⚠️ 22 بهمن ماه مبارک. هوا دلپذیر شد? سفره ها چطور?
میگن طلاق و اعتیاد و بیکاری و تورم هم ریشه کن شده. نه کلیه فروشی داریم، نه تن فروشی و نه کسی سرش رو توی سطل آشغال فرو میکنه برای سیر کردن خودش.
برو امروز را گرامی بدار.
دستاورد #علما_صفویه را جشن بگیر
میگن طلاق و اعتیاد و بیکاری و تورم هم ریشه کن شده. نه کلیه فروشی داریم، نه تن فروشی و نه کسی سرش رو توی سطل آشغال فرو میکنه برای سیر کردن خودش.
برو امروز را گرامی بدار.
دستاورد #علما_صفویه را جشن بگیر
❌ شاه عباس دوم صفوی، چگونه پادشاهی بود? ❌
⚠️دوره سلطنت شاه صفی اول، دو ویژگی توأمان داشت، یعنی نشانه ای از پختگی و علائمی از انحطاط صفویان را در خود داشت ولی هنوز میتوانست سرپای خود بایستد و تا حدی خوب و نه به نحو احسن از رعایای خود محافظت کند. سلطان محمد میرزا فرزند شاه صفی اول پس از پدرش با لقب شاه عباس دوم به تخت سلطنت نشست در حالیکه 10ساله بود. ساروتقی، همچنان صدراعظم بود و حاکم واقعی، او بود. البته حکومت توأمان ساروتقی اخته(که بخاطر لواط با یک کودک آلتش را بریدند) با ملکه مادر چندان مساله ساز نبود، زیرا ساروتقی اخته و خنثی بود و به راحتی به حرمسرا رفتوآمد می کرد. سیاست تمرکز گرایی قدرت که از زمان شاه عباس شروع شده بود در زمان شاه عباس دوم نیز ادامه یافت و قدرت را تا حد زیادی از دست سران قبایل تورک خارج کرد. شاه عباس دوم دیگر بدنبال توسعه قلمرو نبود، لذا جنگهای خارجی خیلی کم شد و شورشهای داخلی که رخ میداد سرکوب میگردید. لذا در بدنه اصلی سپاه صفوی انحطاط ایجاد شد و نیروهای واحد توپخانه بشدت کاهش یافت و زندگی عشرب طلبانه دربار نیز تاثیر نامطلوبی بر نیروهای صفوی گذاشت و فساد و لاقیدی حتی در رده های پایین سپاه، نمایان شد. بی توجهی شاه به امور نیز مزید بر علت گشت. نظم در سپاه صفوی از بین رفت و تواناییشان افت کرد زیرا سربازانی که در مراسم سال 1666 م از مقابل شاه رژه رفتند، چندین بار در همان مراسم از جلو شاه رژه رفته بودند. بالاخره سپاهی بجا ماند که حتی شایستگی رژه رفتن نداشت چه رسد به جنگیدن.
⚠️شاه عباس دوم خواندن و نوشتن را یاد گرفت و به متون مذهبی روی آورد و همچنین سوارکاری و تیراندازی و چوگان را فرا گرفت. دربار شاه دچار اسراف جنون آمیزی بود و ساروتقی که صدر اعظم بود با کمک فقهای شیعی تلاش کرد جلوی تندروی و افراط کاری غیر اسلامی شاه عباس دوم را بگیرد، اما ساروتقی موفق نشد و شاه پا جای پای پدرش نهاد. از خصوصیات ساروتقی، عبارتند از سلطه طلبی، بی اعتنایی، بی حرمتی و سختگیری سنگدلانه به مردم، متقلب در اداره امور دولتی، استفاده از جاسوسی در جمع آموری عایدات دولتی که باعث افزایش دشمنان او شد و در نهایت در حمله ای او را در خانه اش بقتل رساندند. سپس خلیفه سلطان که فردی مذهبی و متقی بود به صدر اعظمی رسید و تا زمان مرگش بر همان منصب بود. معروف است که خلیفه سلطان با فاحشه خانه های صفویه مقابله کرد و بدکارگی را کاهش داد و لواط را مدتی مهار کرد. بعد از مرگ خلیفه سلطان، محمد بیگ که از دست پروردگان شاه بود به صدر اعظمی رسید. او از کاهش اسراف دربار و هزینه های گزاف سپاه عاجز ماند اما برای کیفیت مسکوکات و رشد معادن اقداماتی نمود. روشی آمرانه داشت و تعدادی از حکام را معزول ساخت، اما هنگامیکه با الله وردی خان مقتدر در افتاد، معزول شد. سپس شاه، میرزا محمد مهدی که ده سال صدرالممالک بود را جانشین محمد بیگ نمود. شاه عباس دوم در امر حکومت، بسیار فعال بود. او با سرکوب شورش ایالت بختیاری، اراضی آنها را تصاحب نمود و به اراضی خالصه شاه اضافه کرد، با همدان و کرمان نیز چنین کرد و درآمد شاه افزایش یافت، در حالیکه بهبودی در وضع و تعداد جمعیت رخ نداد. در زمان شاه عباس دوم، کمپانی هند شرقی انگلستان و کمپانی هند شرقی هلند با انعقاد قرارداد، امتیازات فراوانی از صفویان کسب کردند، با فرانسه نیز قرارداد بسته شد اما عمر شاه کفاف نداد. شاه عباس دوم با عثمانی پیمان صلح بست و تبادل سفرا انجام شد و چون او تمایلی به جنگ نداشت دوره پادشاهی نسبتا آرامی داشت بجز درگیریهای پراکنده در شمال شرق با ازبکان. او با تاثیر از اروپاییان به هنرهای تجسمی و معماری علاقمند بود، پلها و کاروانسراهایی ساخت. شاه عباس دوم تمام برادر زاده های خود را بقتل رساند و چشمان 4 برادرش را از حدقه درآورد. وی در میگساری میلش به جنایت بیشتر میشد. او در سن 33 سالگی بعلت بیماری سفلیس که ناشی از همخوابگی های بسیار با زنان بود درگذشت.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج،بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 102 تا 116
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️دوره سلطنت شاه صفی اول، دو ویژگی توأمان داشت، یعنی نشانه ای از پختگی و علائمی از انحطاط صفویان را در خود داشت ولی هنوز میتوانست سرپای خود بایستد و تا حدی خوب و نه به نحو احسن از رعایای خود محافظت کند. سلطان محمد میرزا فرزند شاه صفی اول پس از پدرش با لقب شاه عباس دوم به تخت سلطنت نشست در حالیکه 10ساله بود. ساروتقی، همچنان صدراعظم بود و حاکم واقعی، او بود. البته حکومت توأمان ساروتقی اخته(که بخاطر لواط با یک کودک آلتش را بریدند) با ملکه مادر چندان مساله ساز نبود، زیرا ساروتقی اخته و خنثی بود و به راحتی به حرمسرا رفتوآمد می کرد. سیاست تمرکز گرایی قدرت که از زمان شاه عباس شروع شده بود در زمان شاه عباس دوم نیز ادامه یافت و قدرت را تا حد زیادی از دست سران قبایل تورک خارج کرد. شاه عباس دوم دیگر بدنبال توسعه قلمرو نبود، لذا جنگهای خارجی خیلی کم شد و شورشهای داخلی که رخ میداد سرکوب میگردید. لذا در بدنه اصلی سپاه صفوی انحطاط ایجاد شد و نیروهای واحد توپخانه بشدت کاهش یافت و زندگی عشرب طلبانه دربار نیز تاثیر نامطلوبی بر نیروهای صفوی گذاشت و فساد و لاقیدی حتی در رده های پایین سپاه، نمایان شد. بی توجهی شاه به امور نیز مزید بر علت گشت. نظم در سپاه صفوی از بین رفت و تواناییشان افت کرد زیرا سربازانی که در مراسم سال 1666 م از مقابل شاه رژه رفتند، چندین بار در همان مراسم از جلو شاه رژه رفته بودند. بالاخره سپاهی بجا ماند که حتی شایستگی رژه رفتن نداشت چه رسد به جنگیدن.
⚠️شاه عباس دوم خواندن و نوشتن را یاد گرفت و به متون مذهبی روی آورد و همچنین سوارکاری و تیراندازی و چوگان را فرا گرفت. دربار شاه دچار اسراف جنون آمیزی بود و ساروتقی که صدر اعظم بود با کمک فقهای شیعی تلاش کرد جلوی تندروی و افراط کاری غیر اسلامی شاه عباس دوم را بگیرد، اما ساروتقی موفق نشد و شاه پا جای پای پدرش نهاد. از خصوصیات ساروتقی، عبارتند از سلطه طلبی، بی اعتنایی، بی حرمتی و سختگیری سنگدلانه به مردم، متقلب در اداره امور دولتی، استفاده از جاسوسی در جمع آموری عایدات دولتی که باعث افزایش دشمنان او شد و در نهایت در حمله ای او را در خانه اش بقتل رساندند. سپس خلیفه سلطان که فردی مذهبی و متقی بود به صدر اعظمی رسید و تا زمان مرگش بر همان منصب بود. معروف است که خلیفه سلطان با فاحشه خانه های صفویه مقابله کرد و بدکارگی را کاهش داد و لواط را مدتی مهار کرد. بعد از مرگ خلیفه سلطان، محمد بیگ که از دست پروردگان شاه بود به صدر اعظمی رسید. او از کاهش اسراف دربار و هزینه های گزاف سپاه عاجز ماند اما برای کیفیت مسکوکات و رشد معادن اقداماتی نمود. روشی آمرانه داشت و تعدادی از حکام را معزول ساخت، اما هنگامیکه با الله وردی خان مقتدر در افتاد، معزول شد. سپس شاه، میرزا محمد مهدی که ده سال صدرالممالک بود را جانشین محمد بیگ نمود. شاه عباس دوم در امر حکومت، بسیار فعال بود. او با سرکوب شورش ایالت بختیاری، اراضی آنها را تصاحب نمود و به اراضی خالصه شاه اضافه کرد، با همدان و کرمان نیز چنین کرد و درآمد شاه افزایش یافت، در حالیکه بهبودی در وضع و تعداد جمعیت رخ نداد. در زمان شاه عباس دوم، کمپانی هند شرقی انگلستان و کمپانی هند شرقی هلند با انعقاد قرارداد، امتیازات فراوانی از صفویان کسب کردند، با فرانسه نیز قرارداد بسته شد اما عمر شاه کفاف نداد. شاه عباس دوم با عثمانی پیمان صلح بست و تبادل سفرا انجام شد و چون او تمایلی به جنگ نداشت دوره پادشاهی نسبتا آرامی داشت بجز درگیریهای پراکنده در شمال شرق با ازبکان. او با تاثیر از اروپاییان به هنرهای تجسمی و معماری علاقمند بود، پلها و کاروانسراهایی ساخت. شاه عباس دوم تمام برادر زاده های خود را بقتل رساند و چشمان 4 برادرش را از حدقه درآورد. وی در میگساری میلش به جنایت بیشتر میشد. او در سن 33 سالگی بعلت بیماری سفلیس که ناشی از همخوابگی های بسیار با زنان بود درگذشت.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج،بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 102 تا 116
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه عباس دوم صفوی، چگونه پادشاهی بود? تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 102 تا 116
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ شاه عباس دوم صفوی، چگونه پادشاهی بود? تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 102 تا 116
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه صفی دوم(سلیمان) صفوی، چگونه پادشاهی بود? ❌
⚠️با مرگ شاه عباس دوم صفوی که شاهی عادل و سخی(البته افراط گرا در هدیه دادن) بود، آرامش طولانی و سعادت ایران خاتمه یافت(زیرا این پادشاه بخاطر سپاه بی نظم و ضعیفش بدنبال جنگ نبود و ایران دوره ای آرام را سپری کرد). شاه عباس دوم جانشینی برای خودش معین نکرد، لذا صدر اعظم و رجال صفوی شورایی تشکیل دادند و صفی میرزا 19ساله را انتخاب نمودند و او با نام شاه صفی دوم به تخت نشست. شاه جدید در حرمسرا و میان بانوان و خواجگان بزرگ شده بود، بی آنکه کوچکترین مشق مملکت داری کرده باشد. او در رفتارهای شنیعی مانند افراط در شرابخواری و میل به شهوت، شبیه پدرش بود و بسیار شیفته تجملات. طمع و مال اندوزی در وجودش ریشه دواند و تا پایان عمر بر این صفت بود. او که هرگز پا از حرمسرا بیرون نگذاشته بود، هنگامیکه برای تاجگذاری به اتاق خاص دعوت شد، تصور میکرد که او را برای قتل یا نابینا کردن می برند. پس از تاجگذاری شاه صفی دوم، قیمتها در پایتخت سر به فلک نهاد و قحطی و بیماری در کشور شیوع یافت و طاعون بیداد کرد. در شروان زلزله شدیدی حادث شد و یکسال بعد ایالتهای جنوبی خزر مورد تهاجم قزاقها قرار گرفت و نیروهای صفوی در انقیاد آنها ناکام ماندند. تمام این فجایع با بیماری شاه قرین شد و چون اطباء از درمان شاه عاجز شدند، فال بد زدند و گناه را به گردن سیر کواکب انداختند و منجّم باشی نیز تایید کرد، لذا تصمیم بر این شد که در روزی سعد که خورشید به برج حمل وارد میشود تاجگذاری انجام گردد و شاه مجددا تاجگذاری کرد، البته اینبار با نام جدید شاه سلیمان صفوی به تخت نشست.
⚠️ اما، تاجگذاری جدید و اتخاذ نام جدید، هیچ بهبودی در اوضاع کشور ایجاد نکرد. زیرا شاه علاقه مفرطی به میگساری و زنان داشت و همچون گذشته بی اعتنایی اش به امور دولتی افزون گشت. شاه سلیمان صفوی، حرمسرا را مرکز زیست خود قرار داد و از دسترس صدر اعظم دور گشت تا جاییکه صدر اعظم در برخی امور مهم کشوری به تنهایی تدبیر میکرد و یا شاه با همسران و خواجگان و وابستگان خود مشورت می نمود و تصمیم حاصله را از طریق یکی از خدمتکاران حرمسرا به گوش صدر اعظم میرساند. تصمیمات شورای حرمسرا حتی بر دیوان و صدر اعظم می چربید و ارگانهای کشور را تنزل داد. بی اعتنایی شاه به امور دولت، باعث افزایش فساد شد و پیشکشی و ارتشاء در ایران عمومیت یافت. سپاهیان بی اعتنا به وظایف نظامی خود به این نظر رسیده بودند که حقوق آنها بسیار کمتر از انعامی است که به رشوه میگیرند. شاه سلیمان مدت 28سال سلطنت کرد. او بهمراه 800 نفر از زنان حرمسرا جشنها میگرفت و گشت و گذار میکرد و همه آن محل را قرق می نمود، که یک یا دو هفته طول میکشید و موجب تعطیلی تمام فعالیتهای شهر میشد، چون همه مردان، حتی پسران و کهنسالان از آمدن به معابری که زنان حرمسرا از آن عبور میکردند، منع می شدند. گزارشی بیان میکند که مردم از شاه راضی بودند، خب اولا که جرات نداشتند اعتراض کنند چون نارضایتی از اوضاع هرگز صورت نهضتی مهم به خود نگرفت و چون شاه با هیچ دولتی نجنگید و علاقه ای به جنگ نداشت، لذا مردم ازین بابت به رنج نیفتادند. شاه سلیمان به کمپانی هند شرقی اجازه داد در جزیره قشم پایگاه بسازد. او همچنین از برخورد با روسیه که با حملات متعددی، نواحی جنوبی خزر را چپاول میکرد ناتوان بود. ازبکان هم طبق معمول به شرق ایران حمله میکردند. کلموکها که مغولان ساکن بین خزر و آرال بودند نیز متوجه ضعیف بودن صفویان شدند و مکررا حمله میکردند. شاه سلیمان در 46سالگی در اصفهان درگذشت. علت مرگ او افراط در شرابخواری و همچنین بر اثر عیاشی و هرزگی گزارش شده است. تصویر سلیمان صفوی در مقام یک انسان، ننگین و اهانت آمیز است. اون یکبار وزیر اعظمش شیخ علی زنگنه که مذهبی بود را مجبور به خوردن شراب کرد و ساعتها به حالات مستی او نظاره کرد. یکبار هم به دلاک باشی امر کرد که ریش شیخ علی زنگنه را بتراشد، اما دست دلاک را به بهانه اینکه کار خود را به نحو احسن انجام نداده قطع کرد.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 117 تا 122
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️با مرگ شاه عباس دوم صفوی که شاهی عادل و سخی(البته افراط گرا در هدیه دادن) بود، آرامش طولانی و سعادت ایران خاتمه یافت(زیرا این پادشاه بخاطر سپاه بی نظم و ضعیفش بدنبال جنگ نبود و ایران دوره ای آرام را سپری کرد). شاه عباس دوم جانشینی برای خودش معین نکرد، لذا صدر اعظم و رجال صفوی شورایی تشکیل دادند و صفی میرزا 19ساله را انتخاب نمودند و او با نام شاه صفی دوم به تخت نشست. شاه جدید در حرمسرا و میان بانوان و خواجگان بزرگ شده بود، بی آنکه کوچکترین مشق مملکت داری کرده باشد. او در رفتارهای شنیعی مانند افراط در شرابخواری و میل به شهوت، شبیه پدرش بود و بسیار شیفته تجملات. طمع و مال اندوزی در وجودش ریشه دواند و تا پایان عمر بر این صفت بود. او که هرگز پا از حرمسرا بیرون نگذاشته بود، هنگامیکه برای تاجگذاری به اتاق خاص دعوت شد، تصور میکرد که او را برای قتل یا نابینا کردن می برند. پس از تاجگذاری شاه صفی دوم، قیمتها در پایتخت سر به فلک نهاد و قحطی و بیماری در کشور شیوع یافت و طاعون بیداد کرد. در شروان زلزله شدیدی حادث شد و یکسال بعد ایالتهای جنوبی خزر مورد تهاجم قزاقها قرار گرفت و نیروهای صفوی در انقیاد آنها ناکام ماندند. تمام این فجایع با بیماری شاه قرین شد و چون اطباء از درمان شاه عاجز شدند، فال بد زدند و گناه را به گردن سیر کواکب انداختند و منجّم باشی نیز تایید کرد، لذا تصمیم بر این شد که در روزی سعد که خورشید به برج حمل وارد میشود تاجگذاری انجام گردد و شاه مجددا تاجگذاری کرد، البته اینبار با نام جدید شاه سلیمان صفوی به تخت نشست.
⚠️ اما، تاجگذاری جدید و اتخاذ نام جدید، هیچ بهبودی در اوضاع کشور ایجاد نکرد. زیرا شاه علاقه مفرطی به میگساری و زنان داشت و همچون گذشته بی اعتنایی اش به امور دولتی افزون گشت. شاه سلیمان صفوی، حرمسرا را مرکز زیست خود قرار داد و از دسترس صدر اعظم دور گشت تا جاییکه صدر اعظم در برخی امور مهم کشوری به تنهایی تدبیر میکرد و یا شاه با همسران و خواجگان و وابستگان خود مشورت می نمود و تصمیم حاصله را از طریق یکی از خدمتکاران حرمسرا به گوش صدر اعظم میرساند. تصمیمات شورای حرمسرا حتی بر دیوان و صدر اعظم می چربید و ارگانهای کشور را تنزل داد. بی اعتنایی شاه به امور دولت، باعث افزایش فساد شد و پیشکشی و ارتشاء در ایران عمومیت یافت. سپاهیان بی اعتنا به وظایف نظامی خود به این نظر رسیده بودند که حقوق آنها بسیار کمتر از انعامی است که به رشوه میگیرند. شاه سلیمان مدت 28سال سلطنت کرد. او بهمراه 800 نفر از زنان حرمسرا جشنها میگرفت و گشت و گذار میکرد و همه آن محل را قرق می نمود، که یک یا دو هفته طول میکشید و موجب تعطیلی تمام فعالیتهای شهر میشد، چون همه مردان، حتی پسران و کهنسالان از آمدن به معابری که زنان حرمسرا از آن عبور میکردند، منع می شدند. گزارشی بیان میکند که مردم از شاه راضی بودند، خب اولا که جرات نداشتند اعتراض کنند چون نارضایتی از اوضاع هرگز صورت نهضتی مهم به خود نگرفت و چون شاه با هیچ دولتی نجنگید و علاقه ای به جنگ نداشت، لذا مردم ازین بابت به رنج نیفتادند. شاه سلیمان به کمپانی هند شرقی اجازه داد در جزیره قشم پایگاه بسازد. او همچنین از برخورد با روسیه که با حملات متعددی، نواحی جنوبی خزر را چپاول میکرد ناتوان بود. ازبکان هم طبق معمول به شرق ایران حمله میکردند. کلموکها که مغولان ساکن بین خزر و آرال بودند نیز متوجه ضعیف بودن صفویان شدند و مکررا حمله میکردند. شاه سلیمان در 46سالگی در اصفهان درگذشت. علت مرگ او افراط در شرابخواری و همچنین بر اثر عیاشی و هرزگی گزارش شده است. تصویر سلیمان صفوی در مقام یک انسان، ننگین و اهانت آمیز است. اون یکبار وزیر اعظمش شیخ علی زنگنه که مذهبی بود را مجبور به خوردن شراب کرد و ساعتها به حالات مستی او نظاره کرد. یکبار هم به دلاک باشی امر کرد که ریش شیخ علی زنگنه را بتراشد، اما دست دلاک را به بهانه اینکه کار خود را به نحو احسن انجام نداده قطع کرد.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 117 تا 122
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه صفی دوم(سلیمان) صفوی، چگونه پادشاهی بود? تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 117 تا 122
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory