ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
توحش شاه صفی صفوی در مجازات حاکم قم

⚠️حاکم قم برای تامین مخارج مرمت قلعه قم و پل رودخانه و برخی مخارج دیگر، بدون اینکه به شاه چیزی بنویسد و اجازه بخواهد به حکم شخصی خود مالیات مختصری به سبدهای میوه اضافه کرد، خبر به گوش شاه صفی رسید و بشدت متغیر شد و امر کرد که حاکم قم را با زنجیر به اصفهان بیاورند. پسر حاکم قم نیز از خادمان دربار شاه صفی بود. شاه به پسر حاکم قم حکم کرد که اول سبیل پدرش را بکند و سپس بینی و گوشهایش را ببُرد، پس از آن چشمهایش را بترکاند و سرش را قطع کند. همه این احکام اجرا شد و شاه، پسر را بجای پدرش، حاکم قم کرد.

📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 85 و 86

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
فریبکاران تاریخ

⚠️ ملاها در دوره مشروطه بطور معناداری، 21 روز پلوی سفارت انگلیس را خوردند و در باغ قلهک به انگلیس پناه بردند و گاهی نیز برای لقمه های چرب، دست فرح پهلوی را بوسیدند. اینها از همان اول بدنبال مفت خوری و نوکر منشی بودند، دشمنی آنها با رضاخان پهلوی نیز فقط به این خاطر بود که به آنها گفته بود: «دوره مفت خوری تمام شده..». گاهی نوکری انگلیس را می کنند و گاهی چاکری روس را و گاهی هم کف پای چین را می لیسند و این همه عملگی برای طواغیت فقط بخاطر حفظ منافع دنیوی خودشان است. این تمام تاریخشان است از زمان خواجه نصیرالدین طوسی که نوکری کافری همچون هلاکوی مغول را کرد و مسبب کشتار مسلمانان شد تا امروز....
این کتاب را بخوانید تا بطور مستند با حقایق روبرو شوید👇
https://t.me/IRRealHistory/7669

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
اوضاع بهداشتی شهر اصفهان در دوره صفویه

⚠️از زمان شاه عباس تا سقوط صفویان، اصفهان پایتخت این سلسله بود. تاورنیه، اوضاع بهداشتی اصفهان را در سفرنامه اش چنین گزارش میدهد: «در جلوی هر خانه گودالی برای ریختن انواع کثافات و مدفوع قرار دارد که دهقانها آنرا بعنوان کود و قوت زمین می برند و باعث حاصلخیزی مزارع میشود. آنها در جمع آوری مدفوع ارامنه و یهودیان بیشتر دقت میکنند، چون آنها شراب مینوشند و مدفوعشان قوت و البته قیمت بیشتری دارد و این دخل نوکرهای خانه است که هر بار الاغ، مدفوع را پنج الی ده و دوازده غازی برحسب مرغوبی متاع میفروشند. کوچه های اصفهان مانند همه شهرهای ایران سنگ فرش ندارند، در تابستان با اندک بادی، گرد و خاک چشم آدم را کور می کند و در زمستان تبدیل به گل و لجن میشود که پا تا قوزک در آن فرو میرود، خاصه وقتیکه باران و برف ببارد. موضوع دیگر که سبب کثافت کوچه های اصفهان میگردد این است که قصابها گوسفند را در کوچه می کشند و خون و روده و امعاء آنها در کوچه می ماند تا دهاتیها آنرا ببرند. اگر اسب یا شتر یا قاطر یا الاغی بمیرد، نعشش را در کوچه می اندازند و پلیسی برای منع اینکار نیست. اشخاصی هستند که حیوانات مرده را از صاحبانش میخرند و از آن هریسه پخته و به عمله های فقیر میفروشند. شهر اصفهان کثیف و کوچه هایش پر از گل و لجن است ولی کسی در آن پیاده حرکت نمیکند، یعنی کسانیکه قوه و بضاعتی دارند سوار اسب شده و با دو نوکر پیاده که شاطر نام دارند در کوچه ها تردد می کنند».

📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 380 و 381

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اوضاع بهداشتی شهر اصفهان در دوره صفویه. سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 380 و 381

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
القای خرافات به ایرانیان توسط حکومت صفویه

⚠️میدانیم که تا قبل از سلسله صفویه تقریبا اکثریت ایرانیان سنّی مذهب بودند و به زور شمشیر شاه اسماعیل و قزلباشان صفوی بود که مذهب تشیع به اجبار به خورد ایرانیان داده شد، که الحمدلله اکنون ایرانیان متوجه حقیقت شده اند و بطور فزاینده ای به میل خود در حال خروج از مذهب اجباری تشیع هستند. صفویان با تحمیل مذهب تشیع به ایرانیان، خرافات بسیاری را نیز به خورد مردم ایران دادند. تاورنیه در سفرنامه خود چنین می نویسد: «هشت یا ده روز قبل از عاشورا، شیعیان متعصب، تمام صورت و بدن خود را سیاه میکنند و برهنه و عریان میشوند. فقط با پارچه کوچکی ستر عورت می نمایند و سنگ بزرگی بدست گرفته و در کوچه و معبر گردش نموده و آن سنگها را به یکدیگر زده و انواع تشنجات به صورت و بدن خود داده، متصل فریاد میکنند: حسن حسین، حسن حسین، حسن حسین و بقدری این حرکت را تکرار می نمایند که دهانشان کف میکند و تا غروب مشغول این کار هستند. در اغلب گذرگاهها و میادین شهر اصفهان، منبرهایی نصب شده و واعظین برای مردم موعظه و نوحه میخوانند و از زن و مرد و بزرگ و کوچک همه جمع میشوند. در تمام سال برای زنها موقعی بهتر از این چند روز پیدا نمی شود که با عشّاق خود وعده و قرار ملاقات بگذارند».

⚠️ «دسته جات عزاداری با مدیریت بیگلربیگی وارد میدانی میشوند که شاه در آن قرار دارد. هر دسته دارای یک عماری(=کجاوه) است که هشت تا ده نفر آنرا حمل میکنند و با انواع گل و پارچه های رنگارنگ تزیین شده است و در برخی ازین عماری ها طفلانی را میگذارند بعنوان فرزندان امام حسین. همینکه دسته اول اجازه ورود به میدان را یافت سه یدک با زین و یراق اعلی که روی آنها را با تیر و کمان و شمشیر و سپر و خنجر زینت کرده اند در جلو دسته وارد میشوند، وقتی به صد قدمی شاه رسیدند شروع به تاختن می کنند و تمام دسته نیز همینطور و در حال دویدن عماری را به رقص در می آورند. گروهی کلاه و کمربند خود را به هوا پرتاب می کنند و دوباره میگیرند. برخی انگشتان را به دهان برده و مکرر جیغ می کشند، گروهی نیز همانطور که قبلا گفتیم برهنه و عریان سنگها را به یکدیگر میزنند و به هوا میپرند و فریاد میکشند حسن حسین، حسن حسین.... تا دهانشان کف کند و دو سه دور، گرد میدان می چرخند و همینطور دسته های جدید وارد میدان شده و دسته قبلی به گوشه میدان می رود تا راه برای دسته جدید باز شود. زنهای فاحشه به تعداد کثیری برای تماشا به دور میدان می آیند و از دیدن اطفال درون کجاوه یک مرتبه به اجماع فریاد کنان گریه می کنند. تصور و عقیده ایشان این است که بواسطه این اشکها گناه فاحشه گری شان آمرزیده میشود(زهی خیال باطل زین خرافات)».
این اوضاع وقاحت بار جامعه ایران در عصر صفوی است. جامعه ای که حافظ و سعدی و مولانا و خوارزمی و خیام و ابوریحان، طبری و... را پرورش میداد با آمدن صفویه به چه فلاکتی افتاده بوده.

📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 412 تا 414

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ القای خرافات به ایرانیان توسط حکومت صفویه. سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص 412 تا 414

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
وقتی شاه عباس صفوی پسرش را بقتل میرساند و نوه اش را معتاد به تریاک می کند

⚠️صفی میرزا پسر شاه عباس محبوبیت بسیاری بین مردم پیدا کرده بود و همین باعث حسادت شاه عباس شد و نسبت به موقعیتش احساس خطر کرد. روزی در شکارگاه، صفی میرزا برخلاف رسم همیشگی پیش از پادشاه به گرازی تیر انداخت و به کینه شاه عباس دامن زد تا اینکه به امر وی، چشمان صفی میرزا را کور کردند اما غضب شاه فروکش نکرد و دستور قتل پسرش را صادر نمود، لذا سر صفی میرزا را بریدند و در تشت طلا به خدمت شاه عباس آوردند. از آن زمان به بعد، شاه عباس تمام اولاد ذکور خود را در حرمسرا حبس کرد و چند خواجه را مامور نمود که به آنها خواندن و نوشتن آموزش دهند. اما صفی میرزا قبل از مرگش از زن مملوک زرخریدی صاحب پسری شده بود. شاه عباس تربیت نواده خود را شروع کرد و هر روز مقداری تریاک به او میخوراند تا او را احمق و کودن بار بیاورد.
❗️نکته: شاهان شیعه مذهب صفوی هیچ ترحمی به اولاد خود نداشتند چه رسد به مردم ایران.

📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح دکتر حمید شیرانی، ص497 و 498

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
توحش شاه صفی یکم صفوی، بخاطر شرابخواری

⚠️او پس از شاه عباس به تخت نشست و دوره حکومتش سراسر ظالمانه و جابرانه بود. روزی شاه صفی در جلفا در خانه کلانتر ارامنه، بسیار شراب نوشید و مست شده بود. وقتی به خانه رسید ملکه را احضار کرد که دختر پادشاه گرجستان بود. چون ملکه فهمید که شاه مست است، تعجیل نکرد و شاه هم در این فاصله خوابش برد. بیدار شد و دید ملکه نیامده دوباره او را احضار کرد. به ملکه خبر دادند که شاه متغیر شده و شما را به حجله خواسته. او فورا به اتاق شاه رفت اما شاه باز به خواب رفته بود. هنگامیکه شاه دوباره بیدار شد، متغیرانه پرسید چرا ملکه نمی آید? مادر شاه که دل خوشی از ملکه نداشت، اشاره کرد که ملکه در پشت پرده پنهان شده. شاه با شمشیر رفت و پنج شش ضربه شمشیر به وی زد و او را کشت و سپس بدون هیچ احساس ناراحتی خوابید. صبح که بیدار شد، متوجه اشتباهش گردید و بسیار متأسف شد و دستور داد که در تمام مملکت کسی حق نوشیدن شراب ندارد. اما این قدغن دوامی نداشت و شاه در سال بعد بیش از پیش شراب می خورد.

📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص502 و 503

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
شاه عباس دوم صفوی زنانش را در آتش سوزاند چون نمی خواستند شراب بنوشند

⚠️در تعجبیم از ولایت معاشان که صفویان را مایه تفاخر تشیع اثنی عشری می دانند. الحمدلله مردم آگاه شده اند و از مذهب تشیع روگردانند. تاورنیه در سفرنامه خود می نویسد: «یک روز که شاه عباس حسابی شراب خورده بود، در حرمسرا به سه نفر از زنانش امر کرد که شراب بنوشند. آنها نپذیرفتند چون بزودی به زیارت مکه میخواستند بروند. شاه عباس دستور داد هر سه را ببندند و آتش بزرگی افروختند و آنها را در آتش انداخته تا سوختند. یکبار دیگر نیز شاه عباس در شرابخواری افراط کرد و به یکی از زنانش امر کرد که شراب بنوشد، اما وی نپذیرفت. شاه عباس به آغاباشی امر کرد که آن زن را مانند سه زن دیگر در آتش بسوزاند. آغاباشی چون میدانست که این زن مورد علاقه شاه عباس است از روی دلسوزی او را در آتش نینداخت. شاه عباس صبح که بیدار شد وقتی متوجه موضوع شد، آغاباشی را در آتش انداخت و آن زن را عفو کرد».
❗️نکته: شیعه هرگاه در ایران به حکومت رسید مسبب فلاکت و کشتار ایرانیان شد.

📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص 508

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
شاه عباس دوم صفوی خواهرزاده های بیگناهش را بقتل رساند


⚠️از توحش صفویان هر چه بگوییم کم است. تاورنیه در سفرنامه اش می نویسد: «شاه عباس دوم، دو خواهر داشت که به دو نفر از ثروتمندان کشور شوهر داده بود، ولی هر دو داماد صاحب نژادهای پستی بودند(نژادپرستی صفویان). بعد از مدتی شنید که خواهرهایش آبستن شده اند، امر کرد که به آنها دوایی بخورانند که اطفال را سقط نمایند، فورا حکم او اجرا شد. دوازده سیزده ماه گذشت، فورا به شاه عباس دوم خبر دادند که خواهرانت آبستن شده اند. شاه گفت: بگذارید به موقع وضع حمل کنند. بعد از آنکه هر دو پسر زائیدند، حکم کرد که به آن طفلان شیر و غذا ندهند تا هر دو از گرسنگی و تشنگی هلاک شدند. روزی شاه عباس دوم قلیان خواست، پیشخدمت دوید و به قلیانچی گفت زودباش قلیان چاق کن، شاه قلیان میخواهد. قلیانچی گفت: جهنم، صبر کن. شاه شنید و فورا به جلاد دستور داد زبانش را از بیخ بریدند و لال شد».
❗️نکته: ظلم و جنایات صفویان به ایرانیان، هر عاقلی را یاد جنایات چنگیز مغول به ایرانیان می اندازد.

📚منبع:
سفرنامه تاورنیه، ترجمه نوری، تصحیح دکتر شیرانی، ص 534 و 535

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory