چه عواملی در گرفتن شانس پذیرش موثر است؟
معدل: سعی کنید معدل خود را بالای ۱۶ نگه دارید تا خیلی از دانشگاه ها رو از دست ندهید. باید به معدل در سیستم آمریکایی هم دقت کنید.به جدول تبدیل نمرات توجه کنید.پس از تبدیل نمرات خود به سیستم آمریکایی،معدل خود را در این سیستم محاسبه کنید که به آن GPA می گویند. بعضی از دانشگاهها از خود دانشجو می خواهند آن را محاسبه کند.
USA ایران
۴ ۲۰- ۱۶
۳ ۱۵٫۹۹- ۱۴
۲ ۱۳٫۹۹ – ۱۲
۱ ۱۱٫۹۹ – ۱۰
۲- تافل: دقت داشته باشید که بسیاری از دانشگاهها تافل بالای ۱۰۰ می خواهند و حتی برخی بالای ۱۰۵٫ اما شما با تافل بالای ۹۰ هم می توانید اپلای معقولی داشته باشید. حتما توجه کنید دو مهارت speakingو writing خیلی مهم است و خیلی از دانشجویان شیمی برای پذیرش نیاز به speakingبالای ۲۲ نیاز دارند زیرا در دو ماه اول هزینه تحصیل شما از طریق دستیار اموزشی بودن تامین می شود. کتابهای مفید را درانتها ببینید.
۳-GRE General Revised : این یک آزمون زبان استاندارد از واژگان تخصصی است و شامل ۳ بخش مهارت لغوی (نمره از۱۷۰-۱۳۰)،مهارت ریاضی(۱۷۰-۱۳۰) و مهارت نوشتاری (۶-۰) است. برای مهارت لغوی کتاب Verbal Advantage پیشنهاد می شود. لطفا از یکسال قبل برای GRE شروع کنید. سپس از کتاب workbook بارونز یا official guide ETS استفاده کنید. لازم است برای قسمت مهارت ریاضی نیز چند سری تست بزنید تا با این بخش آسان نیز آشنا شده و برآن تسلط یابید. در قسمت writing هم کتاب kaplanپیشنهاد می شود. اگر بتوانید درGRE به ترتیب در مهارت لغوی بالای ۱۵۰، در مهارت ریاضی بالای ۱۶۷ و در مهارت نوشتاری بالای ۴٫۰ نمره بدست اورید، نمره بسیار خوبی برای GRE کسب کرده اید.(همه دانشگاه های آمریکا آن را می خواهند.)
۴- GRE Subject Chemistry : این یک امتحان آمریکایی است که اکثر دانشگاههای آمریکای شمالی آنها را از شما می خواهند. این امتحان بسیار ساده ولی در عین حال نیاز به دقت زیاد دارد. لازم است برای این آزمون یک کتاب مرجع را در هر یک از گرایشها دوره کنید. من به شما خواندن کامل ۲ جلد مورتیمر، سولومونز با Advanced Topics را اکیدا توصیه می کنم. سپس تستهای سالهای قبلETS samples را حل کنید. دقت کنید درصد شما باید بالای %۹۰ در امتحان اصلی شود، یعنی در آزمونهای که خودتان می گیرید بالای %۹۶-۹۳ بیارید. پس، بعد از هر آزمون بخوبی منابع غلطهایتان را دوره کنید.
۵- نوشتن cv : cv یا رزومه یک قالب استاندارد دارد که می توان با دیدن نمونه های موجود بر روی اینترنت و یا استفاده از cvدانشجویان سالهای پیش cv خود را تنظیم کنید. در cv اطلاعاتی از قبیل سوابق تحصیلی ، سال مدرک اخذ شده، معدل، افتخارات و عناوین، پروژه ها و تحقیقات، مقالات، زمینه مورد علاقه در شیمی، نمرات امتحان بین المللی، مهارتها، ازقبیل مهارتهای کامپیوتری، موسیقی، برخی از نمرات درسهای مربوط به زمینه مورد علاقه را شامل می شود.
۶- نوشتن sop : sop یا statement of purpose یکی از نقاط حساس اپلای است. شما در این نوشته با یک اشاره به محیط خانواده، تحصیلات ابتدایی تا دبیرستان، کارهای مرتبط یا زمینه مورد علاقه تان، پیش زمینه تحقیقاتی و توانایی هایتان، سعی کنید در کوتاهترین و موثرترین شیوه، دلیل خود را از اپلای برای آن گرایش شیمی در آن دانشگاه اعلام کنید.در برخی از دانشگاهها خوب است نام برخی از اساتید مورد علاقه تان با گرایش کاریشان را نیز ذکر کنید.
۷-Recommendation letter : این یکی از اساسی ترین بخشهای اپلای شماست. حواستان را خوب جمع کنید. Recomهایتان واقعی باشد، در حد خودتان. از اساتیدی که خوب با آنها درس گذرانده اید، توصیه نامه بگیرید و اگر بر روی پروژه ای کار کرده اید حتما از استاد پروژه خود توصیه نامه بگیرید. دقت کنید حتما برای اساتید حق خود را برای اطلاع از توصیه نامه waire کنید.
امروزه Recom ها به صورت آنلاین و از طریق سایت Application دانشگاه انجام می شود. Recom ها هرچه واقعیتر شما را توصیف کنند بهتر است.
۸- مقاله: داشتن مقاله یک امتیاز بزرگ است. یک رزومه متوسط با یک مقاله خوب، یک پذیرش بسیار خوب را ممکن می سازد. دقت کنید مقاله کار تحقیقاتی شما را ثابت می کند و این برای یک استاد کافی است تا موجاب شود شما را در گروه تحقیقاتی خود بپذیرد. پس ازهمین الآن به دنبال مقاله در زمینه های روز شیمی باشید.
۹- پر کردنApllication form : امروزه دانشگاهها برای پذیرش دانشجوییان تحصیلات تکمیلی Graduat Students یا Prospectire Students به صورت آنلاین حرف هایی را در اختیار دانشجویان قرار می دهند. شما در این فرم ها دراتبدا عضو شده، سپس اطلاعات شخصی تان را وارد کرده و مراحل آن را پله پله طی می کنید. شما در این مرحله باید کارنامه،CV و SOP خود، همچنین ایمیل اساتید را برای فرستادن توصیه نامه، وارد کنید.
۱۰- پیگیری های لازم : لازم است گاهی مخصوصا برای دان
معدل: سعی کنید معدل خود را بالای ۱۶ نگه دارید تا خیلی از دانشگاه ها رو از دست ندهید. باید به معدل در سیستم آمریکایی هم دقت کنید.به جدول تبدیل نمرات توجه کنید.پس از تبدیل نمرات خود به سیستم آمریکایی،معدل خود را در این سیستم محاسبه کنید که به آن GPA می گویند. بعضی از دانشگاهها از خود دانشجو می خواهند آن را محاسبه کند.
USA ایران
۴ ۲۰- ۱۶
۳ ۱۵٫۹۹- ۱۴
۲ ۱۳٫۹۹ – ۱۲
۱ ۱۱٫۹۹ – ۱۰
۲- تافل: دقت داشته باشید که بسیاری از دانشگاهها تافل بالای ۱۰۰ می خواهند و حتی برخی بالای ۱۰۵٫ اما شما با تافل بالای ۹۰ هم می توانید اپلای معقولی داشته باشید. حتما توجه کنید دو مهارت speakingو writing خیلی مهم است و خیلی از دانشجویان شیمی برای پذیرش نیاز به speakingبالای ۲۲ نیاز دارند زیرا در دو ماه اول هزینه تحصیل شما از طریق دستیار اموزشی بودن تامین می شود. کتابهای مفید را درانتها ببینید.
۳-GRE General Revised : این یک آزمون زبان استاندارد از واژگان تخصصی است و شامل ۳ بخش مهارت لغوی (نمره از۱۷۰-۱۳۰)،مهارت ریاضی(۱۷۰-۱۳۰) و مهارت نوشتاری (۶-۰) است. برای مهارت لغوی کتاب Verbal Advantage پیشنهاد می شود. لطفا از یکسال قبل برای GRE شروع کنید. سپس از کتاب workbook بارونز یا official guide ETS استفاده کنید. لازم است برای قسمت مهارت ریاضی نیز چند سری تست بزنید تا با این بخش آسان نیز آشنا شده و برآن تسلط یابید. در قسمت writing هم کتاب kaplanپیشنهاد می شود. اگر بتوانید درGRE به ترتیب در مهارت لغوی بالای ۱۵۰، در مهارت ریاضی بالای ۱۶۷ و در مهارت نوشتاری بالای ۴٫۰ نمره بدست اورید، نمره بسیار خوبی برای GRE کسب کرده اید.(همه دانشگاه های آمریکا آن را می خواهند.)
۴- GRE Subject Chemistry : این یک امتحان آمریکایی است که اکثر دانشگاههای آمریکای شمالی آنها را از شما می خواهند. این امتحان بسیار ساده ولی در عین حال نیاز به دقت زیاد دارد. لازم است برای این آزمون یک کتاب مرجع را در هر یک از گرایشها دوره کنید. من به شما خواندن کامل ۲ جلد مورتیمر، سولومونز با Advanced Topics را اکیدا توصیه می کنم. سپس تستهای سالهای قبلETS samples را حل کنید. دقت کنید درصد شما باید بالای %۹۰ در امتحان اصلی شود، یعنی در آزمونهای که خودتان می گیرید بالای %۹۶-۹۳ بیارید. پس، بعد از هر آزمون بخوبی منابع غلطهایتان را دوره کنید.
۵- نوشتن cv : cv یا رزومه یک قالب استاندارد دارد که می توان با دیدن نمونه های موجود بر روی اینترنت و یا استفاده از cvدانشجویان سالهای پیش cv خود را تنظیم کنید. در cv اطلاعاتی از قبیل سوابق تحصیلی ، سال مدرک اخذ شده، معدل، افتخارات و عناوین، پروژه ها و تحقیقات، مقالات، زمینه مورد علاقه در شیمی، نمرات امتحان بین المللی، مهارتها، ازقبیل مهارتهای کامپیوتری، موسیقی، برخی از نمرات درسهای مربوط به زمینه مورد علاقه را شامل می شود.
۶- نوشتن sop : sop یا statement of purpose یکی از نقاط حساس اپلای است. شما در این نوشته با یک اشاره به محیط خانواده، تحصیلات ابتدایی تا دبیرستان، کارهای مرتبط یا زمینه مورد علاقه تان، پیش زمینه تحقیقاتی و توانایی هایتان، سعی کنید در کوتاهترین و موثرترین شیوه، دلیل خود را از اپلای برای آن گرایش شیمی در آن دانشگاه اعلام کنید.در برخی از دانشگاهها خوب است نام برخی از اساتید مورد علاقه تان با گرایش کاریشان را نیز ذکر کنید.
۷-Recommendation letter : این یکی از اساسی ترین بخشهای اپلای شماست. حواستان را خوب جمع کنید. Recomهایتان واقعی باشد، در حد خودتان. از اساتیدی که خوب با آنها درس گذرانده اید، توصیه نامه بگیرید و اگر بر روی پروژه ای کار کرده اید حتما از استاد پروژه خود توصیه نامه بگیرید. دقت کنید حتما برای اساتید حق خود را برای اطلاع از توصیه نامه waire کنید.
امروزه Recom ها به صورت آنلاین و از طریق سایت Application دانشگاه انجام می شود. Recom ها هرچه واقعیتر شما را توصیف کنند بهتر است.
۸- مقاله: داشتن مقاله یک امتیاز بزرگ است. یک رزومه متوسط با یک مقاله خوب، یک پذیرش بسیار خوب را ممکن می سازد. دقت کنید مقاله کار تحقیقاتی شما را ثابت می کند و این برای یک استاد کافی است تا موجاب شود شما را در گروه تحقیقاتی خود بپذیرد. پس ازهمین الآن به دنبال مقاله در زمینه های روز شیمی باشید.
۹- پر کردنApllication form : امروزه دانشگاهها برای پذیرش دانشجوییان تحصیلات تکمیلی Graduat Students یا Prospectire Students به صورت آنلاین حرف هایی را در اختیار دانشجویان قرار می دهند. شما در این فرم ها دراتبدا عضو شده، سپس اطلاعات شخصی تان را وارد کرده و مراحل آن را پله پله طی می کنید. شما در این مرحله باید کارنامه،CV و SOP خود، همچنین ایمیل اساتید را برای فرستادن توصیه نامه، وارد کنید.
۱۰- پیگیری های لازم : لازم است گاهی مخصوصا برای دان
شگاه های کانادا و برخی دانشگاه های آمریکا شما از چندماه قبل از اپلای به استاد مورد علاقه تان ایمیل بزنید. این ایمیل ها، شما را از وجود جای خالی در آزمایشگاه و گروه تحقیقاتی استاد مورد علاقه تان مطمئن می سازد. اگر بتوانید او را مجاب کنید که پیش زمینه تحقیقاتی شما با او تطابق زیادی دارد، ممکن است خیلی زود پذیرش فوق العاده ای بگیرید؛ زیرا استاد مخارج تحصیلی اتان را می پذیرد. در متن ایمیل به استاد مختصری از پیش زمینه تان گفته و بیشتر به بررسی کارهای استاد و علاقه مندی خودتان در کارهای آن استاد بپردازید.
http://content.public.beetalkiran.com/513/056398/107/1454849191.html
http://content.public.beetalkiran.com/513/056398/107/1454849191.html
چطور از مهلت انجام کار عقب نمونیم
هر شرکت کوچکی در یک جایی از راهش به مهلتی برمیخوره که باید کار رو به اون برسونه، حالا میخواد تحویل یک محصول تا یک تاریخ مشخص باشه یا تکمیل فرمهای مالیاتی یا رسیدن به یه هدف فروش. اما این چیزی نیست که از اون بترسیم. خود ما این هفته در راهاندازی نسخه جدید سایت به این مشکل برخوردیم و حالا میخواهیم به کمک تجربه خودمون براتون بگیم که چطور پروژه رو به خوبی مدیریت کنین تا بدون دلهره به سررسیدهاتون برسین.
۱. یادتون باشه که مهلت گذاشتن به شما کمک میکنه.
مهلت داشتن باعث میشه حجم کار خودتون رو برنامهریزی کنین تا بتونین حتما تا موعد تحویل تمامش کرده باشین. کار کردن مداوم با سررسیدهای مشخص باعث میشه مدیریت زمان و مهارتهای سازماندهی شما بهتر بشه. و همینطور به شما کمک میکنه یاد بگیرین که چطور زیر فشار کار تمرکز کنین و دچار دلهره نشین.
برای خود ما، گذاشتن مهلت مشخص باعث شد با جدیت بیشتری کار کنیم و حتی اضافهکاری کنیم تا بتونیم کارها رو به مهلتش برسونیم.
۲. مهلتهای واقعگرا تعیین کنین.
اگه قرار باشه اساسا نتونین خودتون رو به مهلت معینی برسونین، هیچ فایدهای نداره که با اون موافقت کنین. با اینکه وسوسهکننده است که به مشتری وعدههای قشنگ بدیم و بگیم که کارش دو-سه روزه آماده میشه، ولی وقتی کار رو دیر برسونین مشتری ممنون شما نخواهد بود.
گرچه تاریخ مشخصی که برای تحویل کار تعیین کردیم باعث شد که با جدیت و سرعت بیشتری کار کنیم، اما تعیین سررسید به تنهایی نمیتونه سرعت حل مشکلات رو بالاتر ببره. ما این واقعگرایی رو به خرج ندادیم و نتیجهاش این شد که یک هفته جلوتر از موعد، بنرهای تبلیغاتی شمارش معکوس برای اون کار کردیم و حالا اون شمارش معکوس تموم شده و هنوز به نقطهٔ تحویل نرسیدیم.
۳. جا برای خطا هم بگذارین.
از اشتباه و مشکل گریزی نیست. مثلا کارمند شرکت مریض میشه، فلان محمولهٔ شما دیر به دستتون میرسه، یا کامپیوترهاتون خراب میشه. پس اگه جاش رو دارین یک حاشیهٔ امن برای کار در نظر بگیرین.
بهخصوص که هر چه شرکت شما کوچکتر باشه، نبود هر عضو تیم یا خرابی هر دستگاه مشکل بزرگتری محسوب میشه.
۴. موانع احتمالی رو شناسایی کنین.
به مشکلات نامنتظرهای که ممکنه سر راهتون ظاهر بشه فکر کنین، مثلا هزینهٔ نامنتظره یا مشکلات فنی. ببینین برای کم کردن از احتمال وقوعش چه کار میتونین بکنین.
۵. پروژه روا به قطعات کوچکتر و قابل مدیریت بشکنین.
ببینین دقیقا چه کسی چه کاری رو با چه منابعی باید انجام بده. کارهایی رو که میشه موازی با هم انجام داد و کارهایی که باید قبل از شروع کار دیگران تمام بشه رو پیدا کنین.
۶. منابع کافی اختصاص بدین.
خیلی مهم است که حتما آدمهای کافی با مهارت کافی برای انجام کار داشته باشین، و همینطور تمام ابزارها و مواد لازم هم فراهم باشه. با کسانی که برای تامین منابعتون به اونها تکیه دارین صحبت کنین تا مطمئن باشین تاخیری در تامین نخواهد بود.
خود ما امروز که به عقب نگاه میکنیم، میبینیم که بهتر بود تیم توسعهمون رو زودتر گسترش میدادیم.
۷. اهداف میانه تعیین کنین.
چند شاخص پیشرفت و عملکرد و چند ایستگاه بینراهی معین کنین تا در ارزیابی پیشرفت کار کمکتون کنه و اگر مشکلی داشت پیش میاومد زودتر باخبر بشین.
۸. دلهره نگیرین.
کار کردن زیر سررسید به بعضی آدمها خیلی فشار میاره، بهخصوص اگر مهلت کمی داده شده باشه و وقت کافی برای برنامهریزی و زمانبندیِ درستِ کار نداشته باشن. اگر کسی با یه موعد تحویل نامنتظره شما رو غافلگیر کرد، خیلی سریع کارهایی که باید بکنین و وقتی که هرکدوم میبره رو یادداشت کنین. در اولین فرصت کار رو شروع کنین، اما استراحتهای کوتاه منظم هم داشته باشین تا هم خسته نشین و هم تمرکزتون رو از دست ندین.
خود ما برای کم کردن فشار ذهنیمون به فوتبالدستی و استراحت گپ و چایی و قهوه پناه میبردیم.
۹. به مهلت تعهد داشته باشین.
ببینین چه مشکلاتی پیش اومد و مطمئن بشین که یک اشتباه را دو بار مرتکب نمیشین. و اگه فکر میکنین به پیشگیری از چنین مواردی در آینده کمک میکنه، بد نیست با یه مربی تماس بگیرین و برای تیمتون یه کارگاه مدیریت زمان یا مدیریت پروژه بذارین.
ما یاد گرفتیم که از این تجربه در برنامهریزیهای بعدی خودمون استفاده کنیم. منابع رو به درستی مدیریت کنیم، چه منابع انسانی و چه غیره، چارت کار و شاخصهای ارزیابی در بیاریم تا از حجم کندی کار غافلگیر نشیم، و جا برای خطا و انواع و اقسام اتفاقهای پیشبینینشده هم بگذاریم. مطمئنیم که در آینده خیلی موثرتر عمل خواهیم کرد.
هر شرکت کوچکی در یک جایی از راهش به مهلتی برمیخوره که باید کار رو به اون برسونه، حالا میخواد تحویل یک محصول تا یک تاریخ مشخص باشه یا تکمیل فرمهای مالیاتی یا رسیدن به یه هدف فروش. اما این چیزی نیست که از اون بترسیم. خود ما این هفته در راهاندازی نسخه جدید سایت به این مشکل برخوردیم و حالا میخواهیم به کمک تجربه خودمون براتون بگیم که چطور پروژه رو به خوبی مدیریت کنین تا بدون دلهره به سررسیدهاتون برسین.
۱. یادتون باشه که مهلت گذاشتن به شما کمک میکنه.
مهلت داشتن باعث میشه حجم کار خودتون رو برنامهریزی کنین تا بتونین حتما تا موعد تحویل تمامش کرده باشین. کار کردن مداوم با سررسیدهای مشخص باعث میشه مدیریت زمان و مهارتهای سازماندهی شما بهتر بشه. و همینطور به شما کمک میکنه یاد بگیرین که چطور زیر فشار کار تمرکز کنین و دچار دلهره نشین.
برای خود ما، گذاشتن مهلت مشخص باعث شد با جدیت بیشتری کار کنیم و حتی اضافهکاری کنیم تا بتونیم کارها رو به مهلتش برسونیم.
۲. مهلتهای واقعگرا تعیین کنین.
اگه قرار باشه اساسا نتونین خودتون رو به مهلت معینی برسونین، هیچ فایدهای نداره که با اون موافقت کنین. با اینکه وسوسهکننده است که به مشتری وعدههای قشنگ بدیم و بگیم که کارش دو-سه روزه آماده میشه، ولی وقتی کار رو دیر برسونین مشتری ممنون شما نخواهد بود.
گرچه تاریخ مشخصی که برای تحویل کار تعیین کردیم باعث شد که با جدیت و سرعت بیشتری کار کنیم، اما تعیین سررسید به تنهایی نمیتونه سرعت حل مشکلات رو بالاتر ببره. ما این واقعگرایی رو به خرج ندادیم و نتیجهاش این شد که یک هفته جلوتر از موعد، بنرهای تبلیغاتی شمارش معکوس برای اون کار کردیم و حالا اون شمارش معکوس تموم شده و هنوز به نقطهٔ تحویل نرسیدیم.
۳. جا برای خطا هم بگذارین.
از اشتباه و مشکل گریزی نیست. مثلا کارمند شرکت مریض میشه، فلان محمولهٔ شما دیر به دستتون میرسه، یا کامپیوترهاتون خراب میشه. پس اگه جاش رو دارین یک حاشیهٔ امن برای کار در نظر بگیرین.
بهخصوص که هر چه شرکت شما کوچکتر باشه، نبود هر عضو تیم یا خرابی هر دستگاه مشکل بزرگتری محسوب میشه.
۴. موانع احتمالی رو شناسایی کنین.
به مشکلات نامنتظرهای که ممکنه سر راهتون ظاهر بشه فکر کنین، مثلا هزینهٔ نامنتظره یا مشکلات فنی. ببینین برای کم کردن از احتمال وقوعش چه کار میتونین بکنین.
۵. پروژه روا به قطعات کوچکتر و قابل مدیریت بشکنین.
ببینین دقیقا چه کسی چه کاری رو با چه منابعی باید انجام بده. کارهایی رو که میشه موازی با هم انجام داد و کارهایی که باید قبل از شروع کار دیگران تمام بشه رو پیدا کنین.
۶. منابع کافی اختصاص بدین.
خیلی مهم است که حتما آدمهای کافی با مهارت کافی برای انجام کار داشته باشین، و همینطور تمام ابزارها و مواد لازم هم فراهم باشه. با کسانی که برای تامین منابعتون به اونها تکیه دارین صحبت کنین تا مطمئن باشین تاخیری در تامین نخواهد بود.
خود ما امروز که به عقب نگاه میکنیم، میبینیم که بهتر بود تیم توسعهمون رو زودتر گسترش میدادیم.
۷. اهداف میانه تعیین کنین.
چند شاخص پیشرفت و عملکرد و چند ایستگاه بینراهی معین کنین تا در ارزیابی پیشرفت کار کمکتون کنه و اگر مشکلی داشت پیش میاومد زودتر باخبر بشین.
۸. دلهره نگیرین.
کار کردن زیر سررسید به بعضی آدمها خیلی فشار میاره، بهخصوص اگر مهلت کمی داده شده باشه و وقت کافی برای برنامهریزی و زمانبندیِ درستِ کار نداشته باشن. اگر کسی با یه موعد تحویل نامنتظره شما رو غافلگیر کرد، خیلی سریع کارهایی که باید بکنین و وقتی که هرکدوم میبره رو یادداشت کنین. در اولین فرصت کار رو شروع کنین، اما استراحتهای کوتاه منظم هم داشته باشین تا هم خسته نشین و هم تمرکزتون رو از دست ندین.
خود ما برای کم کردن فشار ذهنیمون به فوتبالدستی و استراحت گپ و چایی و قهوه پناه میبردیم.
۹. به مهلت تعهد داشته باشین.
ببینین چه مشکلاتی پیش اومد و مطمئن بشین که یک اشتباه را دو بار مرتکب نمیشین. و اگه فکر میکنین به پیشگیری از چنین مواردی در آینده کمک میکنه، بد نیست با یه مربی تماس بگیرین و برای تیمتون یه کارگاه مدیریت زمان یا مدیریت پروژه بذارین.
ما یاد گرفتیم که از این تجربه در برنامهریزیهای بعدی خودمون استفاده کنیم. منابع رو به درستی مدیریت کنیم، چه منابع انسانی و چه غیره، چارت کار و شاخصهای ارزیابی در بیاریم تا از حجم کندی کار غافلگیر نشیم، و جا برای خطا و انواع و اقسام اتفاقهای پیشبینینشده هم بگذاریم. مطمئنیم که در آینده خیلی موثرتر عمل خواهیم کرد.
نگارش و ارسال مقاله
-در نگارش علمی حتی الامکان از عباراتی که بار قطعیت ۱۰۰درصد دارد پرهیز می نماییم و از عباراتی چون “به نظر می رسد”،”ممکن است”،”شاید”،”ما فکر می کنیم…”(نه اینکه ما مطمئنیم!)استفاده می کنیم
-غیراز ۶ مورد ذیل،اگر از حروف بزرگ استفاده نماییم اشتباه گرامری است:
الف)اولین لغت جمله
ب)اسامی خاص
پ)اولین لغت نقل قول کامل
ت)اولین لغت-و هر لغت مهم در عنوان
ث)زبان ها(Persian,English)
ج)ضمیر I باید بزرگ نوشته شود
-در مجموع استانداردی برای زمان نگارش تا چاپ مقاله وجود ندارد لیکن این زمان معمولا بین ۳ ماه تا یکسال به طول می انجامد.
-برخی مجلات،یک توضیح سه خطی به نام Highlights می خواهند.هرچند آن را در مقاله چاپ نمی کنند.
-نویسنده ی مسئول،فردی است که تمام مراحل سابمیشن را انجام می دهد.لذا منظور از نویسنده ی اصلی،نویسنده ای است که بار حقوقی چاپ مقاله در واقع برگردن اوست و از این رو تنها مخاطب تماس هاو مکاتبات مجله نیز می باشد.در مقاله چاپ شده،نام این نویسنده معمولا با یک ستاره یا یک خط،از سایر نویسندگان متمایز می شود و اکثرا نام نویسنده ی مسئول،در بالای نام سایر نویسندگان قرار می گیرد…
-لازم نیست در ابتدا،کل مقاله برای مجله ارسال شود.صرفا لازم است صفحه نخست مقاله که شامل موضوع،چکیده و نام نویسندگان است برای سردبیر اصلی مجله فرستاده شود تا او بگوید که “اسکوپ”مقاله ی ما با “اسکوپ”مجله همخوانی دارد یا نه.واینکه اصلا مقاله ی ما(به هر دلیلی)برای مقاله ی آنها قابل چاپ هست یا نه.
-بالاترین مقام علمی مجله،Editor است که دبیران قسمت های مختلف و داوران زیر نظر او کار می نمایند.لذا چکیده ی مقاله را باید با نامه ای تحت عنوان “Cover lettrt” مثلا به فرمت زیر برای او ارسال نمود:
Dear Editor,
I am enclosing herewith a manuscript entitled, “ Your manuscript title”, for possible evaluation.
With the submission of this manuscript, I would like to state that the above-mentioned manuscript has not been published elsewhere. All of the authors have read and approved the paper.
Sincerely yours,
Corresponding author affiliation
-هنگام مکاتبه با سردبیر باید دقت کرد از ترجمه ی واژه ی صحیح “مقاله”استفاده نمود.چون مقاله هنوز چاپ نشده است،باید از واژه ی Manuscript استفاده کرد.هرچند که پس از پذیرش یک مقاله،می توان از واژه های paper و article استفاده نمود)
-بعضی از مجلات الزاما از محقق می خواهند که لااقل ۳ داور معرفی نماید.یکی از علل این مطلب این است که می توانند ببینند آیا محقق افراد علمی رشته خود را می شناسد یا نه.توصیه می گردد از داورانی استفاده شود که در مقاله به آنها رفرنس داده ایم.
-بعضی از مجلات از محقق می خواهند تا نامه ای تحت عنوان نامه ی کمیته ی اخلاق ویا Institutional review committee ارئه نمایید.این بدان معناست که مجله می خواهد شما نامه ای رسمی از بخش روابط بین الملل دانشگاه یا پژوهشگاه خود مبنی بر مشکل نداشتن اخلاقی موضوع تحقیق ارائه نمایید تا بدینوسیله مسئولیت حقوقی دردسرهای احتمالی بعدی را از سر خود باز نماید.
-داوری علمی در مجلات با دو اصطلاح شناخته می شود: Reviewer و نیز Referee.
-نامه ی Acceptance نامه ی پذیرش نهایی مقاله از سوی مجله است که در آن زمان چاپ مقاله را نیز ذکر می نمایند.
-در مورد نگارش مقاله،باید دقت کنیم که هر “پاراگراف”یک موضوع را باید در بربگیرد و نباید بی جهت متن را بشکنیم.واینکه پاراگراف ها هم باید با هم ارتباط داستانی داشته باشند(بی ربط به هم نباشند) یعنی انتهای هر پاراگراف باید گوشه چشمی به پاراگراف بعدی داشته باشد.
-در نگارش علمی باید از “سوم شخص مجهول غایب در گذشته”استفاده گردد.یعنی ضمیرها تا جای ممکن حذف گردند.گذشته به این دلیل است که هر کار علمی،منعکس کننده زمان قبلی است.
-در نگارش علمی حتی الامکان از عباراتی که بار قطعیت ۱۰۰درصد دارد پرهیز می نماییم و از عباراتی چون “به نظر می رسد”،”ممکن است”،”شاید”،”ما فکر می کنیم…”(نه اینکه ما مطمئنیم!)استفاده می کنیم
-غیراز ۶ مورد ذیل،اگر از حروف بزرگ استفاده نماییم اشتباه گرامری است:
الف)اولین لغت جمله
ب)اسامی خاص
پ)اولین لغت نقل قول کامل
ت)اولین لغت-و هر لغت مهم در عنوان
ث)زبان ها(Persian,English)
ج)ضمیر I باید بزرگ نوشته شود
-در مجموع استانداردی برای زمان نگارش تا چاپ مقاله وجود ندارد لیکن این زمان معمولا بین ۳ ماه تا یکسال به طول می انجامد.
-برخی مجلات،یک توضیح سه خطی به نام Highlights می خواهند.هرچند آن را در مقاله چاپ نمی کنند.
-نویسنده ی مسئول،فردی است که تمام مراحل سابمیشن را انجام می دهد.لذا منظور از نویسنده ی اصلی،نویسنده ای است که بار حقوقی چاپ مقاله در واقع برگردن اوست و از این رو تنها مخاطب تماس هاو مکاتبات مجله نیز می باشد.در مقاله چاپ شده،نام این نویسنده معمولا با یک ستاره یا یک خط،از سایر نویسندگان متمایز می شود و اکثرا نام نویسنده ی مسئول،در بالای نام سایر نویسندگان قرار می گیرد…
-لازم نیست در ابتدا،کل مقاله برای مجله ارسال شود.صرفا لازم است صفحه نخست مقاله که شامل موضوع،چکیده و نام نویسندگان است برای سردبیر اصلی مجله فرستاده شود تا او بگوید که “اسکوپ”مقاله ی ما با “اسکوپ”مجله همخوانی دارد یا نه.واینکه اصلا مقاله ی ما(به هر دلیلی)برای مقاله ی آنها قابل چاپ هست یا نه.
-بالاترین مقام علمی مجله،Editor است که دبیران قسمت های مختلف و داوران زیر نظر او کار می نمایند.لذا چکیده ی مقاله را باید با نامه ای تحت عنوان “Cover lettrt” مثلا به فرمت زیر برای او ارسال نمود:
Dear Editor,
I am enclosing herewith a manuscript entitled, “ Your manuscript title”, for possible evaluation.
With the submission of this manuscript, I would like to state that the above-mentioned manuscript has not been published elsewhere. All of the authors have read and approved the paper.
Sincerely yours,
Corresponding author affiliation
-هنگام مکاتبه با سردبیر باید دقت کرد از ترجمه ی واژه ی صحیح “مقاله”استفاده نمود.چون مقاله هنوز چاپ نشده است،باید از واژه ی Manuscript استفاده کرد.هرچند که پس از پذیرش یک مقاله،می توان از واژه های paper و article استفاده نمود)
-بعضی از مجلات الزاما از محقق می خواهند که لااقل ۳ داور معرفی نماید.یکی از علل این مطلب این است که می توانند ببینند آیا محقق افراد علمی رشته خود را می شناسد یا نه.توصیه می گردد از داورانی استفاده شود که در مقاله به آنها رفرنس داده ایم.
-بعضی از مجلات از محقق می خواهند تا نامه ای تحت عنوان نامه ی کمیته ی اخلاق ویا Institutional review committee ارئه نمایید.این بدان معناست که مجله می خواهد شما نامه ای رسمی از بخش روابط بین الملل دانشگاه یا پژوهشگاه خود مبنی بر مشکل نداشتن اخلاقی موضوع تحقیق ارائه نمایید تا بدینوسیله مسئولیت حقوقی دردسرهای احتمالی بعدی را از سر خود باز نماید.
-داوری علمی در مجلات با دو اصطلاح شناخته می شود: Reviewer و نیز Referee.
-نامه ی Acceptance نامه ی پذیرش نهایی مقاله از سوی مجله است که در آن زمان چاپ مقاله را نیز ذکر می نمایند.
-در مورد نگارش مقاله،باید دقت کنیم که هر “پاراگراف”یک موضوع را باید در بربگیرد و نباید بی جهت متن را بشکنیم.واینکه پاراگراف ها هم باید با هم ارتباط داستانی داشته باشند(بی ربط به هم نباشند) یعنی انتهای هر پاراگراف باید گوشه چشمی به پاراگراف بعدی داشته باشد.
-در نگارش علمی باید از “سوم شخص مجهول غایب در گذشته”استفاده گردد.یعنی ضمیرها تا جای ممکن حذف گردند.گذشته به این دلیل است که هر کار علمی،منعکس کننده زمان قبلی است.
۶ راه که مهارت شغلی خودتان را بالا ببرید
در بعضی شرکتها رییس مرتبا به تو پیشنهاد میدهد که در کنفرانس و کارگاه شرکت کنی یا فرصتهایی برای یادگیری در کنار کارت فراهم میکند. ولی شغلهایی هم هستند که برای تکمیل مهارتهایت باید به خودت متکی باشی.
حتی اگر سازمان یا شرکت تو هزینهی آموزش را پرداخت نمیکند (یا آموزش را ارائه نمیدهد)، کارهای مختلفی هست که میتوانی انجام دهی تا راه خودت را به سمت ارتقای مقام بعدی باز کنی یا شایستگی و تخصص خودت در شاخهی کاریات را حفظ کنی. و – حتی از آن بهتر – بیشتر این کارها هیچ هزینهای ندارد.
۱. کتاب، مقاله، و اتاق گفتگو بخوان (یا گوش بده)
مطالعه خیلی مهم است، و چه وبلاگهای کوتاه بخوانی و چه کتاب، تاثیر خودش را میگذارد. پس به جای اینترنتگردی روزانه، محتوایی را بخوان که به تو یاد میدهد، اطلاعات میدهد، و تو را با ابزارها و مهارتها و آدمهای جدید آشنا میکند.
برای شروع، ۳۰ دقیقه در روز برای یاد گرفتن دربارهی پیشهی خودت از پیشروها و متفکرین آن وقت بگذار. موقع کتاب خواندن از ضمیمهها و یادداشتها استفاده کن و ببین نویسنده اطلاعاتش را از کجا گیر آورده است و چطور در شاخهی خودش پژوهش میکند و یاد میگیرد. همینطور میتوانی متخصصین شاخهات را در لینکدین یا توییتر دنبال کنی و ببینی چه محتوایی به اشتراک میگذارند، خودشان چه شرکتهایی را دنبال میکنند، یا در چه گروههایی هستند. و در آخر، فقط دنبال آدمها نباش، شرکتها و سازمانها هم اطلاعات خوبی منتشر میکنند! شرکتهای مختلف در زمینهی کار خودشان وبلاگهایی دارند که با خواندن آن میتوانی دربارهی مهارتهای اساسی آن شاخه یاد بگیری.
حس میکنی وقت کافی برای نشستن و خواندن نداری؟ در مسیر رفتوآمد، موقع ورزش یا حتی کارهای خانه به پادکستها و رادیوهای آنها گوش کن. سرویسهایی مثل ناملیک و شنوتو هم وجود دارد که برخی از چنین مطالبی را به شکل صوتی در اختیار ما میگذارند.
۲. به یک سازمان صنفی و حرفهای ملحق شو
سازمانها و شرکتهای حرفهای منابع فوقالعادهای هستند که اغلب نادیده گرفته میشوند. خیلی از آنها آموزش و کنفرانس فراهم میکنند و افراد حرفهای را به منتورهایی وصل میکنند که میتوانند آنها را راهنمایی کنند، و برای شروع کار در شاخهی خودت هم کمی اعتبار به تو میدهند. با این کار نه فقط به اخبار درجه یک صنعت خودت که به آدمهای سازندهی آن خبرها هم دسترسی داری. بازی برد-برد!
به علاوه میتوانی عضو گروههای غیررسمی در فیسبوک و لینکدین هم بشوی. در چنین فضایی آدمها معمولا کمتر میترسند که سوال کنند یا در گفتگوها شرکت کنند – پس هر چیزی که دوست داری دربارهاش یاد بگیری، بپرس!
۳. آموزش ببین
به لطف اینترنت، کلاس برداشتن هیچوقت آسانتر از این نبوده. یک منبع خوب خارجی Coursera است، بسترهی آنلاینی برای برداشتن کلاس از بهترین دانشگاهها. و فرانش (کائسنای سابق) هم تلاش میکند منابع خوب و باکیفیت برای یادگیری فنون مختلف به زبانی راحت به فارسی تولید کند و در اختیار شما بگذارد. حتی در چنین بسترههایی فرصت شبکهسازی با اساتید و دیگر دانشجویان وجود دارد!
البته یادت باشد، هدف تو این است که یک مهارت خودت را پروش دهی یا در زمینهی خاصی متخصص شوی. برداشتن دورههایی با موضوعات متنوع وسوسهانگیز است، ولی برای شروع اول سعی کن روی یک حوزهی خاص تمرکز کنی.
۴. در رویدادها شرکت کن
حتی اگر شرکت تو از رویدادهای یادگیری حمایت نمیکند، نهادهای دیگری هستند که این کار را بکنند. برای مثال کارگاههایی که کانون کارآفرینی ایران برگزار میکند و کنفرانس وب و موبایل ایران و جلساتی مثل همفکر فرصتهای خوبی برای یادگیری و شبکهسازی و آشنایی با همقطاران و حرفهایهای شاخهی خودت است.
۵. به محیط کارت دقت کن
حتی اگر شرکت شما محدودیت بودجه داشته باشد، باز هم فرصت یادگیری مهارتهای جدید در همان جایی که روزانه کار میکنی را دستکم نگیر. به محیط کارت دقت کن و ببین همکارانت چه میکنند. آیا پروژهها و مسائلی هست که علاقمند باشی بیشتر دربارهشان یاد بگیری؟ از اعضای تیم یا بخش خودت بپرس که آیا میتوانی در کاری کمکشان کنی یا حتی یک روز همراه کسی باشی. مثلا فرض کن که کار تو نوشتن مطالب بلاگ است، مسئولیت انتشار آن در دنیای بیرون با تیم بازاریابی است. میتوانی – رایگان! – دربارهی SEO و شبکههای اجتماعی یاد بگیری! فقط کافی است کنار همتیمیات بنشینی و موقع چای یا ناهار با او گپ بزنی.
۶. کار داوطلبانه
خیلی خب، شاید شرکت تو نخواهد در پروژهای شرکت کنی که در تخصص لازمه برای آن تجربهی کمی داری، اما خیلی اوقات سازمانهای کار داوطلبانه وجود دارند که به شدت نیازمند نیرو هستند و مشکلی با این ندارند که کار را در حین انجام آن یاد بگیری. به علاوه، سازمانهای مختلف روشهای مختلفی دارند، پس با کار کردن در
در بعضی شرکتها رییس مرتبا به تو پیشنهاد میدهد که در کنفرانس و کارگاه شرکت کنی یا فرصتهایی برای یادگیری در کنار کارت فراهم میکند. ولی شغلهایی هم هستند که برای تکمیل مهارتهایت باید به خودت متکی باشی.
حتی اگر سازمان یا شرکت تو هزینهی آموزش را پرداخت نمیکند (یا آموزش را ارائه نمیدهد)، کارهای مختلفی هست که میتوانی انجام دهی تا راه خودت را به سمت ارتقای مقام بعدی باز کنی یا شایستگی و تخصص خودت در شاخهی کاریات را حفظ کنی. و – حتی از آن بهتر – بیشتر این کارها هیچ هزینهای ندارد.
۱. کتاب، مقاله، و اتاق گفتگو بخوان (یا گوش بده)
مطالعه خیلی مهم است، و چه وبلاگهای کوتاه بخوانی و چه کتاب، تاثیر خودش را میگذارد. پس به جای اینترنتگردی روزانه، محتوایی را بخوان که به تو یاد میدهد، اطلاعات میدهد، و تو را با ابزارها و مهارتها و آدمهای جدید آشنا میکند.
برای شروع، ۳۰ دقیقه در روز برای یاد گرفتن دربارهی پیشهی خودت از پیشروها و متفکرین آن وقت بگذار. موقع کتاب خواندن از ضمیمهها و یادداشتها استفاده کن و ببین نویسنده اطلاعاتش را از کجا گیر آورده است و چطور در شاخهی خودش پژوهش میکند و یاد میگیرد. همینطور میتوانی متخصصین شاخهات را در لینکدین یا توییتر دنبال کنی و ببینی چه محتوایی به اشتراک میگذارند، خودشان چه شرکتهایی را دنبال میکنند، یا در چه گروههایی هستند. و در آخر، فقط دنبال آدمها نباش، شرکتها و سازمانها هم اطلاعات خوبی منتشر میکنند! شرکتهای مختلف در زمینهی کار خودشان وبلاگهایی دارند که با خواندن آن میتوانی دربارهی مهارتهای اساسی آن شاخه یاد بگیری.
حس میکنی وقت کافی برای نشستن و خواندن نداری؟ در مسیر رفتوآمد، موقع ورزش یا حتی کارهای خانه به پادکستها و رادیوهای آنها گوش کن. سرویسهایی مثل ناملیک و شنوتو هم وجود دارد که برخی از چنین مطالبی را به شکل صوتی در اختیار ما میگذارند.
۲. به یک سازمان صنفی و حرفهای ملحق شو
سازمانها و شرکتهای حرفهای منابع فوقالعادهای هستند که اغلب نادیده گرفته میشوند. خیلی از آنها آموزش و کنفرانس فراهم میکنند و افراد حرفهای را به منتورهایی وصل میکنند که میتوانند آنها را راهنمایی کنند، و برای شروع کار در شاخهی خودت هم کمی اعتبار به تو میدهند. با این کار نه فقط به اخبار درجه یک صنعت خودت که به آدمهای سازندهی آن خبرها هم دسترسی داری. بازی برد-برد!
به علاوه میتوانی عضو گروههای غیررسمی در فیسبوک و لینکدین هم بشوی. در چنین فضایی آدمها معمولا کمتر میترسند که سوال کنند یا در گفتگوها شرکت کنند – پس هر چیزی که دوست داری دربارهاش یاد بگیری، بپرس!
۳. آموزش ببین
به لطف اینترنت، کلاس برداشتن هیچوقت آسانتر از این نبوده. یک منبع خوب خارجی Coursera است، بسترهی آنلاینی برای برداشتن کلاس از بهترین دانشگاهها. و فرانش (کائسنای سابق) هم تلاش میکند منابع خوب و باکیفیت برای یادگیری فنون مختلف به زبانی راحت به فارسی تولید کند و در اختیار شما بگذارد. حتی در چنین بسترههایی فرصت شبکهسازی با اساتید و دیگر دانشجویان وجود دارد!
البته یادت باشد، هدف تو این است که یک مهارت خودت را پروش دهی یا در زمینهی خاصی متخصص شوی. برداشتن دورههایی با موضوعات متنوع وسوسهانگیز است، ولی برای شروع اول سعی کن روی یک حوزهی خاص تمرکز کنی.
۴. در رویدادها شرکت کن
حتی اگر شرکت تو از رویدادهای یادگیری حمایت نمیکند، نهادهای دیگری هستند که این کار را بکنند. برای مثال کارگاههایی که کانون کارآفرینی ایران برگزار میکند و کنفرانس وب و موبایل ایران و جلساتی مثل همفکر فرصتهای خوبی برای یادگیری و شبکهسازی و آشنایی با همقطاران و حرفهایهای شاخهی خودت است.
۵. به محیط کارت دقت کن
حتی اگر شرکت شما محدودیت بودجه داشته باشد، باز هم فرصت یادگیری مهارتهای جدید در همان جایی که روزانه کار میکنی را دستکم نگیر. به محیط کارت دقت کن و ببین همکارانت چه میکنند. آیا پروژهها و مسائلی هست که علاقمند باشی بیشتر دربارهشان یاد بگیری؟ از اعضای تیم یا بخش خودت بپرس که آیا میتوانی در کاری کمکشان کنی یا حتی یک روز همراه کسی باشی. مثلا فرض کن که کار تو نوشتن مطالب بلاگ است، مسئولیت انتشار آن در دنیای بیرون با تیم بازاریابی است. میتوانی – رایگان! – دربارهی SEO و شبکههای اجتماعی یاد بگیری! فقط کافی است کنار همتیمیات بنشینی و موقع چای یا ناهار با او گپ بزنی.
۶. کار داوطلبانه
خیلی خب، شاید شرکت تو نخواهد در پروژهای شرکت کنی که در تخصص لازمه برای آن تجربهی کمی داری، اما خیلی اوقات سازمانهای کار داوطلبانه وجود دارند که به شدت نیازمند نیرو هستند و مشکلی با این ندارند که کار را در حین انجام آن یاد بگیری. به علاوه، سازمانهای مختلف روشهای مختلفی دارند، پس با کار کردن در
یک جای جدید – بله، حتی بدون دستمزد – میتوانی روشهای جدیدی برای انجام کار یاد بگیری.
والاستریت ژورنال اخیرا گزارش داد که ٪۶۷ درصد مشاغل متوسط احتیاج به تسلط به یک نرمافزار صفحهگسترده مثل مایکروسافت اکسل دارند. خیلی از موسسههای غیرانتفاعی هم از همین برنامههای ساده استفاده میکنند و این فرصت خوبی است که تواناییهای خودت را گسترش بدهی. و البته به جامعه هم خدمت کنی.
مسئولیت اینکه چه مهارتهایی داری با خود تو است، نه شرکت تو. برای کسب بهترین نتیجه، یک حوزهی تخصصی انتخاب کن، یک برنامه بریز، و مرتبا تمرین کن.
والاستریت ژورنال اخیرا گزارش داد که ٪۶۷ درصد مشاغل متوسط احتیاج به تسلط به یک نرمافزار صفحهگسترده مثل مایکروسافت اکسل دارند. خیلی از موسسههای غیرانتفاعی هم از همین برنامههای ساده استفاده میکنند و این فرصت خوبی است که تواناییهای خودت را گسترش بدهی. و البته به جامعه هم خدمت کنی.
مسئولیت اینکه چه مهارتهایی داری با خود تو است، نه شرکت تو. برای کسب بهترین نتیجه، یک حوزهی تخصصی انتخاب کن، یک برنامه بریز، و مرتبا تمرین کن.
نکاتی در خصوص عنوان مقاله
۱. عنوان باید حتی المقدور بیانگر محتوای مقاله و متناسب با آن باشد.
البته تهیه چنین عنوانی کاری آسان نیست ولی حتی المقدور عنوان را طوری انتخاب کنید که خواننده باخواندن آن تا حدودی حدس بزند که چه می خواهید بگویید. نکته دیگر اینکه عنوان باید متناسب با متن باشد. فرض کنید عنوان مقاله ای روش هایانتقال تکنولوژی است. ما انتظار داریم با مطالعه این مقاله همه یا لااقل مهم ترین روش های انتقال تکنولوژی را بیاموزیم. حال فرض کنید نویسنده این مقاله چند روش مهم انتقال تکنولوژی را از قلم انداخته باشد، در این صورت عنوان انتخاب شده برای مقاله نوعی لاف زنی است. مقاله نویسی مثل کشیدن تصویر هیکل یک انسان است. هیچ گاه سر این انسان را خیلی بزرگتر یا خیلی کوچکتر از تنش نکشید. اگر در همین مقاله نویسنده فقط بطور خلاصه به معرفی روش های انتقال تکنولوژی همت گمارده، واجب است فروتنانه عنوان مقاله اش را اینگونه انتخاب کند: مروری کوتاه بر روش های انتقال تکنولوژی یا آشنایی کلی با رو شهای انتقال تکنولوژی.
۲. گاهی استفاده از عنوان فرعی راه گشا است.
نکته دیگری وجود دارد که به کار گرفتن آن قدرت مانور شما را در جذب خواننده بیشتر می کند و آن کمک گرفتن از عنوان فرعیمقاله است. به عنوان مثال فرض کنید می خواهیم در مقاله ای آرای سه تن از صاحب نظران را درباره تعریف تکنولوژی نقد و بررسی کنیم. در چنین موردی یک پیشنهاد خوب این است که عنوان اصلی مقاله را سه تعریف از تکنولوژی انتخاب کنیم و ذیل این عنوان با فونتی کوچکتر عنوان فرعی را بیاوریم: تبیین، بررسی و نقد آرای الف، ب و ج درباره تعریف تکنولوژی. (بجای الف، ب و ج اسامی صاحب نظران رامی نویسیم) بار اصلی بر دوش عنوان فرعی گذاشته شده است ولی در عوض عنوان اصلی این فرصت رامی یابد که به علت کوتاه بودن و پیچیده نبودن آسان تر دلربایی کند.
۳. تحلیل و پردازش عنوان برای خواننده در نگاه اول باید آسان باشد.
تحلیل و پردازش عنوان مقاله در نگاه اول نباید انرژی ذهنی زیادی از خواننده تلف کند. سعی کنید تاجایی که امکان دارد عنوان مقاله طولانی نباشد. عنوان کوتاه هم راحت تر در ذهن می ماند و هم راحت ترتحلیل و پردازش می شود. ضمنًا سعی کنید در عنوان نویسی از لغات و کلمات همه فهمتری استفاده نمایید. البته این امر نسبی است و بستگی به سطح معلومات مخاطبان مقاله دارد. مثلا اگر مخاطبان مقاله شما اساتید دانشگاه باشند، استفاده از لغات مشکل و پیچیده در حدی که اکثر اساتید دانشگاه آنها را بفهمند اشکالی ندارد.
۴. خیلی خوب است که عنوان به تنهایی خواننده را به مطالعه مقاله ترغیب کند.
به عنوان های زیر توجه بفرمایید:
– ارمغان مدیریت تکنولوژی: ثروت و قدرت
– بر زمان مدیریت کنید!
– ربع قرن سیاست علم و تکنولوژی در عرض ده دقیقه
– آیا واقعًا مفهوم تکنولوژی را می دانیم؟
– انسان در زندان نامرئی تکنولوژی
– ده اشتباه رایج مدیران
– و… .
هر کدام از این عناوین به نحوی خواننده را به مطالعه ترغیب می کند.
برای اینکه استعداد عنوان نویسی در شما شکوفا شود می توانید در اوقات فراغت سری به کتاب فروشی ها بزنید و از پشت ویترین عنوان کتابها را با تأمل بخوانید. چه ظرافت و ذوق درانتخاب آنها به کار رفته است!؟ واقعًا خواندن عناوین که حرفه ا ها انتخاب م کنند، انسان را سرمست می کند. اینطور نیست؟
http://content.public.beetalkiran.com/513/056398/627/1454849080.html
۱. عنوان باید حتی المقدور بیانگر محتوای مقاله و متناسب با آن باشد.
البته تهیه چنین عنوانی کاری آسان نیست ولی حتی المقدور عنوان را طوری انتخاب کنید که خواننده باخواندن آن تا حدودی حدس بزند که چه می خواهید بگویید. نکته دیگر اینکه عنوان باید متناسب با متن باشد. فرض کنید عنوان مقاله ای روش هایانتقال تکنولوژی است. ما انتظار داریم با مطالعه این مقاله همه یا لااقل مهم ترین روش های انتقال تکنولوژی را بیاموزیم. حال فرض کنید نویسنده این مقاله چند روش مهم انتقال تکنولوژی را از قلم انداخته باشد، در این صورت عنوان انتخاب شده برای مقاله نوعی لاف زنی است. مقاله نویسی مثل کشیدن تصویر هیکل یک انسان است. هیچ گاه سر این انسان را خیلی بزرگتر یا خیلی کوچکتر از تنش نکشید. اگر در همین مقاله نویسنده فقط بطور خلاصه به معرفی روش های انتقال تکنولوژی همت گمارده، واجب است فروتنانه عنوان مقاله اش را اینگونه انتخاب کند: مروری کوتاه بر روش های انتقال تکنولوژی یا آشنایی کلی با رو شهای انتقال تکنولوژی.
۲. گاهی استفاده از عنوان فرعی راه گشا است.
نکته دیگری وجود دارد که به کار گرفتن آن قدرت مانور شما را در جذب خواننده بیشتر می کند و آن کمک گرفتن از عنوان فرعیمقاله است. به عنوان مثال فرض کنید می خواهیم در مقاله ای آرای سه تن از صاحب نظران را درباره تعریف تکنولوژی نقد و بررسی کنیم. در چنین موردی یک پیشنهاد خوب این است که عنوان اصلی مقاله را سه تعریف از تکنولوژی انتخاب کنیم و ذیل این عنوان با فونتی کوچکتر عنوان فرعی را بیاوریم: تبیین، بررسی و نقد آرای الف، ب و ج درباره تعریف تکنولوژی. (بجای الف، ب و ج اسامی صاحب نظران رامی نویسیم) بار اصلی بر دوش عنوان فرعی گذاشته شده است ولی در عوض عنوان اصلی این فرصت رامی یابد که به علت کوتاه بودن و پیچیده نبودن آسان تر دلربایی کند.
۳. تحلیل و پردازش عنوان برای خواننده در نگاه اول باید آسان باشد.
تحلیل و پردازش عنوان مقاله در نگاه اول نباید انرژی ذهنی زیادی از خواننده تلف کند. سعی کنید تاجایی که امکان دارد عنوان مقاله طولانی نباشد. عنوان کوتاه هم راحت تر در ذهن می ماند و هم راحت ترتحلیل و پردازش می شود. ضمنًا سعی کنید در عنوان نویسی از لغات و کلمات همه فهمتری استفاده نمایید. البته این امر نسبی است و بستگی به سطح معلومات مخاطبان مقاله دارد. مثلا اگر مخاطبان مقاله شما اساتید دانشگاه باشند، استفاده از لغات مشکل و پیچیده در حدی که اکثر اساتید دانشگاه آنها را بفهمند اشکالی ندارد.
۴. خیلی خوب است که عنوان به تنهایی خواننده را به مطالعه مقاله ترغیب کند.
به عنوان های زیر توجه بفرمایید:
– ارمغان مدیریت تکنولوژی: ثروت و قدرت
– بر زمان مدیریت کنید!
– ربع قرن سیاست علم و تکنولوژی در عرض ده دقیقه
– آیا واقعًا مفهوم تکنولوژی را می دانیم؟
– انسان در زندان نامرئی تکنولوژی
– ده اشتباه رایج مدیران
– و… .
هر کدام از این عناوین به نحوی خواننده را به مطالعه ترغیب می کند.
برای اینکه استعداد عنوان نویسی در شما شکوفا شود می توانید در اوقات فراغت سری به کتاب فروشی ها بزنید و از پشت ویترین عنوان کتابها را با تأمل بخوانید. چه ظرافت و ذوق درانتخاب آنها به کار رفته است!؟ واقعًا خواندن عناوین که حرفه ا ها انتخاب م کنند، انسان را سرمست می کند. اینطور نیست؟
http://content.public.beetalkiran.com/513/056398/627/1454849080.html
Beetalkiran
نکاتی در خصوص عنوان مقاله
قبلاً در یکی از پستها نرمافزار StyleWriter را به شما معرفی کردم که میتوانست با اصلاح سبک نگارش شما در زبان انگلیسی، مقالات یا متونی که به زبان انگلیسی مینویسید را تا حد زیادی ارتقاء داده و یا شما را برای بخش نوشتاری آزمون Toefl یا امثال آن آماده نماید.
با توجه به اینکه نرمافزارهایی از این دست، هر یک توانمندیها و نقاط ضعف خاص خود را دارند، لذا همواره داشتن چند نرمافزار در این خصوص و اصلاح متون انگلیسی خود با همهی آنها میتواند بسیار بهتر و مفیدتر از تکیه کردن بر یک نرمافزار واحد باشد. لذا در اینجا نرمافزار جدید و قدرتمندی را در این زمینه به شما معرفی میکنم.
نرمافزار WhiteSmoke
http://www.whitesmoke.com/
یکی از نرمافزارهای پیشرو در صنعت نرمافزارهای بهبود نگارش در زبان انگلیسی است. این نرمافزار مجموعهای کامل از توانمندیها از قبیل غلطیاب املایی، ابزارهای ویرایشی، کنترلکنندهی گرامر، بررسیکنندهی سبک نگارش، فرهنگ لغت انگلیسی، فرهنگ مترادفات انگلیسی و بسیاری ابزارهای دیگر را در یک جا جمع کرده است تا به کاربران خود کمک کند تا نگارش انگلیسی بهتری داشته باشند. این نرمافزار با تمامی نرمافزارهای پردازش متن (Word و غیره) سازگار میباشد که این نکته نیز از توانمندیهای خوب این نرمافزار به شمار میرود.
در اینجا برخی از ویژگیهای این نرمافزار قوی و جدید را بطور مختصر ارائه میکنم:
* بررسی سبک نگارش: که به کیفیت نگارشی متن شما نمره میدهد (بر اساس مواردی از قبیل نکات گرامری، املایی، نگارشی و علامتگذاریها، و تجزیه و تحلیل اقلامی چون فراوانی افعال مجهول، متوسط طول جملات، میزان پیچیدگی کلمات بکارگرفتهشده، و غیره).
* توضیح در مورد اشتباهات (که برای یادگیری بسیار مفید است)
* قالبهای از پیش آماده برای نامهنگاری
* قابلیت تصحیح به محض نگارش (تصحیح خودکار)
* واسط کاربری بسیار زیبا و کاربردی
* سرعت عملکرد
* دقت بالای الگوریتمهای بررسیکنندهی متن
* سازگاری با انواع نرمافزارهای پردازش متن (از Word و WordPerfect گرفته تا Open Office) و همچنین سیستم عامل ویندوز 32 بیتی و 64 بیتی
محیط برنامه را میتوانید در تصویر زیر مشاهده نمایید:
با توجه به اینکه نرمافزارهایی از این دست، هر یک توانمندیها و نقاط ضعف خاص خود را دارند، لذا همواره داشتن چند نرمافزار در این خصوص و اصلاح متون انگلیسی خود با همهی آنها میتواند بسیار بهتر و مفیدتر از تکیه کردن بر یک نرمافزار واحد باشد. لذا در اینجا نرمافزار جدید و قدرتمندی را در این زمینه به شما معرفی میکنم.
نرمافزار WhiteSmoke
http://www.whitesmoke.com/
یکی از نرمافزارهای پیشرو در صنعت نرمافزارهای بهبود نگارش در زبان انگلیسی است. این نرمافزار مجموعهای کامل از توانمندیها از قبیل غلطیاب املایی، ابزارهای ویرایشی، کنترلکنندهی گرامر، بررسیکنندهی سبک نگارش، فرهنگ لغت انگلیسی، فرهنگ مترادفات انگلیسی و بسیاری ابزارهای دیگر را در یک جا جمع کرده است تا به کاربران خود کمک کند تا نگارش انگلیسی بهتری داشته باشند. این نرمافزار با تمامی نرمافزارهای پردازش متن (Word و غیره) سازگار میباشد که این نکته نیز از توانمندیهای خوب این نرمافزار به شمار میرود.
در اینجا برخی از ویژگیهای این نرمافزار قوی و جدید را بطور مختصر ارائه میکنم:
* بررسی سبک نگارش: که به کیفیت نگارشی متن شما نمره میدهد (بر اساس مواردی از قبیل نکات گرامری، املایی، نگارشی و علامتگذاریها، و تجزیه و تحلیل اقلامی چون فراوانی افعال مجهول، متوسط طول جملات، میزان پیچیدگی کلمات بکارگرفتهشده، و غیره).
* توضیح در مورد اشتباهات (که برای یادگیری بسیار مفید است)
* قالبهای از پیش آماده برای نامهنگاری
* قابلیت تصحیح به محض نگارش (تصحیح خودکار)
* واسط کاربری بسیار زیبا و کاربردی
* سرعت عملکرد
* دقت بالای الگوریتمهای بررسیکنندهی متن
* سازگاری با انواع نرمافزارهای پردازش متن (از Word و WordPerfect گرفته تا Open Office) و همچنین سیستم عامل ویندوز 32 بیتی و 64 بیتی
محیط برنامه را میتوانید در تصویر زیر مشاهده نمایید:
WhiteSmoke
English Grammar Checker Software | WhiteSmoke
WhiteSmoke software products for writing and language. WhiteSmoke is a grammar checker, spell checker, style checker and more - in a single package. Also featuring translation software and English video courses.
این برنامه دارای نسخههای فراوانی است که هر یک از نسخهها برای یک رشته یا موضوع خاص تهیه شدهاند و قاعدتاً در آن رشته خاص، توانایی بیشتری نسبت به سایر نسخههای برنامه دارند:
General Writing Version
Business Writing Version
Creative Writing Version
Hi-Tech Writing Version
BIO-Medical Writing Version
Executive Writing Version
Legal Writing Version
شما میتوانید نسخهی آزمایشی برنامه را از اینجا دریافت کنید (تقریباً 8 مگابایت) و مورد استفاده قرار دهید.
http://get.whitesmoke.com/WhiteSmoke_2015_Trial.exe
General Writing Version
Business Writing Version
Creative Writing Version
Hi-Tech Writing Version
BIO-Medical Writing Version
Executive Writing Version
Legal Writing Version
شما میتوانید نسخهی آزمایشی برنامه را از اینجا دریافت کنید (تقریباً 8 مگابایت) و مورد استفاده قرار دهید.
http://get.whitesmoke.com/WhiteSmoke_2015_Trial.exe
چطور هر چیزی رو سریعتر یاد بگیریم
در این دوره و روزگار اگر یک مهارت باشه که آدم برای پیشرفت خوب در زندگی لازم داره، همین مهارت یادگیری سریعه.
«ای کاش سه سال پیش زبان یاد گرفته بودم...»
«ای کاش وقتی هنوز بیست و چند سالم بود کار و کاسبی یاد گرفته بودم...»
ای کاش.
برای خیلی از ما، چیزهایی که میخوایم یاد بگیریم از وقتی که داریم بیشتره. و هرچقدر دسترسی به اطلاعات در اینترنت آسانتر میشه، شمار چیزهایی که دلمون میخواد یاد بگیریم هم بیشتر میشه. این یعنی تنها متغیری که هنوز کنترلش دست خود ما است، زمانیه که به یادگیری اونها میگذرونیم.
کوتاه کردن منحنی یادگیری موضوعیه که سالها است در موردش پژوهش میشه، و این راهنما به اصول اساسی یادگیری سریعتر میپردازه. اگر این اصول رعایت بشه و به کار گرفته بشه، میتونی به کمک اونها خیلی سریعتر یاد بگیری و به هر شاخهای مسلط بشی، از جمله زبان، مهارتهای کسبوکار، ساز موسیقی و خیلی چیزهای دیگه.
این اصلها از این قراره:
۱. چرخ رو از اول اختراع نکن
چرا باید چیزی که قبلا درست شده رو دوباره اختراع کنی؟ ما وقتی چیز جدیدی یاد میگیریم، معمولا تمایل داریم به تنهایی به اون موضوع مسلط بشیم و نگاه نمیکنیم که با راهنمایی گرفتن از آدمهایی که قبلا اون چیز رو یاد گرفتهان، چقدر میتونیم در وقت و انرژی لازم صرفهجویی کنیم.
به زمانی فکر کن که برای اولین بار داشتی یاد میگرفتی زبان جدیدی صحبت کنی یا کار جدیدی یاد بگیری. احتمالا در اول کار یه منحنی یادگیری سریع و سربالا داشتی، اما بعد از چند سال یا حتی چند ماه تجربه و خطا، حالا میتونی راه میانبری جلوی دوستت بگذاری که از اون اشتباههای تو دوری کنه.
برای اینکه سریعتر به تسلط برسیم، اولین گام ما باید این باشه که با بهترین بازیکنهای میدان صحبت کنیم، و راهمون رو مطابق الگوی کسانی بریم که راه رو برای ما فرش کردهان. خیلی از رهبران بزرگ ثابت کردهان که سریعترین راه برای تسلط به هر مهارت، راهبرد یا هدفی در زندگی اینه که پا جای پای کسانی بگذاریم که پیش از ما این راه رو رفتهان و ساختهان. اگر بتونی کسی رو پیدا کنی که به نتیجهٔ مورد نظرت رسیده و تو هم همون کارهایی رو بکنی که اون کرده، تو هم میتونی به همون نتیجه دست پیدا کنی.
مهم نیست چند سالته، پیشزمینهات چیه، یا مردی یا زنی. الگوبرداری به تو این امکان رو میده که به سرعت به سمت رویات بری و در زمان کوتاهتری به جای خیلی بهتری برسی. در این دوره و زمانه، این امکان هست که در بین کتابها و بلاگها و ویدیوهای آموزشی و مشاوره و افراد آشنا و خیلی جاهای دیگه، تقریبا هر راهکار موجود رو جایی پیدا کرد.
پیکاسوی بزرگ هم حتی میگفت: «هنرمند خوب کپی میکنه. هنرمند بزرگ میدزده.»
۲. مهارت رو بشکن
گام بعدی برای کوتاه کردن منحنی یادگیری، اینه که مهارتی که میبینی رو به اجزای پایه و تشکیلدهندهاش بشکنی. بخشها رو هم بشکن و مهمترین چیزهایی که اول از همه باید تمرین کنی رو پیدا کن. (یه قاعدهای هست که میگه ۸۰ درصد نتیجهٔ مورد نظر رو میشه با انجام ۲۰ درصد کارها به دست آورد.)
این نکته رو به تقریبا هر چیزی در زندگی میشه تعمیم داد، از جمله:
کسبوکار (۸۰ درصد فروش از ۲۰ درصد مشتریها به دست میاد)
بهرهوری کارکنان (۸۰ درصد نتایج از ۲۰ درصد کارکنان به دست میاد)
خوشبختی (۸۰ درصد احساس خوشبختی از ۲۰ درصد رابطهها به دست میاد)
تجربهٔ سفر (۸۰ درصد سفرمون رو میشه در ۲۰ درصد لحظات برجستهتر خلاصه کرد)
با پذیرفتن این طرز فکر میبینیم که چیزهای خیلی کمی هستن که تغییر بزرگی در جنبههای مختلف زندگی ایجاد میکنن، از جمله در یادگیری. هدف ما اینه که این ۲۰ درصد از محتوای یادگیری رو که ۸۰ درصد نتیجه ازش به دست میاد رو پیدا و جدا کنیم.
از قضا، کارشناسهای یادگیری سریع قبلا به این ایده رسیدهان و مثالهای محکمی فراهم کردهان که چطور این کار رو به خوبی انجام بدیم. جاش کافمن در سخنرانی خودش در TED میگه که اعتقاد نداشته برای تسلط پیدا کردن به یه مهارت، ۱۰،۰۰۰ ساعت زمان لازمه (عددی که نتیجهٔ یه پژوهش دربارهٔ ساعتهای لازم برای کاملا حرفهای شدن در یک زمینه است، از موسیقی تا فوتبال تا کسبوکار). به جای اون، نکتهٔ کلیدی اینه که ۲۰ ساعت اول رو خیلی جدی بگیریم و مهمترین زیرمجموعهٔ مهارت رو در این چارچوب زمانی یاد بگیریم تا به بیشترین تاثیر برسیم. پژوهشهای متعددی در زمینهٔ کسب مهارتهای حرکتی و شناختی نشون داده که اولین ساعات تمرین یک مهارت جدید بیشترین میزان بهبود در عملکرد رو تولید میکنن. (قانون پارکینسون در مدیریت میگه که هر کاری به اندازهٔ زمان تخصیص داده شده به اون کار کش میاد.)
۳. چندوظیفگی و کار موازی رو کنار بگذار
موازی کار کردن از اون لذتهای بدیه که همهٔ ما در عصر نوتیفیکیشن بیوقفه و برنامههای موبایل بهش عادت پیدا کردیم. هر د
در این دوره و روزگار اگر یک مهارت باشه که آدم برای پیشرفت خوب در زندگی لازم داره، همین مهارت یادگیری سریعه.
«ای کاش سه سال پیش زبان یاد گرفته بودم...»
«ای کاش وقتی هنوز بیست و چند سالم بود کار و کاسبی یاد گرفته بودم...»
ای کاش.
برای خیلی از ما، چیزهایی که میخوایم یاد بگیریم از وقتی که داریم بیشتره. و هرچقدر دسترسی به اطلاعات در اینترنت آسانتر میشه، شمار چیزهایی که دلمون میخواد یاد بگیریم هم بیشتر میشه. این یعنی تنها متغیری که هنوز کنترلش دست خود ما است، زمانیه که به یادگیری اونها میگذرونیم.
کوتاه کردن منحنی یادگیری موضوعیه که سالها است در موردش پژوهش میشه، و این راهنما به اصول اساسی یادگیری سریعتر میپردازه. اگر این اصول رعایت بشه و به کار گرفته بشه، میتونی به کمک اونها خیلی سریعتر یاد بگیری و به هر شاخهای مسلط بشی، از جمله زبان، مهارتهای کسبوکار، ساز موسیقی و خیلی چیزهای دیگه.
این اصلها از این قراره:
۱. چرخ رو از اول اختراع نکن
چرا باید چیزی که قبلا درست شده رو دوباره اختراع کنی؟ ما وقتی چیز جدیدی یاد میگیریم، معمولا تمایل داریم به تنهایی به اون موضوع مسلط بشیم و نگاه نمیکنیم که با راهنمایی گرفتن از آدمهایی که قبلا اون چیز رو یاد گرفتهان، چقدر میتونیم در وقت و انرژی لازم صرفهجویی کنیم.
به زمانی فکر کن که برای اولین بار داشتی یاد میگرفتی زبان جدیدی صحبت کنی یا کار جدیدی یاد بگیری. احتمالا در اول کار یه منحنی یادگیری سریع و سربالا داشتی، اما بعد از چند سال یا حتی چند ماه تجربه و خطا، حالا میتونی راه میانبری جلوی دوستت بگذاری که از اون اشتباههای تو دوری کنه.
برای اینکه سریعتر به تسلط برسیم، اولین گام ما باید این باشه که با بهترین بازیکنهای میدان صحبت کنیم، و راهمون رو مطابق الگوی کسانی بریم که راه رو برای ما فرش کردهان. خیلی از رهبران بزرگ ثابت کردهان که سریعترین راه برای تسلط به هر مهارت، راهبرد یا هدفی در زندگی اینه که پا جای پای کسانی بگذاریم که پیش از ما این راه رو رفتهان و ساختهان. اگر بتونی کسی رو پیدا کنی که به نتیجهٔ مورد نظرت رسیده و تو هم همون کارهایی رو بکنی که اون کرده، تو هم میتونی به همون نتیجه دست پیدا کنی.
مهم نیست چند سالته، پیشزمینهات چیه، یا مردی یا زنی. الگوبرداری به تو این امکان رو میده که به سرعت به سمت رویات بری و در زمان کوتاهتری به جای خیلی بهتری برسی. در این دوره و زمانه، این امکان هست که در بین کتابها و بلاگها و ویدیوهای آموزشی و مشاوره و افراد آشنا و خیلی جاهای دیگه، تقریبا هر راهکار موجود رو جایی پیدا کرد.
پیکاسوی بزرگ هم حتی میگفت: «هنرمند خوب کپی میکنه. هنرمند بزرگ میدزده.»
۲. مهارت رو بشکن
گام بعدی برای کوتاه کردن منحنی یادگیری، اینه که مهارتی که میبینی رو به اجزای پایه و تشکیلدهندهاش بشکنی. بخشها رو هم بشکن و مهمترین چیزهایی که اول از همه باید تمرین کنی رو پیدا کن. (یه قاعدهای هست که میگه ۸۰ درصد نتیجهٔ مورد نظر رو میشه با انجام ۲۰ درصد کارها به دست آورد.)
این نکته رو به تقریبا هر چیزی در زندگی میشه تعمیم داد، از جمله:
کسبوکار (۸۰ درصد فروش از ۲۰ درصد مشتریها به دست میاد)
بهرهوری کارکنان (۸۰ درصد نتایج از ۲۰ درصد کارکنان به دست میاد)
خوشبختی (۸۰ درصد احساس خوشبختی از ۲۰ درصد رابطهها به دست میاد)
تجربهٔ سفر (۸۰ درصد سفرمون رو میشه در ۲۰ درصد لحظات برجستهتر خلاصه کرد)
با پذیرفتن این طرز فکر میبینیم که چیزهای خیلی کمی هستن که تغییر بزرگی در جنبههای مختلف زندگی ایجاد میکنن، از جمله در یادگیری. هدف ما اینه که این ۲۰ درصد از محتوای یادگیری رو که ۸۰ درصد نتیجه ازش به دست میاد رو پیدا و جدا کنیم.
از قضا، کارشناسهای یادگیری سریع قبلا به این ایده رسیدهان و مثالهای محکمی فراهم کردهان که چطور این کار رو به خوبی انجام بدیم. جاش کافمن در سخنرانی خودش در TED میگه که اعتقاد نداشته برای تسلط پیدا کردن به یه مهارت، ۱۰،۰۰۰ ساعت زمان لازمه (عددی که نتیجهٔ یه پژوهش دربارهٔ ساعتهای لازم برای کاملا حرفهای شدن در یک زمینه است، از موسیقی تا فوتبال تا کسبوکار). به جای اون، نکتهٔ کلیدی اینه که ۲۰ ساعت اول رو خیلی جدی بگیریم و مهمترین زیرمجموعهٔ مهارت رو در این چارچوب زمانی یاد بگیریم تا به بیشترین تاثیر برسیم. پژوهشهای متعددی در زمینهٔ کسب مهارتهای حرکتی و شناختی نشون داده که اولین ساعات تمرین یک مهارت جدید بیشترین میزان بهبود در عملکرد رو تولید میکنن. (قانون پارکینسون در مدیریت میگه که هر کاری به اندازهٔ زمان تخصیص داده شده به اون کار کش میاد.)
۳. چندوظیفگی و کار موازی رو کنار بگذار
موازی کار کردن از اون لذتهای بدیه که همهٔ ما در عصر نوتیفیکیشن بیوقفه و برنامههای موبایل بهش عادت پیدا کردیم. هر د
ه دقیقه ایمیلمون رو چک میکنیم، صفحهٔ اینستاگرام رو بالا و پایین میکنیم، و با همکارمون گرم صحبت میشیم. چندوظیفگی یکی از بزرگترین موانعیه که جلوی یادگیری سریعتر رو میگیره.
کامپیوتر خودت رو در نظر بگیر. وقتی بیشتر از بیست تا برگهٔ مختلف توی مرورگر باز کنی، کامپیوترت کند میشه و بعدش برای انجام هر کاری وقت بیشتری میگیره. پژوهشها هم نشون داده که وقتی حواس کسی پرت میشه، بهطور متوسط ۲۵ دقیقه وقت میبره تا دوباره روی کارش تمرکز کنه. از اون مهمتر، یه پژوهش توسط دانشگاه ایرواین کالیفورنیا نشون داد که یه کارمند قبل از حواسپرتی بعدی فقط حدود ۱۱ دقیقه مشغول کار جدی میشه.
همین نکته در تمرکز بلند مدت هم صدق میکنه. خیلی از ما نمیتونیم ۶ تا ۱۲ ماهی که برای یادگیری یه مهارت لازمه رو بهش اختصاص بدیم، چون مرتب ایدهها و پروژهها و سرگرمیهای جدید سر راهمون سبز میشه. و وقتی تمرکزمون روی یه حواسپرتی جدید میره، خیلی سخته که دوباره اون اشتیاق و انگیزهٔ لازم برای تمرکز روی مهارت قبلی رو دوباره به دست بیاریم.
وقتی که زیرمجموعهٔ مهارتهایی که بیشترین نتیجه رو بهت میده پیدا کردی، فقط روی بهبود اون مهارتها کار کن و تا وقتی بهشون مسلط نشدی از یاد گرفتن هر چیز دیگهای دوری کن.
۴. تکرار، تکرار، تکرار
جایی که بیشتر ما مشکل داریم، و چیزی که خیلی از ما دوست نداریم بشنویم، این قاعده است که تسلط سریع به هر مهارتی احتیاج به تمرین داره.
یادگیری احتیاج به پشتکار و تداوم در انجام اون مهارت داره، بارها و بارها، تا بالاخره بتونی ناخودآگاه و بدون فکر کردن هم انجامش بدی.
بهترینهای هر کاری در دنیا، به خوبی این «راز» یادگیری سریعتر و بهترین بودن رو درک میکنن، اما به ندرت درمورد اهمیتش صحبت میشه چون اصلا جذاب نیست.
عملکردی در سطح بهترینها، معمولا نتیجهٔ تمرین در سطح بهترینها است نه استعداد ذاتی. مردم اعتقاد دارن که چون عملکرد بهترینها از نظر کیفی فاصلهٔ زیادی با عملکرد عادی داره، پس بهترینها حتما خصوصیات کیفی متفاوتی با آدمهای عادی دارن. این نگاه باعث شده که به مهمترین عامل موفقیت اونها، یعنی تمرین زیاد، بیتوجهی بشه.
۵. بازخورد آنی بگیر
در ۱۹۶۰، گروه مشهور بیتلز که در اون زمان هنوز یه گروه راک دبیرستانی بیشتر نبودن، به هامبورگ آلمان رفتن تا در باشگاههای محلی اجرا کنن. پول خوبی نمیگرفتن. تجهیزات ضعیف بود. مخاطب جدیشون نمیگرفت. ولی اعضای بیتلز چه چیزی از تجربهٔ هامبورگ به دست آوردن؟ ساعتهای متمادی نواختن، تمرین، و بازخورد آنی که اونها رو وادار میکرد بهتر بشن. این همون نکتهٔ مهمی بود که بیتلز رو به اوج برد. گروه فقط محض تمرین در پارکینگ خونه تمرین نکرده بود، بلکه در مقابل شنوندهٔ زنده تمرین کرده بودن که در هر لحظه بازخورد انتقادی و سازنده میداد.
هر چقدر مهارت بیتلز بیشتر میشد، شنوندهها هم اجراهای بیشتری میخواستن – که یعنی زمان اجرای بیشتری گیرشون میاومد. تا سال ۱۹۶۲ به شبی هشت ساعت اجرا رسیده بودن، هر هفت شب هفته. تا سال ۱۹۶۴ که به صحنهٔ بینالمللی اومدن، بیتلها بیشتر از ۱۲۰۰ کنسرت در کنار هم اجرا کرده بودن. اگر بخوایم مقایسه کنیم، بیشتر گروههای امروزی در کل دوران کارشون ۱۲۰۰ اجرا ندارن.
۶. استقامت به خرج بده
متاسفانه بیشتر ما قبل یا وسط چیزی که سث گودین اسمش رو گذاشته «چاله» تسلیم میشیم. گودین میگه که اگرچه خیلی مهمه که بدونی چه موقع کار رو رها کنی، ولی خیلی از برندههای احتمالی هم به این خاطر به موفقیت نمیرسن که قبل از چاله کار رو رها میکنن. گودین میگه پنج دلیل وجود داره که ممکنه نگذاره تو در جهان اول بشی:
۱. وقت تموم کنی (و تسلیم بشی)
۲. پول تموم کنی (و تسلیم بشی)
۳. بترسی (و تسلیم بشی)
۴. جدی نباشی (و تسلیم بشی)
۵. شوقت رو از دست بدی (و تسلیم بشی)
روانشناسها هم روی چیزی موسوم به چرخهٔ گذار پژوهش کردهان. این یه چرخهٔ پیشرفته که هر وقت تغییر یا چیز جدیدی رو تجربه میکنیم، این چرخه رو از سر میگذرونیم، مثلا یه اتفاق بد یا فرصت یاد گرفتن یه چیز تازه. همهٔ ما وقتی چیز جدیدی رو شروع میکنیم حس رضایت و خوشحالی داریم. به همین خاطر هست که معتاد نوتیفیکیشنهای شبکههای اجتماعی میشیم، چون هر بار در مغز ما دوپامین ترشح میشه.
وقتی این ماهعسل تموم بشه، ما «چاله» رو تجربه میکنیم و شیب پیشرفت ما شروع به یکنواخت شدن و محو شدن میکنه. همین جا است که بیشتر ما دست از ادامهٔ راه میکشیم. اهمیت این موضوع در اونجا است که اگر وقتی داری چیز جدیدی یاد میگیری، پیشبینیاش رو بکنی که یه چاله سر راهت در میاد، برات راحتتر خواهد بود که ازش عبور کنی. از اون مهمتر، چاله به این خاطر وجود داره که کسانی که پایداری میکنن و ادامه میدن، بتونن سوار موج پیشرفتی بشن که بعد از چاله میاد.
پس برای مرور روشهای کوتاه کردن منحنی یادگیری:
کامپیوتر خودت رو در نظر بگیر. وقتی بیشتر از بیست تا برگهٔ مختلف توی مرورگر باز کنی، کامپیوترت کند میشه و بعدش برای انجام هر کاری وقت بیشتری میگیره. پژوهشها هم نشون داده که وقتی حواس کسی پرت میشه، بهطور متوسط ۲۵ دقیقه وقت میبره تا دوباره روی کارش تمرکز کنه. از اون مهمتر، یه پژوهش توسط دانشگاه ایرواین کالیفورنیا نشون داد که یه کارمند قبل از حواسپرتی بعدی فقط حدود ۱۱ دقیقه مشغول کار جدی میشه.
همین نکته در تمرکز بلند مدت هم صدق میکنه. خیلی از ما نمیتونیم ۶ تا ۱۲ ماهی که برای یادگیری یه مهارت لازمه رو بهش اختصاص بدیم، چون مرتب ایدهها و پروژهها و سرگرمیهای جدید سر راهمون سبز میشه. و وقتی تمرکزمون روی یه حواسپرتی جدید میره، خیلی سخته که دوباره اون اشتیاق و انگیزهٔ لازم برای تمرکز روی مهارت قبلی رو دوباره به دست بیاریم.
وقتی که زیرمجموعهٔ مهارتهایی که بیشترین نتیجه رو بهت میده پیدا کردی، فقط روی بهبود اون مهارتها کار کن و تا وقتی بهشون مسلط نشدی از یاد گرفتن هر چیز دیگهای دوری کن.
۴. تکرار، تکرار، تکرار
جایی که بیشتر ما مشکل داریم، و چیزی که خیلی از ما دوست نداریم بشنویم، این قاعده است که تسلط سریع به هر مهارتی احتیاج به تمرین داره.
یادگیری احتیاج به پشتکار و تداوم در انجام اون مهارت داره، بارها و بارها، تا بالاخره بتونی ناخودآگاه و بدون فکر کردن هم انجامش بدی.
بهترینهای هر کاری در دنیا، به خوبی این «راز» یادگیری سریعتر و بهترین بودن رو درک میکنن، اما به ندرت درمورد اهمیتش صحبت میشه چون اصلا جذاب نیست.
عملکردی در سطح بهترینها، معمولا نتیجهٔ تمرین در سطح بهترینها است نه استعداد ذاتی. مردم اعتقاد دارن که چون عملکرد بهترینها از نظر کیفی فاصلهٔ زیادی با عملکرد عادی داره، پس بهترینها حتما خصوصیات کیفی متفاوتی با آدمهای عادی دارن. این نگاه باعث شده که به مهمترین عامل موفقیت اونها، یعنی تمرین زیاد، بیتوجهی بشه.
۵. بازخورد آنی بگیر
در ۱۹۶۰، گروه مشهور بیتلز که در اون زمان هنوز یه گروه راک دبیرستانی بیشتر نبودن، به هامبورگ آلمان رفتن تا در باشگاههای محلی اجرا کنن. پول خوبی نمیگرفتن. تجهیزات ضعیف بود. مخاطب جدیشون نمیگرفت. ولی اعضای بیتلز چه چیزی از تجربهٔ هامبورگ به دست آوردن؟ ساعتهای متمادی نواختن، تمرین، و بازخورد آنی که اونها رو وادار میکرد بهتر بشن. این همون نکتهٔ مهمی بود که بیتلز رو به اوج برد. گروه فقط محض تمرین در پارکینگ خونه تمرین نکرده بود، بلکه در مقابل شنوندهٔ زنده تمرین کرده بودن که در هر لحظه بازخورد انتقادی و سازنده میداد.
هر چقدر مهارت بیتلز بیشتر میشد، شنوندهها هم اجراهای بیشتری میخواستن – که یعنی زمان اجرای بیشتری گیرشون میاومد. تا سال ۱۹۶۲ به شبی هشت ساعت اجرا رسیده بودن، هر هفت شب هفته. تا سال ۱۹۶۴ که به صحنهٔ بینالمللی اومدن، بیتلها بیشتر از ۱۲۰۰ کنسرت در کنار هم اجرا کرده بودن. اگر بخوایم مقایسه کنیم، بیشتر گروههای امروزی در کل دوران کارشون ۱۲۰۰ اجرا ندارن.
۶. استقامت به خرج بده
متاسفانه بیشتر ما قبل یا وسط چیزی که سث گودین اسمش رو گذاشته «چاله» تسلیم میشیم. گودین میگه که اگرچه خیلی مهمه که بدونی چه موقع کار رو رها کنی، ولی خیلی از برندههای احتمالی هم به این خاطر به موفقیت نمیرسن که قبل از چاله کار رو رها میکنن. گودین میگه پنج دلیل وجود داره که ممکنه نگذاره تو در جهان اول بشی:
۱. وقت تموم کنی (و تسلیم بشی)
۲. پول تموم کنی (و تسلیم بشی)
۳. بترسی (و تسلیم بشی)
۴. جدی نباشی (و تسلیم بشی)
۵. شوقت رو از دست بدی (و تسلیم بشی)
روانشناسها هم روی چیزی موسوم به چرخهٔ گذار پژوهش کردهان. این یه چرخهٔ پیشرفته که هر وقت تغییر یا چیز جدیدی رو تجربه میکنیم، این چرخه رو از سر میگذرونیم، مثلا یه اتفاق بد یا فرصت یاد گرفتن یه چیز تازه. همهٔ ما وقتی چیز جدیدی رو شروع میکنیم حس رضایت و خوشحالی داریم. به همین خاطر هست که معتاد نوتیفیکیشنهای شبکههای اجتماعی میشیم، چون هر بار در مغز ما دوپامین ترشح میشه.
وقتی این ماهعسل تموم بشه، ما «چاله» رو تجربه میکنیم و شیب پیشرفت ما شروع به یکنواخت شدن و محو شدن میکنه. همین جا است که بیشتر ما دست از ادامهٔ راه میکشیم. اهمیت این موضوع در اونجا است که اگر وقتی داری چیز جدیدی یاد میگیری، پیشبینیاش رو بکنی که یه چاله سر راهت در میاد، برات راحتتر خواهد بود که ازش عبور کنی. از اون مهمتر، چاله به این خاطر وجود داره که کسانی که پایداری میکنن و ادامه میدن، بتونن سوار موج پیشرفتی بشن که بعد از چاله میاد.
پس برای مرور روشهای کوتاه کردن منحنی یادگیری:
کسی که قبلا این راه رو رفته الگوی خودت قرار بده و راه رو از اول اختراع نکن
مهارتهایی که ۸۰ درصد نتیجه رو به دستت میدن به تکههای کوچکتر بشکن
چند کار رو همزمان نکن
تمرین کن و تکرار، تکرار، تکرار! و دنبال بازخورد آنی باش
پایداری کن و قبل یا وسط چاله از راهت کنار نکش
مهارتهایی که ۸۰ درصد نتیجه رو به دستت میدن به تکههای کوچکتر بشکن
چند کار رو همزمان نکن
تمرین کن و تکرار، تکرار، تکرار! و دنبال بازخورد آنی باش
پایداری کن و قبل یا وسط چاله از راهت کنار نکش
سه سایت رایگان برای دسترسی آنلاین به فیلمهای دروس دانشگاهی
دانشگاههای زیادی در سرتاسر دنیا وجود دارند که امکان دسترسی رایگان آنلاین به دروس خود (در قالب منابع صوتی، تصویری و متنی) را فراهم کردهاند که پیشتر در همین وبلاگ در مطلبی که بسیار مورد توجه خوانندگان قرار گرفت به معرفی آنها پرداختیم (پیشنهاد میکنم حتماً مطلب قبلی ما در مورد طرح OCW (مجموعهای از 200 دانشگاه برتر) و سه دانشگاه MIT، Yale و UC Berkeley را نیز بخوانید).
اگر شما هم مثل من حوصلهی کاوش در تکتک این دانشگاهها و یافتن دروس مورد نیاز خود را ندارید، پیشنهاد میکنم از سه سایت زیر برای یافتن دروس دانشگاهی مورد علاقه خود (در قالبهای صوتی، تصویری و متنی) در دانشگاههای سرتاسر جهان استفاده کنید:
1- Academic Earth:
http://academicearth.org/
این سایت دارای ظاهری زیبا و مناسب بوده و غالباً مواد درسی بسیار خوبی را از دانشگاههای بزرگ جهان ارائه میدهد. حتی میتوانید تمامی مواد درسی مربوط به یک ترم کامل از یک دانشگاه معتبر را هم در آن بیابید. با استفاده از این سایت میتوانید بطور مجازی در همه دانشگاههای بزرگ جهان به دانشاندوزی بپردازید. شاید تنها چیزی که از یک دانشگاه واقعی کمتر دارد، این است که مدرکی به شما نمیدهد.
این سایت، فیلمهای ارائه دروس از دانشگاههای سطح بالایی مثل برکلی، کلمبیا، هاروارد، MIT، مریلند، استنفورد، میشیگان، NYU، اکسفورد، پرینستون، UCLA، Yale و … را یکجا و با طبقهبندیهای مختلف از قبیل طبقهبندی موضوعی، دانشگاهی، طبقهبندی بر اساس اساتید و غیره، به صورت رایگان در اختیار شما قرار میدهد. ضمناً قابلیت جستجو نیز وجود دارد.
2- DegreeDirectory:
http://learn.org/articles/Free_Video_Lectures_from_Top_Colleges_and_Universities.html
هدف این سایت گردآوری دروس مختلفی است که در دانشگاهها ارائه میشود. فقط کافی است که موضوع یا دانشگاه مورد علاقه خود را در این سایت جستجو کنید تا دانشگاههایی عالی از نقاط مختلف جهان که دروس مربوطه را ارائه میدهند در اختیار شما قرار داده شود.
3- LectureFox:
http://www.onlinecourses.com/lectures/
این سایت نیز برخی منابع را فهرست کرده اما نسبت به دو سایت قبلی محدودتر است.
http://content.public.beetalkiran.com/513/056398/549/1455209061.html
دانشگاههای زیادی در سرتاسر دنیا وجود دارند که امکان دسترسی رایگان آنلاین به دروس خود (در قالب منابع صوتی، تصویری و متنی) را فراهم کردهاند که پیشتر در همین وبلاگ در مطلبی که بسیار مورد توجه خوانندگان قرار گرفت به معرفی آنها پرداختیم (پیشنهاد میکنم حتماً مطلب قبلی ما در مورد طرح OCW (مجموعهای از 200 دانشگاه برتر) و سه دانشگاه MIT، Yale و UC Berkeley را نیز بخوانید).
اگر شما هم مثل من حوصلهی کاوش در تکتک این دانشگاهها و یافتن دروس مورد نیاز خود را ندارید، پیشنهاد میکنم از سه سایت زیر برای یافتن دروس دانشگاهی مورد علاقه خود (در قالبهای صوتی، تصویری و متنی) در دانشگاههای سرتاسر جهان استفاده کنید:
1- Academic Earth:
http://academicearth.org/
این سایت دارای ظاهری زیبا و مناسب بوده و غالباً مواد درسی بسیار خوبی را از دانشگاههای بزرگ جهان ارائه میدهد. حتی میتوانید تمامی مواد درسی مربوط به یک ترم کامل از یک دانشگاه معتبر را هم در آن بیابید. با استفاده از این سایت میتوانید بطور مجازی در همه دانشگاههای بزرگ جهان به دانشاندوزی بپردازید. شاید تنها چیزی که از یک دانشگاه واقعی کمتر دارد، این است که مدرکی به شما نمیدهد.
این سایت، فیلمهای ارائه دروس از دانشگاههای سطح بالایی مثل برکلی، کلمبیا، هاروارد، MIT، مریلند، استنفورد، میشیگان، NYU، اکسفورد، پرینستون، UCLA، Yale و … را یکجا و با طبقهبندیهای مختلف از قبیل طبقهبندی موضوعی، دانشگاهی، طبقهبندی بر اساس اساتید و غیره، به صورت رایگان در اختیار شما قرار میدهد. ضمناً قابلیت جستجو نیز وجود دارد.
2- DegreeDirectory:
http://learn.org/articles/Free_Video_Lectures_from_Top_Colleges_and_Universities.html
هدف این سایت گردآوری دروس مختلفی است که در دانشگاهها ارائه میشود. فقط کافی است که موضوع یا دانشگاه مورد علاقه خود را در این سایت جستجو کنید تا دانشگاههایی عالی از نقاط مختلف جهان که دروس مربوطه را ارائه میدهند در اختیار شما قرار داده شود.
3- LectureFox:
http://www.onlinecourses.com/lectures/
این سایت نیز برخی منابع را فهرست کرده اما نسبت به دو سایت قبلی محدودتر است.
http://content.public.beetalkiran.com/513/056398/549/1455209061.html
Academic Earth
AcademicEarth.org - Free Online Courses From Top Colleges
Find free online courses, lectures, and videos from the best colleges in the country. Take online classes from schools like Yale, MIT and Stanford.
۵ نرمافزار برتر برای سازماندهی و بیان مطالب
ایجاد نقشه ذهنی (Mind Mapping) روشی برای سازماندهی و ساختار دادن به مطالب ذهنی ما برای ارائه تصویری و منسجم آن به دیگران است. اهمیت این تکنیک را هنگام ارائه مطالب ذهنی خود به دیگران میتوانید متوجه شوید.
شرایطی را تصور کنید که میخواهید مطلبی را که در ذهن دارید برای جمعی توضیح دهید. اگر این مطلب به خوبی ارائه نشده و سازماندهی مناسبی نداشته باشد احتمالاً افراد در درک آن دچار مشکل میشوند. اینجاست که تکنیک نقشه ذهنی میتواند به کمک شما بیاید.
کمکی که این تکنیک میتواند به شما بکند از دو نوع است:
به خود شما کمک میکند که تمام جوانب موضوعی که در ذهن دارید را یک جا جمع کنید تا چیزی از قلم نیافتد و نیز تصویری جامع از موضوع مربوطه ایجاد کنید.
به دیگران کمک میکند که در انبوه مطالبی که ارائه میدهید گم نشوند و سررشتهی موضوعات را همواره در دست داشته باشند و نهایتاً درک خوبی از موضوع ارائهشده توسط شما به دست بیاورند.
تکنیک نقشه ذهنی از دیرباز با استفاده از قلم و کاغذ، مورد استفاده بسیاری از افراد بوده است ولی امروزه نرمافزارهای خوبی نیز برای کمک به ما در این زمینه به وجود آمدهاند. در اینجا چند تا از بهترین نرمافزارهای موجود در این زمینه را معرفی میکنم.
MindMeister
https://www.mindmeister.com/
این نرمافزار که در واقع یک برنامه تحت وب (Web Application) بوده و به رایگان در اختیار همگان میباشد، یکی از سادهترین نرمافزارهای موجود برای ایجاد نقشه ذهنی است و همین سادگی هم جزو بهترین قابلیتهای آن به شمار میرود. بعد از ثبتنام رایگان و ورود به سیستم، تنها کلیدهای مورد نیاز برای ایجاد یک نقشه ذهنی کامل و زیبا، کلیدهای جهتی و کلید Insert (برای ایجاد هر گره جدید در نقشه) از صفحه کلید شما میباشد. اندازه فونتها و رنگ گرهها نیز قابل تنظیم هستند. در گوشهی سمت راست بالای صفحه یک پنجره کوچک وجود دارد که میتوان از آن برای زوم کردن و کارهای دیگر در نقشه استفاده کرد. یکی دیگر از مزایای خوبی که این ابزار دارد، قابلیت Export کردن نقشههایی که ایجاد کردهاید به فرمتهای متنی، PDF و تصویری میباشد.
Mind Manager
https://www.mindjet.com/home/
این نرمافزار با وجود آنکه بسیار گران است اما واقعاً ارزش استفاده کردن را دارد. واسط کاربری و ویژگیهای عالی نرمافزار Mind Manager، ظاهری مانند آفیس 2007 دارند. پس از نصب برنامه، یک سری قدمهای لازم برای ایجاد یک نقشه ذهنی ساده به شما به صورت گامبهگام آموزش داده میشود که هم برای آشنایی شما با محیط برنامه و هم برای نشان دادن ویژگیهایی از نرمافزار که ممکن است از چشم شما پنهان بمانند مفید میباشد. این نرمافزار سازگاری کاملی با مجموعه آفیس (Export و Import کردن از آفیس یا گذاشتن نقشه با قابلیتهای کامل در درون یک فایل آفیس) داشته و قابلیت اتصال با MySQL و Access را نیز دارد. قابلیتهای مرتبسازی، فیلترسازی و جستجوی متنی که در نرمافزار گنجانده شده است، یافتن مطالب در نقشههای بزرگ را بسیار تسهیل میکند. امکان Export به PDF و Flash نیز در برنامه وجود دارد. ضمناً این برنامه با وجود گران بودن، قابلیت نصب و استفاده آزمایشی به مدت 30 روز را دارد.
XMind
http://www.xmind.net/
نرمافزار XMind از آن دسته نرمافزارهایی است که پس از استفاده از آن، آدم تعجب میکند که چرا چنین قابلیتهای ایدهآلی در یک نرمافزار رایگان گنجانده شده است. واسط کاربری نرمافزار بسیار ساده بوده و استفاده از آن نیاز به هیچگونه کمکی ندارد. تنها با فشردن چند دکمه از صفحه کلیدتان میتوانید در قسمتهای مختلف نقشهی خود حرکت کنید. علاوه بر نقشههای ذهنی معمولی، میتوانید نمودارهای استخوان ماهی، نمودارهای سازمانی، درختی و منطقی نیز ایجاد کنید. نقشههای ذهنی ایجاد شده در این نرمافزار را میتوانید به فرمتهای Html، تصویری یا متنی نیز Export نمایید.
این نرمافزار رایگان بوده و نسخهی قابلحمل (یعنی بدون نیاز به نصب) نیز دارد.
FreeMind
http://freemind.sourceforge.net/wiki/index.php/Main_Page
نرمافزار FreeMind یک نرمافزار رایگان مبتنی بر جاوا میباشد. قابلیتهای مختلفی که در این نرمافزار وجود دارد به صورت کامل با کلیدهای میانبر از طریق صفحه کلید قابل دسترسی هستند به نحوی که اصلاً نیاز به استفاده از موس وجود ندارد. این یکی از مهمترین قابلیتهایی است که نرمافزارهای مختلف در این حوزه حتماً باید داشته باشند زیرا استفاده از موس، ذهن شما را از موضوعی که به آن فکر میکنید منحرف میکند در حالی که در هنگام استفاده از چنین نرمافزارهایی، ذهن شما باید کاملاً آزادانه فعالیت کرده و با فشار چند کلیک به ایجاد گرههای دلخواه خود در نقشه و وارد کردن متن مربوطه بپردازید. عناصر تصویری نقشههای ذ
ایجاد نقشه ذهنی (Mind Mapping) روشی برای سازماندهی و ساختار دادن به مطالب ذهنی ما برای ارائه تصویری و منسجم آن به دیگران است. اهمیت این تکنیک را هنگام ارائه مطالب ذهنی خود به دیگران میتوانید متوجه شوید.
شرایطی را تصور کنید که میخواهید مطلبی را که در ذهن دارید برای جمعی توضیح دهید. اگر این مطلب به خوبی ارائه نشده و سازماندهی مناسبی نداشته باشد احتمالاً افراد در درک آن دچار مشکل میشوند. اینجاست که تکنیک نقشه ذهنی میتواند به کمک شما بیاید.
کمکی که این تکنیک میتواند به شما بکند از دو نوع است:
به خود شما کمک میکند که تمام جوانب موضوعی که در ذهن دارید را یک جا جمع کنید تا چیزی از قلم نیافتد و نیز تصویری جامع از موضوع مربوطه ایجاد کنید.
به دیگران کمک میکند که در انبوه مطالبی که ارائه میدهید گم نشوند و سررشتهی موضوعات را همواره در دست داشته باشند و نهایتاً درک خوبی از موضوع ارائهشده توسط شما به دست بیاورند.
تکنیک نقشه ذهنی از دیرباز با استفاده از قلم و کاغذ، مورد استفاده بسیاری از افراد بوده است ولی امروزه نرمافزارهای خوبی نیز برای کمک به ما در این زمینه به وجود آمدهاند. در اینجا چند تا از بهترین نرمافزارهای موجود در این زمینه را معرفی میکنم.
MindMeister
https://www.mindmeister.com/
این نرمافزار که در واقع یک برنامه تحت وب (Web Application) بوده و به رایگان در اختیار همگان میباشد، یکی از سادهترین نرمافزارهای موجود برای ایجاد نقشه ذهنی است و همین سادگی هم جزو بهترین قابلیتهای آن به شمار میرود. بعد از ثبتنام رایگان و ورود به سیستم، تنها کلیدهای مورد نیاز برای ایجاد یک نقشه ذهنی کامل و زیبا، کلیدهای جهتی و کلید Insert (برای ایجاد هر گره جدید در نقشه) از صفحه کلید شما میباشد. اندازه فونتها و رنگ گرهها نیز قابل تنظیم هستند. در گوشهی سمت راست بالای صفحه یک پنجره کوچک وجود دارد که میتوان از آن برای زوم کردن و کارهای دیگر در نقشه استفاده کرد. یکی دیگر از مزایای خوبی که این ابزار دارد، قابلیت Export کردن نقشههایی که ایجاد کردهاید به فرمتهای متنی، PDF و تصویری میباشد.
Mind Manager
https://www.mindjet.com/home/
این نرمافزار با وجود آنکه بسیار گران است اما واقعاً ارزش استفاده کردن را دارد. واسط کاربری و ویژگیهای عالی نرمافزار Mind Manager، ظاهری مانند آفیس 2007 دارند. پس از نصب برنامه، یک سری قدمهای لازم برای ایجاد یک نقشه ذهنی ساده به شما به صورت گامبهگام آموزش داده میشود که هم برای آشنایی شما با محیط برنامه و هم برای نشان دادن ویژگیهایی از نرمافزار که ممکن است از چشم شما پنهان بمانند مفید میباشد. این نرمافزار سازگاری کاملی با مجموعه آفیس (Export و Import کردن از آفیس یا گذاشتن نقشه با قابلیتهای کامل در درون یک فایل آفیس) داشته و قابلیت اتصال با MySQL و Access را نیز دارد. قابلیتهای مرتبسازی، فیلترسازی و جستجوی متنی که در نرمافزار گنجانده شده است، یافتن مطالب در نقشههای بزرگ را بسیار تسهیل میکند. امکان Export به PDF و Flash نیز در برنامه وجود دارد. ضمناً این برنامه با وجود گران بودن، قابلیت نصب و استفاده آزمایشی به مدت 30 روز را دارد.
XMind
http://www.xmind.net/
نرمافزار XMind از آن دسته نرمافزارهایی است که پس از استفاده از آن، آدم تعجب میکند که چرا چنین قابلیتهای ایدهآلی در یک نرمافزار رایگان گنجانده شده است. واسط کاربری نرمافزار بسیار ساده بوده و استفاده از آن نیاز به هیچگونه کمکی ندارد. تنها با فشردن چند دکمه از صفحه کلیدتان میتوانید در قسمتهای مختلف نقشهی خود حرکت کنید. علاوه بر نقشههای ذهنی معمولی، میتوانید نمودارهای استخوان ماهی، نمودارهای سازمانی، درختی و منطقی نیز ایجاد کنید. نقشههای ذهنی ایجاد شده در این نرمافزار را میتوانید به فرمتهای Html، تصویری یا متنی نیز Export نمایید.
این نرمافزار رایگان بوده و نسخهی قابلحمل (یعنی بدون نیاز به نصب) نیز دارد.
FreeMind
http://freemind.sourceforge.net/wiki/index.php/Main_Page
نرمافزار FreeMind یک نرمافزار رایگان مبتنی بر جاوا میباشد. قابلیتهای مختلفی که در این نرمافزار وجود دارد به صورت کامل با کلیدهای میانبر از طریق صفحه کلید قابل دسترسی هستند به نحوی که اصلاً نیاز به استفاده از موس وجود ندارد. این یکی از مهمترین قابلیتهایی است که نرمافزارهای مختلف در این حوزه حتماً باید داشته باشند زیرا استفاده از موس، ذهن شما را از موضوعی که به آن فکر میکنید منحرف میکند در حالی که در هنگام استفاده از چنین نرمافزارهایی، ذهن شما باید کاملاً آزادانه فعالیت کرده و با فشار چند کلیک به ایجاد گرههای دلخواه خود در نقشه و وارد کردن متن مربوطه بپردازید. عناصر تصویری نقشههای ذ
MindMeister
Free Mind Map Maker - Online Mind Mapping Software - MindMeister
Create mind maps online for free w/ MindMeister. #1 mind mapping software trusted by 50M+ users. Start now. No download needed.
هنی ایجادشده توسط این نرمافزار را کاملاً میتوانید مطابق با میل خود سفارشی کنید مثلاً از آیکونهای دلخواه برای علامتگذاری گرههای نقشه، رنگ کردن عناصر مختلف، گروهبندی عناصر و غیره استفاده کنید. این نرمافزار قابلیت Export کردن به فرمتهای Html، PDF، تصویری و غیره را دارد.
MindMapper
http://mindmapper.com/
نرمافزار MindMapper علیرغم قیمت بالایی که دارد، دارای امکانات نسبتاً خوبی است.
این نرمافزار دارای واسط کاربری سرراستی بوده و محیطی مشابه با محیط آفیس 2003 دارد. این نرمافزار قابلیت رسم انواع نقشهها از نقشههای خاص و دلخواه گرفته تا نقشهی استخوان ماهی، نقشههای سازمانی و انواع ساختارهای مختلف نقشهها را دارد. استفاده از کلیدهای میانبر در این نرمافزار بسیار آسان است؛ در عمل، تنها کلیدهایی که نیاز است مورد استفاده قرار دهید، کلیدهای جهتی و کلید Enter میباشند. این نرمافزار قابلیت Export کردن به فرمت متنی، تصویری، PDF، word، excel و غیره را دارد.
از بین نرمافزارهای بالا، Mind Manager و Mind Mapper فروشی بوده (به ترتیب 350 دلار و 140 دلار) و بقیه رایگان هستند. اما همین دو نیز دارای یک دوره آزمایشی 30 روزه هستند که میتوانید در این 30 روز به رایگان استفاده کنید.
http://content.public.beetalkiran.com/513/056398/871/1454962820.html
MindMapper
http://mindmapper.com/
نرمافزار MindMapper علیرغم قیمت بالایی که دارد، دارای امکانات نسبتاً خوبی است.
این نرمافزار دارای واسط کاربری سرراستی بوده و محیطی مشابه با محیط آفیس 2003 دارد. این نرمافزار قابلیت رسم انواع نقشهها از نقشههای خاص و دلخواه گرفته تا نقشهی استخوان ماهی، نقشههای سازمانی و انواع ساختارهای مختلف نقشهها را دارد. استفاده از کلیدهای میانبر در این نرمافزار بسیار آسان است؛ در عمل، تنها کلیدهایی که نیاز است مورد استفاده قرار دهید، کلیدهای جهتی و کلید Enter میباشند. این نرمافزار قابلیت Export کردن به فرمت متنی، تصویری، PDF، word، excel و غیره را دارد.
از بین نرمافزارهای بالا، Mind Manager و Mind Mapper فروشی بوده (به ترتیب 350 دلار و 140 دلار) و بقیه رایگان هستند. اما همین دو نیز دارای یک دوره آزمایشی 30 روزه هستند که میتوانید در این 30 روز به رایگان استفاده کنید.
http://content.public.beetalkiran.com/513/056398/871/1454962820.html
Mindmapper
Collaborative tools that turn ideas into results
We recommend opening in Chrome browser.
عبارات انگلیسی را چگونه در یک مقاله بکار بگیریم؟
در هنگام نوشتن متون یا مقالات به زبان انگلیسی، گاه پیش میآید که چگونگی بکارگیری یک واژه یا عبارت یا جمله در زبان انگلیسی را نمیدانیم. دانشجویانی که مقالات خود را به زبان انگلیسی مینویسند معمولاً بیشتر با این مشکل مواجه میشوند. یکی از روشهای اطلاع از نحوه بکارگیری صحیح عبارات انگلیسی، جستجو کردن عبارت مربوطه در موتور جستجوی گوگل است که میتواند روش خوبی برای نگارش صحیح متون و مقالات عمومی باشد.
روش دیگری که امروز میخواهیم معرفی کنیم، استفاده از سرویس رایگان جدیدی میباشد که اسپرینگر دایر کرده است: SpringerExemplar (یا الگوی اسپرینگر). همانطور که از نام آن پیداست، این سرویس به شما الگو و سرمشقی (بر اساس محتوای مقالات چاپشده در اسپرینگر) برای نحوه بکارگیری عبارات یا جملات در مقالهتان میدهد.
http://springerexemplar.com/index.aspx
روش کار به این صورت است که پس از مراجعه به این سایت، بخشی از عبارت یا جمله یا کلمهای که نحوه استفاده و بکارگیری آن را نمیدانید در باکس متنی مربوطه تایپ میکنید. سپس میتوانید موضوع کلی متن یا مجلهای که میخواهید در متن آن جستجو کنید را نیز به دلخواه مشخص نمایید (البته این قسمت اختیاری است).
با کلیک بر روی دکمه جستجو، فهرستی از جملات یا پاراگرافهایی که کلمه، عبارت یا جمله مورد جستجوی شما را بکار گرفته باشند برای شما نمایش داده میشود. از آنجا که این مقالات، معمولاً به خوبی مورد داوری قرار گرفته و از نظر زبان انگلیسی نیز در سطح بالایی قرار دارند، نتایج جستجو به احتمال زیاد بهترین نحوهی بکارگیری عبارت مورد نظر شما را در خود دارد.
http://content.public.beetalkiran.com/513/056398/401/1454959831.html
در هنگام نوشتن متون یا مقالات به زبان انگلیسی، گاه پیش میآید که چگونگی بکارگیری یک واژه یا عبارت یا جمله در زبان انگلیسی را نمیدانیم. دانشجویانی که مقالات خود را به زبان انگلیسی مینویسند معمولاً بیشتر با این مشکل مواجه میشوند. یکی از روشهای اطلاع از نحوه بکارگیری صحیح عبارات انگلیسی، جستجو کردن عبارت مربوطه در موتور جستجوی گوگل است که میتواند روش خوبی برای نگارش صحیح متون و مقالات عمومی باشد.
روش دیگری که امروز میخواهیم معرفی کنیم، استفاده از سرویس رایگان جدیدی میباشد که اسپرینگر دایر کرده است: SpringerExemplar (یا الگوی اسپرینگر). همانطور که از نام آن پیداست، این سرویس به شما الگو و سرمشقی (بر اساس محتوای مقالات چاپشده در اسپرینگر) برای نحوه بکارگیری عبارات یا جملات در مقالهتان میدهد.
http://springerexemplar.com/index.aspx
روش کار به این صورت است که پس از مراجعه به این سایت، بخشی از عبارت یا جمله یا کلمهای که نحوه استفاده و بکارگیری آن را نمیدانید در باکس متنی مربوطه تایپ میکنید. سپس میتوانید موضوع کلی متن یا مجلهای که میخواهید در متن آن جستجو کنید را نیز به دلخواه مشخص نمایید (البته این قسمت اختیاری است).
با کلیک بر روی دکمه جستجو، فهرستی از جملات یا پاراگرافهایی که کلمه، عبارت یا جمله مورد جستجوی شما را بکار گرفته باشند برای شما نمایش داده میشود. از آنجا که این مقالات، معمولاً به خوبی مورد داوری قرار گرفته و از نظر زبان انگلیسی نیز در سطح بالایی قرار دارند، نتایج جستجو به احتمال زیاد بهترین نحوهی بکارگیری عبارت مورد نظر شما را در خود دارد.
http://content.public.beetalkiran.com/513/056398/401/1454959831.html