⚠️ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی(قسمت پنجم). قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 273 تا 280
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی ❌
6⃣ قسمت ششم ✅
⚠️شیخ کرکی و سایر ملاهای جنوب لبنان که وارد سلطنت قزلباشان شده بودند، تلاش داشتند سایر رقبای شیعی خود را از صحنه خارج کنند و تمام منفعت حاصل از چپاول ایرانیان را به جیب خود سرازیر نمایند، ابتدا شیخ نعمت الله حلی را شکست دادند و وی به کوفه گریخت. سپس امیر غیاث الدین و یارانش را شکست دادند، حتی در دربار شاه طهماسب بین شیخ کرکی و امیر غیاث الدین جدل درگرفت و دشنامها به یکدیگر سرازیر کردند. آنگاه شیخ ابراهیم قطیفی و یارانش شکست خوردند و گریختند. سپس شیخ کرکی یکه تاز میدان شد و لقب خاتم المجتهدین بر خود نهاد(در مقابل خاتم النبیین). در زمان شاه اسماعیل، قزلباشان هنوز از نائب امام غائب چیزی نمیدانستند، اما شیخ کرکی ادعای نیابت امام غائب را کرد و آنرا بگونه ای تعریف نمود که مصداق خودش قرار گرفت. شیخ کرکی دستگاه دینی و قضایی و اوقاف کشور ایران را در انحصار عربهای تازه وارد جنوب لبنان قرار داد و اینگونه بود که ایران بدست مردمی افتاد که هیچ سهمی در تمدن خاورمیانه نداشتند، یا قزلباشان ساکن بیابانهای آناتولی بودند و یا ملاهای روستاهای دور دست جنوب لبنان.
⚠️ شیخ کرکی و لبنانیها به قزلباشان و شاه طهماسب نوجوان فهماندند که سلطنت حقیقی از آن امام غائب است و پادشاه باید سلطنتش را از معصوم دریافت کند تا مشروعیت داشته باشد و خودش را نائب امام غائب معرفی کرد و برای اولین بار بدعتی به نام "ولایت فقیه" در دین ایجاد نمود. سلطنت صفوی از زمان شاه طهماسب تا انقراض صفویان، ترکیبی از بازوی نظامی قزلباشان و بازوی دینی ملاهای جنوب لبنان بود از شیخ کرکی گرفته تا ملا محمد باقر مجلسی لبنانی. هر دو گروه به جان هستی تاریخی ایران افتادند تا هر چه ایرانی است را نابود کنند، که البته سلطنت و چپاول ملاهای جنوب لبنان تا امروز هم ادامه دارد. شیخ کرکی، دستگاه خانقاه صوفیان را برچید و آن اماکن را به مکان ابداعی جدیدی به نام "حسینیه" مبدل ساخت که قبل از صفویه در هیچ جای ایران چنین چیزی وجود نداشت. حسینیه نقطه مقابل مسجد بود و محل سینه زنی، شمشیر و زنجیر زنی و تحریک احساسات ضد سنّی بود. سپس شیخ کرکی بفکر دستکاری مساجد ایران افتاد، او فتوا داد که قبله های مساجد ایران را سنّیان تعیین کرده اند و عمدا کج تعیین کردند تا نماز مومنین باطل شود، اما شیعه شدگان می دانستند که قبله مساجد ایران درست است. شیخ کرکی بیسواد و جاهلی افراطی بود که به سبب سنّی ستیزی چنین فتاوای احمقانه ای صادر میکرد در حالیکه ایران پر از علما و فقیهان بنام سنی مذهب بود تا قبل از صفویه، همچون ابوحنیفه، بخاری، مسلم، ترمذی، نسائی، طبری، ماوردی، جوینی، غزالی، فخر رازی، ابواسحاق، بیضاوی، ایجی، سرخسی، دوانی و تفتازانی و... که صاحب صدها تالیفات معتبر بودند و کرکی و همدستانش ریگ کفش این بزرگان هم محسوب نمی شدند. بسیاری از فتاوای کرکی با مخالفت رقبای شیعه اش مواجه شد، حتی به او لقب "مخترع مذهب" دادند. تا آن زمان قزلباشان، ایرانیان سنی مذهب را با خون و شمشیر و کشتار و آتش و تجاوز مجبور به پذیرش تشیع دوازده امامی میکردند اما با آمدن شیخ کرکی شیعه های زیدی و اسماعیلی هم کشتار میشدند. شیخ کرکی با فاشیست مذهبی اش، فتوا داد که تمام مخالفان و معاندان نباید در هیچ یک از شهرهای ایران زندگی کنند، این فتوا برای اخراج ایرانیان سنی مذهب و شیعه های زیدی و اسماعیلی از شهرها بود. یکی از اعمال موثر شیخ کرکی برای نشر تشیع دوازده امامی این بود، کودکانی که پدر و مادر سنی مذهبشان بدست قزلباشان کشتار شده بودند را میگرفتند و تحت تعالیم شیعه دوازده امامی در می آوردند و آنها را به مبلّغ مذهب جدید مبدّل میکردند. "در واقع هر چیزی که در حال حاضر بعنوان عقاید و مذهب تشیع دوازده امامی در ایران است، ساخته دست شیخ جاهلی از جنوب لبنان به نام کرکی است، از حسینه ها، مداحی و زنجیر زنی و قمه زنی، سنی ستیزی، لعن خلفا گرفته تا تغییر قلبه مساجد و قبر پرستی و تغییر نماز و آداب دینی ایرانیان".
📚منبع:
قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 281 تا 290
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
6⃣ قسمت ششم ✅
⚠️شیخ کرکی و سایر ملاهای جنوب لبنان که وارد سلطنت قزلباشان شده بودند، تلاش داشتند سایر رقبای شیعی خود را از صحنه خارج کنند و تمام منفعت حاصل از چپاول ایرانیان را به جیب خود سرازیر نمایند، ابتدا شیخ نعمت الله حلی را شکست دادند و وی به کوفه گریخت. سپس امیر غیاث الدین و یارانش را شکست دادند، حتی در دربار شاه طهماسب بین شیخ کرکی و امیر غیاث الدین جدل درگرفت و دشنامها به یکدیگر سرازیر کردند. آنگاه شیخ ابراهیم قطیفی و یارانش شکست خوردند و گریختند. سپس شیخ کرکی یکه تاز میدان شد و لقب خاتم المجتهدین بر خود نهاد(در مقابل خاتم النبیین). در زمان شاه اسماعیل، قزلباشان هنوز از نائب امام غائب چیزی نمیدانستند، اما شیخ کرکی ادعای نیابت امام غائب را کرد و آنرا بگونه ای تعریف نمود که مصداق خودش قرار گرفت. شیخ کرکی دستگاه دینی و قضایی و اوقاف کشور ایران را در انحصار عربهای تازه وارد جنوب لبنان قرار داد و اینگونه بود که ایران بدست مردمی افتاد که هیچ سهمی در تمدن خاورمیانه نداشتند، یا قزلباشان ساکن بیابانهای آناتولی بودند و یا ملاهای روستاهای دور دست جنوب لبنان.
⚠️ شیخ کرکی و لبنانیها به قزلباشان و شاه طهماسب نوجوان فهماندند که سلطنت حقیقی از آن امام غائب است و پادشاه باید سلطنتش را از معصوم دریافت کند تا مشروعیت داشته باشد و خودش را نائب امام غائب معرفی کرد و برای اولین بار بدعتی به نام "ولایت فقیه" در دین ایجاد نمود. سلطنت صفوی از زمان شاه طهماسب تا انقراض صفویان، ترکیبی از بازوی نظامی قزلباشان و بازوی دینی ملاهای جنوب لبنان بود از شیخ کرکی گرفته تا ملا محمد باقر مجلسی لبنانی. هر دو گروه به جان هستی تاریخی ایران افتادند تا هر چه ایرانی است را نابود کنند، که البته سلطنت و چپاول ملاهای جنوب لبنان تا امروز هم ادامه دارد. شیخ کرکی، دستگاه خانقاه صوفیان را برچید و آن اماکن را به مکان ابداعی جدیدی به نام "حسینیه" مبدل ساخت که قبل از صفویه در هیچ جای ایران چنین چیزی وجود نداشت. حسینیه نقطه مقابل مسجد بود و محل سینه زنی، شمشیر و زنجیر زنی و تحریک احساسات ضد سنّی بود. سپس شیخ کرکی بفکر دستکاری مساجد ایران افتاد، او فتوا داد که قبله های مساجد ایران را سنّیان تعیین کرده اند و عمدا کج تعیین کردند تا نماز مومنین باطل شود، اما شیعه شدگان می دانستند که قبله مساجد ایران درست است. شیخ کرکی بیسواد و جاهلی افراطی بود که به سبب سنّی ستیزی چنین فتاوای احمقانه ای صادر میکرد در حالیکه ایران پر از علما و فقیهان بنام سنی مذهب بود تا قبل از صفویه، همچون ابوحنیفه، بخاری، مسلم، ترمذی، نسائی، طبری، ماوردی، جوینی، غزالی، فخر رازی، ابواسحاق، بیضاوی، ایجی، سرخسی، دوانی و تفتازانی و... که صاحب صدها تالیفات معتبر بودند و کرکی و همدستانش ریگ کفش این بزرگان هم محسوب نمی شدند. بسیاری از فتاوای کرکی با مخالفت رقبای شیعه اش مواجه شد، حتی به او لقب "مخترع مذهب" دادند. تا آن زمان قزلباشان، ایرانیان سنی مذهب را با خون و شمشیر و کشتار و آتش و تجاوز مجبور به پذیرش تشیع دوازده امامی میکردند اما با آمدن شیخ کرکی شیعه های زیدی و اسماعیلی هم کشتار میشدند. شیخ کرکی با فاشیست مذهبی اش، فتوا داد که تمام مخالفان و معاندان نباید در هیچ یک از شهرهای ایران زندگی کنند، این فتوا برای اخراج ایرانیان سنی مذهب و شیعه های زیدی و اسماعیلی از شهرها بود. یکی از اعمال موثر شیخ کرکی برای نشر تشیع دوازده امامی این بود، کودکانی که پدر و مادر سنی مذهبشان بدست قزلباشان کشتار شده بودند را میگرفتند و تحت تعالیم شیعه دوازده امامی در می آوردند و آنها را به مبلّغ مذهب جدید مبدّل میکردند. "در واقع هر چیزی که در حال حاضر بعنوان عقاید و مذهب تشیع دوازده امامی در ایران است، ساخته دست شیخ جاهلی از جنوب لبنان به نام کرکی است، از حسینه ها، مداحی و زنجیر زنی و قمه زنی، سنی ستیزی، لعن خلفا گرفته تا تغییر قلبه مساجد و قبر پرستی و تغییر نماز و آداب دینی ایرانیان".
📚منبع:
قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 281 تا 290
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی(قسمت ششم). قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 281 تا 290
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی ❌
7⃣ قسمت هفتم ✅
⚠️در ادامه مبحثمان در کتاب قزلباشان در ایران در مورد شیخ کرکی چنین میخوانیم: «تمام همدستان شیخ کرکی که در دستگاه دینی و قضایی صفوی وارد شده بودند، همه از جنوب لبنان و از وابستگان و خانواده شیخ کرکی محسوب میشدند، از جمله دخترزاده شیخ کرکی که برخود نام میر سیدحسین جبل عاملی نهاده بود(و رسما سیّد شده بود). این مرد یکی از سنّی ستیزان دو آتشه و بیرحم بود که در دربار صفوی بر خود لقب "سیدالمحققین و سند المدققین وارث علوم الانبیاء و المرسلین خاتم المجتهدین" نهاده بود، ولی رقیبان در پشت سرش ادعای او را رد میکردند. او چند رساله در تکفیر سنّیان نوشت و نشر داد، این تصانیف بقدری خرد ستیز و شرم آور بود که بعدها نابود شد و چیزی از آنها بدست ما نرسیده. از آن پس تا پایان صفویه هرچه فقیه شیعه میشناسیم، همگی فرزندان و نوادگان همین لبنانی ها بودند. اما خود شیخ کرکی در یکی از فتاوای جاهلانه خود فرمان میدهد که تمام سنّی ها را به جرم پیروی از ابوبکر و عمر و عثمان و عائشه، باید کشتار و نابود کرد. او کتابی نوشت که در آن سه خلیفه اول راشدین را منافق و بت پرست معرفی کرده حتی بعد از اسلام و لعنت فرستادن بر آنها و ام المومنین عائشه از واجبات نماز برشمرده. یک مطالعه سطحی در کتاب نفحات اللاهوت شیخ کرکی نشان میدهد که او دارای مجموعه ای از معلومات سطحی بوده که در زیر منبرهای افرادی مانند خودش شنیده بود و به آنها باور عمیق داشته و آنها را اسلام حقیقی می پنداشته است. اینگونه بود که شیخ کرکی از جنوب لبنان آمد و فتوا داد که ایرانیان یا مذهب قزلباشان را بگیرند و یا کشتار گردند، او به قزلباشان و رؤسای دسته جات تبرّایی تلقین میکرد که شما باید خمس مالتان را بدهید تا بهشت برایتان تضمین گردد. او حتی فتوای احیای ازدواج موقت(=صیغه) را صادر کرد، دلیلش هم معلوم بود، خصوصا وقتی بدانیم هر لبنانی که به ایران آمده بود چه تعداد از زنان و دختران ایرانی را بعنوان زن موقت در خانه هایشان داشتند و پس از مدتی کوتاه آنها را به دور می افکندند تا چند تای دیگر جایگزین کنند. بخاطر خفقان صفویان بود که نخبه گان سنی مذهب ایرانی به هند مهاجرت کردند و عمارت تاج محل را معماری کرده و ساختند. حتی زمانیکه شاه عباس دست ملاهای لبنانی و شمشیر قزلباشان را اندکی از سر اهل سنت کوتاه کرد، نقش جهان را در اصفهان ساختند. اما تألیفات شیخ کرکی، اساس کار مدارس مذهبی صفوی قرار گرفت و مذهب شیعه که امروز در ایران شاهد آن هستیم همان مذهب خشن و کین پرور ملاهای جنوب لبنان است..»(1)
⚠️«اما زمانیکه نادرشاه با عزل عباس سوم صفوی که طفلی بیش نبود به سلطنت رسید شروطی معین کرد از جمله، لعن بر ابوبکر و عمر و عثمان را منع کرد. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین را منع کرد. ملاباشی شیعه اعتراض نمود و نادر او را بقتل رساند. نادر از علمای شیعه پرسید: عقاید اوقاف به چه مصرفی میرسد? علما گفتند: خرج علما و مدارس دینی و مساجد میشود و در مساجد برای پیروزی ارتش پادشاه دعا میکنند. نادر گفت: مسلم است که شما در وظایف خود کوتاهی کردید و خداوند از کار شما ناراضی است. پنجاه سال بود که مملکت رو به سقوط میرفت و عاقبت گرفتار شدیدترین فقر و قحطی شد، تا اینکه سربازان ما با جانبازی خود وضع را به حالت اول برگرداندند. این سربازان علمایی هستند که ما مدیون آنهاییم و بنابراین عواید اوقاف به آنان باید برسد. ملاهای شیعه ازین تصمیم نادر بسیار خشمگین شدند»(2)
البته در برخی کتب از بی مصرفی علمای شیعه دربار صفوی چنین نقل شده: «در زمان حمله محمود افغان، شاه با ملاهای دربار مشورت کرد و برای مقابله با افغانان دستور پخت آبگوشتی سحرآمیز را داد و می پنداشت که سپاهیان پس از خوردن آبگوشت، نامرئی خواهند شد و در نتیجه بر دشمن پیروز میشوند. آبگوشت باید در ظرفی تهیه شود که در هر یک از آنها دو پاچه بز نر با 325 غلاف سبز نخود و تلاوت 325 تشهد توسط دوشیزه ای بر آن خوانده شود و این سفارشهایی بود که ملاها به شاه برای پخت آبگوشت سحرآمیز دادند. نتیجه این تدبیر ملاها این شد که قحطی و فقر چنان کار را سخت کرد که به قدر سی چهل هزار نفر به دولتخانه شورش برده، طلب نان کردند و سنگ و کلوخ بسیار بر در و دیوار عمارات زده و میگفتند: یا فکری بر حال ما بکن. یا محمود افغان را داخل کن».
📚منابع:
(1) قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 291 تا 311
(2) زندگی نادرشاه، جونس هنوی، ترجمه اسماعیل دولتشاهی، ص 160
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
7⃣ قسمت هفتم ✅
⚠️در ادامه مبحثمان در کتاب قزلباشان در ایران در مورد شیخ کرکی چنین میخوانیم: «تمام همدستان شیخ کرکی که در دستگاه دینی و قضایی صفوی وارد شده بودند، همه از جنوب لبنان و از وابستگان و خانواده شیخ کرکی محسوب میشدند، از جمله دخترزاده شیخ کرکی که برخود نام میر سیدحسین جبل عاملی نهاده بود(و رسما سیّد شده بود). این مرد یکی از سنّی ستیزان دو آتشه و بیرحم بود که در دربار صفوی بر خود لقب "سیدالمحققین و سند المدققین وارث علوم الانبیاء و المرسلین خاتم المجتهدین" نهاده بود، ولی رقیبان در پشت سرش ادعای او را رد میکردند. او چند رساله در تکفیر سنّیان نوشت و نشر داد، این تصانیف بقدری خرد ستیز و شرم آور بود که بعدها نابود شد و چیزی از آنها بدست ما نرسیده. از آن پس تا پایان صفویه هرچه فقیه شیعه میشناسیم، همگی فرزندان و نوادگان همین لبنانی ها بودند. اما خود شیخ کرکی در یکی از فتاوای جاهلانه خود فرمان میدهد که تمام سنّی ها را به جرم پیروی از ابوبکر و عمر و عثمان و عائشه، باید کشتار و نابود کرد. او کتابی نوشت که در آن سه خلیفه اول راشدین را منافق و بت پرست معرفی کرده حتی بعد از اسلام و لعنت فرستادن بر آنها و ام المومنین عائشه از واجبات نماز برشمرده. یک مطالعه سطحی در کتاب نفحات اللاهوت شیخ کرکی نشان میدهد که او دارای مجموعه ای از معلومات سطحی بوده که در زیر منبرهای افرادی مانند خودش شنیده بود و به آنها باور عمیق داشته و آنها را اسلام حقیقی می پنداشته است. اینگونه بود که شیخ کرکی از جنوب لبنان آمد و فتوا داد که ایرانیان یا مذهب قزلباشان را بگیرند و یا کشتار گردند، او به قزلباشان و رؤسای دسته جات تبرّایی تلقین میکرد که شما باید خمس مالتان را بدهید تا بهشت برایتان تضمین گردد. او حتی فتوای احیای ازدواج موقت(=صیغه) را صادر کرد، دلیلش هم معلوم بود، خصوصا وقتی بدانیم هر لبنانی که به ایران آمده بود چه تعداد از زنان و دختران ایرانی را بعنوان زن موقت در خانه هایشان داشتند و پس از مدتی کوتاه آنها را به دور می افکندند تا چند تای دیگر جایگزین کنند. بخاطر خفقان صفویان بود که نخبه گان سنی مذهب ایرانی به هند مهاجرت کردند و عمارت تاج محل را معماری کرده و ساختند. حتی زمانیکه شاه عباس دست ملاهای لبنانی و شمشیر قزلباشان را اندکی از سر اهل سنت کوتاه کرد، نقش جهان را در اصفهان ساختند. اما تألیفات شیخ کرکی، اساس کار مدارس مذهبی صفوی قرار گرفت و مذهب شیعه که امروز در ایران شاهد آن هستیم همان مذهب خشن و کین پرور ملاهای جنوب لبنان است..»(1)
⚠️«اما زمانیکه نادرشاه با عزل عباس سوم صفوی که طفلی بیش نبود به سلطنت رسید شروطی معین کرد از جمله، لعن بر ابوبکر و عمر و عثمان را منع کرد. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین را منع کرد. ملاباشی شیعه اعتراض نمود و نادر او را بقتل رساند. نادر از علمای شیعه پرسید: عقاید اوقاف به چه مصرفی میرسد? علما گفتند: خرج علما و مدارس دینی و مساجد میشود و در مساجد برای پیروزی ارتش پادشاه دعا میکنند. نادر گفت: مسلم است که شما در وظایف خود کوتاهی کردید و خداوند از کار شما ناراضی است. پنجاه سال بود که مملکت رو به سقوط میرفت و عاقبت گرفتار شدیدترین فقر و قحطی شد، تا اینکه سربازان ما با جانبازی خود وضع را به حالت اول برگرداندند. این سربازان علمایی هستند که ما مدیون آنهاییم و بنابراین عواید اوقاف به آنان باید برسد. ملاهای شیعه ازین تصمیم نادر بسیار خشمگین شدند»(2)
البته در برخی کتب از بی مصرفی علمای شیعه دربار صفوی چنین نقل شده: «در زمان حمله محمود افغان، شاه با ملاهای دربار مشورت کرد و برای مقابله با افغانان دستور پخت آبگوشتی سحرآمیز را داد و می پنداشت که سپاهیان پس از خوردن آبگوشت، نامرئی خواهند شد و در نتیجه بر دشمن پیروز میشوند. آبگوشت باید در ظرفی تهیه شود که در هر یک از آنها دو پاچه بز نر با 325 غلاف سبز نخود و تلاوت 325 تشهد توسط دوشیزه ای بر آن خوانده شود و این سفارشهایی بود که ملاها به شاه برای پخت آبگوشت سحرآمیز دادند. نتیجه این تدبیر ملاها این شد که قحطی و فقر چنان کار را سخت کرد که به قدر سی چهل هزار نفر به دولتخانه شورش برده، طلب نان کردند و سنگ و کلوخ بسیار بر در و دیوار عمارات زده و میگفتند: یا فکری بر حال ما بکن. یا محمود افغان را داخل کن».
📚منابع:
(1) قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 291 تا 311
(2) زندگی نادرشاه، جونس هنوی، ترجمه اسماعیل دولتشاهی، ص 160
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی(قسمت هفتم). قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 291 تا 311
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی(قسمت هفتم). زندگی نادرشاه، جونس هنوی، ترجمه اسماعیل دولتشاهی، ص 160
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory