ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
شیعه از دید ائمه

5⃣ قسمت پنجم

چیزیکه به نام مذهب شیعه میشناسیم اساسش توسط یک مسلمان منافق به نام عبدالله بن سبأ یهودی یمنی تبار پایه گذاری شد و بسیاری از پیروان این شخص توسط امام علی علیه السلام کشتار شدند زیرا امام علی هرگز موافق مذهبی به نام شیعه نبود، و همین پیروان عبدالله بن سبأ یهودی باعث قتل خلیفه سوم، عثمان بن عفان شدند و بذر فتنه و اختلاف را بین علی و معاویه پاشیدند و این اختلافات تا امروز ادامه دارد👇
https://t.me/IRRealHistory/6659

⚠️بعد از وفات معاویه، شیعیان(=پیروان) علی که اکثرا اهل عراق بودند، بطور متوالی نزد حسین بن علی آمدند و میگفتند: «ما خود را برای تو نگهداشته ایم و در نماز جمعه به همراه والی شرکت نمیکنیم، پس بسوی ما بیا»(1)
لذا حسین بن علی به سال 60هجری، بخاطر اصرارشان تصمیم به فرستادن پسر عمویش مسلم بن عقیل به کوفه کرد تا شرایط را ارزیابی کند.
«12000 هزار نفر شیعه با امام حسین از طریق مسلم بن عقیل بیعت کردند و ایشان خبر بیعت اهل کوفه را برای حسین فرستاد و خبر داد که اوضاع بر وفق مراد است»(2)
متاسفانه امام حسین فریب آنها را خورد و بسیاری از نزدیکانش از روی شناختی که به خیانت شیعه عراق داشتند، او را از رفتن منع کردند تا جاییکه ابن عباس به او گفت: «آیا بسوی قومی میروی که امیرشان را کشته اند و سرزمینشان را بدست خود گرفته اند و دشمنشان را تبعید کرده اند? اگر چنین کرده اند، بسویشان برو، اما اگر تو را دعوت میکنند در حالیکه امیرشان بر آنها مسلط است...میترسم که تو را فریب دهند و با تو خیانت کنند و علیه تو شورش کنند و از همه مردم شدیدتر علیه تو بجنگند»(3)

⚠️هنگامیکه عبیدالله بن زیاد، والی کوفه، فهمید که مسلم بن عقیل برای حسین علیه السلام از مردم شیعه کوفه بیعت میگیرد، او را پیدا کرد و به همراه هانی بن عروه به قتل رساندش. این در حالیست که شیعیان کوفه هیچ اقدامی در دفاع از مسلم بن عقیل نکردند و وعده ها و نامه هایشان به حسین بن علی را منکر شدند و ابن زیاد وفاداریشان را با پول خرید»(4)
شیعیان خائن، حسین و یارانش را در کربلا تنها گذاشتند تا کشته شوند. حسین آخرین سخنانی که قبل از خارج شدن روح از بدنش گفت، چنین بود: «خدایا میان ما و قومی که ما را فراخواندند که یاریمان کنند اما ما را کشتند، خود داوری کن» و دعای ایشان در حق شیعیان چنین بود: «خدایا اگر آنها را زنده گذاشتی، آنها را فرقه فرقه کن... و هیچگاه والیان را از آنان خرسند مساز، چرا که آنها ما را دعوت کردند که یاریمان کنند، اما ما را کشتند»(5)
در واقع، این شیعیان بودند که خیانت کردند و حسین و اهل بیت و یارانش را کشتند، ادعای محبتشان به اهل بین دروغ و نیرنگی بیش نیست، زیرا بهانه ای است برای دشمنی با دشمنان خود. با وجود خیانتشان به اهل بیت آیا خیانتشان به امت اسلام بعید است?
اما در میان شیعیان(=پیروان) علی و حسن و حسین، برخی افراد فاضل و صالح بودند و از صحابه پیامبر بودند و ما آنها را از خیانت مبرّا می دانیم.
میتوان گفت کاملترین و عمیق ترین تحقیقات جدید که رابطه میان تشیع و یهود و مجوس را توضیح میدهد، تحقیقی با نام "و جاء دور المجوس" است که توسط استاد عبدالله محمد الغریب نوشته شده است که با ادله علمی و مستند نشان میدهد، بسیاری از کسانی که مدعی تشیع و محبت اهل بیت هستند، در واقع برای نشر افکار مجوسی و مانوی و مزدکی و دیگر فرقه های باطنی که به قدیم بودن عالم معتقدند، تلاش میکردند و در سایه محبت دروغین به اهل بیت، گمراهی ها و بدعتهای خود را نشر میدهند.


📚منابع:
(1) الشیعه و التصحیح، ص127، تاریخ طبری، ج5، ص347
(2) تاریخ طبری، جلد5، ص348
(3) الکامل فی التاریخ، ج4، ص37
(4) مروج الذهب، مسعودی، ج3، ص67 و ما بعد آن. العالم الاسلامی فی العصر الاموی، ص473
(5) تاریخ طبری، ج5، ص389. الارشاد، ص241. اعلام الوری، طبرسی، ص949

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️شیعه از دید ائمه. الشیعه و التصحیح، ص127، تاریخ طبری، ج5، ص347. تاریخ طبری، جلد5، ص348. الکامل فی التاریخ، ج4، ص37. مروج الذهب، مسعودی، ج3، ص67 و ما بعد آن. العالم الاسلامی فی العصر الاموی، ص473. تاریخ طبری، ج5، ص389. الارشاد، ص241. اعلام الوری، طبرسی، ص949

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ناصرالدین‌شاه قاجار در یادداشتهایش درباره نارضایتی اش از تسلط روسیه و انگلیس بر ایران چنین میگوید: «می‌خواهم به جنوب بروم سفیر روس اعتراض می‌کند، می‌خواهم به شمال بروم سفیر انگلیس اعتراض می‌کند، ‌ای مرده‌شور این مملکت را ببرد که شاه حق ندارد به شمال و جنوب مملکتش مسافرت کند» (تاریخ سیاسی معاصر ایران، سید جلال الدین مدنی، 1361، ص 71).
آنهاییکه که شعار نه شرقی و نه غربیشان گوش فلک را کر کرده، امروز برای فروش ایران به چین و روسیه با یکدیگر مسابقه می دهند!!
#فتأمل
#امتداد_ایدئولوژی_صفویه

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود ?

1⃣ قسمت اول

⚠️شاه عباس، زمانیکه به تخت نشست با مسائلی روبرو شد که قبلا هم در حکومت صفویه وجود داشت. اول، نظام قبیلگی ترکمانان(=تورکها) و اختلاف و رقابت بین قبایل قزلباش و همچنین رقابت آنان با ایرانیان برای کسب قدرت بیشتر که در رأس امور قرار داشت و موجب تضعیف حکومت صفوی میشد. سران قبایل، اراضی وسیعی داشتند و یا حاکم ایالات بودند و آن ایالات را ملک طلق خود می دانستند. دوم، معضلات خارجی، از جمله عثمانیان در غرب و ازبکها در شرق. سالها طول کشید و شاه عباس بر این مشکلات فائق آمد و در خلال آن متحمل شکستها و عقب نشینیهای زیادی شد. قزلباشان که از زمان شاه اسماعیل قدرت و نفوذ بسیاری پیدا کرده بودند و روابطشان با شاه(=مرشد اعظم) مانند مریدان بود. اما شاه عباس هرکجا که نیاز بود آداب و سلوک گذشته را رها میکرد. شاه عباس در واقع برای حل اختلافات داخلی، تورک ستیزی نمود. او با سران تورک و قزلباش با شیوه های سرسختانه برخورد کرد، گروهی از امرای قبایل تورک را اعدام کرد که در قتل برادرش حمزه میرزا دست داشتند. سپس توطئه قبایل تورک را که خواهان عزل وی بودند را بطور وحشیانه ای سرکوب کرد و حتی محافظ سابق خود، مرشد قلیخان استاجلو را از پیش پای خود برداشت. سوء ظن شاه عباس باعث شد، یک فرمانده برجسته تورک را فقط به این دلیل که بیش از اندازه قدرت گرفته بود، به دم تیغ سپرد. سلطنت شاه عباس نقطه آغاز افول ترکمانان و زوال نفوذ و قدرت سیاسی آنها بود. تنفر و بی اعتمادی شاه عباس به تورکها، باعث شد که از فرماندهی های مهم عزل شوند.

⚠️پس از کاهش تورکها و قزلباشان در سپاه شاه عباس، غلامان مسیحی تازه مسلمان شده که عمدتا گرجی، چرکسی، ارمنی و قفقازی بودند و مدتها در ایران اقامت داشتند، در واحدهای مختلف سپاه صفوی وارد شدند و چنان کارآمد بودند که تشکیلات قزلباشان به نصف کاهش یافت. در میان این غلامان، سپاه ثانوی دیگری نیز وجود داشت که عمدتا از روستاییان ایران، اعراب و ترکمانان بودند. معروف است که سر رابرت شرلی بهمراه برادرش سر آنتونی شرلی در زمان شاه عباس، توپخانه را در ایران رواج دادند و شاه عباس از مشاورت نظامی آنها بهره برد. شاه عباس برای اینکه دستش برای حل سایر مشکلات باز باشد، ابتدا در 21 مارس 1590م با عثمانی صلح کرد و بخشهای زیادی از ایران جدا شد. عثمانیان بر بخشهایی از آذربایجان از جمله تبریز و بخشهایی از گرجستان و قره باغ و شهر ایروان و خوزستان و شروان و بغداد تسلط یافتند. یکی از مواد صلح نامه این بود که صفویان از لعن و نفرین خلفای راشدین که از زمان شاه اسماعیل مرسوم شده بود، خودداری کنند. پذیرش این شرط برای شاه عباس تحقیر آمیز بود چون اساس و ذات حکومت صفویه در دشمنی با خلفای راشدین و اهل سنت بود. پس از صلح با عثمانی، شاه عباس به ازبکان در شرق حمله کرد، مشهد و هرات را گرفت و تا بلخ و مرو پیش رفت، اما ازبکها شکست سختی به صفویان وارد کردند و آنها مجبور به عقب نشینی شدند و نیروی توپخانه صفوی کلا منهدم شد و این نقطه پایان جنگ صفویان با ازبکها بود. سپس شاه عباس بر خلاف پیمان صلحش با عثمانی، به آذربایجان و نخجوان و ایروان حمله کرد و آنها را تصرف نمود. عثمانیها به فرماندهی چغال زاده پاشا دست به ضد حمله زدند که شکست خوردند، لذا پیمان صلح جدیدی در استانبول منعقد شد و مرزهای کهن ایران_ترکان را تثبیت کرد. اینبار عثمانیها در حمله پیش دستی کردند اما توفیقی نیافتند و صفویان در تهاجم خود عراق و سپس بحرین را تصرف کردند. سپس شاه عباس بر بخشی از گرجستان مسلط شد و در نهایت حکومت طهمورث اول(تیموراز) را به رسمیت شناخت و در سال 1622 م با کمک انگلیسیها، موفق شد پرتغالی ها را از هرمز خارج کند.

📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 78 تا 83

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود? (قسمت اول). تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 78 تا 83

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود ?

2⃣ قسمت دوم

⚠️شاه عباس صفوی در سلطنت بیش از 40 ساله اش به تمرکزگرایی دولت وفادار ماند. او یک سپاه ثابت ایجاد کرد و گرایشهای جدایی طلبانه قزلباشان تورک را بشدت سرکوب نمود و به حکومتهای تورک و مستقل محلی مانند ذوالقدر در فارس و شاملو در کرمان خاتمه داد و دولتهای فرودست مانند گیلان و مازندران و لار را در حکومت صفوی ضمیمه کرد و باعث انقیاد و انضمام نواحی مستقل گرجی مانند کاخت و مسخت و همچنین مکران در بلوچستان شد. شاه عباس از این طریق اراضی خالصه بسیاری را از ایرانیان برای خود تصاحب کرد که کل درآمد آنها برای استفاده شاه عباس کنار گذاشته میشد. او در اواخر سده 16 و اوایل سده 17 م بر بحرانهای داخلی و خارجی فائق آمد و قلمرو صفوی را به وسیعترین حد خود رساند. تشکیلات اداری و راههای ارتباطی را بهبود بخشید و شبکه ای از کاروانسراها ایجاد کرد که موجب رشد تجارت و صناعت شد(ناگفته نماند که طبق سفرنامه شاردن این کاروانسراها برای شاه عباس جنبه درآمدی داشت، زیرا تعداد زیادی روسپی و فاحشه در این کاروانسراها تن فروشی میکردند و به حکومت صفوی مالیات می دادند).

⚠️شاه عباس چون نسبت به تورکها سوء ظن داشت و بسیاری از سران تورک را سرکوب کرده بود و همچنین بخاطر خطر عثمانیها، تصمیم گرفت پایتخت خود را از نواحی تورک نشین تبریز و قزوین به فارس نشین اصفهان انتفال داد. شاه عباس برای توسعه اصفهان از معماری و طراحی شهری و شیوه تزئینی که از سنن کهن گرفته شده بود، استفاده کرد که به سبک صفوی معروف است ولی در اصل همان هنر و معماری تیموری است. شاه عباس از اراضی خالصه ای که از ایرانیان تصاحب کرده بود، اوقاف بسیاری ایجاد کرد. شاه عباس صفوی علیرغم اینکه نسبت به ادیان دیگر مسامحه زیادی داشت اما در مواجهه با ایرانیان مسلمان سنی مذهب، چندان عطوفتی از خود نشان نداد. او در رفتار با سفرای کشورهای سنی مذهب پا را فراتر از رفتارهای معمول شیعه نمیگذاشت، ولی با اتباع و امرای سنی مذهب، مخصوصا فقها و علما، هیچگونه مراعات و ترحمی نداشت. ادبیات در دوره صفوی رونقی نداشت و شعر صفوی بخاطر فقدان اصالت، مشحون از ابتذالها و باریک بینی های شدید کلامی بود. در قیاس با دربار صفوی، علاقه وافر سلاطین سنی مذهب هند به شاعران و همچنین خوشنویسان و نقاشان نگارگر باعث مهاجرت آنها به هند شد. علاقه به فرهنگ فکری و هنری که در کسوت اثر هنری بی همتا و یا شمار عظیمی از دستاوردهای هنری در زمان شاه عباس خود را نشان میداد بخاطر تاثیر و نفوذ میراث کهن تیموری بود نه یک هنر انحصاری صفوی. شاه عباس در قضیه جانشینی و رفتار با فرزندانش هرگز سیاست مدارانه عمل نکرد. او 11 فرزند داشت که 5 نفرشان پسر بود. شاه عباس با کودتا علیه پدرش به تخت نشست. او پدرش را با دو برادر خودش کور کرد تبعیدشان نمود، لذا او از واکنش احتمالی ناراضیان اشرافیت صفوی بویژه رؤسای قبایل تورک که خلع ید شده بودند و فرماندهان قزلباش که از صحنه قدرت رانده شده بودند، واهمه داشت و تا پایان عمر، همواره نسبت به اطرافیان خود مظنون بود. برای اینکه کودتاها را خنثی کند فرماندهان و درباریان را از ارتباط با فرزندانش بشدت بر حذر داشت و عدول کنندگان را مجازات سخت میکرد. شاه عباس چون برای رسیدن به قدرت از ابزار خونین بهره گرفت و در ایام سلطنتش بسیار سختگیری پیشه کرد، بنابراین دشمنان خونی بسیاری داشت. تعدادی از این دشمنان نسبت به فرزند ارشدش صفی میرزا علاقه نشان دادند، لذا شاه عباس دستور قتل پسرش صفی میرزا را صادر کرد و او را در رشت کشتند و شورش بزرگی در رشت به راه افتاد. سپس دستور داد چشمان پسر دیگرش سلطان محمدمیرزا و نوه اش سلیمان میرزا(=فرزند صفی میرزا) و همچنین امامقلی میرزا ولیعهد را کور کنند و آنها را از جانشینی محروم ساخت. مورخان ایرانی علیرغم این جنایات به شاه عباس لقب کبیر را دادند(جدای از برخی خدمات، میشود علتش را در مخاصمه شاه عباس با بسیاری سران تورکها و قزلباشان دانست و دیگر اینکه کارهای شاه عباس صفوی بزرگ به نظر می آمد در قیاس با بی کفایتی و کوتاهی های سایر شاهان صفوی). شاه عباس باعث قدرت گیری صفویه شد، اما موجب زوال صفویه نیز شد، زیرا با حذف و کور کردن و راندن شاهزادگان به حرمسرا و دور نگهداشتن آنان از امور دولتی و منع ارتباطشان با دربار و نظامیان و کوتاهی در تعلیم و تربیتشان باعث شد که جانشینان لایق و کارآمدی تربیت نشوند، لذا شاهزادگان که در حرمسرا و در میان خواجگان و معشوقگان بزرگ شدند افرادی سست عنصر، نالایق و بی علاقه به امور گشتند.

📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 84 تا 93

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه عباس صفوی چگونه پادشاهی بود? (قسمت دوم). تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، ص 84 تا 93

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
شاه صفی اول صفوی، چگونه پادشاهی بود?

⚠️هنگامیکه شاه عباس در 19ژانویه 1629 در کاخش در اشرف مازندران درگذشت، هیچ یک از برادران یا فرزندانش زنده نبود که جانشینش شود، زیرا شاه عباس بخشی را بقتل رسانده بود و بخشی را کور کرده بود که مناسب سلطنت نبودند. او به گونه ای کاملا مبهم، نوه خود، سام میرزا فرزند صفی میرزا مقتول را جانشین خود اعلام کرد. لذا سام میرزا با لقب شاه صفی اول با تایید گروه رجال موجود در اشرف مازندران و رجال اصفهان به تخت نشست. آیا شاه صفی اول، حاکمی خونگرم و سخی بود یا مستبدی خونریز? البته واقعیت دارد که در زمان جلوس، دست سخاوتش را گشود و هدایای بسیاری بخشید، اما هنگامیکه میشنویم برای این منظور مبالغ هنگفتی هزینه شده، دیگر نمیتوان آنرا جز ولخرجی دیوانه وار چیز دیگری نامید. همچنین نمیتوان انکار کرد که به امر شاه صفی اول در سالهای نخست سلطنتش، همه شاهزادگان و دختر زادگان شاه پیشین و حتی شاهزادگانی که کور شده بودند، بقتل رسیدند و علاوه بر این تعداد زیادی از رجال برجسته حکومت صفویه و خدمتکاران دربار در کنار صدها نفر دیگر از میان برداشته و کشته شدند. مطالعه رفتار و کردار شاه صفی اول، هیچ نقطه مثبتی در شخصیت انسانی وی باقی نمیگذارد. او یک مستبد دمدمی بود که افراد اطرافش را همیشه در حال ترس از قتل و اعدامهای دلبخواهی ببیند. همچنین شاه صفی اول، علاقه چندانی به مسائل و مشاغل دولتش نداشت و کمترین تاثیری بر حیات فکری و فرهنگی مردم ایران پدید نیاورد، زیرا وی علاقه فزاینده ای به میگساری داشت و حتی اعتیاد او به بنگ و چرس و افیون از جوانی گریبانگیرش بود که مرگش بر اثر شرابخواری مفرط بود. با اینکه شخصیتهای مجرب و برجسته به هدایت و ارشاد شاه پرداختند، اما کوچکترین تاثیری در امور نداشت، شاید بخاطر بازتاب تربیت او در حرمسرا بوده باشد. بنابراین تصمیمات عمده را شخصیتهای برجسته میگرفتند نه خود شاه و در واقع همین شخصیتهای برجسته، حاکم بودند از جمله اوغورلو خان شاملو ایشیک آغاسی باشی، رستم بیگ، چراغ خان زاهدی، رستم خان و خسرو خان و همچنین ملکه مادر و زینب بیگم دختر شاه عباس و همچنین امامقلی خان فرزند الله وردی خان. امامقلی خان چندان مورد اعتماد شاه عباس بود که وی یکی از همسران خود را به عقد امامقلی خان درآورد، اما در زمان سلطنت شاه صفی اول، امامقلی خان و فرزندانش به اتهام توطئه با مقامات نافرمان شمال غربی فارس و گرجستان به تیغ جلاد سپرده شدند. البته میرزا تقی یا سارو تقی که صدراعظم شاه بود، سوابق کاری مثبتی در تشکیلات دیوانی از زمان شاه عباس داشت. اما در سارو تقی عادات مستبدانه ای ریشه کرد و بخاطر اکراه نابجای او در سال 1638م برای سازش، موجب از دست رفتن قندهار شد.

⚠️ در زمان شاه صفی، نواحی مرزی با عثمانی و گرجستان و ازبکها و هند، جنگ درگرفت و برخی از نقاط مملکت از دست رفت. سپس صفویان با عثمانی ها پس از کشمکش بسیار صلح کردند و کل بین النهرین از تصرف صفویان خارج شد و پس از آن جنگی درخور بین صفویان و عثمانی در نگرفت. اما صفویان بفرماندهی رستم خان به گرجستان حمله کردند و طهمورث شکست خورد و رستم خان حاکم آنجا شد، اما طهمورث نیز مورد حمایت صفویان قرار گرفت تا رستم خان بیش از حد قدرتمند نشود. در تمام قرن 17م انتقال دختران و پسران گرجی(برای خواجگی، لواط دهندگی و تن فروشی و خدمات دیگر) به ایران ادامه یافت، اما مانند سابق با زور نبود بلکه با تطمیع و رشوه و ترفند. در شمال شرقی نیز ترکمانان به فرماندهی اسفندیار خان به خوارزم حمله کردند اما پشیمان شدند، لذا اسفندیار خان برادر خود ابوالغازی را تسلیم صفویان کرد و صلح ایجاد شد و مدتی بعد ابوالغازی جانشین اسفندیار خان در دربار صفوی گشت. ولی ازبکها همچنان در مرزهای ایران می جنگیدند. روابط متشنج شاه صفی با مغولان هند باعث شد که عبدالله قطب شاهی شیعه مذهب، حاکم امارت نشین گل کُنده در دکن، پس از پیروزیهای شاه جهان سنی مذهب، خود را تحت الحمایه او قرار دهد. هنگامیکه شاه صفی اول درگذشت، سرزمینی را از خود به ارث گذاشت که کوچکتر شده بود.

📚منبع:
تاریخ ایران کمبریج، بخش صفویه، ه ر رویمر و...، صفحه 93 تا 101

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇