ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی(قسمت سوم). تاریخ کامل ایران، سرجان ملکم، ترجمه میرزا اسماعیل حیرت، ج1، ص 417

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی

4⃣ قسمت چهارم

⚠️طبق کتاب معتبر "قزلباشان در ایران" نوشته پژوهشگر شیعه مذهب امیرحسین خُنجی، ایرانیان تا قبل از صفویه اکثر سنّی مذهب بودند که بواسطه جنایات شاه اسماعیل صفوی و قزلباشان شیعه و گروههای تبرّائی، مجبور به پذیرش تشیع شدند. مذهب شیعه هیچگاه مورد پسند ایرانیان نبوده و نیست. اوضاع فلاکت بار ایرانیان در مقایسه با کشورهای سنّی مذهب، به همه ما اثبات میکند که مذهب تشیع هم دنیای ایرانیان را تباه ساخت و هم آخرتشان را. مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران چنین می نویسد: «در دوران حکومت صفویه، بجز دوره قدرت شیخ صفی الدین(که سنّی اهل تصوف) و مردی آزاده و روشن ضمیر بود، باقی زمامداران صفوی مردمی جاه طلب، متعصب و خون آشام بودند. شاه اسماعیل صفوی حتی برغم توصیه علمای شیعه، با آنکه اکثریت قاطع مردم تبریز سنّی مذهب بودند، 20000 نفر از اهل سنت و جماعت تبریز را قتل عام کرد و با ایجاد حکومت ترور و آدمکشی مردم را مجبور به پذیرش آیین تشیع نمود. لذا در زمان حکومت شاه اسماعیل و شاه طهماسب که مردی جامد و متعصب بود، فقط روحانیت نوکر منش و دنیا پرست شیعه با حکومت همکاری میکردند(از جمله شیخ کرکی ملعون که از جبل عامل جنوب لبنان آمد و مسبب تدوام قتل عام ایرانیان شد). در نسخه خطی جهان آرای غفاری از تیره روزی دانشمندان ایران در زمان صفویه چنین بیان شده: در نظر شاه طهماسب جهلا را بصورت فضلا و فضلا را به صورت جهلا جلوه گر می نمودند و اینگونه بود که اکثر قلمرو صفوی از اهل فضل و علم خالی گشت و مملو از اهل جهل شده بود که جز اندکی از فضلا کسی در ممالک ایران باقی نمانده بود. در دوره صفویه نه تنها آزاد اندیشان، متفکرین و فلاسفه یکسره منکوب و منفور گردیدند بلکه صوفیان که مردمی روشن ضمیر بودند نیز مورد قهر سلاطین صفوی قرار گرفتند و در عوض روحانیون قشری و ملا نماهای شیعه رو به افزایش نهادند. حتی ملا محمدباقر مجلسی شیعه مذهب، فتوا به کشتن صوفیان صادر کرد. اما شاه اسماعیل دوم به دلایلی که روشن نیست، مذهب تشیع را بدعتی در اسلام می دانست و مایل بود بار دیگر مذهب مذهب تسنن که مذهب عموم ایرانیان بود رواج یابد»(1)

⚠️در زمان شاه سلطان حسین صفوی که ملا محمدباقر مجلسی به عنوان شیخ الاسلام نفوذ بالایی بر شاه داشت، عیسویان مورد بغض و حسادت ملاهای شیعه قرار گرفتند، بگونه ای که اموالشان تاراج میشد و احکام عدیده صادر گردید که اگر مسلمانی یک عیسوی را بقتل برساند، قصاصی بر او نیست مگر اینکه مقداری معین از غله به ورثه مقتول بدهد(2)

⚠️ بخاطر همین مداخله ملاهای مال اندوز شیعه بود که ظلم به اهل سنت روندی فزاینده یافت و محمود افغان به اصفهان حمله کرد و شهر را محاصره نمود و مردم اصفهان تاوانش را دادند و از شدت قحطی و گرسنگی، گوشت سگ و گربه و فضولات و پوست حیوانات و کفشهای چرمی را میخوردند، حتی جوانی پستانهای خواهر مُرده خویش را برید و خورد، بسیاری از مردم فرزندان خود را جوشانیدند و یا کباب کردند و خوردند. هنگامیکه محمود افغان، اصفهان را فتح کرد جرمانه سنگینی بالغ بر 20000 تومان بر حکیم باشی رحیم خان که ملای مال اندوز شیعه و مقرب شاه سلطان حسین بود مقرر فرمود. علت این دستور این بود که محمود افغان اطلاع یافت، حکیم باشی رحیم خان خیلی در کارهای شاه مداخله داشته است. محمود افغان این مبلغ را ظرف دوازده روز بصورت زر و سیم وجواهرات و مروارید، وصول نمود(3)

📚منابع:
(1) تاریخ اجتماعی ایران، مرتضی راوندی، جلد2، ص 482 و 483
(2) تاریخ کامل ایران، سر جان ملکم، جلد 1، ترجمه میرزا اسماعیل حیرت، ص 423
(3) سقوط اصفهان، اُسقف پطرس دی سرکیس گیلاننتز، ترجمه محمد مهریار، ص 68 و 96 و 97

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی(قسمت چهارم). تاریخ اجتماعی ایران، مرتضی راوندی، ج2، ص 482 و 483. تاریخ کامل ایران، سرجان ملکم، ترجمه میرزا اسماعیل حیرت، ج1، ص 417

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی(قسمت چهارم). سقوط اصفهان، اُسقف پطرس دی سرکیس گیلاننتز، ترجمه محمد مهریار، ص 68 و 96 و 97

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی

5⃣ قسمت پنجم

⚠️از همان ابتدای پیدایش حکومت خون آشامان صفوی، علمای نوکر منش و منفعت طلب شیعه مذهب، خود را وارد دستگاه صفویه نمودند. اکنون از کتاب قزلباشان در ایران نوشته امیرحسین خنجی بخشهایی را بیان میکنیم: «همانگونه که هیچکدام از قزلباشان، ایرانی نبودند و سابقه اسکان در ایران را نداشتند، فقیهان و علمای تشیع دربار صفوی هم هیچکدام ایرانی نبودند. در پایان سلطنت شاه اسماعیل و آغاز سلطنت شاه طهماسب، برخی ملایان شیعه از روستاهای جبل عامل در جنوب لبنان وارد ایران شدند و دستگاه دینی قزلباشان را در اختیار گرفتند تا تشیع نوین صفوی را تئوریزه کنند. در ایران، تا پیش از سلسله صفویه هیچ فقیه شیعه اثنی عشریٍ ایرانی وجود نداشت، کافیست به نامهای محدثان و متکلمان و مفسران و فقیهان شیعه دوازده امامی از آغاز(یعنی اواخر قرن سوم هجری) تا سلطنت قزلباشان نگاهی بیندازیم، حتی یک ایرانی وجود ندارد، بلکه عمدتا اهل کوفه و عراقی هستند. شیعیان قم و کاشان هم روافض یمنی تبار از قبایل مذحج بودند(یعنی اینکه ایرانیان تمایلی به تشیع نداشتند). اما لازم به ذکر است که 90 درصد تالیفات بزرگ فقهی و حدیثی و کلامی و تفسیری و سایر علوم که امروز هم در جهان اسلام عنوان مرجع را داراست توسط ایرانیان یا بهتر بگویم ایرانیان سنی مذهب انجام شده، یک چند نفری هم که شیعه بودند اصلا پیرو شیعه دوازده امامی نبودند. از ابن مقفع، بلاذری، یعقوبی، ابوحنیفه دینوری، ابن قتیبه، طبری، ابوریحان بیرونی، جاحظ، سیبویه، ماوردی، باقلانی، جوینی، غزالی، نسفی، زمخشری، فخر رازی، زکریای رازی، ابن سینا، فارابی، خوارزمی و خیام و... بودند(یعنی اینکه ایرانیان مذهب اهل سنت را دوست داشتند که در بستر آن اینگونه به اسلام خدمات دادند). شیعه های دوازده امامی عمدتا در عراق می زیستند و در زمان خلافت عباسی از آزادی همه جانبه برخوردار بودند و این چند کتاب مرجع که شیعیان دارند مربوط به دوران قدرت عباسیان سنی مذهب است. مولفان صفویه وقتی دیدند در ایران قبل از صفویه خبری از شیعه دوازده امامی نیست، بجز قم و کاشان. هم زبان(و برخلاف واقع) نوشتند که شیعیان در ایران در نهایت خوف و ذلت و تقیه می زیستند و مذهبشان را پنهان می کردند».

⚠️آقای امیرحسین خنجی شیعه مذهب در ادامه چنین می نویسد: «هیچ منطقه از ایران را من نتوانستم پیدا کنم که قبل از صفویه، شیعه دوازده امامی بوده باشند. رافضیان دوازده امامی قم و کاشان که یمنی تبار بودند و عقایدشان شبیه قزلباشان بود. خاندان عرب آل مشعشع خوزستان که شیعه دوازده امامی بودند از عراق به خوزستان کوچ کرده بودند، اما چون عقایدشان مانند قزلباشان نبود بدست شاه اسماعیل و قزلباشان بطرز فجیعی کشتار شدند که از صفحات اندوهبار تاریخ ایران است. مولف کتاب روضه الصفا تاکید کرده که وقتی در ایران سلطنت قزلباشان تشکیل شد، عموم مردم ایران بر مذهب سنّیان بودند و زورٍ شمشیر شاه اسماعیل و قزلباشان بود که ایرانیان را شیعه کرد. همچنین حسن روملو در کتاب احسن التواریخ چنین بیان میکند: وقتی قزلباشان تشکیل سلطنت دادند، هیچ کتابی که از تالیفات شیعیان باشد در هیچ کجای ایران وجود نداشت و کسی از ایرانیان با مذهب تشیع دوازده امامی(=تشیع قزلباشان) آشنا نبود. اما همین ملاهایی که از روستاهای جنوب لبنان وارد دستگاه صفوی و قزلباشان شدند، با استفاده از درآمد نجومی اوقاف، مدارس، خانقاه ها و مساجد و با ثروت نجومی که با نام خمس از قزلباشان میگرفتند، وظیفه تبلیغ دین و تدریس و افتاء را برعهده گرفتند و سلاطین مالی شدند و طبقه نوظهور "روحانیون" ایجاد شد. معروفترین این ملاهای لبنانی شیخ علی بن عبدالعالی کرکی از جنوب لبنان بود که سایر رقبای عربش را از میدان به در کرد. در ایران چپاول افتاده بود و در خاورمیانه آوازه در افتاده بود که "هرکه زودتر برسد بیشتر می برد". لذا شیعه ها، کشورهای خودشان را رها کرده و به ایران می آمدند و تلاش میکردند سهم بیشتری از چپاول ایرانیان دست یابند و حتی بین خودشان نزاعهای تندی در می گرفت...».

📚منبع:
قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 273 تا 280

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی(قسمت پنجم). قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 273 تا 280

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی

6⃣ قسمت ششم

⚠️شیخ کرکی و سایر ملاهای جنوب لبنان که وارد سلطنت قزلباشان شده بودند، تلاش داشتند سایر رقبای شیعی خود را از صحنه خارج کنند و تمام منفعت حاصل از چپاول ایرانیان را به جیب خود سرازیر نمایند، ابتدا شیخ نعمت الله حلی را شکست دادند و وی به کوفه گریخت. سپس امیر غیاث الدین و یارانش را شکست دادند، حتی در دربار شاه طهماسب بین شیخ کرکی و امیر غیاث الدین جدل درگرفت و دشنامها به یکدیگر سرازیر کردند. آنگاه شیخ ابراهیم قطیفی و یارانش شکست خوردند و گریختند. سپس شیخ کرکی یکه تاز میدان شد و لقب خاتم المجتهدین بر خود نهاد(در مقابل خاتم النبیین). در زمان شاه اسماعیل، قزلباشان هنوز از نائب امام غائب چیزی نمیدانستند، اما شیخ کرکی ادعای نیابت امام غائب را کرد و آنرا بگونه ای تعریف نمود که مصداق خودش قرار گرفت. شیخ کرکی دستگاه دینی و قضایی و اوقاف کشور ایران را در انحصار عربهای تازه وارد جنوب لبنان قرار داد و اینگونه بود که ایران بدست مردمی افتاد که هیچ سهمی در تمدن خاورمیانه نداشتند، یا قزلباشان ساکن بیابانهای آناتولی بودند و یا ملاهای روستاهای دور دست جنوب لبنان.

⚠️ شیخ کرکی و لبنانیها به قزلباشان و شاه طهماسب نوجوان فهماندند که سلطنت حقیقی از آن امام غائب است و پادشاه باید سلطنتش را از معصوم دریافت کند تا مشروعیت داشته باشد و خودش را نائب امام غائب معرفی کرد و برای اولین بار بدعتی به نام "ولایت فقیه" در دین ایجاد نمود. سلطنت صفوی از زمان شاه طهماسب تا انقراض صفویان، ترکیبی از بازوی نظامی قزلباشان و بازوی دینی ملاهای جنوب لبنان بود از شیخ کرکی گرفته تا ملا محمد باقر مجلسی لبنانی. هر دو گروه به جان هستی تاریخی ایران افتادند تا هر چه ایرانی است را نابود کنند، که البته سلطنت و چپاول ملاهای جنوب لبنان تا امروز هم ادامه دارد. شیخ کرکی، دستگاه خانقاه صوفیان را برچید و آن اماکن را به مکان ابداعی جدیدی به نام "حسینیه" مبدل ساخت که قبل از صفویه در هیچ جای ایران چنین چیزی وجود نداشت. حسینیه نقطه مقابل مسجد بود و محل سینه زنی، شمشیر و زنجیر زنی و تحریک احساسات ضد سنّی بود. سپس شیخ کرکی بفکر دستکاری مساجد ایران افتاد، او فتوا داد که قبله های مساجد ایران را سنّیان تعیین کرده اند و عمدا کج تعیین کردند تا نماز مومنین باطل شود، اما شیعه شدگان می دانستند که قبله مساجد ایران درست است. شیخ کرکی بیسواد و جاهلی افراطی بود که به سبب سنّی ستیزی چنین فتاوای احمقانه ای صادر میکرد در حالیکه ایران پر از علما و فقیهان بنام سنی مذهب بود تا قبل از صفویه، همچون ابوحنیفه، بخاری، مسلم، ترمذی، نسائی، طبری، ماوردی، جوینی، غزالی، فخر رازی، ابواسحاق، بیضاوی، ایجی، سرخسی، دوانی و تفتازانی و... که صاحب صدها تالیفات معتبر بودند و کرکی و همدستانش ریگ کفش این بزرگان هم محسوب نمی شدند. بسیاری از فتاوای کرکی با مخالفت رقبای شیعه اش مواجه شد، حتی به او لقب "مخترع مذهب" دادند. تا آن زمان قزلباشان، ایرانیان سنی مذهب را با خون و شمشیر و کشتار و آتش و تجاوز مجبور به پذیرش تشیع دوازده امامی میکردند اما با آمدن شیخ کرکی شیعه های زیدی و اسماعیلی هم کشتار میشدند. شیخ کرکی با فاشیست مذهبی اش، فتوا داد که تمام مخالفان و معاندان نباید در هیچ یک از شهرهای ایران زندگی کنند، این فتوا برای اخراج ایرانیان سنی مذهب و شیعه های زیدی و اسماعیلی از شهرها بود. یکی از اعمال موثر شیخ کرکی برای نشر تشیع دوازده امامی این بود، کودکانی که پدر و مادر سنی مذهبشان بدست قزلباشان کشتار شده بودند را میگرفتند و تحت تعالیم شیعه دوازده امامی در می آوردند و آنها را به مبلّغ مذهب جدید مبدّل میکردند. "در واقع هر چیزی که در حال حاضر بعنوان عقاید و مذهب تشیع دوازده امامی در ایران است، ساخته دست شیخ جاهلی از جنوب لبنان به نام کرکی است، از حسینه ها، مداحی و زنجیر زنی و قمه زنی، سنی ستیزی، لعن خلفا گرفته تا تغییر قلبه مساجد و قبر پرستی و تغییر نماز و آداب دینی ایرانیان".

📚منبع:
قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 281 تا 290

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خرافات و دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی(قسمت ششم). قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 281 تا 290

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory