ISIwebofknowledge_تحصیلات تکمیلی
1.29K subscribers
399 photos
66 videos
520 files
684 links
در اینجا ، راههای ورود به دانشگاههای معتبر، آموزش مقاله نویسی ، پایان نامه نویسی و معرفی نرم افزارهای کاربردی , مطرح می شود.
Download Telegram
شیوه نامه ارسال پایان نامه‌ به پژوهشگاه اطلاعات

۱- مقدمه:
این شیوه‌نامه در راستای دستورالعمل شماره ۱۲۲۳۸/۴۳۸۹ تاریخ ۲۰/۸/۸۶ وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری در مورد لزوم امکان دسترسی به منابع غنی علمی(پایان نامه‌ها/رساله‌ها) برای پژوهشگران و علاقه‌مندان، اجتناب از تکرار مطالعات و تحقیقات انجام یافته و تکمیل پایگاه اطلاعاتی پایان‌نامه‌های دانشجویی کشور در پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران تنظیم گردیده است.

۲٫ تعاریف:
دانشگاه: کلیه دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و سایر موسسه‌های پژوهشی دولتی و غیر دولتی زیر پوشش وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری.
دانشجو: دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد و دکتری حرفه‌ای و تخصصی دانشگاه.
پژوهشگاه: پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران
نماینده: فردی که از سوی دانشگاه برای ارتباط با پژوهشگاه در موضوع شیوه‌نامه معرفی می‌شود. این فرد، نماینده تام الاختیار دانشگاه در موضوع فوق الذکر بوده و مرجع تایید کننده برای صحت و اعتبار موارد ارسالی به پژوهشگاه می باشد.
پایان نامه: پایان نامه کارشناسی ارشد یا رساله دکتری حرفه‌ای و تخصصی که مراحل دفاع و اصلاحات پایانی آن به پایان رسیده است.
کتابخانه: کتابخانه مرکزی دانشگاه یا کتابخانه دیگری که از سوی دانشگاه تعیین می‌شود.

۳٫ شیوه‌نامه
۱٫ ۳-۱ دانشگاه نمایندهِِ‌ی را در امور مربوط به پایان‌نامه‌های دانشجوی به پژوهشگاه معرفی می‌کند.
۱٫ دانشگاههایی که جمع آوری پایان نامه ها را به صورت پراکنده و نه متمرکز انجام می دهند می توانند نمایندگانی را معرفی کنند.
۲٫ ۳-۲ پژوهشگاه در سامانه‌ الکترونیکی خود یک شناسه به نام هر نماینده تعریف و به او اعلام می‌کند.
۳٫ ۳-۳ دانشجو پس ازجلسه دفاع اطلاعات نمایه پایان نامه را به دو زبان فارسی و انگلیسی آماده می کند و در نشانی http://thesis.irandoc.ac.ir بخش ورود اطلاعات پایان نامه ، ورود اطلاعات می نماید و شماره رهگیری را از طریق سیستم دریافت می نماید
۴٫ ۳-۴ کتابخانه، بر اساس ابلاغ دانشگاه نمایه پایان نامه را بررسی و تائید می‌کند.
۵٫ ۳-۵ دانشجو پس ازتائید پایان نامه توسط هیات دواران نسخه نهائی (الکترونیکی و چاپی) پایان نامه خود را همراه با شماره رهگیری جهت تحویل به پژوهشگاه تحویل نماینده می‌دهد.
۶٫ ۳-۶ نماینده وارد کردن کد رهگیری و یا شماره دانشجویی به پایگاه اطلاعات پایان نامه به نشانی h‏ttp://thesis.irandoc.ac.ir از وارد شدن اطلاعات پایان نامه به پایگاه توسط دانشجو اطمینان حاصل می نماید و نسخه‌ چاپی و الکترونیکی پایان نامه را تحویل می‌گیرد.
۷٫ ۳-۷ نماینده، بر مبنای راهنمای مندرج در سامانه الکترونیکی به نشانی http://thesis.irandoc.ac.ir با تایید اطلاعات ، نسبت به ارسال اطلاعات پایان نامه‌ دانشجو از طریق سامانه اقدام می نماید..
۸٫ ۳-۸ نماینده پس از اطمینان از ارسال موفق فرم و تایید محتویات پیوست، تائیدیه دریافت فرم را از سامانه پرینت می‌کند و پس از تائید( مهر و امضا)، تحویل دانشجو می‌دهد
۹٫ ۳-۹ دانشجو رسید تحویلی را به بخش فارغ‌التحصیلان دانشگاه تحویل می‌هد
۱۰٫ ۳-۱۰ نماینده دانشگاه در پایان هر ماه فهرست پایان نامه‌های ارسال شده را تهیه می‌کند و همراه با نسخه صحافی شده پایان نامه‌ها و فایلهای مربوطه به پژوهشگاه ارسال می‌کند.
۱۱٫ ۳-۱۱ پژوهشگاه پس از کنترل اطلاعات سامانه با پایان نامه های دریافتی ، نسبت به صدور تاییدیه نهایی و ارسال آن به دانشگاه اقدام می نماید.
روش جمع آوری اطلاعات

جمع آوری اطلاعات در یک پژوهش علمی از حساسیت زیادی برخوردار است و برای آن که نتایج به دست آمده قابل اعتماد و نتیجه گیری باشد باید کلیه اطلاعات به طور مرتب و سیستماتیک جمع آوری شوند . برای جمع آوری اطلاعات از روشهای متعددی استفاده می شود که انتخاب هر روش با توجه به شرایط و نوع اطلاعات مورد نظر صورت می گیرد . در یک پیش نویس طرح تحقیقاتی جزئیات روشهای جمع آوری اطلاعات و همچنین وسایل و ابزارهای مورد استفاده و میزان اعتبار هر کدام و چگونگی اعمال کنترل بر روی هر یک از روشها باید ذکر گردد . به طور کلی روشهای جمع آوری اطلاعات شامل مشاهده ، مصاحبه استفاده از اطلاعات موجود است .

مشاهده : عبارت است از کاربرد تکنیکهایی که می تواند از یک مشاهده عینی ساده تا روشهایی نیازمند به مهارتهای ویژه مثل معاینه بالینی یا کاربرد دستگاههای پیچیده رادیولوژی ، بیوشیمیایی و میکروبیولوژی را شامل شود .

مصاحبه و پرسشنامه کتبی ( چهره به چهره ) : روشهای جمع آوری اطلاعات است که در آن مصاحبه شوندگان به صورت فردی یا گروهی به طور شفاهی مورد پرسش قرار می گیرند در استفاده از پرسشنامه کتبی که توسط پاسخگو پر می شود سئوالات به صورت مکتوب ارائه شده و پاسخ دهنده باید به صورت نوشته جواب دهد .

استفاده از اطلاعات موجود مانند گزارشهای درمانی یا سایر پرونده های بیمارستانی و .. استفاده از این مدارک بایستی یقین حاصل شود که اطلاعات موجود دارای اعتبار است . از آن جا که این اطلاعات معمولاً توسط تعدادی از پزشکان و کارکنان که احتمالاً تعاریف تفاوتی را در پبت اطلاعات بکار می برند ، تهیه شده است باید به تعاریف مورد استفاده توجه خاصی داشت . امکان بروز خطا در هنگام استخراج اطلاعات از مدارک نیز وجود دارد . بعضی از دست نوشته ها ناخواناست و یا لازم است که پیگیری شوند . برخی از اطلاعات مورد نیاز نیز در پرونده ها موجود نیست و یا ناقص ثبت شده است . در مقابل مزیتی که استفاده از داده های موجود دارد ، ارزان بودن آن است .

معمولاً برای جمع آوری هر نوع اطلاعات ، راههای مختلفی وجود دارد مثلاً اطلاعات مربوط به شیوع بیماری فشار خون ممکن است از راه اندازه گیری فشار خون ( مشاهده ) ، یا سئوال از افراد در مورد اینکه آیا هرگز پزشکی به آنها گفته است که مبتلا به پر فشاری خون هستند ( مصاحبه ) و یا از راه مراجعه به پرونده پزشکی ( اطلاعات موجود ) بدست آورد . بر حسب روشی که انتخاب می شود ، دقت اطلاعات حاصله متفاوت خواهد بود . دقت کار را بایستی با میزان عملی بودن آن متعادل نمائیم و روشی را انتخاب نمائیم که حداکثر دقت را تامین نماید .

در انتخاب یک روش برای جمع آوری اطلاعات نکات زیر را در نظر داشته باشید :

نیاز به پرسنل ، مهارتها ، زمان ، وسایل کار و سایر تسهیلات در مقابل آنچه که موجود است .

قابل قبول بودن شیوه کار برای افراد تحت مطالعه از جمله عدم ایجاد ناراحتی ، نگرانی و عوارض ناخواسته .

این احتمال که روش مورد استفاده در مورد تقریباً تمامی افراد ، اطلاعات مورد نیاز را بدست آورد .

اگر احیاناً افراد زیادی پاسخ به یک سئوال را ندارند خود سئوال مناسب نیست .

برای جلوگیری از اشتباه در کاربرد اصطلاحات ، تفاوتهای بین روشهای جمع آوری داده ها به ابزار مربوط به این کار ذیلاً آورده شده است .

در روش مشاهده : ابزار می تواند چشم ، قلم و کاغذ ، ساعت ، ترازو ، میکروسکوپ و ..باشد .

در روش مصاحبه و پرسشنامه: ابزار می تواند برنامه مصاحبه ، ضبط صوت ، پرسشنامه باشد .

در روش استفاده از اطلاعات موجود ، ابزار می تواند چک لیست ، فرم ثبت اطلاعات باشد .

در مورد نحوه طراحی مصاحبه و پرسشنامه های کتبی در کتب مربوطه به تفصیل بحث شده است .
روش درست انجام پایان نامه و مزیت های نوشتن پایان نامه خوب


بسیاری از دانشجویان از مزیت های انجام پایان نامه خوب غافل هستند و سعی می کنند فقط آن را گذرانده تا زحمتشان کم شود. همین دانشجویان در آینده ای نه چندان دور متوجه می شوند که انجام پایان نامه یکی از مراحل مهم تحصیلات تکمیلی برای دانشجو می باشد و نتیجه آن همیشه برای رفتن به مراحل بالاتر برای دانشجو مهم خواهد بود. به همین خاطر دانشجویان باید تمامی مراحل پایان نامه و نوشتن آن را جدی گرفته و هر گونه سهل انگاری در انجام آن را فراموش کنند. در این رابطه یادگیری مراحل پایان نامه نویسی و پروپوزال نویسی می تواند برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری مفید واقع گردد.

برای گذراندن مراحل کار تحقیقاتی مانند پروپوزال و پایان نامه بخصوص برای رشته هایی مانند مدیریت، حسابداری، روانشناسی، علوم تربیتی و کارآفرینی دانشجویان در دانشگاه های مختلف می توانند از مشاوره اساتید راهنما و اساتید مجرب رشته مربوطه استفاده کنند. اگر دانشجویان بتوانند انتخاب موضوع خوبی داشته باشند، نوشتن پایان نامه برای آنها بسیار راحت تر خواهد بود. در این رابطه انجام پروپوزال هم می تواند مهم باشد.

همه کارهای پژوهشی باید از استاندارد لازم برخوردار باشد تا بتواند در مجلات معتبر علمی مقاله استخراج کند و این به عنوان رزومه برای دانشجو تلقی خواهد شد. بنابراین نوشتن پایان نامه باید با دقت و با رعایت برخی اصول انجام شود.
نگارش مقاله برای کنفرانس ها

هنگامی که شما شانس ارائه مقاله در یک کنفرانس را پیدا کردید باید نهایت سعی خود را بکنید و تمام فعالیت های لازم را انجام دهید. به این ترتیب شما یک فرصت طلایی برای مطرح کردن ایده ها و نظرات پژوهشی خود با سایر محققان و متخصصان در حوزه تحقیق خود دارید و می توانید نظرات و پیشنهادات آنها درباره مطالعه خود را دریافت کنید. این کنفرانس ها همچنین به شما شانس اصلاح سوالات تحقیق و کنترل کردن اثر بخشی فعالیت را قبل از ثبت آن برای انتشار مطلب علمی را می دهد.

نگارش مقاله دانشجویی برای یک کنفرانس نیازمند تجربیات تقریباً متفاوت از تجربیات مورد نیاز برای نگارش یک پایان نامه است. در این حالت با وجودی که شما انتظار ارائه مقاله را به صورت شفاهی یا تصویری دارید، لازم است یک نسخه از مقاله خود را برای کمیته داوری برای تایید ارسال کنید. بنابراین، شما باید مطمئن شوید که مقاله به صورت بی نقص نگارش شده است.

توسعه ساختار: در ابتدای تهیه مقاله برای ارائه در کنفرانس، شما به طول مدت ارائه و میانگین زمان اختصاص یافته برای ارائه هر مطلب توجه می شود. در این حالت طراحی ساختار مناسب برای ارائه مقاله با استفاده از پاورپوینت، سخنرانی یا پوستر می تواند متفاوت باشد.
دنبال کردن دستورالعمل ها: در عمل مجموعه ای از دستورالعمل های خاص وجود دارد که توسط نهادهای ناظر برای ارائه مقاله در کنفرانس ها در نظر گرفته شده است و این دستورالعمل ها محتوا و ساختار و نیز مدت زمان ارائه مطلب را پوشش می دهند. برای ارائه مقاله در کنفرانس ها تمامی این نکات و دستورالعمل ها در نظر گرفته می شود.
آمادگی برای سوالات احتمالی کنید: در هر کنفرانس معمولاً یک گروه متخصص یا یک مجری وجود دارد که سوالات مطرح شده از طرف شرکت کنندگان در همایش را برای شما مطرح می کنند. بنابراینبه این موضوع توجه می شود که شخص باید آمادگی لازم برای پاسخگویی به سوالات احتمالی درباره موضوع مطالعه خود را داشته باشد.
تمرکز بر یک ایده: هنگام نگارش مقاله برای کنفرانس زمان محدود برای ارائه مطالب خود در اختیار دارید. علاوه بر این، ظرفیت توجه شنوندگان به شما امکان می دهد فقط بر یک ایده خاص بطور مشخص تمرکز کنید. بنابراین، سعی می شود نکات مشخص و محدودی به طور روشن برای توضیح به شنوندگان تعیین شود .
استفاده از زبان مناسب: زبان استاندارد مورد استفاده شما در کنفرانس برای ارائه مطالب بستگی به شرکت کنندگان در کنفرانس و شوندگان هدف دارد. اگر شنوندگان از افرادی هستند که در سایر حوزه ها فعالیت می کنند، از بکارگیری اصطلاحات تخصصی خودداری کنید و در صورت نیاز به استفاده از این اصطلاحات مطمئن شوید توضیح کافی درباره آنها به شنوندگان ارائه می شود.مشاورین ما در تمامی این موارد به شما کمک خواهند کرد .
مسائل مربوط به نقل قول: شما ممکن است نیاز به نقل قول از منابع مختلف به دفعات زیاد در طول ارائه خود باشید. روش مناسبی برای ذکر منابع نیز در نظر گرفته می شود.
تعامل زبانی: در یک مقاله مکتوب، شما می توانید برای بیان مطالب مورد نظر خود از روش های مختلف و ساختارهای گوناگون استفاده کنید. اما هنگامی که شما درباره یک موضوع صحبت می کنید، مجبور هستید با استفاده از صدای خود و حرکات دست بر نکات مورد نظر تاکید کنید. مشاورین ما به شما کمک می کنند تا بتوانید از روش ها و عبارت های مفید و سودمند استفاده کنید به نحوی که بتوانید بر نکات مورد نظر خود تاکید کرده و توجه حضار را به خود جلب نمایید.
چطور تفکر مثبت رو به ذهنمون قالب کنیم

مردم خیلی قابل پیش‌بینی‌ان. البته خوشبختانه.
اگر از کسی سوالی بپرسین، چاره‌ای نداره جز اینکه جواب بده. شاید جوابی به زبون نیاره – شاید حتی جوابی نداشته باشه – اما سوال در ذهنش حک می‌شه، مثل گودالی که باید حتما پرش کرد.

به همین شکل، ما دائما از خودمون هم سوال می‌پرسیم. و هر چیزی که بپرسیم، مغز ما چاره‌ای نداره جز اینکه سعی کنه جواب بده. فرض کنین از خودتون بپرسین:

«آخه من چه مرگمه؟»

ذهن بیچاره‌ی شما سعی می‌کنه یه جواب واکنشی پیدا کنه. شاید «من خیلی خنگم» یا «می‌دونستم که هیچوقت از پسش برنمیام». هر جوابی که تحویل بده، اگر همه‌اش از این سوال‌های اتهامی بپرسین، هر بار کمی از درون می‌میرین. پس بس کنین.

در عوض تصور کنین اگر سوال‌های بهتری بپرسین چی می‌شه. یادتون باشه، هر چی که بپرسین – هرچقدر احمقانه یا ناممکن – مغزتون سعی می‌کنه یه جوابی بده. پس حالا به نظرتون این چطوره:

«چطور می‌تونم این کار رو بهتر انجام بدم؟»

یا:

«چطور این کار رو در نصف زمان انجام بدم؟»

یا، اگر حس بی‌باکی می‌کنین:

«چطور به هر چیزی که دلم می‌خواد برسم؟»

ممکنه الان رو ترش کنین و بگین این حرف‌ها احمقانه است. اما پرسیدن سوال مثل اینه که یه سوراخ کوچیک توی ذهنتون حفر کنین. بدون اینکه بهش فکر کنین، مغز خیلی آروم روی پر کردن اون سوراخ کار می‌کنه.

آیا شده تا به حال پیراهن یا بلوزی بخرین که فکر می‌کردین خیلی تک بوده، و بعد متوجه شدین که آدم‌های زیادی دقیقا عین همون رو به تن دارن؟ قبلا متوجه نمی‌شدین چون تا به حال مغزتون جایی برای این اطلاعات نداشته.

از خودتون سوال‌های بهتر بپرسین. سوراخی در مغزتون حفر کنین و ببینین چه چیزهای جدیدی پیدا می‌کنین.
مثل آدم‌های پولدار و موفق فکر کن

آیا مثل یه آدم پولدار فکر می‌کنی؟ اینها باورهای مشترک پولدارهای خودساخته است:
۱. پول می‌تونه خوشبختی بیاره.
پولدارها می‌دونن که اگرچه داشتن پول تضمینی برای خوشبختی نیست، ولی به خوشبختی کمک می‌کنه. پول، بیشتر از هر چیزی، آزادی میاره؛ این آزادی که کاری که دلت می‌خواد رو با شرایط دلخواه خودت انجام بدی. این افسانه که پول خوشبختی نمیاره، بیشتر ساخته و پرداخته ذهن آدم‌هاییه که تجربه‌اش رو نداشته‌ان.

۲. آموزش رسمی معمولا بی‌مصرفه.
مدرک و دکترا شاید حس امنیت تو رو بالا ببره، اما راه رسیدن به ثروت رو صاف نمی‌کنه. پولدارهای خودساخته متخصص جمع کردن دانش و مهارت عملی و کاربردی و نامعمول هستن، مثل اعتماد به نفس، رهبری، مدیریت فردی، خودشناسی، فروش، بازاریابی، خلاقیت و آینده‌بینی. اون‌ها روی خودشون سرمایه‌گذاری می‌کنن.

۳. اشتیاق نتیجه می‌ده.
به چشم خیلی‌ها، شاید به نظر برسه که پولدارها تمام مدت مشغول کارن. اما راز اونها اینه که کاری که دوست دارن رو انجام می‌دن و براش پول هم می‌گیرن. با این کار، می‌تونن خودشون رو به اندازه‌ای وقف کار کنن که دیگران واقعا در توانشون نیست. بیشتر آدم‌ها دچار این اشتباه می‌شن که وقتشون رو به پول می‌فروشن، و هیچ‌وقت از این دام خلاص نمی‌شن.

۴. بی‌ثباتی، فرصت‌سازه.
بیشتر آدم‌ها ارزش زیادی برای ثبات و قطعیت و امنیت خاطر قائل هستن. به همین دلیله که در شغلی که ازش متنفرن باقی می‌مونن، یا درسی رو می‌خونن که بهش نیاز ندارن. اما آدم‌هایی که بلدن با نبود قطعیت و ثبات کنار بیان، این بی‌اطمینانی براشون فرصت‌های بی‌نظیر و هیجان‌انگیزی به همراه میاره که کمتر کسی قدرش رو می‌دونه. آدم‌هایی که می‌تونن به دل به دریا بزنن، همیشه جلوتر از کسانی خواهند که قادر به این کار نیستن، چون آینده قطعیت و اطمینان نداره.

۵. با کم‌توقعی نمی‌شه به جایی رسید
به ما یاد داده‌ان که با کم کردن از توقعات‌مون، از نتیجه تلاش‌هامون سرخورده نشیم. و درست هم هست. سرخوردگی حس بدیه. اما هیچ کس هم تا به حال با کم‌توقعی به گنج نرسیده.

این باورهای پولدارهای خودساخته به درد هر کسی نمی‌خوره، اما مثل هر باور دیگه‌ای، آزادیم که بپذیریم یا نه.
چرا تعداد پسرها بیشتر از دخترهاست؟
اکثر والدین فکر می‌کنند که جنسیت نوزادشان به‌طور اتفاقی و از طریق کروموزوم‌ها تعیین می‌شود و احتمال دختر یا پسر بودن فرزندشان هم برابر است؛ اما واقعیت این‌طور نیست!
به ازای هر 100 دختر، 106 پسر به دنیا اضافه می‌شود. معمولاً این نسبت نا‌متوازن جنسیتی، سالانه منجر به تولد10 میلیون نوزاد پسر، بیش‌تر از دختران می‌شود. کشورهایی هستند که با دخالت انسانی، احتمال تولد نوزاد پسر را بیشتر می‌کنند؛ اما این امر نسبت ثابت تولد را توجیه نمی‌کند...
https://www.youtube.com/watch?v=3IaYhG11ckA
جامعه آماری چیست ؟

جامعه آماری که به آن جمعیت آماری نیز گفته اند به مجموعه افراد یا عناصر ( بستگی به موضوع تحقیق دارد) که دارای ویژگی یا ویژگی های مشترکی هستند و تحقیق در مورد آنها انجام می شود گفته می شود.

مثال:

اگر تحقیقی در مورد طول عمر لامپ های تولیدی شرکت الفا انجام شود کلیه لامپ های تولیدی شرکت الفا جامعه آماری ما را تشکیل می دهد و اگر تحقیق در مورد طول عمر لامپ های LED تولیدی شرکت الفا انجام شود کلیه لامپ های LED تولید شده توسط شرکت جامعه آماری ما را تشکیل می دهد.

مثال:

اگردر مورد امید به زندگی مردم ایران تحقیقی انجام دهیم جامعه آماری ما کلیه مردم ایران می باشند ولی اگر تحقیقی در مورد امید به زندگی شهروندان تهرانی انجام دهیم کلیه شهروندان تهران ( افراد ساکن در شهر تهران) جامعه آماری ما را تشکیل می دهند.

سوال:

اگر قصد بررسی نظر رای دهندگان در مورد کاندیدای نمایندگی یک شهر داشته باشیم جامعه آماری ما کدام است.

تمامی شهروندان شهروندانی که حق رای دارند
سوال:

اگر قصد انجام تحقیق در مورد میزان مصرف سرانه شیر در ایران به تفکیک شهرستان ها داشته باشیم جامعه اماری ما چیست؟
در این سوال جامعه آماری مردم ایران می باشند و با توجه به نیاز مسئله نحوه جمع آوری و تحلیل داده ها ( اطلاعات ) متفاوت است.

از دید علم احتمال جامعه آماری مجموعه تمام مشاهدات ممکنی است که می توانند با تکرار یک آزمایش حاصل شوند. یعنی جامعه آماری همان فضای نمونه است.

سرشماری:

جمع آوری اطلاعات از همه اعضای جامعه را سرشماری می گوییم. بنابراین سرشماری بررسی است که تمام اعضا و واحد های جامعه را در بر می گیرد.

مثال:

در کارخانه ای که ۱۰۰نفر کارگر دارد به سهولت می توان نظر مثبت یا منفی تمام آنها را نسبت به ماده ی جدیدی که قرار است به قانون کار اضافه شود پرسید. جمع آوری این نظرات یک سرشماری است.

سوال:

آیا در همه تحقیقات می توان کلیه جامعه آماری را مورد آزمایش و بررسی قرار داد؟

مثال:

اگر بخواهیم با آزمایش طول عمر تمام لامپ های تولیدی شرکت آلفا را به دست آوریم با ید تمام لامپ ها را روشن کنیم تا بسوزد که این کار غیر معقول است. ( تمام محصولات شرکت از بین می رود)

بنابراین در شرایطی نمی توان کل جامعه آماری را مورد بررسی قرار داد که مهمترین این شرایط و محدودیت ها به صورت زیر است.

کمبود وقت
هزینه بر بودن
غیر ممکن و غیر معقول بودن.
بنابراین در چنین مواقعی نیاز است از نمونه گیری استفاده کنیم.

آیا در همه تحقیقات می توان کلیه جامعه آماری را مورد آزمایش و بررسی قرار داد؟

مثال:اگر بخواهیم با آزمایش طول عمر تمام لامپ های تولیدی شرکت آلفا را به دست آوریم با ید تمام لامپ ها را روشن کنیم تا بسوزد که این کار غیر معقول است. ( تمام محصولات شرکت از بین می رود)

بنابراین در شرایطی نمی توان کل جامعه آماری را مورد بررسی قرار داد که مهمترین این شرایط و محدودیت ها به صورت زیر است.

کمبود وقت
هزینه بر بودن
غیر ممکن و غیر معقول بودن.
بنابراین در چنین مواقعی نیاز است از نمونه گیری استفاده کنیم.قبل از اینکه به بیان دقیق مفهوم نمونه گیری و نمونه بپردازیم مثال زیر را مورد بررسی قرار می دهیم.

در بسیاری از کشورها بررسی میزان محبوبیت داوطلبان نمایندگی مجلس، قبل از انجام انتخابات، بررسی متداولی است. معمولا برای این بررسی، تعدادی از رای دهندگان را در حوزه ی رای گیری با روشی مشخص برمی گزینند و میزان محبوبیت هر داوطلب را برآورد می کنند.

فرایند انتخاب این تعداد که نمونه نامیده می شوند را نمونه گیری می نامیم.

به عنوان مثال های دیگر:
موسسات بازاریابی برای بررسی نظر مشتریان نسبت به کیفیت فراورده ها و بهای آنها مرتبا نمونه گیری می کنند.
کارخانه های داروسازی، همه روزه برای بازبینی میزان ماده موثر هر داروی خط تولید، از هر پخت دارو نمونه گیری می کنند.

سوال:آیا انتخاب نمونه به هر روش صحیح است یا اینکه نمونه انتخابی باید دارای ویژگی هایی باشد؟

نمونه باید دارای ویژگی های زیر باشد:

نمونه باید نماینده جامعه باشد
به عنوان مثال وقتی برای تعیین میزان محبوبیت انتخاباتی یک داوطلب، نمونه ای از جامعه ی رای دهندگان بر می گزینیم، باید نمونه نماینده تمام جامعه آماری باشد و نه تنها نماینده گروهی خاص که مثلا در محله این داوطلب زندگی می کنند.

براوردهای مشخصه های جامعه که از نمونه نتیجه می شوند دقیق بوده و میزان اعتماد پذیری آنها را بتوان اندازه گرفت.
به عنوان مثال براورد (تخمین) درصد رای دهندگانی که موافق انتخاب این داوطلب هستند باید به درصد واقعی موافقین او در کل جامعه نزدیک باشد و قادر باشیم درباره دقت این براورد نمونه ای حکمی تهیه کنیم.

هزینه انتخاب نمونه کم باشد
با توجه به سه ملاک فوق علم نمونه گیری به وجود می آید؛ ما ابتدا با توجه به ساختار جامعه آماری و بر اساس اینکه نمونه باید نماینده واقعی جامعه
باشد روش نمونه گیری خود را تعین می کنیم، پس از تعین روش نمونه گیری زمان آن فرا می رسد که حجم نمونه یا تعداد اعضایی که باید در تحقیق از انها استفاده کنیم را مشخص نماییم.

در این قسمت با دو محدودیت و ملاک روبرو هستیم:

دقت نمونه گیری
هزینه
بنابراین در انتخاب حجم نمونه دو رویکرد مختلف می تواند وجود داشته باشد:

تعیین حجم نمونه به روشی که دقت مورد نظر ما را در براورد مشخصه های جامعه با حداقل هزینه تامین کند
اگر بودجه معینی برای نمونه گیری داریم با این بودجه، حداکثر دقت را در برآورد مشخصه جامعه فراهم نماییم.
نمونه بخشی (زیرمجموعه ای) از جامعه تحت بررسی ( جامعه آماری) است که با روشی که از پیش تعیین شده است ( روش نمونه گیری) انتخاب می شود؛ به قسمی که می توان از این بخش (نمونه) استنباطهایی درباره کل جامعه به دست آورد.
چگونگی نوشتن یک پروپزال خوب

در اینجا نکات مورد بررسی در هنگام تدوین پروپوزال پایان نامه برای تصویب توسط مرجع داوری ارائه شده است. پنج پیشنهاد اصلی در نگارش پروپوزال پایان نامه دنبال می شود. با رعایت این موارد به طور قطع موضوع شما برای تهیه پایان نامه تصویب خواهد شد. این موارد به شرح زیر هستند:

پروپزال به نحوی نوشته می شود که کمیته تایید پایان نامه درک روشنی از پروپوزال پیشنهادی داشته باشند
پروپزال به نحوی طرح می شود که این اطمینان را حاصل کند که دانشجو می تواند آن را انجام دهد.
پروپزال با دقت بازخوانی و ویرایش می شود تا خالی از اشکالات دستور زبان و نیز غلط های باشد.
اطلاعات اضافی و جزئیات بیشتر برای پروپزال پیشنهادی در اختیار دانشجو قرار می گیرد تا در صورت درخواست کمیته یا استاد مشاور ،آمادگی لازم را داشته باشد.
پروپوزال پایان نامه به نحو مناسب سازمان دهی شده و همه بخش ها به نحو صحیح تعریف می شوندو به نحوی نگارش می شود که خلاقیت و نوآوری در نگارش آن مشخص و قابل تشخیص باشد.
پروپوزال پایان نامه به صورتی نگارش می شود که خواننده آن بتواند به اطلاعات زیر دست پیدا کند:

بررسی کلی موضوع پایان نامه.
بیان مساله یا سوال تحقیق که در پایان نامه قرار است پاسخ داده شود.
ارائه اطلاعات کافی درباره موضوع که بتواند توسط کمیته داوری پایان نامه تایید شده و در پایان نامه مورد بررسی قرار گیرد.
توضیح مسائل اصلی مرتبط با موضوع، بیان مساله تحقیق، چگونگی انجام بررسی و تحقیق بر روی موضوع، و منابع مورد استفاده برای تحقیق
چطور به ایده‌های درخشان برسم؟                                                                                                                                                                     بدترین موقع برای فکر کردن به ایده‌های خوب وقتیه که تلاش می‌کنی به ایده‌های خوب فکر کنی.
اینکه زورکی خلاق باشی مثل اینه که سعی کنی زورکی بامزه باشی. اگه یه تفنگ بگیرن روی شقیقه‌ی یه آدم معمولی و داد بزنن «یه چیز بامزه بگو وگرنه شلیک می‌کنم!» چیزی جز یه مغز متلاشی گیرشون نمیاد.

برای خلاق بودن صرفا وقت بیشتر لازمه.

اگر مشکلی توی ذهنت باشه، ناخودآگاهت مداوما با اون مشکل کلنجار می‌ره. اول خودت رو آماده کن. به مشکل نگاه کن. درباره‌اش عمیقا فکر کن. بعضی از افکارت رو بنویس. و بعد به حال خودش بگذارش.

معمولا بهترین ایده‌ها وقتی به سراغ آدم میاد که زندگی در آرامشه – مثلا زیر دوش، یا درست وقتی که داره خوابت می‌بره. وقتی که هشیاریت سوسو می‌زنه، لحظه‌ایه که نیروهای خلاقه‌ی ذهنت آزاد و رها می‌شن اما هنوز اونقدر بیدار هستی که درکشون کنی. یه دفترچه یادداشت کنارت داشته باش تا این لحظه‌ها رو ثبت کنی.

هر چیزی که به ذهنت می‌رسه رو یادداشت کن. بیشتر ایده‌هات مزخرفه، و اشکالی هم نداره. یه جریان مداوم از ایده‌های مورد تردید، بهتر از درجا زدن و دست خالی بودنه.

از ایده‌های بدت سرخورده نشو. هر کسی ایده‌های بد داره. فقط ایده‌های خوبمونه که در یاد دیگران می‌مونه.
خودت رو در موقعیت خلاقیت بگذار                                                                                                                                                                         زمانی جورج لوییس طراح و نویسنده، خلاقیت رو این‌طور برام تعریف کرد:«[خلاقیت یعنی] شکست عادت به دست بدعت.»
بدون شک موانع بزرگی در زندگی هستن که توانایی خلاق ما رو نحیف و رنجور می‌کنن و استوارترین عادت‌های ما از دل همین موانع بیرون میاد.

عادت کردن یعنی چیزهایی که زمانی برای ما نو و خلاقانه بودن رو به هنجار و روزمرگی بکشیم. مثل نقل مکان به یه شهر جدید، شروع یک رابطه جدید، یا حس لامسه در نوزادی: هر چیز نویی، حتی دور از انتظار، بالاخره به مرور زمان به روزمرگی می‌افته.

آدم خیلی راحت اسیر عادت می‌شه، حتی در کار خلاقیت. چیزی که روزگاری برای ما پر از هیجان و چالش بوده، اگر حواسمون نباشه خیلی راحت معمولی و روزمره می‌شه. مسئولیت‌ها گرفتارمون می‌کنن. به ویژه برای آدم خلاقی که ثمرهٔ خلاقیتش رو برداشته و ازش یه کسب‌وکار یا پروژهٔ نسبتا مهم درآورده. ایده‌پردازی و عکس گرفتن و نوشتن و ارضای کنجکاوی صرفا برای لذتِ انجام این کارها یه چیزه، و انجام همین کارها برای درآوردنِ خرج زندگی، یه چیز دیگه‌اس.

اگر گرفتار سکونِ خلاقیت هستی یا می‌خوای خودت رو از عادت‌ها خلاص کنی، اولین چیزی که باید به سراغش بری اینه که عادت چیه و ما چطور می‌تونیم روش تاثیر بگذاریم.

باستر بنسون نویسنده و کارشناس عادت درباره تغییر عادت‌ها می‌گه:«تغییر رفتار، تغییر هویت/باور است.»

یا ارسطو میگه: «ما همون چیزی هستیم که مرتبا انجامش میدیم.» پس اگر بخوایم هر روز خلاق‌تر باشیم چطور؟ چطور می‌تونیم هویت یا باورمون درباره خودمون رو عوض کنیم تا کمی خلاق‌تر بشیم؟

دکتر بی‌جی فاگ، پژوهشگر رفتار انسانی می‌گه که خلق عادت‌های جدید در زندگی، یا با الهام و شهود به دست میاد، یا با برداشتن گام‌های کوچک، و یا با تغییر محیط اطراف.

در مورد رسیدن به لحظه درخشان الهام‌بخش کار چندانی از دستمون برنمیاد؛ و گام‌های کوچیک بدون شک برای ما خوبه، اما زحمتش معمولا بیش از اونه که ما وقت و انرژی کافی براش داشته باشیم.

ولی نکتهٔ آخر، یعنی تغییر محیط اطرافمون برای تاثیر بر درک خود ما از هویت‌مون، چیزیه که خودم اغلب در زندگی به کار می‌بندم. بدون شک راحت‌ترین کاریه که می‌شود کرد تا هر روز خودمون رو خلاق‌تر کنیم.

بگذارید یه مثال بزنم. چند وقت پیش به خانه جدیدی رفتم و متوجه شدم که اتاق کارم خیلی تمیز و مرتبه. به جز لپتاپم هیچ راه خروجی برای ایده‌پردازی و بیان خودم نداشتم. این فضای کار خلوت باعث می‌شد احساس حرفه‌ای بودن و کنترل داشتن کنم، ولی بعد متوجه شدم به خاطر این محیط خلوت تواناییم برای فکر خلاق ضعیف شده.

چند دفتر یادداشت جلدچرمی شیک سفارش دادم، قلم و ماژیک خریدم، خط‌کش و دفتر طراحی، استیکی‌نوت، کاغذ آبرنک، و چند کتاب مرجع خریدم و روی میزم پخش کردم. میزم خیلی شلوغ‌تر از اون چیزی شد که معمولا می‌پسندم، اما حالا می‌بینم دسترسی بی‌درنگ به این منابع واقعا روی خلاقیتم تاثیر داشته.

حالا وقتی می‌بینم دارم از کاری طفره میرم (مثل نوشتن همین مطلب) یکی دو دقیقه روی گوشه کاغذ نقاشی می‌کشم (با وجود اینکه هنرمند نیستم). یا یه جمله الهام‌بخش رو چندین بار برای خودم با خط زیبا می‌نویسم، و سعی می‌کنم به خوبی حرفش رو درک کنم و در همون حال مهارت خطاطیم رو هم تقویت می‌کنم (ولی من تایپوگرافیست هم نیستم.) بعضی وقت‌ها حتی یکی از کتاب‌های دم دست رو برمی‌دارم، یه صفحه رو اتفاقی باز می‌کنم و جذب مفهوم متن میشم. این کارهای کوچیک شاید چندان مهم به نظر نرسه، اما تاثیر خیلی خوبی روی خلاقیت من داشته.

منظورم اینه: اگر می‌خوای خودت رو هر روز به سمت خلاقیت هل بدی – که از روزمرگی خلاص بشی و حس و فعالیت رو به مغزت برگردونی – کار رو برای خودت راحت‌تر کن. همیشه هر جا که میری یه دفترچه با خودت بردار، یه دفتر طراحی و ماژیک بزرگ کنار میزت بذار، یا زنگ ساعت صبحت رو فقط ۱۰ دقیقه زودتر تنظیم کن تا وقتی بلند میشی، هر چی که اول صبح به ذهنت رسیده رو توی دفتر یادداشت کنی.

می‌دونم ، این کارها شاید به نظر پیش پا افتاده برسه، اما تاثیری که روی رفتارت می‌گذاره فوق‌العاده است.
فرار از دایره راحتی                                                                                                                                                                                                        حتما از اون جمله‌های انگیزه‌بخش زیاد دیدی که می‌گه بلند شو و کار عجیبی بکن – کاری که معمولا نمی‌کنی – اما واقعیت اینه که شکستن روزمرگی کار پرزحمتیه.
در واقع پژوهش‌های علمی زیادی در این‌باره وجود داره که چرا بیرون زدن از دایرهٔ راحتی اینقدر برای ما سخته، و چرا خوبه که این کار رو بکنیم. با کمی درک بهتر و چند تغییر کوچک، می‌شه از دایرهٔ راحتی خارج شد و کارهای بزرگ کرد.

خیلی مهمه که آدم مرزهای دایرهٔ راحتیش رو دورتر ببره، و وقتی که آدم این کار رو بکنه، اتفاق بزرگیه. اما «دایرهٔ راحتی» دقیقا چیه؟ چرا ما با روزمرگی راحتیم، اما وقتی با چیزهای جدید و جالب برخورد می‌کنیم خیلی سریع معذب می‌شیم؟ و در آخر، بیرون زدن از دایرهٔ راحتی برای ما چه نفعی داره، و چطور این کار رو بکنیم؟ لیست بلندی شد، ولی جواب دادن به این سوال‌ها کار سختی نیست.

شناختن «دایرهٔ راحتی» و چرا ترک کردن اون سخته
ساده بگم، دایرهٔ راحتی یک فضای رفتاریه که توی اون فعالیت‌ها و رفتارهای آدم وارد یک روزمرگی و الگویی می‌شه که از ریسک و فشار و اضطراب کم می‌کنه. وضعیتی که به آدم امنیت روانی می‌ده. نفعش برای آدم مشخصه: رضایت مستمر، اضطراب کم، و کاهش فشار.

مفهوم دایره راحتی از یک آزمایش کلاسیک روانشناسی در اومده. در ۱۹۰۸ دو روانشناس به نام رابرت یرکس و جان دادسون توضیح دادن که شرایط راحتی نسبی، یک سطح عملکرد با ثبات ایجاد می‌کنه. اما برای به اوج رسوندن عملکرد، باید در وضعیت اضطراب نسبی باشیم – موقعیتی که سطح فشار کمی بالاتر از اندازه عادی باشه. به این موقعیت، فضای «اضطراب بهینه» می‌گن که درست از بیرون دایرهٔ راحتی ما شروع می‌شه. البته اگر اضطراب بالا بره، استرس ما بیشتر از اون می‌شه که بتونیم خروجی خوبی داشته باشیم و در نتیجه عملکرد آدم افت می‌کنه.

مفهوم اضطراب بهینه اصلا چیز جدیدی نیست. هرکسی که به خودش فشار آورده باشه تا کاری رو به انجام برسونه یا به جایی برسه، می‌دونه که وقتی به خودت فشار بیاری به نتایج درخشانی می‌رسی. با این حال زیاد فشار آوردن هم نتیجه منفی به بار میاره، و سختی دادن به خودت اساسا کار جالبی نیست. ما ذاتا تمایل داریم که به وضعیت راحتی و اضطراب خنثی برگردیم. مشخصه که چرا برامون سخته مغزمون رو از دایره راحتیش بیرون کنیم.

با این حال، دایرهٔ راحتی نه خوبه و نه بد. یه وضعیت طبیعیه که بیشتر مردم به اون تمایل دارن. ترک اونن اضطراب و ریسک به همراه میاره، که ممکنخ نتایج مثبت یا منفی داشته باشخ (که تا چند لحظه دیگه درباره‌اش صحبت می‌کنم)، اما دایره راحتی رو نباید یه چیز منفی در نظر بگیری که مانع پیشرفت تو می‌شه.

وقتی از دایره فرار کنی و چیزهای جدید امتحان کنی چه چیزی به دست میاری
اضطراب بهینه جاییه که عملکرد و بهره‌وری روانی آدم به اوج خودش می‌رسه. ولی باز هم «بهبود عملکرد» و «افزایش بهره‌وری»، بیشتر بوی «کار اضافه» می‌ده. وقتی که حاضر باشی از دایرهٔ راحتی‌ات خارج بشی واقعا چه چیزی به دست میاری؟

مفیدتر خواهی بود. راحتی بهره‌وری رو می‌کشه چون بدون حس بی‌قراری ناشی از انتظارات و موعد تحویل، ما نیرو و انگیزه‌مون رو برای بیشتر کار کردن و یاد گرفتن چیزهای جدید از دست می‌دیم. و گرفتار «تلهٔ کار» هم می‌شیم، یعنی ادای «پرکار» بودن رو درمیاریم تا بتونیم توی دایرهٔ راحتی‌مون بمونیم و از انجام کارهای جدید طفره بروم. باز کردن مرزهای شخصی‌ت کمک می‌کند تا زودتر به حرکت دربیای، بیشتر انجام بدی، و راه‌های هوشمندانه‌تری برای کار کردن پیدا کنی.
راحت‌تر با تغییرات جدید و نامنتظره کنار میای. برین براون استاد و پژوهشگر دانشگاه هوستون می‌گه که یکی از بدترین کارهایی که می‌تونیم بکنیم اینه که وانمود کنیم ترس و دودلی در کار نیست. اما با خطر کردن به شکل کنترل شده و به چالش کشیدن خودت برای انجام کارهایی که معمولا نمی‌کنی، می‌تونی بخشی از اون دودلی رو در یک محیط کنترل‌شده و قابل مدیریت تجربه کنی. وقتی یاد بگیری که هر وقت خواستی بتونی بیرون از دایرهٔ راحتی‌ات زندگی کنی، برای تغییرات بزرگتری که در زندگی‌ت پیش میاد هم آماده‌تر می‌شی.
در آینده هم جابجا کردن مرزهات برات راحت‌تر می‌شه. وقتی که شروع کنی پا از دایرهٔ راحتی‌ات بیرون بگذاری به مرور این کار برات آسون‌تر می‌شه. کم کم به اون وضعیت اضطراب بهینه عادت می‌کنی. «بی‌قراری کارآمد» برات عادی‌تر می‌شه، و می‌تونی بیشتر به خودت فشار بیاری بدون اونکه عملکردت به سمت افت بره. در انتها، می‌بینی که هر چه خودت رو به چالش می‌کشی، دایرهٔ راحتی‌ات با اون هماهنگ می‌شه و با تکرار، چیزهایی که قبلا برات سخت و اضطراب‌آور بود، آسون‌تر می‌شه.
ایده دادن و به کار گرفتن خلاقیتت برات راحت‌تر می‌شه. این البته نفع ملموسی نیست، اما تقریبا همه می‌دونن که رفتن به دنبال تجربه‌های جدید، یاد گرفتن مهارت‌های جدید، و در باز کردن به روی ایده‌های جدید برای آدم الهام‌بخشه و به شکلی ما رو تعلیم می‌ده که کمتر چیزی مثل اون می‌تونه. امتحان کردن چیزهای جدید باعث می‌شه روی تصورات قدیمی‌مون فکر کنیم و ببینیم کجاش با دانش جدیدمون همخوانی نداره، و به این به ما کمک می‌کنه بیشتر یاد بگیریم و سعی نکنیم فقط اطلاعاتی رو پیدا کنیم که تاییدی بر تصورات خودمون باشه. حتی در کوتاه‌مدت، یک تجربهٔ معذب مثبت هم به ما کمک می‌کنه ایده‌پردازی کنیم، مشکلات قدیمی رو به چشم جدیدی ببینیم، و با نیروی تازه‌ای به مصاف چالش‌های پیش رو بریم.
نفع‌هایی که از پا بیرون گذاشتن از دایرهٔ راحتی می‌بری، بی‌دوام نیست. وقتی با یادگرفتن مهارت تازه، امتحان کردن غذاهای جدید، سفر به یک کشور جدید، و حتی مصاحبه برای شغل جدید خودت را بالا می‌کشی، بالا می‌مانی. و افق دیدت را هم گسترده‌تر می‌کنی.

چطور از دایرهٔ راحتی خارج بشی
بیرون از دایره راحتی می‌تونه جای خوبی باشد، تا وقتی که خیلی دور نشی. نباید یادت بره که بین اضطراب کنترل‌شده‌ای که از اون حرف می‌زنم و اضطراب واقعی که خیلی از مردم هر روز با اون درگیرن فرق هست. دایره راحتی هر آدمی هم فرق داره، و چیزی که برای تو محرک رشده، ممکن است برای یکی دیگه فلج‌کننده باشه. فراموش نکن که اضطراب بهینه می‌تونه تو رو به اوج برسونه، اما اضطراب شدید ممکنه تو رو زمین بزنه.

و این هم چند راه برای بیرون زدن از دایره راحتی (و به واسطهٔ اون، رشد کردن) بدون اونکه خیلی دور بری:

کارهای هر روزه رو به شکل متفاوتی انجام بده. از مسیر متفاوتی به سر کار برو. بدون بررسی اینترنتی به رستوران تازه‌ای برو. یک هفته یا یک ماه گیاهخواری کن. یه سیستم عامل متفاوت رو امتحان کن. در شیوه انجام کارهای هر روزه‌ات تغییری بده، حتی اگر تغییر کوچکی باشه. دیدگاه جدیدی که از هر تغییر به دست میاد رو دریاب، حتی اگر تجربه‌اش منفی بوده باشه. اگر همه چیز اون‌طور که می‌خواستی پیش نرفت، سرخورده نشو.
برای تصمیم گرفتن وقت بگذار. گاهی کافیه کمی از سرعتت کم کنی، تا معذب بشی – به ویژه اگر توی زندگی شخصی یا کارت به سرعت و تصمیم‌گیری فوری اهمیت می‌دن. آهسته‌تر برو، به روال کارها دقت کن، برای درک معنای چیزی که می‌بینی وقت بگذار، و بعد وارد عمل شو. گاهی حتی اصرار بر این حق که تصمیم آگاهانه بگیری هم ممکنه تو رو از دایره راحتی‌ات بیرون بفرسته. فکر کن، فقط واکنش نده.
به خودت اعتماد کن و تصمیمات آنی بگیر. بله حرفم متناقض شد، اما دلیل داره. همون‌طور که آدم‌هایی هستن که فقط تصمیمات آنی می‌گیرن، دیگرانی هم هستن که تمایل دارن تمام جنبه‌های ممکن رو بارها و بارها بررسی کنن. گاهی باید یک تصمیم فوری و قاطع گرفت تا کارها به جریان بیافته. این کار باعث می‌شه پروژه‌های شخصی‌ت جون تازه‌ای بگیره و به تو یاد می‌ده به قضاوتت اعتماد کنی. همین‌طور به تو نشون می‌ده که تصمیمات فوری هم مثل تصمیمات فکرشده نتایج و عواقبی داره.
گام‌های کوچک بردار. خارج شدن از دایرهٔ راحتی آدم خیلی شجاعت می‌خواد. ولی چه آرام و با احتیاط پا بیرون بگذاری و چه جفت‌پا از دایره بیرون بپری، همون نفع رو برای تو داره، پس می‌تونی آروم شروع کنی. اگر اضطراب اجتماعی داری، فکر نکن که حتما باید شجاعتت رو جمع کنی و مستقیما در اولین دیدار از دختر مورد علاقه‌ات خواستگاری کنی، فقط برو و سلام کن و ببین چی می‌شه. ترس‌هات رو بشناس، و قدم به قدم با اونها روبرو شو.
راه‌های زیاد دیگری هم برای جابجا کردن مرزهای شخصی آدم وجود داره. می‌توانی یک زبان یا مهارت جدید یاد بگیری. یاد گرفتن زبان جدید فایده‌های مختلفی داره، و خیلی از اونها رو با یاد گرفتن مهارت تازه هم می‌شه به دست آورد. با آدم‌هایی که برات الهام‌بخش هستند ارتباط برقرار کن، یا در موسسه‌ای که هدف خوبی داره کار داوطلبانه انجام بده. سفر برو، چه در نزدیکی شهر خودت یا دور دنیا. اگر تمام زندگیت دنیا رو فقط از داخل کوچه خودت ببینی، خیلی چیزها رو از دست می‌دی. دیدن مکان‌های متفاوت و جدید شاید یکی از بهترین راه‌ها برای گسترده‌تر کردن دیدگاهته، و لازم هم نیست پرخرج یا سخت باشه. تجربه‌ای که به دست میاری شاید حیرت‌انگیز یا پشیمون‌کننده باشه، اما مهم نیست. مهم اینه که این کار رو بکنی، و خودت رو از قید محدودیت‌های ذهنی که مانع حرکتت شده رها کنی.

امتحان کردن چیزهای نو سخته. اگر نبود، خروج از دایرهٔ راحتی کار آسونی می‌شد و همه ما به‌طور مرتب این کار رو می‌کردیم. خیلی مهمه که درک کنیم عادت چطور شکل می‌گیره و چطور می‌تونیم اون رو بشکنیم تا خودمون رو از توی دایره راحتی بیرون بکشیم.

چرا مهمه هر از چندی به دایره راحتی‌ات برگردی
آدم نمی‌تونه تمام مدت بیرون از دایره راحتیش سر کنه. لازمه که هر از گاهی به درون دایره برگرده تا تجربه‌اش رو هضم کنه. اصلا نمی‌خوایم که چیزهای جدید و جالب خیلی زود برامون تبدیل به چیزهای عادی و کسل‌کننده بشه. به این پدیده سازگاری لذتی می‌گن، گرایش طبیعی ما آدم‌ها که جذب چیزهای تازه می‌شیم اما خیلی زود اون چیزهای عجیب برامون عادی می‌شه. به همین خاطر هست که الان ما بزرگترین مخزن دانش تاریخ بشر (یعنی اینترنت) رو زیر دستمون داریم ولی هنوز چنان حوصله‌مون سر می‌ره که تمام مدت به دنبال راه‌های ارتباطی سریع‌تر و جدیدتر هستیم. این گرایش از یه جهت نیرویی هست که ما رو به پیش می‌رونه، ولی از جهت دیگه مانع از درک نعمت‌های روزمره می‌شه.

و همین‌طور، خودت رو به تجربه‌های بزرگ و عظیم محدود نکن. شاید مدیتیشن هم به اندازهٔ بانجی‌جامپینگ بتونه تو رو از دایره‌ات خارج کنه. اگر یکی رو قبلا امتحان کردی، حالا اون یکی رو امتحان کن. هدف این نیست که معتاد به آدرنالین بشی – فقط قراره یاد بگیری که چه کارهایی می‌تونی انجام بدی. و این هم یه دلیل دیگه که چرا مهمه هر از چندی به وضعیت راحتی برگردی و استراحت کنی. فقط یادت نره که تا جای ممکن از این لحظات الهام‌بخش، خلاقانه، مفید، و کمی معذب بهره ببری.
خلاق بودن یعنی...                                                                                                                                                                                                             خلاقیت یعنی حل کردن یک مشکل به روشی تازه. یعنی تغییر دادن نقطهٔ دیدت.
خلاق بودن یعنی خطر کردن، و نادیده گرفتن شک، و رویارو شدن با ترس‌ها. یعنی شکستن روزمرگی و انجام یه کار متفاوت فقط برای اینکه کار متفاوتی کرده باشی. یعنی پیدا کردن هزار راه مختلف برای رسیدن به یک مقصد. یعنی اینکه هر روز خودت رو به چالش بکشی.

خلاق بودن یعنی حتی در پیش‌پا افتاده‌ترین جاها هم به دنبال ایده و الهام بگردی. یعنی سوال‌های احمقانه بپرسی. یعنی خلق کردن بدون نقد کردن. خلاق بودن یعنی تو بلدی در هر چیزی شباهت‌ها و تفاوت‌ها رو پیدا کنی.

خلاق بودن، یعنی تو داری فکر می‌کنی.