ISIwebofknowledge_تحصیلات تکمیلی
1.29K subscribers
399 photos
66 videos
520 files
684 links
در اینجا ، راههای ورود به دانشگاههای معتبر، آموزش مقاله نویسی ، پایان نامه نویسی و معرفی نرم افزارهای کاربردی , مطرح می شود.
Download Telegram
بیرون از دایره راحتی می‌تونه جای خوبی باشد، تا وقتی که خیلی دور نشی. نباید یادت بره که بین اضطراب کنترل‌شده‌ای که از اون حرف می‌زنم و اضطراب واقعی که خیلی از مردم هر روز با اون درگیرن فرق هست. دایره راحتی هر آدمی هم فرق داره، و چیزی که برای تو محرک رشده، ممکن است برای یکی دیگه فلج‌کننده باشه. فراموش نکن که اضطراب بهینه می‌تونه تو رو به اوج برسونه، اما اضطراب شدید ممکنه تو رو زمین بزنه.

و این هم چند راه برای بیرون زدن از دایره راحتی (و به واسطهٔ اون، رشد کردن) بدون اونکه خیلی دور بری:

کارهای هر روزه رو به شکل متفاوتی انجام بده. از مسیر متفاوتی به سر کار برو. بدون بررسی اینترنتی به رستوران تازه‌ای برو. یک هفته یا یک ماه گیاهخواری کن. یه سیستم عامل متفاوت رو امتحان کن. در شیوه انجام کارهای هر روزه‌ات تغییری بده، حتی اگر تغییر کوچکی باشه. دیدگاه جدیدی که از هر تغییر به دست میاد رو دریاب، حتی اگر تجربه‌اش منفی بوده باشه. اگر همه چیز اون‌طور که می‌خواستی پیش نرفت، سرخورده نشو.
برای تصمیم گرفتن وقت بگذار. گاهی کافیه کمی از سرعتت کم کنی، تا معذب بشی – به ویژه اگر توی زندگی شخصی یا کارت به سرعت و تصمیم‌گیری فوری اهمیت می‌دن. آهسته‌تر برو، به روال کارها دقت کن، برای درک معنای چیزی که می‌بینی وقت بگذار، و بعد وارد عمل شو. گاهی حتی اصرار بر این حق که تصمیم آگاهانه بگیری هم ممکنه تو رو از دایره راحتی‌ات بیرون بفرسته. فکر کن، فقط واکنش نده.
به خودت اعتماد کن و تصمیمات آنی بگیر. بله حرفم متناقض شد، اما دلیل داره. همون‌طور که آدم‌هایی هستن که فقط تصمیمات آنی می‌گیرن، دیگرانی هم هستن که تمایل دارن تمام جنبه‌های ممکن رو بارها و بارها بررسی کنن. گاهی باید یک تصمیم فوری و قاطع گرفت تا کارها به جریان بیافته. این کار باعث می‌شه پروژه‌های شخصی‌ت جون تازه‌ای بگیره و به تو یاد می‌ده به قضاوتت اعتماد کنی. همین‌طور به تو نشون می‌ده که تصمیمات فوری هم مثل تصمیمات فکرشده نتایج و عواقبی داره.
گام‌های کوچک بردار. خارج شدن از دایرهٔ راحتی آدم خیلی شجاعت می‌خواد. ولی چه آرام و با احتیاط پا بیرون بگذاری و چه جفت‌پا از دایره بیرون بپری، همون نفع رو برای تو داره، پس می‌تونی آروم شروع کنی. اگر اضطراب اجتماعی داری، فکر نکن که حتما باید شجاعتت رو جمع کنی و مستقیما در اولین دیدار از دختر مورد علاقه‌ات خواستگاری کنی، فقط برو و سلام کن و ببین چی می‌شه. ترس‌هات رو بشناس، و قدم به قدم با اونها روبرو شو.
راه‌های زیاد دیگری هم برای جابجا کردن مرزهای شخصی آدم وجود داره. می‌توانی یک زبان یا مهارت جدید یاد بگیری. یاد گرفتن زبان جدید فایده‌های مختلفی داره، و خیلی از اونها رو با یاد گرفتن مهارت تازه هم می‌شه به دست آورد. با آدم‌هایی که برات الهام‌بخش هستند ارتباط برقرار کن، یا در موسسه‌ای که هدف خوبی داره کار داوطلبانه انجام بده. سفر برو، چه در نزدیکی شهر خودت یا دور دنیا. اگر تمام زندگیت دنیا رو فقط از داخل کوچه خودت ببینی، خیلی چیزها رو از دست می‌دی. دیدن مکان‌های متفاوت و جدید شاید یکی از بهترین راه‌ها برای گسترده‌تر کردن دیدگاهته، و لازم هم نیست پرخرج یا سخت باشه. تجربه‌ای که به دست میاری شاید حیرت‌انگیز یا پشیمون‌کننده باشه، اما مهم نیست. مهم اینه که این کار رو بکنی، و خودت رو از قید محدودیت‌های ذهنی که مانع حرکتت شده رها کنی.

امتحان کردن چیزهای نو سخته. اگر نبود، خروج از دایرهٔ راحتی کار آسونی می‌شد و همه ما به‌طور مرتب این کار رو می‌کردیم. خیلی مهمه که درک کنیم عادت چطور شکل می‌گیره و چطور می‌تونیم اون رو بشکنیم تا خودمون رو از توی دایره راحتی بیرون بکشیم.

چرا مهمه هر از چندی به دایره راحتی‌ات برگردی
آدم نمی‌تونه تمام مدت بیرون از دایره راحتیش سر کنه. لازمه که هر از گاهی به درون دایره برگرده تا تجربه‌اش رو هضم کنه. اصلا نمی‌خوایم که چیزهای جدید و جالب خیلی زود برامون تبدیل به چیزهای عادی و کسل‌کننده بشه. به این پدیده سازگاری لذتی می‌گن، گرایش طبیعی ما آدم‌ها که جذب چیزهای تازه می‌شیم اما خیلی زود اون چیزهای عجیب برامون عادی می‌شه. به همین خاطر هست که الان ما بزرگترین مخزن دانش تاریخ بشر (یعنی اینترنت) رو زیر دستمون داریم ولی هنوز چنان حوصله‌مون سر می‌ره که تمام مدت به دنبال راه‌های ارتباطی سریع‌تر و جدیدتر هستیم. این گرایش از یه جهت نیرویی هست که ما رو به پیش می‌رونه، ولی از جهت دیگه مانع از درک نعمت‌های روزمره می‌شه.

و همین‌طور، خودت رو به تجربه‌های بزرگ و عظیم محدود نکن. شاید مدیتیشن هم به اندازهٔ بانجی‌جامپینگ بتونه تو رو از دایره‌ات خارج کنه. اگر یکی رو قبلا امتحان کردی، حالا اون یکی رو امتحان کن. هدف این نیست که معتاد به آدرنالین بشی – فقط قراره یاد بگیری که چه کارهایی می‌تونی انجام بدی. و این هم یه دلیل دیگه که چرا مهمه هر از چندی به وضعیت راحتی برگردی و استراحت کنی. فقط یادت نره که تا جای ممکن از این لحظات الهام‌بخش، خلاقانه، مفید، و کمی معذب بهره ببری.
خلاق بودن یعنی...                                                                                                                                                                                                             خلاقیت یعنی حل کردن یک مشکل به روشی تازه. یعنی تغییر دادن نقطهٔ دیدت.
خلاق بودن یعنی خطر کردن، و نادیده گرفتن شک، و رویارو شدن با ترس‌ها. یعنی شکستن روزمرگی و انجام یه کار متفاوت فقط برای اینکه کار متفاوتی کرده باشی. یعنی پیدا کردن هزار راه مختلف برای رسیدن به یک مقصد. یعنی اینکه هر روز خودت رو به چالش بکشی.

خلاق بودن یعنی حتی در پیش‌پا افتاده‌ترین جاها هم به دنبال ایده و الهام بگردی. یعنی سوال‌های احمقانه بپرسی. یعنی خلق کردن بدون نقد کردن. خلاق بودن یعنی تو بلدی در هر چیزی شباهت‌ها و تفاوت‌ها رو پیدا کنی.

خلاق بودن، یعنی تو داری فکر می‌کنی.
نشریات نامعتبر و جعلی خارجی

ضمن آرزوی پیروزی برای همه ی شما دوستان گرامی، خواهشمند است با مطالعه ی فهرست نشریات نامعتبر و جعلی خارجی از ارسال مقالات خود به این نشریات جدا خودداری فرمایید. این فهرست در شهریور 1394 توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به روز شده است.
👆👆👆👆👆👆تندیس خانواده استنفورد
داستان تاسیس دانشگاه استنفورد

خانمی با لباس کتان راه راه و شوهرش با کت و شلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند. منشی فورا متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامی گفت: مایل هستیم رییس را ببینیم. منشی با بی حوصلگی گفت: ایشان امروز گرفتارند. خانم جواب داد: ما منتظر خواهیم شد.


منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. اما این طور نشد. منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز به ناچار پذیرفت. رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت و شلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمی آمد.

خانم به او گفت: ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود. اما حدود یک سال پیش فوت کرد. شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم.
رییس با غیظ گفت : خانم محترم ما نمی توانیم برای هر کسی که به هاروارد می آید و می میرد، بنایی بر پا کنیم. اگر این کار را بکنیم، اینجا مثل قبرستان می شود.
خانم به سرعت توضیح داد: آه... نه.... نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم.

رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: یک ساختمان! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است.

خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم؟

شوهرش سر تکان داد. رییس سردرگم بود. آقا و خانمِ "لیلاند استنفورد" بلند شدند و راهی کالیفرنیا شدند، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد:


دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد.


منبع: عصر ایران

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
داستان تاسیس دانشگاه استنفورد 2

رفرنس داستان قبلی درباره تاسیس دانشگاه استنفورد "عصر ایران" است، اما یکی از دوستان خوبمون سندی رو ارئه کرد مبنی بر اینکه داستان قبلی صحیح نمی باشد. این سند مربوط به بخش "سوالات متداول" خود دانشگاه استنفورد است و خلاصه ی آن بدین شرح است:

این داستان که پدر و مادری با لباس های مندرس به دیدار رئیس دانشگاه هاروارد رفتند و ...(که در پست قبلی توضیح داده شد) واقعیت ندارد. واقعیت این است که فرزند این خانواده (Leland Stanford Junior) در سن شانزده سالگی، در فلورانس ایتالیا (March 13, 1884) بر اثر بیماری تب تیفوئید می میرد و هیچگاه یک سال قبل از مرگش را در دانشگاه هاروارد مشغول به تحصیل نبوده است. پس از مرگ Leland Stanford Junior، پدر و مادرش، به یاد او تصمیم بر ساخت موسسه ای با نام "children of California" می گیرند.
پدر این خانواده ی ثروتمند در راه بازگشت از اروپا به آمریکا، طی توقفی که در شرق آمریکا داشته است، به اکثر دانشگاه های آن نواحی سر میزند و با روسای آن ها دیدار می کند. وی طی دیداری که با رئیس دانشگاه هاروارد داشته است از او می خواهد که در تصمیم گیری به منظور ساخت یک بنای یادبود به وی کمک نماید، چرا که بین سه گزینه ی ساخت دانشگاه، مدرسه فنی و موزه مردد بوده است.
رئیس دانشگاه هاروارد ساخت دانشگاه را به آن ها توصیه می کند و رقم 5 میلیون دلار را برای ساختن آن پیشنهاد می کند که با موافقت پدر و مادر خانواده روبرو می شود و ادامه ی داستان...

رفرنس:
https://library.stanford.edu/spc/faq
کانال تلگرام تحصیلات تکمیلی ISI Web of Knowledge را به دوستان خود معرفی کنید https://telegram.me/ISIwebofknowledge
دوستان لطفا عکس زیر را با دوستان خود share کنید.با تشکر👇👇👇👇👇👇👇👇
چرا تعداد پسرها بیشتر از دخترهاست؟

اکثر والدین فکر می‌کنند که جنسیت نوزادشان به‌طور اتفاقی و از طریق کروموزوم‌ها تعیین می‌شود و احتمال دختر یا پسر بودن فرزندشان هم برابر است؛ اما واقعیت این‌طور نیست!

به ازای هر 100 دختر، 106 پسر به دنیا اضافه می‌شود. معمولاً این نسبت نا‌متوازن جنسیتی، سالانه منجر به تولد10 میلیون نوزاد پسر، بیش‌تر از دختران می‌شود. کشورهایی هستند که با دخالت انسانی، احتمال تولد نوزاد پسر را بیشتر می‌کنند؛ اما این امر نسبت ثابت تولد را توجیه نمی‌کند...
افسردگی چیست؟

یکی از دلایل اصلی گیج شدن انسان‌ها تفاوت بین داشتن افسردگی و حس افسرده بودن است. تقریبا همه هر از گاهی احساس ناراحتی می‌کنند. گرفتن یک نمره بد، از دست دادن شغل، یک دعوا و حتی یک روز بارانی هم می‌تواند باعث ایجاد حس ناراحتی شود...
"Immigration and Emergency Contacts"
نویسنده: محسن کشاورز
صدا: امیرنظام صمدآبادی

از ایران که به قصد مهاجرت خارج شوید، دیر یا زود سر و کارتان به فرم هایی می افتد که در آن ها بخشی وجود دارد که از شما تقاضای معرفیِ "emergency contact" می کند. برای آنها که شاید تا به حال به این مورد برخورد نکرده اند باید بگویم که emergency contact، همانطور که از نامش پیداست، فرد یا افرادی قابلِ دسترس هستند که شما معرفی می کنید تا در مواقعِ اضطراری با آن ها تماس گرفته شود. و منظور از "قابلِ دسترس" این است که این افراد در چنین مواقعی -به معنای واقعی کلمه- بتوانند به "دادِ شما برسند". و از آنجا که "مواقع اضطراری" معمولا در تقویم ها ذکر نمی شوند و می توانند هر موقعی از سال و هر موقعی از شبانه روز رخ بدهند، باید فرد یا افرادی را معرفی کنید که - باز هم به معنای واقعی کلمه - بتوانید "روی آن ها حساب کنید".
خب افراد بعد از مهاجرت، معیارهای مختلفی برای سنجشِ اینکه مهاجرتِ موفقی داشته اند یا نه دارند: موقعیت شغلی، سطح در آمد، موقعیت تحصیلی، آزادی های اجتماعی، وضعیت اقامت و تابعیتشان در کشور میزبان و ... . من اما می خواهم یک معیارِ دیگر به این لیستِ بلند بالا اضافه کنم: چند دقیقه وقت بگذارید و بنشینید emergency contact های زندگی جدیدتان را بشمارید، آن وقت ببینید چند مرده حلاجید.
درون ذهن حیوانات چه می‌گذرد؟

سگ شما دوست دارد روی مبل لم داده و چرت بزند، اما این کاری‌ست که شما هم دوست دارید، پس او را از روی مبل هل می‌دهید و آماده‌ی یک بعدازظهر گرم و نرم می‌شوید، به هرحال شما یک انسان هستید، یک موجود هوشمند و ماجراجو، نه یک موجودِ ساده‌ی غریزی...
نکاتی در نگارش Introduction ( مقدمه ) مقاله آکادمیک
مبحث زیرتنها حاوی تعدادی نکته ظریف در نگارش مقدمه یک مقاله آکادمیک است و قصد ازنگارش آن آموزش کامل نگارش مقدمه مقاله نیست. در نگارش مقدمه مقاله باید این چند نکته مورد توجه قرار گیرد:
۱٫ مقدمه یا اینتروداکشن مقاله باید متنی باشد که به سوالاتی نظیر این سوالات پاسخ دهد: چرا این مطالعه انجام شد؟ چرا سوال پژوهش مورد نظر دارای اهمیت بود؟ قبل از انجام این پژوهش چه دانشی نسبت به موضوع داشتیم؟ این پژوهش چگونه در افزایش دانش ما نسبت به موضوع مورد مطالعه موثر است؟
۲٫ درنگارش مقدمه مقاله تا می توانید از Active voice استفاده کنید . با اینحال گاهی ممکن است مجبور به استفاده از Passive voice هم باشید که ایرادی ندارد.
۳٫ درنگارش مقاله تا می توانید از فاعل اول شخص مفرد یا جمع ( First person ) استفاده نکنید. با اینحال ممکن است دربعضی قسمتها نیاز به این ساختار هم داشته باشید که اشکالی ندارد ولی بیش از اندازه از ساختار اول شخص استفاده نکنید.
۴٫ مقدمه مقاله را از موضوع جنرال شروع کنید و سپس اقدام به Narrowing down کردن موضوع کرده و درانتها نیزStatement of purpose و Rationale را بیاورید. معمولا در مورد پژوهش انجام شده مطالب متعددی وجود دارد که بعنوان مطلب جنرال است و باید نقطه شروع نگارش خود را بر روی یکی از این نقاط جنرال قرار دهید. برای آنکه در این مسیر گیج و سردرگم نشوید و برایتان مشخص شود که بالاخره از کدام مطلب جنرال در شروع اینتروداکشن استفاده کنید بهترین روش این است که ابتدا در ذهنتان از آخر به عقب بروید. یعنی اینکه ابتدا برروی یک کاغذ اهداف اختصاصی پژوهش را بنویسید و سپس یک قدم عقب تر بروید تا Scientific context را که این اهداف اختصاصی درون آن مطرح شده است مشخص کنید. با مشخص کردن این قسمت حالا ایده خوبی می توانید داشته باشید که از کدام نقطه جنرال باید نگارش اینتروداکشن را شروع کنید.
۵٫ اینتروداکشن مقاله را با مشخص کردن موضوع مورد مطالعه شروع کنید. اینکار را بهتر است با استفاده از کلمات کلیدی بکاررفته در عنوان مقاله در چند جمله اول اینتروداکشن انجام دهید. این باعث می شود که شما فوکوس خود را بر روی موضوع اصلی پژوهش انجام شده از دست ندهید و پرت و پلا ننویسید.
۶٫ از نگارش اهداف مطالعه در انتهای اینتروداکشن فراموش نکنید. ضمنا لازم نیست ( و اصولا خیلی هم جالب نیسد ) که ازکلماتی نظیر هایپوتز و یا هایپوتز خنثی و این چیزها در این قسمت استفاده کنید چون با ذکر واضح اهداف مطالعه دراصل بطور غیرمستقیم به هایپوتز خود نیز اشاره کرده اید. درنگارش اهداف مطالعه بهتر است از زمان گذشته ساده استفاده کنید مثلا بگویید The purpose of this study was to…. .
مراحل دفاع از پایان نامه
در برگزاری مراسم دفاع مراحل زیر به ترتیب انجام می‌پذیرد:مرحله اول: استقرار هیأت داوران، دانشجو، شنوندگان و مهمانان و علاقه‌مندان در محل‌های مخصوص
مرحله دوم: اعلام برنامه جلسه دفاع توسط مجری و قرائت کلام الله مجید، حدود ۵ دقیقه

مرحله سوم: افتتاح جلسه دفاع به وسیله استاد راهنما و اظهارنظر راجع به تحقیق و نقش و شخصیت دانشجو، حدود ۵ دقیقه

مرحله چهارم: ارائه گزارش تحقیق به وسیله دانشجو به شرح زیر، حدود ۵۰ دقیقه

-ابراز تشکر از استادان راهنما، مشاور، کلیه همکاران و مساعدت‌کنندگان و سپس بیان انگیزه انتخاب موضوع و ضرورت و اهمیت انجام تحقیق، حدود ۵ دقیقه

-بیان روش تحقیق شامل مسأله و سؤالات تحقیق، فرضیه‌ها، روش‌های نمونه‌گیری و حجم نمونه، روش‌های گرد‌آوری اطلاعات، شیوه استخراج، تنظیم و طبقه‌بندی داده‌ها، روش تجزیه و تحلیل اطلاعات و ابزارهای به کار گرفته شده، زمان، بودجه و نیروی انسانی صرف شده و اشاره به خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها در ارتباط با روش‌های کار، حدود ۱۵ دقیقه

-بیان داده‌ها و نتایج کار، ارزیابی فرضیه‌ها (تأیید یا رد آنها) اعلام نظر و پیشنهاد، اشاره به فرایند و نتیجه کار، زمنیه‌های به کار‌بستن نتایج تحقیق، پیشنهادهای تازه برای تداوم تحقیقات درباره موضوع مورد علاقه و غیره، حدود ۲۵ تا ۳۰ دقیقه

مرحله پنجم: اظهار نظر و سؤال از دانشجو به وسیله هیأت داوران با توجه به گزارش تحقیق و اظهارات دانشجو در جلسه دفاع، حدود ۳۰ تا ۶۰ دقیقه

مرحله ششم: شور هیأت داوران و اعلام نظر نهایی درباره پایان‌نامه، حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه

مرحله هفتم: اعلام رأی نهایی هیأت داوران پس از اتمام بررسی یا رأی‌گیری به وسیله استاد راهنما، حدود ۵ دقیقه
نکات قابل ذکر:۱) دانشجو باید مراقب وقت خود باشد و سعی کند گزارش خود را به طور خلاصه و رسا به جلسه ارائه کند و از حاشیه روی و توضیحات اضافی پرهیز نماید تا بتواند در وقت مقرر حق مطلب را ادا کند و گزارش توجیهی خوبی به هیأت داوران و جلسه ارائه نماید.
۲) در فاصله زمانی که هیأت داوران کار شور و بررسی و اظهار نظر درباره پایان‌نامه را انجام می‌دهد فرصت مناسبی برای بحث و گفت و گو بین دانشجو و شرکت‌کنندگان در جلسه دفاع در خارج از محیط جلسه است آنها می‌توانند سؤالات خود را درباره موضوع تحقیق و نیز گزارش آن با دانشجو در میان بگذارند البته این کار در رأی هیأت داوران تأثیری ندارد.