چطور به زندگی مسلط بشیم
راز عشق، زندگی، و خوشبختی در سه کلمهی ساده: سیمز. بازی. کنید.
Sims بازیایه که توی اون یه آدم انتخاب میکنیم و تمام زندگیش رو با موس هدایت میکنیم. میخوای با دختری که اونجا ایستاده حرف بزنه؟ کافیه روی دختره کلیک کنی و یه چیزی انتخاب کنی:
انتخاب حرکت
سیم ما وقتی به حال خودش گذاشته بشه هر کاری که خودش دلش بخواد میکنه، که معمولا هم کار خیلی بیخود و ابلهانهایه. (در زندگی واقعی هم کموبیش همینه، مگه نه؟) این ماییم که با دادن دستورهای معقول، سیمهای خودمون رو از حالت خودکار در میاریم، مثلا دستور میدیم «کتاب بخون» یا «با دختره حرف بزن».
موفقیت توی سیمز خیلی راحته. مثل زندگی واقعی. به جز اینکه توی سیمز مانعی بین تصمیمی که میگیریم و کاری که میکنیم نیست.
فرض کن میخوایم هیکلمون رو درست کنیم.
توی سیمز، بلافاصله هر وسیلهی ورزشی که پولت بهش میرسه رو میخری. اگر پولت به هیچی نمیرسه، میری توی پارک میدوی. هر روز به سیمت میگی که یه زمانی رو برای ورزش بگذاره، و با اینکه پیشرفتش کنده، میبینی که نوار تناسب هیکلش آروم آروم بالا میره. موفقیت تضمینیه.
نمودار تصمیمگیری
ولی توی زندگی واقعی در مورد این کار فکر میکنیم. آدم مطمئن نیست که چی بخره. یعنی پولم میرسه وسیلهی «مناسب» رو بخرم؟ میرم راهنما و نقد وسایل رو میخونم. وقت کافی دارم؟ توی اینترنت از بقیه پرسوجو میکنم. شاید حالا یه چیزی هم خریدم. بلد نیستم چطور ازش استفاده کنم. شاید چند باری هم استفاده کردم. نتیجه واضحی نمیبینم. حرف میزنم، فکر میکنم، مشورت میکنم، و هر کاری میکنم به جز ورزش.
ای کاش کسی بود که بهم بگه چه کار کنم.
اولین درس سیمز اینه که گرفتن یه تصمیم خوب، فکر زیادی لازم ندارهبه جاش، انتخاب کن. عمل کن.
نصف مشکلات بشریت به همین راحتی حل میشه. با خودمون فکر میکنیم: «از این خانوم خوشم میاد، چه کار کنم که اون هم از من خوشش بیاد؟» فقط کلیک کن و یه چیزی انتخاب کن.
«ولی آخه چی بهش بگم؟» هر چیزی که به هدفت نزدیکترت میکنه. یه چیزی انتخاب کن. «ولی شاید خوشش نیاد!» اون الان اصلا تو رو نمیشناسه، اول این مشکل رو درست کن. یه چیزی انتخاب کن. «ولی آخه اسم بچههامون رو چی بگذاریم؟» فقط خفه شو و یه چیزی انتخاب کن.
البته فکر کردن به خودی خود چیز بدی نیست، ولی فکرهای عمیقتر رو برای چیزهای دیگه بذار، مثلا نوشتن اولین رمانت یا اختراع ماشین لباسشویی اتمی. اگر خیلی کلیک نمیکنی، یعنی احتمالا خیلی خوب بازی نمیکنی.
نیازهای سیمز
دومین درس سیمز اینه که حالت رو خوب کن.
وقتی سیمت خسته است، دلش لک زده با کسی حرف بزنه، یا مثانهاش دیگه جا نداره، چندان کارهاش رو خوب انجام نمیده. یه بازیکن خوب همیشه یه چشمش به نوارهای حال سیمش هست و هیچوقت نمیگذاره خیلی افت کنن؛ یه بازیکن خیلی خوب طوری زندگی سیمش رو میچینه که همهی نوارها خودبخود بالا باشن.
توی زندگی واقعی هم همینه. اگر دیدی داری با کسی بیخودی بحث میکنی، احتمالش هست که یه کم خستهای، تحت فشاری، و گرسنهات هم هست. اگر میخوای در زرنگترین و تیزترین و مقاومترین حالتِ خودت باشی، بهتره خوب مراقب حالت باشی. بهترین راه برای این که همیشه محشر باشی اینه که همیشه حالت خوب باشه.
مهارتهای سیمز
سومین درس سیمز اینه که مهارتهای خاصی رو حسابی پرورش بده.
تقریبا هر کاری که با سیم خودت میکنی، اون میتونه توی انجام کاری بهتر بشه. بسته به استعداد ذاتیت، یاد گرفتن بعضی مهارتها سادهتره. اما همیشه اگر وقت کافی برای کاری بگذاری، بالاخره توی اون کار به مهارت کافی میرسی.
ولی آدم تا ابد زنده نیست. پس رشد کردن در کاری، یعنی نه گفتن به یه کار دیگه. باید انتخاب کرد، و تمرکز کرد. مهارت خیلی زیاد در کاری، معمولا نقطه ضعفها رو میپوشونه. وودی آلن اگر از وقتِ نوشتن زده بود تا به باشگاه بره، احتمالا امروز فیلمساز مشهوری نبود.
آخرین درس سیمز اینه که آخر بازی یکیه.
توی سیمز برد و باختی وجود نداره. همه میمیرن. هیچ امتیازی در کار نیست. هر طور که دلت میخواد زندگیت رو میکنی، و تهش خودتی که باید ببینی زندگیت چطور گذشته. این هم آشناست، مگه نه؟
اما این معنیش این نیست که زندگی بیمعنیه؛ بلکه یعنی زندگی اون چیزیه که تو میخوای باشه. اگر میخوای آخرش حسرت به دلت نباشه، حالت رو خوب نگه دار. وقتت رو برای چند مهارت خاص بگذار. و مهمتر از همه: برو جلو و روی یه چیزی کلیک کن.
راز عشق، زندگی، و خوشبختی در سه کلمهی ساده: سیمز. بازی. کنید.
Sims بازیایه که توی اون یه آدم انتخاب میکنیم و تمام زندگیش رو با موس هدایت میکنیم. میخوای با دختری که اونجا ایستاده حرف بزنه؟ کافیه روی دختره کلیک کنی و یه چیزی انتخاب کنی:
انتخاب حرکت
سیم ما وقتی به حال خودش گذاشته بشه هر کاری که خودش دلش بخواد میکنه، که معمولا هم کار خیلی بیخود و ابلهانهایه. (در زندگی واقعی هم کموبیش همینه، مگه نه؟) این ماییم که با دادن دستورهای معقول، سیمهای خودمون رو از حالت خودکار در میاریم، مثلا دستور میدیم «کتاب بخون» یا «با دختره حرف بزن».
موفقیت توی سیمز خیلی راحته. مثل زندگی واقعی. به جز اینکه توی سیمز مانعی بین تصمیمی که میگیریم و کاری که میکنیم نیست.
فرض کن میخوایم هیکلمون رو درست کنیم.
توی سیمز، بلافاصله هر وسیلهی ورزشی که پولت بهش میرسه رو میخری. اگر پولت به هیچی نمیرسه، میری توی پارک میدوی. هر روز به سیمت میگی که یه زمانی رو برای ورزش بگذاره، و با اینکه پیشرفتش کنده، میبینی که نوار تناسب هیکلش آروم آروم بالا میره. موفقیت تضمینیه.
نمودار تصمیمگیری
ولی توی زندگی واقعی در مورد این کار فکر میکنیم. آدم مطمئن نیست که چی بخره. یعنی پولم میرسه وسیلهی «مناسب» رو بخرم؟ میرم راهنما و نقد وسایل رو میخونم. وقت کافی دارم؟ توی اینترنت از بقیه پرسوجو میکنم. شاید حالا یه چیزی هم خریدم. بلد نیستم چطور ازش استفاده کنم. شاید چند باری هم استفاده کردم. نتیجه واضحی نمیبینم. حرف میزنم، فکر میکنم، مشورت میکنم، و هر کاری میکنم به جز ورزش.
ای کاش کسی بود که بهم بگه چه کار کنم.
اولین درس سیمز اینه که گرفتن یه تصمیم خوب، فکر زیادی لازم ندارهبه جاش، انتخاب کن. عمل کن.
نصف مشکلات بشریت به همین راحتی حل میشه. با خودمون فکر میکنیم: «از این خانوم خوشم میاد، چه کار کنم که اون هم از من خوشش بیاد؟» فقط کلیک کن و یه چیزی انتخاب کن.
«ولی آخه چی بهش بگم؟» هر چیزی که به هدفت نزدیکترت میکنه. یه چیزی انتخاب کن. «ولی شاید خوشش نیاد!» اون الان اصلا تو رو نمیشناسه، اول این مشکل رو درست کن. یه چیزی انتخاب کن. «ولی آخه اسم بچههامون رو چی بگذاریم؟» فقط خفه شو و یه چیزی انتخاب کن.
البته فکر کردن به خودی خود چیز بدی نیست، ولی فکرهای عمیقتر رو برای چیزهای دیگه بذار، مثلا نوشتن اولین رمانت یا اختراع ماشین لباسشویی اتمی. اگر خیلی کلیک نمیکنی، یعنی احتمالا خیلی خوب بازی نمیکنی.
نیازهای سیمز
دومین درس سیمز اینه که حالت رو خوب کن.
وقتی سیمت خسته است، دلش لک زده با کسی حرف بزنه، یا مثانهاش دیگه جا نداره، چندان کارهاش رو خوب انجام نمیده. یه بازیکن خوب همیشه یه چشمش به نوارهای حال سیمش هست و هیچوقت نمیگذاره خیلی افت کنن؛ یه بازیکن خیلی خوب طوری زندگی سیمش رو میچینه که همهی نوارها خودبخود بالا باشن.
توی زندگی واقعی هم همینه. اگر دیدی داری با کسی بیخودی بحث میکنی، احتمالش هست که یه کم خستهای، تحت فشاری، و گرسنهات هم هست. اگر میخوای در زرنگترین و تیزترین و مقاومترین حالتِ خودت باشی، بهتره خوب مراقب حالت باشی. بهترین راه برای این که همیشه محشر باشی اینه که همیشه حالت خوب باشه.
مهارتهای سیمز
سومین درس سیمز اینه که مهارتهای خاصی رو حسابی پرورش بده.
تقریبا هر کاری که با سیم خودت میکنی، اون میتونه توی انجام کاری بهتر بشه. بسته به استعداد ذاتیت، یاد گرفتن بعضی مهارتها سادهتره. اما همیشه اگر وقت کافی برای کاری بگذاری، بالاخره توی اون کار به مهارت کافی میرسی.
ولی آدم تا ابد زنده نیست. پس رشد کردن در کاری، یعنی نه گفتن به یه کار دیگه. باید انتخاب کرد، و تمرکز کرد. مهارت خیلی زیاد در کاری، معمولا نقطه ضعفها رو میپوشونه. وودی آلن اگر از وقتِ نوشتن زده بود تا به باشگاه بره، احتمالا امروز فیلمساز مشهوری نبود.
آخرین درس سیمز اینه که آخر بازی یکیه.
توی سیمز برد و باختی وجود نداره. همه میمیرن. هیچ امتیازی در کار نیست. هر طور که دلت میخواد زندگیت رو میکنی، و تهش خودتی که باید ببینی زندگیت چطور گذشته. این هم آشناست، مگه نه؟
اما این معنیش این نیست که زندگی بیمعنیه؛ بلکه یعنی زندگی اون چیزیه که تو میخوای باشه. اگر میخوای آخرش حسرت به دلت نباشه، حالت رو خوب نگه دار. وقتت رو برای چند مهارت خاص بگذار. و مهمتر از همه: برو جلو و روی یه چیزی کلیک کن.
چرا به اونچه که میخوای نمیرسی اینکه چرا چیزهایی که میخواستی رو انجام ندادی، فقط دو دلیل داره:
به خاطر یه چیز بیرونی نتونستی
به خاطر یه چیز درونی نتونستی
مسئله اینه: تقریبا هر کسی که موفق میشه، فرض رو بر شمارهی ۲ گذاشته. از نظر اون آدم، دلیل اصلی موفق نشدن خودش بوده. بی برو برگشت، تقصیر خودش بوده. همیشه.
اگر این کار به نظرتون خودزنی میاد، اون روی سکه رو نگاه کنین: اونهایی که شکست میخورن همیشه تصور میکنن که تقصیر خودشون نبوده. با چنین نگرشی، نفس آدم همیشه از زیر بار تقصیر شونه خالی میکنه. هیچوقت از تجربیاتت چیزی یاد نمیگیری، به جز اینکه اصلا از اولش نباید تلاش میکردی، چون این دنیای زشت همیشه با تو سر لج داشته.
اگر به خیلی از مکالمههای معمولی دقت کنی، میبینی که فقط برای تسکینِ نفسِ خودِ آدمه:
- من شش ساله که اینجا واسه این شغل جون کندم، و هنوز به من ترفیع مقام ندادن!
- راست میگی، منم همینطور! خیلی نامردیه...
ببخشید که ناامیدت میکنم، اما توطئهای در کار نیست. نظام ظالمانهای در کار نیست. برای دنیا هیچ فرقی نمیکنه.
هر وقت تقصیر رو گردن «این و اون» انداختی، فقط داری فرافکنی میکنی، فقط داری خودت رو تبرئه میکنی. چون تنها چیزی که مهمه، چیزیه که اختیارش به دست توئه: حالا میخوای چه کار کنی؟
به خاطر یه چیز بیرونی نتونستی
به خاطر یه چیز درونی نتونستی
مسئله اینه: تقریبا هر کسی که موفق میشه، فرض رو بر شمارهی ۲ گذاشته. از نظر اون آدم، دلیل اصلی موفق نشدن خودش بوده. بی برو برگشت، تقصیر خودش بوده. همیشه.
اگر این کار به نظرتون خودزنی میاد، اون روی سکه رو نگاه کنین: اونهایی که شکست میخورن همیشه تصور میکنن که تقصیر خودشون نبوده. با چنین نگرشی، نفس آدم همیشه از زیر بار تقصیر شونه خالی میکنه. هیچوقت از تجربیاتت چیزی یاد نمیگیری، به جز اینکه اصلا از اولش نباید تلاش میکردی، چون این دنیای زشت همیشه با تو سر لج داشته.
اگر به خیلی از مکالمههای معمولی دقت کنی، میبینی که فقط برای تسکینِ نفسِ خودِ آدمه:
- من شش ساله که اینجا واسه این شغل جون کندم، و هنوز به من ترفیع مقام ندادن!
- راست میگی، منم همینطور! خیلی نامردیه...
ببخشید که ناامیدت میکنم، اما توطئهای در کار نیست. نظام ظالمانهای در کار نیست. برای دنیا هیچ فرقی نمیکنه.
هر وقت تقصیر رو گردن «این و اون» انداختی، فقط داری فرافکنی میکنی، فقط داری خودت رو تبرئه میکنی. چون تنها چیزی که مهمه، چیزیه که اختیارش به دست توئه: حالا میخوای چه کار کنی؟
Selecting vocabulary: Academic word list
Academic Word List Coxhead (2000). The most frequent word in each family is in italics. There are 570 headwords and about 3000 words altogether. For more information see The Academic Word List. For more practice see: Schmitt & Schmitt (2005), or the Compleat Lexical Tutor.
If you have an iPhone or an Android phone and want to practise these words, you could try: Flashcards Deluxe. Install the application, then search in the shared library for "Academic Word List". Or on an iPhone you might like to try Testmaker. Install the application, then follow the instructions to use this file.
*Definitions linked to: Cambridge Advanced Learner's Dictionary (Used with permission)
http://www.uefap.com/vocab/select/awl.htm#top
Academic Word List Coxhead (2000). The most frequent word in each family is in italics. There are 570 headwords and about 3000 words altogether. For more information see The Academic Word List. For more practice see: Schmitt & Schmitt (2005), or the Compleat Lexical Tutor.
If you have an iPhone or an Android phone and want to practise these words, you could try: Flashcards Deluxe. Install the application, then search in the shared library for "Academic Word List". Or on an iPhone you might like to try Testmaker. Install the application, then follow the instructions to use this file.
*Definitions linked to: Cambridge Advanced Learner's Dictionary (Used with permission)
http://www.uefap.com/vocab/select/awl.htm#top
یک نمونه حرفه ای از Cover letter که با مثال توضیحات خوبی دارد . این مدرک از اهمیت زیادی برخوردار است برای دریافت پذیرش و پاسخ به نامه های مهم کاربرد دارد.
http://www.mediafire.com/download/fum9i7aoth696vv/CoverLetter.pdf
http://www.mediafire.com/download/fum9i7aoth696vv/CoverLetter.pdf
MediaFire
CoverLetter
MediaFire is a simple to use free service that lets you put all your photos, documents, music, and video in a single place so you can access them anywhere and share them everywhere.
نوشتن اولین مقاله
معمولا دانشجویان کارشناسی و همچنین عدهای از دانشجویان کارشناسی ارشد برای نوشتن اولین مقاله مشکل دارند.در واقع هدف و برنامهٔ کلی برای نوشتن مقاله ندارند،که کمی طبیعی به نظر میرسد زیرا برخلاف مسائل دیگر مربوط به اپلای اطلاعات کمی در این زمینه وجود دارد.متاسفانه بعضا مشاهده شده همهٔ اساتید اطلاعات لازم در این زمینه را ندارند.
نکات بسیاری در نوشتن مقاله وجود دارد که مسلما از فرمول خاصی پیروی نمی کند اما به هر حال نکات زیر برای شروع دانشجویانی که دید کلی ندارند مفید خواهد بود:
۱)برای شروع باید یک هدف تعریف کرد و سپس برای انجام آن برنامه ریزی کرد و وقت گذشت.با انتخاب موضوع مجبور هستیم در مورد آن اطلاعات کسب کنیم،به عنوان مثال خواندن کتاب ها و مقالات مرتبط برای داشتن دید اولیه.این نکته باعث میشود بدانیم چه هدفی میخواهیم تا نسبت به آن انرژی و زمان مصرف کنیم.
۲)باید به این نکته توجه داشت که ممکن است شخصی در حیطه کامپیوتر علاقه و تجربهٔ کافی در زمینهٔ شبکه های کامپیوتر یا رمز نگاری داشته باشد.هرچند مقالات بسیاری با این موضوع اکسپت می شوند اما کار کردن در این زمینهٔ ممکن است به آسانی منجر به کشف موضوع جدید نشود و یا حتی جذابیتی برای داوران مقالات نداشته باشد.به عنوان مثال با یک نگاه سطحی مشاهده می شود امروزه بسیاری از مقالات در رشته کامپیوتر به نوعی به مباحث شبکه عصبی،فازی،الگوریتم ژنتیک،پردازش تصویر یا شبیه آن مرتبط خواهد بود.پس اهمیت انتخاب موضوع آشکار می شود.
۳)خواندن مطالب قبلی مربوط به موضوع نقش بسیار مهمی دارد.به عنوان مثال شما حتی اگر خودتان برق رو اختراع کرده باشید و از وجود شخصی به نام ادیسون بی خبر باشید باز هم کار شما بیهوده خواهد بود.داوران و بعضی از دانشگاهها نرمافزاری دارند که مشخص می شود تا چه حد جملات مقاله شما شبیه مقالات قبلیست.در صورت تشابه این جملات بدون ذکر منبع نوعی از دزدی علمی به حساب می اید.این نکته لزوم مطالعه و تحقیق در مورد افراد قبلی که در آن زمینه تحقیق کرده اند را نشان می دهد.
۴) نوشتن مقاله الزاماً به معنی کشف لایه سوم ظرفیتی اتم های یه ماده نیست! به عنوان یک مثال ساده میتوان گفت که فرض کنیم یک جسم از نقطه A به نقطه B طبق یک فرایند معلوم حرکت میکند،من مدعی هستم جسم می تواند از مسیر دیگری از نقطه A به B برود به این دلیل ... و به این دلیل از نظر من بهتر و راحت تر خواهد بود،،، حال اگر دلایل ما درست و علمی اثبات شود نتیجه آن می تواند منجر به یک مقاله شود و داوران را متقاعد کند.
پس یک مقاله می تواند مثلا خروجی یک برنامه نوشته شده طبق ورودی خودمان یا حتی توضیح یک یا چند METHOD و یا نه الزاماً حتی پیاده سازی آنها باشد.
۵)تعداد زیادی از جملات یه مقاله رفرنس از مقاله دیگر یا این جملهای از کتاب خواهد بود.ضمنا شما حق ندارید بعضی از حقایق علمی را بدون ذکر منبع استفاده و یا حتی اشاره کنید.
۶)همانطور که در ابتدا اشاره شد، هدف برای شروع مقاله بسیار مهم هست.مثلا ممکن است در بعضی از رشته ها مانند معماری داشتن یک مقاله ISI برای پذیرش مستر اصلا نیاز نباشد.یا در بعضی از رشتههای آزمایشگاهی و تحقیقاتی نوشتن مقاله راحت تر باشد.مثلا در در اثر ترکیب مواد و انجام آزمایشات تعداد زیادی جدول و نمودار به دست خواهد امد که DATA خوبی برای نوشتن مقاله خواهد بود.رشتهٔ خود را با سایر رشته ها مقایسه نکنید.
۷)مقالات داخلی هرچند ممکن است به سبب یک سری مسایل غیر علمی سخت یا دیر قبول شوند یا حتی به راحتی رد شوند اما شروع خوبی برای مقاله ژورنالی هستند.شخصی که ۱۰ مقاله داخلی دارد که شاید اعتبار آنها برای دانشگاههای خارج از کشور معلوم نیست و قابل پیگیری نمی باشد نشان می دهد روحیهٔ تحقیق و RESEARCH بسیاری نسبت به کسی که هیچ مقالهای ارائه نکرده است دارد.اما دانشجوای که یک مقاله ISI ژورنالی معتبر و با ضریب IF بالا ارائه کرده است،کفه ترازو برای او نسبت به ۱۰ مقاله داخلی سنگینی میکند.پس اهمیت شناخت نوع مقاله ای که ارائه میدهیم هم نکته قابل توجه میباشد.
۸)دوستان کارشناسی ارشد با تجربه و استادان هیأت علمی هم رشته هم از منابع مهم در کارهای تحقیقاتی گروهی هستند،چرا که آنان تجربه قبلی این کار را دارند و شما می توانید در اولین مقاله خود, برای انجام کارها از راهنمایی آنها استفاده کنید و مقاله اولتان را به صورت ۲ یا ۳نفری ارائه دهید.
معمولا دانشجویان کارشناسی و همچنین عدهای از دانشجویان کارشناسی ارشد برای نوشتن اولین مقاله مشکل دارند.در واقع هدف و برنامهٔ کلی برای نوشتن مقاله ندارند،که کمی طبیعی به نظر میرسد زیرا برخلاف مسائل دیگر مربوط به اپلای اطلاعات کمی در این زمینه وجود دارد.متاسفانه بعضا مشاهده شده همهٔ اساتید اطلاعات لازم در این زمینه را ندارند.
نکات بسیاری در نوشتن مقاله وجود دارد که مسلما از فرمول خاصی پیروی نمی کند اما به هر حال نکات زیر برای شروع دانشجویانی که دید کلی ندارند مفید خواهد بود:
۱)برای شروع باید یک هدف تعریف کرد و سپس برای انجام آن برنامه ریزی کرد و وقت گذشت.با انتخاب موضوع مجبور هستیم در مورد آن اطلاعات کسب کنیم،به عنوان مثال خواندن کتاب ها و مقالات مرتبط برای داشتن دید اولیه.این نکته باعث میشود بدانیم چه هدفی میخواهیم تا نسبت به آن انرژی و زمان مصرف کنیم.
۲)باید به این نکته توجه داشت که ممکن است شخصی در حیطه کامپیوتر علاقه و تجربهٔ کافی در زمینهٔ شبکه های کامپیوتر یا رمز نگاری داشته باشد.هرچند مقالات بسیاری با این موضوع اکسپت می شوند اما کار کردن در این زمینهٔ ممکن است به آسانی منجر به کشف موضوع جدید نشود و یا حتی جذابیتی برای داوران مقالات نداشته باشد.به عنوان مثال با یک نگاه سطحی مشاهده می شود امروزه بسیاری از مقالات در رشته کامپیوتر به نوعی به مباحث شبکه عصبی،فازی،الگوریتم ژنتیک،پردازش تصویر یا شبیه آن مرتبط خواهد بود.پس اهمیت انتخاب موضوع آشکار می شود.
۳)خواندن مطالب قبلی مربوط به موضوع نقش بسیار مهمی دارد.به عنوان مثال شما حتی اگر خودتان برق رو اختراع کرده باشید و از وجود شخصی به نام ادیسون بی خبر باشید باز هم کار شما بیهوده خواهد بود.داوران و بعضی از دانشگاهها نرمافزاری دارند که مشخص می شود تا چه حد جملات مقاله شما شبیه مقالات قبلیست.در صورت تشابه این جملات بدون ذکر منبع نوعی از دزدی علمی به حساب می اید.این نکته لزوم مطالعه و تحقیق در مورد افراد قبلی که در آن زمینه تحقیق کرده اند را نشان می دهد.
۴) نوشتن مقاله الزاماً به معنی کشف لایه سوم ظرفیتی اتم های یه ماده نیست! به عنوان یک مثال ساده میتوان گفت که فرض کنیم یک جسم از نقطه A به نقطه B طبق یک فرایند معلوم حرکت میکند،من مدعی هستم جسم می تواند از مسیر دیگری از نقطه A به B برود به این دلیل ... و به این دلیل از نظر من بهتر و راحت تر خواهد بود،،، حال اگر دلایل ما درست و علمی اثبات شود نتیجه آن می تواند منجر به یک مقاله شود و داوران را متقاعد کند.
پس یک مقاله می تواند مثلا خروجی یک برنامه نوشته شده طبق ورودی خودمان یا حتی توضیح یک یا چند METHOD و یا نه الزاماً حتی پیاده سازی آنها باشد.
۵)تعداد زیادی از جملات یه مقاله رفرنس از مقاله دیگر یا این جملهای از کتاب خواهد بود.ضمنا شما حق ندارید بعضی از حقایق علمی را بدون ذکر منبع استفاده و یا حتی اشاره کنید.
۶)همانطور که در ابتدا اشاره شد، هدف برای شروع مقاله بسیار مهم هست.مثلا ممکن است در بعضی از رشته ها مانند معماری داشتن یک مقاله ISI برای پذیرش مستر اصلا نیاز نباشد.یا در بعضی از رشتههای آزمایشگاهی و تحقیقاتی نوشتن مقاله راحت تر باشد.مثلا در در اثر ترکیب مواد و انجام آزمایشات تعداد زیادی جدول و نمودار به دست خواهد امد که DATA خوبی برای نوشتن مقاله خواهد بود.رشتهٔ خود را با سایر رشته ها مقایسه نکنید.
۷)مقالات داخلی هرچند ممکن است به سبب یک سری مسایل غیر علمی سخت یا دیر قبول شوند یا حتی به راحتی رد شوند اما شروع خوبی برای مقاله ژورنالی هستند.شخصی که ۱۰ مقاله داخلی دارد که شاید اعتبار آنها برای دانشگاههای خارج از کشور معلوم نیست و قابل پیگیری نمی باشد نشان می دهد روحیهٔ تحقیق و RESEARCH بسیاری نسبت به کسی که هیچ مقالهای ارائه نکرده است دارد.اما دانشجوای که یک مقاله ISI ژورنالی معتبر و با ضریب IF بالا ارائه کرده است،کفه ترازو برای او نسبت به ۱۰ مقاله داخلی سنگینی میکند.پس اهمیت شناخت نوع مقاله ای که ارائه میدهیم هم نکته قابل توجه میباشد.
۸)دوستان کارشناسی ارشد با تجربه و استادان هیأت علمی هم رشته هم از منابع مهم در کارهای تحقیقاتی گروهی هستند،چرا که آنان تجربه قبلی این کار را دارند و شما می توانید در اولین مقاله خود, برای انجام کارها از راهنمایی آنها استفاده کنید و مقاله اولتان را به صورت ۲ یا ۳نفری ارائه دهید.
همان طور که میدونید تنها کانالی هستیم که هیچ گونه تبلیغاتی نداریم و تنها با کمک شما عزیزان هست که میتونیم مطالبمون رو به دست دوستان بیشتری برسونیم ، پس از تک تک شما خواهشمندیم که این کانال رو به دوستانتون معرفی کنیم . لینک عضویت در کانال ما @isiwebofknowledge روی این عبارت کلیک کنید و سپس گزینه ی join را انتخاب کنید،
برخی از منابع رایگان دانلود مقاله و پایان نامه
بزرگترین پایگاه مقالات رایگان (open access) دنیا
http://www.doaj.org
دسترسي به متن
کامل پايان نامه های بیش از 500 دانشگاه
از24 کشور اروپايي
http://www.dart-europe.eu/basic-search.php
http://ulir.ul.ie/handle/10344/779
دسترسي رايگان به بانک مقالات
دانشگاه کاليفرنيا
http://escholarship.org/
دسترسي رايگان به بانک مقالات
دانشگاه TENNESSEE
http://www.lib.utk.edu:90/cgi-perl/dbBro...i?help=148
دسترسي به پايان نامه هاي
الکترونيکي دانشگاه ناتينگهام
http://etheses.nottingham.ac.uk
دسترسي رايگان به کتاب ها و ژورنال
هاي سايت In Tech
http:/www.intechopen.com/
دسترسي رايگان به مقالات علمي —
دانشگاه McGill
http://digitool.library.mcgill.ca/R
دسترسي رايگان به مقالات علمي —
مقالات 1753 ژورنال-— دانشگاه
استنفورد
http://highwire.stanford.edu
بزرگترین پایگاه مقالات رایگان (open access) دنیا
http://www.doaj.org
دسترسي به متن
کامل پايان نامه های بیش از 500 دانشگاه
از24 کشور اروپايي
http://www.dart-europe.eu/basic-search.php
http://ulir.ul.ie/handle/10344/779
دسترسي رايگان به بانک مقالات
دانشگاه کاليفرنيا
http://escholarship.org/
دسترسي رايگان به بانک مقالات
دانشگاه TENNESSEE
http://www.lib.utk.edu:90/cgi-perl/dbBro...i?help=148
دسترسي به پايان نامه هاي
الکترونيکي دانشگاه ناتينگهام
http://etheses.nottingham.ac.uk
دسترسي رايگان به کتاب ها و ژورنال
هاي سايت In Tech
http:/www.intechopen.com/
دسترسي رايگان به مقالات علمي —
دانشگاه McGill
http://digitool.library.mcgill.ca/R
دسترسي رايگان به مقالات علمي —
مقالات 1753 ژورنال-— دانشگاه
استنفورد
http://highwire.stanford.edu
نرم افزاری برای حل مسائل ریاضــی ، فیــزیک و شیمـــی :
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
با نصــب نــرم اَفزارِ Math Ref می توانید به 1400 فرمول دروس ریاضی، فیزیک و شیمی دسترسی داشته باشید. کافیست اطلاعات و داده ها را وارد نرم افزار کنید و راه حل مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برنامه اقدام به محاسبه کند.
پـــیشــنـــــهاد میکنــــم ، کسانی که با رشته های ریاضی، شیمی و فیزیک سر و کار دارند، حتما نرم افزار معرفی شده را دانلود کنید.
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1393/2/2/2195889_824.apk
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
با نصــب نــرم اَفزارِ Math Ref می توانید به 1400 فرمول دروس ریاضی، فیزیک و شیمی دسترسی داشته باشید. کافیست اطلاعات و داده ها را وارد نرم افزار کنید و راه حل مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برنامه اقدام به محاسبه کند.
پـــیشــنـــــهاد میکنــــم ، کسانی که با رشته های ریاضی، شیمی و فیزیک سر و کار دارند، حتما نرم افزار معرفی شده را دانلود کنید.
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1393/2/2/2195889_824.apk
Introducing systematic reviews
As most of you writing the thesis in your particular area that studying, you should review the prior studies. Consequently, I think this article helps to show you how should do systematic review and after that you can publish that part of your thesis as a review paper or conceptual paper.
https://www.mediafire.com/?7z357lw93pti719
As most of you writing the thesis in your particular area that studying, you should review the prior studies. Consequently, I think this article helps to show you how should do systematic review and after that you can publish that part of your thesis as a review paper or conceptual paper.
https://www.mediafire.com/?7z357lw93pti719
MediaFire
Introducing systematic reviews.pdf
MediaFire is a simple to use free service that lets you put all your photos, documents, music, and video in a single place so you can access them anywhere and share them everywhere.
نحوه تشخیص سرقت علمی(plagiarism)؛
........................................................
ممکن است سرقت علمی ناآگاهانه صورت گیرد، یعنی عبارت کوتاهی از مقاله ای برداشته شود و چنانچه تعداد این عبارات(زنجیرۀ بیش از 3 واژه مشابه) از مثلا 30 درصد بیشتر شود، مقاله شما در لیست سیاه سرقت ادبی قرار می گیرد.
برای سنجیدن میزان سرقت علمی و ادبی نرم افزارهایی وجود دارد که شما مقاله خود را در این نرم افزار یا سایت وارد می کنید و این نرم افزار به شما میزان کپی بدون منبع دیگران را نشان میدهد.
یکی از مهمترین نرم افزارها در رابطه با سرقت علمی در دنیا نرم افزار «ترنیتن»(Turnitin) است که در سایتwww.turnitin.com قابل دستیابی است، البته یک مقداری از امکانات سایت پولی است. اما معتبرترین سایت برای سنجش متن شما است. این سایت به پایگاههای اطلاعات زیادی متصل است.
بهترین راه برای جلوگیری از سرقت ادبی و علمی منبع جمله یا پاراگراف است و قرار دادن عبارات در گیومه یا کوتیشن است. و یا اینکه ترتیب واژه ها تغییر کند یا کلمات شبیه به هم استفاده شود.
چنانچه مقاله ای را به ژورنالی بفرستید، داوران ایتدا با استفاده از این نوع نرم افزارها میزان اصالت متن شما را می سنجند. مثلا در سایت www.articlechecker.com متن خود را وارد کنید و بعد کلید compare را بزنید تا در دو موتور جستجوی گوگل و یاهو به دنبال عبارات مشابه بگردد.
سایتwww.copyscape.com سایت بسیار خوبی برای سنجیدن میزان سرقت ادبی و علمی است اگرچه سایت رایگان نمی باشد.
........................................................
ممکن است سرقت علمی ناآگاهانه صورت گیرد، یعنی عبارت کوتاهی از مقاله ای برداشته شود و چنانچه تعداد این عبارات(زنجیرۀ بیش از 3 واژه مشابه) از مثلا 30 درصد بیشتر شود، مقاله شما در لیست سیاه سرقت ادبی قرار می گیرد.
برای سنجیدن میزان سرقت علمی و ادبی نرم افزارهایی وجود دارد که شما مقاله خود را در این نرم افزار یا سایت وارد می کنید و این نرم افزار به شما میزان کپی بدون منبع دیگران را نشان میدهد.
یکی از مهمترین نرم افزارها در رابطه با سرقت علمی در دنیا نرم افزار «ترنیتن»(Turnitin) است که در سایتwww.turnitin.com قابل دستیابی است، البته یک مقداری از امکانات سایت پولی است. اما معتبرترین سایت برای سنجش متن شما است. این سایت به پایگاههای اطلاعات زیادی متصل است.
بهترین راه برای جلوگیری از سرقت ادبی و علمی منبع جمله یا پاراگراف است و قرار دادن عبارات در گیومه یا کوتیشن است. و یا اینکه ترتیب واژه ها تغییر کند یا کلمات شبیه به هم استفاده شود.
چنانچه مقاله ای را به ژورنالی بفرستید، داوران ایتدا با استفاده از این نوع نرم افزارها میزان اصالت متن شما را می سنجند. مثلا در سایت www.articlechecker.com متن خود را وارد کنید و بعد کلید compare را بزنید تا در دو موتور جستجوی گوگل و یاهو به دنبال عبارات مشابه بگردد.
سایتwww.copyscape.com سایت بسیار خوبی برای سنجیدن میزان سرقت ادبی و علمی است اگرچه سایت رایگان نمی باشد.