❌ اسلام ستیزی با نقاب ملی گرایی و میهن پرستی❌
⚠️چون الحاد نمی تواند بطور مستقیم با نفی خداوند، مقبول جامعه گردد، لذا با بزک نمودن چهره اش، تحت پوشش شعارهای ملی گرایانه و میهن پرستانه پا پیش نهاده، تا با موج سواری بر احساسات ایرانیان، بازار کسادش را رونق دهد. یقه دریدن برای ایران باستان و خرافات زرتشتی یک سکه سیاه هم برای این جماعت ارزشی نداشته و ندارد اصلا اینها به دیکتاتوری و نظام تبعیض آمیز زرتشتی_ساسانی اعتقادی ندارند چون باور سیاسی شان یک حکومت لیبرال است. گریه اینها برای مُرده نیست، بلکه برای حلواست. صادق هدایت که مانند کُل دُمّه شالیزار که از صدقه سری کرمانی و آخوند زاده سیراب شد، اسلام ستیزی و نژاد پرستی خود را پشت ملی گرایی و میهن پرستی پنهان می کند و در نامه های خود به حسن شهید نورایی نشان داد که فٍس ناله های ملی گرایی دروغی بیش نیست زیرا:
صادق هدایت در نامه شماره 11 خود به حسن شهید نورایی، از نهضت جدایی طلبی آذربایجان که ضد آرمانهای ملی گرایانه اوست، حمایت میکند و چنین می گوید: «نهضت آذربایجان به هر جور و با هر قوه و به دست هرکس درست شده، اقلاً نهضت پیشرو است و اصلاحاتی که در آنجا کرده اند به درد باقی مملکت می خورد».
صادق هدایت در نامه شماره 31 خود به حسن شهید نورایی، ملی گرایان و میهن پرستان را اساسا زیر سوال برده و چنین می گوید: «همه دزدها و قاچاقچی ها، میهن پرست هستند، باید هم همینطور باشد و راستی میهن مال آنهاست».
صادق هدایت همچنین در نامه شماره 41 خود به حسن شهید نورایی در تضادی آشکار به شعارهای ملی گرایانه اش این چنین به ملیت خود و ایرانیان اهانت می کند و می گوید: «اینهم جواب جوانهای تحصیل کرده تربیت شده سیاستمدار که میگفتند در حال انتقال هستیم و ایرانی باهوش است، هیچ چیز مضحکتر از هوش ایرانی نیست، شاید هوشش سُر خورده توی کونش رفته. آن کتابی که نوشته بودم[گردش در ایران] نکته های خیلی جالبی داشت. در یکجا نوشته بود ایرانیان خود را فرانسویان شرق می دانند و گمان می کنند خیلی باهوشند، اما ملتی به حماقت اینها کمتر دیده شده است».
اینها اهانات صادق هدایت به ملیت ایرانیان است، چطور میشود ملی گرایی و میهن پرستی صادق هدایت را باور کرد. اینها اسلام ستیزند، ملی گرایی و نژاد پرستی نقابی است برای اسلام ستیزی آنها.
📚منبع:
هشتادو دو نامه به حسن شهید نورایی، به قلم صادق هدایت، ص 72 و 116 و 137
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️چون الحاد نمی تواند بطور مستقیم با نفی خداوند، مقبول جامعه گردد، لذا با بزک نمودن چهره اش، تحت پوشش شعارهای ملی گرایانه و میهن پرستانه پا پیش نهاده، تا با موج سواری بر احساسات ایرانیان، بازار کسادش را رونق دهد. یقه دریدن برای ایران باستان و خرافات زرتشتی یک سکه سیاه هم برای این جماعت ارزشی نداشته و ندارد اصلا اینها به دیکتاتوری و نظام تبعیض آمیز زرتشتی_ساسانی اعتقادی ندارند چون باور سیاسی شان یک حکومت لیبرال است. گریه اینها برای مُرده نیست، بلکه برای حلواست. صادق هدایت که مانند کُل دُمّه شالیزار که از صدقه سری کرمانی و آخوند زاده سیراب شد، اسلام ستیزی و نژاد پرستی خود را پشت ملی گرایی و میهن پرستی پنهان می کند و در نامه های خود به حسن شهید نورایی نشان داد که فٍس ناله های ملی گرایی دروغی بیش نیست زیرا:
صادق هدایت در نامه شماره 11 خود به حسن شهید نورایی، از نهضت جدایی طلبی آذربایجان که ضد آرمانهای ملی گرایانه اوست، حمایت میکند و چنین می گوید: «نهضت آذربایجان به هر جور و با هر قوه و به دست هرکس درست شده، اقلاً نهضت پیشرو است و اصلاحاتی که در آنجا کرده اند به درد باقی مملکت می خورد».
صادق هدایت در نامه شماره 31 خود به حسن شهید نورایی، ملی گرایان و میهن پرستان را اساسا زیر سوال برده و چنین می گوید: «همه دزدها و قاچاقچی ها، میهن پرست هستند، باید هم همینطور باشد و راستی میهن مال آنهاست».
صادق هدایت همچنین در نامه شماره 41 خود به حسن شهید نورایی در تضادی آشکار به شعارهای ملی گرایانه اش این چنین به ملیت خود و ایرانیان اهانت می کند و می گوید: «اینهم جواب جوانهای تحصیل کرده تربیت شده سیاستمدار که میگفتند در حال انتقال هستیم و ایرانی باهوش است، هیچ چیز مضحکتر از هوش ایرانی نیست، شاید هوشش سُر خورده توی کونش رفته. آن کتابی که نوشته بودم[گردش در ایران] نکته های خیلی جالبی داشت. در یکجا نوشته بود ایرانیان خود را فرانسویان شرق می دانند و گمان می کنند خیلی باهوشند، اما ملتی به حماقت اینها کمتر دیده شده است».
اینها اهانات صادق هدایت به ملیت ایرانیان است، چطور میشود ملی گرایی و میهن پرستی صادق هدایت را باور کرد. اینها اسلام ستیزند، ملی گرایی و نژاد پرستی نقابی است برای اسلام ستیزی آنها.
📚منبع:
هشتادو دو نامه به حسن شهید نورایی، به قلم صادق هدایت، ص 72 و 116 و 137
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اسلام ستیزی با نقاب ملی گرایی ومیهن پرستی. هشتادو دو نامه به حسن شهید نورایی، به قلم صادق هدایت، ص 72 و 116 و 137
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه عباس صفوی به انگلیسی ها امتیاز و باج می دهد ❌
⚠️ شروع نفوذ استعمار پیر در ایران بخاطر عملکرد ضعیف شاه عباس صفوی بود. در آن موقع، هرمز، قلعه مهم پرتغالیها بود که باعث ناراحتی و مزاحمت در سواحل ایران بودند. شاه عباس برای نقل و انتقال نیروهایش به این جزیره کشتی جنگی نداشت، لذا از انگلیسیها کمک خواست و آنها طی قراردادی پذیرفتند. طبق این قرارداد با هزینه مشترک، مواضع پرتغالیها در خلیج فارس مورد حمله قرار خواهد گرفت. انگلیسیها نیروهای ایرانی را به جزیره هرمز و نقاط مجاور حمل خواهند کرد و مانع رسیدن کمک به پرتغالیها از طریق دریا خواهند بود. مواضع تصرف شده متعلق به ایران خواهد بود ولی غنایم بالسویه بین طرفین تقسیم خواهد شد و مرکز تجارت به گمبرون(بندر عباس) منتقل شود و انگلیسیها در این محل برای ورود کالاهای خود از هرگونه مالیات معافند و عایدات گمرکی بندر عباس نیز بطور مساوی بین ایران و انگلیس تقسیم خواهد شد. همچنین انگلیسیها باید دو یا چهار فروند کشتی در خلیج فارس نگهداری کنند تا دریانوردان و تجار ایرانی را از تعرضات پرتغالیها حفظ نمایند.
⚠️اما انگلیسیها که استعمارگرند و هیچ گربه ای محض رضای خدا، موش نمی گیرد، چپاولگری خود را آغاز نمودند و در زمان شاه عباس دوم ماهیتشان افشا شد. آنها برای سالیان دراز مقادیر عظیمی از مسکوکات طلا را بطور قاچاق از طریق بندر عباس از ایران خارج کردند که مواردی کشف شد. همچنین بر خلاف قرارداد، طی سالیان دراز حتی یک کشتی انگلیسی برای محافظت از تجار و دریانوردان ایرانی در خلیج فارس، وجود نداشت و پرتغالیها و دزدان دریایی عرب مدام به کشتیهای بازرگانی ایران حمله میکردند و آنها را غارت می نمودند. همچنین انگلیسیها کالاهایی که متعلق به خودشان نبود را قاچاق نموده و به نام خودشان از طریق بندر عباس وارد ایران میکردند.
❗️یادتان باشد که امتیاز دهی شاه عباس به اصطلاح کبیر صفوی به انگلیسیها دست کمی از شاهان قاجار نداشت.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 3، ص 280 و 299 و 300
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شروع نفوذ استعمار پیر در ایران بخاطر عملکرد ضعیف شاه عباس صفوی بود. در آن موقع، هرمز، قلعه مهم پرتغالیها بود که باعث ناراحتی و مزاحمت در سواحل ایران بودند. شاه عباس برای نقل و انتقال نیروهایش به این جزیره کشتی جنگی نداشت، لذا از انگلیسیها کمک خواست و آنها طی قراردادی پذیرفتند. طبق این قرارداد با هزینه مشترک، مواضع پرتغالیها در خلیج فارس مورد حمله قرار خواهد گرفت. انگلیسیها نیروهای ایرانی را به جزیره هرمز و نقاط مجاور حمل خواهند کرد و مانع رسیدن کمک به پرتغالیها از طریق دریا خواهند بود. مواضع تصرف شده متعلق به ایران خواهد بود ولی غنایم بالسویه بین طرفین تقسیم خواهد شد و مرکز تجارت به گمبرون(بندر عباس) منتقل شود و انگلیسیها در این محل برای ورود کالاهای خود از هرگونه مالیات معافند و عایدات گمرکی بندر عباس نیز بطور مساوی بین ایران و انگلیس تقسیم خواهد شد. همچنین انگلیسیها باید دو یا چهار فروند کشتی در خلیج فارس نگهداری کنند تا دریانوردان و تجار ایرانی را از تعرضات پرتغالیها حفظ نمایند.
⚠️اما انگلیسیها که استعمارگرند و هیچ گربه ای محض رضای خدا، موش نمی گیرد، چپاولگری خود را آغاز نمودند و در زمان شاه عباس دوم ماهیتشان افشا شد. آنها برای سالیان دراز مقادیر عظیمی از مسکوکات طلا را بطور قاچاق از طریق بندر عباس از ایران خارج کردند که مواردی کشف شد. همچنین بر خلاف قرارداد، طی سالیان دراز حتی یک کشتی انگلیسی برای محافظت از تجار و دریانوردان ایرانی در خلیج فارس، وجود نداشت و پرتغالیها و دزدان دریایی عرب مدام به کشتیهای بازرگانی ایران حمله میکردند و آنها را غارت می نمودند. همچنین انگلیسیها کالاهایی که متعلق به خودشان نبود را قاچاق نموده و به نام خودشان از طریق بندر عباس وارد ایران میکردند.
❗️یادتان باشد که امتیاز دهی شاه عباس به اصطلاح کبیر صفوی به انگلیسیها دست کمی از شاهان قاجار نداشت.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 3، ص 280 و 299 و 300
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه عباس صفوی به انگلیسی ها امتیاز و باج می دهد. سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3 ، ص 280 و 299 و 300
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ علت اندک بودن جمعیت ایران در دوره صفویه طبق مشاهدات شاردن❌
⚠️ شاردن که در زمان شاه عباس دوم به ایران آمد در سیاحتنامه خود سه دلیل برای اندک بودن جمعیت ایران در دوره صفویه بیان می کند:
1⃣ تمایل شوم ایرانیان به ارتکاب معاصی شنیع ضد طبیعت نسبت به مرد یا زن(مانند لواط گری یا رابطه جنسی معقدی با زنان و روسپی گری. الناس علی دین ملوکهم. موسس سلسله صفویه یعنی شاه اسماعیل و قزلباشان عامل اصلی ترویج لواط و روسپی گری و شرابخواری بودند در کنار ترویج مذهب تشیع دوازده امامی). «در کتاب قزلباشان در ایران از امیرحسین خنجی چنین می خوانیم: قزلباشانٍ شاه اسماعیل صفوی وقتی تبریز که مردمش سنی شافعی بودند را گرفتند، زنان و پسران تبریز را مجبور به روسپی گری و لواط کردند تا جاییکه بازرگان ونیزی از مراکز تعلیم لواط به نوجوانان تبریزی توسط قزلباشان صفوی چنین گزارش می دهد: زنان روسپی به نسبت زیبایی شان باید به قزلباشان مالیات دهند. اما بدترین رسمی که تا کنون از آن نام برده ام که بوی نفرت انگیزش به آسمان میرسد، در تبریز مکانهای عمومی و مکتب پیروان لواط وجود دارد. خود شاه اسماعیل از لواط کاران قهّار بود طبق یادداشتهای بازرگان ونیزی که خودش شاهد بوده و چنین گزارش می دهد که: شاه اسماعیل دستور داد تا 12 تن از زیباترین جوانان تبریز را به کاخ هشت بهشت ببرند، او با آنها عمل شنیع لواط را انجام داد و سپس آن جوانان را به این منظور به امرای سپاه خود که عمدتا قزلباش بودند سپرد. در نوشته های مداحان شاه اسماعیل بسیار می خوانیم که او شبها را به نوشیدن شراب و موأنست با پسران زیبارو میگذارند. با این روشها بود که شاه اسماعیل و قزلباشان بیابانهای آناتولی، مردم کشور ما را از مذهب بعقیده خودشان منسوخ(=اهل سنت) بیرون کشیده و به مذهب به اصطلاح حًقه خودشان(=تشیع دوازده امامی) در می آوردند. با ترویج رسوم پسندیده خودشان که میگساری و لواط گری بود مذهب تشیع دوازده امامی را ترویج میکردند(قزلباشان در ایران، امیر حسین خنجی، ص240 و 241)».
واضح است که مشغولیت به لواط و شراب و فاحشه ها و صیغه کردن مانع از ازدواج میگردد و حتی توالد و تناسل متأهلین را کاهش میدهد.
2⃣ شهوترانی و توجه شدید به لذائذ نفسانی. در این کشور، زنان زود بچه می آورند، ولی توالد و تناسل آنها مدتی مدید ادامه نمی یابد، بطوریکه نسوان سی ساله در جرگه پیرزنان به شمار می آیند. مردان نیز خیلی جوان تأهل اختیار می کنند و به اندازه ای در شهوترانی افراط می کنند که با وجود داشتن زنان زیاد، صاحب فرزندان زیادی نمی شوند، بعلاوه اکثر زنان سقط جنین می کنند و داروهای منع بارداری مصرف می کنند، زیرا همینکه از حمل و بارداری آنها از چهار ماه میگذرد، شوهرانشان با دیگران می پیوندند و خوابیدن با یک زن شکم بر آمده را قبیح می دانند. (وقتی فاحشه ها و روسپی خانه ها در دوره صفوی فعالیتی عمومی و آزاد دارند و فرهنگ روسپی گری و بی بندوباری جنسی ترویج میشود، مردان و زنان به سمت این انحرافات رفته و زنان ترجیح میدهند که ازدواج نکنند و یا حامله نشوند تا شوهرانشان سر از فاحشه خانه ها و آغوش روسپیان در نیاورد. ایرانیان که تا پیش از این در اخلاق و علم زبانزد ملل بودند با آمدن صفویه به سقوط و قهقرا افتادند. این میراث ننگین و نحس صفویان کافر بود).
«فاحشه خانه ها و روسپی گری به حدی بوسیله صفویان ترویج میشد که شاردن طبق مشاهداتش میگوید: فقط در شهر اصفهان 14000 فاحشه که اسمشان در دفاتر رسمی ثبت شده بود و مالیات میدادند وجود داشت و بسیاری فاحشه که اسمشان ثبت نشده بود نیز به این کار اشتغال داشتند. سیاحتنامه شاردن، ج2، ص327و 328».
3⃣ از یک قرن به این طرف بسیاری از ایرانیان همراه با خانواده های خود به هندوستان مهاجرت کردند. (میتوان دلیل عمده اش را تجاوزات و کشتار و آزار و اذیت ایرانیان اکثرا سنی مذهب توسط شاهان و قزلباشان صفوی دانست).
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 4، ص 21
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاردن که در زمان شاه عباس دوم به ایران آمد در سیاحتنامه خود سه دلیل برای اندک بودن جمعیت ایران در دوره صفویه بیان می کند:
1⃣ تمایل شوم ایرانیان به ارتکاب معاصی شنیع ضد طبیعت نسبت به مرد یا زن(مانند لواط گری یا رابطه جنسی معقدی با زنان و روسپی گری. الناس علی دین ملوکهم. موسس سلسله صفویه یعنی شاه اسماعیل و قزلباشان عامل اصلی ترویج لواط و روسپی گری و شرابخواری بودند در کنار ترویج مذهب تشیع دوازده امامی). «در کتاب قزلباشان در ایران از امیرحسین خنجی چنین می خوانیم: قزلباشانٍ شاه اسماعیل صفوی وقتی تبریز که مردمش سنی شافعی بودند را گرفتند، زنان و پسران تبریز را مجبور به روسپی گری و لواط کردند تا جاییکه بازرگان ونیزی از مراکز تعلیم لواط به نوجوانان تبریزی توسط قزلباشان صفوی چنین گزارش می دهد: زنان روسپی به نسبت زیبایی شان باید به قزلباشان مالیات دهند. اما بدترین رسمی که تا کنون از آن نام برده ام که بوی نفرت انگیزش به آسمان میرسد، در تبریز مکانهای عمومی و مکتب پیروان لواط وجود دارد. خود شاه اسماعیل از لواط کاران قهّار بود طبق یادداشتهای بازرگان ونیزی که خودش شاهد بوده و چنین گزارش می دهد که: شاه اسماعیل دستور داد تا 12 تن از زیباترین جوانان تبریز را به کاخ هشت بهشت ببرند، او با آنها عمل شنیع لواط را انجام داد و سپس آن جوانان را به این منظور به امرای سپاه خود که عمدتا قزلباش بودند سپرد. در نوشته های مداحان شاه اسماعیل بسیار می خوانیم که او شبها را به نوشیدن شراب و موأنست با پسران زیبارو میگذارند. با این روشها بود که شاه اسماعیل و قزلباشان بیابانهای آناتولی، مردم کشور ما را از مذهب بعقیده خودشان منسوخ(=اهل سنت) بیرون کشیده و به مذهب به اصطلاح حًقه خودشان(=تشیع دوازده امامی) در می آوردند. با ترویج رسوم پسندیده خودشان که میگساری و لواط گری بود مذهب تشیع دوازده امامی را ترویج میکردند(قزلباشان در ایران، امیر حسین خنجی، ص240 و 241)».
واضح است که مشغولیت به لواط و شراب و فاحشه ها و صیغه کردن مانع از ازدواج میگردد و حتی توالد و تناسل متأهلین را کاهش میدهد.
2⃣ شهوترانی و توجه شدید به لذائذ نفسانی. در این کشور، زنان زود بچه می آورند، ولی توالد و تناسل آنها مدتی مدید ادامه نمی یابد، بطوریکه نسوان سی ساله در جرگه پیرزنان به شمار می آیند. مردان نیز خیلی جوان تأهل اختیار می کنند و به اندازه ای در شهوترانی افراط می کنند که با وجود داشتن زنان زیاد، صاحب فرزندان زیادی نمی شوند، بعلاوه اکثر زنان سقط جنین می کنند و داروهای منع بارداری مصرف می کنند، زیرا همینکه از حمل و بارداری آنها از چهار ماه میگذرد، شوهرانشان با دیگران می پیوندند و خوابیدن با یک زن شکم بر آمده را قبیح می دانند. (وقتی فاحشه ها و روسپی خانه ها در دوره صفوی فعالیتی عمومی و آزاد دارند و فرهنگ روسپی گری و بی بندوباری جنسی ترویج میشود، مردان و زنان به سمت این انحرافات رفته و زنان ترجیح میدهند که ازدواج نکنند و یا حامله نشوند تا شوهرانشان سر از فاحشه خانه ها و آغوش روسپیان در نیاورد. ایرانیان که تا پیش از این در اخلاق و علم زبانزد ملل بودند با آمدن صفویه به سقوط و قهقرا افتادند. این میراث ننگین و نحس صفویان کافر بود).
«فاحشه خانه ها و روسپی گری به حدی بوسیله صفویان ترویج میشد که شاردن طبق مشاهداتش میگوید: فقط در شهر اصفهان 14000 فاحشه که اسمشان در دفاتر رسمی ثبت شده بود و مالیات میدادند وجود داشت و بسیاری فاحشه که اسمشان ثبت نشده بود نیز به این کار اشتغال داشتند. سیاحتنامه شاردن، ج2، ص327و 328».
3⃣ از یک قرن به این طرف بسیاری از ایرانیان همراه با خانواده های خود به هندوستان مهاجرت کردند. (میتوان دلیل عمده اش را تجاوزات و کشتار و آزار و اذیت ایرانیان اکثرا سنی مذهب توسط شاهان و قزلباشان صفوی دانست).
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 4، ص 21
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ علت اندک بودن جمعیت ایران در دوره صفویه طبق مشاهدات شاردن. سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج 4، ص 21
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ترویج روسپی گری و شرابخواری و لواط گری توسط شاه اسماعیل صفوی و قزلباشان در کنار ترویج تشیع دوازده امامی در ایران. قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، ص 240 و 241
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تشویق زنان و دختران ایرانیان به فاحشگی و تن فروشی توسط شاهان صفوی. حمایت حکومت صفوی از پیشه منحوس فاحشگی در ایران. سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج2، ص327 و 328
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ تاثیر صفویان بر خلق و خوی ایرانیان ❌
⚠️از عادات شاهان و قزلباشان صفوی، لواط گری و شرابخواری معاشرت با روسپیان بود که بر عامه مردم نیز اثر گذاشت. در قهوه خانه های صفویه که در اصل دکان لواطه و فساد بود، کودکان گرجی با پوششی شهوت انگیز و زلفانی مانند دختران، به رقص و نمایش و خواندن اشعار زشت و تحریک آمیز می پرداختند. طالبین، هرکدام ازین بچه ها را به هرکجا که می خواستند می بردند و قهوه خانه ای که کودکان زیباتر و جذابتری داشت، مشتری بیشتری هم داشت. شاه عباس دوم با اینکه خودش غرق در فسق و فساد بود با فشار صدر اعظم خود، بساط این قهوه خانه ها را جمع کرد. نوشیدن شراب و مسکرات برای مسلمانان حرام شده، ولی علیرغم تحریم مذهبی تقریبا کسی پیدا نمیشود که شراب ننوشد در دوره صفویه. اشخاص موقری که به علت تحریم مذهبی از خوردن شراب امتناع دارند، خشخاش و شیره و تریاک استعمال می کنند و از خود بیخود میشوند.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج4 ، ص 278 و 282
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️از عادات شاهان و قزلباشان صفوی، لواط گری و شرابخواری معاشرت با روسپیان بود که بر عامه مردم نیز اثر گذاشت. در قهوه خانه های صفویه که در اصل دکان لواطه و فساد بود، کودکان گرجی با پوششی شهوت انگیز و زلفانی مانند دختران، به رقص و نمایش و خواندن اشعار زشت و تحریک آمیز می پرداختند. طالبین، هرکدام ازین بچه ها را به هرکجا که می خواستند می بردند و قهوه خانه ای که کودکان زیباتر و جذابتری داشت، مشتری بیشتری هم داشت. شاه عباس دوم با اینکه خودش غرق در فسق و فساد بود با فشار صدر اعظم خود، بساط این قهوه خانه ها را جمع کرد. نوشیدن شراب و مسکرات برای مسلمانان حرام شده، ولی علیرغم تحریم مذهبی تقریبا کسی پیدا نمیشود که شراب ننوشد در دوره صفویه. اشخاص موقری که به علت تحریم مذهبی از خوردن شراب امتناع دارند، خشخاش و شیره و تریاک استعمال می کنند و از خود بیخود میشوند.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج4 ، ص 278 و 282
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ کندن چشمان منجّم باشی بدستور شاه صفی یکم صفوی ❌
⚠️این ماجرا در زمان شاه صفی یکم، پدربزرگ شاه فعلی(=شاه سلیمان) روی داد. یک روز شاه صفی یکم در مجمع عمومی که حسب المعمول تمام بزرگان از جمله منجّم باشی در آن گرد آمده بودند، به اجرای عدالت در مورد پنج یا شش نفر از اعیان و اشراف مشغول بود و به فرمان وی، آنها را در حضور ملوکانه قطعه قطعه می کردند. در تمام مدت اجرای مجازات، شاه صفی به دقت تمام حضّار مجلس را زیر نظر داشت و مشغول مطالعه تاب و توان و ظرفیت اشخاص بود، که مشاهده کرد منجّم باشی(=سر اختر شناس) هنگام وارد شدن ضربات شمشیر، چشمان خویش را اندکی می بندد، گویی توانایی دیدن چنین وحشیگری را ندارد. شاهنشاه ازین حرکت منجم باشی خشمگین شد و خطاب به یکی از حکام ایالات که نزدیک منجم باشی نشسته بود فریاد زد: «خان، چشمان این سگ را که در جانب چپ شماست بکنید زیرا موجب مزاحمت وی هستند و او نمیتواند نگاه کند»، البته این فرمان فی الفور اجرا شد و چشمان منجّم باشی را در آوردند.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 5، ص129
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️این ماجرا در زمان شاه صفی یکم، پدربزرگ شاه فعلی(=شاه سلیمان) روی داد. یک روز شاه صفی یکم در مجمع عمومی که حسب المعمول تمام بزرگان از جمله منجّم باشی در آن گرد آمده بودند، به اجرای عدالت در مورد پنج یا شش نفر از اعیان و اشراف مشغول بود و به فرمان وی، آنها را در حضور ملوکانه قطعه قطعه می کردند. در تمام مدت اجرای مجازات، شاه صفی به دقت تمام حضّار مجلس را زیر نظر داشت و مشغول مطالعه تاب و توان و ظرفیت اشخاص بود، که مشاهده کرد منجّم باشی(=سر اختر شناس) هنگام وارد شدن ضربات شمشیر، چشمان خویش را اندکی می بندد، گویی توانایی دیدن چنین وحشیگری را ندارد. شاهنشاه ازین حرکت منجم باشی خشمگین شد و خطاب به یکی از حکام ایالات که نزدیک منجم باشی نشسته بود فریاد زد: «خان، چشمان این سگ را که در جانب چپ شماست بکنید زیرا موجب مزاحمت وی هستند و او نمیتواند نگاه کند»، البته این فرمان فی الفور اجرا شد و چشمان منجّم باشی را در آوردند.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 5، ص129
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شیوع خرافات و شرک در دوره صفویه ❌
⚠️ منجّمین شاهنشاه، احتمالات نجومی را بر حسب اتفاق و تصادف تعیین میکردند، اما اتفاقی افتاد که نظر مرا تغییر داد و آن مرگ شاه عباس دوم بود(اینهم تصادف بود). اما موضوع شایان توجه این است که شرنوشت این شاه، توسط منجمان بصراحت پیشگویی شده بود، فی المثل بعلت بیماری تناسلی، دملی در حلق شاه پدید آمد و حنجره شاه را شکافته بود و هر چه غذا میخورد از آنجا خارج میشد. البته این بیماری برای پادشاهی که حرمسرایش انباشته از پری رویان اطراف و اکناف کشور بود که حتی گوشه چشم مردی به آنها نیفتاده، غیر مترقبه بود.
یکی روشهای درمانی ایرانیان دوره صفوی این بود که یک سینی پر از خوردنی و یا مبلغی پول دور سر شخص می گردانند و ادعیه و اذکاری می خوانند و نذر این شخص میکنند جهت کفاره گناهانش و سینی را به فقیران می بخشند تا مرض شخص درمان شود.
اما در دوره صفویه زنان عقیم برای استخلاص خود ازین بدبختی به هرگونه اقدامی دست میزنند و به همه چیز متشبث میگردند از جمله سحر و جادو و.... فی المثل من خانمی را دیدم که بعد از یأس و حرمان از توسل به ائمه علیه السلام، به کلیساهای مسیحیان متوسل شده بود.
اما پیشگویان و فال بینان و معبّران در تمام شهرهای بزرگ ایران حجراتی دارند و در اصفهان مراکز متعددی برای اینکار وجود دارد، بخصوص در جنب کاخ همایونی که در آنجا انبوه عظیمی از عوام الناس ساده لوح مشاهده میگردد.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 5، ص241 و 252 و 259
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ منجّمین شاهنشاه، احتمالات نجومی را بر حسب اتفاق و تصادف تعیین میکردند، اما اتفاقی افتاد که نظر مرا تغییر داد و آن مرگ شاه عباس دوم بود(اینهم تصادف بود). اما موضوع شایان توجه این است که شرنوشت این شاه، توسط منجمان بصراحت پیشگویی شده بود، فی المثل بعلت بیماری تناسلی، دملی در حلق شاه پدید آمد و حنجره شاه را شکافته بود و هر چه غذا میخورد از آنجا خارج میشد. البته این بیماری برای پادشاهی که حرمسرایش انباشته از پری رویان اطراف و اکناف کشور بود که حتی گوشه چشم مردی به آنها نیفتاده، غیر مترقبه بود.
یکی روشهای درمانی ایرانیان دوره صفوی این بود که یک سینی پر از خوردنی و یا مبلغی پول دور سر شخص می گردانند و ادعیه و اذکاری می خوانند و نذر این شخص میکنند جهت کفاره گناهانش و سینی را به فقیران می بخشند تا مرض شخص درمان شود.
اما در دوره صفویه زنان عقیم برای استخلاص خود ازین بدبختی به هرگونه اقدامی دست میزنند و به همه چیز متشبث میگردند از جمله سحر و جادو و.... فی المثل من خانمی را دیدم که بعد از یأس و حرمان از توسل به ائمه علیه السلام، به کلیساهای مسیحیان متوسل شده بود.
اما پیشگویان و فال بینان و معبّران در تمام شهرهای بزرگ ایران حجراتی دارند و در اصفهان مراکز متعددی برای اینکار وجود دارد، بخصوص در جنب کاخ همایونی که در آنجا انبوه عظیمی از عوام الناس ساده لوح مشاهده میگردد.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 5، ص241 و 252 و 259
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شیوع خرافات و شرک در دوره صفویه. سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج5، ص 241 و 252 و 259
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory