراغ مورد مشخصی که موضوع تحقیقمان هست برویم، روشمان را پیاده سازی کنیم و داده ها و اطلاعات حاصل از آزمون و ابزارمان را گردآوری کنیم تا در نهایت یک گزارش تحلیلی دقیق را ارائه دهیم. پس این بخش، بخشی است که دیگر آن حوزه ویژه و منحصر کار خود را پیش می بریم. ما یافته هایی که مرتبط با موضوع مورد بحثمان و پرسش مطرح شده است را جمع آوری و ارائه می کنیم.
بحث و نتیجه گیری
در نهایت هر مقاله پژوهشی یک بخش پایانی دارد که معمولا با عنوان «بحث و نتیجه گیری» شناخته می شود. این بخش به دنبال این هدف است که محقق نتیجه نهایی فرضیه یا پرسشی که در ابتدای مقاله اش مطرح
بسیاری از ما با مقالات علمی پژوهشی آشنا هستیم و بارها در شرایط مختلف با یک نمونه از این مقالات برخورد کرده ایم. مقالات پژوهشی یکی از اشکال ارائه مباحث علمی هستند که امروزه کاربرد بسیار وسیعی پیدا کرده و در اغلب موارد، بهترین و شناخته شده ترین و استانداردترین الگو برای طرح یک ایده علمی به حساب می آیند. مقاله، به عنوان گونه ای نوشتار علمی – فنی، در محافل دانشگاهی و پژوهشی بسیار رایج است و اغلب دانشمندان و پژوهشگران و اصحاب تحقیق و دانشگاه، از این روش برای ارائه یافته های علمی شان استفاده می کنند. دانشجویان هم برای اتمام کار دانشگاهی یا برای ارتقاء به مقاطع بالاتر تحصیلی مجبورند دست کم یک مقاله با قالب و استاندارد پژوهشی آماده کنند و در یک ژورنال معتبر علمی به چاپ برسانند.
اما مقاله پژوهشی از چه اجزای اصلی تشکیل شده است؟ وقتی صحبت از یک مقاله علمی پژوهشی می کنیم، در واقع این مقاله چیست و چه اجزایی دارد و کارکردهای مختلف این اجزا چیست؟ اگر درک درستی از بخش های اصلی هر مقاله پژوهشی پیدا کنیم، قطعا مهارت هایی که برای انجام و نگارش یک مقاله پژوهشی لازم است را بهتر درک کرده و می توانیم آنها را پیاده سازی کنیم. اگر شما هم درگیر نگارش مقاله پژوهشی هستید، این مطلب را از دست ندهید.
البته لازم است تاکید کنم که مقالات پژوهشی در رشته و شاخه های مختلف علمی، ساختار و قالب خاص خودشان را دارند. مثلا یک مقاله پژوهشی در رشته های علوم پایه یا مهندسی قالبی دارد که ممکن است در برخی جزئیات با یک مقاله پژوهشی تاریخ یا جامعه شناسی فرق داشته باشد. اما با این وجود، می شود یک سری آیتم های مشترک و یک الگوی واحد را در همه این نوع مقالات جستجو کرد. اجازه دهید بیشتر درباره این الگو صحبت کنیم.
کلیات تحقیق
اولین جز هر مقاله پژوهشی، مبحث کلیات آن است یا همان مباحث مقدماتی پژوهش. در هر مقاله پژوهشی معمولاً شروع مقاله، اگر عنوان یا چکیده را کنار بگذاریم، با مقدمه است. مقدمه همان بخشی است که ما، به عنوان محقق، مساله و موضوع تحقیق مان را مطرح می کنیم و با اشاره به اهمیت و ضرورت مباحث و مسائل خاص موضوع مان، با طرح یک پرسش یا فرضیه، زمینه را برای آزمایش و تحلیل و مطالعه موضوع مان در بخش های بعدی فراهم می سازیم. بنابراین می توان گفت مقدمه، ورودی هر مقاله است و به همین دلیل هم باید بسیار موثر و دقیق و علمی نوشته شود تا مخاطب علاقه مند شود با پیگیری مساله مطرح شده در مقاله، نتیجه کار را ببیند.
ادبیات و پیشینه نظری
جزء دوم هر مقاله که تقریباً در اکثر مقالات می بینیم و بهتر است هر محققی هم حتماً به این جزء که یکی از مهم ترین اجزا است توجه ویژه داشته باشد، بحث ادبیات و پیشینه پژوهش است. یعنی این بحث که قبل از ما چه نظراتی در حوزه آن موضوعی که ما روی کار میکنیم مطرح شده است؟ چه دیدگاه هایی، چه ایده هایی، چه رویکردهای نظری در ارتباط با آن موضوع مطرح شده است؟ ما باید بتوانیم ابتدا مبحثی که روی آن کار می کنیم را تعریف کنیم و بگوییم که این مبحث در چه حوزه ای قرار می گیرد و چه مباحثی در آن مطرح شده است، تا بعد از آن بتوانیم حرف خود را بزنیم. به این مبحث، ادبیات نظری و پیشینیه پژوهش می گوییم.
روش شناسی
جزء دیگری از هر مقاله پژوهشی بحث روش شناسی است. یعنی بعد از اینکه موضوع مشخص شد و دیدگاه های مختلف در رابطه با آن موضوع مطرح شد، حال ما باید به مخاطب خود نشان دهیم از چه روش یا الگو یا ابزاری می خواهیم برای تحلیل موضوع مان استفاده کنیم؟ ما برای اینکه یافته جدیدمان را در مقاله مان مطرح کنیم، باید ابتدا معلوم کنیم که از چه روشی می خواهیم برای پژوهش استفاده کنیم. چون برای تحلیل هر مسئله ای روش های گوناگونی وجود دارد. محققان برای مطالعه هر مسأله ای از شیوه ها، ابزارها و راهکارهای مختلفی استفاده می کنند. ما هم ابتدا باید چگونگی مطالعه موضوع مورد تحقیق خود را به مخاطبین اعلام کنیم. این چیزی است که در روش شناسی تحقیق به آن پرداخته می شود.
تحلیل داده ها و یافته ها
اما بخش مهم بعدی در هر مطالعه پژوهشی، بحث تحلیل داده ها و یافته هاست. ما که قبل از این، روش کارمان را مشخص کردیم، حالا وقت آن است که به سراغ مورد مشخصی که موضوع تحقیقمان هست برویم، روشمان را پیاده سازی کنیم و داده ها و اطلاعات حاصل از آزمون و ابزارمان را گردآوری کنیم تا در نهایت یک گزارش تحلیلی دقیق را ارائه دهیم. پس این بخش، بخشی است که دیگر آن حوزه ویژه و منحصر کار خود را پیش می بریم. ما یافته هایی که مرتبط با موضوع مورد بحثمان و پرسش مطرح شده است را جمع آوری و ارائه می کنیم.
بحث و نتیجه گیری
در نهایت هر مقاله پژوهشی یک بخش پایانی دارد که معمولا با عنوان «بحث و نتیجه گیری» شناخته می شود. این بخش به دنبال این هدف است که محقق نتیجه نهایی فرضیه یا پرسشی که در ابتدای مقاله اش مطرح
کرده بود را اعلام کند. یعنی اینکه وقتی یافته ها مشخص شد حال بر اساس کل پکیج مقاله، یعنی مباحث مقدماتی، پرسش، هدف، ایده اصلی، فرضیه مطرح شده و بعد دیدگاه های مختلفی که در ادبیات نظری ارائه شده است، تعاریفی که از موضوع ارائه دادیم و متغیرها را مشخص کردیم و بعد روشی که انتخاب کردیم برای اینکه مورد خود را از طریق آن تحلیل کنیم، حال در مجموع چه نتیجه نهایی را حاصل کردیم. چه یافته جدیدی را به دست آورده ایم. در این بخش درباره این موضوع صحبت می کنیم.
پس یک مقاله پژوهشی معمولاً از این ۵ جزء تشکیل می شود که لازم است در هنگام انجام کار پژوهشی مان و تنظیم گزارش تحقیق (یا همان مقاله علمی پژوهشی) حتما مد نظر قرار دهیم.
پس یک مقاله پژوهشی معمولاً از این ۵ جزء تشکیل می شود که لازم است در هنگام انجام کار پژوهشی مان و تنظیم گزارش تحقیق (یا همان مقاله علمی پژوهشی) حتما مد نظر قرار دهیم.
بهترین روش پایان نامه نویسی برای آنها که پایان نامه را دوست ندارند – قسمت دوم
در قسمت قبلی به بعضی از مهم ترین کارهایی که لازم است دانشجویی که پایان نامه نوسی را دوست ندارند و در عین حال مجبورند در حداقل زمان ممکن کارشان را آماده کنند، اشاره کردیم. حالا قسمت دوم این مطلب را می خوانید.
۳- در مورد استاد راهنما و روش انتخاب آن باید بگویم که بهتر است استاد راهنمایی را انتخاب کنید که حتی الامکان خیلی حساس و سرسخت نباشد. اما در عین حال یادمان باشد که استاد راهنما همان طور که از اسمش پیداست، کار هدایت و راهنمایی دانشجو را بر عهده دارد، بنابراین خیلی مهم است که شما از چنین فرصتی استفاده کنید. استاد راهنما قانونا موظف است به سوالات دانشجو جواب داده و اشکالات دانشجو را برطرف کند. پس این برای دانشجویی که چندان با کار آشنا نیست فرصت خوبی است که از اطلاعات و نکته هایی که استاد راهنما (یا مشاور یا هر استاد مطلع و متخصص دیگر) می گوید نهایت استفاده را بکند.
۴- حتما می دانید که هر تحقیقی (چه پایان نامه، چه مقالات علمی پژوهشی، چه طرح های پژوهشی و غیره) با یک پرسش اصلی شروع می شود. در ابتدا محقق یک پرسش مطرح می کند، بعد به دنبال راه حل های آن می رود تا در جریان کار، با ارائه یک فرضیه، مطالعه نظرات و دیدگاه های محققان قبلی درباره همان موضوع، بهره گرفتن از یک روش مناسب، انجام یک آزمایش یا تحلیل دقیق، و ارائه یک جمع بندی و نتیجه گیری، پاسخ درخور و مناسبی را به آن پرسش دهد. پایان نامه یا مقاله یا هر صورت دیگری از قالب های پژوهشی، در واقع گزارش هایی هستند که محقق از جریان تحقیقش به مخاطبین و علاقه مندان ارائه می کند. این را گفتم تا شما از همین ابتدای کار بدانید قرار است چه کار کنید. داشتن یک چشم انداز کلی از کل جریان تحقیق بسیار مهم است. شما از همان ابتدا (البته بعد از کمی مطالعه و آشنا شدن با موضوع و غیره) باید بدانید که پرسش تان چیست و به دنبال چه هستید و دیگران پیش از شما، درباره همان موضوع چه حرف هایی زده اند. دانستن این مسائل، باعث می شود حتی الامکان از دوباره کاری و اشتباه و بازگشت های دوباره و موازی کاری و غیره جلوگیری شود و به این ترتیب وقت با ارزش شما در جریان پژوهش تان تلف نشود.
۵- یکی از مهم ترین ابزارهای شما در جریان تحقیق تان، سایت های تحقیقاتی و منابع آنلاین و مجازی است. من گفتم که لازم نیست شما هر روز به کتابخانه ها سر بزنید و مقالات و کتاب های مختلف را به زبان فارسی و انگلیسی بخوانید و روش ها و مفاهیم پیچیده را آموزش ببینید، اما همه اینها در صورتی ممکن است که دست کم با کار کردن با اینترنت و انجام جستجوهای علمی در فضای وب آشنا باشید. بنابراین لازم است منابع و مراجع آنلاین و اینترنتی را بشناسید و بتوانید به انواع دیتابیس ها و سایت های مرجع مقالات و کتب علمی دسترسی داشته باشید؛ چرا که از این مراجع استفاده زیادی می توان کرد و دسترسی به آنها می تواند بخش مهمی از نیازهای شما را برطرف کند.
۶- اگر این فرصت را داشته باشید که یک الی دو هفته از زمان آغاز پروژه تان را به یک دوره آموزشی مختصر و فشرده اختصاص دهید خیلی به خودتان کمک کرده اید. اگر توانستید در یک دوره آموزشی کوتاه مدت و فشرده آموزشی (که معمولا در قالب کارگاه های آموزشی روش تحقیق یا پروپوزال و پایان نامه نویسی در خود دانشگاه ها یا بعضی از مراکز و موسسات علمی پژوهشی برگزار می شود) شرکت کنید، یا اگر نشد، دست کم کتابی با موضوع پایان نامه نویسی بخوانید تا حداقل بتوانید مهم ترین بخش ها و روند کار آماده سازی پروپوزال و پایان نامه را بفهمید.
۷- معمولا دانشجویانی که علاقه ای به نوشتن پایان نامه ندارند، نوشتن آن را آنقدر کش می دهند که دست آخر دیگر وقت چندانی باقی نمی ماند. یعنی در شرایطی قرار می گیرند که ما معمولا به آن می گوییم: دقیقه نود! خب! دانشجویی که در دقیقه نود فرایند سخت و نفس گیر پایان نامه نویسی قرار گرفته و در عین حال اطلاع چندانی هم از این کار ندارد و اصلا علاقه ای هم به آن ندارد، چه کار باید بکند؟ اگر شما هم با معضل زمان دست به گریبان هستید، بهتر است در فرصت کم باقی مانده، فقط مهم ترین کارها را انجام دهید. یعنی اول از همه موضوع پایان نامه تان را مشخص کنید.
اگر از این مرحله قبلا رد شده اید، پس به سرعت بروید سراغ نگارش پروپوزال. اگر این مرحله هم تمام شده و شما پروپوزال تان را ثبت کرده اید، پس عملا انجام خود پایان نامه باقی مانده است. بهتر است قبل از انجام هر کاری، یک وقت ملاقات از استاد راهنمای تان بگیرید. سعی کنید حتی الامکان دست خالی پیش او نروید، کتابی نوشته ای یادداشتی سوالی چیزی در ارتباط با پایان نامه تان همراهتان باشد تا نشان دهید خیلی از جریان کار دور نمانده اید. یک برنامه زمانی با استادتان بریزید و سعی کنید هر شرایطی پیش آمد به این برنامه زمانی وفادار بمانید.
در قسمت قبلی به بعضی از مهم ترین کارهایی که لازم است دانشجویی که پایان نامه نوسی را دوست ندارند و در عین حال مجبورند در حداقل زمان ممکن کارشان را آماده کنند، اشاره کردیم. حالا قسمت دوم این مطلب را می خوانید.
۳- در مورد استاد راهنما و روش انتخاب آن باید بگویم که بهتر است استاد راهنمایی را انتخاب کنید که حتی الامکان خیلی حساس و سرسخت نباشد. اما در عین حال یادمان باشد که استاد راهنما همان طور که از اسمش پیداست، کار هدایت و راهنمایی دانشجو را بر عهده دارد، بنابراین خیلی مهم است که شما از چنین فرصتی استفاده کنید. استاد راهنما قانونا موظف است به سوالات دانشجو جواب داده و اشکالات دانشجو را برطرف کند. پس این برای دانشجویی که چندان با کار آشنا نیست فرصت خوبی است که از اطلاعات و نکته هایی که استاد راهنما (یا مشاور یا هر استاد مطلع و متخصص دیگر) می گوید نهایت استفاده را بکند.
۴- حتما می دانید که هر تحقیقی (چه پایان نامه، چه مقالات علمی پژوهشی، چه طرح های پژوهشی و غیره) با یک پرسش اصلی شروع می شود. در ابتدا محقق یک پرسش مطرح می کند، بعد به دنبال راه حل های آن می رود تا در جریان کار، با ارائه یک فرضیه، مطالعه نظرات و دیدگاه های محققان قبلی درباره همان موضوع، بهره گرفتن از یک روش مناسب، انجام یک آزمایش یا تحلیل دقیق، و ارائه یک جمع بندی و نتیجه گیری، پاسخ درخور و مناسبی را به آن پرسش دهد. پایان نامه یا مقاله یا هر صورت دیگری از قالب های پژوهشی، در واقع گزارش هایی هستند که محقق از جریان تحقیقش به مخاطبین و علاقه مندان ارائه می کند. این را گفتم تا شما از همین ابتدای کار بدانید قرار است چه کار کنید. داشتن یک چشم انداز کلی از کل جریان تحقیق بسیار مهم است. شما از همان ابتدا (البته بعد از کمی مطالعه و آشنا شدن با موضوع و غیره) باید بدانید که پرسش تان چیست و به دنبال چه هستید و دیگران پیش از شما، درباره همان موضوع چه حرف هایی زده اند. دانستن این مسائل، باعث می شود حتی الامکان از دوباره کاری و اشتباه و بازگشت های دوباره و موازی کاری و غیره جلوگیری شود و به این ترتیب وقت با ارزش شما در جریان پژوهش تان تلف نشود.
۵- یکی از مهم ترین ابزارهای شما در جریان تحقیق تان، سایت های تحقیقاتی و منابع آنلاین و مجازی است. من گفتم که لازم نیست شما هر روز به کتابخانه ها سر بزنید و مقالات و کتاب های مختلف را به زبان فارسی و انگلیسی بخوانید و روش ها و مفاهیم پیچیده را آموزش ببینید، اما همه اینها در صورتی ممکن است که دست کم با کار کردن با اینترنت و انجام جستجوهای علمی در فضای وب آشنا باشید. بنابراین لازم است منابع و مراجع آنلاین و اینترنتی را بشناسید و بتوانید به انواع دیتابیس ها و سایت های مرجع مقالات و کتب علمی دسترسی داشته باشید؛ چرا که از این مراجع استفاده زیادی می توان کرد و دسترسی به آنها می تواند بخش مهمی از نیازهای شما را برطرف کند.
۶- اگر این فرصت را داشته باشید که یک الی دو هفته از زمان آغاز پروژه تان را به یک دوره آموزشی مختصر و فشرده اختصاص دهید خیلی به خودتان کمک کرده اید. اگر توانستید در یک دوره آموزشی کوتاه مدت و فشرده آموزشی (که معمولا در قالب کارگاه های آموزشی روش تحقیق یا پروپوزال و پایان نامه نویسی در خود دانشگاه ها یا بعضی از مراکز و موسسات علمی پژوهشی برگزار می شود) شرکت کنید، یا اگر نشد، دست کم کتابی با موضوع پایان نامه نویسی بخوانید تا حداقل بتوانید مهم ترین بخش ها و روند کار آماده سازی پروپوزال و پایان نامه را بفهمید.
۷- معمولا دانشجویانی که علاقه ای به نوشتن پایان نامه ندارند، نوشتن آن را آنقدر کش می دهند که دست آخر دیگر وقت چندانی باقی نمی ماند. یعنی در شرایطی قرار می گیرند که ما معمولا به آن می گوییم: دقیقه نود! خب! دانشجویی که در دقیقه نود فرایند سخت و نفس گیر پایان نامه نویسی قرار گرفته و در عین حال اطلاع چندانی هم از این کار ندارد و اصلا علاقه ای هم به آن ندارد، چه کار باید بکند؟ اگر شما هم با معضل زمان دست به گریبان هستید، بهتر است در فرصت کم باقی مانده، فقط مهم ترین کارها را انجام دهید. یعنی اول از همه موضوع پایان نامه تان را مشخص کنید.
اگر از این مرحله قبلا رد شده اید، پس به سرعت بروید سراغ نگارش پروپوزال. اگر این مرحله هم تمام شده و شما پروپوزال تان را ثبت کرده اید، پس عملا انجام خود پایان نامه باقی مانده است. بهتر است قبل از انجام هر کاری، یک وقت ملاقات از استاد راهنمای تان بگیرید. سعی کنید حتی الامکان دست خالی پیش او نروید، کتابی نوشته ای یادداشتی سوالی چیزی در ارتباط با پایان نامه تان همراهتان باشد تا نشان دهید خیلی از جریان کار دور نمانده اید. یک برنامه زمانی با استادتان بریزید و سعی کنید هر شرایطی پیش آمد به این برنامه زمانی وفادار بمانید.
مثلا اگر قرار شد تا دو هفته دیگر فصل اول را تحویل بدهید، حتی اگر فقط پنج صفحه آماده کردید، همان را پیش استادتان ببرید و به این ترتیب گام به گام پیش بروید. همچنین با توجه به زمان محدودتان دیگر خودتان را درگیر خواندن و مطالعه منابع و جمع آوری و طبقه بندی فیش های تحقیق نکنید. سعی کنید با جستجو در اینترنت، مقالات متناسب با موضوع تحقیق تان را پیدا کنید و از همان ها بیشتر بهره بگیرید. البته تاکید می کنم که مسائل مربوط به حقوق مولف و کپی رایت و غیره را رعایت کنید و از روش معروف «کپی پیست» استفاده نکنید. چون معمولا استادان شما با منابع شما به خوبی آشنا هستند و این موضوع را می فهمند.
۸- در مورد کارهای اداری مربوط به پایان نامه دقت کنید. این کارها را که اغلب مربوط به گروه علمی و واحد آموزش دانشگاه تان است جدی بگیرید و سر وقت انجام دهید. اگر قرار است امضایی بگیرید، یا مدرک خاصی را تحویل دهید، یا زمانی را برای جلسه دفاعیه انتخاب کنید یا غیره، حتما در اولین زمان ممکن انجام دهید، چون گاهی پیش می آید که همین سیستم اداری کند و فشل، تبدیل به یک مانع بزرگ برای اتمام کار شما می شود. هیچ وقت با تاخیرها و ندانم کاری ها و بی توجهی های تان، توپ را به زمین کارمندها و مسئولان دانشگاه نیندازید، و همیشه سعی کنید همه چیزهایی که مورد نیاز است در اولین فرصت انجام دهید، چون مطمئن باشید دست آخر شما متضرر خواهید شد. این حرف را جدی بگیرید.
۸- در مورد کارهای اداری مربوط به پایان نامه دقت کنید. این کارها را که اغلب مربوط به گروه علمی و واحد آموزش دانشگاه تان است جدی بگیرید و سر وقت انجام دهید. اگر قرار است امضایی بگیرید، یا مدرک خاصی را تحویل دهید، یا زمانی را برای جلسه دفاعیه انتخاب کنید یا غیره، حتما در اولین زمان ممکن انجام دهید، چون گاهی پیش می آید که همین سیستم اداری کند و فشل، تبدیل به یک مانع بزرگ برای اتمام کار شما می شود. هیچ وقت با تاخیرها و ندانم کاری ها و بی توجهی های تان، توپ را به زمین کارمندها و مسئولان دانشگاه نیندازید، و همیشه سعی کنید همه چیزهایی که مورد نیاز است در اولین فرصت انجام دهید، چون مطمئن باشید دست آخر شما متضرر خواهید شد. این حرف را جدی بگیرید.
همان طور که میدونید تنها کانالی هستیم که هیچ گونه تبلیغاتی نداریم و تنها با کمک شما عزیزان هست که میتونیم مطالبمون رو به دست دوستان بیشتری برسونیم ، پس از تک تک شما خواهشمندیم که این کانال رو به دوستانتون معرفی کنیم . لینک عضویت در کانال ما @isiwebofknowledge روی این عبارت کلیک کنید و سپس گزینه ی join را انتخاب کنید،