⚠️ هرکس در مسیر حرکت زنان حرمسرای صفویان بود باید کشته شود. سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج8، ص 393 تا 397
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ تصاحب زنان شوهر دار توسط شاهان صفوی ❌
⚠️شاردن در سیاحتنامه خود چنین گزارش می دهد: «شاه عباس دوم در جلفا تحت تاثیر زینت و ظرافت یک زن ارمنی قرار گرفت که دختر داروغه شهر جلفا بود. هنگامیکه شاه صفوی با زنان حرمسرایش برای تماشای زیباییهای منزل این زن به آنجا رفت، مدت دو سال بود که همسر این زن ارمنی در سفر بود. زن، چنان با لطف از شاه عباس دوم پذیرایی کرد که شاه عاشق وی شد و او را فریفت. میگویند این تنها نمونه ایست که شاهان ایران، زن شوهر داری را فریفته باشند»(1)
اما در رستم التواریخ چنین می خوانیم: «شاه سلطان حسین صفوی، در اصفهان سالی سه روز را قدغن میکرد تا مردها از خانه بیرون نیایند و زنان و دختران آنان در کمال آراستگی در محل کسب شوهرانشان بنشینند. شاه سلطان حسین صفوی با زنان حرمسرا و کنیزکان خود به گردش در شهر می پرداخت. زن و دختری که مورد پسند شاه سلطان حسین صفوی قرار میگرفت، اگر شوهر دار بود، وقتی خبر به شوهر آن زن میرسید، فورا زنش را باید طلاق میداد. سپس شاه صفوی آن زن تصرف می نمود و عقدش میکرد و پس از کامجویی او را طلاق می داد و به خانه شوهرش می فرستاد»(2)
اما در تاریخ ایران باستان نیز از تصاحب زنان دیگران بوسیله شاهان گزارشاتی وجود دارد. آنجا که بابک پسرش اردشیر(=موسس ساسانیان) را به درخواست اردوان پنجم به دربار اشکانی می برد و اردوان، اردشیر بابکان را گرامی می دارد و وی را هم صحبت شاهزادگان و پسران خویش میکند. اردوان، کنیز زیبایی داشت که برایش بسیار عزیز بود. روزی اردشیر بابکان طنبور می نواخت و آواز میخواند که کنیزک شیفته اش شد. سرانجام اردشیر بابکان شبی از شبها با دو اسب از اسبان اردوان به همراه کنیزی که متعلق به اردوان بود گریخت(3)
همچنین خسروپرویز ساسانی هر از گاهی برای تجدید حرم، به فرمانروایان اطراف نامه می فرستاد و مشخصات زنان مورد پسندش را در نامه ذکر میکرد. عمّال خسرو پرویز نیز می گشتند و هر جا زنانی موصوف به آن صفات می یافتند، اعم از دوشیزه یا بیوه یا صاحب فرزندٍ شوهر دار را به حرمسرای خسرو پرویز ساسانی ارسال میکردند(4)
📚منابع:
(1) سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد8، صفحه 398
(2) رستم التواریخ، محمد هاشم الحسینی الموسوی الصفوی متخلص به آصف، صفحه 107 و 108
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 383 و 384
(4) ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، صفحه 616 و 617
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️شاردن در سیاحتنامه خود چنین گزارش می دهد: «شاه عباس دوم در جلفا تحت تاثیر زینت و ظرافت یک زن ارمنی قرار گرفت که دختر داروغه شهر جلفا بود. هنگامیکه شاه صفوی با زنان حرمسرایش برای تماشای زیباییهای منزل این زن به آنجا رفت، مدت دو سال بود که همسر این زن ارمنی در سفر بود. زن، چنان با لطف از شاه عباس دوم پذیرایی کرد که شاه عاشق وی شد و او را فریفت. میگویند این تنها نمونه ایست که شاهان ایران، زن شوهر داری را فریفته باشند»(1)
اما در رستم التواریخ چنین می خوانیم: «شاه سلطان حسین صفوی، در اصفهان سالی سه روز را قدغن میکرد تا مردها از خانه بیرون نیایند و زنان و دختران آنان در کمال آراستگی در محل کسب شوهرانشان بنشینند. شاه سلطان حسین صفوی با زنان حرمسرا و کنیزکان خود به گردش در شهر می پرداخت. زن و دختری که مورد پسند شاه سلطان حسین صفوی قرار میگرفت، اگر شوهر دار بود، وقتی خبر به شوهر آن زن میرسید، فورا زنش را باید طلاق میداد. سپس شاه صفوی آن زن تصرف می نمود و عقدش میکرد و پس از کامجویی او را طلاق می داد و به خانه شوهرش می فرستاد»(2)
اما در تاریخ ایران باستان نیز از تصاحب زنان دیگران بوسیله شاهان گزارشاتی وجود دارد. آنجا که بابک پسرش اردشیر(=موسس ساسانیان) را به درخواست اردوان پنجم به دربار اشکانی می برد و اردوان، اردشیر بابکان را گرامی می دارد و وی را هم صحبت شاهزادگان و پسران خویش میکند. اردوان، کنیز زیبایی داشت که برایش بسیار عزیز بود. روزی اردشیر بابکان طنبور می نواخت و آواز میخواند که کنیزک شیفته اش شد. سرانجام اردشیر بابکان شبی از شبها با دو اسب از اسبان اردوان به همراه کنیزی که متعلق به اردوان بود گریخت(3)
همچنین خسروپرویز ساسانی هر از گاهی برای تجدید حرم، به فرمانروایان اطراف نامه می فرستاد و مشخصات زنان مورد پسندش را در نامه ذکر میکرد. عمّال خسرو پرویز نیز می گشتند و هر جا زنانی موصوف به آن صفات می یافتند، اعم از دوشیزه یا بیوه یا صاحب فرزندٍ شوهر دار را به حرمسرای خسرو پرویز ساسانی ارسال میکردند(4)
📚منابع:
(1) سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد8، صفحه 398
(2) رستم التواریخ، محمد هاشم الحسینی الموسوی الصفوی متخلص به آصف، صفحه 107 و 108
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 383 و 384
(4) ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، صفحه 616 و 617
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ تصاحب زنان شوهر دار توسط شاهان صفوی. سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج8، ص 398. رستم التواریخ، محمدهاشم الحسینی الموسوی الصفوی، ص 107 و 108
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تصاحب زنان شوهر دار توسط شاهان ایران باستان. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 383 و 384. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی، ص 616 و 617
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ مرگ نکبت بار شاه اسماعیل صفوی و شاه عباس دوم صفوی❌
⚠️شاه اسماعیل صفوی که از شیفتگان شرابخواری و لواط بود، ایرانیانٍ را که اکثرا سنی مذهب بودند، بزور کشتار و شکنجه و هتک ناموس شیعه اثنی عشری کرد و می پنداشت که این ماموریت موهوم از جانب ائمه معصوم به او محول شده و ائمه حامی او هستند و هیچگاه شکست نخواهد خورد، اما هنگامیکه در جنگ چالدران از سلطان سلیم عثمانی شکست خورد و از میدان جنگ گریخت، نخوتش فرو ریخت. از آن پس شاه اسماعیل به موجود مفلوکی تبدیل شد که برای از یاد بردن شکست چالدران و ترس از لشکرکشی سلطان سلیم، خود را غرق در شراب و لواط ساخت و میل به غذا در او از بین رفت و چنان ضعیف شد تا اینکه در آستانه 37 سالگی درگذشت(1)
شاه عباس دوم صفوی نیز طبق گزارش ژان شاردن، بخاطر آمیزش با فاحشه ها دچار بیماری شد و درگذشت(2)
📚منابع:
(1) قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 220
(2) سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 9، ص 48
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️شاه اسماعیل صفوی که از شیفتگان شرابخواری و لواط بود، ایرانیانٍ را که اکثرا سنی مذهب بودند، بزور کشتار و شکنجه و هتک ناموس شیعه اثنی عشری کرد و می پنداشت که این ماموریت موهوم از جانب ائمه معصوم به او محول شده و ائمه حامی او هستند و هیچگاه شکست نخواهد خورد، اما هنگامیکه در جنگ چالدران از سلطان سلیم عثمانی شکست خورد و از میدان جنگ گریخت، نخوتش فرو ریخت. از آن پس شاه اسماعیل به موجود مفلوکی تبدیل شد که برای از یاد بردن شکست چالدران و ترس از لشکرکشی سلطان سلیم، خود را غرق در شراب و لواط ساخت و میل به غذا در او از بین رفت و چنان ضعیف شد تا اینکه در آستانه 37 سالگی درگذشت(1)
شاه عباس دوم صفوی نیز طبق گزارش ژان شاردن، بخاطر آمیزش با فاحشه ها دچار بیماری شد و درگذشت(2)
📚منابع:
(1) قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 220
(2) سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 9، ص 48
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه اسماعیل صفوی مدعی بود سخن بهشتیان را می شنود ❌
⚠️میرزا بیگ جُنابندی از طرفداران شاه اسماعیل در کتاب روضه الصفویه چنین می گوید: شاه اسماعیل هر وقت بنا بر فتح بلاد، متوجه کاراز می گشت، از مقیمان دار السرور(=بهشت) این سخن را استماع می فرموده که می گفتند: حیث شئت منصور(یعنی همیشه پیروزی). و شاهد بر این دعوی و دلیل اثبات این مدعا فتوحاتی بود که شاه اسماعیل در جنگها انجام داد، از جمله فتح تبریز.
❗️نکته: شکست و فرار شاه اسماعیل از سلطان سلیم عثمانی در جنگ چالدران، این توهمات شکست ناپذیری او را متلاشی کرد.
شاه اسماعیل این لواط گر قهار، مدعی بود که تشیع اثنی عشری بر حق است، در اذان مسلمانان تغییر ایجاد کرد و دستور داد که در مساجد و منابر اهل سنت، عبارت "اشهد ان علی ولی الله" را به اذان اضافه کنند و پس از حی علی الصلوه و حی علی الفلاح، عبارت "حی علی خیر العمل، محمد و علی خیر البشر" را به اذان افزود. شاه اسماعیل فرمان داد، هرکس که به شعار اهل سنت عمل نماید، سرش را از تنش جدا کنند و خونش بازخواست نداشته باشد.
📚منبع:
روضه الصفویه، میرزا بیگ جنابندی، صفحه 153 و 154
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️میرزا بیگ جُنابندی از طرفداران شاه اسماعیل در کتاب روضه الصفویه چنین می گوید: شاه اسماعیل هر وقت بنا بر فتح بلاد، متوجه کاراز می گشت، از مقیمان دار السرور(=بهشت) این سخن را استماع می فرموده که می گفتند: حیث شئت منصور(یعنی همیشه پیروزی). و شاهد بر این دعوی و دلیل اثبات این مدعا فتوحاتی بود که شاه اسماعیل در جنگها انجام داد، از جمله فتح تبریز.
❗️نکته: شکست و فرار شاه اسماعیل از سلطان سلیم عثمانی در جنگ چالدران، این توهمات شکست ناپذیری او را متلاشی کرد.
شاه اسماعیل این لواط گر قهار، مدعی بود که تشیع اثنی عشری بر حق است، در اذان مسلمانان تغییر ایجاد کرد و دستور داد که در مساجد و منابر اهل سنت، عبارت "اشهد ان علی ولی الله" را به اذان اضافه کنند و پس از حی علی الصلوه و حی علی الفلاح، عبارت "حی علی خیر العمل، محمد و علی خیر البشر" را به اذان افزود. شاه اسماعیل فرمان داد، هرکس که به شعار اهل سنت عمل نماید، سرش را از تنش جدا کنند و خونش بازخواست نداشته باشد.
📚منبع:
روضه الصفویه، میرزا بیگ جنابندی، صفحه 153 و 154
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ مذهب ایرانیان چگونه به تشیع دوازده امامی تغییر کرد ❌
⚠️زمانیکه شهر تبریز به دست شاه اسماعیل صفوی فتح شد، جمعیتش بیش از 200 هزار نفر بود. مردم تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان، مثل اردبیل و زنجان و خوی و مرند و باکو و.. "سنّی شافعی" بودند، بخشی نیز "شیعه زیدی" بودند. شاه اسماعیل که در اثر تلقینهای چندین ساله مادر و اطرافیانش کینه بسیار شدیدی نسبت به سنّیان در دل و آرزوی نابودی همگانی آنها را داشت، پس از فتح تبریز تصمیم گرفت مردم شهر را مجبور به تغییر مذهب کند. یکی مشاوران شاه اسماعیل به نام زکریا کججی که هنوز شیعه نشده بود، شاه اسماعیل را ازینکار برحذر داشت و شاه اسماعیل چنین پاسخ داد: «مرا به اینکار وا داشته اند، خدای عالم و همه ائمه معصومین همراه من هستند، من از هیچکس باک ندارم و به توفیق الله تعالی اگر رعیت حرفی بگویند شمشیر میکشم و یک تن را زنده نمیگذارم». شاه اسماعیل که بخاطر سوابق تربیتیش احساس خدایی میکرد و خودش را پیامبرگونه می پنداشت و به خودش حق میداد که هر لحظه هر تصمیمی بگیرد، بدون تأمل به اجرا بگذارد. او سالها مترصد فرصتی بود تا کینه اش از سنّی ها را بر سر آنان خالی کند. او سنی ها را بی دین و فاسد و خونریز می پنداشت و برنامه اش نابودی آنها بود. او برای این برنامه، یک مأموریت آسمانی برای خودش قائل شده بود. او فکر میکرد که مردم جهان مسلمان و شیعه اند و در میان آنها برخی هم بی دین و سنی اند که باید نابود شوند. او از خلیفه ها و استادان خود شنیده بود که وقتی امام غائب ظهور کند، چندان سنّی خواهد کشت که سیلاب خون به زانوان اسبش برسد. شاه اسماعیل در شرایطی پرورش یافته بود که حقیقتا باورش شده بود که "ولی الله" و برگزیده است و برای رهاسازی بشریت از دست سنّی ها مبعوث شده است. او چنان در رویای کودکانه اش غرق بود که به هیچوجه قادر نبود حقایق تاریخی و اجتماعی را درک کند.
⚠️فردای روزی که قزلباشان شهر تبریز را گرفتند، جمعه بود. روز جمعه، شاه اسماعیل وارد مسجد جامع تبریز شد و دستور داد که در میان هر دو نفر از حضّار مسجد، یک نفر قزلباش شمشیر بدست بایستد. او بر منبر رفت و از مردم خواست که از مذهب اهل سنت تبرّا کنند و به ابوبکر و عمر و عثمان لعنت بفرستند و هرکه ساکت ماند بی درنگ سرش را بزنند و خودش لعنت فرستاد. قزلباشان شروع کردند به لعنت فرستادن ولی سایر حضّار مسجد به اعتراض زبان گشودند. شاه اسماعیل دوباره لعنت فرستاد و با صدای بلند گفت: هرکدام که نمی گوئید کشته میشوید. شاه اسماعیل که نه از تاریخ اسلام اطلاعی داشت و نه اصحاب پیامبر را می شناخت و نه می دانست که آنها چه کسانی بوده اند و از خلیفه های شیعه بکتاشی شنیده بود که ابوبکر و عمر و عثمان و عائشه دین نداشته اند و دشمن پیامبر و اسلام بوده اند.... او شنیده بود که دین سنّی یک دین شیطانی و ساخته و پرداخته ابوسفیان بوده و بدست ابوبکر و عمر رواج داده شده. او از خلیفه های شیعه بکتاشی شنیده بود که عمر به خانه علی حمله کرد و فاطمه را زخمی کرد و باعث سقط جنین فاطمه و شهادت محسن شد و چند روز بعد نیز فاطمه شهید شد. شاه اسماعیل همچنان بر بالای منبر مسجد فریاد میزد و شمشیر می چرخاند که به ابوبکر و عمر و عثمان لعنت بفرستید و از دشمنان خدا و پیامبر اسلام تبرّا کنید. حضّار مسجد انگشت در گوشهای خود کردند تا اهانات را نشنوند. چند تن از علما و رجال تصمیم گرفتند از مسجد بیرون بروند، ولی شاه اسماعیل شمشیر بلند کرد و گفت: تبرّا کنید. چونکه هیچکس به دستور شاه اسماعیل پاسخی نداد، او نیز به قزلباشان فرمان داد که گردنهای همه را بزنند. مسجد تبریز در آن روز به قتلگاه عظیمی تبدیل شد.
❗️نکته: مردم سایر نقاط ایران نیز به همین شکل با کشتار و البته شکنجه و تجاوز صفویان، به مذهب تشیع دوازده امامی در آمدند و هرگز به میل خود پذیرای این مذهب نبودند. طبق گزارش وقایع نگاران دربار صفوی، وقتی که ایرانیان برای تغییر مذهب کشتار می شدند، مردم دو شهر قم و کاشان که عمدتا شیعه رافضی و غیر ایرانی(عراقی و یمنی تبار) بودند خوشحالی میکردند و جشن می گرفتند.
📚منبع:
قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، صفحه 82 تا 86
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️زمانیکه شهر تبریز به دست شاه اسماعیل صفوی فتح شد، جمعیتش بیش از 200 هزار نفر بود. مردم تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان، مثل اردبیل و زنجان و خوی و مرند و باکو و.. "سنّی شافعی" بودند، بخشی نیز "شیعه زیدی" بودند. شاه اسماعیل که در اثر تلقینهای چندین ساله مادر و اطرافیانش کینه بسیار شدیدی نسبت به سنّیان در دل و آرزوی نابودی همگانی آنها را داشت، پس از فتح تبریز تصمیم گرفت مردم شهر را مجبور به تغییر مذهب کند. یکی مشاوران شاه اسماعیل به نام زکریا کججی که هنوز شیعه نشده بود، شاه اسماعیل را ازینکار برحذر داشت و شاه اسماعیل چنین پاسخ داد: «مرا به اینکار وا داشته اند، خدای عالم و همه ائمه معصومین همراه من هستند، من از هیچکس باک ندارم و به توفیق الله تعالی اگر رعیت حرفی بگویند شمشیر میکشم و یک تن را زنده نمیگذارم». شاه اسماعیل که بخاطر سوابق تربیتیش احساس خدایی میکرد و خودش را پیامبرگونه می پنداشت و به خودش حق میداد که هر لحظه هر تصمیمی بگیرد، بدون تأمل به اجرا بگذارد. او سالها مترصد فرصتی بود تا کینه اش از سنّی ها را بر سر آنان خالی کند. او سنی ها را بی دین و فاسد و خونریز می پنداشت و برنامه اش نابودی آنها بود. او برای این برنامه، یک مأموریت آسمانی برای خودش قائل شده بود. او فکر میکرد که مردم جهان مسلمان و شیعه اند و در میان آنها برخی هم بی دین و سنی اند که باید نابود شوند. او از خلیفه ها و استادان خود شنیده بود که وقتی امام غائب ظهور کند، چندان سنّی خواهد کشت که سیلاب خون به زانوان اسبش برسد. شاه اسماعیل در شرایطی پرورش یافته بود که حقیقتا باورش شده بود که "ولی الله" و برگزیده است و برای رهاسازی بشریت از دست سنّی ها مبعوث شده است. او چنان در رویای کودکانه اش غرق بود که به هیچوجه قادر نبود حقایق تاریخی و اجتماعی را درک کند.
⚠️فردای روزی که قزلباشان شهر تبریز را گرفتند، جمعه بود. روز جمعه، شاه اسماعیل وارد مسجد جامع تبریز شد و دستور داد که در میان هر دو نفر از حضّار مسجد، یک نفر قزلباش شمشیر بدست بایستد. او بر منبر رفت و از مردم خواست که از مذهب اهل سنت تبرّا کنند و به ابوبکر و عمر و عثمان لعنت بفرستند و هرکه ساکت ماند بی درنگ سرش را بزنند و خودش لعنت فرستاد. قزلباشان شروع کردند به لعنت فرستادن ولی سایر حضّار مسجد به اعتراض زبان گشودند. شاه اسماعیل دوباره لعنت فرستاد و با صدای بلند گفت: هرکدام که نمی گوئید کشته میشوید. شاه اسماعیل که نه از تاریخ اسلام اطلاعی داشت و نه اصحاب پیامبر را می شناخت و نه می دانست که آنها چه کسانی بوده اند و از خلیفه های شیعه بکتاشی شنیده بود که ابوبکر و عمر و عثمان و عائشه دین نداشته اند و دشمن پیامبر و اسلام بوده اند.... او شنیده بود که دین سنّی یک دین شیطانی و ساخته و پرداخته ابوسفیان بوده و بدست ابوبکر و عمر رواج داده شده. او از خلیفه های شیعه بکتاشی شنیده بود که عمر به خانه علی حمله کرد و فاطمه را زخمی کرد و باعث سقط جنین فاطمه و شهادت محسن شد و چند روز بعد نیز فاطمه شهید شد. شاه اسماعیل همچنان بر بالای منبر مسجد فریاد میزد و شمشیر می چرخاند که به ابوبکر و عمر و عثمان لعنت بفرستید و از دشمنان خدا و پیامبر اسلام تبرّا کنید. حضّار مسجد انگشت در گوشهای خود کردند تا اهانات را نشنوند. چند تن از علما و رجال تصمیم گرفتند از مسجد بیرون بروند، ولی شاه اسماعیل شمشیر بلند کرد و گفت: تبرّا کنید. چونکه هیچکس به دستور شاه اسماعیل پاسخی نداد، او نیز به قزلباشان فرمان داد که گردنهای همه را بزنند. مسجد تبریز در آن روز به قتلگاه عظیمی تبدیل شد.
❗️نکته: مردم سایر نقاط ایران نیز به همین شکل با کشتار و البته شکنجه و تجاوز صفویان، به مذهب تشیع دوازده امامی در آمدند و هرگز به میل خود پذیرای این مذهب نبودند. طبق گزارش وقایع نگاران دربار صفوی، وقتی که ایرانیان برای تغییر مذهب کشتار می شدند، مردم دو شهر قم و کاشان که عمدتا شیعه رافضی و غیر ایرانی(عراقی و یمنی تبار) بودند خوشحالی میکردند و جشن می گرفتند.
📚منبع:
قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، صفحه 82 تا 86
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ مذهب ایرانیان چگونه به تشیع دوازده امامی تغییر کرد. قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 82 تا 85
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❌حقیقتی از زبان مداح منصف شیعه در رد ادعای شهادت فاطمه رضی الله عنها ❌
⚠️اهل سنت از این سخنان منصفانه استقبال کرده و آن را گامی مثبت در جهت ازاله موانع راه وحدت و اخوت واقعی میداند نه مجرد شعارهای توخالی و بی پشتوانه.
وحدت و برادری حقیقی بر اساس دین و توحید و شریعت است.
به امید روزی که سنیان و شیعیان موحد و حقجو همه با هم بر کلمه توحید یکصدا شده و برادری واقعی را بدون هیچ تقیه و تزویر و خیانتی به نمایش بگذاریم و با هم علیه کفر جهانی یکصدا شویم.
#بازنشر_حداکثری
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اهل سنت از این سخنان منصفانه استقبال کرده و آن را گامی مثبت در جهت ازاله موانع راه وحدت و اخوت واقعی میداند نه مجرد شعارهای توخالی و بی پشتوانه.
وحدت و برادری حقیقی بر اساس دین و توحید و شریعت است.
به امید روزی که سنیان و شیعیان موحد و حقجو همه با هم بر کلمه توحید یکصدا شده و برادری واقعی را بدون هیچ تقیه و تزویر و خیانتی به نمایش بگذاریم و با هم علیه کفر جهانی یکصدا شویم.
#بازنشر_حداکثری
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه اسماعیل صفوی پایه گذار رسم آدمخواری در ایران پس از اسلام ❌
⚠️شاه اسماعیل صفوی که با کمک قزلباشان، با کشتار، شکنجه و تجاوز، ایرانیان عموما سنّی مذهب را وادار به تشیع دوازده امامی می نمود، آدمخواری را در ایران پس از اسلام، مرسوم کرد. شاه اسماعیل برای وادار کردن اهالی خراسان به پذیرفتن مذهب شیعه، به آنجا حمله کرد و در نبردی محمدخان شیبانی(=شیبک خان ازبک) را شکست داد و فرمان داد تا قزلباشان جسدی وی را بیابند. جسد را یافتند و سرش را فی الفور از تن جدا کرده و برای شاه اسماعیل آوردند. شاه اسماعیل دستور داد بدنش را نیز بیاورند و سه ضربت شمشیر بر شکم محمدخان شیبانی وارد کرد و فرمود: «هرکس مرا دوست دارد از گوشت این دشمن طعمه سازد». بخاطر ازدحام برای خوردن گوشت محمدخان شیبانی صوفیان قزلباش بروی هم شمشیر کشیدند و هرکس تکه ای از آن بدن را می ربود و می خورد تا اینکه تمام گوشت جسد خورده شد. حتی کاسه سر محمدخان شیبانی را با طلا و جواهر، مرصّع کردند و جام شراب شاه اسماعیل شد.
📚منبع:
روضه الصفویه، میرزا بیگ جنابندی، صفحه 241
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️شاه اسماعیل صفوی که با کمک قزلباشان، با کشتار، شکنجه و تجاوز، ایرانیان عموما سنّی مذهب را وادار به تشیع دوازده امامی می نمود، آدمخواری را در ایران پس از اسلام، مرسوم کرد. شاه اسماعیل برای وادار کردن اهالی خراسان به پذیرفتن مذهب شیعه، به آنجا حمله کرد و در نبردی محمدخان شیبانی(=شیبک خان ازبک) را شکست داد و فرمان داد تا قزلباشان جسدی وی را بیابند. جسد را یافتند و سرش را فی الفور از تن جدا کرده و برای شاه اسماعیل آوردند. شاه اسماعیل دستور داد بدنش را نیز بیاورند و سه ضربت شمشیر بر شکم محمدخان شیبانی وارد کرد و فرمود: «هرکس مرا دوست دارد از گوشت این دشمن طعمه سازد». بخاطر ازدحام برای خوردن گوشت محمدخان شیبانی صوفیان قزلباش بروی هم شمشیر کشیدند و هرکس تکه ای از آن بدن را می ربود و می خورد تا اینکه تمام گوشت جسد خورده شد. حتی کاسه سر محمدخان شیبانی را با طلا و جواهر، مرصّع کردند و جام شراب شاه اسماعیل شد.
📚منبع:
روضه الصفویه، میرزا بیگ جنابندی، صفحه 241
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory