❌ القای خرافات به ایرانیان توسط حکومت صفویه ❌
⚠️میدانیم که تا قبل از سلسله صفویه تقریبا اکثریت ایرانیان سنّی مذهب بودند و به زور شمشیر شاه اسماعیل و قزلباشان صفوی بود که مذهب تشیع به اجبار به خورد ایرانیان داده شد، که الحمدلله اکنون ایرانیان متوجه حقیقت شده اند و بطور فزاینده ای به میل خود در حال خروج از مذهب اجباری تشیع هستند. صفویان با تحمیل مذهب تشیع به ایرانیان، خرافات بسیاری را نیز به خورد مردم ایران دادند. تاورنیه در سفرنامه خود چنین می نویسد: «هشت یا ده روز قبل از عاشورا، شیعیان متعصب، تمام صورت و بدن خود را سیاه میکنند و برهنه و عریان میشوند. فقط با پارچه کوچکی ستر عورت می نمایند و سنگ بزرگی بدست گرفته و در کوچه و معبر گردش نموده و آن سنگها را به یکدیگر زده و انواع تشنجات به صورت و بدن خود داده، متصل فریاد میکنند: حسن حسین، حسن حسین، حسن حسین و بقدری این حرکت را تکرار می نمایند که دهانشان کف میکند و تا غروب مشغول این کار هستند. در اغلب گذرگاهها و میادین شهر اصفهان، منبرهایی نصب شده و واعظین برای مردم موعظه و نوحه میخوانند و از زن و مرد و بزرگ و کوچک همه جمع میشوند. در تمام سال برای زنها موقعی بهتر از این چند روز پیدا نمی شود که با عشّاق خود وعده و قرار ملاقات بگذارند».
⚠️ «دسته جات عزاداری با مدیریت بیگلربیگی وارد میدانی میشوند که شاه در آن قرار دارد. هر دسته دارای یک عماری(=کجاوه) است که هشت تا ده نفر آنرا حمل میکنند و با انواع گل و پارچه های رنگارنگ تزیین شده است و در برخی ازین عماری ها طفلانی را میگذارند بعنوان فرزندان امام حسین. همینکه دسته اول اجازه ورود به میدان را یافت سه یدک با زین و یراق اعلی که روی آنها را با تیر و کمان و شمشیر و سپر و خنجر زینت کرده اند در جلو دسته وارد میشوند، وقتی به صد قدمی شاه رسیدند شروع به تاختن می کنند و تمام دسته نیز همینطور و در حال دویدن عماری را به رقص در می آورند. گروهی کلاه و کمربند خود را به هوا پرتاب می کنند و دوباره میگیرند. برخی انگشتان را به دهان برده و مکرر جیغ می کشند، گروهی نیز همانطور که قبلا گفتیم برهنه و عریان سنگها را به یکدیگر میزنند و به هوا میپرند و فریاد میکشند حسن حسین، حسن حسین.... تا دهانشان کف کند و دو سه دور، گرد میدان می چرخند و همینطور دسته های جدید وارد میدان شده و دسته قبلی به گوشه میدان می رود تا راه برای دسته جدید باز شود. زنهای فاحشه به تعداد کثیری برای تماشا به دور میدان می آیند و از دیدن اطفال درون کجاوه یک مرتبه به اجماع فریاد کنان گریه می کنند. تصور و عقیده ایشان این است که بواسطه این اشکها گناه فاحشه گری شان آمرزیده میشود(زهی خیال باطل زین خرافات)».
این اوضاع وقاحت بار جامعه ایران در عصر صفوی است. جامعه ای که حافظ و سعدی و مولانا و خوارزمی و خیام و ابوریحان، طبری و... را پرورش میداد با آمدن صفویه به چه فلاکتی افتاده بوده.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 412 تا 414
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️میدانیم که تا قبل از سلسله صفویه تقریبا اکثریت ایرانیان سنّی مذهب بودند و به زور شمشیر شاه اسماعیل و قزلباشان صفوی بود که مذهب تشیع به اجبار به خورد ایرانیان داده شد، که الحمدلله اکنون ایرانیان متوجه حقیقت شده اند و بطور فزاینده ای به میل خود در حال خروج از مذهب اجباری تشیع هستند. صفویان با تحمیل مذهب تشیع به ایرانیان، خرافات بسیاری را نیز به خورد مردم ایران دادند. تاورنیه در سفرنامه خود چنین می نویسد: «هشت یا ده روز قبل از عاشورا، شیعیان متعصب، تمام صورت و بدن خود را سیاه میکنند و برهنه و عریان میشوند. فقط با پارچه کوچکی ستر عورت می نمایند و سنگ بزرگی بدست گرفته و در کوچه و معبر گردش نموده و آن سنگها را به یکدیگر زده و انواع تشنجات به صورت و بدن خود داده، متصل فریاد میکنند: حسن حسین، حسن حسین، حسن حسین و بقدری این حرکت را تکرار می نمایند که دهانشان کف میکند و تا غروب مشغول این کار هستند. در اغلب گذرگاهها و میادین شهر اصفهان، منبرهایی نصب شده و واعظین برای مردم موعظه و نوحه میخوانند و از زن و مرد و بزرگ و کوچک همه جمع میشوند. در تمام سال برای زنها موقعی بهتر از این چند روز پیدا نمی شود که با عشّاق خود وعده و قرار ملاقات بگذارند».
⚠️ «دسته جات عزاداری با مدیریت بیگلربیگی وارد میدانی میشوند که شاه در آن قرار دارد. هر دسته دارای یک عماری(=کجاوه) است که هشت تا ده نفر آنرا حمل میکنند و با انواع گل و پارچه های رنگارنگ تزیین شده است و در برخی ازین عماری ها طفلانی را میگذارند بعنوان فرزندان امام حسین. همینکه دسته اول اجازه ورود به میدان را یافت سه یدک با زین و یراق اعلی که روی آنها را با تیر و کمان و شمشیر و سپر و خنجر زینت کرده اند در جلو دسته وارد میشوند، وقتی به صد قدمی شاه رسیدند شروع به تاختن می کنند و تمام دسته نیز همینطور و در حال دویدن عماری را به رقص در می آورند. گروهی کلاه و کمربند خود را به هوا پرتاب می کنند و دوباره میگیرند. برخی انگشتان را به دهان برده و مکرر جیغ می کشند، گروهی نیز همانطور که قبلا گفتیم برهنه و عریان سنگها را به یکدیگر میزنند و به هوا میپرند و فریاد میکشند حسن حسین، حسن حسین.... تا دهانشان کف کند و دو سه دور، گرد میدان می چرخند و همینطور دسته های جدید وارد میدان شده و دسته قبلی به گوشه میدان می رود تا راه برای دسته جدید باز شود. زنهای فاحشه به تعداد کثیری برای تماشا به دور میدان می آیند و از دیدن اطفال درون کجاوه یک مرتبه به اجماع فریاد کنان گریه می کنند. تصور و عقیده ایشان این است که بواسطه این اشکها گناه فاحشه گری شان آمرزیده میشود(زهی خیال باطل زین خرافات)».
این اوضاع وقاحت بار جامعه ایران در عصر صفوی است. جامعه ای که حافظ و سعدی و مولانا و خوارزمی و خیام و ابوریحان، طبری و... را پرورش میداد با آمدن صفویه به چه فلاکتی افتاده بوده.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 412 تا 414
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ القای خرافات به ایرانیان توسط حکومت صفویه. سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 412 تا 414
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌وقتی شاه عباس صفوی پسرش را بقتل میرساند و نوه اش را معتاد به تریاک می کند❌
⚠️صفی میرزا پسر شاه عباس محبوبیت بسیاری بین مردم پیدا کرده بود و همین باعث حسادت شاه عباس شد و نسبت به موقعیتش احساس خطر کرد. روزی در شکارگاه، صفی میرزا برخلاف رسم همیشگی پیش از پادشاه به گرازی تیر انداخت و به کینه شاه عباس دامن زد تا اینکه به امر وی، چشمان صفی میرزا را کور کردند اما غضب شاه فروکش نکرد و دستور قتل پسرش را صادر نمود، لذا سر صفی میرزا را بریدند و در تشت طلا به خدمت شاه عباس آوردند. از آن زمان به بعد، شاه عباس تمام اولاد ذکور خود را در حرمسرا حبس کرد و چند خواجه را مامور نمود که به آنها خواندن و نوشتن آموزش دهند. اما صفی میرزا قبل از مرگش از زن مملوک زرخریدی صاحب پسری شده بود. شاه عباس تربیت نواده خود را شروع کرد و هر روز مقداری تریاک به او میخوراند تا او را احمق و کودن بار بیاورد.
❗️نکته: شاهان شیعه مذهب صفوی هیچ ترحمی به اولاد خود نداشتند چه رسد به مردم ایران.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص497 و 498
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️صفی میرزا پسر شاه عباس محبوبیت بسیاری بین مردم پیدا کرده بود و همین باعث حسادت شاه عباس شد و نسبت به موقعیتش احساس خطر کرد. روزی در شکارگاه، صفی میرزا برخلاف رسم همیشگی پیش از پادشاه به گرازی تیر انداخت و به کینه شاه عباس دامن زد تا اینکه به امر وی، چشمان صفی میرزا را کور کردند اما غضب شاه فروکش نکرد و دستور قتل پسرش را صادر نمود، لذا سر صفی میرزا را بریدند و در تشت طلا به خدمت شاه عباس آوردند. از آن زمان به بعد، شاه عباس تمام اولاد ذکور خود را در حرمسرا حبس کرد و چند خواجه را مامور نمود که به آنها خواندن و نوشتن آموزش دهند. اما صفی میرزا قبل از مرگش از زن مملوک زرخریدی صاحب پسری شده بود. شاه عباس تربیت نواده خود را شروع کرد و هر روز مقداری تریاک به او میخوراند تا او را احمق و کودن بار بیاورد.
❗️نکته: شاهان شیعه مذهب صفوی هیچ ترحمی به اولاد خود نداشتند چه رسد به مردم ایران.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص497 و 498
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌توحش شاه صفی یکم صفوی، بخاطر شرابخواری ❌
⚠️او پس از شاه عباس به تخت نشست و دوره حکومتش سراسر ظالمانه و جابرانه بود. روزی شاه صفی در جلفا در خانه کلانتر ارامنه، بسیار شراب نوشید و مست شده بود. وقتی به خانه رسید ملکه را احضار کرد که دختر پادشاه گرجستان بود. چون ملکه فهمید که شاه مست است، تعجیل نکرد و شاه هم در این فاصله خوابش برد. بیدار شد و دید ملکه نیامده دوباره او را احضار کرد. به ملکه خبر دادند که شاه متغیر شده و شما را به حجله خواسته. او فورا به اتاق شاه رفت اما شاه باز به خواب رفته بود. هنگامیکه شاه دوباره بیدار شد، متغیرانه پرسید چرا ملکه نمی آید? مادر شاه که دل خوشی از ملکه نداشت، اشاره کرد که ملکه در پشت پرده پنهان شده. شاه با شمشیر رفت و پنج شش ضربه شمشیر به وی زد و او را کشت و سپس بدون هیچ احساس ناراحتی خوابید. صبح که بیدار شد، متوجه اشتباهش گردید و بسیار متأسف شد و دستور داد که در تمام مملکت کسی حق نوشیدن شراب ندارد. اما این قدغن دوامی نداشت و شاه در سال بعد بیش از پیش شراب می خورد.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص502 و 503
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️او پس از شاه عباس به تخت نشست و دوره حکومتش سراسر ظالمانه و جابرانه بود. روزی شاه صفی در جلفا در خانه کلانتر ارامنه، بسیار شراب نوشید و مست شده بود. وقتی به خانه رسید ملکه را احضار کرد که دختر پادشاه گرجستان بود. چون ملکه فهمید که شاه مست است، تعجیل نکرد و شاه هم در این فاصله خوابش برد. بیدار شد و دید ملکه نیامده دوباره او را احضار کرد. به ملکه خبر دادند که شاه متغیر شده و شما را به حجله خواسته. او فورا به اتاق شاه رفت اما شاه باز به خواب رفته بود. هنگامیکه شاه دوباره بیدار شد، متغیرانه پرسید چرا ملکه نمی آید? مادر شاه که دل خوشی از ملکه نداشت، اشاره کرد که ملکه در پشت پرده پنهان شده. شاه با شمشیر رفت و پنج شش ضربه شمشیر به وی زد و او را کشت و سپس بدون هیچ احساس ناراحتی خوابید. صبح که بیدار شد، متوجه اشتباهش گردید و بسیار متأسف شد و دستور داد که در تمام مملکت کسی حق نوشیدن شراب ندارد. اما این قدغن دوامی نداشت و شاه در سال بعد بیش از پیش شراب می خورد.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص502 و 503
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه عباس دوم صفوی زنانش را در آتش سوزاند چون نمی خواستند شراب بنوشند❌
⚠️در تعجبیم از ولایت معاشان که صفویان را مایه تفاخر تشیع اثنی عشری می دانند. الحمدلله مردم آگاه شده اند و از مذهب تشیع روگردانند. تاورنیه در سفرنامه خود می نویسد: «یک روز که شاه عباس حسابی شراب خورده بود، در حرمسرا به سه نفر از زنانش امر کرد که شراب بنوشند. آنها نپذیرفتند چون بزودی به زیارت مکه میخواستند بروند. شاه عباس دستور داد هر سه را ببندند و آتش بزرگی افروختند و آنها را در آتش انداخته تا سوختند. یکبار دیگر نیز شاه عباس در شرابخواری افراط کرد و به یکی از زنانش امر کرد که شراب بنوشد، اما وی نپذیرفت. شاه عباس به آغاباشی امر کرد که آن زن را مانند سه زن دیگر در آتش بسوزاند. آغاباشی چون میدانست که این زن مورد علاقه شاه عباس است از روی دلسوزی او را در آتش نینداخت. شاه عباس صبح که بیدار شد وقتی متوجه موضوع شد، آغاباشی را در آتش انداخت و آن زن را عفو کرد».
❗️نکته: شیعه هرگاه در ایران به حکومت رسید مسبب فلاکت و کشتار ایرانیان شد.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص 508
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️در تعجبیم از ولایت معاشان که صفویان را مایه تفاخر تشیع اثنی عشری می دانند. الحمدلله مردم آگاه شده اند و از مذهب تشیع روگردانند. تاورنیه در سفرنامه خود می نویسد: «یک روز که شاه عباس حسابی شراب خورده بود، در حرمسرا به سه نفر از زنانش امر کرد که شراب بنوشند. آنها نپذیرفتند چون بزودی به زیارت مکه میخواستند بروند. شاه عباس دستور داد هر سه را ببندند و آتش بزرگی افروختند و آنها را در آتش انداخته تا سوختند. یکبار دیگر نیز شاه عباس در شرابخواری افراط کرد و به یکی از زنانش امر کرد که شراب بنوشد، اما وی نپذیرفت. شاه عباس به آغاباشی امر کرد که آن زن را مانند سه زن دیگر در آتش بسوزاند. آغاباشی چون میدانست که این زن مورد علاقه شاه عباس است از روی دلسوزی او را در آتش نینداخت. شاه عباس صبح که بیدار شد وقتی متوجه موضوع شد، آغاباشی را در آتش انداخت و آن زن را عفو کرد».
❗️نکته: شیعه هرگاه در ایران به حکومت رسید مسبب فلاکت و کشتار ایرانیان شد.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص 508
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه عباس دوم صفوی خواهرزاده های بیگناهش را بقتل رساند ❌
⚠️از توحش صفویان هر چه بگوییم کم است. تاورنیه در سفرنامه اش می نویسد: «شاه عباس دوم، دو خواهر داشت که به دو نفر از ثروتمندان کشور شوهر داده بود، ولی هر دو داماد صاحب نژادهای پستی بودند(نژادپرستی صفویان). بعد از مدتی شنید که خواهرهایش آبستن شده اند، امر کرد که به آنها دوایی بخورانند که اطفال را سقط نمایند، فورا حکم او اجرا شد. دوازده سیزده ماه گذشت، فورا به شاه عباس دوم خبر دادند که خواهرانت آبستن شده اند. شاه گفت: بگذارید به موقع وضع حمل کنند. بعد از آنکه هر دو پسر زائیدند، حکم کرد که به آن طفلان شیر و غذا ندهند تا هر دو از گرسنگی و تشنگی هلاک شدند. روزی شاه عباس دوم قلیان خواست، پیشخدمت دوید و به قلیانچی گفت زودباش قلیان چاق کن، شاه قلیان میخواهد. قلیانچی گفت: جهنم، صبر کن. شاه شنید و فورا به جلاد دستور داد زبانش را از بیخ بریدند و لال شد».
❗️نکته: ظلم و جنایات صفویان به ایرانیان، هر عاقلی را یاد جنایات چنگیز مغول به ایرانیان می اندازد.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص 534 و 535
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️از توحش صفویان هر چه بگوییم کم است. تاورنیه در سفرنامه اش می نویسد: «شاه عباس دوم، دو خواهر داشت که به دو نفر از ثروتمندان کشور شوهر داده بود، ولی هر دو داماد صاحب نژادهای پستی بودند(نژادپرستی صفویان). بعد از مدتی شنید که خواهرهایش آبستن شده اند، امر کرد که به آنها دوایی بخورانند که اطفال را سقط نمایند، فورا حکم او اجرا شد. دوازده سیزده ماه گذشت، فورا به شاه عباس دوم خبر دادند که خواهرانت آبستن شده اند. شاه گفت: بگذارید به موقع وضع حمل کنند. بعد از آنکه هر دو پسر زائیدند، حکم کرد که به آن طفلان شیر و غذا ندهند تا هر دو از گرسنگی و تشنگی هلاک شدند. روزی شاه عباس دوم قلیان خواست، پیشخدمت دوید و به قلیانچی گفت زودباش قلیان چاق کن، شاه قلیان میخواهد. قلیانچی گفت: جهنم، صبر کن. شاه شنید و فورا به جلاد دستور داد زبانش را از بیخ بریدند و لال شد».
❗️نکته: ظلم و جنایات صفویان به ایرانیان، هر عاقلی را یاد جنایات چنگیز مغول به ایرانیان می اندازد.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص 534 و 535
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ اخته کردن از رسوم ضدّ دینی و ضدّ بشری صفویان ❌
⚠️روزی شاه صفی دوم(سلیمان) صفوی مشغول تفرج بود که علی قلی خان دو پسر جوان پانزده و هفده ساله خوش سیما و خوش آواز را به نزد شاه آورد. شاه از آن دو جوان، بسیار خوشش آمد اما افسوس خورد که نمیتواند آنها را بخاطر سنشان به حرمسرا ببرد. علی قلی خان برای خشنودی شاه و حل مشکل، آن دو جوان بینوا را که نامزد هم داشتند بوسیله یک جراح فرانسوی اخته کرد و به او وعده پاداش بسیاری هم داد. شاه هم از اخته شدن آن دو جوان بدش نیامد. اما از آنجا که خداوند ازینگونه ظلم و بی اعتدالی نفرت دارد، علی قلی خان چند روز بعد از اخته شدن آن دو جوان درگذشت و آن جراح ظالم به پاداش نرسید. آن دو جوان اهل کاشان بودند و هر دو نامزد داشتند، اما دیگر آلت مردانه نداشتند که بتواند عروسی کنند. پدر و مادر آنها از قضیه مطلع شدند و خود را به اصفهان رساندند، بیچاره ها چه اشکها ریختند و چه ناله ها کردند، شاه نیز برای تسکین خاطر پدران آن دو جوان، مستمری دائم به آنها داد.
⚠️روش حکومت صفویه، مطلقا استبدادی است و شاه، مالک جان و مال رعایاست. او میتواند بزرگترین رجال مملکت را هر طور که بخواهد بقتل برساند، بدون اینکه هیئت دولت جرأت داشته باشد علت و سبب را از شاه بپرسد. همینکه پادشاه فوت شود، اولاد ارشد او را به تخت می نشانند. شاه جوان نیز برای حفظ جان و مقام خود، برادرانش را در حرمخانه محبوس و چشمهایشان را کور می کند به این طریق که میل داغ بر چشم آنها می کشد که اندکی از قوه بینایی باقی می ماند، اما اکنون چشمها را با نوک کارد در می آورند مانند اینکه مغز گردو را از پوستش خارج کنند. شاه جوان اگر اندک سوء ظنی به برادرانش حاصل کند فورا آنها را بقتل می رساند حتی در مورد پسران خواهران و برادرانش نیز همین روش را معمول می دارد.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، صفحه 566 تا 569
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️روزی شاه صفی دوم(سلیمان) صفوی مشغول تفرج بود که علی قلی خان دو پسر جوان پانزده و هفده ساله خوش سیما و خوش آواز را به نزد شاه آورد. شاه از آن دو جوان، بسیار خوشش آمد اما افسوس خورد که نمیتواند آنها را بخاطر سنشان به حرمسرا ببرد. علی قلی خان برای خشنودی شاه و حل مشکل، آن دو جوان بینوا را که نامزد هم داشتند بوسیله یک جراح فرانسوی اخته کرد و به او وعده پاداش بسیاری هم داد. شاه هم از اخته شدن آن دو جوان بدش نیامد. اما از آنجا که خداوند ازینگونه ظلم و بی اعتدالی نفرت دارد، علی قلی خان چند روز بعد از اخته شدن آن دو جوان درگذشت و آن جراح ظالم به پاداش نرسید. آن دو جوان اهل کاشان بودند و هر دو نامزد داشتند، اما دیگر آلت مردانه نداشتند که بتواند عروسی کنند. پدر و مادر آنها از قضیه مطلع شدند و خود را به اصفهان رساندند، بیچاره ها چه اشکها ریختند و چه ناله ها کردند، شاه نیز برای تسکین خاطر پدران آن دو جوان، مستمری دائم به آنها داد.
⚠️روش حکومت صفویه، مطلقا استبدادی است و شاه، مالک جان و مال رعایاست. او میتواند بزرگترین رجال مملکت را هر طور که بخواهد بقتل برساند، بدون اینکه هیئت دولت جرأت داشته باشد علت و سبب را از شاه بپرسد. همینکه پادشاه فوت شود، اولاد ارشد او را به تخت می نشانند. شاه جوان نیز برای حفظ جان و مقام خود، برادرانش را در حرمخانه محبوس و چشمهایشان را کور می کند به این طریق که میل داغ بر چشم آنها می کشد که اندکی از قوه بینایی باقی می ماند، اما اکنون چشمها را با نوک کارد در می آورند مانند اینکه مغز گردو را از پوستش خارج کنند. شاه جوان اگر اندک سوء ظنی به برادرانش حاصل کند فورا آنها را بقتل می رساند حتی در مورد پسران خواهران و برادرانش نیز همین روش را معمول می دارد.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، صفحه 566 تا 569
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اخته کردن، از رسوم ضدّ دینی و ضدّ بشری صفویان. سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 566 تا 569
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
4_5985487988736393375.pdf
713.1 KB
📚 کتاب pdf زندگی نامه عمرو بن عاص رضی الله عنه، از صحابی گرانقدر رسول الله صلی الله علیه و سلم و خار چشم روافض، تالیف دکتر علی صلابی.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
4_1228173660959801374.pdf
1 MB
📚 کتاب pdf بررسی سند زیارت عاشورا و متن آن. توضیح:
1- دعای زیارت عاشورا که زیاد مورد توجه شیعیان است هیچ سند صحیحی ندارد و تمام سندهایش ضعیف است
2- متن دعا تحریف شده است.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
1- دعای زیارت عاشورا که زیاد مورد توجه شیعیان است هیچ سند صحیحی ندارد و تمام سندهایش ضعیف است
2- متن دعا تحریف شده است.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ لواط گری ، بیماری شایع صفویان❌
⚠️موسس صفویان که شاه اسماعیل باشد از لواط گران قهار بود. طبق سفرنامه ونیزیان شاه اسماعیل 12 تن از جوانان زیبای تبریز را به کاخ خود برد و با آنها عمل شنیع لواط را انجام داد👇
https://t.me/IRRealHistory/8301?single
روزی، رعایای اطراف شیراز به خان شکایت بردند که عده ای بدون حق آبه از آب نهر استفاده میکنند. خان، یکی از آمردهای(مفعولان، لواط دهندگان) محبوب خود را فرستاد تا رسیدگی کند. او به جوان زیبایی مواجه شد که از شکار بر میگشت و تا نیمه شب با وی کباب و شراب خورد، سپس به چادر آن جوان نجیب زاده رفت و از او مطالبه عمل قبیح نمود، آن جوان گفت تو معشوق خان هستی، برخیز و برو بخواب. اما نصایح جوان فایده ای نکرد و آمرد بیشتر اصرار می نمود و آن نجیب زاده مخالفت می کرد. آمرد مأیوس شد و خنجر خود را کشید و آن نجیب زاده را به قتل رساند.
❗️البته در صفویان معاصر نیز حاج سعید طوسی و امثال او بسیارند.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 607
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️موسس صفویان که شاه اسماعیل باشد از لواط گران قهار بود. طبق سفرنامه ونیزیان شاه اسماعیل 12 تن از جوانان زیبای تبریز را به کاخ خود برد و با آنها عمل شنیع لواط را انجام داد👇
https://t.me/IRRealHistory/8301?single
روزی، رعایای اطراف شیراز به خان شکایت بردند که عده ای بدون حق آبه از آب نهر استفاده میکنند. خان، یکی از آمردهای(مفعولان، لواط دهندگان) محبوب خود را فرستاد تا رسیدگی کند. او به جوان زیبایی مواجه شد که از شکار بر میگشت و تا نیمه شب با وی کباب و شراب خورد، سپس به چادر آن جوان نجیب زاده رفت و از او مطالبه عمل قبیح نمود، آن جوان گفت تو معشوق خان هستی، برخیز و برو بخواب. اما نصایح جوان فایده ای نکرد و آمرد بیشتر اصرار می نمود و آن نجیب زاده مخالفت می کرد. آمرد مأیوس شد و خنجر خود را کشید و آن نجیب زاده را به قتل رساند.
❗️البته در صفویان معاصر نیز حاج سعید طوسی و امثال او بسیارند.
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 607
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاهان صفوی حامی تن فروشی زنان ایرانی ❌
⚠️در سفرنامه های غربی ها، گزارشات فراوانی از مراکز تن فروشی و فاحشگی زنان ایرانی در دوره صفویه وجود دارد که این مراکز تحت حمایت صفویان بود و به دولت صفوی مالیات نیز میدادند. تاجری جوان و هلندی تازه به اصفهان آمد، شبی لباس ایرانی پوشید و به یکی از روسپی خانه های شهر رفت. در آنجا با چند ایرانی نزاع میکند و کتک میخورد و به خانه برمیگردد. هلندیها به شاه شکایت بردند. شاه (خوش غیرت) صفوی هم با خشم از روسپیان سئوال کرد که چرا به یک خارجی بی احترامی و بد رفتاری کرده اند... بقولی خوب خدمات ندادند.
شاه صفوی خواهان این بود که فاحشه ها به نحو احسن خدمات دهند. زیرا هنگامیکه در یک فاحشه خانه که مدیره آن برای دخترش قوادی(=دیوثی) میکرد، نزاع درگرفت، شاه دستور داد مادر را از بالای برج بلندی، پایین بیندازند و دختر را جلوی سگهای آدمخوار انداختند تا پاره پاره اش کردند.
❗️اینم از عدالت شاهان صفوی که با فاحشگی مشکل نداشتند بلکه می خواستند فاحشه ها، خوب تن فروشی کنند بدون نزاع و...
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص608
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️در سفرنامه های غربی ها، گزارشات فراوانی از مراکز تن فروشی و فاحشگی زنان ایرانی در دوره صفویه وجود دارد که این مراکز تحت حمایت صفویان بود و به دولت صفوی مالیات نیز میدادند. تاجری جوان و هلندی تازه به اصفهان آمد، شبی لباس ایرانی پوشید و به یکی از روسپی خانه های شهر رفت. در آنجا با چند ایرانی نزاع میکند و کتک میخورد و به خانه برمیگردد. هلندیها به شاه شکایت بردند. شاه (خوش غیرت) صفوی هم با خشم از روسپیان سئوال کرد که چرا به یک خارجی بی احترامی و بد رفتاری کرده اند... بقولی خوب خدمات ندادند.
شاه صفوی خواهان این بود که فاحشه ها به نحو احسن خدمات دهند. زیرا هنگامیکه در یک فاحشه خانه که مدیره آن برای دخترش قوادی(=دیوثی) میکرد، نزاع درگرفت، شاه دستور داد مادر را از بالای برج بلندی، پایین بیندازند و دختر را جلوی سگهای آدمخوار انداختند تا پاره پاره اش کردند.
❗️اینم از عدالت شاهان صفوی که با فاحشگی مشکل نداشتند بلکه می خواستند فاحشه ها، خوب تن فروشی کنند بدون نزاع و...
📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص608
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory