⚠️ شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود? (قسمت اول). تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 78 تا 83
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود ? ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️شاه عباس صفوی در سلطنت بیش از 40 ساله اش به تمرکزگرایی دولت وفادار ماند. او یک سپاه ثابت ایجاد کرد و گرایشهای جدایی طلبانه قزلباشان تورک را بشدت سرکوب نمود و به حکومتهای تورک و مستقل محلی مانند ذوالقدر در فارس و شاملو در کرمان خاتمه داد و دولتهای فرودست مانند گیلان و مازندران و لار را در حکومت صفوی ضمیمه کرد و باعث انقیاد و انضمام نواحی مستقل گرجی مانند کاخت و مسخت و همچنین مکران در بلوچستان شد. شاه عباس از این طریق اراضی خالصه بسیاری را از ایرانیان برای خود تصاحب کرد که کل درآمد آنها برای استفاده شاه عباس کنار گذاشته میشد. او در اواخر سده 16 و اوایل سده 17 م بر بحرانهای داخلی و خارجی فائق آمد و قلمرو صفوی را به وسیعترین حد خود رساند. تشکیلات اداری و راههای ارتباطی را بهبود بخشید و شبکه ای از کاروانسراها ایجاد کرد که موجب رشد تجارت و صناعت شد(ناگفته نماند که طبق سفرنامه شاردن این کاروانسراها برای شاه عباس جنبه درآمدی داشت، زیرا تعداد زیادی روسپی و فاحشه در این کاروانسراها تن فروشی میکردند و به حکومت صفوی مالیات می دادند).
⚠️شاه عباس چون نسبت به تورکها سوء ظن داشت و بسیاری از سران تورک را سرکوب کرده بود و همچنین بخاطر خطر عثمانیها، تصمیم گرفت پایتخت خود را از نواحی تورک نشین تبریز و قزوین به فارس نشین اصفهان انتفال داد. شاه عباس برای توسعه اصفهان از معماری و طراحی شهری و شیوه تزئینی که از سنن کهن گرفته شده بود، استفاده کرد که به سبک صفوی معروف است ولی در اصل همان هنر و معماری تیموری است. شاه عباس از اراضی خالصه ای که از ایرانیان تصاحب کرده بود، اوقاف بسیاری ایجاد کرد. شاه عباس صفوی علیرغم اینکه نسبت به ادیان دیگر مسامحه زیادی داشت اما در مواجهه با ایرانیان مسلمان سنی مذهب، چندان عطوفتی از خود نشان نداد. او در رفتار با سفرای کشورهای سنی مذهب پا را فراتر از رفتارهای معمول شیعه نمیگذاشت، ولی با اتباع و امرای سنی مذهب، مخصوصا فقها و علما، هیچگونه مراعات و ترحمی نداشت. ادبیات در دوره صفوی رونقی نداشت و شعر صفوی بخاطر فقدان اصالت، مشحون از ابتذالها و باریک بینی های شدید کلامی بود. در قیاس با دربار صفوی، علاقه وافر سلاطین سنی مذهب هند به شاعران و همچنین خوشنویسان و نقاشان نگارگر باعث مهاجرت آنها به هند شد. علاقه به فرهنگ فکری و هنری که در کسوت اثر هنری بی همتا و یا شمار عظیمی از دستاوردهای هنری در زمان شاه عباس خود را نشان میداد بخاطر تاثیر و نفوذ میراث کهن تیموری بود نه یک هنر انحصاری صفوی. شاه عباس در قضیه جانشینی و رفتار با فرزندانش هرگز سیاست مدارانه عمل نکرد. او 11 فرزند داشت که 5 نفرشان پسر بود. شاه عباس با کودتا علیه پدرش به تخت نشست. او پدرش را با دو برادر خودش کور کرد تبعیدشان نمود، لذا او از واکنش احتمالی ناراضیان اشرافیت صفوی بویژه رؤسای قبایل تورک که خلع ید شده بودند و فرماندهان قزلباش که از صحنه قدرت رانده شده بودند، واهمه داشت و تا پایان عمر، همواره نسبت به اطرافیان خود مظنون بود. برای اینکه کودتاها را خنثی کند فرماندهان و درباریان را از ارتباط با فرزندانش بشدت بر حذر داشت و عدول کنندگان را مجازات سخت میکرد. شاه عباس چون برای رسیدن به قدرت از ابزار خونین بهره گرفت و در ایام سلطنتش بسیار سختگیری پیشه کرد، بنابراین دشمنان خونی بسیاری داشت. تعدادی از این دشمنان نسبت به فرزند ارشدش صفی میرزا علاقه نشان دادند، لذا شاه عباس دستور قتل پسرش صفی میرزا را صادر کرد و او را در رشت کشتند و شورش بزرگی در رشت به راه افتاد. سپس دستور داد چشمان پسر دیگرش سلطان محمدمیرزا و نوه اش سلیمان میرزا(=فرزند صفی میرزا) و همچنین امامقلی میرزا ولیعهد را کور کنند و آنها را از جانشینی محروم ساخت. مورخان ایرانی علیرغم این جنایات به شاه عباس لقب کبیر را دادند(جدای از برخی خدمات، میشود علتش را در مخاصمه شاه عباس با بسیاری سران تورکها و قزلباشان دانست و دیگر اینکه کارهای شاه عباس صفوی بزرگ به نظر می آمد در قیاس با بی کفایتی و کوتاهی های سایر شاهان صفوی). شاه عباس باعث قدرت گیری صفویه شد، اما موجب زوال صفویه نیز شد، زیرا با حذف و کور کردن و راندن شاهزادگان به حرمسرا و دور نگهداشتن آنان از امور دولتی و منع ارتباطشان با دربار و نظامیان و کوتاهی در تعلیم و تربیتشان باعث شد که جانشینان لایق و کارآمدی تربیت نشوند، لذا شاهزادگان که در حرمسرا و در میان خواجگان و معشوقگان بزرگ شدند افرادی سست عنصر، نالایق و بی علاقه به امور گشتند.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 84 تا 93
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️شاه عباس صفوی در سلطنت بیش از 40 ساله اش به تمرکزگرایی دولت وفادار ماند. او یک سپاه ثابت ایجاد کرد و گرایشهای جدایی طلبانه قزلباشان تورک را بشدت سرکوب نمود و به حکومتهای تورک و مستقل محلی مانند ذوالقدر در فارس و شاملو در کرمان خاتمه داد و دولتهای فرودست مانند گیلان و مازندران و لار را در حکومت صفوی ضمیمه کرد و باعث انقیاد و انضمام نواحی مستقل گرجی مانند کاخت و مسخت و همچنین مکران در بلوچستان شد. شاه عباس از این طریق اراضی خالصه بسیاری را از ایرانیان برای خود تصاحب کرد که کل درآمد آنها برای استفاده شاه عباس کنار گذاشته میشد. او در اواخر سده 16 و اوایل سده 17 م بر بحرانهای داخلی و خارجی فائق آمد و قلمرو صفوی را به وسیعترین حد خود رساند. تشکیلات اداری و راههای ارتباطی را بهبود بخشید و شبکه ای از کاروانسراها ایجاد کرد که موجب رشد تجارت و صناعت شد(ناگفته نماند که طبق سفرنامه شاردن این کاروانسراها برای شاه عباس جنبه درآمدی داشت، زیرا تعداد زیادی روسپی و فاحشه در این کاروانسراها تن فروشی میکردند و به حکومت صفوی مالیات می دادند).
⚠️شاه عباس چون نسبت به تورکها سوء ظن داشت و بسیاری از سران تورک را سرکوب کرده بود و همچنین بخاطر خطر عثمانیها، تصمیم گرفت پایتخت خود را از نواحی تورک نشین تبریز و قزوین به فارس نشین اصفهان انتفال داد. شاه عباس برای توسعه اصفهان از معماری و طراحی شهری و شیوه تزئینی که از سنن کهن گرفته شده بود، استفاده کرد که به سبک صفوی معروف است ولی در اصل همان هنر و معماری تیموری است. شاه عباس از اراضی خالصه ای که از ایرانیان تصاحب کرده بود، اوقاف بسیاری ایجاد کرد. شاه عباس صفوی علیرغم اینکه نسبت به ادیان دیگر مسامحه زیادی داشت اما در مواجهه با ایرانیان مسلمان سنی مذهب، چندان عطوفتی از خود نشان نداد. او در رفتار با سفرای کشورهای سنی مذهب پا را فراتر از رفتارهای معمول شیعه نمیگذاشت، ولی با اتباع و امرای سنی مذهب، مخصوصا فقها و علما، هیچگونه مراعات و ترحمی نداشت. ادبیات در دوره صفوی رونقی نداشت و شعر صفوی بخاطر فقدان اصالت، مشحون از ابتذالها و باریک بینی های شدید کلامی بود. در قیاس با دربار صفوی، علاقه وافر سلاطین سنی مذهب هند به شاعران و همچنین خوشنویسان و نقاشان نگارگر باعث مهاجرت آنها به هند شد. علاقه به فرهنگ فکری و هنری که در کسوت اثر هنری بی همتا و یا شمار عظیمی از دستاوردهای هنری در زمان شاه عباس خود را نشان میداد بخاطر تاثیر و نفوذ میراث کهن تیموری بود نه یک هنر انحصاری صفوی. شاه عباس در قضیه جانشینی و رفتار با فرزندانش هرگز سیاست مدارانه عمل نکرد. او 11 فرزند داشت که 5 نفرشان پسر بود. شاه عباس با کودتا علیه پدرش به تخت نشست. او پدرش را با دو برادر خودش کور کرد تبعیدشان نمود، لذا او از واکنش احتمالی ناراضیان اشرافیت صفوی بویژه رؤسای قبایل تورک که خلع ید شده بودند و فرماندهان قزلباش که از صحنه قدرت رانده شده بودند، واهمه داشت و تا پایان عمر، همواره نسبت به اطرافیان خود مظنون بود. برای اینکه کودتاها را خنثی کند فرماندهان و درباریان را از ارتباط با فرزندانش بشدت بر حذر داشت و عدول کنندگان را مجازات سخت میکرد. شاه عباس چون برای رسیدن به قدرت از ابزار خونین بهره گرفت و در ایام سلطنتش بسیار سختگیری پیشه کرد، بنابراین دشمنان خونی بسیاری داشت. تعدادی از این دشمنان نسبت به فرزند ارشدش صفی میرزا علاقه نشان دادند، لذا شاه عباس دستور قتل پسرش صفی میرزا را صادر کرد و او را در رشت کشتند و شورش بزرگی در رشت به راه افتاد. سپس دستور داد چشمان پسر دیگرش سلطان محمدمیرزا و نوه اش سلیمان میرزا(=فرزند صفی میرزا) و همچنین امامقلی میرزا ولیعهد را کور کنند و آنها را از جانشینی محروم ساخت. مورخان ایرانی علیرغم این جنایات به شاه عباس لقب کبیر را دادند(جدای از برخی خدمات، میشود علتش را در مخاصمه شاه عباس با بسیاری سران تورکها و قزلباشان دانست و دیگر اینکه کارهای شاه عباس صفوی بزرگ به نظر می آمد در قیاس با بی کفایتی و کوتاهی های سایر شاهان صفوی). شاه عباس باعث قدرت گیری صفویه شد، اما موجب زوال صفویه نیز شد، زیرا با حذف و کور کردن و راندن شاهزادگان به حرمسرا و دور نگهداشتن آنان از امور دولتی و منع ارتباطشان با دربار و نظامیان و کوتاهی در تعلیم و تربیتشان باعث شد که جانشینان لایق و کارآمدی تربیت نشوند، لذا شاهزادگان که در حرمسرا و در میان خواجگان و معشوقگان بزرگ شدند افرادی سست عنصر، نالایق و بی علاقه به امور گشتند.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 84 تا 93
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود? (قسمت دوم). تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 84 تا 93
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه صفی اول صفوی، چگونه پادشاهی بود? ❌
⚠️هنگامیکه شاه عباس در 19ژانویه 1629 در کاخش در اشرف مازندران درگذشت، هیچ یک از برادران یا فرزندانش زنده نبود که جانشینش شود، زیرا شاه عباس بخشی را بقتل رسانده بود و بخشی را کور کرده بود که مناسب سلطنت نبودند. او به گونه ای کاملا مبهم، نوه خود، سام میرزا فرزند صفی میرزا مقتول را جانشین خود اعلام کرد. لذا سام میرزا با لقب شاه صفی اول با تایید گروه رجال موجود در اشرف مازندران و رجال اصفهان به تخت نشست. آیا شاه صفی اول، حاکمی خونگرم و سخی بود یا مستبدی خونریز? البته واقعیت دارد که در زمان جلوس، دست سخاوتش را گشود و هدایای بسیاری بخشید، اما هنگامیکه میشنویم برای این منظور مبالغ هنگفتی هزینه شده، دیگر نمیتوان آنرا جز ولخرجی دیوانه وار چیز دیگری نامید. همچنین نمیتوان انکار کرد که به امر شاه صفی اول در سالهای نخست سلطنتش، همه شاهزادگان و دختر زادگان شاه پیشین و حتی شاهزادگانی که کور شده بودند، بقتل رسیدند و علاوه بر این تعداد زیادی از رجال برجسته حکومت صفویه و خدمتکاران دربار در کنار صدها نفر دیگر از میان برداشته و کشته شدند. مطالعه رفتار و کردار شاه صفی اول، هیچ نقطه مثبتی در شخصیت انسانی وی باقی نمیگذارد. او یک مستبد دمدمی بود که افراد اطرافش را همیشه در حال ترس از قتل و اعدامهای دلبخواهی ببیند. همچنین شاه صفی اول، علاقه چندانی به مسائل و مشاغل دولتش نداشت و کمترین تاثیری بر حیات فکری و فرهنگی مردم ایران پدید نیاورد، زیرا وی علاقه فزاینده ای به میگساری داشت و حتی اعتیاد او به بنگ و چرس و افیون از جوانی گریبانگیرش بود که مرگش بر اثر شرابخواری مفرط بود. با اینکه شخصیتهای مجرب و برجسته به هدایت و ارشاد شاه پرداختند، اما کوچکترین تاثیری در امور نداشت، شاید بخاطر بازتاب تربیت او در حرمسرا بوده باشد. بنابراین تصمیمات عمده را شخصیتهای برجسته میگرفتند نه خود شاه و در واقع همین شخصیتهای برجسته، حاکم بودند از جمله اوغورلو خان شاملو ایشیک آغاسی باشی، رستم بیگ، چراغ خان زاهدی، رستم خان و خسرو خان و همچنین ملکه مادر و زینب بیگم دختر شاه عباس و همچنین امامقلی خان فرزند الله وردی خان. امامقلی خان چندان مورد اعتماد شاه عباس بود که وی یکی از همسران خود را به عقد امامقلی خان درآورد، اما در زمان سلطنت شاه صفی اول، امامقلی خان و فرزندانش به اتهام توطئه با مقامات نافرمان شمال غربی فارس و گرجستان به تیغ جلاد سپرده شدند. البته میرزا تقی یا سارو تقی که صدراعظم شاه بود، سوابق کاری مثبتی در تشکیلات دیوانی از زمان شاه عباس داشت. اما در سارو تقی عادات مستبدانه ای ریشه کرد و بخاطر اکراه نابجای او در سال 1638م برای سازش، موجب از دست رفتن قندهار شد.
⚠️ در زمان شاه صفی، نواحی مرزی با عثمانی و گرجستان و ازبکها و هند، جنگ درگرفت و برخی از نقاط مملکت از دست رفت. سپس صفویان با عثمانی ها پس از کشمکش بسیار صلح کردند و کل بین النهرین از تصرف صفویان خارج شد و پس از آن جنگی درخور بین صفویان و عثمانی در نگرفت. اما صفویان بفرماندهی رستم خان به گرجستان حمله کردند و طهمورث شکست خورد و رستم خان حاکم آنجا شد، اما طهمورث نیز مورد حمایت صفویان قرار گرفت تا رستم خان بیش از حد قدرتمند نشود. در تمام قرن 17م انتقال دختران و پسران گرجی(برای خواجگی، لواط دهندگی و تن فروشی و خدمات دیگر) به ایران ادامه یافت، اما مانند سابق با زور نبود بلکه با تطمیع و رشوه و ترفند. در شمال شرقی نیز ترکمانان به فرماندهی اسفندیار خان به خوارزم حمله کردند اما پشیمان شدند، لذا اسفندیار خان برادر خود ابوالغازی را تسلیم صفویان کرد و صلح ایجاد شد و مدتی بعد ابوالغازی جانشین اسفندیار خان در دربار صفوی گشت. ولی ازبکها همچنان در مرزهای ایران می جنگیدند. روابط متشنج شاه صفی با مغولان هند باعث شد که عبدالله قطب شاهی شیعه مذهب، حاکم امارت نشین گل کُنده در دکن، پس از پیروزیهای شاه جهان سنی مذهب، خود را تحت الحمایه او قرار دهد. هنگامیکه شاه صفی اول درگذشت، سرزمینی را از خود به ارث گذاشت که کوچکتر شده بود.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 93 تا 101
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️هنگامیکه شاه عباس در 19ژانویه 1629 در کاخش در اشرف مازندران درگذشت، هیچ یک از برادران یا فرزندانش زنده نبود که جانشینش شود، زیرا شاه عباس بخشی را بقتل رسانده بود و بخشی را کور کرده بود که مناسب سلطنت نبودند. او به گونه ای کاملا مبهم، نوه خود، سام میرزا فرزند صفی میرزا مقتول را جانشین خود اعلام کرد. لذا سام میرزا با لقب شاه صفی اول با تایید گروه رجال موجود در اشرف مازندران و رجال اصفهان به تخت نشست. آیا شاه صفی اول، حاکمی خونگرم و سخی بود یا مستبدی خونریز? البته واقعیت دارد که در زمان جلوس، دست سخاوتش را گشود و هدایای بسیاری بخشید، اما هنگامیکه میشنویم برای این منظور مبالغ هنگفتی هزینه شده، دیگر نمیتوان آنرا جز ولخرجی دیوانه وار چیز دیگری نامید. همچنین نمیتوان انکار کرد که به امر شاه صفی اول در سالهای نخست سلطنتش، همه شاهزادگان و دختر زادگان شاه پیشین و حتی شاهزادگانی که کور شده بودند، بقتل رسیدند و علاوه بر این تعداد زیادی از رجال برجسته حکومت صفویه و خدمتکاران دربار در کنار صدها نفر دیگر از میان برداشته و کشته شدند. مطالعه رفتار و کردار شاه صفی اول، هیچ نقطه مثبتی در شخصیت انسانی وی باقی نمیگذارد. او یک مستبد دمدمی بود که افراد اطرافش را همیشه در حال ترس از قتل و اعدامهای دلبخواهی ببیند. همچنین شاه صفی اول، علاقه چندانی به مسائل و مشاغل دولتش نداشت و کمترین تاثیری بر حیات فکری و فرهنگی مردم ایران پدید نیاورد، زیرا وی علاقه فزاینده ای به میگساری داشت و حتی اعتیاد او به بنگ و چرس و افیون از جوانی گریبانگیرش بود که مرگش بر اثر شرابخواری مفرط بود. با اینکه شخصیتهای مجرب و برجسته به هدایت و ارشاد شاه پرداختند، اما کوچکترین تاثیری در امور نداشت، شاید بخاطر بازتاب تربیت او در حرمسرا بوده باشد. بنابراین تصمیمات عمده را شخصیتهای برجسته میگرفتند نه خود شاه و در واقع همین شخصیتهای برجسته، حاکم بودند از جمله اوغورلو خان شاملو ایشیک آغاسی باشی، رستم بیگ، چراغ خان زاهدی، رستم خان و خسرو خان و همچنین ملکه مادر و زینب بیگم دختر شاه عباس و همچنین امامقلی خان فرزند الله وردی خان. امامقلی خان چندان مورد اعتماد شاه عباس بود که وی یکی از همسران خود را به عقد امامقلی خان درآورد، اما در زمان سلطنت شاه صفی اول، امامقلی خان و فرزندانش به اتهام توطئه با مقامات نافرمان شمال غربی فارس و گرجستان به تیغ جلاد سپرده شدند. البته میرزا تقی یا سارو تقی که صدراعظم شاه بود، سوابق کاری مثبتی در تشکیلات دیوانی از زمان شاه عباس داشت. اما در سارو تقی عادات مستبدانه ای ریشه کرد و بخاطر اکراه نابجای او در سال 1638م برای سازش، موجب از دست رفتن قندهار شد.
⚠️ در زمان شاه صفی، نواحی مرزی با عثمانی و گرجستان و ازبکها و هند، جنگ درگرفت و برخی از نقاط مملکت از دست رفت. سپس صفویان با عثمانی ها پس از کشمکش بسیار صلح کردند و کل بین النهرین از تصرف صفویان خارج شد و پس از آن جنگی درخور بین صفویان و عثمانی در نگرفت. اما صفویان بفرماندهی رستم خان به گرجستان حمله کردند و طهمورث شکست خورد و رستم خان حاکم آنجا شد، اما طهمورث نیز مورد حمایت صفویان قرار گرفت تا رستم خان بیش از حد قدرتمند نشود. در تمام قرن 17م انتقال دختران و پسران گرجی(برای خواجگی، لواط دهندگی و تن فروشی و خدمات دیگر) به ایران ادامه یافت، اما مانند سابق با زور نبود بلکه با تطمیع و رشوه و ترفند. در شمال شرقی نیز ترکمانان به فرماندهی اسفندیار خان به خوارزم حمله کردند اما پشیمان شدند، لذا اسفندیار خان برادر خود ابوالغازی را تسلیم صفویان کرد و صلح ایجاد شد و مدتی بعد ابوالغازی جانشین اسفندیار خان در دربار صفوی گشت. ولی ازبکها همچنان در مرزهای ایران می جنگیدند. روابط متشنج شاه صفی با مغولان هند باعث شد که عبدالله قطب شاهی شیعه مذهب، حاکم امارت نشین گل کُنده در دکن، پس از پیروزیهای شاه جهان سنی مذهب، خود را تحت الحمایه او قرار دهد. هنگامیکه شاه صفی اول درگذشت، سرزمینی را از خود به ارث گذاشت که کوچکتر شده بود.
📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 93 تا 101
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه صفی اول صفوی، چگونه پادشاهی بود? تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 93 تا 101
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ 22 بهمن ماه مبارک. هوا دلپذیر شد? سفره ها چطور?
میگن طلاق و اعتیاد و بیکاری و تورم هم ریشه کن شده. نه کلیه فروشی داریم، نه تن فروشی و نه کسی سرش رو توی سطل آشغال فرو میکنه برای سیر کردن خودش.
برو امروز را گرامی بدار.
دستاورد #علما_صفویه را جشن بگیر
میگن طلاق و اعتیاد و بیکاری و تورم هم ریشه کن شده. نه کلیه فروشی داریم، نه تن فروشی و نه کسی سرش رو توی سطل آشغال فرو میکنه برای سیر کردن خودش.
برو امروز را گرامی بدار.
دستاورد #علما_صفویه را جشن بگیر