⚠️ شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود? (قسمت اول). تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 122 تا 126
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه سلطان حسین صفوی چگونه پادشاهی بود? ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️هنگامیکه گرگین خان(=گئورکی یازدهم کارتیل) از طرف صفویان والی قندهار شد، معامله وحشیانه ای با غلجایی های سنّی مذهب نمود و رهبرشان میر ویس غلجایی را اسیر کرد و به اصفهان فرستاد. با اینکه گرگین خان هشدار داده بود که این اسیر، فرد خطرناکی است اما میر ویس التفات شاه را به خود جلب کرد و حتی باعث سوء ظن شاه سلطان حسین صفوی به گرگین خان شد. میر ویس، چند سال بعد آزادانه به قندهار برگشت و گرگین خان هم نتوانست کاری علیه او کند. میر ویس در زمان اقامتش در پایتخت اطلاعات خوبی از وضع نابسامان حکومت و تشکیلات مرکزی صفوی کسب کرد. در سال 1709 م، هنگامیکه بخش اعظم سپاهیان گرجی، قندهار را به قصد ایالات دیگر ترک کرد، میر ویس کودتا کرد و گرگین خان و سپاهش را در خارج از قلعه تار و مار نمود، حتی نیروهای کمکی به فرماندهی کیخسرو که برادر زاده گرگین خان بود، نیز کاری از پیش نبردند و در سال 1711 م هنگام بازگشت به پایتخت مورد حمله غلجایی ها قرار گرفتند و کیخسرو کشته شد. سپس والی دیگر به نام قورچی باشی محمد زمان خان شاملو به قندهار گسیل داده شد که وی بعلت بیماری بر سر راه هرات درگذشت. میرویس تا زمان مرگش یعنی 1715 م بدون مزاحمت حکومت مرکزی بطور مستقلانه بر قندهار حکومت کرد و لقب متوسط وکیل بر خود بست. حتی مریم بیگم نیز شاه سلطان حسین را برای حمله به غلجایی ها تحریک کرد، اما هیچ لشکرکشی موفقیت آمیزی انجام نشد. پس از میر ویس، برادرش عبدالعزیز جانشینش شد و علیرغم مخالفت قبیله، تلاش کرد به سلطان حسین صفوی اظهار انقیاد کند، اما در سال 1717 م، میر محمود غلجایی که پسر میر ویس بود عبدالعزیز را بقتل رساند و قدرت را بدست گرفت.
⚠️ میر محمود افغان غلجایی در درگیری با ابدالیها پیروز شد و سر والی آنها را برای شاه سلطان حسین صفوی فرستاد، او چندان متوجه موضوع نشد و این عمل محمود افغان را نشانه وفاداری به شاه فرض کرد و به میر محمود افغان لقب حسینقلی خان داد و برایش هدایا و خلعت فرستاد. اما روسیه که در این برهه تحت سلطنت پطر کبیر بود در سال 1722 م به سواحل جنوب غربی خزر حمله کرد و ایالت دربند را تصرف نمود در حالیکه صفویان کار خاصی نتوانستند کنند. آشوب سرتاسر ایران را گرفته بود. لزگی های سنی مذهب داغستان شورش کردند. شروانی های سنی مذهب که با فشار مذهبی حکام شیعی صفوی روبرو بودند دست کمک به سمت باب عالی عثمانی دراز کردند و شورش کردند. بین لزگیها و گرجیهای حامی صفویه جنگ درگرفت و وختانگ ششم گرجی میخواست ضربه نهایی را به لزگیها وارد کند که با دخالت حکومت دست ازینکار شست، ولی وفاداری گرجیها به صفویان از بین رفت. کوردهای سنی مذهب نیز شورش کردند و همدان را اشغال کرده و تا حوالی اصفهان نفوذ کردند. در خوزستان نیز خاندان آل مشعشع دست به ناآرامی زدند و بلوچهای سنی مذهب نیز به بم و کرمان حمله کردند(در واقع تمام این شورشها بخاطر ظلم صفویان شیعی به ایرانیان سنی مذهب بود). چون حکومت صفویه نمیتوانست به همه شورشها رسیدگی کند، لذا تصمیم گرفت با کمک پرتغالیها به اعراب خلیج فارس و امام عمان که جزایر خلیج فارس را تصرف کرده بودند، حمله کند، اما این نقشه به ثمر نرسید. میر محمود افغان که 18 سال بیشتر نداشت بخاطر شجاعتهایش در دل زیر دستانش جای گرفت و مرگ اورنگ زیب مغول باعث شد که خیالش از مغولان هند راحت شود و با 11000 نیرو در سال 1719 م به کرمان حمله کرد و آنرا فتح نمود اما مجبور شد به قندهار بازگردد. فتحعلی خان صدر اعظم سنی مذهب و لزگی شاه سلطان حسین اصرار داشت که به قندهار حمله شود بجای تهاجم به اعراب خلیج فارس. اما دشمنان سرسختی در بین علمای شیعه داشت، نظیر محمدحسین ملا باشی و رحیم خان حکیم باشی که مخالف لشکرکشی به قندهار بودند. علمای شیعه دسیسه کردند و نامه ای جعلی خطاب به یکی از سران قبایل سنی مذهب کورد از طرف فتحعلی خان نوشتند و مدعی شدند که فتحعلی خان صدر اعظم در توطئه اهل سنت برای عزل شاه، همدست شده. شاه ساده لوح نیز باور کرد و صدراعظم را عزل نمود و زندانی کرد و چشمانش را کور نمود و حمله به قندهار و میر محمود افغان کلا منتفی شد.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 127 تا 130
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️هنگامیکه گرگین خان(=گئورکی یازدهم کارتیل) از طرف صفویان والی قندهار شد، معامله وحشیانه ای با غلجایی های سنّی مذهب نمود و رهبرشان میر ویس غلجایی را اسیر کرد و به اصفهان فرستاد. با اینکه گرگین خان هشدار داده بود که این اسیر، فرد خطرناکی است اما میر ویس التفات شاه را به خود جلب کرد و حتی باعث سوء ظن شاه سلطان حسین صفوی به گرگین خان شد. میر ویس، چند سال بعد آزادانه به قندهار برگشت و گرگین خان هم نتوانست کاری علیه او کند. میر ویس در زمان اقامتش در پایتخت اطلاعات خوبی از وضع نابسامان حکومت و تشکیلات مرکزی صفوی کسب کرد. در سال 1709 م، هنگامیکه بخش اعظم سپاهیان گرجی، قندهار را به قصد ایالات دیگر ترک کرد، میر ویس کودتا کرد و گرگین خان و سپاهش را در خارج از قلعه تار و مار نمود، حتی نیروهای کمکی به فرماندهی کیخسرو که برادر زاده گرگین خان بود، نیز کاری از پیش نبردند و در سال 1711 م هنگام بازگشت به پایتخت مورد حمله غلجایی ها قرار گرفتند و کیخسرو کشته شد. سپس والی دیگر به نام قورچی باشی محمد زمان خان شاملو به قندهار گسیل داده شد که وی بعلت بیماری بر سر راه هرات درگذشت. میرویس تا زمان مرگش یعنی 1715 م بدون مزاحمت حکومت مرکزی بطور مستقلانه بر قندهار حکومت کرد و لقب متوسط وکیل بر خود بست. حتی مریم بیگم نیز شاه سلطان حسین را برای حمله به غلجایی ها تحریک کرد، اما هیچ لشکرکشی موفقیت آمیزی انجام نشد. پس از میر ویس، برادرش عبدالعزیز جانشینش شد و علیرغم مخالفت قبیله، تلاش کرد به سلطان حسین صفوی اظهار انقیاد کند، اما در سال 1717 م، میر محمود غلجایی که پسر میر ویس بود عبدالعزیز را بقتل رساند و قدرت را بدست گرفت.
⚠️ میر محمود افغان غلجایی در درگیری با ابدالیها پیروز شد و سر والی آنها را برای شاه سلطان حسین صفوی فرستاد، او چندان متوجه موضوع نشد و این عمل محمود افغان را نشانه وفاداری به شاه فرض کرد و به میر محمود افغان لقب حسینقلی خان داد و برایش هدایا و خلعت فرستاد. اما روسیه که در این برهه تحت سلطنت پطر کبیر بود در سال 1722 م به سواحل جنوب غربی خزر حمله کرد و ایالت دربند را تصرف نمود در حالیکه صفویان کار خاصی نتوانستند کنند. آشوب سرتاسر ایران را گرفته بود. لزگی های سنی مذهب داغستان شورش کردند. شروانی های سنی مذهب که با فشار مذهبی حکام شیعی صفوی روبرو بودند دست کمک به سمت باب عالی عثمانی دراز کردند و شورش کردند. بین لزگیها و گرجیهای حامی صفویه جنگ درگرفت و وختانگ ششم گرجی میخواست ضربه نهایی را به لزگیها وارد کند که با دخالت حکومت دست ازینکار شست، ولی وفاداری گرجیها به صفویان از بین رفت. کوردهای سنی مذهب نیز شورش کردند و همدان را اشغال کرده و تا حوالی اصفهان نفوذ کردند. در خوزستان نیز خاندان آل مشعشع دست به ناآرامی زدند و بلوچهای سنی مذهب نیز به بم و کرمان حمله کردند(در واقع تمام این شورشها بخاطر ظلم صفویان شیعی به ایرانیان سنی مذهب بود). چون حکومت صفویه نمیتوانست به همه شورشها رسیدگی کند، لذا تصمیم گرفت با کمک پرتغالیها به اعراب خلیج فارس و امام عمان که جزایر خلیج فارس را تصرف کرده بودند، حمله کند، اما این نقشه به ثمر نرسید. میر محمود افغان که 18 سال بیشتر نداشت بخاطر شجاعتهایش در دل زیر دستانش جای گرفت و مرگ اورنگ زیب مغول باعث شد که خیالش از مغولان هند راحت شود و با 11000 نیرو در سال 1719 م به کرمان حمله کرد و آنرا فتح نمود اما مجبور شد به قندهار بازگردد. فتحعلی خان صدر اعظم سنی مذهب و لزگی شاه سلطان حسین اصرار داشت که به قندهار حمله شود بجای تهاجم به اعراب خلیج فارس. اما دشمنان سرسختی در بین علمای شیعه داشت، نظیر محمدحسین ملا باشی و رحیم خان حکیم باشی که مخالف لشکرکشی به قندهار بودند. علمای شیعه دسیسه کردند و نامه ای جعلی خطاب به یکی از سران قبایل سنی مذهب کورد از طرف فتحعلی خان نوشتند و مدعی شدند که فتحعلی خان صدر اعظم در توطئه اهل سنت برای عزل شاه، همدست شده. شاه ساده لوح نیز باور کرد و صدراعظم را عزل نمود و زندانی کرد و چشمانش را کور نمود و حمله به قندهار و میر محمود افغان کلا منتفی شد.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 127 تا 130
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود? (قسمت دوم). تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 127 تا 130
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه سلطان حسین صفوی چگونه پادشاهی بود? ❌
3⃣ قسمت سوم ✅
⚠️فتحعلی خان داغستانی لزگی، صدر اعظم سنی مذهب شاه سلطان حسین صفوی بود که میتوانست خطر محمود افغان را دفع کند، اما با دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی نظیر ملا باشی میرمحمد حسین(نوه ملا محمدباقر مجلسی) و رحیم خان حکیم باشی از میان برداشته شد. شاه با از بین بردن فتحعلی خان و برادرزاده اش دو مهره و ستون قوی قدرت خود را از بین برد. اکنون فقط سپاه لطفعلی خان برای شاه سلطان حسین صفوی باقی مانده بود که به سرکردگی فرماندهی دیگر به سوی افاغنه گسیل شد، اما در راه گرفتار درگیریهای گوناگون شدند و بی اثر ماندند. با از میان برداشته شدن فتحعلی خان، ناآرامی بین قبیله سنی مذهب لزگی که او سرکرده آنها بود، افزایش یافت. آنها با مردم سنی مذهب شروان و نواحی ماورای قفقاز، شهر شماخی پایتخت شروان را محاصره کردند و از چنگ صفویان خارج نمودند و بخاطر مظالم و جنایاتی که شیعه های صفوی بر سرشان آورده بودند، انتقام وحشتناکی از آنها کشیدند و سپس آنها و شهر را در اختیار سلطان عثمانی قرار دادند و در همین حین حکومت صفوی نفوذ خود در جنوب و جنوب غرب ایران را از دست داد. شاه سلطان حسین از تهران به اصفهان بازگشت و خود را مشغول مرمت کاخش در آنسوی زاینده رود نمود، به این بهانه که در صدد تهیه و تدارک لشکرکشی دیگری است. محمود افغان دوباره به کرمان رسید و حکومت صفوی وخامت اوضاع را دریافت.
⚠️محمود افغان در 1721م که اقدامش برای فتح ارگ اصفهان با دادن تلفات ناکام ماند، اصفهان را به قصد یزد ترک نمود. پس از محاصره ای ناموفق با گرفتن باج و خراج هنگفتی، دست از محاصره یزد برداشت و دوباره راهی اصفهان شد. اگر گزارش ملاقات فرستاده های شاه صفوی با محمود افغان و تطمیع وی با هدایا راست باشد، محمود را بر ادامه عملیاتش مصمم کرد، زیرا وی هدایا را نپذیرفت و از ضعف صفویان مطمئن شد. محمود افغان غلجایی به اطراف روستای محمدآباد رسید و قوایش را تقسیم کرد و آنها را بر امتداد خط الراس تپه مشرف به جلگه تا روستای بعدی یعنی گلناباد، مستقر کرد. قوای غلجایی احتمالا 10000 نفر بودند که باید قوای کمکی هزاره ها و بلوچها را هم به آنها افزود. نیروهای صفوی در 7 مارس 1722 با 42000 نیرو که ترکیبی از نیروهای داوطلب آموزش ندید و نیروهای ماهر بودند وارد جنگ با محمود افغان شدند. در آغاز پیروزی با ایرانیان بود که محمود افغان را در سراسیمگی و وحشت قرار داد، اما بین دو فرمانده عالی سپاه صفوی اختلاف افتاد که یکی صدر اعظم محمدقلیخان شاملو و دیگری والی عربستان(=خوزستان) بود. در پایان روز، توپخانه و قوای صفوی در هم ریخت و به اصفهان بازگشتند در حالیکه 5000 نفر تلفات دادند. محمود افغان سه روز بعد به اصفهان حمله کرد و بدون جنگ، کاخ شاه صفوی را فتح نمود و از ارمنیان حومه جلفا خراج سنگینی گرفت زیرا بیش از سربازان صفوی دفاع کردند. شاه سلطان حسین صفوی علیرغم شکستهای مکرر دست از مشاوره با علمای شیعه دربار نظیر ملا باشی محمدحسین و رحیم خان حکیم باشی برنداشت.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 131 تا 133
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
3⃣ قسمت سوم ✅
⚠️فتحعلی خان داغستانی لزگی، صدر اعظم سنی مذهب شاه سلطان حسین صفوی بود که میتوانست خطر محمود افغان را دفع کند، اما با دسیسه های علمای شیعه دربار صفوی نظیر ملا باشی میرمحمد حسین(نوه ملا محمدباقر مجلسی) و رحیم خان حکیم باشی از میان برداشته شد. شاه با از بین بردن فتحعلی خان و برادرزاده اش دو مهره و ستون قوی قدرت خود را از بین برد. اکنون فقط سپاه لطفعلی خان برای شاه سلطان حسین صفوی باقی مانده بود که به سرکردگی فرماندهی دیگر به سوی افاغنه گسیل شد، اما در راه گرفتار درگیریهای گوناگون شدند و بی اثر ماندند. با از میان برداشته شدن فتحعلی خان، ناآرامی بین قبیله سنی مذهب لزگی که او سرکرده آنها بود، افزایش یافت. آنها با مردم سنی مذهب شروان و نواحی ماورای قفقاز، شهر شماخی پایتخت شروان را محاصره کردند و از چنگ صفویان خارج نمودند و بخاطر مظالم و جنایاتی که شیعه های صفوی بر سرشان آورده بودند، انتقام وحشتناکی از آنها کشیدند و سپس آنها و شهر را در اختیار سلطان عثمانی قرار دادند و در همین حین حکومت صفوی نفوذ خود در جنوب و جنوب غرب ایران را از دست داد. شاه سلطان حسین از تهران به اصفهان بازگشت و خود را مشغول مرمت کاخش در آنسوی زاینده رود نمود، به این بهانه که در صدد تهیه و تدارک لشکرکشی دیگری است. محمود افغان دوباره به کرمان رسید و حکومت صفوی وخامت اوضاع را دریافت.
⚠️محمود افغان در 1721م که اقدامش برای فتح ارگ اصفهان با دادن تلفات ناکام ماند، اصفهان را به قصد یزد ترک نمود. پس از محاصره ای ناموفق با گرفتن باج و خراج هنگفتی، دست از محاصره یزد برداشت و دوباره راهی اصفهان شد. اگر گزارش ملاقات فرستاده های شاه صفوی با محمود افغان و تطمیع وی با هدایا راست باشد، محمود را بر ادامه عملیاتش مصمم کرد، زیرا وی هدایا را نپذیرفت و از ضعف صفویان مطمئن شد. محمود افغان غلجایی به اطراف روستای محمدآباد رسید و قوایش را تقسیم کرد و آنها را بر امتداد خط الراس تپه مشرف به جلگه تا روستای بعدی یعنی گلناباد، مستقر کرد. قوای غلجایی احتمالا 10000 نفر بودند که باید قوای کمکی هزاره ها و بلوچها را هم به آنها افزود. نیروهای صفوی در 7 مارس 1722 با 42000 نیرو که ترکیبی از نیروهای داوطلب آموزش ندید و نیروهای ماهر بودند وارد جنگ با محمود افغان شدند. در آغاز پیروزی با ایرانیان بود که محمود افغان را در سراسیمگی و وحشت قرار داد، اما بین دو فرمانده عالی سپاه صفوی اختلاف افتاد که یکی صدر اعظم محمدقلیخان شاملو و دیگری والی عربستان(=خوزستان) بود. در پایان روز، توپخانه و قوای صفوی در هم ریخت و به اصفهان بازگشتند در حالیکه 5000 نفر تلفات دادند. محمود افغان سه روز بعد به اصفهان حمله کرد و بدون جنگ، کاخ شاه صفوی را فتح نمود و از ارمنیان حومه جلفا خراج سنگینی گرفت زیرا بیش از سربازان صفوی دفاع کردند. شاه سلطان حسین صفوی علیرغم شکستهای مکرر دست از مشاوره با علمای شیعه دربار نظیر ملا باشی محمدحسین و رحیم خان حکیم باشی برنداشت.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 131 تا 133
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود? (قسمت سوم). تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 131 تا 133
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود? ❌
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️یکی از اشتباهات شاه سلطان حسین در کنار دیگر اشتباهاتش، این بود که هنگام هجوم افاغنه در اصفهان باقی ماند و در جریان پیشرویٍ محمود افغان، به وی پیشنهاد صلح داد، و افاغنه متوجه ضعف شاه شدند و مصمم گردیدند برای ادامه کار، بماند که شاه دو بار درخواست مذاکره محمود افغان را رد کرد. شاه بر کسانیکه اصفهان را ترک میکردند جرایم سنگینی بست و از تخلیه شهر جلوگیری نمود و در واقع مردم را سپر انسانی قرار داد. او حتی دو پسرش صفی میرزا و محمود میرزا را از ولیعهدی برکنار کرد چون در تدابیر مشاورانش دخالت میکردند و پسر دیگرش طهماسب میرزا را چون قابل اعتماد نبود به قزوین و کاشان گسیل داشت و خودش به عیش و عشرت و خوشگذرانی پرداخت. شاه حتی احمدآقا قوللر آغاسی را که شخص کارآمدی بود، برکنار کرد. محمود افغان پلی را در محله عباس آباد اصفهان تصرف کرد، سپس با تقسیم نیروهایش تمام ورود و خروج اصفهان را تحت کنترل خود درآورد و شهر به محاصره کامل در آمد و به دلیل کمبود مواد خوراکی مردم به وضع فلاکت باری افتادند و قحطی شد، بگونه ای که حتی مردگان خود را دفن نمیکردند و از گوشت آنها میخوردند. سپاهیان گرجی و بختیاری نیز به کمک شاه نیامدند. شاه حتی از پرداخت مواجب سربازانش عاجز بود و از کمپانی هند شرقی هلند و هند شرقی انگلیس وام گرفت. سرانجام در اکتبر 1722م محمود افغان در کاخ فرح آباد با شاه ملاقات کرد. وی کناره گیری خود را از سلطنت اعلام نمود و قدرت را به محمود افغان بخشید و جقّه تاج شاهی را با دست خود به دستار محمود افغان بدست. دو روز بعد، محمود افغان پیروزمندانه با سلطان حسین که در سمت چپش بود وارد اصفهان شد و سلطان حسین آنجا نیز رسما در مقابل نظامیان و سران، جانشینی محمود افغان را اعلام کرد. او یک دخترش را به عقد محمود افغان درآورد و دختر دیگرش را به عقد اشرف افغان. بیشتر شاهزادگان صفوی بقتل رسیدند و افغانها نتوانستند بر ناآرامی های کشور فائق آیند.
⚠️ با سقوط اصفهان، صفویان کلا نابود نشدند، حکامی محلی در برخی نقاط بودند که ملعبه ای بیش نبودند. محمود افغان با سلطان حسین رفتاری محترمانه داشت، گو اینکه با سایر شاهزادگان زندانی بود و در سال 1726م بدستور اشرف افغان سر از تنش جدا شد زیرا نامه ای تحریک آمیز جهت استمداد برای فرمانده عثمانی احمد پاشا نوشته بود و اشرف افغان را غاصب معرفی کرده بود. طهماسب دوم فرزند سلطان حسین بر بخشی از ایران حاکم شد و سردارش نادر قلی افشار، افاغنه را شکست داد و آذربایجان و گرجستان و بیشتر ارمنستان را مطیع ساخت. اما طهماست دوم از تورکها شکست سختی خورد، لذا کاسه صبر نادرقلی لبریز شد و او را بخاطر شرابخواری برکنار کرد و فرزند هشت ماهه وی یعنی عباس سوم را به تخت نشاند(بماند که خود نادرقلی افشار نیز شرابخوار قهاری بود). اما نادر قلی وی را هم کنار زد و با نام نادرشاه در شورای مغان به سلطنت نشست. او طهماسب دوم و عباس سوم را زندانی کرد و در سال 1740 م در سبزوار به همراه اسماعیل، فرزند دیگر طهماسب، همه را بقتل رساند. قتل عام و شکنجه و اجبار ایرانیان که عموما سنی مذهب بودند برای شیعه شدن و همچنین مظالم فجیع در حق اهل سنت که از زمان شاه اسماعیل صفوی شروع شده بود و تا پایان حکومت صفویه ادامه داشت، در نهایت باعث نابودی دودمان صفویان شد(الحمدلله).
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 134 تا 138
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️یکی از اشتباهات شاه سلطان حسین در کنار دیگر اشتباهاتش، این بود که هنگام هجوم افاغنه در اصفهان باقی ماند و در جریان پیشرویٍ محمود افغان، به وی پیشنهاد صلح داد، و افاغنه متوجه ضعف شاه شدند و مصمم گردیدند برای ادامه کار، بماند که شاه دو بار درخواست مذاکره محمود افغان را رد کرد. شاه بر کسانیکه اصفهان را ترک میکردند جرایم سنگینی بست و از تخلیه شهر جلوگیری نمود و در واقع مردم را سپر انسانی قرار داد. او حتی دو پسرش صفی میرزا و محمود میرزا را از ولیعهدی برکنار کرد چون در تدابیر مشاورانش دخالت میکردند و پسر دیگرش طهماسب میرزا را چون قابل اعتماد نبود به قزوین و کاشان گسیل داشت و خودش به عیش و عشرت و خوشگذرانی پرداخت. شاه حتی احمدآقا قوللر آغاسی را که شخص کارآمدی بود، برکنار کرد. محمود افغان پلی را در محله عباس آباد اصفهان تصرف کرد، سپس با تقسیم نیروهایش تمام ورود و خروج اصفهان را تحت کنترل خود درآورد و شهر به محاصره کامل در آمد و به دلیل کمبود مواد خوراکی مردم به وضع فلاکت باری افتادند و قحطی شد، بگونه ای که حتی مردگان خود را دفن نمیکردند و از گوشت آنها میخوردند. سپاهیان گرجی و بختیاری نیز به کمک شاه نیامدند. شاه حتی از پرداخت مواجب سربازانش عاجز بود و از کمپانی هند شرقی هلند و هند شرقی انگلیس وام گرفت. سرانجام در اکتبر 1722م محمود افغان در کاخ فرح آباد با شاه ملاقات کرد. وی کناره گیری خود را از سلطنت اعلام نمود و قدرت را به محمود افغان بخشید و جقّه تاج شاهی را با دست خود به دستار محمود افغان بدست. دو روز بعد، محمود افغان پیروزمندانه با سلطان حسین که در سمت چپش بود وارد اصفهان شد و سلطان حسین آنجا نیز رسما در مقابل نظامیان و سران، جانشینی محمود افغان را اعلام کرد. او یک دخترش را به عقد محمود افغان درآورد و دختر دیگرش را به عقد اشرف افغان. بیشتر شاهزادگان صفوی بقتل رسیدند و افغانها نتوانستند بر ناآرامی های کشور فائق آیند.
⚠️ با سقوط اصفهان، صفویان کلا نابود نشدند، حکامی محلی در برخی نقاط بودند که ملعبه ای بیش نبودند. محمود افغان با سلطان حسین رفتاری محترمانه داشت، گو اینکه با سایر شاهزادگان زندانی بود و در سال 1726م بدستور اشرف افغان سر از تنش جدا شد زیرا نامه ای تحریک آمیز جهت استمداد برای فرمانده عثمانی احمد پاشا نوشته بود و اشرف افغان را غاصب معرفی کرده بود. طهماسب دوم فرزند سلطان حسین بر بخشی از ایران حاکم شد و سردارش نادر قلی افشار، افاغنه را شکست داد و آذربایجان و گرجستان و بیشتر ارمنستان را مطیع ساخت. اما طهماست دوم از تورکها شکست سختی خورد، لذا کاسه صبر نادرقلی لبریز شد و او را بخاطر شرابخواری برکنار کرد و فرزند هشت ماهه وی یعنی عباس سوم را به تخت نشاند(بماند که خود نادرقلی افشار نیز شرابخوار قهاری بود). اما نادر قلی وی را هم کنار زد و با نام نادرشاه در شورای مغان به سلطنت نشست. او طهماسب دوم و عباس سوم را زندانی کرد و در سال 1740 م در سبزوار به همراه اسماعیل، فرزند دیگر طهماسب، همه را بقتل رساند. قتل عام و شکنجه و اجبار ایرانیان که عموما سنی مذهب بودند برای شیعه شدن و همچنین مظالم فجیع در حق اهل سنت که از زمان شاه اسماعیل صفوی شروع شده بود و تا پایان حکومت صفویه ادامه داشت، در نهایت باعث نابودی دودمان صفویان شد(الحمدلله).
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 134 تا 138
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود? (قسمت چهارم). تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 134 تا 138
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ قاضی نعمان شیعه شد... زندهباد قاضی نعمان! ❌
⚠️ یکی از روافض مطلبی منتشر کرده مبنی بر اینکه یکی از علمای مالکیمذهب، شیعهی امامی شده است و نمیدانم چه لطفی در این برای اثبات اصول دین پیدا میشود، ولی گفتن نکاتی لازم و ضروری مینماید:
❗️اولا:ً ما نگفتهایم مذهب اهل سنت حق است زیرا کسی آن را ترک نکرده، همانطور که نگفتهایم اسلام حق است چون کسی مرتد نمیشود. به عنوان مسلمان معتقدیم که {من يضلل الله فلا هادي له ويذرهم في طغيانهم يعمهون} [الأعراف: 186]، یعنی: هرکه را الله گمراه سازد، هیچ هدایتگری نخواهد داشت، و آنان را رها میسازد تا در طغیان و سرکشی خود سرگردان و ویلان شوند! پس ما عقلاً و شرعاً ممکن میدانیم که یک عالم سنی، شیعه یا حتی نصرانی یا ملحد شود، و هیچ عاقلی نمیگوید که این دلیل حقانیت تشیع، نصرانیت یا الحاد است؛ زیرا حقانیت مذهب وابسته به آن شخص معین نبوده تا ترک مذهب توسط او، به عنوان حجتی مطرح گردد!
❗️ثانیاً اگر شیعهشدن او دلیل حقانیت تشیع باشد، چرا سنیماندن هزاران فقیه و اصولی و محدث و... اهل سنت دلیل بطلان تشیع نباشد؟ چه چیزی قاضی نعمان را بر آنها برتری میدهد یا متمایز میسازد؟!
❗️ثالثاً شیخ طوسی در مقدمة تهذیب الأحکام (طـــ دار الکتب الإسلامیة، 1/2) میگوید: «سمعت شيخنا أبا عبد الله أيده الله يذكر أن أبا الحسين الهاروني العلوي كان يعتقد الحق ويدين بالإمامة فرجع عنها لما التبس عليه الأمر في اختلاف الأحاديث وترك المذهب ودان بغيره»، یعنی: از شیخمان ابوعبدالله شنیدم که ذکر میکرد ابوالحسین هارونی علوی معتقد به مذهب حق و متدین به امامت بود، اما بر اثر اینکه امر در خصوص اختلاف احادیث بر او ملتبس گردید، مذهب را رها کرد و عقیدهی دیگری برگزید!
و از معاصرین هم افراد بسیاری از شیعه به مذهب اهل سنت یا حتی غیر اسلام گرویدهاند، چرا قبول نمیکنند که این دلیل بطلان تشیع است؟ اگر بگوید ترک مذهب توسط بعضی افراد دلیل بطلان آن نیست، ما هم همین را میگوییم!
❗️رابعا:ً این رافضی متنی آورده که در آن آمده است: «ثم انتقل إلی مذهب الإمامیة» (به نقل از وفیات الأعیان)، یعنی: سپس به مذهب امامیه گروید! اما ندانسته یا عمداً تدلیس کرده، و هر گردی گردو نیست و هر امامیمذهبی لزوماً اثنی عشری نیست! ابن خلکان در ادامهی همین مطلب (صص/416-415) گفته است: «وصنف كتاب ابتداء الدعوة للعبيديين»، یعنی: کتاب ابتداء الدعوة را برای عبیدیها نگاشت! آیا عبیدیها اثنی عشری بودند؟!!
ذهبی در سیر أعلام النبلاء (16/150) نوشته است: «كان مالكيا فارتد إلى مذهب الباطنية»، یعنی: مالکی بود، سپس برای مذهب باطنیه مرتد شد! و زرکلی نیز در الأعلام (8/41) تصریح کرده است: «تحول إلى مذهب الباطنية»، یعنی: به مذهب باطنیها گروید!
پس مذهب این مرد، اسماعیلی بوده است و نه اثنی عشری، و اسماعیلیها از دیدگاه اثنیعشریه بیایمان و جهنمی هستند زیرا امامت بعضی از ائمهی اثنی عشریه را انکار میکنند و در حدیث دارند که «المنكر لآخرنا كالمنكر لأولنا»؛ حال دانستید که این رافضی جهل یا تجاهل دارد و به مردی اسماعیلیمذهب افتخار میکند؟! قضاوت با شما...
«تهیه و تدوین از برادر فتی المصطفی حفظه الله»
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ یکی از روافض مطلبی منتشر کرده مبنی بر اینکه یکی از علمای مالکیمذهب، شیعهی امامی شده است و نمیدانم چه لطفی در این برای اثبات اصول دین پیدا میشود، ولی گفتن نکاتی لازم و ضروری مینماید:
❗️اولا:ً ما نگفتهایم مذهب اهل سنت حق است زیرا کسی آن را ترک نکرده، همانطور که نگفتهایم اسلام حق است چون کسی مرتد نمیشود. به عنوان مسلمان معتقدیم که {من يضلل الله فلا هادي له ويذرهم في طغيانهم يعمهون} [الأعراف: 186]، یعنی: هرکه را الله گمراه سازد، هیچ هدایتگری نخواهد داشت، و آنان را رها میسازد تا در طغیان و سرکشی خود سرگردان و ویلان شوند! پس ما عقلاً و شرعاً ممکن میدانیم که یک عالم سنی، شیعه یا حتی نصرانی یا ملحد شود، و هیچ عاقلی نمیگوید که این دلیل حقانیت تشیع، نصرانیت یا الحاد است؛ زیرا حقانیت مذهب وابسته به آن شخص معین نبوده تا ترک مذهب توسط او، به عنوان حجتی مطرح گردد!
❗️ثانیاً اگر شیعهشدن او دلیل حقانیت تشیع باشد، چرا سنیماندن هزاران فقیه و اصولی و محدث و... اهل سنت دلیل بطلان تشیع نباشد؟ چه چیزی قاضی نعمان را بر آنها برتری میدهد یا متمایز میسازد؟!
❗️ثالثاً شیخ طوسی در مقدمة تهذیب الأحکام (طـــ دار الکتب الإسلامیة، 1/2) میگوید: «سمعت شيخنا أبا عبد الله أيده الله يذكر أن أبا الحسين الهاروني العلوي كان يعتقد الحق ويدين بالإمامة فرجع عنها لما التبس عليه الأمر في اختلاف الأحاديث وترك المذهب ودان بغيره»، یعنی: از شیخمان ابوعبدالله شنیدم که ذکر میکرد ابوالحسین هارونی علوی معتقد به مذهب حق و متدین به امامت بود، اما بر اثر اینکه امر در خصوص اختلاف احادیث بر او ملتبس گردید، مذهب را رها کرد و عقیدهی دیگری برگزید!
و از معاصرین هم افراد بسیاری از شیعه به مذهب اهل سنت یا حتی غیر اسلام گرویدهاند، چرا قبول نمیکنند که این دلیل بطلان تشیع است؟ اگر بگوید ترک مذهب توسط بعضی افراد دلیل بطلان آن نیست، ما هم همین را میگوییم!
❗️رابعا:ً این رافضی متنی آورده که در آن آمده است: «ثم انتقل إلی مذهب الإمامیة» (به نقل از وفیات الأعیان)، یعنی: سپس به مذهب امامیه گروید! اما ندانسته یا عمداً تدلیس کرده، و هر گردی گردو نیست و هر امامیمذهبی لزوماً اثنی عشری نیست! ابن خلکان در ادامهی همین مطلب (صص/416-415) گفته است: «وصنف كتاب ابتداء الدعوة للعبيديين»، یعنی: کتاب ابتداء الدعوة را برای عبیدیها نگاشت! آیا عبیدیها اثنی عشری بودند؟!!
ذهبی در سیر أعلام النبلاء (16/150) نوشته است: «كان مالكيا فارتد إلى مذهب الباطنية»، یعنی: مالکی بود، سپس برای مذهب باطنیه مرتد شد! و زرکلی نیز در الأعلام (8/41) تصریح کرده است: «تحول إلى مذهب الباطنية»، یعنی: به مذهب باطنیها گروید!
پس مذهب این مرد، اسماعیلی بوده است و نه اثنی عشری، و اسماعیلیها از دیدگاه اثنیعشریه بیایمان و جهنمی هستند زیرا امامت بعضی از ائمهی اثنی عشریه را انکار میکنند و در حدیث دارند که «المنكر لآخرنا كالمنكر لأولنا»؛ حال دانستید که این رافضی جهل یا تجاهل دارد و به مردی اسماعیلیمذهب افتخار میکند؟! قضاوت با شما...
«تهیه و تدوین از برادر فتی المصطفی حفظه الله»
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
بسم الله الرحمن الرحیم
#آرشیو_بهمن_۱۴۰۰
۱- قاتلان اصلی عمار بن یاسر رضی الله عنه را بشناسیم(قسمت اول)
https://t.me/IRRealHistory/8501
۲- قاتلان اصلی عمار بن یاسر رضی الله عنه را بشناسیم(قسمت دوم)
https://t.me/IRRealHistory/8504
۳- فقر و فلاکت اکنون ایرانیان حاصل تداوم ایدئولوژی صفویه.
https://t.me/IRRealHistory/8505
۴- فتنه انگیزی صفویان در قلمرو عثمانی.
https://t.me/IRRealHistory/8506
۵- کتاب pdf شیعه و حسینیه ها.
https://t.me/IRRealHistory/8513
۶- قضاوت تاریخ در مورد شاه طهماسب صفوی.
https://t.me/IRRealHistory/8515
۷- شاه اسماعیل دوم صفوی چگونه پادشاهی بود?
https://t.me/IRRealHistory/8518
۸- راز ویرانی ما.
https://t.me/IRRealHistory/8522
۹- شاه محمد خدابنده صفوی، پادشاهی نالایق و سست عنصر.
https://t.me/IRRealHistory/8524
۱۰- شیعه از دید ائمه(قسمت اول)
https://t.me/IRRealHistory/8530
۱۱- شیعه از دید ائمه(قسمت دوم)
https://t.me/IRRealHistory/8536
۱۲- شیعه از دید ائمه(قسمت سوم)
https://t.me/IRRealHistory/8547
۱۳- شیعه از دید ائمه(قسمت چهارم)
https://t.me/IRRealHistory/8551
۱۴- شیعه از دید ائمه(قسمت پنجم)
https://t.me/IRRealHistory/8555
۱۵- تداوم ایدئولوژی صفویه و فروش ایران به اجنبی.
https://t.me/IRRealHistory/8560
۱۶- شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود?(قسمت اول)
https://t.me/IRRealHistory/8563
۱۷- شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود?(قسمت دوم)
https://t.me/IRRealHistory/8571
۱۸- شاه صفی اول صفوی، چگونه پادشاهی بود?
https://t.me/IRRealHistory/8582
۱۹- دستاورد تداوم ایدئولوژی صفویه برای ایرانیان.
https://t.me/IRRealHistory/8597?single
۲۰- شاه عباس دوم صفوی، چگونه پادشاهی بود?
https://t.me/IRRealHistory/8598
۲۱- شاه صفی دوم(سلیمان) صفوی، چگونه پادشاهی بود?
https://t.me/IRRealHistory/8628
۲۲- شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود?(قسمت اول)
https://t.me/IRRealHistory/8636
۲۳- شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود?(قسمت دوم)
https://t.me/IRRealHistory/8643
۲۴- شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود?(قسمت سوم)
https://t.me/IRRealHistory/8648
۲۵- شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود?(قسمت چهارم)
https://t.me/IRRealHistory/8654
۲۶- ضربه شمشیر برادر فتی المصطفی بر گردن جهل روافض.
https://t.me/IRRealHistory/8660
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
#آرشیو_بهمن_۱۴۰۰
۱- قاتلان اصلی عمار بن یاسر رضی الله عنه را بشناسیم(قسمت اول)
https://t.me/IRRealHistory/8501
۲- قاتلان اصلی عمار بن یاسر رضی الله عنه را بشناسیم(قسمت دوم)
https://t.me/IRRealHistory/8504
۳- فقر و فلاکت اکنون ایرانیان حاصل تداوم ایدئولوژی صفویه.
https://t.me/IRRealHistory/8505
۴- فتنه انگیزی صفویان در قلمرو عثمانی.
https://t.me/IRRealHistory/8506
۵- کتاب pdf شیعه و حسینیه ها.
https://t.me/IRRealHistory/8513
۶- قضاوت تاریخ در مورد شاه طهماسب صفوی.
https://t.me/IRRealHistory/8515
۷- شاه اسماعیل دوم صفوی چگونه پادشاهی بود?
https://t.me/IRRealHistory/8518
۸- راز ویرانی ما.
https://t.me/IRRealHistory/8522
۹- شاه محمد خدابنده صفوی، پادشاهی نالایق و سست عنصر.
https://t.me/IRRealHistory/8524
۱۰- شیعه از دید ائمه(قسمت اول)
https://t.me/IRRealHistory/8530
۱۱- شیعه از دید ائمه(قسمت دوم)
https://t.me/IRRealHistory/8536
۱۲- شیعه از دید ائمه(قسمت سوم)
https://t.me/IRRealHistory/8547
۱۳- شیعه از دید ائمه(قسمت چهارم)
https://t.me/IRRealHistory/8551
۱۴- شیعه از دید ائمه(قسمت پنجم)
https://t.me/IRRealHistory/8555
۱۵- تداوم ایدئولوژی صفویه و فروش ایران به اجنبی.
https://t.me/IRRealHistory/8560
۱۶- شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود?(قسمت اول)
https://t.me/IRRealHistory/8563
۱۷- شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود?(قسمت دوم)
https://t.me/IRRealHistory/8571
۱۸- شاه صفی اول صفوی، چگونه پادشاهی بود?
https://t.me/IRRealHistory/8582
۱۹- دستاورد تداوم ایدئولوژی صفویه برای ایرانیان.
https://t.me/IRRealHistory/8597?single
۲۰- شاه عباس دوم صفوی، چگونه پادشاهی بود?
https://t.me/IRRealHistory/8598
۲۱- شاه صفی دوم(سلیمان) صفوی، چگونه پادشاهی بود?
https://t.me/IRRealHistory/8628
۲۲- شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود?(قسمت اول)
https://t.me/IRRealHistory/8636
۲۳- شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود?(قسمت دوم)
https://t.me/IRRealHistory/8643
۲۴- شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود?(قسمت سوم)
https://t.me/IRRealHistory/8648
۲۵- شاه سلطان حسین صفوی، چگونه پادشاهی بود?(قسمت چهارم)
https://t.me/IRRealHistory/8654
۲۶- ضربه شمشیر برادر فتی المصطفی بر گردن جهل روافض.
https://t.me/IRRealHistory/8660
✅ کانال ناگفته های ایران باستان