ISIwebofknowledge_تحصیلات تکمیلی
1.29K subscribers
399 photos
66 videos
520 files
684 links
در اینجا ، راههای ورود به دانشگاههای معتبر، آموزش مقاله نویسی ، پایان نامه نویسی و معرفی نرم افزارهای کاربردی , مطرح می شود.
Download Telegram
Eight Steps to Developing an Effective Outline

Preparing an outline is the most important step in the process of producing a manuscript for publication in a journal. The outline bears roughly the same relation to the final manuscript as an architectural blueprint does to a finished house. Its purpose of an outline is to divide the writing of the entire paper into a number of smaller tasks. A good outline will organize the various topics and arguments in logical form. By ordering the topics you will identify, before writing the manuscript, any gaps that might exist.

There is no single best way to prepare a scientific manuscript, except as determined by the individual writer and the circumstances. You should know your own style of writing best. Whatever you decide to do, you should follow at least these steps before beginning to write your manuscript. Remember, at this stage, you are only constructing an outline. You are not writing; you just need to put down some notes to guide your thinking.

1. Develop a central message of the manuscript Prepare a central message sentence (20-25 words). If you were asked to summarize your paper in one sentence, what would you say? Everything in the manuscript will be written to support this central message.

2. Define the materials and methods Briefly state the population in which you worked, the sampling method you employed, the materials you used, and most importantly, the methods you used to carry out the study.

3. Summarize the question(s) and problem(s) What was known before you started the study? What answers were needed to address the problem(s)? List the key points pertaining to the question(s) and problem(s). What did you do to answer the question(s)?

4. Define the principal findings and results Your central message sentence probably encapsulates the most important findings. There may be others that you feel ought to be included. List these in note form. Don’t worry about the order or about how many you put down.

5. Describe the conclusions and implications Make brief notes on each of the implications that arise from your study. What are the principal conclusions of your findings? What is new in your work and why does it matter? What are the limitations and the implications of your results? Are there any changes in practice, approaches or techniques that you would recommend?

6. Organize and group related ideas together List each key point separately. Key points can be arranged chronologically, by order of importance or by some other pattern. The organizing scheme should be clear and well structured. You can use a cluster map, an issue tree, numbering, or some other organizational structure. Identify the important details, describe the principal findings, and provide your analysis and conclusions that contribute to each key point.

7. Identify the references that pertain to each key point

8. Develop the introduction Before beginning on the introduction, read through the notes you have made so far in your outline. Read them through and see whether there is a coherent and cohesive story and a unifying theme that runs through the outline. Your introduction outline should start with the main message, describe what the purpose or objective of your study was, how you went about doing the study, what you found and what are the implications of what you found.
تغییر بی‌هدف به پیشرفت نمی‌رسه                                                                                                                                                                 اگر مرتب اپ برنامه‌ریزی روزانه‌ات رو عوض کنی، مسیر رفت‌وآمدت به سر کار رو عوض کنی، در اتوبان خط عوض کنی، در فروشگاه صف عوض کنی، احتمالا خودت هم یک جایی متوجه می‌شی که فقط داری دور خودت می‌چرخی.
هر وقت قصد تغییر در چیزی رو داشتی، یک هدف نهایی در ذهنت داشته باش تا به یه پیشرفت منجر بشه.

خوبه که آدم در نقاط مختلف زندگی‌اش به قصد پیشرفت تغییری بده. شاید داری خودت رو متمایز می‌کنی، یا از دایره‌ی راحتی‌ات خارج می‌شی. فقط حواست باشه که وقتی تغییر می‌کنی، هدف مشخصی در ذهن داشته باشی، وگرنه تغییری که می‌دی ممکنه بی‌فایده باشه.

اگر مرتب ابزارهای مدیریت شخصی، مسیرها و عادت‌های خودت رو تغییر بدی، ممکنه مانع از این بشی که به نقطه‌ی ثبات و کارآیی برسی.

این نه فقط در مورد آدم‌ها که در مورد کسب‌وکار هم صدق می‌کنه. شرکت‌ها ممکنه تغییر رو با بهبود اشتباه بگیرن، ولی تغییر همیشه هم به معنی بهبود و پیشرفت نیست.

«تغییر برای تغییر همیشه هم به پیشرفت نمی‌رسه.»

و با اینکه من کاملا تشویق می‌کنم که آدم از دایره‌ی راحتی خودش خارج بشه، ولی تغییر بیش از اندازه هم ممکنه باعث سردرگمی، به هم ریختگی، و کاسته شدن از توانایی باشه.
این دختر«فرشته اصغری»نخبه 15 ساله که پدرش تنها یک تاکسی در حاشیه مشهد داشت بعد از اینکه قرار بود دست مادرش به دلیل سوختگی بالا قطع شود به کار افتاد و پماد سوختگی را اختراع کرد که ادامه تحقیق ابوعلی سینا است.او به دلیل نداشتن تمکین مالی مجبور بود با اصرار از داروخانه ها مواد لازم خود را بگیرد و همچنین از طب سنتی به مدت 2 سال استفاده کرد بعد از اینکه اختراعش را کامل کرد برای نجات مادر بارها دستان خود را با آب جوش سوزاند و کرم را روی خودش امتحان کرد !چرا که هیچ مرکز دارویی حاضر به ریسک کردن نشد.....اکنون مراکز معتبری حاضر به خرید اختراع او شدند و البته این دختر حاشیه شهر پشنهاد اقامت و تحصیل در فرانسه را نیز از آن خود کرده است.http://shahrara.com/page,1393,11,26,9,00.html

گفت‌وگو با فرشته لعل اصغری، دانش‌آموز پانزده‌ساله مشهدی که با یک کشف علمی از قطع‌عضو مادرش جلوگیری کرد
فقط ۳ گام تا رسیدن به هدف بزرگت!                                                                                                                                                               از چیزهای کوچک خسته‌ای. در اشتیاق رسیدن به یه هدف بزرگ در زندگی می‌سوزی: نوشتن یک رمان، ثروت هزار میلیاردی، سفر به مریخ.
ولی کمتر کسی حتی جرات امتحان کردن این راه رو داره. تو آماده‌ای که یکی از این آدم‌های خاص باشی؟

۱. بهای رویات رو پیدا کن
 هر دستاوردی رو می‌شه برحسب زمان اندازه گرفت. می‌خوای رمان بنویسی؟ احتمالا حدود ۴۰۰ ساعت وقت لازم داره. می‌خوای پیانو رو تا سطح بالایی یاد بگیری؟ حدود چند هزار ساعت. به ثروت هزار میلیاردی برسی؟ برو روی حدود ۴۰،۰۰۰ ساعت یا بیشتر (و البته مقدار زیادی شانس و اقبال، گرچه اون رو هم می‌شه با زمان کافی جبران کرد.)

البته اینها تنها هزینه‌هایی نیست که باید بپردازی؛ پیانیست به هر حال یه پیانو لازم داره. ولی تمام منابعی که لازم داری در مقابل وقتی که باید بگذاری رنگ می‌بازن.

مثلا یه چیزی رو در نظر بگیر که توش مهارت داری. ببین تا همین الان چقدر براش وقت گذاشتی. و حالا چیزهایی که واقعا توشون افتضاحی چطور؟ اونقدرها وقت صرفشون نکردی. شاید بعضی از آدم‌ها سریع‌تر از دیگران یاد می‌گیرن، شاید بعضی‌ها ظرفیتش رو دارن که به نقطه‌ی بالاتری برسن، ولی فارغ از همه‌ی اینها: بزرگترین فرق موفقیت و شکست در مجموع زمان صرف‌شده است.

نمی‌دونی چند ساعت وقت لازم داری؟ کسی رو پیدا کن که این راه رو قبل از تو رفته باشه. پای موفقیت هر ورزشکار یا کارآفرین یا نوازنده‌ی موفقی، دریایی از وقت و زمان صرف شده. هرگز گول نخور که جور دیگه‌ای ممکنه.

زمان، بهاییه که باید برای هرچیزی پرداخت. اگر از این راه پشیمون نشدی، پس وقتی که لازم داری رو بسنج و بعد...

۲. بهاش رو بپرداز
تو در هر روز مدت زمان محدودی داری – درست مثل همه‌ی آدم‌ها. یه روز معمولی رو در نظر بگیر:

۸.۵ ساعت – خواب
۱ ساعت – رفت‌وآمد (یا حتی توی شهر شلوغی مثل تهران، ۲ ساعت)
۷ ساعت – کار (۳ ساعت مفید و ۴ ساعت به بطالت و افسردگی)
۲ ساعت – آشپزی، غذا خوردن، کارِ خونه
۳ ساعت – تماشای تلویزیون
۲.۵ ساعت – کارهای دیگه
میانگین تماشای تلویزیون در ایران روزی سه ساعته. سالی بیشتر از یک هزار ساعت. یعنی وقت کافی برای نوشتن دو رمان در کنار هفته‌ای ۶ ساعت ورزش.

اگر بتونی فقط ۲۰ دقیقه مسیرت تا محل کار رو کوتاه‌تر کنی، سالی ۱۰۰ ساعت می‌شه. آیا راهی هست که ساعت کارت رو کمی جابجا کنی که به ترافیک نخوری؟

وقتی قراره روی چیز بزرگی کار کنی، اینکه هر از چندی یکی دو ساعت وقت از این طرف و اون طرف بزنی و صرف اون کار کنی ابدا کافی نیست. ثبات کلید موفقیته. حتی اگر هر روز به مقدار کمی وقت بگذاری، روی هم جمع می‌شه و خیلی می‌شه. مثل پس‌انداز می‌مونه؛ فقط با این فرق که زمان رو توی جیبت داری و نباید برای به دست‌آوردنش زحمت بکشی. فقط باید درست خرجش کنی.

بعضی هدف‌های بزرگ – مثل فضانورد شدن – نیاز به حجم عظیمی زمان داره؛ ده هزار ساعت یا بیشتر. این وقت رو نمی‌شه با کم کردن وقت تلویزیون به دست آورد. فقط یک راه داری: اشتغال تمام‌وقت در مسیر هدفت. هر چه زودتر این راه رو در زندگیت شروع کنی، بهتره. روزی ۷ ساعت، ۵ روز در هفته براش بگذار، تا هر سال ۱۸۲۰ ساعت به هدفت نزدیکتر بشی.

فکر می‌کنی می‌تونی میان‌بر بزنی؟ شاید، یه کم، گاهی. ولی کسی یک ساله پزشک نمی‌شه. و فقط وقتی به یه خلبان اجازه می‌دیم هدایت یه هواپیما رو به دست بگیره که مجموع ساعت پرواز و تمرین مشخصی رو به اتمام رسونده باشه. و جی‌. کی. رولینگ هم نمی‌تونست هری پاتر رو در یک هفته بنویسه.

ساده است، اگرچه راحت نیست.

۳. کار رو بنداز روی غلتک
وقتی به آدم‌هایی نگاه کنی که به دستاوردهای مهمی رسیده‌ان، می‌بینی که معمولا خودشون و کارشون رو روی غلتک انداخته‌ان تا شتاب عظیمی بگیرن.

کسی که رویای نویسندگی داره – مثلا – می‌تونه با نوشتن وبلاگ شخصی شروع کنه. به مرور، نثرش بهتر می‌شه و تحسین و توجه دیگران رو جلب می‌کنه، مخاطبش بیشتر می‌شه و شاید یک کار نویسندگی نیمه‌وقت هم گیر بیاره. و در نهایت به نقطه‌ای می‌رسه که هر هفته ۱۰ مطلب می‌نویسه و یک رمان هم در دست نوشتن داره.

تعهد به کار خودش می‌تونه تبدیل به یک نیرو بشه. مثل هر کس دیگه‌ای، اراده‌ی نویسنده‌ی ما هم ممکنه گاه‌به‌گاه تزلزل داشته باشه. ولی از یک جایی به بعد دیگه اونقدرها برای ادامه‌ی کار به نیروی اراده وابسته نیست – بلکه چنان شتابی می‌گیره که حالا برای دست کشیدن از کار باید اراده به خرج بده. چون موفق شده چیزی بسازه که مجبورش می‌کنه ادامه بده، حتی در روزهایی که چشم دیدن کیبورد و کامپیوترش رو نداره.

برای بیشتر ما و انتخاب‌های حرفه‌ای ما هم همین‌طوره. کسی که شغلی می‌گیره، چه بخواد و چه نخواد، احتمالا توی اون کار بهتر می‌
شه و پیشرفت می‌کنه. کسی که خودش رو عادت می‌ده هر روز به باشگاه بره، نهایتا به نقطه‌ای می‌رسه که اگر ورزش نکنه افسرده می‌شه. تعهد تبدیل به عادت می‌شه. و موفقیت با خودش موفقیت میاره.

باید کاری کنی که جایی که بیشتر ساعت‌های روزت رو می‌گذرونی همون جایی باشه که بیشترین رشد رو می‌خوای داشته باشی. و بعد هر کاری که بکنی، مثل بهمن مرتبا سرعت می‌گیره و بزرگتر می‌شه.

شاید بعضی‌ها قصدی برای رسیدن به هدف‌های خیلی بزرگ نداشته باشن، و اشکالی هم نداره. موفقیت بهایی داره، و شاید هر کسی نخواد این بها رو بپردازه.

ولی برای بعضی از ما، تصورش سخته که این کار رو نکنیم. تصور اینکه زندگی‌مون رو بکنیم و بدونیم چه کارهایی می‌تونستیم بکنیم، ولی نکردیم – واقعا ترسناک‌تر از هر بهاییه که برای موفقیت لازمه بپردازیم.

هر چیزی که خواسته‌ی تو است، انتخابش با خود تو است.
چطور وقتی مهارت خاصی نداری به موفقیت برسی                                                                                                                                                                       همیشه درباره‌ی اینکه چطور در زندگی به موفقیت و پیشرفت برسیم، به ما دروغ گفته‌ان: ببین در چه کاری استعداد داری، به سختی تمرین کن و زحمت بکش، و در دریایی از ثروت و خوشبختی غوطه‌ور شو.
وقتی که استعداد خاصی داشته باشی این روش عالیه، اما برای باقی آدم‌ها، ناامیدکننده است. اگر هیچ مهارت و استعداد درجه یکی نداشته باشی چطور؟ اگر در کارهای مختلفی صرفا در حد قابل قبول باشی چطور؟

خبر خوب اینکه، تقریبا همه‌ی آدم‌ها همین‌طورن، حتی بعضی از فوق‌ستاره‌های شدیدا موفق. آدم‌های موفقِ کمی وجود دارن که واقعا در کاری بهترین باشن. معمولا معجون خیلی موثری از چیزهای مختلفه که براشون کارساز شده.

بیل گیتس بهترین برنامه‌نویس دنیا نیست، بهترین سخنران یا فروشنده یا ایده‌پرداز یا حسابدار دنیا هم نیست. ولی در همه‌ی اینها در حد مقبول هست، و یاد گرفته که این مهارت‌ها رو به هم بدوزه و چیز خیلی ارزشمندتری بسازه.

ویل اسمیت نه در حد بهترین بازیگرهای دنیا است و نه خواننده‌ی خیلی هنرمندیه، ولی این مهارت‌ها رو به هم دوخته و با یه شخصیت جذاب، برندینگ شخصی زیرکانه، و اخلاق کاری بسیار محکم موفق شده در مجموع خیلی موفق‌تر از اون بشه که با هر کدوم از این کارها به تنهایی می‌تونست.

بیشتر چنین آدم‌هایی اگر فقط روی «بهترین» استعداد و مهارتشون تمرکز کرده بودن، هدر می‌رفتن. اگر استیو جابز این کار رو کرده بود شاید یه فروشنده ماشین‌های دست دوم می‌شد.

حتی اگر مهارت‌های متوسطی داری، یه ترکیب زیرکانه از این «متوسط‌ها» می‌تونه تو رو بی‌مانند کنه.

فرض کن یه برنامه‌نویس قابل قبول باشی. عاشق این کار هستی و کارت هم خوبه اما می‌دونی که هیچوقت در گوگل و شرکت‌های بزرگ و جذاب استخدام نمی‌شی. این مهارت به خودی خود ارزش زیادی نداره. اما بلدی که این مهارت رو با توانایی خوب یاد دادن ترکیب کنی. بعد یاد می‌گیری چطور ویدیوهای آموزشی بسازی و خودت رو در اینترنت تبلیغ و معرفی کنی. تو در ساختن ویدیو بهترین نخواهی بود، در تبلیغات و فعالیت اینترنتی هم همین‌طور، در برنامه‌نویسی هم همین‌طور. اما می‌تونی یه کسب‌وکار آنلاین پررونق داشته باشی که از کاری که عاشقش هستی پول در بیاری در حالی که تک‌مهارت‌های تو هیچ‌کدوم هیچ‌وقت از سطح «قابل قبول» فراتر نرفته.

این برای هر پیشه‌ای صدق می‌کنه. یه مدیر متوسط که بتونه کمی قانون یاد بگیره، یا زبان بدن، یا برنامه‌نویسی، یا طراحی، یا سخنرانی عمومی، می‌تونه نسبت به مدیرهای مشابه خودش برتری بزرگی پیدا کنه. در واقع، می‌شه گفت چیزی که باعث می‌شه کسی «مدیر بزرگی» باشه اساسا معجونی از مهارت‌های مرتبط به این کار، مثل روانشناسی و نظم شخصیه.

تک‌مهارت‌ها زیادن. ولی ترکیب‌ها نادر و کمیاب‌ان. اگر می‌خوای ارزش خودت رو بالا ببری، یک گام از قدرت‌های اصلیت عقب برو، و سعی کن از اونها معجون بزرگتری بسازی
مراحل مهم برای انجام تحقیقات علمی                                                                                                                                                                                                                                                               انجام تحقیقات علمی شامل یک دسته کارهای متفاوت است و متناسب با بخش­های کار به مراحل متفاوتی تقسیم می­گردد. در ادامه، چگونگی این تقسیم ­بندی­ها به صورت واژه­ های کلیدی آورده می­شود با این توضیح که این بخش­ ها بیشتر نمایانگر تمایز مراحل تحلیلی کار هستند که در عمل تا حدی بر هم منطبق می­گردند. مراحل کار تحقیقی به صورت زیر است:

بررسی اولیه
جستجو
طرح کلیه و تقسیم بندی کار
بررسی و گزینش
نوشتن و ویرایش
طرح ریزی
جمله بندی کردن
ویراستاری
تصحیح و تنظیم
اکنون به توضیح این مسائل می­پردازیم:

۱- بررسی اولیه: علاقه داشتن به یک موضوع، مشخص کردن یک محدوده ­ی موضوعی و جستجوی مقدماتی منابع.

۲- جستجو: محدود کردن دقیق موضوع در تحقیق، جستجو به دنبال منابع، تهیه مواد اولیه، همانند متن­ها، کتاب­ها و غیره، تفکر در مورد آزمایش­های تجربی، مانند: تحقیقات میدانی، پرسش­نامه ­ها و سرانجام بررسی کامل این که آیا این تحقیق قابل اجرا هست یا نه.

۳- طرح کلی و تقسیم ­بندی کار: محدود کردن مسئله طرح شده در تحقیق، جداسازی و انتخاب دقیق­تر منبع با توجه به مسئله طرح شده، و در صورت لزوم برنامه­ ریزی برای آزمایش­ها، بررسی پرسش­نامه ­ها و تهیه منابعی که می­تواند به عنوان اساس و پایه تحقیق مفید واقع شود.

۴- بررسی و گزینش: بررسی­ها، انجام آزمایشات و جستجو در منابع؛ تهیه و جمع­آوری یادداشت­ ها و متون؛ طرح­ ریزی برای ارائه نتایج پژوهش­ ها و آزمایشات و فصل­ بندی کلی کار تحقیقی.

۵- نوشتن و ویرایش: نوشتن کار به نوبه­ ی خود به چند مرحله تقسیم می­شود:

۱-۵- طرح ­ریزی

بدیهی است که مرحله طرح­ ریزی نوشتن با مرحله سنجش و گزینش تلاقی می­کند زیرا در این بخش طرح کار ریخته می­شود و فصل­ بندی و روند تکاملی متن معین می­گردد.

۲-۵- جمله بندی کردن

در این مرحله، داده ­ها را جمله ­بندی کرده و نخستین پیش­نویس نوشته می­شود.

۳-۵- ویراستاری

در این مرحله متن تا حد زیادی تغییر شکل می­یابد.

۴-۵ تصحیح و تنظیم

در این قسمت تصحیحات، آخرین پرداخت­ها، ساختاربندی­ ها، صفحه آرایی و تهیه آخرین پرینت صورت می‌گیرد.

هنگامی که اولین نسخه متن نوشته می­شود فقط نیمی از کار نوشتن انجام گرفته است زیرا لازم است هر متنی با دوباره خوانی بهتر شود.
تفاوت ارائه مقاله در ژورنال های علمی و کنفرانس ها                                                                                                                                                                                                                                                     یکی از متداول ترین سوالاتی که دانشجویان می پرسند این است که:” اعتبار مقالات ژورنالی بیشتر است یا مقالات کنفرانسی؟” در پاسخ باید گفت هرچند اعتبار مقالات ژورنالی بهتر از مقالات کنفرانسی است، اما این موضوع را نمی توان تام و تمام در نظر گرفت. فی الواقع در بسیاری از دانشگاه های معتبر جهان، کنفرانس های زیادی وجود دارند که اعتبارمقاله هایشان از اعتبار ۸۰% ژورنال های ISI بیشتر و بهتر به نظر می رسد. لذا نمی توان به طور مطلق گفت مقالات ژورنال ها از مقالات کنفرانس ها بهترند. از اینرو، این موضوع را باید هر کدام به گونه ای منفک از هم بررسی کرد. یعنی ابتدا هرکدام به تنهایی مورد تحلیل و بررسی قرار داد.

مقاله های کنفرانسی

مقاله نوعی تحقیق گسترده است که ممکن است توسط یک نفر یا از گردهمایی چند نفر استخراج شود. این تحقیق در موضوع خودش حرف جدید و تازه ای دارد. در صورتی که این مقاله ارسال و سپس پذیرفته شود، از نویسنده یا نویسندگان دعوت بعمل می آید که سخنانشان را در کنفرانسی مطرح کنند. قاطبه کنفرانس ها، مقاله ها را به مجلات معتبر ارجاع می دهند و سپس چاپ می شوند. برخی از مقالات رشته های مانند “برق” و “کامپیوتر”، در کتاب خانه های دیجیتالی مانند IEEE چاپ می شوند.

مقاله های ژورنالی

ژورنال (journal ) ترجمه لاتین مجله در زبان فارسی است. ژورنال های علمی می توانند به صورت دوره ای چاپ شوند. یعنی می توانند به صورت هفتگی، ماهانه یا سالانه به رشته تحریر در آیند. در اینگونه ژورنال ها طبیعتا مقالاتی چاپ می شوند که با توجه به موضوع مجله سخن جدیدی را بیان می کنند. معمولا سخت گیری زیادی در ژورنال ها می شود. ممکن است یکمقاله چندین با برگشت بخورد تا مجددا ویرایش شود. از طرفی برخی مجلات برای چاپ مقاله هزینه ای از نویسنده، دریافت می کنند.

خلاصه تفاوت ها

- به طور معمول سختی چاپ مقاله در ژورنال ها بیشتر از ارائه در کنفرانس هاست.

- چاپ مقاله در ژورنال نیاز به هزینه دارد اما در کنفرانس چنین هزینه ای وجود ندارد.

- اعتبار برخی از ژورنال ها از تمامی کنفرانس ها بیشتر و بهتر است.

سوال: از چه راهی متوجه شویم مقاله ما معتبر است؟

به طور کلی برای رسیدن به یک مقاله برتر، نیاز به یک زمان بسیار طولانی است. زیرا مقاله ای که ما می خواهیم گرد آوری کنیم، نباید جای هیچ شک و شبهه ای را باقی بگذارد. باید آنقدر تحقیقاتمان وسیع باشد که به تمامی سوالات مربوط به موضوع مقاله به درستی پاسخ دهد. لذا اگر مطمئنیم مقاله ای که در پی گرد آوری آن هستیم به راحتی در کنفرانس ها پذیرفته می شود، این نوعی وقت تلف کردن است. اما اگر این اطمینان را حاصل نکرده ایم و می خواهیم اعتبار مقاله را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهیم، ایتدا بایستی مقاله را به کنفرانس ها ارائه دهیم. اگر مقاله به راحتی مورد پذیرش قرار گرفت، به احتمال زیاد این مقاله در ژورنال های معتبر قابل چاپ است. در غیر این صورت، هیچ ژورنالی معتبری مقاله را چاپ نمی کند. از اینرو اعتبار مقاله به راحتی مشخص می شود
طریقه نگارش مقالات تحقیقی                                                                                                                                                                                                                                                                                 سبک‌ نگارش‌ علمی‌ و انگلیسی‌
                                                                                                           
اغلب‌ مطالبی‌ که‌ در این‌ راهنما نوشته‌ شده‌ را می‌توان‌ برای‌ نوشتن‌ مقاله‌ علمی‌ به‌ هر زبانی‌ ، بکار برد ولی‌بعضی‌ نکات‌ در زبان‌ علمی‌ انگلیسی‌ وجود دارند که‌ باید در نظر گرفته‌ شوند. امّا در ابتداء یادآوری‌ می‌شود که‌تعداد بسیار کمی‌ از مقالات‌ به‌ خاطر متن‌ انگلیسی‌ بد آنها رد شده‌ و یا برگشت‌ داده‌ می‌شوند، اگر محتوای‌علمی‌ مقاله‌ به‌ اندازه‌ کافی‌ خوب‌ و قوی‌ باشد، ایرادهای‌ مربوط‌ به‌ زبان‌ را می‌توان‌ رفع‌ نمود، اگر چه‌ باید ذکرکرد که‌ بعضی‌ مجلات‌ شاید بطور خود پسندانه‌ و کوتاه‌ نظرانه‌ ، مقاله‌ای‌ را که‌ زبان‌ نوشتاری‌ آنها ضعیف‌ است‌را برای‌ تصحیح‌ برگشت‌ می‌دهند، باید در نظر داشت‌ که‌ سبک‌ نگارش‌ انگلیسی‌ معمول‌ با سبک‌ نگارش‌انگلیسی‌ علمی‌ تفاوت‌ دارد .
شما به‌ عنوان‌ نویسنده‌ای‌ که‌ انگلیسی‌ را به‌ عنوان‌ زبان‌ خارجی‌ خود می‌داند و می‌نویسد نباید انتظار داشته‌باشید که‌ بتوانید انگلیسی‌ کامل‌ و ادبی‌ را نگارش‌ نمائید . زبان‌ انگلیسی‌ برای‌ خوب‌ نوشتن‌ زبان‌ مشکلی‌ است‌،خود انگلیسی‌ زبانها نیز بین‌ خودشان‌ این‌ مشکل‌ را دارند، راجع‌ به‌ نکات‌ ریز گرامری‌ زبان‌ انگلیسی‌ نگران‌نبوده‌ و وقت‌ خود را صرف‌ آنها ننمائید ، اغلب‌ سردبیران‌ مجلات‌ و یا ناشران‌، متن‌ شما را اصلاح‌ می‌نمایند،مهمترین‌ مطلب‌ اینستکه‌ پیامتان‌ واضح‌ و آشکار باشد. برای‌ این‌ منظور باید در سبک‌ نگارشتان‌ به‌ زبان‌نوشتاری‌ علمی‌ دقت‌ نمائید ، تا بدین‌ وسیله‌ مزاحمت‌ ها و موانع‌ رسا بودن‌ پیغامتان‌ را کاهش‌ دهید .
محتوای‌مطلب‌ و مقاله‌اتان‌ مهمترین‌ نکته‌ می‌باشد و سبک‌ نوشتاری‌ نباید برای‌ شما مهمتر از محتوا گردد همانطور که‌قبلاً هم‌ گفته‌ شد سردبیران‌ معمولاً ایرادهای‌ مربوط‌ به‌ زبان‌ در مقاله‌اتان‌ را اصلاح‌ خواهند نمود ، امّا وقتی‌می‌توانند اینکار را انجام‌ دهند که‌ قادر به‌ درک‌ و فهم‌ هدف‌ مقالة‌ شما باشند پس‌ سعی‌ کنید تا آنجا که‌ ممکن‌است‌ مشخص‌ و دقیق‌ بنویسید. از استفاده‌ از عبارات‌ گنگ‌ و مبهم‌ اجتناب‌ نمائید. درباره‌ هر چیزی‌ که‌می‌خواهید بگوئید مطمئن‌ باشید.

نکات‌ زیر را دربارة‌ سبک‌ نگارش‌ علمی‌ به‌ زبان‌ انگلیسی‌ در نظر بگیرید:

زبان‌ ساده‌ و بیان‌ صریح‌ :
همیشه‌ ساده‌ ترین‌ راه‌ را برای‌ بیان‌ انتخاب‌ نمائید، از لغات‌ ساده‌ بجای‌ مشکل‌ ، صریح‌ بجای‌ مبهم‌ ، و خلاصه‌از لغات‌ آشنا و مصطلح‌ بجای‌ نادر و از بین‌ رفته‌ استفاده‌ نمائید، تحت‌ تاثیر کتب‌ علمی‌ پیشرفته‌ قرار نگیریدچون‌ اینگونه‌ کتابها اکثراً بد نوشته‌ می‌شوند. مطلب‌ خود را با جملات‌ پیچیده‌ بیان‌ ننمائید ، این‌ نوع‌ جملات‌برای‌ نوشتن‌ مقاله‌ مناسب‌ نیستند. نوشتار علمی‌ خوب‌ آن‌ است‌ که‌ با عبارات‌ ساده‌ و مناسب‌ موضوع‌ را مطرح‌و بیان‌ نماید هرچند موضوع‌ علمی‌ مورد نظر پیچیده‌ باشد. متن‌ را از جملات‌ مشکل‌ و غیر ضروری‌ عاری‌سازید ، زیرا نه‌ تنها فهمیدن‌ مطلب‌ و موضوع‌ علمی‌ را متوقف‌ می‌سازند بلکه‌ خواندن‌ متن‌ را از نظر فیزیکی‌ نیزمشکل‌ می‌نمایند.

لغات‌ مشکل‌ و غیر ضروری‌:
لغت‌ «غامض‌ گویی‌» (Verbosity) ، را به‌ یاد داشته‌ باشید که‌ به‌ معنی‌ بیان‌ کردن‌ چیزی‌ یا مطلبی‌ به‌ شکل‌پیچیده‌ و مشکل‌ آن‌ است‌. اینکار برای‌ ایجاد لحن‌ و آهنگ‌ در جمله‌ و متن‌ اهمیت‌ دارد امّا استفاده‌ از اینکاربرای‌ سبک‌ نوشتاری‌ علمی‌ نامناسب‌ است‌ ، همیشه‌ سعی‌ کنید از ساده‌ ترین‌ بیان‌ استفاده‌ نموده‌ و از لغات‌اضافی‌ و افعالی‌ که‌ بین‌ عامه‌ مردم‌ بکار می‌روند ولی‌ معنی‌ دقیق‌ و مشخصی‌ ندارند، استفاده‌ ننمائید .

دوبار منفی‌ کردن‌ :
در زبان‌ انگلیسی‌ می‌توانید از دو لغت‌ منفی‌ و یا دو فعل‌ منفی‌ برای‌ ایجاد جملات‌ مثبت‌ استفاده‌ نمائید،برای‌ مثال‌ داریم‌ . “این‌ نامطلوب‌ نیست‌” در اینجا “نیست‌ ، منفی‌ است‌ و از آنجا که‌ “نامطلوب‌” نیز منفی‌ است‌به‌ همین‌ دلیل‌ این‌ دو منفی‌ یکدیگر را خنثی‌ نموده‌ و جمله‌ معنی‌ مثبت‌ پیدا می‌کند که‌ بصورت‌ ذیل‌ معنی‌می‌دهد، “این‌ مطلوب‌ است‌” این‌ نوع‌ ساختار جمله‌ای‌ رایج‌ بوده‌ واغلب‌ در صحبت‌ های‌ عادی‌ و ساده‌ از آنهااستفاده‌ می‌شود ولی‌ بهتر است‌ از آنها در متون‌ علمی‌ استفاده‌ ننمائید . زیرا معمولاً تفاوت‌ معنایی‌ کوچکی‌ بین‌معنی‌ جمله‌ مثبت‌ و جمله‌ دوبار منفی‌ وجود دارد ، اگر زبان‌ مادری‌ شما انگلیسی‌ نیست‌ بهتر است‌ از
استفاده‌ ازاین‌ ساختار اجتناب‌ نمائید.

نقل‌ قول‌ معلوم‌ و مجهول‌ :
بسیاری‌ از کتابهایی‌ که‌ در رابطه‌ با آموزش‌ نحوه‌ نگارش‌ انگلیسی‌ نوشته‌ شده‌اند به‌ شما می‌گویند که‌ باید ازاستفاده‌ از بیان‌ مجهول‌ اجتناب‌ نمائید زیرا استفاده‌ از آن‌، جمله‌اتان‌ را گنگ‌ و نامفهوم‌ خواهد نمود . این‌ مطلب‌ممکن‌ است‌ صحّت‌ داشته‌ باشد امّا در نوشته‌های‌ علمی‌ گاهی‌ استفاده‌ از نقل‌ قول‌ مجهول‌ یک‌ ضرورت‌ است‌،جمله‌” ما تغییر را اندازه‌ گیری‌ نمودیم‌ ” بیان‌ معلوم‌ بوده‌ و مشخص‌ است‌ که‌ فاعل‌ ما، بعضی‌ کارها(اندازه‌گیری‌) را در مورد مفعولی‌ (تغییر) انجام‌ داده‌ایم‌ ،
امّا در نقل‌ قول‌ مجهول‌ مفعول‌ در ابتدای‌ جمله‌ می‌آید و فاعل‌ را می‌توان‌ با حروف‌ ربطی‌ که‌ معمولاً byاست‌ در انتهای‌ جمله‌ آورد “The Variation was measured by us “که‌ معادل‌ فارسی‌ روان‌” تغییربوسیله‌ما اندازه‌گیری‌ شد” است‌ همچنین‌ در نقل‌ قول‌ مجهول‌ می‌توانید فاعل‌ را ذکر نکنید مثل‌:
The variation was measured «تغییر اندازه‌گیری‌ شد» .
در این‌ حالت‌ می‌توانید فاعل‌ را حذف‌ نمائید، علّت‌ اینکه‌ چرا بیان‌ مجهول‌ را باید در سبک‌ نوشتاری‌ علمی‌وارد کنید اینستکه‌ بیشتر اوقات‌ فاعل‌ کار ، شمای‌ نویسندة‌ مقاله‌ هستید ، پس‌ فاعل‌ مهم‌ نبوده‌ و نیازی‌ نیست‌ به‌خواننده‌ گفته‌ شود که‌ اینکار را من‌ انجام‌ داده‌ام‌، مثل‌: “من‌ تغییر را اندازه‌ گیری‌ کردم‌”. خوانندگان‌ می‌دانند که‌چه‌ کسی‌ کار تحقیقی‌ را انجام‌ داده‌ زیرا اسمتان‌ را روی‌ صفحة‌ عنوان‌ مقاله‌ دیده‌اند. علاوه‌ بر این‌ هر وقت‌توانستید باید در جای‌ مناسب‌ از بیان‌ معلوم‌ استفاده‌ نمایید . زیرا این‌ کار به‌ نوشتة‌ شما تنوع‌ و جذابیت‌می‌بخشد ، امّا این‌ کار را باید وقتی‌ انجام‌ دهید که‌ فاعل‌ مهم‌ باشد، مثل‌:
“ویلیامز(۱۹۸۵) دریافت‌ که‌ …” .

ضمایر شخصی‌ :
اگر از بیان‌ معلوم‌ استفاده‌ می‌نمائید اغلب‌ خواهید گفت‌ “من‌” و یا “ما این‌ کار را انجام‌ دادیم‌” اگر کاری‌ را انجام‌داده‌ و یا فکر می‌کنید که‌ مطلبی‌ را درست‌ فهمیده‌ اید استفاده‌ از این‌ نوع‌ بیان‌ ایرادی‌ ندارد و باید مطلب‌ موردنظرتان‌ را ذکر نمائید ، امّا هیچوقت‌ نگوئید “این‌ موضوع‌ توسط‌ ما اینطور احساس‌ می‌شود… ” و یا “یکی‌ از ما…زیرا نوشتن‌ مطلب‌ علمی‌ این‌ را می‌طلبد که‌ از فرضیات‌ و حدسهای‌ شخصی‌ دوری‌ نموده‌ و مطالب‌ قابل‌خواندن‌ و حقیقی‌ را عرضه‌ نمائید. گاهی‌ اوقات‌ استفاده‌ از ضمائر شخصی‌ متن‌ را زیباتر کرده‌ و خواندن‌ آنراآسان‌تر می‌نماید .

اسامی‌ حاصل‌ از افعال‌ :
این‌ نوع‌ اسمها را اسامی‌ چکیده‌ یا خلاصه‌ گویند، می‌توانید به‌ سادگی‌ از فعل‌ یا مصدر یک‌ اسم‌ بسازید مثل‌مصدر “اندازه‌ گیری‌ کردن‌” که‌ به‌ شما کلمه‌ “اندازه‌ گیری‌” را می‌دهد ، که‌ در زبان‌ انگلیسی‌ یک‌ اسم‌ است‌ ، و به‌همین‌ علّت‌ باید بعد از آن‌ فعل‌ بکار ببرید برای‌ مثال‌ بگوئید “اندازه‌ گیری‌ انجام‌ شد”
اغلب‌ آسانتر است‌ که‌ از فعل‌ استفاده‌ نموده‌ و بگوئید که‌ بعضی‌ چیزها انداه‌ گیری‌ شد، در این‌ صورت‌ نبایدبنویسید “اندازه‌ گیریها روی‌ تغییر انجام‌ پذیرفت‌” بلکه‌ باید بگویید ” تغییر اندازه‌ گیری‌ شد” و یا همانطور که‌قبلاً دیدیم‌ اگر فاعل‌ مهم‌ باشد باید بنویسید “ویلیامز (۱۹۸۸) تغییر را اندازه‌ گیری‌ نمود”
مثالهای‌ معمول‌ ساخت‌ اسم‌ از مصدر عبارتند از : “تولید” از “تولید کردن‌” “تعبیر” از “تعبیر کردن‌” و غیره‌
استفاده‌ از چنین‌ اسامی‌ در اغلب‌ موارد جملات‌ طولانی‌ و مبهمی‌ را می‌سازد که‌ این‌ طول‌ اضافی‌ در جملات‌انگلیسی‌ با پسوند”tion” ایجاد می‌شود و همین‌ پسوند است‌ که‌ باعث‌ به‌ کارگرفتن‌ افعال‌ اضافی‌ می‌گردد.
مبهم‌ بودن‌ معانی‌ حاصله‌ از مخفف‌ شدن‌ در این‌ گونه‌ اسامی‌ باعث‌ می‌شود که‌ افعال‌ دیگری‌ که‌ معمولاًافعال‌ ضعیف‌ و نارسا هستند را باید به‌ همراه‌ آنها بکار گیرید.
این‌ اسامی‌ رابا فعلهایی‌ به‌ کار گیرید که‌ به‌ شما امکان‌ بیشتری‌ در بکارگیری‌ فاعل‌ و بیان‌ صریح‌ تر، دقیق‌ ترو… می‌دهد.
در نوشتارهای‌ علمی‌ امروزی‌ این‌ اسامی‌ خلاصه‌ شده‌ بسیار رایج‌ هستند ،امّا باید از استفاده‌ از آنها اجتناب‌کنید . وقتی‌ دست‌ نوشته‌های‌ خود را مرور می‌نمائید بدنبال‌ این‌ اسامی‌ نیز باشید. این‌ اسامی‌ را می‌توان‌ با دیدن‌پسوندهایی‌ مثل‌ tion و cy, ness, ment , sion تشخیص‌ دهید و بجای‌ آنها از یک‌ فعل‌ مناسب‌ استفاده‌کرده‌ و جمله‌ را دوباره‌ مرتب‌ نمائید . این‌ تغییرات‌ ممکن‌ است‌ باعث‌ کوتاه‌ شدن‌ جمله‌ و واضح‌ تر شدن‌مقصود و ساختار آن‌ گردد.

اسامی‌ مرکب‌ :
این‌ نوع‌ اسامی‌ را به‌ آسانی‌ می‌توان‌ تعریف‌ نمود. اینها یک‌ سری‌ اسم‌ هستند که‌ بدنبال‌ یکدیگر قرارگرفته‌اند تا یک‌ عبارت‌ را بسازند. بعضی‌ از آنها از لحن‌ زیبا و هیجان‌ انگیزی‌ برخوردارند.
امّا این‌ عبارات‌ در واقع‌ مفهوم‌ و منظور
اصلی‌ را ارائه‌ نمی‌دهند ، و پیام‌ را غیر مشخص‌ و گنگ‌ می‌نمایند. دراینحالت‌ حتماً راههای‌ دیگری‌ برای‌ بیان‌ مطلبی‌ که‌ قصد ابراز آنرا دارید وجود دارد . نویسندگان‌ ضعیف‌ و غیرمسلط‌ معمولاً از این‌ لغات‌ و عبارات‌ استفاده‌ می‌نمایند. تا آنجا که‌ می‌توانید از این‌ اسامی‌ مرکب‌ استفاده‌ننمائید . درک‌ این‌ اسامی‌ بسیار مشکل‌ و متن‌ نگارش‌ یافته‌ با آنها نامفهوم‌ است‌ لذا برای‌ نوشتن‌ از انگلیسی‌ساده‌ استفاده‌ کنید.
توجه‌ داشته‌ باشید که‌ در اسامی‌ مرکب‌ معمولاً از اسمهای‌ گرفته‌ شده‌ از افعال‌ و یا از اسمهای‌ خلاصه‌ شده‌استفاده‌ می‌شود .
گاهی‌ اوقات‌ بجای‌ استفاده‌ از آنها می‌توانید به‌ عقب‌ برگشته‌ و جمله‌ را با استفاده‌ از افعال‌ مناسب‌ بطور صحیح‌و با معنی‌ و در ضمن‌، رسا بنویسید برای‌ مثال‌ در موارد زیر به‌ راهی‌ که‌ می‌توانید اسامی‌ مرکب‌ را بسازید توجه‌نمائید ، می‌توانید با عبارت‌ زیر شروع‌ کنید :

تحقیق‌ باعث‌ می‌شود که‌: Research , wich lead on to :
انتشار تحقیق‌ سپس‌:Research dissemination then :
انتشار نتیجه‌ تحقیق‌ سپس‌ :Research result dissemination then
بهبود و سیستم‌ انتشار نتیجه‌ تحقیق‌ و:Research tesult dissenlination improvement and:
روشهای‌ بهبود سیستم‌ انتشار نتیجه‌ تحقیق‌ :
Research result dissemination improvement methods:

درک‌ عبارت‌ آخر بسیار مشکل‌ بوده‌ و کلمات‌ آن‌ دارای‌ آهنگ‌ و ردیف‌ نیست‌ بنابراین‌ بهتر است‌ آنرا با استفاده‌از افعال‌ شکسته‌ و بگوئید :
روشهای‌ توسعه‌ دادن‌ انتشار نتایج‌ تحقیقات‌ ،
Methods of improving the dissemination of the results of research,
متأسفانه‌ اسامی‌ مرکب‌ در نوشتارهای‌ علمی‌ امروزی‌ بسیار معمول‌ و رایج‌ هستند، امّا باید بدانید که‌ وجود آنهانشانه‌ای‌ از سبک‌ نوشتاری‌ بد نویسنده‌ است‌ . تا دو اسم‌ را می‌توان‌ به‌ راحتی‌ درک‌ کرده‌ و فهمید ولی‌ با افزوده‌شدن‌ بیشتر، معنی‌ عبارت‌ از دست‌ می‌رود .
به‌ متنی‌ که‌ نوشته‌اید نگاه‌ کنید و هرکجا دو یا تعداد بیشتری‌ اسم‌ را با یکدیگر یافتید به‌ عقب‌ برگردید و سعی‌کنید بجای‌ اسامی‌ ، جمله‌ ،یا عبارت‌ را با استفاده‌ از افعال‌ بنویسید.

جملات‌ طولانی‌ :
تا آنجا که‌ می‌توانید از نوشتن‌ جملات‌ بلند پرهیز نمائید و بجای‌ آنها از جملات‌ کوتاه‌ استفاده‌ کنید ، هرچند که‌ گاهی‌ در مقالات‌ علمی‌ نمی‌توان‌ از جملات‌ بلند استفاده‌ نکرد و جمله‌ با چه‌ مقدار طول‌ جمله‌ بلندمحسوب‌ می‌شود ؟ هر جمله‌ای‌ که‌ پس‌ از تایپ‌ بیش‌ از دو خط‌ طول‌ داشته‌ باشد جمله‌ بلند تعریف‌ می‌شود،بخاطر داشته‌ باشید که‌ مخلوطی‌ از جملات‌ بلند و کوتاه‌ باعث‌ تنوع‌ و جذابیت‌ نوشته‌ اتان‌ می‌شود . مشکل‌جملات‌ بلند اینستکه‌ تا فهمیدن‌ پیام‌ جمله‌ ، باید تمام‌ آنرا به‌ خاطر سپرد ، و از آنجا که‌ اطلاعات‌ بسیاری‌ درجملة‌ بلند پشت‌ سر هم‌ ردیف‌ شده‌ و با یکدیگر آمده‌اند ، عملاً فهمیدن‌ پیام‌ جمله‌ مشکل‌ است‌ ، در اینحالت‌برای‌ تصحیح‌ جمله‌ به‌ عقب‌ برگشته‌ و جایی‌ را بیابید که‌ بتوانید جمله‌ را از آن‌جا به‌ چند قسمت‌ تقسیم‌ نمائید.
قبل‌ از این‌ کار سعی‌ کنید جمله‌ را بطور مجزّا خوانده‌ و از خود بپرسید که‌ «آیا تمام‌ منظور جمله‌ را می‌فهمید؟»

اشتباه‌ در معنی‌ و شکل‌ کلمات‌ :
مطمئن‌ شوید معنی‌ تمام‌ کلماتی‌ را که‌ استفاده‌ نموده‌اید را می‌دانید. از کلمات‌ بلند بدلیل‌ خوش‌ آهنگ‌ بودنشان‌استفاده‌ نکنید مگر اینکه‌ از معنی‌ آنها مطمئن‌ باشید، اگر آنها را اشتباه‌ به‌ کار برده‌ باشید ممکن‌ است‌ که‌ خیلی‌نادان‌ و یا گیج‌ بنظر آئید . و منظور شما در پردة‌ ابهام‌ بماند، پس‌ بهتر است‌ از چند لغت‌ ساده‌ و هم‌ معنا استفاده‌نمائید تا معنای‌ صحیح‌ را رسانده‌ و براحتی‌ درک‌ شوند ، لغات‌ زیادی‌ در انگلیسی‌ وجود دارند که‌ ظاهراًیکسان‌ هستند، ولی‌ در معنا با یکدیگر فرق‌ دارند. چند تا از کتبی‌ که‌ در فهرست‌ منابع‌ ذکر شده‌اند در این‌ موردبحث‌ نموده‌اند. بیاد داشته‌ باشید که‌ لغاتی‌ نظیر (اطلاعات‌)Data و (معیار) Criteria، جمع‌ هستند و مفردندارند ، بنابراین‌ باید آنها را جمع‌ بکار برده‌ و بنویسید “اطلاعات‌ نشان‌ داده‌ شده‌اند” و “یا معیارهایی‌ که‌استفاده‌ کردیم‌ اینها بودند…”

نمادها و مخفّف‌ ها :
نمادها به‌ سیستمی‌ از علامات‌ و یا حروف‌ اطلاق‌ می‌شوند که‌ معنی‌ خاصی‌ دارند، و اگر معنی‌ نمادی‌ را ندانیدنمی‌توانید به‌ منظور و مفهوم‌ جملة‌ حاوی‌ آن‌ ؛ دست‌ یابید.
تمام‌ رشته‌ های‌ علمی‌ برای‌ خودشان‌ لغات‌ فنی‌ دارند که‌ بطور خاصی‌ آنها را مخفف‌ کرده‌ و بیان‌ می‌نمایند، امّاباید خیلی‌ مراقب‌ باشید که‌ در دست‌ نوشته‌هایتان‌ از این‌ نمادها بدون‌ توضیح‌ قبلی‌ استفاده‌ ننمائید .
زبان‌ انگلیسی‌ زبان‌ علمی‌ امروزی‌ دنیا است‌ زیرا بسیاری‌ از مردم‌ این‌ زبان‌ را درک‌ کرده‌ و می‌فهمند هرچندممکن‌ است‌ اینطور فکر
کنید که‌ همه‌ معانی‌ لغات‌ خلاصه‌ شده‌ را می‌دانند امّا در اشتباه‌ هستید ، سایر محققین‌که‌ در رشته‌های‌ دیگری‌ به‌ جزء رشته‌ شما هستند معنی‌ این‌ اصطلاحات‌ را درک‌ نمی‌کنند بنابراین‌ مراقب‌باشید و دست‌ نوشته‌هایتان‌ را بازنگری‌ کنید و مطمئن‌ شوید که‌ تمام‌ نمادها و مخفف‌ ها را قبلاً تعریف‌ وتوصیف‌ نموده‌اید.

فصل‌ چهارم‌
فهرست‌ منابع‌
فهرست‌ ذیل‌ چندان‌ دقیق‌ نیست‌ ، چاپ‌ های‌ جدیدی‌ از کتابها و توصیه‌ نامه‌های‌ زیر نوشته‌ و عرضه‌شده‌اند. بطوریکه‌ می‌توان‌ تمام‌ موارد زیر را با چاپ‌ های‌ جدید تر جایگزین‌ نمود. خواننده‌ باید سعی‌ کند که‌چاپ‌ یا نسخه‌های‌ جدید تر را تهیه‌ نماید .

صورت‌ اسامی‌ :
ــ کتاب‌ حاوی‌ کدهای‌ بین‌ المللی‌ برای‌ نامگذاری‌ جانوارن‌ و اسامی‌ جانور شناسی‌ (۱۹۶۴)
International trust for Zoological Nomenclature , 14
Belgrave squore , London , Sw1, U.K.
ــ کتاب‌ حاوی‌ کدهای‌ بین‌ المللی‌ برای‌ نامگذاری‌ گیاهان‌ و اسامی‌ گیاه‌ شناسی‌ (۱۹۷۲)
International Bureau for plant Taxonomy and Nomenclature, Transitorium 2,
Universiteits Centrum de uithof, padualaan 3, 3584, CH. Utrecht, The Netherlands.
ــ منبع‌ حاوی‌ کدهای‌ بین‌المللی‌ برای‌ نامگذاری‌ باکتریها و قوانین‌ کمیته‌ بین‌ المللی‌ باکتری‌ شناسی‌ (۱۹۷۵)
Amerian Society for Microbiology, 1913 1st street N.W. , Washington, DC 2000 6,U.S.A
ــ تقسیم‌ بندی‌ و نامگذاری‌ ویروسها : اولین‌ گزارش‌ از کمیتة‌ بین‌المللی‌ نامگذاری‌ ویروسها(۱۹۷۱)
S. Karger verlag, Arnold- B cklin- Strasse 25, CH-4011 Basel , switzerland,
گزارش‌ دوّم‌ در این‌ مورد که‌ در سال‌ ۱۹۷۶ چاپ‌ شده‌ از همین‌ ناشران‌ قابل‌ تهیه‌ است‌ .
ــ راهنمایی‌ تعیین‌ و شناسایی‌ باکتری‌ ، و باکتری‌ شناسی‌ برگیس‌
Bergey’s Manual of Determinative Bacteriology Ballire, Tindall & cox, London , U.K
ــ فرهنگ‌ قارچ‌ شناسی‌ آین‌ ورث‌ و بیس‌ بای‌ (۱۹۸۳)
Hawksworth, D.L, sutton B.C. and Ainsworth, G.C, 7th edn, commonwealthAgricultural Bureau, surrey , U.K
ــ مخمّرها ، نامگذاری‌ و مطالعه‌ (۱۹۷۴) The yeasts: A Taxonomic study (1974) by Lodder (ed) Elsevier / North- Holland,Amsterdam, The Nether lands.
ــ لغت‌ نامه‌ و فرهنگ‌ در مورد گیاهان‌ گل‌ دارو سرخس‌ها (۱۹۸۰)
A Dictionary of the flowering plants and Ferns (1980) willis, J.c, 8th edn, Cambridgeuniversity Press, Cambridge , U.K.

منابعی‌ راجع‌ به‌ نوشتن‌ ، ویراستاری‌ و چاپ‌ کردن‌ :
فرهنگ‌ مخفف‌ ها (۱۹۸۵)
Abbreviations Dictionary (1985) R.De sola, 7th edn Elsevier, Amsterdam, theNetherlands
ــ راهنمای‌ آئین‌ نگارش‌ شیکاگو (۱۹۸۲)
The chicago Manual of style (1982) university of Chicago press, chicago.IL, u.s.A.
ــ فرهنگ‌ کوتاه‌ انگلیسی‌ اکسفورد (جلد اوّل‌ و دوّم‌) (۱۹۸۰)
The shorter oxford English Dictionary (Vols land2) (1980) Clarendon Press, oxford,U.K,
ــ فرهنگ‌ راهنما برای‌ نویسندگان‌ و ویراستاران‌ اکسفورد (۱۹۸۲)
The oxford Dictionary for writers and Editors (1982) Clarendon Press, oxford, U.K.
ــ فرهنگ‌ لغات‌ جدید و بسترز (۱۹۸۰)
Webster’s New world Dictionary (1980) Simon and Schuster, New York, Ny, U.S.A
ــ ویراستاری‌ کتابهای‌ علمی‌ و مجلات‌ (۱۹۷۸)
Editing Scientific Books and Journals (1978) Maeve o’connor. Pitman Medical, Kent,U.K.
ــ راهنمای‌ آئین‌ نگارش‌ CBE ، راهنمایی‌ برای‌ نویسندگان‌ ، ویراستاری‌ و ناشران‌ علوم‌ بیولوژیکی‌ (۱۹۸۳)
CBE Style Manual : aguide for authors, editors and publishers in the biologicalscience (1983) 5th edn, Council of Biology Editors Inc, Bethesda, MD, U.S.A.
ــ استفاده‌ مدرن‌ از انگلیسی‌ (۱۹۶۵)
Modern English usage (1965) H.W. Fowler, Clarendon . Press, oxford, U.K.
ــ لغات‌ ساده‌ و کامل‌ (۱۹۷۶)
The complete plain words (1976) Sir Ernest Gowers, penguin Books, Middlesex, U.K.ــ دایرة‌المعارف‌ علمی‌ وان‌ نو ستراند (۱۹۸۳)
Van Nostrand’s scientific Encyclopedia (1983) D.M Considine and G.E. Considine(eds) 6th edn, van Nostrand Reinhold Co, New York, Ny, U.S.A.
ــ اطلاعات‌ برای‌ مقاله‌ دهندگان‌
Information for Contributors , Biochimica et Biophysica Acta, Elsevier, BiomedicalPress Amsterdam The Netherlands.
ــ راهنمای‌ نگارش‌ CSIRO
CSIRO Style Guide, CSIRO, Melboume, Vic, Australia.
ــ قواعد هارت‌ برای‌ حروفچین‌ ها و خوانندگان‌ ، مطالب‌ دانشگاهی‌ (۱۹۶۷)
Hart’s Rules for Compositors and Readers at the university Press, oxford (1967)37edn, oxford university Press , London, U.K.
ــ آزمایشگاه‌ ملی‌ فیزیک‌ (۱۹۷۳) سیستم‌ بین‌ المللی‌ واحدها
N
ational Physical labroatory (1973) The International System of units. HMSO.Landon.World list of Scientific Periodicals (1963-65) 4th edn. P.Brown and G.B. stratton,Butterworth. London, U.K.
ــ انتشارات‌ ادواری‌ انجمن‌ فیزیک‌
British union Catalogue of periodicals , Butterworth, London, U.K.
ــ واحدها، علامات‌ و مخفف‌ ها : راهنمایی‌ برای‌ نویسندگان‌ و ویراستاران‌ رشته‌های‌ علوم‌ پزشکی‌ و بیولوژی‌(۱۹۷۷)
Units, symbols and abbreviations: a guide for biological and medical authors andeditors (1977) 3rd edn , Royal Society of Medicine, London, U.K. (Note: a newedition is being prepared)
توجه‌ : چاپ‌ جدید این‌ مطلب‌ در سال‌ ۱۹۸۶ بیرون‌ آمده‌
بیان‌ اطلاعات‌ و دانسته‌ ها در علم‌ (۱۹۸۲)
Presentation of Data in sciencc (1982) L.Reynolds and D.simmonds, Martinus Nijhoff,The Hague, The Netherlands.
ــ چطور مقاله‌ علمی‌ نوشته‌ و منتشر نمائیم‌ (۱۹۸۳)
How to write and publish a scientific paper(1983) Robert, A.Day 2nd edn , ISI press,philadelphia, PA. U.S.A.
ــ راهنمایی‌ برای‌ نوشتن‌ موضوعات‌ علمی‌ (۱۹۸۴)
A Guide to scientific writing (1984) David Lindsay, Longman Cheshire, Melbourne,Vic, Australia

ضمائم

ضیمه‌ I
مرتب‌ کردن‌ اسامی‌ به‌ ترتیب‌ حروف‌ الفبا
معمولاً هنگامی‌ از مرتب‌ کردن‌ اسامی‌ براساس‌ حروف‌ الفبا استفاده‌ می‌نمائید که‌ بخواهید فهرست‌ منابع‌مقاله‌اتان‌ را مرتب‌ کنید، اکثر اوقات‌ اینکار آسان‌ است‌ ، امّا بعضی‌ اسامی‌ ممکن‌ است‌ ایجاد سر درگمی‌ وگیجی‌ نمایند، قاعدة‌ اوّل‌ اینکه‌ اسامی‌ را براساس‌ نام‌ فامیلی‌ ، یا القاب‌، (نامی‌ که‌ در اسامی‌ غربی‌ در پایان‌ اسم‌قرار می‌گیرد) به‌ ترتیب‌ حرف‌ اوّل‌ مرتب‌ نمائید، اینکار برای‌ اسامی‌ مثل‌
“Swan, D.g” آسان‌ است‌ امّا برای‌ اسامی‌ مثل‌ :
“Van Epstein” و یا “de la Mere” و اسمهای‌ اینچنینی‌ که‌ در سایر کشورها وجود دارد مشکل‌ است‌ .
اگر در این‌ مورد مشکل‌ دارید می‌توانید به‌ فهرست‌ منابع‌ مجله‌ مورد نظر رجوع‌ نموده‌ و مثالها و راه‌حل‌های‌ خوبی‌ را در این‌ مورد بیابید.
علاوه‌ براین‌ در اینجا بعضی‌ راهنمائیهای‌ مفید آمده‌اند:

نامهایی‌ که‌ با “Mac” و”Mc” شروع‌ می‌شوند :
این‌ اسامی‌ را با فرض‌ اینکه‌ بصورت‌ “Mac” هستند مرتب‌ نمائید .

اسامی‌ که‌ دارای‌ Van و Von هستند:
این‌ نوع‌ اسامی‌ کمی‌ ایجاد سردر گمی‌ می‌نمایند بعضی‌ اسامی‌ هلندی‌ با Van و بعضی‌ اسامی‌ آلمانی‌ با Vonشروع‌ می‌شوند یک‌ راه‌ اینستکه‌ به‌ Von و Van توجهی‌ نکرده‌ و فامیلی‌ اصلی‌ را مدّ نظر قرار دهید و Von وVan و مابقی‌ را بعد از آن‌ قرار دهید. مثل‌:
Klaus, Von, D.J.L
Meer, Van, P.H.
Veer, Von de, T.R

راه‌ حل‌ّ دوّم‌ اینکه‌ در صورتی‌ که‌ Von در اسامی‌ وجود داشت‌ آنرا جزو اسم‌ قرار داده‌ و قبل‌ از کلماتی‌ که‌ باVan شروع‌ می‌شوند بیاورید و Van را جزو اسم‌ فرض‌ نکنید ما بقی‌ را به‌ ترتیب‌ حروف‌ الفبا مرتب‌ نمائید :
Von Klaus, D.J.L.
Van Meer , P.H.
Van de Veer , T.R,
بسیاری‌ از مجلات‌ برای‌ مرتب‌ نمودن‌ اینگونه‌ اسامی‌ قواعد خاصی‌ دارند ، دقت‌ نمائید که‌ Von و Van درمنابع‌ اصلی‌ با حروف‌ کوچک‌ یا حروف‌ بزرگ‌ ذکر شده‌اند شما هم‌ همانطور بنویسید.

اسامی‌ که‌ با Saint همراه‌ هستند:
هر وقت‌ بخواهند از Saint (بزرک‌ ، پیشرو) استفاده‌ کنند . آنرا بصورت‌ St مخفف‌ می‌نمایند معمول‌ است‌ که‌این‌ حروف‌ را نیز جزو فهرست‌ در آورند ، اگر بصورت‌ Saint تلفظ‌ شود بصورت‌ های‌ زیر می‌نویسند”Saint-Saens” و”St. Laurent” لذا از خط‌ فاصله‌ چشم‌ پوشی‌ نمائید .

اسامی‌ عربی‌ :
اسم‌ فامیل‌ اسامی‌ عربی‌ بعد از اسم‌ شخص‌ می‌آید ، بنابراین‌ اسم‌ آخر را برای‌ مرتب‌ نمودن‌ به‌ اوّل‌ بیاورید، واز پیشوندهایی‌ نظیر ، ابن‌ ، ibn ، و یا ابو abu ، صرف‌ نظر نمائید.

اسامی‌ برمه‌ای‌:
برمه‌ایها از نام‌ فامیلی‌ استفاده‌ نمی‌نمایند، پس‌، از قسمت‌ مهم‌ اسمشان‌ برای‌ مرتب‌ کردن‌ به‌ ترتیب‌ حروف‌ الفبااستفاده‌ نمائید ، معمولاً از اول‌ اسمشان‌ برای‌ اینکار استفاده‌ کنید.

اسامی‌ چینی‌:
اسامی‌ را براساسی‌ که‌ خود نویسندگان‌ در مقاله‌اشان‌ ذکر نموده‌اند هجی‌ کرده‌ و بکار برید .
اسامی‌ چینی‌ ها بطور قراردادی‌ بصورت‌ قرارگرفتن‌ نام‌ فامیلی‌ د رابتداء است‌ پس‌ آن‌ها را جابجا نکرده‌ و یابرای‌ آنها از کاما استفاده‌ نکنید مگر اینکه‌ اسامی‌ بصورت‌ غربی‌ درآورده‌ شده‌ باشند مثل‌ T.J.chin

اسامی‌ هندی‌ :
فامیلی‌ بعد از اسم‌ قرار می‌گیرد ، و بعضی‌ از هندیها فقط‌ اسم‌ دارند

اسامی‌ اندونزیایی‌ :
بسیاری‌ از اندونزیایها دارای‌ یک‌ اسم‌ بوده‌ و یا فقط‌ از یک‌ اسم‌ استفاده‌ می‌نمایند. اگر در جایی‌ از دو یا چنداسم‌ استفاده‌ نموده‌اند ، اسم‌ آخری‌ را به‌ عنوان‌ فامیلی‌ فرض‌ کنید.

اسا